مشروح مذاکرات تدوین قانون اساسی


+ جلسه دوازدهم 14 شهریور 1358

جلسه ساعت 30/16 دقیقه روز چهاردهم شهریور ماه 1358 هجری شمسی برابر با سیزدهم شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آقای دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه
2ـ بحث پیرامون اصل سوم قانون اساسی
3ـ پایان جلسه دبیرخانه مجلس بررسی نهائی قانون اساسی

[-------------------------------------------------------------]


1ـ اعلام رسمیت جلسه

نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
با حضور پنجاه و هفت نفر از هفتاد و دو نفر مجموع نمایندگان جلسه رسمی است.
دستور جلسه رسمی است.
دستور جلسه چند اصل از قانون اساسی است که یک یک مطرح خواهد شد و پس از بررسی رأی گرفته خواهد شد، امیدوارم با همکاری بیشتر برای استفادة کاملتر از وقت موفق بشویم اصولی که برای جلسة امروز در نظر گرفتهایم به تصویب برسد.
اصل سوم مطرح است آقای مقدم مراغهای فرمایشی داشتید؟ (مقدم مراغهای ـ من مخالف هستم) مخالف با چه چیز؟ (مقدم مراغهای ـ با اصل سوم) اینجا در این لیست قبلا آقای آیت و آقای فارسی و آقای مقدم مراغهای و بعداً آقای خامنهای نوبتشان یادداشت شده است.
اصل سوم، اول خوانده میشود و بر طبق آئیننامه یک مخالف و یک موافق و اگر ایجاب کرد بیشتر صحبت خواهند کرد.
سبحانی ـ چون این متن الان بدست ما رسیده و وقت مطالعة آنرا نداشته ایم، نمیتوانیم راجع به آن تصمیم نهائی بگیریم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این اصل قبلا به آقایان داده شده است و در اینجا فقط تغییرات است و تفاوت اصلی و اساسی در آن نیست.
بعلاوه این اصل چند روز است در اختیار نمایندگان است و این تغییرات جزئی مربوط به امروز صبح است، علتش هم این است که امروز صبح از اول وقت تا آخر وقت دوستانتان زحمت کشیدند تا توانستند این را تهیه کنند و زودتر از این میسر نبوده زیرا بدون اینکه هیچ فرصتی را از دست داده باشند آنرا تهیه کردند (یکی از نمایندگان ـ حتی قبل از ظهر یک نسخه برای هر گروه هم فرستاده شده مگر گروههائی که کارشان را زودتر تمام کرده باشند) ایشان میگویند که قبل از ظهر یک نسخه برای هر گروه فرستاده شده مگر گروههائی که کارشان را زودتر تمام کردهاند، به هر حال در این فرصت اینجا عرض کنم که یک وقت کل اصل عوض شده و یک اصل جدید است، آن وقت این نقد آقایان بجا بود.
کل اصل، جدید نیست این همان اصلی است که چند روز است در اختیار آقایان است.
اصل سوم قرائت میشود.
(یکی از نمایندگان ـ مثل اینکه تابلو عده حاضر را بطور صحیح نشان نمیدهد) این تذکر بجائی است لطفاً این تابلو عوض بشود چون طرز کارش غلط است، امیدوارم که تذکرات آقایان دستور جلسه را قطع نکند.

2ـ بحث پیرامون اصل سوم قانون اساسی

نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل سوم «جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه امکانات خود را در راه رسیدن به آرمانهای زیر بکار برد.

1ـ ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیة مظاهر فساد و تباهی.

2ـ بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی در همة زمینهها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانههای گروهی و وسایل دیگر.

3ـ آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.

4ـ تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینههای علمی و فنی فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.

5ـ طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.

6ـ محو هرگونه استبداد و خودکامگی و هر نوع سلطهجوئی و انحصارطلبی.

7ـ تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.

8ـ مشارکت عامة مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.

9ـ رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات مساوی و عادلانه برای همه در تمام زمینههای مادی و معنوی.

10ـ ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیرضرور بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامی.
1
1ـ تقویت کامل بنیة دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
1
2ـ پیریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.
1
3ـ تامین خود کفائی در علوم و فنون و صنعت کشاورزی و امور نظامی و غیره.
1
4ـ تأمین حقوِ همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
1
5ـ توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم.
1
6ـ برقراری روابط عادلانه با همه ملل تعهد برادرانه در قبال ملل و مسلمان و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان.
همانطور که ملاحظه میفرمائید این اصل بیان کننده قسمت آخر اصل دوم یا تفصیل و فصل بندی مطالب است که در حقیقت میتواند فهرست گونه مختصری هم از مباحث اصول آینده قانون اساسی باشد و دیروز و پریروز هم دراین باره توضیح داده شد که درج این اصل در اینجا بدین منظور است که یکی بصورت فشرده وظیفه قانونگذاری و اجرای قانون را در آینده مشخص کند و جهت کلی قانون اساسی ما را در شاخههای مختلف نشان بدهد و هم برای خود ملت ما که امروز در انتظار آن هستند که قانون اساسی میخواهد چه مسائلی از مسائل آنان را اولویت بدهد و هم برای سایر مردم روشن گر کلی راه باشد.
بنابراین هدفی بوده است که آقایان از درج این اصل اعلام کردهاند و خواهش میکنم بحثهائی که میشود ناظر به این هدف و دلیل باشد واگر واقعاً دلائلی علیه آن است و باید اقامه بشود، فشرده بیان بشود بطوری که بتوانیم امروز با وقت محدود، کار لازم را انجام بدهیم، آقای آیت بفرمائید.
دکتر آیت ـ در مادة بیست و شش آئیننامه داریم که باید اصول مطرح بشود، یعنی اصولی که کمیسیونها میدهند.
ما البته یک توافق ضمنی نه به طوری که جنبه قانونی داشته باشد کردهایم که کمیسیون چهارده نفری یک متنی را تهیه بکند و آن مطرح بشود.
معهذا در این مورد گزارشی داریم که نظرات گروهها در مورد اصل سه الحاقی است و من معتقدم اول آن مطرح بشود.
بعضی از گروهها هم معتقد به حذف این اصل هستند بعد اگر تصویب شد که این مطرح بشود، آنوقت مطرح بشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ در مورد تذکر آقای آیت توضیح میدهم که البته بحث اول در مورد هر اصلی اینست که این اصل ضرورت دارد باشد یا نباشد.
بنابراین مخالف و موافق درست میتوانند پیرامون این بعد از گزارش صحبت کنند.
همانطوریکه ملاحظه میفرمائید بقیه گزارشها هم اصلاح لفظی است و متن جدیدی پیشنهاد نشده (منتظری ـ بعضیها هم متن جدیدی پیشنهاد کردهاند) اگر شده باشد آنها را هم به نوبت مطرح میکنیم خوب، آقای فارسی بفرمائید.
جلال فارسی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
ایرادهائی که برای این اصل مشروح وارد هست خیلی زیاد است.
عرض کنم که یک مقدار از این ایرادات در ارتباط این اصل با اصل قبلی است چون که در این اصل گفته میشود که: «جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به هدف مذکور در اصل دوم این کارها را انجام بدهد» اولا وظیفه متعلق به شخص یا مجموعهای از اشخاص میشود.
اینجا معلوم نیست که جمهوری اسلامی نظام است، چنانکه در اصول قبل آمده یا درست است بمعنای اخص آن اینجا باید مشخص بشود وظیفه برعهده انسانها یا هیأتی از انسانها گذاشته بشود نه بر عهده نظام.
ثانیاً میگوید برای نیل به هدف مذکور، وقتی به اصل دوم مراجعه میکنیم میبینیم سه هدف است یکی «قسط و عدل»، یکی «استقلال فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی» و یکی «همبستگی ملی» اینها سه چیز جدا از هم است حالا فرض کردیم که اینهم درست شد و هدفهای مذکور در اصل دوم شد که دولت جمهوری اسلامی موظف است تمام امکانات را برای نیل به این هدفها بکار ببندد، بعد میگوید برای نیل به این سه هدف» باید به آرمانهای زیر برسد یعنی این جا آرمانها فرع بر هدفها قرار گرفتهاند، در حالی که ما از آرمان، هدف بعید و دیررس را میفهمیم، مثلا وحدت مسلمین یک آرمان برای مسلمین است نه اینکه این هدف کوچکی باشد که وقتی این آرمانها به تحقق برسد تازه به قسط و عدل و به همبستگی ملی برسیم، علاوه بر این آنچه در ذیل اصل ذکر شده وسیله و راه است، نه آرمان و نه هدف.
ملاحظه میفرمایند «محو هرگونه استبداد» این وسیله است «طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب» وسیله است برای تأمین استقلال سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، یک آشتفتگی در روابط اینها وجود دارد که کاملا محرز است.
بنابراین راه اصلاحش اینست که کلمه «آرمانها» را تبدیل کنیم به «وسایل».
تازه یک سری اشکال به شانزده بند این اصل وارد میشود یا بر بیش از یک اصل که حالا توضیح میدهم.
البته نمیتوانم تمام ایرادات را ذکر کنم همین مقدار که وقت اجازه میدهد عرض میکنم.
دیگر تکرار هدفها است، اگر «آرمانها» را بنویسیم «راهها و وسایل» دو اشکال پیدا میشود، یکی در رابطه با بندهای همین اصل و یکی در رابطه با آنچه در اصل دوم خودمان بعنوان راه و وسیله اتخاذ کردیم.
ایراد آقای بنیصدر در مورد اصل دوم پیاده شده و پایهها را از هدفها و روشها جدا کردیم، آنجا ملاحظه میفرمائید که یکبار سه راه داریم برای رسیدن به سه هدفی که عبارت است از قسط و عدل، استقلا سیاسی و همبستگی ملی، که این سه راه و وسیله است برای رسیدن به این سه هدف، در اینجا شانزده راه و وسیله دیگر ردیف شده که رابطهاش نه با آن راهها معلوم است و نه با این هدفها.
علاوه بر اینکه یک راه و وسیله است بنام استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری در پیشبرد اینها، این یک وسیله و راه است برای اینکه ما مثلا به این سه هدف برسیم.
این باز در اصل پیشنهادی سوم یک وسیله هست که عبارت است از «تامین خود کفائی در علوم و فنون».
یک بار یعنی اینکه ما خود کفا باشیم از نظر علمی و فنی و از خارج وارد نکنیم و این شده وسیله برای رسیدن به قسط و عدل و همبستگی ملی و یک بار استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری شده یک وسیله.
علاوه بر اینکه اگر این آرمانها تبدیل به وسیله بشود و اینها وسایل باشند برای آن هدفها، خود کفائی باید هدف باشد نه استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته، چون آن راهی است که ما را به خودکفائی میرساند، بعد یک دسته هدفهای دیگر در شرح این وسایل شانزدهگانه ذکر میشود.
یکبار در مقدمة این اصل میگویند که ما داریم راهها و روشها و وسایل را شرح میدهیم یک بار در اصل ده میگوید «ایجاد نظام اداری صحیح» و این را گذاشته روش و وسیله، بعد یک هدف هم آنجا تعیین میکند.
شما در مقدمة همین اصل میخواهید وسایلی را برای رسیدن به هدفهای پایین اصل دوم شرح بدهید ولی یکبار ر بند ده میگوید «ایجاد نظام اداری صحیح به منظور تحقق اهداف انقلاب اسلامی»، یا در بند یازده میگوید «تقویت کامل بنیه دفاع ملی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور» این هدفی است که قبلا بصورت استقلال سیاسی در آنجا ذکر کردیم آنوقت چیزهای نا مربوطتری هم هست مثل بند شانزه که میگوید «برقراری روابط عادلانه با همة ملل و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان» اینها در سطح جهانی است، اینها وسیله نیست برای اینکه قسط و عدل را در داخل تامین کند بلکه هدفی است بزرگتر در صحنة جهانی که آن هدف قسط و عدل در جامعه اسلامی را انجام میدهد.
ما یک بار همبستگی ملی را در داخل انجام میدهیم ولی یک جزء از هدف بزرگتر، همبستگی به ملل مستضعف و مسلمان است نه اینکه همبستگی با ملل اسلامی یا ملل مستضعف وسیله بشود برای همبستگی ملی.
علاوه بر اینکه مطالب دیگر هم هست مثلا در بند دوازده میفرمایند «پیریزی اقتصاد صحیح جهت ایجاد رفاه و رفع فقر...
» که این بار یک هدف برای این کار شده در حالی که ما گفتیم تمام این وسایل ما را میرساند به آنجا، علاوه بر اینکه در همین اصل آورده شده «تعمیم بیمه» که با پیریزی اقتصاد صحیح نامتناسب است، بیمه در بخش خدمات هم باید انجام بشود، در بخش غیر دولتی هم باید انجام بشود، این یک چیز مستقلی میخواهد.
عرایض بنده به اختصار همین است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مقدم مراغهای بفرمائید.
مقدم مراغهای ـ بنام خدا، اول میخواستم یک استدعائی از حضور حضرات آیات بکنم و این برای همیشه تا آخر مجلس باشد، چون در وضع مشکلی ما هستیم ما از کوچکی عادت کردهایم که به لباس روحانیت احترام بگذاریم و این احترام همیشه در خون ما هست و برای من مشکل است وقتی مطلبی از طرف آیات عظام عنوان میشود، در مقابل آن یک اظهارنظری بکنم.
اکنون اجازه بفرمایند ایرادات خود را عرض کنم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ با تشکر یادآوری میکنم که در عین سپاسگزاری از محبت و عاطفه فرهنگ پر ادب جنابعالی، همه ما به صراحت کامل و آزادی کافی در برخورد عقاید عادت کردهایم و همان احترام قلبی که جنابعالی نسبت بهمه آقایان احساس میکنید، ایجاب میکند که ما هم یکجا و برای همیشه بگوئیم که در این جلسه بیان آراء و عقاید نه تنها خلاف ادب و احترام نیست، بلکه لازمة محبت و ادب و احترام است.
مقدم مراغهای ـ متشکرم تعارف نبود، قلبی بود.
به هر حال مطالبی را که آقای فارسی فرمودند در اشاره بمواد و بندها بود، بنده از آن دیدگاه نگاه نمیکنم بلکه از دیدگاه کلیات اصول است.
مطابی که اینجا بطور منفرد در همه بندهای این اصل آمده خوبست ولی جایش اینجانیست اینها قسمتهائی هستند که باید در مقدمه جا داده بشود.
یک مسائلی هست که باید صریحتر و روشنتر درجای خودش گفته بشود و گفته شده که اگر توجه کنید مثلا در حقوِ ملت ما تمام این مطالب را خیلی صریح میخواهیم تصویب کنیم زیرا مردم میخواهند مفهوم آنها را خوب بدانند و این جملات کلی آنها را اقناع نمیکند و شاید در تعبیر و تفصیل بعداً یک اشکالاتی بوجود بیاید.
بنابراین در حقوِ ملت آن چیزی که حقوِ ملت است باید صریح و روشن گفته شود، این است که بنده معتقدم که بیشتر اینها زیادی بوده و توضیحاتی است که بعداً ممکن است ایجاد اشکال کند و از آن فایدهای متصور نیست.
قانون اساسی باید مختصر، صریح، روشن، موجز و برای همه قابل درک باشد.
این برای خواص نباید باشد.
همانطور که آقایان میدانند اسلام یک دنیای وسیعی است که همه افراد عادی نمیتوانند به آن آگاهی پیدا کنند.
در اینجا آن عصارهای که از مجلس خارج میشود باید صریح و روشن و قابل درک برای تمام مردم وتوده عوام باشد.
البته در اینجا استفاده میکنم که چرا این اشکال برای ما پیدا میشود چون اگر ما روز بروز کار انجام بدهیم یک روز در آخر کار میبینیم فرصتها از کف رفته و یک اشتباهاتی یا نواقصی در کار ما بوده است.
الان سه ماه است که قانون اساسی برای مردم مطرح است.
بنده خودم بعنوان اهل نظر سه بار در رادیو و دوبار در تلویزیون اظهارنظر کردم و مبنای مذاکرات ما آن اصولی بوده که در پیش نویس تنظیم شده و حاصل بررسی و مطالعه عدهای از کارشناسان بود که چهارچوب قانون را تعیین کرده بود، یعنی صغری و کبری مطالب پیوسته و روشن آمده بود و موزون هم بود.
البته ایراداتی داشت ولی قابل اصلاح بود و بایستی اصلاح میشد، زیرا از روش ترکیب، یک روش منطقی را دنبال کرده بودند.
مثلا فرض بفرمائید ما از اول گفتیم که جمهوری اسلامی، خیلی روشن هم اسلامیاش را معنی کرده بود، هم جمهوری را که مراد از این جمهوری اسلامی که اینهمه خون در راه آن ریخته شده چیست و چه بایستی باشد؟ ما الان فکر میکنیم یک اصلی را که بررسی میکنیم تمام مطاب را در همان اصل باید بگنجانیم و حال آنکه یکصد و پنجاه و یک اصل است و اگر ملاحظه بکنید میبینید که این اصول یک پیوستگی منطقی با هم داشته و من نمیدانم چطور شد، زیرا روز اول قرار بود از طرف کارشناسانی که این گزارش را تهیه کرده بودند، گزارشی بعرض مجلس خبرگان برسد چون حیف است که ما نتیجه مطالعاتی را که بوسیله صاحبنظران انجام شده نادیده بگیریم و دوباره خودمان از نو یک اصول دیگری را تنظیم کنیم زیرا در بعضی مواد مطالبی متضاد آنچه با مردم صحبت کردهایم دیده میشود.
خود بنده در تمام روستاهای آذربایجان رفتهام و واقعاً فعالیت کردم و مطالب را تشریح کردم، به مردم گفتم که هدف چیست و وظیفة دولت چه خواهد بود.
بنابراین وظیفة مردم هم باید در اینجا روشن شود و من در مقابل مردم متعهد هستم.
اگراین اصول، همان اصول باشد البته میتوان آن را در یک ماه تمام کرد ولی اگر قید یک ماه و شش هفته را بر دارید تا وسعت وقت داشته باشیم و بتوانیم بحث کنیم، البته یک قانون اساسی جدیدی بدون توجه به آن مطالعاتی که انجام شده میتوایم تنظیم کنیم.
ولی من میبینم هر روز صبح ما را در فشار میگذارند که آقا ساعت ده و نیم نزدیک شد زودتر نظرتان را بدهید این عجله و شتاب چرا؟ اگر ما اشتباهی مرتکب بشویم عواقب و نتایج آن در درازمدت خیلی گران تمام میشود.
به این جهت بود که با ایمان و عقیدهای که به جمهوری اسلامی دارم و با آنکه امیدوارم و آرزوئی جز این ندارم که این جمهوری به ثمر برسد، نظر خودم را عرض کردم و استدعا دارم در آن چیزی که بنده با اجمال گفتم توجه بیشتری بفرمائید.
یک گله هم دارم و آن را عرض میکنم و مرخص میشوم.
در کمیسیونها گفته شد به آن کمیسیون چهارده نفری فقط یک نظر را ارائه میشود کرد، آن هم نظر اکثریت را، چرا؟ اگر من در یک کمیسیون یک نظر صحیح داشتم چرا نباید ارائه بشود و مطرح بشود؟ الان تهیه پانزده نفر برای ارائه یک طرح در این مجلس برای کسی مثل بنده کار آسانی نیست چون آشناییهای ما کم است و بایستی این تضییق برای آن کسانی که نظریات نامتجانس دارند، از بین برود.
البته در اصول اسلامی بنده هیچگونه نه اجازه دارم اظهار نظر کنم و نه خواهم کرد ولی در آن چیزی که مربوط به حقوِ ملت ومسائل من هم باید بعنوان یک فرد اجازه داشته باشم که نظراتم را به مجلس تقدیم بکنم معذرت میخواهم از تصریح خاطر آقایان.
نایب رئیس (بهشتی) ـ تنها یک تذکر را لازم میدانم که در رابطه با وظیفه هیأت رئیسه برای روشن شدن آقای مقدم مراغهای و همه بدهم و آن این است که اظهارنظر در داخل کمیسیون آزاد است ولی اگر نظری در داخل یک کمیسیون نتوانسته باشد اکثریت آراء را بدست بیاورد و بعد بخواهد در مجلس مطرح بشود بدین منظور که آرائی جذب بکند، این خیلی بعید است و وقت را بمقدار زیادی میگیرد، به این جهت بود که فکر کردیم لااقل صاحب این نظر با مذاکرات خصوصی قانع کنندهتر بتواند یک عدهای را با خودش موافق کند.
گمان نمیکنم نظم دادن به اظهار نظر، معنایش تضییق باشد.
بجاست که یک نفر موافق صحبت کند ولی برای صرفهجوئی در وقت بهتر است که اول یک مخالف صحبت کند و بعد یک موافق.
آقای خامنهای بعنوان مخالف نام نوشتهاید (خامنهای ـ بلی) بفرمائید و ضمناً توجه بفرمائید که حاضران جلسه مدتی است هفتاد و یک نفر هستند چون در آغاز جلسه پنجاه و یک نفر بودند.
خامنهای ـ بسیاری از مطالبی را که در نظرم بود نمایندگان محترم قبل از من گفتند و بنابراین از آن مطالب میگذرم اما حرف من در دو قسمت خلاصه میشود که بیشتر آن را آقای فارسی گفتند و خلاصه روی کل قضیه است.
من شاید آنچه که وظیفة اعم خود میدانستم بگویم، آن قسمتی بود که مربوط به تدوین قانون بود.
چون من جسارت میدانم که در حضور بزرگانی که اینجا هستند و هر کدام در قسمتی متخصص، بخصوص آقایان علماء که متخصصین واقعی اسلام و فقه هستند بگویم که آقایان بنشینید و قانون را برابر احکام اسلام بنویسید، اصلا مقام نصیحت و ارشاد آقایان را به تقوا یک نوع تظاهر میدانم.
بنابراین، این قسمت مفروغ عنه است اما این قسمت دوم را تأکید داشتم و مسئول میدانستم که ما اینجا برای بیان حقایق اسلام نیامدهایم ما اینجا باید حقایق اسلام را در یک قالب ایران پسند و دنیا پسند که مخالفین ساکت بشوند و موافقین خوشحال بشوند، در یکصد و پنجاه یا تعداد اصول بیشتری بریزیم و اینها اصول قانون باشد، بعنوان اینکه نقش تعیین کننده داشته باشد و شعار باشد زیرا معنای قانون این است و الا ما در تعریف اخلاِ میشنویم که میگویند آنست که ضمانت اجرا ندارد و درج آن در قانون بسیار مشعشتر است اما اثر عملی ندارد.
ما در اینجا برای بیان اخلاِ اسلامی نیامدهایم، گو اینکه باید آنرا هم بگنجانیم ولی ما اینجا کلماتی میخواهیم و جملاتی و اصولی میخواهیم که در درجه اول بودن و نبودنش در سرنوشت ما و دیگران مؤثر باشد، نقش داشته باشد و تعیین کننده باشد.
تعریف جامع و مانع که میکنیم همین است.
بنابراین چیزی ننویسیم که از آن استفاده وسیعتر بشود یا چیزی ننویسیم که بیان کنندة مکنونات ذهن ما نباشد.
علیهذا چون این اصلا قدری نامناسب است، بیش از این خجالت میکشم چیزی بگویم و بر میگردم به آن الفاظی که اشاره شد آرمان و هدف.
آرمان را همانطوری که تعریف کردند به معنای هدف دور است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ میتوانم خواهش کنم آن مطالبی که گفته شده تکرار نفرمائید؟) خیر این مطالب مال خودم است، این چیز دیگری است آرمان چیزی نیست که دولت بتواند در روز اول تأمین کند.
ما اینجا جزو آرمانها داریم «بالا بردن سطح آگاهی»، یعنی یک عمل و یک فعل مکانیکی است که دولت از آغاز کار خود باید آن را انجام بدهد، آموزش و پرورش رایگان آیا یک آرمان است؟ آیا ارزان کردن اجناس یک آرمان است؟ ملی کردن انبار فلان، آرمان است؟ تهیه شیر و آذوقه و ارزاِ مردم یک آرمان است؟ «تقویت روح تحقیق» از وظایف است این را بنویسید.
من خودم هم در پیشنویسی که تهیه کردم که خودم هم قبول ندارم و بر آن خیلی افزودهام ما یک اصل گذاشتیم و بطور خلاصه نوشتیم «دولت موظف است انقلاب اسلام را در جلوههای مختلف پیاده کند».
یک انقلاب را در جلوههای مختلف که میخواهند پیاده کنند، اول انقلاب فرهنگی یعنی آموزش رایگان را باید بگذارند دیگر این را میشود از روز اول مهر عملی کنند.
صحبت بهداشت را سه ماه پیش کردند، آیا بهداشت و طب ملی آرمانی است؟ این را باید از فردا شروع کنند.
یا بیمه، بیمههای متعدد قبلا در این مملکت بوده ولی شمول آن کم بوده خوب، حالا بیشتر کنند.
وضع این کلمات و جملهها طوری نباشد که در خانه بنشینیم و جرأت نکنیم از خانه بیرون بیاورئیم و مرتباً به ما نشان بدهند که آقا این کلمات، این ایرادات را دارد.
اگر ما با هم دوستانه انتقاد بکنیم بهتر است که دشمنان بکنند.
مشارکت مردم در تعیین سرنوشت در اصل سه آرمان است و در اصل شش این تأمین شده.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای خامنهای، روی کلمه آرمان بیش از این صحبت نفرمائید، آقای فارسی این راگفتند) فقط آرمان نیست من راجع به قسمت دیگر صحبت میکنم.
ما بحث لفظی نداریم، ما در اصل ششم داریم که در جمهوری اسلامی شورا یکی از مبانی اساسی امور جامعه است، اینها منافات دارد.
بعلاوه مگر آنچه را که نیازمندیم (من دفع دخل مقدر را میکنم) که چیزهائی بوده که میبایستی باشد آنها را ما گنجاندهایم و آقای مقدم مراغهای هم فرمودند که اینها همهاش خوب است ولی تمام چیزها که اینها نیست.
بنده یک لیستی به اندازه تمام اینها دارم اجازه بدهید بیاورند اینجا پخش کنند، چیزهائی است که ضرورتش به اندازه اینها هست و کمتر نیست.
من گمان میکنم در ارتباط با همین اشکالاتی که دارم، من البته زیادتر نوشته بودم ولی به اختصار میگویم که فرصتی برای بقیه آقایان موافقین هم باشد، اشکال کار ما از کار غلط همان شورای هماهنگی بود که بجای هماهنگی، نظم را بر هم زدند.
ما برای این مجلس انتخاب شدیم و قبول دولت و اعتبار نامه، حق رأی به نمایندگان داده است.
این حق مکتسب را هیچ عاملی نمیتواند بگیرد جز مو کل، آن هم با عزل.
ما طبق این حق رأی، در گروهها حق بیان داریم و حق رأی نداریم، چون رأی تأثیر ندارد و بصورت اقلیت مندرج نمیشود و بعد در اینجا حق طرح نداریم و اینجا فقط میتوانیم با اجازه مخالفت کنیم.
آنهم بصورتی است که متأسفانه به مدیرت این مجلس اعتراض دارم، برای اینکه بارها وقت سخنرانی خواستهایم ولی توجهی نشده، دیروز یا پریروز بود که من گفتم آقای بهشتی نوبت من در اینجا است و نوبت من رعایت نشد، البته مصالح کلی را ایشان در نظر گرفته بودند ولی به هر حال این احتمال هست که آن رأی داده نشود و این فرصت صحبت ملحوظ نگردد.
پس بنده برای چه انتخاب شدم؟ من به شورای هماهنگی و همچنین انتخاب گروهها، یعنی فشرده کردن هفتاد و سه نفر در دو دسته هفت نفری که حداکثر میشود چهارده نفر، مخالف هستم و کندی کار را هم از آن میدانم و باز تذکر میدهم که از موضع یک نفر که با قانون بازی میکند، به چیز دیگر کاری ندارم، این طرز قانون نویسی نیست که اصل دوم را ما شانزده بند بکنیم و مثل آن اصل قبلی دو روز معطل بشویم و روش صحیح در کار نداشته باشیم و دراینجا بنیشینیم بجای تصویب بگوئیم چه کنیم و هر روز آهنگ جدیدی باشد برای اینکه چه باید کرد.
شما اگر این قانون را میآورید همین جا و کلمه کلمه مطرح میکردید، وقت کمتری صرف میشد، با آنکه آن هم روش صحیحی نیست بنده اعتراضی دارم و خواهش دارم برای اینکه حقوِ کلیه نمایندگان از بین نرود و حقوِ موکلین از بین نرود، در ابراز رأی تجدیدنظر بشود، شورای هماهنگی بخودش تکانی بدهد، به نظرات توجه بیشتری بشود و اینهمه پاکنویس و غلط نویس نکنند.
وقتی من میخواهم متنی را مطالعه کنم میبینم این متنهائی که بدستم دادهاند، هر کدام نسبت به دیگری مختصر تغییر دارد.
نحوه مدیریت هم در طریق اداره عمومی جلسه باشد نه شخصی، خیلی متشکرم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ در آئیننامه تذکر داده شده است که اگر در اثناء سخن نمایندهای مطلبی باشد که مربوط به نماینده دیگری باشد، آن نماینده میتواند جواب بدهد.
برادرمان آقای خامنهای در دو جای سخنشان به نحوه مدیریت جلسه اعتراض داشتند، یکی این بود که نوبتشان را دیروز رعایت نکردهام و یکی هم در آخر حرفهایشان گفتند نحوه مدیریت باید مطابق مصالح عمومی جلسه باشد و نه شخصی، از ایشان خواهش میکنم که بعداً مورد منظورشان را یادداشت کنند و بخود من بدهند تا اگر آنطور که ایشان از مطلب برداشت اشتباهی کردهاند، بعداً خودشان بیایند و اشتباهشان را تصحیح کنند.
ما الان میخواهیم یک موافق بیاید و صحبت کند.
آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
پس از سلام بر حضار محترم قبل از اینکه وارد بحث درباره اصل سوم، که هدف اصل دوم ـ که عدل بود ـ بشوم عدل هم تقسیم میشود به عدل در تشریع و عدل در تقسیم و عدل در تکوین و این مسائل که در اینجا بررسی شده برای این است که عدل در جامعه تحقق و عینیت پیدا بکند، یک مطلب را لازم بود عرض کنم و بعداً درباره این مطالبی که اینجا گفته شده، عرایضی را بسمع میرسانم.
با اینکه سعی میکنم کمتر وقت نمایندگان محترم مجلس بررسی نهائی قانون اساسی را بگیرم، اکنون احساس میکنم توجه و دقت نسبت به یک موضوع نهایت ضرورت و لزوم را دارد و آن این است که بطوریکه نمایندگان محترم توجه دارند، کلیه پیشنهادهای رسیده مربوط به قانون اساسی از چهار هزار متجاوز است و بین نمایندگان هفت کمیسیون که هر کدام مرکب از ده نفر میباشد، تقسیم شده است.
هر یک از کمیسیونها پیشنهادهای مربوط به آن مواد و اصولی را که بین کمیسیونها تقسیم شده، مورد بررسی و تحقیق قرار دادهاند و البته توجه داریم که دفتر مجلس هم...
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فاتحی فقط بعنوان موافق اصل صحبت بفرمائید، نه بعنوان پاسخ به همه مطالبی که گفته شده است.
از دوستانی که دعوت میکنم اینجا بعنوان موافق تشریف بیاورند، انتظار همه این است که فقط بعنوان موافق صحبت کنند.
بنابراین لازم بود که شما میفرمودید من تذکری دارم تا ببینم آیا باید تشریف بیاورید یا خیر.
فاتحی ـ دو سه دقیقه بیشتر طول نمیکشد.
خلاصهاش این است که آیا آقایان آن پیشنهادهائی را که مربوط به اصول خودشان در کمیسیونها بوده، مطالعه کردهاند و پیشنهادهائی را که مربوط به کمیسیونهای دیگر بوده است، بطور دقیق مطالعه نکردهاند.
فی المثل بنده جزو کمیسیون هفتم که در امور قضائی و مالی و روابط اجتماعی بررسی میکند، هستم، به این دلیل پیشنهادهای رسیده در کمیسیونهای دیگر را دقیقاً مطالعه نکردهام.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این بحث از موضوع خارج است.
فاتحی ـ نظرم این است که طوری ترتیب داده بشود که همه آقایان تمام پیشنهادها را مطالعه کنند، عرضم در این قسمت تمام شد.
و اما راجع به این اصول عرض شود دیروز قسط و عدل و استقلال سیاسی یا اقتصادی و فرهنگی و همبستگی ملی را گفتیم باید تأمین کنیم، حالا بررسی میکنیم ببینیم این اصولی که پیشنهاد شده است، ما را به این هدف میرساند یا نه.
بند اول این بود که «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی» پیداست کسی که متصف به فضائل اخلاقی و ایمان و تقوا باشد، این خود یک نحوه از عدلی است که آرمان ما هم هست و میخواهیم به آن برسیم و عرض شود «بالا بردن سطح آگاهی عمومی در همه زمینهها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانههای گروهی»، این هم باز راهی است برای رسیدن به سعادت وعدل و استقلال سیاسی و اجتماعی که تفکر ما در اجتماع صحیح باشد و از تمام جریانات واقع در دنیا با اصلاع باشیم.
و از نظر «آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان در تمام سطوح» که در اصل پیشبینی شده است، مسلماً عدل هنگامی تحقق پیدا میکند که علم و دانش برای همه افراد باشد، همانطور که اسلام هم علم و دانش را برای تمام افراد فریضه دانسته است.
در بند بعد میگوید «طرد استبداد و خودکامگی و هر نوع سلطه جوئی و انحصارطلبی»، یعنی باید سرمایههای ملت بطور عادلانه تقسیم شود.
افرادی که خود کامه و سلطه جو هستند مانع تقسیم عادلانه میشوند، کما اینکه در زمان سابق هم تقسیم بطور عادلانه نبود و این خود بر خلاف عدل بود.
در بند دیگر «مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی خود» این هم حدی است که هر کس به حقوِ خودش برسد و اگر کسی به حق خودش نرسد بر خلاف عدل است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فاتحی شما باید میفرمودید که این بندها بودنش ضرورت دارد یا خیر، نه اینکه دربارهاش توضیح بدهید.
فاتحی ـ پس برای رسیدن به عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، حتما باید این مطالب در جامعه ما تحقق پیدا کند.
دیگر عرضی ندارم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ برای روشن شدن یک نکته که در سخن آقای فاتحی بود، یادآوری میکنم که هر یک از نمایندگان در هر گروه که باشند این امکان را دارند که به اوراِ موجود در گروههای دیگر مراجعه کنند، ممنوعیت و یا محدودیتی برای اینکار وجود ندارد.
آقای ربانی بفرمائید.
یکی از نمایندگان ـ مگر قرار نبود یک موافق و یک مخالف صحبت کنند؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ سه مخالف آمدند و صحبت کردند، سه موافق هم میتوانند صحبت کنند، مگر شما در جلسه تشریف نداشتید؟ چون آقای ربانی قبلا نوبت گرفته بودند حالا صحبت میکنند و بعد هم آقای غفوری میتوانند بعنوان دفاع از این اصل توضیحاتی بدهند.
آقای ربانی بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.
آنچه موجب شد که این اصل در اینجا گنجانده بشود، نظریهای بود که آقای غفوری داشتند و آن این بود که یک قانونی بنویسیم که علاوه بر اینکه بیانگر اصول و قوانین اسلامی باشد، جهان پسند و هم چنین نمایشگر این باشد که حقوِ مردم به آنها برسد و رفع اغلال بنماید.
بنظر من منظور ایشان در اینجا تأمین نشده است، ما گفتیم این اصولی را که شما نوشتهاید، تمام اینها در ضمن فصول دیگر خواهد آمد (یکی از نمایندگان ـ مثل اینکه شما بعنوان مخالف صحبت میکنید)...
اجازه بفرمائید مخالف نیستم بلکه موافق مشروط هستم، بنظر من گروه چهاده نفری هدف ایشان را درست تنظیم نکردهاند.
قرار بود که اول بیان حکومت بشود، بعد تفسیر حکومت و سوم اهداف حکومت بیان شود.
اصلا نظر ایشان این بود که ما بیائیم در اول فصل کلیات اهداف حکومت جمهوری اسلامی را بیان بکنیم، نه اینکه به نحوه قانون بپردازیم، چون در ضمن سایر فصول تمام آنها میآید.
لذا اینکه نوشته شده «جمهوری اسلامی ایران موظف است» این جمله بیانگر خواسته ایشان نیست، برای اینکه این در فصول دیگر هست.
بنابراین باید همانطور که ایشان گفتهاند اهداف جمهوری اسلامی یکییکی گفته بشود.
مساله دوم تقدم و تأخر این اصول است، بنظر من بعضی از این اصول مقدم بر اصول دیگر است، مثلا استقلال مقدم بر سایر امور است.
بعلاوه خیلی از این اصول هست که وقتی کشور دارای استقلال باشد، قابل اجراست و بنظر من بعضی از این مقدمهها باید جلوتر ذکر بشود.
مسأله سوم تکرار است، ستمگری یکبار در اصل دوم آمده است و یک دفعه هم با لفظ «سلطه جوئی» در اصل سوم آمده است که این تکرار هم باید حذف بشود.
بنابراین بنده با این شرایط با اصل موافقم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ نوبت آقای دکتر غفوری است که بعنوان موافق صحبت بفرمایند.
سبحانی ـ مگر قرار نبود یک موافق صحبت کند؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ چون سه مخالف صحبت کردهاند، سه نفر هم بعنوان موافق میتوانند صحبت کنند.
جنابعالی اول حساب را رعایت بفرمائید بعداً انتقاد کنید، آقای غفوری بفرمائید.
دکتر غفوری ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
اللهم اکفنا مایشغلنا الاهتمام به واستعملنا بما تسئلناغدا عنه.
آرزوی حقیقی ما این است که «من» را رها کنیم و به «ما» برسیم، این سرلوحه کارمان است.
من خیلی شرمنده هستم که به کسی نسبت داده بشود که این اصل را اودرست کرده است.
ممکن است که شخصی وسیله شده باشد، اما خدا خودش میداند که دلم نمیخواهد به من نسبت داده بشود، صحبت در این است که ما چه باید بکنیم.
روی این اصل همانطور که اشاره شد من خودم را مسئول دانستم موقعیکه این نوشتهها و پیشنهادها رسید، احساس مسئولیتی شد و در لابلای مطالبی که رسید خواستههائی وجود داشت.
در سابق قانون را قانون نویسان در اطاقهای دربسته مینوشتند، یعنی یک عده قانون مینوشتند و یک عده هم قانون دربارهشان اجرا میشد.
حالا بنظر میرسد که در نوشتن قانون باید به نیازهای موجود توجه داشته و همچنین آنکسی نیازها را میداند، در اینکار دخالت داشته باشد، و این مسئولیتی است که ما در اینجا داریم، یعنی نیازهای انسانها را در یابیم و به آن توجه داشته باشیم، از جهت اینکه خدای انسانها خواسته که امانتها را به کسانی بسپارند که اهلیت و صلاحیت دارند.
من عرایضم را خیلی خلاصه میکنم چون فکر میکنم آنها که اهل مطالعه بودهاند در این چند روز (در این چند روز عرض میکنم چون میدانم که همه اهل مطالعه هستید) توانستهاند مسائل را بررسی کنند.
بدون اینکه هیچگونه دفاعی باشد ضمن اظهار تشکر از همه چون واقعاً دفاعی وجود ندارد که بگوئیم «تو» نه، و «من» آری، اگر چنین باشد اول سقوط و انحطاط خواهد بود.
پس با اقرار بر اینکه همه در تلاش هستیم تا راه بهتر را پیدا کنیم، یک سؤال وجود دارد و آن این است که این مردمی که در انتظار هستند و این مطالب را میشنوند، ببینیم چگونه میشود این بار را از دوششان برداشت، ببینیم چه چیزی وجود دارد که میتواند بار دوششان را سبک کند.
بحثی که الان مورد توجه ما است، اصول کلی است.
البته هر قانونی یک مقدمه دارد، مقدمه تاریخی، که چگونه ما به این مرز تاریخی رسیدیم و انگیزههای اصلی چه بوده، در اصول کلی یعنی الهامهای اصیل، پایههای اصیل، برنامههای کسانیکه بعداً میخواهند عهدهدار مسئولیت این جامعه بشوند، آنهائی که این قانون اساسی را تصویب میکنند، میگویند ما اینها را میخواهیم.
در اصولیکه بعداً میآید همانطور که شأن یک قانون است، در یک ماده و یک اصل یک چیز باید الزام آور باشد، مثلا وقتی ما میگوئی که «بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی» این را مردم میخواهند، «آموزش و پرورش رایگان» را مردم میخواهند اما میگوئیم تا کلاس هشت، که البته خیلی هم کم است، چون کشورهائی هستند که در آن جا تحصیل تا کلاس دوازده الزامی و اجباریست.
ما در اینجا نگفتهایم اجباری، این قانون یک حرکتی را ایجاد میکند که این حرکت از مقدمه شروع شده، یعنی از انگیزههای اولیه که چرا ما قانون اساسی را تدوین میکنیم، شروع میشود که اصول کلی و انگیزههای اولیه را بیان میکند، اصول مستند اسلامی را بیان میکند که اگر این قوانین هم عوض شد، معلوم باشد که در اسلام (الحق لایجری لاحد حتی جری علیه) یک اصل است، پس این مقدمه انگیزهها را بیان میکند، اصول کلی پایهها را بیان میکند، اصول تفصیلی بعدی الزامی و آنچه که در شأن قانون است، من نمیخواهم از دوستان گله کنم ولی این یک امر طبیعی است.
در قرآن هم، همه شما میدانید در فاتحه الکتاب تمام قرآن هست، بعد هم تفصیل آن است.
شما از تکرار نهراسید خصوصا چون دست روی دل مردم و درد مردم میگذارید.
عزیزان من، ما میخواهیم دراین مملکت کار انجام بگیرد.
قانون اساسی قبل هم نوشته شد، همین اعلامیه حقوِ بشر که در سال یک هزار و هفتصد و نود و دو در جای دیگر نوشته شده بود، عین ماده هشت تا ماده بیست و پنج آنرا آوردند در این اعلامیه حقوِ بشر فعلی.
در این مملکت سی و پنج میلیون هکتار زمین قابل کشت وجود دارد اما شش میلیون هکتار کشت میشود و بیست و نه میلیون هکتار بدون استفاده افتاده است.
خیلی عذر میخواهم از اینکه وارد جزئیات میشوم، من نمیخواستم این مطالب را بگویم ولی دردهائی را که ملت ایران دارند باید روشن بشود.
ماکه مجبوریم از سیر تا پیازمان را وارد کنیم آنوقت بیست و نه میلیون هکتار زمین قابل کشت بدون استفاده مانده است و دیگر اینکه هفده درصد آب زیرزمینی ایران بوسایل مختلف بیرون میآید و بقیهاش زیرزمین است و یا اینکه از رودخانهها هدر میرود.
یک میلیون و ششصد هزار اداری داریم که یک دهم آن کافی است، بقیهاش شغلهای تشریفاتی بوده است که فقط برای حقوِ و مستمری گرفتن است.
الان که چهار میلیون بشکه نفت در روز استخراج میشود و در سابق این مقدار به هشت میلیون هم رسیده بود، روزانه شصت و پنج میلیون دلار این مملکت عایدی دارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای غفوری در مورد خود این اصل صحبت بفرمائید.
دکتر غفوری ـ من در یکی از کشورهای خارج مطلبی را خواندم نوشته بود سیستان و بلوچستان و آذربایجان قدرت دارند تمام آذوقه این مملکت را بدهند، اینها دردهائی است که در این مملکت وجود دارد، قانون نویس خود مردم هستند و ما و شما نیستیم، مردمی هستند که خدائی دارند و آن خدا میخواهد مردم به حقوقشان برسند و اختیار اینکار در دست یک عده خاصی است.
آقایان بگذارید این اصل را مردم بنویسند و این اصلی که مردم مینویسند سه قسمت است، یکی اصول کلی است که یک نظم منطقی دارد و در آن اصول کلی گفتیم حکومت ایران جمهوری اسلامی است، زیرا منطق اقتضا میکرد که بگوئیم جمهوری اسلامی بر چه پایههائی است، ما گفتیم بر پایههای اعتقاد اسلامی، بر اساس توحید و بعد آمدیم هدفها را گفتیم که، یک هدف اجمالی گفتیم و بعداً هدفهای کلی را اینجا یکی اجمال و تفصیل است که باید پایه باشد و چون تیتر مطلب اصول کلی است، بنابراین بنظر میرسد که با توجه و باتشکر از اصلاحات و تذکراتی که داده شد، عبارات باید اصلاح بشود و من تشکر میکنم.
اولین تلخیص عبارات را خود برادر ربانی انجام داد و امروز هم، همه واقعا فداکاری کردند که بتوانند تلخیص بکنند.
اخیراً یکی از دوستان عزیزم شانزده بند را در ده بند تلخیص کردند.
من کار به تعدادش ندارم من میگویم که باید دردی از مردم دوا بشود.
این شما و این اتمام حجت، میخواهید حذفش کنید یا میخواهید قرآن را بگذارید جایش و فقط به یک سلسله اکتفا کنید، هرکاری میخواهید بکنید، بکنید، انسان باید وظیفهاش را انجام بدهد.
یک دسته کارهائی است که اگر مردم آنها را بشنوند، مسائلی است که قسمت اولش مربوط به آگاهی است این نظم و ترتیب منطقی هم رعایت شده میتوانیم تغییرش بدهیم، روزهای آخر این مجلس برای اصلاح جملات است.
اولش از آگاهی شروع شده ما فکر کردیم که اگر مردم آگاه نباشند، کلاه سرشان میرود، گول میخورند و هر کس میآید سر کار، اول باید مردم را آگاه کند، سانسور در اظهار افکار مخالف نباشد، افکار مخالف هم باید بگوش مردم بخورد، مردم آگاه بشوند به زندگی.
این مال بند اول است.
بعد از آن آزادی است، آقا نفوذ اجانب هنوز هم وجود دارد بنابراین سر ما را گرم میکنند همان اجانب، همان شیطانی که به فرعون میگفت آمدم ترا صدا کنم که نماز بخوانی، بنابراین ما حرفمان این است که در چند تای اول اتمام حجتی است و خیلی عاجزانه، برادرانه به ملت عرضه شده است.
چند اصل اول درباره آگاهی است، هر کس مسئول حکومت شد، حکومت بر مردم آگاه افتخار دارد، نه بر مردم جاهل.
و بعد آزادی هست و طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.
در این مملکت بیست و هفت هزار فروند هلیکوپتر هست اگر یکدانه سوزنش بشکند باید بیندازیمش دور.
در مورد اطمینان کامل نظامی همه ما سرباز دین هستیم ارتش ملی اصولش در این جا گفته شده، اصلهای الزام آور گفته شده من بعنوان اتمام حجت گفتم و دفاعی ندارم، فقط برای اینکه بین خود و خدا آنچه را که خدا به فکر انسان رسانده انسان باید آنها را عرضه بکند.
من یقین دارم که بین شما اشخاصی هستند که خیلی عمیقتر میاندیشند.
خداوند ما را به سبیل ارشاد هدایت کند.
الهم اکفنا ما یشغلنا الاهتمام به واستعملنا بما تسئلنا غدا عنه.
وارد جزئیات نمیشوم.
این شما و این مسئولیتی که دارید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ پیشنهادی از طرف آقای آیت دربارة کفایت مذاکرات رسیده است و اما این تذکر را در جواب فرمایش یکی از آقایان بدهم که این روشی که حداکثر سه نفر بعوان مخالف بیایند صحبت کنند و بعد هم یک موافق، امید من این بود که یک موافق بتواند توضیحات لازم در جواب ناطقین مخالف را بدهد تا در وقت صرفهجوئی کرده باشیم، چون تا حالا هم که عمل کردهایم از نظر زمان، نه از نظر کیفیت مثل این است که یک موافق و یک مخالف صحبت کرده باشند، منتها من امید داشتم که از نظر زمان صرفهجوئی بشود.
البته امتیاز یک موافق و یک مخالف این بود که فاصله بین سخنان مخالف و موافق کمتر میشد و حضور ذهنها بیشتر و حالا هم امید است که حضور ذهن به اندازة کافی باشد.
آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ من فکر میکنم به اندازة کافی برای موافقت صحبت نشد با اینکه بیانات آقای گلزادة غفوری کاملا رسا بود، بیشتر شبیه وعظ و خطابه بود و پاسخ اشخاص داده نشد.
به عقیدة من اگر اعلام رأی بشود ممکن است به اندازة کافی رأی نیاوریم، اگر موافق باشید یک موافق دیگر صحبت کند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یک تذکر رسیده است آن را میخوانم: «صحبت آقای دکتر غفوری این سوء تفاهم را بوجود میآورد که اگر با این ماده مخالفت شده علت اینست که نمایندگان اینها را دردهای مردم نمیدانند، لطفا اگر صلاح میدانید تذکر دهید علت این نیست، مقصود ما این است که همة اینها در آینده مطرح خواهد شد».
پیشنهاد کفایت مذاکرات آقای آیت را به رأی میگذاریم.
کسانی که با این پیشنهاد موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.
دربارة اصل سوم دو مطلب داریم مطلب اول که الان روی آن بحث شد این است که آیا این مطالب بعنوان اصل سوم باید اینجا باشد یا نباشد؟ آنچه تا حالا بحث شد روی این مطلب بود ولی بعداً مثل دیروز فراز، فراز میخوانیم و روی هر کدام رأیگیری میکنیم و اگر اصلاحاتی بنظر رسید و بر طبق آئیننامه بود، انجام میدهیم.
بنابراین کسانی که موافقند این اصل سوم بعنوان یک اصل در متن قانون اساسی بیاید قیام فرمایند.
(از هفتاد و یک نفر عدة حاضر پنجاه و دو نفر برخاستند) تصویب شد.
آقای صدوقی فرمایشی دارید؟ صدوقی ـ بنظر من تمام این بندها خوب است و یکییکی مطرح کردن آنها صحیح نیست، زیرا دو سه ساعت وقت میگیرد.
بنابراین برای اینکه وقت مجلس گرفته نشود همهاش را یکجا به رأی بگذارید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اگر مختصری وقت صرف کنیم اما متن منقحتری باشد، بهتر است.
مکارم شیرازی ـ تذکر بنده این است که بعضی اشکالات وارد است، از جمله آقای فارسی یک اشکال داشتند، در آنجا که نوشته شده «جمهوری اسلامی موظف است» صحیح نیست، بلکه باید نوشته شود «حکومت جمهوری اسلامی موظف است» ضمنا اگر یکجا بخواهید رأی بگیرید صحیح نیست.
ثانیاً این شانزده بند را میشود در ده بند خلاصه کرد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ قابل مطرح کردن نیست.
از شما انتظار نداشتم که چیزی را که خودتان تصویب کردید مبنی بر اینکه «پیشنهاد یک نفره را در اینجا مطرح نکنیم»، حالا مطرح بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ من روشن نشدم، عرضم این است که اگر طرح تازهای باشد که بدون کم و زیاد خلاصهتر شده باشد و بجای شانزده بند، در ده بند تنظیم شده باشد، آن را مطرح کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ در دو بند هم میشود خلاصه کرد ولی میشود یک طرح تازهای که قابل طرح کردن نیست.
منتظری ـ ما تطبیق کردیم دیدیم، مختصر شده و جامع هم هست ما خیلی هم نباید «دیسیپلین ایست» باشیم، این شانزده بند در ده بند تلخیص شده بدون اینکه چیزی کم بشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای حجتی کرمانی بفرمائید.
حجتی کرمانی ـ بدنبال نطق آقای خامنهای خواستم عرض کنم که یک نفر حق داشته باشد حرفش را بزند.
اگر آنطور که آقای مکارم پیشنهاد میکنند این اصل به جای شانزده بنده در ده بند تلخیص شده باشد و این طرح جدید بهتر باشد، چه اشکالی دارد که این را به رأی بگذاریم؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای حجتی چیزی را که هنوز تکثیر نشده من به رأی بگذارم؟ حالا اگر یک نفر آمد و یک طرح پنج مادهای تنظیم کرد آن را به رأی بگذاریم؟ آیا ما با این روش میتوانیم کاری از پیش ببریم؟ پس تشکیل کارهای مقدماتی برای چیست؟ برادر عزیز، مجلس باید یک رویهای داشته باشد، چرا میخواهید مجلس ما بیرویهای باشد؟ بنده عرض میکنم ما جلوتر مینشینیم و برای تنظیم کارمان رویهای را اتخاذ میکنیم و فردا میآئیم میگوئیم رویه بی رویه، ما بشرطی میتوانیم پیشنهادی را مطرح کنیم که از گروه رسیده باشد، نه از یک فرد.
حجتی کرمانی ـ مگر از اول گفته نشد که هر طرحی که بیاید قابل مطرح کردن است؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ بعد از تصویب، حرف شما صحیح است.
اما قبل از تصویب نباید ما مصالح قانون اساسی را فدای تشریفات کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مکارم نظم از نظر شما تشریفات است؟ ایشان صبح در جلسه حضور داشتند تا ظهر هم آنجا کار کردند و بعد از ظهر چیزی را به اینجا میآورند.
کدام نظم اجازه میدهد که محصول کار چهارده نفر را تغییر بدهیم؟ مکارم شیرازی ـ اشتباه صحبت میشود، آقا من حق دارم از خودم دفاع کنم.
این آقایان هم که مطلبی میگویند بر اساس حرف شما است.
عرض بنده را درست بیان کنید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من دوباره همان مطلب شما را بیان میکنم.
مطالبی را صبح در شانزده بند در یک جلسه چهارده نفری با حضور خود شما تنظیم کردهاند و تنظیم شامل محتوا و شکل هر دو هست، حالا بعدازظهر جنابعالی میگوئید این مطالب را در ده بند ادغام کنیم بدون اینکه مطلب کم و زیاد بشود، آقای مکارم درست بود؟ (مکارم ـ بله) بنده عرضم این است که اگر یک آقائی آمد و گفت همین مطالب را در سه بند ادغام کردهام آیا باید آن را هم مطرح کنم؟ آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ قضیه بنده و شما و آقا و آقا نیست، در گروه چهارده نفری در همان جلسهای که خود جنابعالی تشریف داشتید با آن شلوغی وضیق وقت این اصل در شانزده بند تنظیم شد، حالا میبینم عبارات زاید و تکراری است.
بنده عین همان عبارات را با حذف زواید در ده بند خلاصه کردهام چه اشکالی دارد که این طرح جدید را به رأی مجلس بگذارید؟ در اینجا بنده و شما نداریم.
پرورش ـ آقای مکارم پنج ساعت ضیق وقت بود؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ من نخواستم بگویم که شخص مطرح است، میگویم کار رویه میخواهد و معنایش این است که نظمی را در همه کارها داشته باشیم تا بتوانم از وقتمان استفاده صحیح بکنیم.
یک آئیننامهای را همه آقایان تصویب کردید هیچیک از ما نباید خارج از روشی که این آئیننامه برای ما معین کرده رفتار کنیم، اگر چنین باشد تصمیمگیریهای شخصی میشود.
آقای حجتی کرمانی بفرمائید.
حجتی کرمانی ـ معنای بیرویه، این است که اینجا درست اداره نمیشود.
علتش هم این است که من خودم در کمیسیون بودم، چون آنجا شلوغ بود وبیرویه بود و اشخاص نتوانستند نظرشان را بگویند، این اصل درست تنظیم نشده است.
شما خودتان نمیتوانستید آنجا را اداره کنید.
ما در برابر ملت مسئولیم، من نمیدانم این حرف را که اینجا میگویم درست است یا از اسرار است و نباید بگویم ولی فکر میکنم بیان این مطلب باعث شود که کمیسیونهای ما منظمتر اداره شوند، نه شتابزده.
الان این نوشته را بدست هر کس بدهید میفهمد که شتاب زده تهیه شده است.
من خودم آنجا بودم وقتی که این را مینوشتند محیط متشنج بود بنابراین این، حقیقت را ملت ایران بدانند که چنانچه بخواهیم وضعمان در اینجا منظمتر باشد، باید کمیسیونها مرتب اداره شوند بطول کشیدن این مجلس اشکالی ندارد.
بگذارید سه ماه، چهار ماه طول بکشد ولی یک قانون اساسی بدست مردم بدهیم که حقوِ تمام طبقات و مصالح کشور در آن رعایت شده باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای موسوی تبریزی بفرمائید.
موسوی تبریزی ـ در جواب جناب آقای حجتی باید عرض کنم بنده صبح آنجا بودم محیط آرام و سالم بود و متشنج هم نبود و چهارده نفر آقایان متشکل از هفت گروه، به اضافه اعضای شورای هماهنگی از ساعت هشت صبح تا ساعت یک بعدازظهر روی این متن کار کردند و آن را به این ترتیبی که خدمت نمایندگان محترم است، تنظیم کردند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ و اضافه بفرمائید که اداره جلسه یک ساعت و نیم به عهده بنده بود و دیگر نتوانستم آنجا بمانم، آقای هاشمینژاد بفرمائید.
هاشمینژاد ـ آقای حجتی پریروز هم مطلبی را که بیست و چهار ساعت قبل بدست همه رسیده بود و گویا ایشان فرصت پیدا نکرده بودند مطالعه کنند، فرمودند سه دقیقه وقت برای مطالعه آن کافی نیست.
پرورش ـ آقای مکارم و آقای حجتی میفرمایند جلسه متشنج بود و آقای موسوی تبریزی میگویند جلسه متشنج نبود جائی که آقایان درباره تشنج و عدم تشنج توافق ندارند، چطور میخواهید اصولی را به اینجا بیاورید و رویش رأی بگیرید و همه به آن رأی بدهند؟ بنی صدر ـ جلسه را یکساعت و نیم آقای بهشتی اداره کردند و بقیه مدت را هم بنده اداره کردم.
هیچ تشنج و دعوائی نبود یعنی هر اصلی که مطرح میشد علاوه بر پیشنهاد کمیسیونها هر کس یک جور نظر میداد.
خوب طبیعی است که چهارده نظر بدون قیل و قال انجام نمیشود چون یک نفر میگوید من اینطور نوشتم دیگری میگوید من اینطور نوشتم.
در اینجا موضوع این نیست که هر کس حرف خودش را پیش ببرد، بلکه نظر اینست که اگر ما هنری یا نظری داریم باید هم با انقلاب ما سازگار باشد و هم نظرات ما را تأمین کند، زیرا اگر به فرد فرد ما بگویند این را تهیه بکنید یک جور دیگری مینویسیم.
بعد از کار کمیسیونها آقای مکارم فرمودند چون این اصل طولانی شده و در شانزده بند تنظیم شده اگر در ده بند تلخیص بشود بهتر است.
بنابراین در اینکه این اصل، خوب طرحی است خودشان هم حرفی ندارند.
پس باید بگوئید جلسه با عجله بوده است، شما نظرتان اینست که این طرح را تلخیص کنیم و برای اینکار میتوانید هر کجا رسیدیم و خواستید آن را تلخیص کنید، در همان جا پیشنهاد بدهید، اینکه دعوا ندارد.
به این ترتیب ایشان میتوانند نظرشان را ارائه کنند و طرح یک نفری را هم وارد نکنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ لطفاً توجه بفرمائید اصل سوم را قرائت میکنم: اصل سوم: جمهوری اسلامی ایران ـ اگر احساس میشود که کلمه «جمهوری اسلامی» با تعریفی که قبلا کردهایم و بعد گفته شده است «همه امکانات خود را» با هم، هماهنگی ندارد، تعبیر دقیق حقوقی آن این است که بنویسم: «دولت جمهوری اسلامی» که دولت شامل خود ملت هم میشود.
البته معنی متعارف دولت در زبان فارسی در مقابل ملت فهمیده میشود، بنابراین اگر آقایان موافق باشند اینجا ما کلمه دولت را میگذاریم به همان معنای دقیقش تا این اشکال برطرف بشود و در آنجا هم که نوشته شده است «در راه رسیدن به آرمانهای زیر» بنویسیم: «در راههای زیر بکار میبرد» و نتیجه گرفته میشود.
آن کلمه «هدف» را هم «اهداف» بگذاریم به این تریتب «دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه امکانات خود را در راههای زیر بکار اندازد» این یک تعبیر، تعبیر دیگر اینکه «...
در راه تحقق امور زیر بکار برد» و هر دو هم یک معنی را میدهد، نظر عدهای هم این است که مقدمه به این صورت باشد که میخوانم: «دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه امکانات خود را در راه تحقق امور زیر بکار برد» برای اینکه به عبارتها با قیام و قعود رأیگیری نکنیم، عبارتها را با بلند کردن دست رأی میگیریم و بعد به کل اصل سه یا قیام و قعود رأی میگیریم، موافقین با این عبارت لطفاً دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند یک را میخوانم:
1ـ ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.
آقای سبحانی بفرمائید.
سبحانی ـ این قسیم در آن مقسم باقی ماند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ ما نگفتیم قسیم و مقسم است، گفتهایم برای آن هدف در این راهها مساعی خود را بکار اندازد.
آقای طاهری اصفهانی بفرمائید.
طاهری اصفهانی ـ مبارزه با مظاهر فساد و تباهی مقدم بر رشد فضائل اخلاقی است، اول باید مبارزه با گناه شود، بعد فضائل اخلاقی رشد پیدا کند.
فارسی ـ بنده پیشنهاد میکنم «در راه رسیدن به آرمانهای زیر» را حذف کنیم.
مکارم شیرازی ـ «مبارزه» غلط است باید نوشته شود «ایجاد محیط مناسب».
نایب رئیس (بهشتی) ـ «مبارزه» عطف به ایجاد محیط مساعد است.
موسوی جزایری ـ اشکالی که آقای فارسی فرمودند، صحیح است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ موافقین با بند اول دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند دوم قرائت میشود.

2ـ بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی در همة زمینهها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانههای گروهی و وسایل دیگر.
موافقین دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.

3ـ آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه درتمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.
هاشمی نژاد ـ تربیت بدنی را حذف کنید.
کیاوش ـ تربیت بدنی رایگان یعنی چه؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ یعنی وسایل ورزش رایگان برای همة مردم فراهم شود.
کیاوش ـ برای آموزش و پرورش هم هست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بلی.
هاشمی نژاد ـ من منظورم این بود که اینجا نباشد.
یکی از نمایندگان ـ «تربیت بدنی» را چرا اینجا گذاشتهاید؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ میدانید که پرورش همیشه همراه آموزش است و الان هم میدانید که یک بخش عمده از تربیت بدنی در مدارس و دانشگاهها همراه با آموزش است، به این دلیل با هم گذاشتهاند و باید تا سطح آموزش عالی هم رایگان باشد.
موافقین با بند سه دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند چهار را قرائت میکنم.

4ـ تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینههای علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.
آقای موسوی تبریزی بفرمائید.
موسوی تبریزی ـ مساله اسلامی را در اینجا نیاورید و روحانیت شیعه را آزاد بگذارید و استقلالشان را نگیرید، زیرا در اینجا نوشته شده است دولت جمهوری اسلامی موظف است مراکز تحقیق و تشویق محققان اسلامی را فراهم کند و سطح مسائل اسلامی را بالا ببرد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ توجه بفرمائید که اصطلاح کلمة (دولت) را باید بعداً طبق موازین حقوقی در قانون اساسی تعریف کنیم.
موسوی تبریزی ـ امروز را ملاحظه نکنید، تصور بفرمائید که چطور در گذشته از الفاظ قانون اساسی سوء استفاده کردند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ «لاشاء الله ذلک» نسبت به بند چهار دیگر نظری نیست؟ (اظهاری نشد) موافقین با بند چهار دست بلند کنند.
(اکثر دست بلند کردند) تصوب شد.
بند پنج را قرائت میکنم:
5ـ طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.
مکارم شیرازی ـ استثمار در مسائل اقتصادی است و بعداً در مسائل اقتصادی خواهد آمد.
موافقین با این بند دست خود را بلند کنند.
(اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند شش قرائت میشود.

6ـ محو هرگونه استبداد و خودکامگی و هر نوع سلطهجوئی و انحصارطلبی.
آقای سبحانی بفرمائید.
سبحانی ـ آقای ربانی فرمودند که ما دیروز نفی سلطهگری را تصویب کردیم.
اگر سلطهگری و سلطهجوئی یکی است دیگر در اینجا لزومی ندارد که بگنجانیم، زیرا ممکن است این لغت در آینده یک اشکالاتی ایجاد کند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ نگفتند نفی هرگونه سلطهجوئی.
طاهری اصفهانی ـ تکرار است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بنده هم فکر میکنم که اگر «هر نوع سلطهجوئی» را برداریم، ازمطلب هیچ چیز کاسته نمیشود و شائبه هر نوع توهمی هم از بین میرود و وقتی که گفتیم «...
استبداد، خودکامگی و انحصارطلبی» خود اینها تجلیات گوناگون سلطه جوئی است.
سید منیرالدین حسینی هاشمی ـ اجتهاد در طول مفاهمه را روی اصول خودتان دقت کنید، ولی روابط بین مفاهیم و فلسفه و احکام، بررسیاش جای دیگر است تا دیگران نگویند حالا از انحصارطلبی برخی استفاده میکند، مثلا علوم انسانی و جامعهشناسی و روانشناسی دخیل در احکام نیست، کما اینکه پارسال دیدم که در حقوِ جزائی مقدار زیادی از حقوِ اسلام را بخاطر نداشتن یک سری تجارب به اصطلاح جامعهشناسی طرد کرده بودند، حالا اگر بنا باشد از اجتهاد استفاده بشود، آیا انحصارطلبی است یا خیر؟ بنی صدر ـ اینجا که میرسد بذل و بخشش میکنید.
این مفهوم گستردهای دارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ ما چون در اصل دو راجع به سلطهگری و سلطهپذیری توضیح دادهایم، بنابراین برداشتن این سلطه جوئی و یا بودنش هیچ تفاوتی ندارد.
آقای بنیصدر بفرمائید.
بنی صدر ـ اینجا که میرسد بذل و بخشش میکنید، توجه بفرمائید که این مفهوم گستردهای دارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ در اصل دو قبل از بند آخر که راجع به هدف است، این مطلب را کامل داریم و در اینجا مفاهیم دیگرش هست وقتی این جمله را برداریم، گزندگی تکرار را از بین میبرد، سوء تفاهمی هم نیست و مساله هم تمام است .
بنابراین دوباره بند شش را به این ترتیب میخوانم: «
6ـ محو هرگونه استبداد، خودکامگی و انحصارطلبی» موافقین دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند هفت را میخوانم: «
7ـ تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون» نسبت به این بند نظری نیست؟ (اظهاری نشد) موافقین دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند هشت را میخوانم:
8ـ مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.
دکتر بیت اوشانا ـ این بند باید به این صورت باشد «تضمین مشارکت عامة مردم...
الی آخر».
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر اوشانا، عمل که فوِ تضمین است.
وقتی میگوئیم تأمین بهداشت، یعنی بهداشت را بوجود بیاورد.
از کلمة تأمین، ضمانت مفهوم نمیشود بلکه معنایش بوجود آوردن است.
آقای غفوری بفرمائید.
دکتر غفوری ـ در ذیل این جمله یک کلمة «هنری» بود، بعضی از دوستان کلمة هنر را به علت شهرتی که هنر دارد، حذف کردند.
من فکر میکنم چون هنر درمتن زندگی افراد است اگر این کلمه باشد بهتر است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ فقط به نظر میرسد که یک کلمة «خود» در آخر لازم است که معنی را کاملتر میکند «مشارکت عامة مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش» آقای بنی صدر بفرمائید.
بنی صدر ـ اینکه شما فرمودید تضمین عمل است، چنین چیزی نیست.
آقای بیت اوشانا درست میگویند، دولت باید مشارکت عامة مردم را تضمین کند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بنده میخواهم بگویم مشارکت را تحقق ببخشد، لکن آقای منتظری بجای «مشارکت عامة مردم»، «شرکت دادن عامة مردم» را پیشنهاد میکنند.
دکتر ضیائی ـ در مقدمة این اصل که نوشته شده «جمهوری اسلامی در راه تحقق امور زیر» بنابراین هر یک ازاین امور، مضاف الیه آن تحقق است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای بنیصدر، اینطور نیست.
ما نوشتیم دولت جمهوری موظف است همة امکانات را در راه تحقق امور زیر بکار برد.
بنابراین یکی از اموری که دولت موظف است امکاناتش را برای تحقق آن بکار برد، مشارکت مردم است و این مورد خوبست.
بنابراین، این بند را قرائت میکنم و بعد به رأی میگذارم:
8ـ مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.
نمایندگانی که موافقند دستشان را بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
قرشی ـ کلمه هنری حذف شده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای قرشی اصولا فرهنگ شامل هنر هم میشود، فقط تصریح است و ذکر خاص بعد از ازعام است.
بند نه قرائت میشود.

9ـ رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات مساوی و عادلانه برای همه در تمام زمینههای مادی ومعنوی.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اگر سوالی هست بفرمائید.
آقای کیاوش بفرمائید.
(فاتحی ـ کلمه «مساوی» باید حذف شود).
کیاوش ـ تبعیضات در همه موارد ناروا است، تبعیض روا وجود ندارد، پیشنهاد میکنم کلمه «ناروا» حذف شود.
طاهری ـ هدف در اصل دو قسط و عدل بود.
مگر این عدل، عدل اجتماعی نیست؟ منظور از عدل اجتماعی اینست که تبعیض ناروا نباشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ معلوم است، ما که گفتیم اینها شرح همان است.
آقای سبحانی بفرمائید.
سبحانی ـ وقتی آزادیهای سیاسی و اجتماعی تأمین شد و مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مطرح شد، دیگر ما احتیاج به رفع تبعیضات ناروا نداریم، زیرا این همان است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بخصوص که بعداً در بند دوازده میگذاریم «پیریزی اقتصادی صحیح و عادلانه برای رفاه همه و بیمه برای همه» و بعداً در بند چهارده میگذارید «تأمین حقوِ همه جانبه افراد از زن و مرد» بنابراین بنظر میرسد که این بند مفاد تازهای را عرضه نمیکند.
آقای مکارم شیرازی بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ اگر قرار است به رأی گذاشته شود، عرض کنم که رفع تبعیض در اینجا یک مفهومی بیش از آن مفاهیم گذشته را میرساند.
اگر نخواهیم ادغام کنیم به همین ترتیب باشد، بهتر است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ نظرات درباره بند نه گفته شد، بنابراین دوباره بند نه را قرائت میکنم و آن را به رأی میگذارم.
موافقین دست بلند کنند (چهل و سه نفر دست بلند کردند) رد شد.
چون نظر عدهای از نمایندگان بر این است که بجای «امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینههای مادی و معنوی» موافقین دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بنده ده قرائت میشود.

10ـ ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضروری بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامی.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من فکر میکنم اگر «و حذف تشکیلات غیر ضرور» را در آخر بیاوریم «به منظور» بهتر به زمینه متصل میشود، یعنی اینطور بنویسیم «ایجاد نظام اداری صحیح بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامی و حذف تشکیلات غیر ضرور».
آیا به این صورت موافقید؟ آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ عبارت «بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامی» در اینجا بنظر من زائد است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ نظرتان اینست که این عبارت حذف شود؟ مکارم شیرازی ـ بلی.
ربانی شیرازی ـ «ایجاد نظام اداری صحیح» مفهوم ندارد، این معنی کشداری دارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آنچه جنابعالی پیشنهاد فرمودید هم، همین معنی را میدهد، زیرا دیوانسالاری یعنی دیوان تشکیلات دولتی.
بنابراین همین متن قرائت میشود و آن را به رأی میگذاریم.
اگر رأی کافی نیاورد، تغییرات لازمه را میدهیم.

10ـ ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامی.
نایب رئیس (بهشتی) ـ موافقین دست بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند) رد شد.
بنابراین چون عدهای پیشنهاد کردهاند که «بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامی» که در همه جا هست، حذف شود.
بنابراین بند ده را به این صورت که قرائت میشود به رأی میگذایم.

10ـ ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور.
نایب رئیس (بهشتی) ـ موافقین دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند یازده قرائت میشود.
1
1ـ تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فارسی بفرمائید.
فارسی ـ هدفهای دفاع ملی در اینجا کامل نیست زیرا قبلا گفتیم تمام این کارها برای اهداف مذکور در اصل دوم است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ چه چیز ناقص است؟ فارسی ـ منظور دفاع از سرزمینهای اسلامی هم هست، یعنی همانطور که ملت و ارتش ایران برای استقلال و تمامیت ارضی ایران دفاع میکنند، از فلسطین و سایر سرزمینهای اسلامی هم باید دفاع کنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اصولا امروز در دنیا چنین چیزی را میتوان در قانون اساسی کشوری گفت؟ ما الان این را در داخل دفاع از نظام اسلامی کشور بصورت مستتر آوردهایم ولی آیا با صراحت در هیچ قانون اساسی کشور میتواند باشد که ارتش ملی مسئول دفاع از سرزمینهای دیگر است؟ فارسی ـ آیا ملت ایران موظف نیست؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ ایشان تذکری دارند ما که مخالف تذکرشان نیستم، من فقط توضیح دادم.
ربانی ـ ماده هشت که قبلا پیشنهاد شده بود، برای این مطلب بهتر و رساتر است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بلی در ماده شانزده هم بشکل دیگری حمایت همه جانبه از مستضعفان جهان بدون اینکه رابطه خصوصی با ارتش داشته باشد، آمده است.
حجتی کرمانی ـ آقای فارسی گفتند که کلمه «کشور» را در آخر جمله حذف کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یکبار دیگر این بند قرائت میشود.
1
1ـ تقویت کامل بنیه دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
نایب رئیس (بهشتی) ـ موافقین دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند دوازده قرائت میشود.
1
2ـ پیریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و بر طرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر بیت اوشانا بفرمائید.
دکتر بیت اوشانا ـ به «تعمیم بیمه» کلمه «اجتماعی» را اضافه کنید.
موسوی جزایری ـ به جای «اقتصاد صحیح» «اقتصاد سالم» بیشتر مصطلح است.
دکتر ضیائی ـ راجع به منع تحصیل و کسب ثروتهای نامشروع و استرداد ثروتهای نامشروع در هیچ کجا ذکر نشده است.
کیاوش ـ بایستی نوشته شود «تعدیل ثروت و پیریزی اقتصاد صحیح و سالم و خودکفا» چون خودکفا از نظر علمی کار صحیحی نیست.
در اینجا نوشتهاند «اقتصاد صحیح بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه ورفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه ومسکن وکار و بهداشت و تعمیم بیمه».
حجتی کرمانی ـ با الهام از کلمات حضرت علی بجای «فقر»، «نابودی» یا «ریشهکن کردن فقر» باشد، بهتر است.
ربانی شیرازی ـ جمله «و برداشتن موانع و مشکلات موجود در راه پیشرفت طبقة محروم و مستضعف» اضافه شود.
دکتر غفوری ـ بنده در آخر این بند با مشورت دوستان اضافه کرده بودم «عایدات حاصله از منابع ملی و طبیعی، بخصوص نفت و گاز فقط در راه تولید و با رعایت حقوِ نسل آینده» حالا میبینیم که در این بند چاپ نشده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من یک تذکر بدهم، چون قرار بر این است که وقتی قانون اساسی تصویب شد، بعد به رفراندوم گذاشته شود، پیشنهاد جنابعالی معنایش اینست که دو ماه دیگر هیچ دولتی نمیتواند حقوِ کارمندان را بدهد.
بنابراین به این شکل اگر بخواهید بگذارید، فاجعهای پیش میآید.
بنابراین اول فکری برای حل این مسأله بکنید، بعد این پیشنهاد را مطرح کنید.
حالا اجازه بفرمائید این متن را به همین صورت به رأی بگذاریم، یعنی «پیریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و بر طرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه» موافقین دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند سیزده قرائت میشود.
1
3ـ تأمین حقوِ همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای کیاوش بفرمائید.
کیاوش ـ وقتی پیغمبر میفرمایند «اطلبوالعلم و لو بالصین» چطور میتوانیم خودکفا باشیم؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای کیاوش خودکفائی غیر از استفاده نکردن از دیگران است، یعنی وابسته نمانیم، یعنی برویم و معلومات آنها را در داخل خودمان بیاوریم و بعد اینجا مستقل باشیم.
کیاوش ـ خودکفائی را تعریف بفرمائید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یعنی «استقلال فرهنگی» آقای سبحانی بفرمائید.
سبحانی ـ حال که مقصود اینست که عبارت کافی نیست، اگر بنویسیم استقلال یا عدم وابستگی بهتر است.
دکتر آیت ـ تامین خودکفائی معنیش اینست که ما نمیتوانیم دانشجو به ممالک دیگر بفرستیم، تامین خود کفائی باید دید چه مدت طول میکشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یعنی در راه خودکفائی کوشش کنیم که اگر دانشجو به خارج میفرستیم وقتی که برگشت ما را بینیاز کند، نه دانشجوئی که الان میفرستیم وقتیکه بر میگردد نماینده مصرف آنها در اینجا شود، این کار صحیح نیست.
علی تهرانی ـ معنای خودکفائی این نیست، منظور از خودکفائی، استقلال است.
هاشمینژاد ـ بهتر است نوشته شود «همه علوم و فنون مورد نیاز کشور» و بقیه عبارت حذف شود.
بنی صدر ـ همانطور که آقای تهرانی فرمودند خودکفائی ترجمه استقلال است.
اگر به آن مرحله برسیم که خیلی عالی است، چون علم خواهیم داد و علم خواهیم گرفت.
الان آمریکا با اینکه خودکفا است، در عین حال با تمام دنیا مبادله هم دارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اجازه بفرمائید چون توضیحات کافی داده شد طبق معمول عین متن را قرائت میکنیم و به رأی میگذاریم.
اگر رأی نیاورد تغییرات لازم را میدهیم.
1
3ـ تأمین خود کفائی در علوم و فنون و صنعت و کشاورزی وامور نظامی و غیره.
نایب رئیس (بهشتی) ـ البته به جای «غیره» کلمه «مانند آنها» بهتر است زیرا کلمه غیره خیلی کشدار است.
طاهری ـ «غیره» کشدار است.
بنی صدر ـ کشدار باشد که چیزی را از دست نمیدهیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ منظور اینست که گنگ نباشد.
بنابراین بند سیزده به این صورت تصحیح میشود: «تامین خودکفائی در علوم و فنون و صنعت و کشاورزی و امور نظامی و مانند اینها».
موافقین دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند چهارده قرائت میشود.
1
4ـ تأمین حقوِ همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
نایب رئیس (بهشتی) ـ سؤالی نیست؟ آقای هاشمینژاد بفرمائید.
هاشمی نژاد ـ بعد از «حقوِ»، «مشروع» را اضافه کنید.
حائری ـ در برابر قانون یعنی چه؟ دکتر بیت اوشانا ـ باید نوشته شود «مساوی و همه جانبه».
صدوقی ـ این بند گنگ است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یعنی هم زن و هم مرد باید حقوقش رعایت شود.
موسوی قهد ریجانی ـ اگر عادلانه نباشد امنیت قضائی نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ امنیت قضائی تاکید خوبی است، چون سؤالات مطرح شد و نقصها و ابهاماتی که بنظر آقایان آمده بود، فرمودند، بنابراین متن را قرائت میکنم و بعد به رأی میگذاریم، اگر تصویب نشد، تغییرات لازمه را میدهیم.
«تأمین حقوِ همه جانبة افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر «قانون».
موافقین دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند پانزده قرائت میشود.
1
5ـ توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون بین همه مردم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ سؤالی هست؟ آقای طاهری بفرمائید.
طاهری ـ پس همبستگی ملی در اصل دو چه بود؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ آن مورد یعنی «اقوام و گروهها تشکیل یک ملیت بدهند» بیشتر ناظر به آن بوده است و در اینجا منظور اینست که روابط افراد یک رابطه برادرانه باشد.
منتظری ـ این وابسته به دولت است؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ خیر، دولت باید زمینههای تحقق عملی اینرا فراهم کند.
دیگر سؤالی نیست؟ آقای فارسی بفرمائید.
فارسی ـ منظور از «مردم» مردم ایران هستند و باید ذکر شود «مردم ایران» نایب رئیس (بهشتی) ـ از این بند بیشتر فهمیده میشود که داخلی است، چون بند شانزده مربوط به امور خارجی است.
یعنی بند شانزده امور جهانی را دارد و این بندها امور داخلی را...
و بعلاوه اصولا این بنددر سطح افراد است و بند شانزده در سطح کارهای دولت و اگر همینطور بصورت کلی باشد بهتر است که چیزی را نفی نکند.
آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ البته این تغییر ضرری ندارد.
ابتدا باید وضع موجود را تحکیم بکنیم و بعداً توسعه بدهیم، بنابراین «تحکیم و توسعه» بهتر از «توسعه و تحکیم» است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این متن را قرائت میکنم و به رأی میگذارم «توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم» موافقین دستشان را بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بند شانزده قرائت میشود.
1
6ـ برقراری روابط عادلانه با همه ملل و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان.
سبحانی ـ در پیشنویس سابق یک اشکال وجود داشت، زیرا که نوشته شده بود «آزاد کردن همه مستضعفان جهان».
باید تأمین سعادت آنها هم نوشته شود، والا آزاد کنیم و دعوت به اسلام نکنیم درست نیست.
هاشمینژاد ـ ما احساس مسئولیت میکنیم و این مسئولیت از ایدئولوژی ما برخاسته است.
به این ترتیب تعهدهای همه جانبه را ما باید بپذیریم، در حالیکه ابرقدرتهای این کار را نکردهاند.
مکارم شیرازی ـ بنظر میرسد عبارت اولی و آخری جهانی است و وسطی اسلامی، در صورتیکه دو جهانی باید پهلوی هم قرار گیرد و اسلامی هم جدا باشد.
طاهری خرمآبادی ـ برقراری روابط عادلانه با همه ملل درست نیست، زیرا ما میدانیم بعضی از ملل مانند اسرائیل یا ملل دیگر ستمگر هستند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عرض میکنم که وظیفه مسلمان عادل اینست که ظالم را، ولو ظالم به دیگری باشد، سرکوب کند که عین عدل است.
طاهری خرم آبادی ـ روابط ما عادلانه است، ولی آنها ستمگر هستند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عدل برای او سرکوبی است.
آقای دکتر ضیائی بفرمائید.
دکتر ضیائی ـ ذکر «حمایت همه جانبه» این وضع را پیش میآورد که ما در امور داخلی بعضی از مردم دخالت کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ من یک اصلاح عبارتی دارم، «برقراری روابط عادلانه با همه ملل و تعهد برادرانه و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان مخصوصا در قبال ملل مسلمان».
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای ربانی شیرازی بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ چون سیاست خارجی است، سیاست عدم تعهد لازم است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بعد از همه تذکرات عین متن را قرائت میکنم و به رأی میگذارم.
«برقراری روابط عادلانه با همه ملل و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان» موافقین دست بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند) رد شد.
بنابراین بر حسب تذکراتی که دوستان دادند چنین حدس میزنیم که فکر بعضی از افراد را کلمه «همه جانبه» مغشوش کرده و البته هر مسلمانی اینرا میداند که حمایت همه جانبه وظیفهاش است ولی فکر بعضی از دوستان را مغشوش کرده، اجازه بفرمائید بر حسب استنباطی که از پیشنهادها داشتم بدون کلمه «همه جانبه» این بند را به رأی بگذارم.
هاشمی نژاد ـ این قید را اضافه بفرمائید که با رعایت عدم مداخله در امور کشورهای دیگر.
تهرانی ـ شما الان با اسرائیل قطع رابطه کردهاید.
قرشی ـ پیشنهاد میکنم «با موازین اسلام» را اضافه کنید.
بنی صدر ـ بعضیها فکر کردهاند منظور از روابط «عادلانه با همه ملل» روابط با دولتها است مثلا رابطه با اسرائیل یا هر ستمگر دیگری، در صورتیکه در اینجا منظور ملتها است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اجازه بفرمائید بنویسیم: «برقراری روابط عادلانه با ملتهای غیر متجاوز.
» طاهری گرگانی ـ ملتها متجاوز نمیشوند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ پس مینویسیم «دولتها» که بهتر بشود.
بنابراین میشود «برقراری روابط عادلانه با دولتهای غیر متجاوز» (همهمه نمایندگان) چون بعضی از دوستان فقط کلمه «همه جانبه» را پیشنهاد کردهاند، این را هم به رأی میگذاریم.
آقای پرورش بفرمائید.
پرورش ـ در قرآن سه نوع مستضعف وجود دارد: یکدسته آنهائی که مورد عنایت خدا هستند، با توجه به آیه: «ومالکم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء»، گروه دوم آنهائی هستند که مورد عفو خدا هستند با توجه به آیه «الا المستضعفین من الرجال و النساء والولدان لایستطیعون حیلة و لایهتدون سبیلا فاولئک عسی اللّه این یعفو عنهم و کان اللّه عفوا غفورا»، گروه سوم آنهائی هستند که مورد عذاب خدایند، یعنی آنها که ظلم را پذیرفتهاند «وقال الذین استضعفواللذین استکبروا بل مکر اللیل و النهار اذتأمروننا ان نکفرباللّه و نجعل له انداداً...
» نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای پرورش توضیحی که میدهم اینست که حمایت از مستضعف بیکی از دو صورت برای همه ما متصور است، یا به هدایت اوست که همان است که میفرماید: «وقال الذین استضعفوا اللذین استکبروا».
کرمی ـ مستعضف مربوط به عقیده است، ربطی به این موضوع ندارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بنده هم همین را عرض میکنم و میگویم اگر عام هم بگیریم، یا هدایت اوست، یا کسی است که اصولا تحت ظلم است، یعنی غیر مسلمان مظلوم است و ما یکی از این دو معنی را میفهمیم و ما میدانیم که بر حسب موازین اسلام باید از غیر مسلمان مظلوم در حد رفع ظلم حمایت کنیم.
کرمی ـ ولو کافر باشد، اگر دشمن نباشد باید حمایت کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ الان حزبی تأسیس شده به نام مستضعفین که فراگیر است از مسلمانان و غیر مسلمانان که با توجه به آن، مستضعف معنای مظلوم را پیدا کرده است.
پرورش ـ یعنی کسیکه سلطه را پذیرفته است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ همان را هم باید حمایت کرد، فرِ نمیکند.
هاشمینژاد ـ مستضعفی که فرمودند که از نظر فکری است و جنگهای انبیاء هم به این خاطر بوده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای منتظری بفرمائید.
منتظری ـ این حمایت همه جانبه از مستضعفان، یعنی ما مستضعفان را یک درجه بالاتر از برادران مسلمان ذکر کردیم و چون «همه جانبه» معنی ندارد، اگر بنویسیم «حمایت از مستعضفین» صحیح است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای بنیصدر بفرمائید.
بنی صدر ـ آقای منتظری در جلسه صبح همین متن را تصویب فرمودند حالا چیز دیگر میفرمایند، در صورتیکه «تعهد برادرانه» بهتر است زیرا تعهد برادرانه اسلامی است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ فعلا متن را با تغییر اول به رأی میگذاریم که در آن «با همه ملل» تبدیل شد به عبارت «با دولتهای غیر متجاوز» که متن اینطور میشود «برقراری روابط عادلانه با دولتهای غیر متجاوز و تعهد برادرانه در قبال...
» مکارم شیرازی ـ یکییکی تغییر بدهید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من هم یکی را تغییر دادم و هنوز به آن نرسیدهام.
یکی از نمایندگان ـ دولتها چیست؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ عرض کردم که هنوز به آن نرسیدهام بلکه از طرف نمایندگان پیشنهاد شد که «ملل» را به «دولتهای غیر متجاوز» تبدیل کنیم و کلمه «همه جانبه» محفوظ میماند.
اگراین بند به این صورت رأی نیاورد، مجدداً آنرا تغییر میدهیم.
مکارم شیرازی ـ نصف دولتهای دنیا متجاوز هستند.
آمریکا، انگلستان، شوروی، چین متجاوز هستند و با این کار شما دولت را در بن بست میگذارید.
بنیصدر ـ عنایت بفرمائید که نوشته «برقراری روابط عادلانه با دولتهای غیر متجاوز» اگر دولتی متجاوز شد با آن دولت که قطع رابطه نمیکنیم.
هاشمینژاد ـ آقای بنیصدر همیشه معتقد بودند چیزی که در فارسی معیارش مشخص نیست در قانون اساسی بکار برده نشود ولی میدانیم که امریکا در رأس متجاوزها و ابرقدرتها است.
دکتر آیت ـ «برقراری روابط عادلانه با همه ملل» حذف شود و «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان» جداگانه باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای موسوی بفرمائید.
موسوی جزایری ـ بنویسیم «حسن تفاهم جهان» جداگانه باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ خود آقای بنیصدر در کمیسیون رأی دادند که «ملل» باشد حالا میگویند «دول».
مدنی ـ بنویسیم «برقراری روابط عادلانه با همه ملل و دولتهای غیر متجاوز».
نایب رئیس (بهشتی) ـ فعلا این متن را که قرائت میکنم به رأی میگذارم اگر رأی نیاورد، اصلاحش خواهیم کرد تا به نتیجه برسیم.
«برقراری روابط عادلانه با دولتهای غیر متجاوز و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان» موافقین دستشان را بلند کنند (عده کمی دستشان را بلند کردند) رد شد.
ربانی املشی ـ بنده پیشنهاد میکنم با این اصلاح «با همه ملل دوست» رأی بگیرید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ «ملل دوست» توضیح میخواهد.
یک متنی رسیده که یک نکته قابل توجه دارد که قرائت میکنم: «رعایت سیاست عدم تعهد در برابر دول و برقراری روابط عادلانه با ملل و تعهد برادرانه در قبال مسلمانان و حمایت از مستضعفان جهان» آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ شاید ما فردا با دولتها اسلامی خواستیم تعهد داشته باشیم، بنابراین سیاستی که الان هست نمیتوانیم در قانون اساسی بنویسیم.
هاشمینژاد ـ تعهد را در قانون اساسی نمیتوانیم بنویسیم زیرا در حالیکه هنوز خودمان را نمیتوانیم جمع و جور کنیم چرا آسیبپذیر کنیم.
صافی ـ پیشنهاد میکنم بنویسید «روابط عادلانه با ملل».
رشیدیان ـ معنیش اینست که دستهبندیهای استعماری نباشد، نه اینکه تعهد برادرانه نداشته باشیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ منظور آقای مکارم هم اینست که ما ممکن است ناچار شویم یک بلوک اسلامی دردنیا بوجود آوریم و ضرورت هم ایجاب کند چون دیگران یک بلوک دارند، ما هم یک بلوک میخواهیم داشته باشیم.
مکارم شیرازی ـ پیشنهاد اول خودتان را فراموش کردید قرار بود «همه جانبه» باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عنایت بفرمائید من دو متن را به ترتیب زمانی که اینجا قرائت شد به رأی میگذارم، متن اول را قرائت میکنم: «برقراری روابط عادلانه با همه ملل و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت از همه مستضعفان جهان» با حذف «همه جانبه» موافقین دست بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند) رد شد.
متن بعدی این استکه ما «برقراری روابط عادلانه با ملل» را حذف کنیم و کلمه «همه جانبه» را حفظ نکنیم به این صورت که قرائت میکنم: «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان» آقای بنیصدر بفرمائید.
بنی صدر ـ توضیح من این است که اگر واقعاً ما میخواهیم فرمایش امام را عمل کنیم اگر کلمه «همه جانبه» را برداریم این کار صورت نمیگیرد.
هاشمینژاد - الان وزیر امور خارجه ما در کنفرانس عدم تعهدها شرکت کرده است و بعنوان یک نیروئی که در برابر ابرقدرتها بازدارنده هستند دارند شکل میگیرند، بنابراین آن متنی که الان قرائت گردید و عدم تعهد هم در آن مطرح بود که تعدادی از آقایان هم آنرا میپسندند، به رأی بگذارید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عیبی ندارد آنرا هم به رأی میگذاریم، دقت بفرمائید قرائت میکنم «رعایت سیاستعدم تعهد در برابر دول» البته اگر بخواهید مطابق با کنفرانس عدم تعهدها باشد، باید «در برابر ابرقدرتها» بنویسیم.
آقای ربانی موافقید که کلمه «دول» را به «ابرقدرتها» تبدیل کنیم؟ (ربانی ـ بلی)، پس اینطور میشود «رعایت سیاست عدم تعهد در برابر ابرقدرتها».
صدوقی ـ قسمت اول آنرا حذف کنید و بنویسید «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان».
نایب رئیس (بهشتی) ـ لطفا مرقوم بفرمائید که بیاورند تا من بخوانم، چون چند متن قبلا رسیده است.
آقایان اجازه بفرمائید همان متنی که رسیده بدون تغییر بخوانم: «رعایت سیاست عدم تعهد در برابر دول و برقراری روابط عادلانه با ملل و تعهد برادرانه در قبال مسلمانان و حمایت از مستضعفان جهان» موافقین دست بلند کنند.
(عده کمی دست بلند کردند) رد شد.
متن بعدی را با حذف قسمت و از اینجائی که میخوانم به رأی میگذاریم «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان»، موافقین دست بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند) رد شد.
حالا همین متن را با حذف کلمه «همه جانبه» به رأی میگذارم.
حجتی کرمانی ـ باید آقایان توجه کنند که قرآن داریم، قرآن را که ما نمیتوانیم بگذاریم کنار، به حکم قرآن باید با تمام نیرو از همه مستضعفان جهان حمایت کنیم و این حکم قرآن است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ برای رفع هرگونه شبهه از آقای حجتی و دوستان دیگر بااینکه اینرا به رأی گذاشتیم و رأی هم نیاورد، دوباره متن را قرائت میکنم و به رأی میگذارم: «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان»، موافقین دست بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند) ملاحظه میفرمائید که رأی نیاورد.
موسوی اردبیلی ـ معلوم میشود این بند در نظر اکثریت مبهم است و رأی نمیآورد.
پیشنهاد میکنم این اصل را با حذف این بند مسکوت بگذارید.
طاهری اصفهانی ـ «همه جانبه» را حذف کنیم، بعلاوه جواب آقای حجتی این است «و ما لکم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء والولداف الذین یقولون ربنااخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیاً واجعل لنامن لدنک نصیرا» مؤمنین مستضعف هستند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اجازه بفرمائید بحث را بیش از این ادامه ندهیم.
آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ همانطور که گفتند مثل دیروز به مجموع رأی بگیرید، لیکن پیشنهادهای مربوط به بند شانزدهم را اجازه بفرمائید در کمیسیون چهارده نفری مطرح بشود و یک طرح جامعی به مجلس بیاید، چون سیاست بین المللی را نمیتوانیم حذف کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای غفوری بفرمائید.
غفوری ـ من پیشنهاد دادهام که نخواندهاید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ پیشنهادها الی ماشاءالله میآید و میدانید اگر بخواهیم بخوانیم چقدر میشود.
معهذا من پیشنهادات را یکییکی میخوانم و به رأی میگذارم: «برقراری روابط عادلانه با همه کشورها بر اساس احترام متقابل و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت از مستضعفان جهان با رعایت عدم دخالت در امور دیگران طبق عرف بین المللی» موافقین با این پیشنهاد دست بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند) اینهم رأی نیاورد.
پیشنهاد دوم را قرائت میکنم: «برقراری روابط عادلانه با همه ملل و تعهد برادرانه و حمایت همه جانبه مستضعفان مخصوصا در قبال ملل مسلمان و حمایت از مستضعفان جهان با رعایت عدم دخالت در امور دیگران طبق عرف بینالمللی» موافقین با این پیشنهاد دست بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند) اینهم رأی نیاورد.
پیشنهاد دوم را قرائت میکنم: «برقراری روابط عادلانه با ملل وتعهد برادرانه و حمایت همه جانبه مستضعفان مخصوصا در قبال ملل مسلمان جهان» که پیشنهاد آقای فاتحی است و چیز تازهای ندارد و رأی نمیآورد.
طاهری اصفهانی ـ مگر قرار نبود جمله اول و «همه جانبه» حذف شود؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ اجازه بفرمائید، این پیشنهاد را که من فکر کردم قبلا به آن رأی گرفتیم و دو نفر از آقایان میفرمایند که من روی آن رأی نگرفتهام، به رأی بگذاریم.
این پیشنهاد این است که «همه جانبه» را برداریم به این صورت که قرائت میشود: «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت از همه مستضعفان جهان».
موافقین دست بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند).
اینهم رد شد.
فکر میکنم برای تهیه یک پیشنهاد متین حتما باید فرصت داشت یعنی همه پیشنهادهای نوشته شده را میبریم و روی آنها تصمیم میگیریم.
طاهری گرگانی ـ چرا شتابزدگی به خرج میدهید؟ ده دقیقه فرصت بدهید و جلسه را بعنوان تنفس تعطیل کنید تا با مطالعه همه پیشنهادها طرح جامعی تهیه کنیم و بعد در جلسه علنی مطرح کنیم.
دکتر شیبانی ـ هیچکدام رأی نیاورد پس حذف میشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ جناب آقای دکتر شیبانی، مقدار زیادی پیشنهاد رسیده است که نخواندهایم بنابراین نفرمائید که حذف شد.
موسوی تبریزی ـ برای حذفش رأی بگیرید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ نمیشود وقتی که امور مهم را در اینجا مینویسیم، امر سیاست خارجی را اصلا حذف کنیم.
موسوی تبریزی ـ در اصول بعدی میآید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ همهاش در اصول بعدی میآید ولی فرض بر این است که اینجا باید در کنار چیزهای دیگر چیزی گفته شود.
صدوقی ـ بنده هم پیشنهادی تقدیم کردم، خواهش میکنم قرائت بفرمائید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای صدوقی قبل از جنابعالی هم چهار یا پنج پیشنهاد رسیده است که اگر آقایان موافقید فعلا پیشنهادها را میخوانم: ـ تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت از همه مستضعفان جهان و برقراری روابط عادلانه با همه ملل غیر محارب با اسلام.
(کریمی) ـ برقراری روابط عادلانه با همه ملل به شرط صلاح دید حکومت اسلامی.
(قرشی) ـ بکار بستن قواعد حقوِ بینالمللی اسلامی در سیاست خارجی و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان.
(فارسی) ـ تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت از مستضعفان جهان بویژه مسلمانان و رعایت احترامات متقابل نسب به دول.
(رحمانی) ـ برقراری روابط متقابل با همه ملل و تعهد برادرانه در مقابل ملل مسلمان و حمایت از همه مستضعفان جهان.
(ربانی املشی) ـ برقراری روابط عادلانه با دولتهای موافق و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت مستضعفان جهان.
(صدوقی) ـ تلاش در برقراری صلح جهانی و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت از مستضعفان جهان.
(موسوی جزایری) ـ برقراری روابط عادلانه و برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمایت از همه مستضعفان جهان.
(منتظری) نایب رئیس (بهشتی) ـ اینها پیشنهادهای متعددی است که رسیده است که یکی از دو کار را میشود کرد.
اولا ـ پیشنهادهای رسیده را که ملاحظه فرمودید به رأی بگذاریم تا شاید تکلیف این بند تا پایان جلسه مشخص شود و البته اگر بعد از خواندن همه پیشنهادها هیچ پیشنهادی تصویب نشود، بنده فکر میکنم آنوقت باید راجع به اصلش رأی بگیریم.
دکترشیبانی ـ بند پانزده را که تصویب کردید، شامل موارد سیاسی هم میشود و دیگر احتیاجی به بند شانزده نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ برای غیر مسلمانها چطور؟ دکترشیبانی ـ آنرا هم شامل میشود.
موسوی اردبیلی ـ بفرمائید دیگر پیشنهاد ندهند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بنده گمان میکنم اگر آقایان حوصله بخرج بدهند و این پیشنهادها را که زیاد هم نیست یکییکی به رأی بگذاریم، بهتر میتوانیم از وقتمان استفاده کنیم و پیشنهادها هم دیگر قبول نمیکنیم.
اگر اجازه بفرمائید من این پیشنهادها را به رأی میگذارم.
آقای هاشمی نژاد بفرمائید.
هاشمینژاد ـ نظر آقای طالقانی این است که باید اول ببینیم سیاست کلی جمهوری اسلامی برای آینده در چه خط مشی است، بعد عبارت برایش درست کنیم.
طالقانی ـ الان در دنیا سیاسیت عدم تعهد مورد بحث است.
اول ما باید ببینیم پیرو این سیاست هستیم یا نیستیم و بعداً تعهداتی که نسبت به عموم مستضعفان جهان داریم آیا در آئین قرآن یا احکام، این تعهدات برای ما هست یا نیست و چون جمهوری ما اسلامی است، پس مسأله اول این است که حالا که دنیا تقسیم شده ببینیم جزو گروه غیر متعهد هستیم یا نیستیم اگر نیستیم پس چرا الان یک عدهای از کشور ما، به هاوانا رفتهاند.
این مساله را بنده بارها گفتهام که اول ببینیم چکاره هستیم و چه میخواهیم بکنیم بعد بنشینیم و برای نظری که داریم عبارت درست کنیم ولی ما اول عبارت درست میکنیم و با این وقت کمی که داریم یک ساعت یا دو ساعت وقت تلف میکنیم و بحث میکنیم.
حجتی ـ در برابر قدرتها.
طالقانی ـ هر چه هستیم جایش همین جا است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من قبل از اینکه آقای طالقانی اظهاراتشان را بفرمایند، اینطور استنباط کردم که با توجه به سخنان آقای حجتی و بعضی دوستان و با کمی وقتمان صحیح این است که پیشنهادهای رسیده و پیشنهادهائی که دوستان احیاناً بدهند اول وقت فردا رسیدگی کنیم و یک متنی را با توجه به معیارها تهیه کنیم و البته معیارها را هم طوری مشخص کنیم که کمتر ابهام داشته باشد.
دوم اینکه ما فردا احتمالا به یکنوع جلسه مشترک کمیسیونها برای بررسی یک مطلب احتیاج داریم، بنابراین نمایندگان محترم برنامهای اتخاذ بفرمایند که اگر ما در ساعت نه خواستیم در محل فعلی گروه شماره سه جلسه مشترک کمیسیونها داشته باشیم، امکان آن باشد و دوستان نگویند که ما خبر نداشتیم، چون یک مقدار مطالبی را باید در جلسه مشترک کمیسیونها حل کنیم که شاید لازم بوده پریروز تشکیل میدادیم ولی ابتلا به اصل قبلی مانع شد و من خواستم حالا محض اطلاع عرض کنم البته تا قبل از ساعت نه صبح فردا کتباً به اطلاع گروهها خواهیم رساند.
طاهری اصفهانی ـ وقت فردا بعدازظهر هم برای یک بند گرفته میشود.

3ـ پایان جلسه نایب رئیس (بهشتی) ـ به هر حال چارهای غیر از این نیست.
البته در جلسه امروز پانزده بند از یک اصل را توانستیم رسیدگی و تصویب کنیم که موفقیتآمیز بوده است زیرا گاهی به یک مسالة دشواری میرسیم که آنرا باید از راه خودش حل کنیم، که ادخلواالبیوت من بابها.
بنابراین با اجازه همگی جلسه را امروز ختم میکنیم.
خواهش میکنم فردا طوری دوستان اینجا باشند که اگر خواستیم در ساعت نه صبح جلسه مشترک داشته باشیم موفقیت داشته باشیم.
خدا نگهدار و ما توفیقنا الاباللّه.
(جلسه ساعت بیست پایان یافت) نایب رئیس مجلس بررسی نهائی قانون اساسی ـ دکتر سید محمد حسینی بهشتی