مشروح مذاکرات تدوین قانون اساسی


+ جلسه هجدهم 25 شهریور 1358

جلسه در ساعت 30/16 دقیقه روز 25 شهریور ماه 1358 هجری شمسی برابر با بیست و چهارم شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آیت الله حسینعلی منتظری تشکیل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه
2ـ طرح و تصویب اصل 11 (اصل یازدهم)
3ـ طرح و تصویب اصل 12 (اصل دوازدهم)
4ـ طرح اصل 13
5ـ ادامه جلسه به ریاست آقای دکتر بهشتی نایب رئیس
6ـ پایان جلسه

[--------------------------------------------------------]

1ـ اعلام رسمیت جلسه

رئیس (منتظری) ـ اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
جلسه رسمی است.
اسامی غائبین جلسه گذشته را قرائت میکنم، آقای کرمی که عذر خواستند، من و دکتر شیبانی هم به نمایندگی از طرف آقایان نمایندگان بمناسبت هفت مرحوم آیت الله طالقانی به بهشت زهرا رفته بودیم و آقایان: خادمی ـ مهندس سحابی ـ حجتی کرمانی ـ صدوقی ـ طباطبائی ـ میرمرادزهی ـ نوربخش و هاشمی نژاد که در جلسه عصر دیروز شرکت نداشتندو نمایندگانی که تأخیر ورود داشتند آقایان: بنی صدر چهل و شش دقیقه، حائری هشتاد و هشت دقیقه، خالاتیان یکصد و شش دقیقه، ضیائی سی و پنج دقیقه، مشکینی سی و پنج دقیقه، موسوی اردبیلی شصت و دو دقیقه.
بمناسبت وفات مرحوم آیت الله طالقانی از طرف مجلس خبرگان به حضور آیت الله العظمی امام خمینی تلگرامی شده است که ایشان جواب مرقوم فرموده اند: «تلگرام تسلیت حضرات علماء و نمایندگان محترم مجلس خبرگان واصل و موجب تشکر گردید.
امید است ان شاء الله تعالی خداوند به همه توفیق برای خدمت به دیانت مقدسه عنایت فرماید.
والسلام علیکم روح الله الموسوی الخمینی فردا مصادف است با وفات امام جعفر صادِ صلوات الله و سلامه علیه و در عین حال مصادف با حادثه جانگداز مدرسه فیضیه قم (روز پانزدهم خرداد آن سال مصادف با رحلت امام جعفر صادِ (ع) بود) و دولت هم فردا را تعطیل رسمی اعلام کرده است و ما هم به احترام امام صادِ صلوات الله و سلامه علیه فردا جلسه علنی نخواهیم داشت ولی چون کارمان زیاد و سنگین است و امام صادِ(ع) هم راضی هستند که سعی و کوشش کنیم و کارمان بیشتر پیش برود، قرار شد که کمیسیون مشترک تشکیل شود و اصولی از قانون اساسی بررسی و رسیدگی شود که خوراکی برای پس فردا باشد که کار بیشتر پیش برود.
بنابراین فردا جلسه رسمی نداریم، ولی از آقایان تقاضا میکنم که اگر عذری ندارند به مجلس تشریف بیاورند تا کارمان پیش برود.
البته از پس فردا از ساعت ده و نیم صبح جلسه علنی داریم یعنی کمیسیونها از ساعت هشت و نیم تا ده و نیم تشکیل بشود و در عین حال افراد کمیسیونها با یکدیگر تماس بگیرند و افکار را به یکدیگر نزدیک کند تا متنهایی که تهیه فرمودهاند با یکدیگر نزدیک شود و بعد از ساعت ده و نیم تا ساعت سیزده جلسه علنی خواهیم داشت و عصرها هم طبق معمول جلسه علنی خواهیم داشت.

2ـ طرح و تصویب اصل 11 (اصل یازدهم)

رئیس (منتظری) ـ اینجا یکی از آقایان، موضوعی را تذکر دادند و بعد در هیأت رئیسه دیدند تذکر بجائی است و تصمیمی روی آن گرفته شد.
من صبح که راجع به اصل سیزده صحبت میشد، برای خودم هم وقت گرفته بودم و اتفاقا نوبت خودم شد ولی صحبت نکردم و اگر چند دقیقه صحبت میکنم به حساب صبح بگذارید و خیلی هم، مختصر عرض میکنم.
آقایان توجه دارند که انقلابی که در ایران بود، انقلاب جغرافیائی و ایرانی نبود بلکه یک انقلاب اسلامی بود هر چند ما در ایرانیم ولی آنچه در شعار همه بود، حکومت اسلامی بود و اسلام منحصر به ایران نیست و ما هدفمان این است که همه مسلمانان در همه کشورها از زیر بار استبداد و استعمار و ظلم نجات پیدا کنند و برنامههای اسلامی پیاده شود، همانطور که برادران اهل سنت تذکر دادند، ما بایستی در انقلاب توجه به اسلام و همه کشورهای اسلامی داشته باشیم و نبایستی فقط به کشور خودمان چشم بدوزیم.
البته از آقایان نمایندگان برادران اهل سنت تقاضا میکنیم که یک واقعیت را نادیده نگیرند زیرا در عین حال که ما شعارمان اسلام و حکومت اسلامی بود و امیدوارم همه کشورهای اسلامی متحد شوند ولی معذلک این واقعیت هست که در کشور ایران اکثریت قاطع مردم، جعفری مذهب و اثنی عشری مذهب هستند و در قانون اساسی سابق هم تصریح شده است که دین و مذهب رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و خواستة اقلا بیست و پنج میلیون مسلمان ایران اینست که این واقعیت تصریح و نوشته شود و نمیتوانیم واقعیات را نادیده بگیریم و در عین حال در قانون اساسی سابق اسمی از اهل سنت نبود ولی ما دیدیم که این کمبودی است و این واقعیت را نباید نادیده گرفت.
بنابراین هم اینکه مذهب رسمی و معمولی در ایران تشیع است، نمیشود نادیده گرفت و هم اینکه اهل سنت در ایران مسلمانند و برادران ما هستند و آنها بر طبق تکالیف و فقه خودشان عمل خواهند کرد و باید عمل کنند و در این جهت آزاد هم باشند.
حالا برای اینکه توهمی پیش نیاید و بطوریکه در سخنان بعضی از دوستان امروز صبح مشاهده میشد، خیال نکنند که ما فقط به ایران خودمان چشم دوختهایم ولی چیزی که هدف اسلام است و مورد توجه است، آن اصلی است که قبل از اصل سیزده نوشته شده بود و بعضی از آقایان نظر دادند که در اصل مربوط به سیاست خارجی برود ولی هیأت رئیسه تصمیم گرفت این اصل را مطرح کند زیرا جایش در همین جا است و آن اصل قبل از اصل سیزده میآید، برای اینکه معلوم شود که ما به اسلام و همه کشورهای اسلامی واقعاً توجه داریم و این وظیفهای است برای دولت که روابطش با همه کشورهای اسلامی یک رابطه حسنه باشد.
دکتر بهشتی ـ بر طبق ترتیب فعلی میشود اصل یازده.
رئیس (منتظری) ـ بلی اصل یازده که متن آنرا میخوانم تا این را قبل از اصل مربوط به مذهب رسمی ایران مطرح کنیم و بعد به مذهب رسمی میرسیم.
اصل 1
1ـ به حکم آیه کریمه «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» مسلمانان یک امتند.
(این عبارت تصحیح شده است یعنی کلمه مسلمانان که اول بود، اینجا ذکر شده است) پس دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر بعمل آورد تا وحدت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اسلامی را تحقق بخشد.
یکی از آقایان گروه یک که این اصل را تهیه کردهاند، بفرمایند و دفاع کنند.
آقای بهشتی بفرمائید.
بهشتی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
تهیه این اصل از طرف گروه یک در ردیف اصول فصل اول که درباره کلیات است به اعتبار این بود که یکی از ابعاد اساسی نظام و جامعه و جمهوری اسلامی است.
از نظر تعالیم مقدس اسلام، نظام اسلامی در هر گوشه از جهان تحقق پیدا کند حکومتی بوجود میآورد که مسئولیتش در داخل مرز محدودی قرار نمیگیرد و نسبت به همه انسانها و بخصوص همه مسلمانها دارای تعهد و مسئولیت میشود و بر طبق تعالیم اسلام این طبع و خصلت حکومت اسلامی است.
در عصر ما که بحمدالله شماره و عدد مسلمین جهان صدها میلیون است، بر حسب آمارهای نسبتاً مستند در حدود هشتصد میلیون مسلمان در روی کره زمین زندگی میکنند، وقتی در قسمتی از سرزمین اسلام حکومتی با هویت اسلامی بوجود میآید از همان آغاز تشکیل باید خود را نگران و مسئول وضع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی و معنوی و روحی همه این هشتصد میلیون بداند، ولی نه بدان معنا که این حکومت میخواهد قلمرو خودش را گسترش دهد و سرزمینهای دیگر را با زور متصرف شود و به خود ملحق کند، هرگز نه، بلکه بدان معنا که باید بکمک این مسلمانان بشتابد و با کمک یکدیگر وضعی برای خود بوجود بیاورند که آنها نیز خود را دارای نظام اسلامی بیابند و وقتی این نظامها همه اسلامی شد، آن وقت تشکیل یک واحد سیاسی بزرگ جهانی در لوای اسلام امری است طبیعی و درست به همین دلیل است که انقلاب اسلامی ما امروز این همه دشمن دارد، بخصوص دو قدرت بزرگ جهان و دو اردوگاه بزرگ سلطه جو در جهان برایشان تحمل این انقلاب مشکل است.
پس به همین دلیل باید از همین مرحله آغاز و مرحله نخستین ملت انقلاب مسلمان ایران پیوستگی و یگانگی خودش را با همة این هشتصد میلیون مد نظر قرار دهد.
به این دلیل بود که ما گفتیم این اصل جزو اصول کلی است.
در جلسه مشترک گروهها که گروه اول کارش را مطرح میکرد، یک نظر دیگر هم به میان آمد و آن اینکه این اصل از نظر اهمیت در ردیف اصول کلی است اما از نظر اینکه یک خصلت دیگر بر اصول کلی ذکر کرده بودیم و آن عبارت است از اصلی که از آن در آینده اصولی منشعب بشود، نتوانستیم آنرا از این نظر در این ردیف بدانیم و فکر کردیم میتواند در ردیف سیاست خارجی اسلام بیاید ولی امروز که قرار است اصول مربوط به دین و مذهب رسمی کشور را مطرح کنیم با مشورت در هیأت رئیسه به این نتیجه رسیدیم که این اصل حتماً باید در اینجا از این نظر هم قرار بگیرد.
پس دو موجب پیدا کرد که این اصل در ردیف اصول کلی بیاید تا ذکر اصول بعدی مسبوِ باشد به این اصل که بیانگر جامعیت نظام اسلامی و محدود بودن این نظام در درون مرزهای جغرافیائی و حتی محدود نبودن در منطقههای اکثریت مذهبی است.
برای تصریح به این قسمت این اصل میتوانست مفید واقع شود، به این دلیل ترجیح داده شد که این اصل بیاید اما محتوای اصل گمان میکنم احتیاج به توضیح زیادتری نداشته باشد که از بدیهیات و ضروریات تفکر و نظام عزیز اسلام و قرآن کریم است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم آقای هاشمینژاد بفرمائید.
هاشمینژاد ـ من یک پیشنهاد دارم، همان که در سیاست خارجی دولت تذکر داده شده بود اینجا ذکر شود «با رعایت اصل عدم مداخله در امور دیگران» چون مسأله ائتلاف و هماهنگی و یکپارچه کردن مطرح است، برای اینکه جلوی سوء استفاده دیگران گرفته شود، چنین موردی اگر ذکر شود بنظر من لازم است.
رئیس (منتظری) ـ اصل را دوباره قرائت میکنم: «به حکم آیه کریمه (ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون) مسلمانان یک امتند، پس دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه اتئلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر بعمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.
»از این عبارت استشمام اینکه دولت ایران در سیاست کشورهای دیگر دخالت کند، نمیشود ولی مشکلی که وجود داشت راجع به آیه شریفه بود زیرا مفسرین «امت» را بمعنی دین تفسیر کردهاند «ان هذا امتکم امة واحدتا و انا ربکم فاعبدون» یعنی دین اسلام دین واحد است و ما میخواهیم از این استفاده کنیم که مسلمانان یک امت هستد، یعنی یک ملتند.
یکی از نمایندگان ـ چون دین واحد است، پس متدینینش واحد است.
صافی ـ آیه کافیست.
رئیس (منتظری) ـ آقای قرشی بفرمائید.
قرشی ـ من فکر میکنم این اصل از یک جهت محتاج به تکمیل است و آن اینست که به مضمون آیه «و ما ارسلناک الارحمة للعالمین» بر ذیل اصل افزوده شود و پس از حکومت اسلامی برای عالمگیر بودن اسلام مثلا کوشش کند یا قدم بردارد.
رئیس (منتظری) ـ این متن که «دولت جمهوری ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد» خوب و کافی است.
قرشی ـ قرآن تنها برای ملل اسلامی نیست بلکه برای همه ملل جهان نازل شده است.
مشکینی ـ آیه کریمه «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا» هم خوب است باشد.
رئیس (منتظری) ـ زیاد میشود و بعلاوه این آیه مفهوم نمیرساند.
آقای خزعلی بفرمائید.
خزعلی ـ «ان هذه امتکم امة واحدة و اناربکم فاعبدون» آیه پنجاه و دو از سوره مؤمنون است که دنباله ذکر سلسله انبیا است و خطاب به انبیا است و در میان مفسرین به همان دین تصریح شده است و مربوط به این امت نیست و به سلسلة انبیا مربوط است و به یک جهت بر میگردد به «ان الدین عندالله الاسلام» که از صدر بشریت تا بحال مربوط به این امت نیست که بخواهیم استفاده کنیم و آیهای که آقای مشکینی فرمودند، انسب و اولی است.
رئیس (منتظری) ـ شما در ضمن جواب خودتان را هم دادید برای اینکه فرمودید مفاد همان «ان الدین عنداللّه الاسلام» است که همه پیغمبران هم دینشان اسلام بوده است.
خزعلی ـ شما میخواهید روی امت اسلامی بحث کنید.
اگر آنرا بخواهید استفاده کنید، واقعا خیلی گستردهتر میشود.
رئیس (منتظری) ـ آقای صافی بفرمائید.
صافی ـ «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» مال همین امت است و خطاب به همین امت است.
رئیس (منتظری) ـ اگر مفاد آیه همان «ان الدین عنداللّه الاسلام» است یعنی دین حضرت نوح و موسی هم اسلام بوده است.
دکتر بهشتی ـ آقای خزعلی لطفاً شماره آیهها را بفرمائید.
خزعلی ـ آیه نود و دو از سوره انبیاء «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» و آیه پنجاه و دو از سوره مؤمنون «و ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاتقون» رئیس (منتظری) ـ آقای کیاوش جنابعالی مطلبی داشتید؟ کیاوش ـ درباره سؤال آقای هاشمینژاد که فرمودند دخالت در سیاست دولتهای دیگر نباید بشود، میخواستم عرض کنم اگر ملل اسلامی در زیر یوغ دولتهای استعماری هستند پس در اینصورت دخالت در سیاست آنها مانعی ندارد و اگر بناست وحدت اسلامی پیگیری شود، دخالت در سیاست آنها اگر به این دلیل باشد که آنها را نجات بدهد و تحت امت واحدی قرار بدهند، اشکالی ندارد.
علی تهرانی ـ آیهای را که آقای مشکینی گفتند، قرار بدهید.
رئیس (منتظری) ـ آقای دکتر بهشتی بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ جناب آقای خزعلی توجه بفرمائید ما آیهای که در سوره انبیاء است آوردهایم نه آیه سورة مؤمنون را که در آنجا اینطور است «ان هذه امتکم امة واحدة وانا ربکم فاعبدون فتقطعوا امرهم بینهم کل الینا راجعون» فتقطعوا که نمیتواند به خود انبیا مربوط بشود، مربوط میشود به امم، بنابراین دعوت به وحدت امت یعنی وحدت انسانها بر اساس وحدت در عقیده و مبانی است و مستند است به توحید و روحی، این است که درست همان مبنای وحدت امت اسلامی است یعنی تناسب کاملش اینجا این است که ما هم که میگوئیم امت اسلامی، امت واحده است و بعد میخواهیم این امت اسلامی با همان اسلام وسیع یعنی اسلام منقطع اما سبق نیست، اسلامی است پیوسته به جمیع تجلیات در قرون قبل و وحیها و رسالتهای قبلی، اینست که بعنوان مبنا و پایه که نتیجهاش وحدت همین امت است، آیه مناسب خواهد بود و اشکالی هم بوجود نمیآورد.
خزعلی ـ همه امم را میخواهید بفرمائید؟ دکتر بهشتی ـ وقتی ما میگوئیم «ان هذه امتکم» اشاره به چه کسی است؟ خزعلی ـ اشاره به انبیاء است.
دکتر بهشتی ـ فتقطعوا دنبال اینست.
فاتحی ـ ما میخواهیم درباره اتحاد ملل اسلامی صحبت کنیم و این آیه مناسبتی ندارد.
دکتر بهشتی ـ آقای مولوی عبدالعزیز الان اصل سیزده مطرح نیست، اگر راجع به اصلی که قرائت شد فرمایشی دارید بفرمائید.
مولوی عبدالعزیز ـ با این اصل مخالفتی ندارم.
رئیس (منتظری) ـ آقای دکتر بهشتی بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ آقای خزعلی توجه بفرمائید که خطاب از نظر نظام آیات در هر دو سوره متناسب است به اینکه خطاب به امت اسلام باشد.
درهر دو سوره سیر نبوت را گرفته است تا نبوت حضرت عیسی(ع) و ملاحظه میکنید که این باید دنبال بشود با ذکری از نبوت نبیاکرم(ص) و این «فتقطعوا» باید اینطور باشد که این امت و امم قبلی باید در تاریخ پیوسته در این صراط مستقیم اسلام عام باشند که یک دعوت کلی است از آدم تا آخر.
بنابراین از نظر نظم آیات وقتی در هر دو سوره یاد میکند، با ترتیب زمانی که یاد میکند، از حضرت مریم سلام اللّه علیها و امت مسیح(ع)، باید یاد کند که از امت اسلام، این است که دنبالش میگوید «ان هذه» یعنی امت نزدیک «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» که یادی است که از امت اسلام و بعد به دنبالش میفرماید این وحدت با انسجام باید در بستر تایخ باشد و حالا یاد کنید از این مسأله «فتقطعوا امرهم بینهم» و در آیات قبلی هم تأیید این مطلب را ملاحظه کنید.
حائری ـ اصرار نکنید که این آیه باشد.
دکتر بهشتی ـ آقای خزعلی آیه چهل و چهار میگوید «ثم ارسلنا رسلنا تتراکلما جاء امة رسولها کذبوه» یعنی باز آنجا یاد میکند از امت رسول قبلی.
حائری ـ این آیه «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون فتقطعوا امر هم» آیه وسیعی است، آنوقت که اسلام آمد فتقطعوا نبود.
رئیس (منتظری) ـ بالاخره آیه بیتناسب نیست تا اینجا بالاخره اتحاد امت اسلامی را میرساند یا نمیرساند؟ حائری ـ فتقطعوا چه ربطی به اسلام دارد؟ مشکینی ـ یک آیهای که صراحت داشته باشد بنویسید مثل آیه «و اعتصموا به حبل اللّه جمیعاً» که انسب است به این آیه.
طاهری اصفهانی ـ آقای مشکینی منظور این است که بگوین مسلمانان یک امت هستند، و اعتصموا معنی یک امت را نمیرساند.
طاهری گرگانی ـ آیهای که در اصل ذکر شده معنی امت واحد بودن را میرساند و آیه بجائی است.
رئیس (منتظری) ـ کسانیکه موافقند این آیه باشد دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
مکارم شیرازی ـ پیشنهاد میکنم کلمه «پس» برداشته شود و به جای آن «و» گذاشته شود.
رئیس (منتظری) ـ ممکن است دومی را هم نگذاریم و به جایش ویرگول بگذاریم و بنویسمی «دولت جمهوری اسلامی ایران».
بنابراین اصل یازده برای رأیگیری قرائت میشود.
اصل 11 (اصل یازدهم) ـ به حکم آیه کریمه «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» مسلمان یک امت هستند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر بعمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.
حجتی کرمانی ـ بنده پیشنهاد دارم.
رئیس (منتظری) ـ قبلا به کفایت مذاکرات رأی گرفتیم و دیگر پیشنهاد نمیشود داد.
آقای حجتی داریم رأی میگیریم، دیگر نمیشود پیشنهاد داد.
رأی میگیریم باورقه.
لطفا گلدآنهارا برای گرفتن رأی ببرید.
(اخذ رأی بعمل آمد و نتیجة آن بشرح زیر اعلام شد) رئیس (منتظری) ـ عده حاضر در جلسه شصت و چهار نفر، موافق شصت نفر، مخالف دو نفر و ممتنع دو نفر، بنابراین این اصل تصویب شد.
تکبیر (حضار سه مرتبه تکبیر گفتند) اصل دوازده مطرح است که قرائت میشود.

3ـ طرح و تصویب اصل دوازدهم اصل 12 ـ دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است و رئیس جمهور باید دارا و مروج این مذهب باشد.
مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی دارای احترام کامل میباشد و پیرامون این مذاهب در انجام مراسم مذهبی خود طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاِ، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به حاکم شرع رسمیت دارند و در هر منطقهای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی بر طبق این مذاهب خواهد بود با حفظ حقوِ پیروان سایر مذاهب.
حائری ـ بنده با بعضی از خصوصیات این اصل مخالفم.
رئیس (منتظری) ـ از گروه دوم آقای پرورش بفرمائید دفاع کنید.
پرورش ـ سلام علکیم بماصبرتم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
این اصل سیزده که مربوط به دین بود جزو کارهای گروه دوم بود که بایستی بررسی میشد، به صورتی که خواندند تنظیم شد و علت تنظیم شدنش به اینصورت، به دلایلی است که الان عرض میکنم.
دین رسمی ایران اسلام است و مذهبش هم در کنار آن اضافه شده و جدا نشده زیرا که دین و مذهب تقریبا ذکر عام و خاص است به اینصورت که دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنیعشری است که «حقه» هم به آن اضافه شده که البته در متنی که گروه دوم انتشار داد، «حقه» نبود و به جای اینکه اصلی باز شود برای مذهب رئیس جمهور که خود رئیس جمهور باید دارای این مذهب و مروج این مذهب باشد، در همین جا این نکته ذکر شد که رئیس جمهور باید دارای این مذهب و مروج این مذهب باشد، مسأله دیگر این است که برادران اهل سنت یعنی مذاهب اربعه اهل سنت مخصوصا برادر عزیزمان آقای مولوی که در خدمتشان بودیم ایشان مقید بودند که حتما بایستی رسمیت چهار مذهب ذکر شود که به این صورت که الان در خدمتتان هست، تدوین شد که در چهار مورد در زمینه مذهب و در یک مورد در زمینه مقررات محلی رسمیت داده شده که ذکر میشود «مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی دارای احترام کامل میباشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی خود طبق فقه خودشان و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (که عبارت است از ازدواج و طلاِ و ارث و وصیت) و در زمینه دعاوی مربوط به حاکم شرع رسمیت دارند» با توجه به اینکه برادرمان و سایر برادران میخواستند در همه ابعاد رسمیت داده بشود، فقط در این زمینهها رسمیت داده شد، علتش این بود که این مسأله در گروه بحث و بررسی شد که اگر به همه مذاهب بصورتی که به مذهب جعفری اثنی عشری رسمیت داده شده، به آن صورت همگانی رسمی داده شود و معنیش این است که باید بر اساس پنج مذهب کلیه قوانین مدنی و جزائی کشور تنظیم بشود و تازه به جای اینکه ذکر مذاهب پنجگانه بصورت رسمی اختلافی را برطرف بکند، آغازگر یک اختلاف جدید است.
از این نظر با موافقت خود آقای عبدالعزیز که ایشان اول میفرمودند در همین زمینهها باید رسمیت داده شود که البته بعد نظرشان را تعمیم دادند و گفتند در همه جا و یکی هم مقررات محلی است که طبق این مذاهب خواهد بود، یعنی مقرراتی که در خود منطقه وضع میشود باز تابع مذهب خودشان هست.
خامنهای ـ منظور از دعاوی مربوط به حاکم شرع چیست؟ پرورش ـ یعنی به این صورت که اگر در هر کدام از این مذاهب، حاکم شرع بر اساس مذهب خودش حکمی را میخواهد اجرا بکند، قاعدتاً باید با توجه به اختلافی که در مذاهب اربعه هست در زمینههای مختلف که مثالهائی زده شد، در آن زمینه خاص دعاوی حاکم شرع که مربوط به یکی از مذاهب است، نفوذ دارد.
خامنهای ـ در قضاوت و دعاوی مربوط به احوال شخصیه هم استقلال دارد.
پرورش ـ قاضی هر کدام از مذاهب چهارگانه در دعاوی مربوط به آن مذهب حرفش مستند است احوال شخصیه که عبارت از ارث و ازدواج و وصیت است، جدا است.
سبحانی ـ در دادگستری ایران یک محکمه شرعی هست که یک مسائلی را به آن ارجاع میکردند، مثلا مسائل مربوط به ازدواج و خانواده، مثل اینکه شوهر یک زن رفته بود و از او خبری نبود.
در اینجا مقصود ازحاکم شرع، محکمه شرع، محکمه شرع است نه همه مسائل مربوط به دادگستری.
پس محکمه شرع یک عنوان خاصی است در دادگستری.
پرورش ـ جناب آقای سبحانی بحثی که آنروز با آقای مولوی شد به این صورت بود که ایشان موافقت نکردند، زیرا ایشان میگفتند بایستی کلیه دعاوی که ارتباط دارد با حاکم شرع که در چهار مذهب گوناگون باید حکم کند، باید مربوط به خودش باشد یعنی مربوط به یکی از مذاهب.
رحمانی ـ اگر اینجور باشد، مبهم است.
پرورش ـ به هر جهت آنچه که در این مجموعه بنام اصل سیزده ذکر شده نظرات گروه دوم بود.
البته من خودم یک نظری را به دوستان پیشنهاد کردم ولی چون اکثریت پذیرفته بود، آن نظر را هم عرض میکنم بعنوان نظر شخصی (دکتر بهشتی ـ شما باید نظرات گروه دو را بفرمائید).
ربانی شیرازی ـ مقررات محلی را شرح دهید.
پرورش ـ آنچه که در هر محلی بر حسب شرایط جغرافیائی و شرایط زمانی و مکانی خودش افراد بخواهند در شورا مطرح کنند تا مقررات محلیشان باشد، باز مستند به فقه خودشان و نظرات شخصی خودشان میشود.
رئیس (منتظری) ـ آقای پرورش، در پیش نویس سابق اینجور بوده است «مقررات محلی در حدود اختیارات شوارها، بر طبق این مذاهب خواهند بود.
» شما چرا در حدود اختیارات شوراها را حذف کردهاید؟ پرورش ـ در حدود اختیارات شوراها، همانطور که عرض شد در محلی که برادران اهل سنت هستند، گاهی از اوقات مقررات محلی که برای کل شوراها در سراسر مملکت تصویب میشود، ممکن است یک قسمت از مقررات محلی را آنها نپذیرند.
از این جهت مقررات محلی بصورت ویژه ذکر شد که اگر در یکی از مناطقی که اکثریت با اهل سنت است، مقررات محلی که مستند است به مذهب و فقه خودشان اگر خواستند آن نظام شوراها را با توجه به افکار و اندیشههای خودشان عوض کنند، آزادی داشته باشند.
ربانی شیرازی ـ منظور معلوم نشد، مقررات محلی یک چیز کلی است میخواهم ببینم تطبیق به چه چیز میشود که بگوئیم این مقررات طبق شرایط محلی خواهد بود.
مصداِ این مقررات چه چیز است؟ رئیس (منتظری) ـ اگر در حدود اختیارات شوراها باشد، نظر را تأمین میکند.
پرورش ـ در محلی که برادران اهل سنت اکثریت دارند، تابع شوراها است زیرا عرض کردم که اصل شوراها اگر یک نظام کلی داشته باشد، مسأله به این صورت است که در آنجا قرار است پیاده شود، اگر باافکار و اندیشههای آنها منطبق نباشد، آنرا عوض کنند.
رئیس (منتظری) ـ اگر قید «در حدود اختیارات شوراها» ذکر بشود، رفع ابهام میشود یا نمیشود؟ چون در پیشنویس سابق به این صورت بوده است «مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق این مذاهب خواهد بود.
» اگر این قید باشد، ظاهراً رفع ابهام میشود.
سبحانی ـ مثال این روشن است، فرض کنید میخواهند راهسازی بکنند و این راه از جائی که حسینیه یا محل ذکر بوده است رد میشود.
اگر مذهب اینها اجازه میدهد، شورا هم باید تصویب بکند که آنجا را خراب کنند، والا اگر مذهب اینها اجازه نداد راه را کج میکنند.
پرورش ـ البته اگر مقررات عمومی برای شوراها سراسری باشد، باید بنده اضافه کنم که مقررات محلی اضافه است یعنی اگر شوراها حکم کلی در سرتاسر مملکت دارد، مقررات محلی در اینجا لازم نیست و این حرف منطقی است.
بنابراین، این مسأله را باید توجه داشت که ذکر مذهب اثنی عشری، نه اینکه موجودیت و موقعیت مذاب چهارگانه برادران اهل سنت را از بین نمیبرد، بلکه باید توجه به این نکته داشت که این ملت بر اساس آهنگ و ارادهای که رهبرش داشت و منبعث از مکتبش بود، مکتبی که در طول تاریخ همیشه با محرومیتها و حرمانها در مقابل سلاطین جور بوده، این بار بر اساس عشق به مکتب، یعنی مکتبی که یاد میداد که باید برای حق تبعید شد و باید برای حق زندان رفت و باید برای حق کشته شد، بر اساس همین مکتب این ملت در سایه رهبری یک انسانی که مشوِ تبعید و زندان و کشته شدن در مقابل سلطه جابرانه سلطان جابر بود، حرکت کرد و با توجه به اینکه اکثریت این ملت حرکتش یک حرکت منبعث از طرز تفکر شیعی بود، از این جهت ذکر مذهب حقه جعفری هیچگونه اشکال و ایرادی وارد نمیکند و هیچگونه برادران عزیز اهل سنت را از سندیت نمیاندازد.
مسأله دیگر اینکه در مجموعه آرائی که بررسی شد یعنی از حدود چهار هزار نامهای که از طرف مردم رسیده بود، فقط در سه یا چهار نامه اشاره شده بود که مذهب را منتفی کنید و فقط بنویسید دین، دین اسلام و بس و در دل اینهمه نامه و آراء رسیده سخنها بسیار بود که مبادا یک وقت ملتی که بر اساس همان انگیزه تشیع بپا خاسته است، شما بخواهید مذهبش را از رسمیت بیندازید.
همه نامههای رسیده از اطراف مملکت موجود است که همه دلسوزانه این مطلب را نوشته بودند و همه قید کرده بودند که در نظام طاغوت، مساله مذهب و سندیت مذهب و رسمیت مذهب جعفری در کل مملکت وجود داشت و نکند یک ملتی بعد از آنهمه خون دادن و بعد از اینهمه زجر و تبعید و شکنجه و زندان رفتن، الان رسمیت این مذهب در این قانون اساسی از بین برود.
این است که در کنار خواستههائی که بود که رسمیت مذاهب گوناگون همه ذکر بشود، ملت عزیز ما غالباً خواستار این نکته بودند که حتماً بایستی مسأله اثنی عشری و مذهب اثنی عشری قید بشود و السلام.
هاشمینژاد ـ توضیحات جناب آقای پرورش مسائلی را روشن کرد، ولی هنوز یک مطالبی مبهم است.
اجازه بفرمائید آقای مکارم هم توضیح بدهند.
رئیس (منتظریی) ـ آقای حائری بفرمائید.
حائری ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
خیلی متشکرم از آقایان که در این پیشنویس مذهب اثنیعشری را ذکر کردید و رسمیت آنرا کاملا اینجا تقیید کردید ولی چیزی که هست، من معتقدم که کلمه «حق» که مذهب رسمی ایران مذهب اثنی عشری است و «حق» مربوط به اثنی عشری است، این کلمه «حق» هم باید باشد، فقط اشکال این است که مثلا سایر فرِ مسلمین که ما با آنها خیلی اشتراکات داریم یک قبله، یک قرآن و یک پیغمبر و با مواریثی که داریم مثلا در ارث یک جوریم، در نکاح یک جوریم، اینها همه مسلمان هستند و حفظ خونشان لازم است و از همه جهات ما نسبت به آنها احترام میگذاریم و حتی مذهبشان، چه جائی که اقلیت داشته باشند و چه جائی که اکثریت داشته باشند، به همان مذهب خودشان عمل کنند زیرا بر حسب ادلهای که از ائمه علیهم السلام به ما رسیده است، آنها میتوانند به مذهب خودشان عمل بکنند که قاعدتاً الزام باشد و مربوط به این نیست که اقلیت یا اکثریت باشد.
وقتی که اینطور باشد با این احترامات آنوقت این حق را از اینجا برداریم به بهانه اینکه مثلا برادران مسلمان سنی راضی میشوند.
این اهانتی است به آنها، آنها که میدانند ما مذهب شیعه را قبول کردیم لابد حق است این فقط چیزی است که به لفظ گفت حق و نگفتن آن اثری ندارد.
اینها میدانند که اگر مذهب حق نبود، ما این مذهب را قبول نمیکردیم.
این در حقیقت یک تعارف بیجائی است که آنها را در این مطلب گول بزنیم.
نوشتن و ننوشتن این چه اثری برای آنها دارد؟ جز اینکه آنها را گول بزنیم، ولی ما نمیخواهیم آنها را گول بزنیم، حقوقشان را به آنها میدهیم.
بنابراین از این جهت اشکالی ندارد و از لحاظ اینکه کلمه حق ملازم این نیست که آن باطل باشد، مثل اینکه دو نفر مجتهد باشند و یک نفر از این مجتهد تقلید بکند و دیگری از آن مجتهد، هر دو حق است و مجزی است.
نمیخواهم بگویم مذهب شیعه حکم میکند که آن مذاهب حق است، میخواهم بگویم کلمه حق مستلزم این نیست که آن مذاهب دیگر حق نباشند که اینهمه از کلمه حق استیحاش داشته باشیم.
گفتن حق یا نگفتنش چه اثری دارد: اولا این در هر سه قانون اساسی گذشته، که یکی آن قانون اساسی است که در اول مشروطیت نوشته شده و درست است و دو قانون اساسی دیگر که قانون اساسی قلابی بود و بعداً در زمان دیکتاتورها، دیکتاتور بی دیکتاتور نوشته شد، آنها هم این کلمه «حق» را بر نداشتند.
آنوقت این عیب نیست که در جمهوری اسلامی ما این کلمه را برداریم؟ مثل این میماند که ما خجالت بکشیم بگوئیم مذهب ما مذهب حق است، با اینکه خداوند متعال در قرآن فرموده: «انی جاعل فی الارض خلیفة» و ظاهر جمله اسمیه این است که خداوند همیشه در زمین خلیفه الله دارد.
صاحب مثنوی هم با اینکه سنی است میگوید: «پس به هر اصلی ولی ابی قائم است ـ آزمایش تا قیامت لازم است» این حقیقت را خدای متعال به این مرد سنی الهام کرده واین اصل خلیفة اللهی حقیقت مذهب شیعه است که همیشه بوده و هست و این خلیفة الله را خداوند فقط برای صدر اول قرار نداده که خلیفة اللهی تمام بشود و بعد از آن خلیفهای نیاید.
آنوقتی که فساد در عالم تا این حد بود که برادر برادرش را بکشد، آنوقت محتاج به خلیفة الله بودیم که خداوند فرمود: «وعلم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه» و حالا محتاج نیستیم؟ پس چرا ما حالا این کلمه حق را برداریم؟ از لحاظ شیعه چون آنجا بوده و اینجا هم هست، حق با ما است در آیات شریفه روایات زیاد متواتر و حتی فوِ تواتر نسبت به اثنی عشری وجود دارد.
در حقیقت ما حدود سیصد روایت از طرِ سنی و شیعه پیدا کردیم که ائمه دوازده نفرند، بنابراین من عقیدهام این است که کلمه «حق» را بنویسیم، برای خاطر اینکه بسیار عیب است که در آن قانون اساسی دوم بوده و در قانون اساسی سوم هم بوده است و حالا نباشد و بعد بگویند اثر جمهوری اسلامی این شد که این کلمه حق را از اینجا بردارند که مایه اتحاد سنی و شیعه بشود، اتحاد شیعه و سنی این است که حق را همه جا بهشان بدهیم، چه اکثریت باشند و چه اقلیت، حقوِ شرعی را باید داشته باشند آنطوریکه خداوند فرموده است.
مثلی است معروف که میگویند «شتر سواری دولادولا نمیشود» همان چیزی که خدا فرموده بدون کم و زیاد اجرا کنید.
خدا فرموده: «و من یتعد حدود الله» ما میفهمیم اینها از طرف خدا است و این حرف یک امی نیست، همان حدودی که خدا فرموده همان حدود و مقررات را، نه مبالغه بر علیه او بکنید و نه اینکه تقصیر و قصور باشد که هر دو بر علیه مذهب شیعه تمام بشود کما اینکه در عصر ما یک مبالغاتی شد که نمیخواهم اسم ببرم و به چه حد رسید.
من با هر دو طرف مبالغه مخالفم.
بنابراین حق را از اینجا برداشتن مثل تغییر تاریخی است که در زمان طاغوت انجام شد، تغییر تاریخ هم که اشکال شرعی ندارد و ما یک دلیلی نداشتیم که «وان یکون التاریخ هجریاً اوقمریاً» فقط اهانتی به مقام رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود، که حتی دول مسیحی هم این اهانت را به حضرت عیسی(ع) روا نداشتند و تاریخشان همیشه همان تاریخ تولد حضرت مسیح بود، با هر ترقی و پیشرفتی که کرده بودند همان تاریخ بود.
آنوقت بیایند اینجا قانون را قانون اول شاهنشاهی درست بکنند که نوعاً از شاهنشاهان ظلم و ستمی بدیگران نمیرسد.
این یک اهانتی بود، این هم بنظر من شبیه آن است.
والسلام علکیم و رحمةالله و برکاته.
رئیس (منتظری) ـ آقای مولوی عبدالعزیز بفرمائید.
مولوی عبدالعزیز ـ الحمدالله والکفی و سلام علی عباده الذین اصطفی.
اما بعد، برادران اسلام و حضار بسیار گرامی و محترم همه آقایان برای این جمع شدهاند که قانون اساسی را پیاده کنند و مسیر ملت مسلمانان ایران و غیر اسلام ایران را تعیین بکنند.
من و شما باید سعی و کوشش بکنیم که جمهوری اسلامی در تمام عالم اسلام پیاده شود و تمام ملل دنیا از جمهوری اسلامی ما استقبال کنند.
نباید من و شما علمای اعلام و آیات عظام و حاملان دین نبی انحصارطلبی بکنیم و نباید برای عالم اسلام و دنیا ثابت کنیم که کشور ایران، کشور مخصوص شیعهها است و جمهوری اسلامی همه مال شیعه است و همه کشتارها و فداکاریها و مصیبتها که پیش آمده است، برای اینست که جمهوری شیعهگری درست بشود، باید ما بالاتر از این فکر بکنیم.
خیلی عذر میخواهم بعقیده بنده این خیلی فکر کوتاهی است، ما باید سعه صدر داشته باشیم، ما تمام عالم را باید در آغوش بگیریم.
تمام ملت اسلام و غیر اسلام باید همه به ما بپیوندند و تمام مستضعفین دنیا را به آغوش بگیریم، لهذا برادران عزیز، علمای اعلام منظور من اینست که چرا ما این چند روز راجع به اصل سیزده بحث و مبادله میکنیم و این مطلب حل نمیشود؟ اینطور استنباط میشود و اینطور استشمام میشود که ما روحانیون سعه صدر نداریم، اگر چه این آیهها را بنده و شما آقایان همه میخوانیم ولی به مفاد آیه دیگر توجه نداریم که: «کل حزب بمالدیهم فرحون» هر گروهی به آن معتقداتی که نزد آنها هست خوشحال هستند.
شیعه میگوید ما به حق هستیم که پیرو اهل بیت عترت هستیم و سنی میگوید ما به حق هستیم که پیرو خلفای اربعه و پیرو اهل بیت و عترت هستیم.
اما حالا باید آن اختلافات قدیم را که ما را بوسیله آن بیچاره کردند و بر ما مسلط بودند، کنار بگذاریم.
به این وسیله استعمارگرها و استثمارگرها بر ما سوار شدند و هزار و چهار صد سال است که ما را به جان یکدیگر انداختهاند و همدیگر را نفرین و لعنت میکنیم.
پس بیائید متحد و متفق باشیم و بیائید محبت خود را بیکدیگر نشان بدهیم و هیچ فرِ بین شیعه و سنی قائل نشویم.
چرا اینطور خود را ناراحت میکنیم و به کلمه سنی و مذاهب اربعه که میرسیم خیلی احتیاط و پیشبینی رابکار میبریم؟ ما فکر میکنیم که این انقلاب را، این پیروزی را ما بوجود آوردیم، ما و شما یک ملت توحیدی هستیم.
اعتقاد ما به خدا هست.
خدا قدرت دارد هزارها امام خمینی را بوجود بیاورد، خدا قدرت دارد که هر ملت مستضعفی را که ظلم هیأت حاکمهاش به درجه نهایت رسیده باشد، آن طاغوتیها را زیر ورو کند و مستضعفین را بجای آنها بیاورد.
لهذا ما نباید اینقدر محتاط باشیم که در هر ماده یک چیزی از فقه و از اصول دین را بگنجانیم.
چرا اینقدر میترسیم و وحشت داریم؟ خدا این پیروزی را به ما داده، خدا وقتیکه یک کاری را میخواهد بکند اسبابش را مهیا میکند، سبب ساز است، سبب سوز هم هست.
اگر تمام وسائل را من و شما مهیا کنیم، اگر خدا نخواهد آن کار عملی نمیشود.
پس ما باید به خدا ایمان داشته باشیم.
هر چیز به ما رسیده است و میرسد، از جانب خدا رسیده و هر چه بما نمیرسد خدا به ما نداده.
ما به زور بازو و قدرت خود بدون خواست خدا هیچ کاری را نمیتوانیم انجام بدهیم به حکم آیه «و ما تشأؤن الا ان یشاء الله رب العالمین» لهذا بنده از سروران و دوستان و علمای اعلام تقاضا دارم که زیاد تعصب به خرج ندهند.
شیعه و سنی برادر هستند شش ماه ما این شعار را میدادیم که شیعه و سنی دو برادر پیروزند، هر شب امام میفرماید که سنی و شیعه برادر هستند، بیائید برادری را ثابت کنید، هر حقوقی که برای پیروان مذهب شیعه قائل میشوید، برای برادران اهل سنت خود که ده میلیون یا هشت میلیون نفر در کشور ایران هستند باید قائل شوید.
اگر دنبال مذهب جعفری اثنی عشری، میگذارید رسمیت دارد، باید به دنبال مذاهب اهل تسنن هم بگذارید که آنها هم رسمیت دارند.
این چه هست که ما را مسخره میکنید که محترم هستد و معتبر هستند، ما نمیخواهیم به مااحترام بگذارید و مذهب ما را معتبر کنید، ما میخواهیم مذهب ما را مثل مذهب خود بدانید، مذهب اهل تسنن را مثل مذهب جعفری بدانید.
هم چنانکه ما مذهب جعفری را مثل مذاهب اربعه خود میدانیم.
شیخ شلتوت که خدا رحمتش کند اعلام کرد که مذهب جعفری یکی از مذاهب اربعه است و هیچ فرقی بین مذاهب خمسه نیست.
بیائید و سعة صدر نشان بدهید و هر امتیازی برای مذهب شیعه قائل هستید، برای مذهب اهل تسنن قائل بشوید.
اگر برادری و برابری هست وحشت نکنید، هرگاه خدا میخواهد ما را نگه میدارد و هرگاه ما عدالت را کنار گذاشتیم و انحصارطلبی کردیم و به مستضعفین مثل سابق زور گفتیم و آنها را کوبیدیم نظر خدا از ما بر میگردد.
تا وقتیکه که ما بر نگشتهایم، نظر خدا بر نمیگردد.
هر چه قانون را شما محکم یا شل کنید، نظر خدا بر نمیگردد.
تا وقتیکه ما از خدا بر گردیم، نظر خدا بر نمیگردد.
خدا میفرماید اگر شما برگشتید من هم بر میگردم و نعمت خدا را از شما میگیریم و سلب نعمت میکنم.
لهذا اگر چه من عقیده نداشتم که غیر از اسلام چیزی دیگر باشد ولی اگر اینطور هم بنویسید، اشکالی ندارد «دین رسمی ایران اسلام است و مذاهب اسلامی موجوده در ایران اعم از تشیع و تسنن رسمیت دارند و پیروان هر کدام از مذاهب در هر منطقهای که اکثریت داشته باشند، مقررات محلی و محاکم قضائی، چه مدنی و چه جزائی آن منطقه طبق مذهب آنان خواهد بود با عدم سلب حق مذاهب دیگر و در احوال شخصیه و تعلیم ترتیب همه مسلمانان در هر نقطه ایران طبق مذاهب خود عمل میکنند» بیشتر مزاحم وقت عزیز شما نمیشوم.
فقط و فقط استدعای من از حضور آقایان و سروران اینست که بیائیم و سعه صدر نشان بدهیم و تمام اقلیتهای مذهبی و تمام اقلیتهای دینی را به آغوش بگیریم تا همه در سایه عدل اسلام و در سایه عدل الهی و در سایه عدل جمهوی اسلامی راحت زندگی بکنند و برای این مملکت و جمهوری اسلامی دعای خیر بکنند و کمک بکنند و مال و جان و هستی خود را فدای جمهوری اسلامی بکنند، عرض دیگری ندارم و آخر زمان الحمدالله رب العالمین.
رئیس (منتظری) ـ یک پیشنهادی آقای رحمانی نوشتهاند که میخوانم: اصل 11 ـ مذهب جعفری اثنی عشری کافی نیست بله باید لفظ شیعه نیز ذکر شود، زیرا که به قول شیخ شلتوت ممکن است حتی بر اهل سنت نیز بواسطه رجوع به مذهب جعفری در فروع صدِ نمایند که تابع مذهب جعفری هستند و حال آنکه ما میخواهیم در این اصل شیعه بودن و قول به خلافت بلافصلی علی(ع) را نیز منظور داریم.
اصل موضوع از طرف علماء تهران توسط آقای حاج آقا حسن سعید تلفنی مطرح و تقاضا شده است.
(حسینعلی رحمانی) رئیس (منتظری) ـ آقای مکارم شیرازی بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
«واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا» من عرایضم را چند قسمت بطور خلاصه و فشرده بیان میکنم.
برادر ما جناب مولوی عبدالعزیز که در گروه دوم تشریف دارند و ما در خدمتشان هستیم، مسائلی را در اینجا مطرح کردند که هم در جلسه خود گروه و هم در جلسات مشترک گروهها مطرح شد و من خوشوقت شدم که ایشان باز این مسائل را مطرح کردند، برای اینکه در آنجا این بحثها بطور خصوصی بود و حالا بطور آشکار و علنی است که بگوش همه خواهران و برادران ما از اهل تسنن در همه جا برسد و نقطه نظر ما کاملا روشن بشود و هرگونه سوء تفاهم در این زمینه ان شاءالله برچیده شود.
اولین نکتهای که میخواهم عرض کنم اینست که خوشبختانه اصل مربوط به دین و مذهب بعد از اصلی قرار گرفت که دعوت به اتحاد اسلامی میکرد و دولت جمهوری ایران را موظف میکرد که کوششهای خود را برای وحدت ملل اسلامی بکار ببرد.
این یک واقعیت است که ما نمیخواهیم حکومت اسلامی محدود به مملکت ما ایران باشد بلکه ایده واقعی ما اینست که روزی فرا برسد که تمامی ممالک اسلامی دست بدست هم بدهند و یک نیروی سوم عظیمی در دنیا بسازند که هم ابرقدرتهای شرِ و هم ابرقدرتهای غرب در برابر آنها حداقل نتوانند زورگوئی کنند.
این اصل قبلی یک واقعیت بود.
ما نمیخواهیم خود و دیگران را فریب بدهیم.
ما هدفمان ایجاد یک حکومت واحد اسلامی در سراسر جهان است.
ماهرگز در اصل مذهب چیزی نمینویسیم که نتیجهاش تشتت و پراکندگی ممالک اسلامی و برادران مسلمان ما باشد.
این مطلب ما را محدود در چهار دیوار کشورمان میکند، هدف ما اینست که یک واحد جهانی بوجود آید.
بنابراین نباید تصور کرد ما چیزی در قانون اساسی مینویسیم که ما را از آن وحدت جهانی دور کند و ذکر اصل قبلی هم که آقایان رأی دادند و شاید سریعتر از همه اصول تصویب شد، نشان میدهد که این یک هدف واقعی است.
و اما مطلب دیگر این است که تعبیراتی برادر ما کردند که نشان میدهد هنوز سوء تفاهمهائی در میان هست که باید ان شاء اللّه با آخرین توضیحی که بنده عرض میکنم و این توضیحات را از سخنان آقایان جمعآوری کردهام و مجموع نظرات آنها را بازگو میکنم، امیدوارم این سوء تفاهمها از بین برود.
مثلا تعبیر کردهاند که اگر مذهب شیعه نوشته شود، یک نوع انحصارطلبی است و یا سعه صدر ایجاب میکند این را حذف کنیم.
یا اگر ذکر مذهب رسمی شیعه بشود، باعث ایجاد اختلاف و تعصب میشود و یا برخلاف اصول عدالت است.
این چند تعبیر بود که ایشان داشتند و این صحبتها نشان میدهد که هنوز یک مقدار سوء تفاهم وجود دارد.
بنابراین اجازه میفرمایند من فلسفه ذکر مذهب شیعه را عرض کنم تا معلوم شود که نه ما میخواهیم امتیازی به شیعه بدهیم، نه انحصارطلبی است، نه اختلاف افکنی است، نه خلاف عدالت است و نه بر خلاف سعه صدر است و نه ما میخواهیم بگوئیم که ما پیشقدم در انقلاب بودیم و بنا بر این سهمیه ما را بپردازید، ابداً هیچیک از اینها نیست.
اگر به فلسفه ذکر مذهب توجه کنیم تمام این سوء تفاهمها برطرف میشود.
فلسفهای که برادران ما در ذکر این اصل در نظر داشتهاند و امروز هم در جلسه مشترک گروهها به آن کراراً اشاره شد، یک واقعیت است و آن این است که ما میگوئیم «جمهوری اسلامی»، اسلام جزء نظام ما و بلکه اساس نظام ما است.
این یک واقعیت است و شوخی هم نیست.
بنابراین احکامی را که این حکومت میخواهد تنظیم کند باید بر اساس اسلام باشد و اگر فقط اسلام را ذکر بکنیم و احکام و قوانین جنبه اسلامی نداشته باشد، در واقع اسلام یک دکور میشود و این درست نیست، پس مقررات اینده بر اساس نظام اسلام با حفظ حقوِ اقلیتها باید باشد و این یک واقعیت است زیرا ما میدانیم مذاهب پنجگانه اسلامی یعنی شیعه، حنبلی، شافعی، مالکی و حنفی در یک سلسله اصول مشترکاند و در این اصول با هم هماهنگ میباشند و اختلافی ندارند، ولی در مسائل فقهی یک تفاوت نظرهائی بین فرِ پنجگانه وجود دارد.
ما میخواهیم قانون را تدوین کنیم و گفتیم که در مجلس شورای ملی هم هر قانونی بر ضد اسلام باشد ارزش قانونی ندارد.
میخواهیم ببینیم در آنجاها که بین مذاهب اختلاف نظر وجود دارد آیا باید یک ضابطهای در دست باشد و یا نباشد؟ بنده کار به افراد ندارم خوب دولت وقتی میخواهد قراردادی ببندد و یا معامله کند و یا سیاست داخلی و خارجی را بخواهد تنظیم کند، در مسائلی که با مسائل اسلامی ارتباط و پیوند دارد میخواهد سیاستش را تنظیم بکند، در آنجائی که بین مذاهب اختلافی هست، باید یک تنظیم صحیحی بکند (مولوی عبدالعزیز ـ این مورد استثناء است.)
عرض میکنم ما همین مورد استثناء را در واقع ذکر کردیم، در آنهائی که اتفاِ نظر هست بحثی نیست اما آنجائی که اختلاف نظر هست، میخواهیم به دولت الگو و ضابطه بدهیم و بگوئیم شما باید یکی از این مذاهب را انتخاب کنید، عدل، که شما فرمودید ایجاب میکند که مذهب اکثریت را الگو قرار بدهیم چون قانون متضاد نمیتوانیم تنظیم بکنیم، یک قانون واحد باید باشد و الگوهم از اکثریت گرفته شده است.
به همان دلیلی که شما میگوئید نظام ما جمهوری اسلامی است، برای اینکه اکثریت به آن رأی دادهاند و غیر مسلمان اقلیتی است محترم، اما نظام، جمهوری اسلامی است.
اگر آن اکثریت احترام دارد، این اکثریت هم احترام دارد در آنجاهائی که تفاوتی بین مذاهب هست و لذا بعنوان یک ضابطه بعد از بیان اسلام نوشته میشود: مذهب شیعه اثنی عشری است.
البته به آن تعبیری که آقایان تصویب خواهند کرد، یعنی ای دولت در آنجاها که تفاوتهائی بین قوانین هست قانون را بر این اساس تنظیم کن.
و اما این چیزی که برادرمان آقای مولوی عبدالعزیز فرمودند و ما در گروه که با ایشان هستیم از حسن سلوک و اخلاِ و معلومات ایشان هم واقعاً بدون هیچ تملق و چاپلوسی استفاده میکنیم، ایشان میفرمودند که بنویسیم پنج مذهب رسمی است.
آیا شما میدانید که اگر ما این مطلب را بنویسیم و به دست نسل آینده بدهیم، چه دعوائی در این مملکت براه میافتد؟ برای اینکه هر پنج مذهب رسمی است و در بعضی از مسائل فقهی اختلاف دارند.
معنی اینکار این است که ملتها را بجان هم بیاندازیم زیرا هر پنج مذهب در بعضی از موارد متناقض است.
میفرمائید بنویسیم رسمی؟ آخر ما چطور میتوانیم یک قانون متناقضی بنویسیم و بدست مردم و بدست نسلهای آینده بدهیم و فقط دلمان خوش باشد که کلمه «رسمیت» را برای همه مذاهب نوشتهایم، اما فکر نکنیم که در آینده چه وضعی در این مملکت بوجود خواهد آمد؟ من تقاضا میکنم که این واقعیت را فراموش نکنیم که امروز برادرانمان مثل آقای فوزی و بعضی از برادران دیگر در بعضی از مناطق هستند که شیعه و سنی در کنار هم زندگی میکنند.
این آقایان میگفتند ما در مناطقی هستیم که شیعه و سنی در کنار هم هستند و تا کنون یک پرونده ندیدهایم که نزاع سنی و شیعه در آن باش که چرا در قانون اساسی سابق شیعه نوشته شده بود و این منشاء دعوائی شده باشد.
این دلیل بر این است که نه تنها ذکر مذهب رسمی شیعه تا کنون مشکلی ایجاد نکرده است...
یکی از نمایندگان ـ تا بحال درهیچ کشور مسلمانی مذهب شیعه را رسمی کردهاند مثلا کشور عراِ یا لبنان؟ مکارم شیرازی ـ کشور عراِ که اکثریت مردم آن شیعه هستند، مذهب رسمی شیعه نیست.
آقایان توجه دارند و کسانی که عرایض ما را میشنوند آنها هم میتوانند مراجعه کنند.
در قانون اساسی سابق جز مذهب شیعه هیچ مذهب دیگری نوشته نشده بود و فقط در قانون انتخابات ذکری از مذاهب دیگر شده بود.
الان ما آمدهایم و یک گام بسوی تفاهم یک قدم بزرگ بسوی برادری برداشتهایم که دیگر نباید مثل قانون سابق فقط مذهب شیعه باشد.
باید اشاره به سایر مذاهب برادران اهل تسنن هم بشود، منتها احترام آنها محفوظ، مسائل احوال شخصیه محفوظ، مسائل مربوط به تعلیم و تربیت فرزندان محفوظ، مراسم مذهبی محفوظ، خلاصه تا آنجائی که تضاد و تناقضی در تدوین قانون ایجاد نکند، همه چیز محفوظ است، منتها در یک جا است که اگر ما قدم به جلو بگذاریم همانطور که ما بارها به برادر عزیزمان این را گفتهایم و جوابی هم شنیدهایم که اگر بنویسیم پنچ مذهب رسمی باشد، اینکار آسان است اما از نظر حقوقی، قانونی و برنامههای مختلف فردا در سرتاسر این مملکت دعوا ایجاد میکند ما بعد از این در مجلس دیگر نمیتوانیم یک قانونی را تنظیم بکنیم، ما تا کنون هرگز بر سر مذهب دعوائی نداشتهایم.
برادرانی که به کردستان رفتهاند مثل جناب ربانی گفتد در آنجا بحثهائی میشد، علمایشان درباره امکانات مدرسه و مذهب و اینگونه مطالب بحث میکردند و مردم دیگر هم درباره مسائل مربوط به خود مختاری، حالا کار به لفظش نداریم، صحبت میکردند ما در کردستان هیچ کس را ندیدیم که مراجعه کرده و بگوید مذهب باعث دعوای ما شده است.
خود من هم در کردستان تبعید بودم با جمعی از دوستان میدیدیم که در مهاباد و شهرهای دیگر شیعه و سنی مثل برادر در کنار هم زندگی میکنند.
ما هرگز ندیدیم مساله مذهب سرچشمه دعوائی شده باشد، بنابراین اگر انحصارطلبی بود قانون سابق را میآوریم و تصویب میکردیم.
مساله نفی عدالت هم نیست بلکه مساله ایجاد یک نظام برای تدوین قانون آینده است که مملکت به هرج و مرج و دعوا کشیده نشود.
هر چه دوستان مایل هستند ما حرفی نداریم فقط مسأله جوری باشد که باعث دعوائی نشود.
یزدی ـ اگر هم به آن صورت که آقایان میگویند تصویب بشود، گذشته از اینکه نسل آینده اعتراض میکند موقع رفراندوم هم قاطعانه از طرف ملت رد میشود.
مکارم شیرازی ـ بله این هم یک واقعیت است.
باید یک توضیحی عرض کنم ما نمیخواهیم کاری بکنیم که فردا در مناطق مختلف مردم بجان هم بیفتند.
مسلم وقتی ما اینهمه برادری، اتحاد، وحدت، صمیمت و سعه صدر را بخرج میدهیم، شما هم باید دست دوستی ما را بفشارید و اگر این مسأله نباشد، فردا در مناطق شیعه نشین هم انفجار ایجاد میشود.
ما نباید واقعیت موجود خارجی را فراموش بکنیم، بنابراین هم عدالت، هم حساب آینده، هم عدم اختلافات در نسل آینده ایجاب میکند که این مسائل را ما رعایت کنیم.
و اما یکی دو مطلب جزئی دیگر هم عرض کرده و حرفم را تمام میکنم.
مساله نوشتن مذهب رسمی شیعه امتیازی برای شیعه نیست بلکه واقعیتی است برای جلوگیری کردن از هرج و مرج قانونی، من این را به هرج و مرج قانونی تعبیر میکنم و خیال نشود که ما میخواهیم امتیازی برای خودمان از این نظر کسب کنیم.
همانگونه که نوشتن «جمهوری اسلامی» امتیازی به مسلمانان نمیدهد، این رأی و خواسته اکثریت مردم بود و نظام مملکت بدون این اداره نمیشود، و ما دیدیم که بعضی از برادران غیر مسلمان که در مجلس هستند، آمدند و صریحاً از پشت این تریبون اعلام کردند که آنچه قوانین عادلانه اسلامی تصویب بشود، برای ما اقلیت هم مفید و سودمند است.
خوب آنچه هم در فقه شیعه تابحال نوشته شده است، وحدت نظام مملکت را ایجاب میکند و تا کنون هیچ ضرری نداشته است.
خود ایشان بگویند که آیا حتی در یک جا از نظر قوانین ضرری دیدهاند؟ فکر نمیکنم، قانون اساسی هیچ ضرری تا کنون برای برادران اهل تسنن ایجاد نکرده است، به هر صورت آخرین جملهای را که بنده میخواستم عرض کنم این است که شاید در این اصل ابهامهائی موجود است البته باید این ابهامها بر طرف بشود.
حداکثر احترام و حق را باید به برادران اهل تسنن بدهیم، فقط یک کاری را نباید کرد و آن این است که قانون متناقضی درست بکنیم و بدست مردم و نسل آینده بدهیم.
(حائری ـ چرا کلمه حق را نگذاشتید؟) در جلسات که بحث شد عقیدههائی درباره کلمه «حق» بود بعضی از آقایان عقیده داشتند که کلمه «حق» نوشته بشود و بعضی از آقایان هم میگفتند اگر کلمه «حق» نوشته بشود درمحیطی که عواملی برای سوء ظن وجود دارد ممکن است عامل جدیدی برای سوء ظن باشد.
در عین حال این قابل بحث است و قابل رأی گرفتن، بنده هم معتقدم که کلمه «حق» مفهومی ندارد.
دیگر عرضی ندارم والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
رئیس (منتظری) ـ آقای دکتر شیبانی بعنوان مخالف صحبت میکنند.
دکتر شیبانی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
بنده با کل اصل مخالف نیستم ولی یک قسمتهائی از آن بنظر من زائد است زیرا چیزی هم بدست ما نمیدهد.
یکی اینکه نوشته شده این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است.
در این مورد یک اصل دیگری هم در قانون اساس سابق داشتیم که چیزی که الی لابد بود حتی در یک مورد هم اجرا نشد و آن شرکت پنج نفر از فقها بود، اگر شیعه باشد خوب حقش را میگیرد و الی الابد هم خواهد بود و دیگر لزومی ندارد که اینجا ما قانون بگذرانیم و عمل نشود، اگر نبود هم که حقی ندارد که الی الابد باشد.
یکی هم در مورد رئیس جمهور که نوشته شده «باید دارا و مروج این مذهب باشد» یا مردمی حق طلب هستند و به کسی رأی میدهند که دارای این خصوصیات باشد چون این قسمت مربوط به گروه خود ما میشد که قوه مجریه را تنظیم میکنند آنجا حدود و شرایطی معین کردیم که صالحترین فرد از طرف مردم به عنوان رئیس جمهور انتخاب بشود، من این را اینجا زائد میدانم و این تذکر را هم میدهم که محمدرضا و پدرش هم قرار بوده است که دارا و مروج این مذهب باشند ولی دیدیم که چه مذهبی داشتند.
پس ذکر بعضی از مسائل نه تنها فایده عملی ندارد بلکه خود مردم هستند که باید این اصول را اجرا کنند و اگر کسی صالح نبود با آن اصل امر بمعروف و نهی از منکر و سایر اصولی که تدوین شده باشد او را هدایت کنند.
بنابراین اصرار به اینکه بعضی چیزها را توی قانون بیاوریم ولی بعد عمل نشود نباید باشد.
سعی کنیم مردم را طوری تربیت کنیم که صالحترین فرد را انتخاب کنند و از او حمایت کنند که بتوانند قوانین رااجرا کند.
(حائری ـ با این بیان شما شخص غیر صالح هم میتواند رئیس جمهور بشود) با توجه به اینکه امر به معروف و نهی از منکر هست جناب آقای حائری شما که در کمیسیون بودید و در خدمت شما برای رئیس جمهور حدود معین کردیم که غیر صالح اصلا انتخاب نمیشود.
(حائری ـ این چه اشکالی است که شما میکنید که عملی نمیشود؟) عرض بنده اینست که جایش اینجا نیست.
(همهمه نمایندگان) (زنگ رئیس) رئیس (منتظری) ـ اجازه بدهید صحبتشان را بکنند.
دکتر شیبانی ـ به هر حال پیشنهاد بنده اینست که این دو قسمت از اینجا حذف بشود و در مورد سایر دوستان مذاهب دیگر همانطور که صحبت شد حقوقشان کاملا رعایت خواهد شد و ما هم اصرارمان بر اینست که همه مسلمانها یک پارچه شوند و مذاهب اربعه یک پارچه که شدند جایشان بالای سرما هست، اول خودشان که اکثریت هستند این کار را بکنند و این مسأله را خودشان اجرا بکنند بعد ما هم که شیعه و در اقلیت هستیم ان شاء الله به آنها میپیوندیم.
رئیس (منتظری) ـ آقای هاشمینژاد بفرمائید.
هاشمی نژاد ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
بنده نمیخواستیم مزاحم شوم ولی چون این اصل یک اصل فوِ العاده مهمی است ناچار یکی دو قسمت را تذکر میدهم و شاید چیز تازهای هم در این دو قسمت پیدا نشود.
جناب آقای دکتر شیبانی برادرمان قبلا تذکر دادند بعلت اینکه فلان اصل در این مملکت عمل نشده بنابراین ضرورتی ندارد که در اینجا بیاوریم.
اتفاقاً مساله مذهب از چیزهائی بوده است که در همان قانون اساسی بوده عمل هم به آن شده است شما چرا به چیزی تمسک میکنید که عمل نشده است؟ به همین اصل که میفرمائید عمل هم شده اضافه بر اینکه اگر ما بخواهیم این را معیار قرار بدهیم و ببینیم چه مسائلی عمل نشده است اینها را بگذاریم کنار و آنهائی که عمل شده بنویسیم و به مسائل دیگر هم نپردازیم مطالب در هما حدی است که تذکر داده شده و روی کلمه اسلام بخصوص الان برادران کلیمی، مسیحی، زرتشتی ما اینجا هستد و ما در کنارشان قرار داریم، اگر مسأله مذهب را در اینجا ذکر کردیم معنایش انحصارطلبی باشد، بنابراین اجازه بدهید آنها هم این حق را داشته باشند که از ما بخواهند که انحصارطلبی نکنیم و اسلام را هم حذف کنیم، جز اینست که شما اسلام را به خاطر اینکه اکثریت مردم اینجا چنین هستند ذکر کردید؟ خود شما قبلا به این اصل رأی دادید که آراء عمومی محترم و منبع است و در مساله رهبر روی اکثریت تکیه شده است.
چطور ممکن است ما درباره اسلام این منطق را بپذیریم ولی در زمینه مذهب این منطق را نپذیریم و رد کنیم؟ و مسأله اینست که خوشبختانه در اینجا برادرمان آقای میرمراد زهی که اهل بلوجستان هستند در جلسه صبح این مطلب را یادآوری کردند که حتی ما یک پرونده اختلاف شیعه و سنی نداریم و یک برخورد نداریم.
بنابراین مسأله را به آن صورت طرح کردن که عامل اختلاف است صحیح نیست مگر اینکه ما بنشینیم و بخواهیم از این به بعد آن را القاء بکنیم و الا هیچ عامل اختلافی نیست و همانطور که در کشورهای اهل سنت در عین اینکه یک مذهب رسمی دارند، افراد مذاهب مختلف با هم زندگی میکنند در اینجا هم با توجه به گذشتهای که داشتیم میتوانند در کنار هم زندگی کنند و میکنند، اضافه بر اینکه حقوِ آنان در اینجا مسلم و محفوظتر از گذشته خواهد بود.
فقط مطلبی که خواستم در اینجا یادآوری کنم یکی اینست که من پیشنهاد میکنم حرف «و» حذف شود و توضیح هم نمیدهم.
رئیس (منتظری) ـ مثلا دین رسمی ایران اسلام مذهب جعفری است؟ هاشمی نژاد ـ بلی اسلام مذهب جعفری اثنی عشری است.
رئیس (منتظری) ـ این عبارت که درست نیست.
هاشمینژاد ـ در گذشته هم بوده است.
رئیس (منتظری) ـ کجا بوده است؟ هاشمینژاد ـ در قانون اساسی گذشته است.
دکتر بهشتی ـ اشتباه میکنید چنین چیزی نیست.
هاشمی نژاد ـ چرا در قانون اساسی سابق «و» نداشته آنهم به علتی.
رئیس (منتظری) ـ آقا دین رسمی ایران اسلام و...
دکتربهشتی ـ در متمم قانون اساسی سابق اصلا طرز عبارت با ایجاد فرِ میکند و از اول اینطور شروع میشود که با «و» است.
اصل اول از متمم قانون اساسی اینست «مذهب رسمی ایران اسلام و طریقه حقه جعفری اثنی عشریه است.
» هاشمی نژاد ـ تصور من در این حد بود که از این متن یک مقداری احساس دوئیت میشود، به این علت عرض کردم.
(رئیس (منتظری) ـ «و» اگر نباشد که معنی نمیدهد.)
بسیار خوب مطلب دیگری که خواستم عرض کنم اینست که مسأله رئیس جمهوری جای طرحش در اینجا نیست و بخصوص با این عبارت و با این قالبی که مسائل گذشته تداعی معانی میشود که باید دارا و مروج این مذهب باشد، ضرورتی ندارد که اصلا اینجا مطرح بشود و بخصوص با قالبی که در گذشته داشتیم با حذف این قسمت که در اینجا رئیس جمهور بجای پادشاه آمده است.
مطلب دیگری که در اینجا خواستم عرض کنم دعاوی مربوط به حاکم شرع و همچنین مقررات محلی است، این دو چیز عباراتش عبارت مبهمی است و مبهم بودن عبارات به این دلیل است که آقایان برخاستند و توضیح دادند که مقصود ما اینست و در قانون اساسی باید چیزی نوشته شود که ضرورتی نداشته باشد که پا شوند و توضیح بدهند تا مراد نویسنده را مشخص کنند.
والسلام.
رئیس (منتظری) ـ آقای طاهری مرقوم فرمودهاند که «دعاوی مربوط به حاکم شرع رسمیت دارند» این جمله مبهم و غیر روشن است اگر دعاوی باشد که طرفین موافقت کردهاند با حاکمیت حاکم شرع حل شود صحیح است و توضیح میخواهد و اگر مطلق دعاوی است بهیچ وجه نمیتواند صحیح باشد.
خامنهای ـ بنده قبلا نوبت گرفتهام اجازه میفرمائید؟ رئیس (منتظری) ـ الان نوبت خود بنده است، بعد هم آقای بهشتی بعد هم آقای خامنهای هستند خودم دو سه کلمه بیشتر توضیح ندارم.
تهرانی ـ یک مخالف و یک موافق صحبت کردند کافی است باید به پیشنهاد کفایت مذاکرات رأی بگیرید.
رئیس (منتظری) ـ با اینکه نوبت خود بنده است صرفنظر میکنم.
آقایانی که با کفایت مذاکرات موافقند دستشان را بلند کنند.
(اکثریت دست بلند کردند) تصویب شد.
حالا کلمه به کلمه میخوانم و رأی میگیریم.
مولوی عبدالعزیز ـ اگر آراء اکثریت معتبر باشد، ما اقلیتها باید برویم بیرون البته در مورد این اصل عرض میکنم باید ما برویم بیرون چون شما اکثریت هستید و ما در اقلیت هستیم.
رئیس (منتظری) ـ حضرتعالی کم لطفی میفرمائید.
این اصل با سایر اصول چه فرقی میکند؟ در قانون اساسی سابق اصلا اسمی از مذاهب اهل سنت یا ادیان دیگر برده نشده بود.
مولوی عبدالعزیز ـ آن قانون اساسی طاغوتی بوده و میخواستهاند ما را به جان یکدیگر بیندازند.
ربانی شیرازی ـ قانون که طاغوتی نبوده مردم نوشته بودند، منتها عمل نمیشد.
رئیس (منتظری) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
«دین رسمی ایران اسلام و مذهب حق» لفظ حق میخواهد یا نمیخواهد؟ بعضی میگفتند میخواهد بعضی میگفتند نمیخواهند.
اشراقی ـ لفظ حق را میخواهد چون قبلا بوده است اگر حذف شود مردم میگویند امروز این را برداشتهاند و فردا دیگری را بر میدارند و ما نمیتوانیم جواب آنها را بدهیم.
همانطور که هفتاد سال قبل نوشته بودند، امروز هم باید بنویسیم.
رئیس (منتظری) ـ حقه غلط است باید نوشته شود «حق» کسانی که موافقند که «حق» نوشته شود، که مثل قانون سابق میشود دستشان را بلند کنند.
(عده کمی دست بلند کردند) رد شد.
پس لفظ «حق» نیست ولی در واقع حق هست چون جعفری اثنی عشری است.
مکارم شیرازی ـ این جوابی است به آقای مولوی عبدالعزیز که اینجا آقایان برای خودشان کار نمیکنند و با اینکه اکثریت شیعه هستند به «حق» رأی ندادند.
رئیس (منتظری) ـ آقای مولوی رفقا قبلا به من سفارش میکردند که شیعه که حق است پس چرا لفظی که سبب تحریک میشود، ذکر کنیم؟ مولوی عبدالعزیز ـ متشکرم.
رئیس (منتظری) ـ اینجا غفلتی کردم، آقای کیاوش نوشتهاند چون بنده در تنظیم این اصل بودم کلمهای افتاده است که ممکن است موجب سوء تفاهم برادران اهل سنت شده باشد اجازه بدهید آن کلمه را ایشان بگویند، آقای کیاوش بفرمائید.
کیاوش ـ برادران استناد کردند به فرمایش آقای میرمرادزهی که در طول تاریخ هیچ اختلافی نبوده است حتی یک پرونده.
در مدتی هم که ما در گروه با آقای مولوی بودیم کوچکترین اختلافی پیش نیامد این اصل را ما نوشتیم و خود ایشان هم موافقت کردند و بعد از تمام شدن اصل هم همدیگر را بوسیدیم که به توافق رسیدیم، منتها ایشان نمیخواستند که رسمی بودن را از جلو مذهب شیعه برداریم بلکه آخرین مشکل این بود که آیا بنویسیم «اهل تسنن در دعاوی خود شرعی هستند»؟ بنابراین اگر اینجا استناد بشود به اینکه برادران اهل تسنن در دعاوی مربوط به خود رسمیت دارند، هیچ اختلافی پیش نخواهد آمد اگر همین را به رأی بگذارید مشکل حل میشود.
صافی ـ نظر این بود که «حق» هم باشد.
حائری ـ راجع به کلمه «حق» هم رأی بگیرید.
اشراقی ـ با نبودن لفظ «حق» بنده معترضاً از مجلس خارج میشوم ولی به بقیه اصل معتقدم.
حائری ـ برای کلمه «حق» رأی مخفی بگیرید.
این کلمه در زمان طاغوت هم بود و حالا چرا نباشد؟ رئیس (منتظری) ـ من خودم رأی دادم که «حق» باشد از اول میخوانم: «دین رسمی ایران اسلام ومذهب جعفری اثنی عشری است» (رحمانی ـ یک کلمه «شیعه» هم قبل از کلمه «اثنی عشری» اضافه کنید.)
اجازه بفرمائید «.. و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است.
» آقای حائری ما که میدانیم مذهب جعفری حق است.
نمایندگانی که با این جمله موافقند دست بلند کنند (اکثریت دست بلند کردند) تصویب شد.
بعضی از آقایان تذکر دادند که اینجا بنویسیم «و مشمول اصل یکصد و چهل و هشت نخواهد بود» (بعضی از نمایندگان ـ مربوط به اینجا نیست) اجازه بفرمائید در اصل یکصد و چهل و هشت آمده است: «هرگاه اکثریت نمایندگان مجلس شورای ملی یا رئیس جمهور به پیشنهاد هیأت وزیران لزوم تجدید نظر در یک یا چند اصل از قانون اساسی را عنوان کنند، طرح یا لایحه تجدیدنظر از طرف مجلس یا هیأت وزیران تهیه و مورد بررسی مجلس شورای ملی واقع میشود.
این متن پس از تصویب سه چهارم نمایندگان مجلس باید توسط رفراندوم مورد تأیید ملت قرار گیرد» و در دنبال آن نوشته است: «اصل اسلامی بودن نظام حکومتی مشمول این مطلب نیست» این را آنجا نوشته است، حالا که آنجا نوشته است آقایان کافی میدانند؟ (هاشمی نژاد ـ وقتی به آنجا رسیدیم باز هم تأکید میکنیم) بالاخره پس اینجا لازم نیست.
آقای سبحانی بفرمائید.
سبحانی ـ ما در اصل چهارم نوشتهایم «کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی و اقتصادی، اداری، فرهنگی نظامی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد...
» آیا این مسأله را کفایت نمیکند و آیا همین مقدار که نوشتیم «دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است» کافی است؟ و نباید در این اصل چهارم بنویسیم «تمام قوانین و مقررات مملکت باید بر طبق این مذهب باشد»؟ این مطلب را من با یک نفر حقوقدان در میان گذاشتم او گفت که همین کافی است، بنابراین باید اصل چهارم را با اضافه کردن جمله «مذهب جعفری اثنی عشری» تکمیل کنیم.
اگر به اصل چهارم توجه شود، جائی که نوشته است «کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی...
بر اساس موازین اسلامی باشد...
» اینجا باید بنویسیم «وطبق این مذاهب باشد» چون مذهب رسمی ایران شیعه است آیا کافی است که بنویسیم تمام قوانین طبق این مذهب باشد؟ کیاوش ـ آخرین نظر آقای مولوی عبدالعزیز را بپرسید.
رئیس (منتظری) ـ بسیار خوب، پیشنهاد آقای موسوی جزایری چنین است «دین رسمی کشور اسلام و مذهب حق جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است و کلیه قوانین و مقررات مملکتی (مدنی، جزائی و غیره) بر طبق این مذهب تدوین میشود و رئیس جمهور باید دارا و مروج این مذهب باشد و سایر مذاهب در مناطقی که اکثریت پیروان آنها در احوال شخصیه و دعاوی مربوط به حاکم شرع و امثال اینها نیز رسمیت دارند.
» مکارم شیرازی ـ معنای رسمی همین است.
رئیس (منتظری) ـ یعنی قوانین باید طبق همین باشد.
هاشمی نژاد ـ فلسفه «مذهب رسمی باشد» همین است.
سبحانی ـ این احتیاج به توضیح دارد.
رئیس (منتظری) ـ آقایان میگویند اگر صلاح است این عبارت اینجا ضمیمه شود «کلیه مقررات و قوانین...
بر طبق این مذهب تدوین میشود» و رأی بگیریم (موسوی اردبیلی ـ همان جمله صبح را بخوانید) این همان است.
حجتی کرمانی ـ این که در متن نیست چطور میخواهید رأی بگیرید؟ رئیس (منتظری) ـ آیا لازم است که این جمله اینجا نوشته شود «کلیه قوانین و مقررات بر طبق قوانین مذهب تدوین میشود»؟ البته قوانین کشور (ربانی شیرازی ـ بنویسیم «چنانکه گذشت» که شامل آن هم بشود) کسانی که با اضافه شدن این جمله موافقند دست بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند) رد شد.
بقیه را میخوانم «...
رئیس جمهور باید دارا ومروج این مذهب باشد» (صافی ـ این در قانون سابق هم بود) کسانی که با این جمله موافق هستند دستشان را بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند) رد شد.
بقیه را میخوانم «...
مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی دارای احترام کامل میباشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی خود طبق فقه خودشان آزادند...
» چون شافعیها در ایران ظاهراً بیشتر از حنفیها میباشند.
اگر به ترتیب کثرت ذکر بکنیم شافعیها در ایران بیشتر هستند (ربانی شیرازی ـ شافعی در ایران بیشتر است) اگر از نظر تاریخ بخواهیم حساب بکنیم ابوحنیفه و مالک معاصر بودند شافعی بعد بوده است (طاهری ـ بین این کلمات واو یا ویرگول بگذارید) بسیار خوب کسانی که با همین متنی که قرائت شد موافقند دست بلند کنند (اکثریت دست بلند کردند) تصویب شد.
بقیه را میخوانم «...
و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاِ، ارث و وصیت)...
» نمایندگانی که با این جمله موافق هستند دست بلند کنند (اکثریت دست بلند کردند) تصویب شد.
بقیه را میخوانم «...
و دعاوی مربوط به حاکم شرع رسمیت دارند و در هر منطقهای که...
» این یک قدری مبهم است و مشخص نیست (محمد یزدی ـ اگر بنویسیم دعاوی مربوط به خودشان مشکل حل میشود.)
اصلا در حکومت اسلامی مگر با غیر حاکم شرع که حاکم کفر باشد داریم؟ دیگر همة حاکمها حاکم شرع هستند.
مکارم شیرازی ـ تمام مسائل مربوط به خودشان شامل همه چیز میشود یعنی تمام دعاوی خودشان و یا هر مسأله حقوقی و جزائی که طرح دعوا داشته باشند و یا هر مسألهای اجرایی که طرح میشود آنوقت نتیجه این میشود که ما چند محکمه شرعی و یا دو قانون مدنی داشته باشیم.
رئیس (منتظری) ـ اینها همه مربوط میشود به احوال شخصیه خودشان.
چطور است بنویسیم «و دعاوی مربوط به خودشان» زیرا اگر مسائلی راجع به ازدواج و طلاِ و در اینگونه امور باشد فقه مذهب خودشان حاکم و درست است.
مثلا حاکم هم که ارث آنها را میخواهد تقسیم کند، بر طبق نظر خودشان باشد.
مکارم شیرازی ـ توضیح عرض کنم که آیا باید باشد یا حذف شود.
بحث بر سر اینست که این احوال شخصیه (ازدواج، طلاِ، ارث، وصیت) در سابق ما یک محکمه شرعی در دادگستری داشتیم و یک حدود اختیاراتی هم داشته است بفرمائید که حالا آن محکمه هست و یا حذف شده؟ اگر آن محکمه نیست، این جمله را هم حذف کنید.
رئیس (منتظری) ـ این را شما شرح دادید.
مکارم شیرازی ـ عرض من تمام نشد، خواستم بگویم که احوال شخصیه رسمیت دارد والا بنویسید «دعاوی مربوط به خودشان» آنوقت باز همان قانون میشود و اسباب اختلاف است.
مولوی عبدالعزیز ـ بنویسید: «و کلیه دعاوی مربوط به دادگستری و مدنی و جزائی رسمیت دارد».
رئیس (منتظری) ـ یعنی پنج مطلب.
ربانی شیرازی ـ یعنی پنج نظام باید داشته باشیم.
حجتی کرمانی ـ اگر دو نفر با هم نزاع داشته باشند باید بروند پیش دادگاهی که قاضی آن شیعه باشد یا در دادگاه خودشان تکلیف این امر باید روشن شود که اگر دعوائی مطرح است باید طبق فقه مذاهب اربعه باشد؟ رئیس (منتظری) ـ اگر نزاعی راجع به (ارث و وصیت و ازدواج و طلاِ) پیش آمد و به قاضی شیعه مراجعه کردند، در اینجا قاضی بر طبق فقه خودشان حکم میکند ولی اگر مربوط به امور جزائی باشد، اینجا حاکم شیعه حکم میدهد.
مولوی عبدالعزیز ـ من خود در سیستان و بلوچستان حاکم شرع هستم و از دادگستری حکم دارم تمام ازدواجهائی که انجام شده به تهران فرستادهام مثل تمام مسائلی که مربوط به خود ماست اعم از حقوقی و جزائی و مدنی.
رئیس (منتظری) ـ این در احوال شخصیه بوده.
دکتر شیبانی ـ بنویسید «دعاوی مربوط به آن».
مولوی عبدالعزیز ـ ما نمیخواهیم که شیعه طبق فقه ما عمل کند، ما میخواهیم که اهل تسنن در معاملات و خرید و فروش طبق فقه خودشان عمل نمایند.
رئیس (منتظری) ـ آقای مولوی عبدالعزیز، اگر متداعیان یک نفر حنفی و یک نفر شافعی باشد چون در ایران شافعی زیاد است، تکلیف این دو نفر چیست؟ اگر نزاعی بین این دو نفر افتاد باید طبق کدام فقه حکم داد؟ (مولوی عبدالعزیز ـ در ایران شافعی و حنفی نیست) اگر باشد بر طبق کدام فقه حکم میدهد؟ (مولوی عبدالعزیز ـ دعوا را به قاضی مالکی و یا به قاضی شافعی رد میکند.)
رئیس (منتظری) ـ چطور است بنویسیم: «...
و در تعلیم و ترتیب دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاِ، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن رسمیت دارد»؟ حیدری ـ خود این عبارت که الان هست بهتر است.
آقای مولوی عبدالعزیز هم همینطور میگویند آقایانی هم که نوعاً از مناطق اهل تسنن هستند خودشان قاضی تحقیق دارند.
رئیس (منتظری) ـ در ایران شافعی زیاد است حنفی هم زیاد است اگر یک شافعی و یک حنفی نزاعی داشتند قاضی طبق احکام کدام فقه رأی صادر میکند، و باید کجا بروند؟ مولوی عبدالعزیز ـ آنها اختیار دارد هر جا که میخواهند بروند.
رئیس (منتظری) ـ پس مینویسیم: «..و احوال شخصیه (ازدواج، طلاِ، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن رسمیت دارد» آقایانی که با این جمله موافقت دارند دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
مولوی عبدالعزیز ـ و به آخر آن اضافه کنید «...
و در دعاوی حقوقی و جزائی مربوط به خودشان» رئیس (منتظری) ـ رأی گرفته شد و تصویب شد بقیه را میخوانم «.. و در هر منطقهای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند مقررات محلی...
» در پیش نویس قبلی نوشته بود «مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق این مذاهب خواهند بود» ولی در این جا اینطور ادامه دارد «...
بر طبق این مذاهب خواهد بود با حفظ حقوِ پیروان سایر مذاهب» (مکارم ـ اشکالی ندارد خوب است) (ربانی شیرازی ـ مقررات محلی نمیخواهد شوراها را بگذارید.)
در هر منطقهای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند مقررات خودشان اجرا میشود.
(مولوی عبدالعزیز ـ بنویسید «در دعاوی حقوقی و جزائی مربوط به خودشان رسمیت دارند و در هر منطقه...
») آن جمله که تصویب شد این مقررات محلی معنیاش چیست؟ غیر از معلم تربیت دینی چه مرادی دارد؟ چطور است بنویسیم «مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها» آقای پرورش بفرمائید.
پرورش ـ آنروزی که در کمیسیون در مورد «مقررات محلی» بحث میشد یک مسألهای را برادران در مورد کلاسهای مدرسه عنوان کردند زیرا ممکن است که در یک کلاس عدهای سنی و عدهای شیعه باشند، در این مورد چه باید کرد؟ بچه شیعه فقه خودشان را بخواند و طفل سنی فقه خودشان را؟ برای رفع این محظور و برای تفکیک این امور، این جملة «مقررات محلی» اضافه شده است و در اینجا ذکر کردهاند.
رئیس (منتظری) ـ ظاهرا این لفظ برای آن جهت نبوده.
آقای مکارم شیرازی فرمایشی دارید؟ بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ صلاحیت شوراها در امور فرهنگی عمرانی و همچنین بهداشتی است.
مثلا در کردستان شورا مینشیند و میخواهد یک عوارضی برای شهر وضع کند، آنها ممکن است عوارض شهر را بخواهند در حدود زکات، از نظر مذهب خودشان که به یک چیزهای خاصی تعلق میگیرد منظور کنند، اینها دستشان از نظر وضع عوارض محلی و صنفی و مسائل فرهنگی مربوط به مذهبشان باز است زیرا یک منطقه است که مذهب دخالت در این مناطق دارد ما این را به طور کلی گفتیم و این یک امتیازی است که باید باشد.
(مولوی عبدالعزیز ـ شوراها را ما نمیدانیم که اختیاراتش چقدر است، ما شوراها را نمیخواهیم.)
آقای دکتر بهشتی بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ توجه بفرمائید وقتی میگویند «مقررات محلی» منظور چیزهائی است که انجمنهای شهرستان یا استان و غیره حق تصمیمگیری درباره آنها را دارند، اما وقتی مقررات مربوط به همه باشد میگویند مقررات کشوری و این خیلی روشن است و دیگر چنین اضافهای نمیخواهد «مقررات محلی» تکلیفش مشخص است زیرا اختیارات را که در قانون اساسی نمینویسند اختیارات را قانون تشکیل شوراها روشن میکند.
یکی از نمایندگان ـ معنی «مقررات محلی» چیست؟ دکتر بهشتی ـ یعنی هر چیزی که طبق قانون اساسی و قوانین بعدی که بر اساس آن تصویب میشود و اجازه دادهاند مقامات و یا انجمنهای محلی دربارهاش تصمیم بگیرند، به این میگویند مقررات محلی.
رئیس (منتظری) ـ آقای ربانی شیرازی بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ چرا صریحاً ننویسیم که شورا در این باره عمل کند؟ رئیس (منتظری) ـ آقای بنی صدر بفرمائید.
بنی صدر ـ معنی شوراها این است که یک اختیاراتی به مردم منطقه داده میشود، اگر شوراها را ما برداریم مثل دولت مرکزی سابق میشود که همه تصمیمها را در مرکز میگرفتند، اما وقتی که ما «در حدود اختیارات شوراها» را بگذاریم یعنی آن اختیاراتی که در شوراها هست در مقررات محلی رعایت خواهد شد.
رئیس (منتظری) ـ آقای حجتی کرمانی بفرمائید.
حجتی کرمای ـ با آقای مفتیزاده هم وقتی صحبت میکردیم به این مسأله شوراها خیلی تأکید داشت که باشد.
مولوی عبدالعزیز ـ مذهب را با شوراها قاطی نکنید.
رئیس (منتظری) ـ شوراها در قانون هست و عملی خواهد شد، مسلماً وقتی که یک شورای محلی تشکیل بشود و مقرراتی را میخواهند بگذرانند بالاخره باید بر اساس یک فقهی این مقررات بگذرد و بنفع شما است که این شوراها باشد.
خوب عبارت این شد «مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق این مذاهب خواهد بود، با حفظ حقوِ پیروان سایر مذاهب» کسانی که با این ترتیب موافقند دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
آقای خزعلی بفرمائید.
خزعلی ـ یک اشکال عبارتی است «بر طبق این مذاهب خواهد بود» یعنی بر طبق آن چهار مذهب خواهد بود یا هر مذهبی؟ ولی اگر به این ترتیب باشد بهتر است «پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند مقررات محلی بر طبق آن مذهب خواهد بود با حفظ حقوِ پیروان سایر مذاهب».
رئیس (منتظری) ـ این واضح است که در کردستان نمیآیند مذهب حنفی را پیاده کنند.
حالا متن نهائی را با توجه به عبارت پیشنهادی آقای خزعلی میخوانم: اصل 12 (اصل دوازدهم) ـ دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی دارای احترام کامل میباشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی خود طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی واحوال شخصیه (ازدواج، طلاِ، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن رسمیت دارند و در هر منطقهای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذاهب خواهد بود با حفظ حقوِ پیروان سایر مذاهب.
حالا به مجموع این اصل با ورقه رأی میگیریم.
(اخذ رأی بعمل آمد و نتیجة آن بشرح زیر اعلام شد) رئیس (منتظری) ـ عده حاضر در جلسه پنجاه و هفت نفر، این اصل با پنجاه و دو رأی موافق، دو رأی مخالف و سه رأی ممتنع تصوب شد تکبیر.
(حضار سه مرتبه تکبیر گفتند) اصل بعدی را مطرح میکنیم.

4ـ طرح اصل 13

اصل 13 ـ ایرانیان زرتشتی، کلیمی، مسیحی تنها اقلیتهای رسمی شناخته میشوند که طبق مقررات اسلامی در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آئین خود عمل کنند.
دکتر شیبانی ـ بعد از کلمه رسمی «دینی» اضافه شود.
رستم شهزادی ـ پیشنهادی داریم که بجای کلمه «اقلیتها» گفته شود «جوامع» به این صورت «تنها جوامع رسمی دینی کشور شناخته میشوند.
» نایب رئیس (بهشتی) ـ از آقای دکتر بهشتی خواهش میکنم جلسه را اداره کنند.
ادامه جلسه به ریاست دکتر بهشتی نایب رئیس (در این موقع آقای دکتر بهشتی بجای آقای منتظری ادارة جلسه را بعهده گرفتند.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای ربانی شیرازی بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ بنده یک پیشنهاد دارم و یک پیشنهاد هم خود آقایان دادهاند.
رئیس (منتظری) ـ پیشنهادی از طرف آقایان اقلیتهای دینی رسیده که قرائت میکنم: «ایرانیان زرتشتی، کلیمی، مسیحی جوامع رسمی دینی کشور شناخته میشوند و در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آئین خود عمل میکنند و در تعلیم وتعلم و فرهنگ و زبان خود و تشکیل شوراهای دینی و قومی از حمایت قانون برخوردارند.
» این چیزیست که آقایان نوشتهاند.
این پیشنهاد هم به امضای آقای ربانی شیرازی است «ایرانیان مسیحی، کلیمی و زرتشتی در انجام مراسم دینی خود طبق مقررات اسلامی آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آئین خود عمل میکنند.
» (یزدی ـ در هر صورت کلمه «تنها» را لازم دارد.)
حالا آنچه را که در خود متن هست یکبار دیگر میخوانیم: «ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای رسمی شناخته میشوند» این جملة «تنها اقلیتهای رسمی» گویا نیست و حتما یک کلمه «دینی» میخواهد و بدون آن اصلا معنی پیدا نمیکند و برای اینکه با وحدت دین رسمی هیچگونه شائبه منافات نباشد «دین» را بعد از «رسمی» آوردیم.
(دکتر ضیائی ـ کلمه «رسمی» حذف شود و نوشته شود «از جوامع دینی ایران هستند») آقای حجتی کرمانی بفرمائید.
حجتی کرمانی ـ نامهای از طرف اقلیت صابئین ایران رسیده و در خواست کردهاند نام آنها با استناد به آیه «ان الذین آمنوا و الذین هادواوالنصاری و الصائبین...
» هم ذکر شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اجازه بفرمائید اول یک توضیحی داده بشود آنوقت دوستان صحبت کنند، اول باید ببینیم منظور از این اقلیتهای رسمی چیست؟ منظور این است، یکی اینکه میتوانند بطور رسمی معبد داشته باشند، دیگر اینکه تعلیمات دینی داشته باشند و در انجام مراسم دینی خودشان هم آزادند و در احکام شخصیه هم تابع احکام دینی خودشان باشند، ولی یک چیز دیگر هم وجود دارد و آن اینست که بر طبق آنچیزی که تا به حال عمل شده هر اقلیتی صرفنظر از تعداد افرادش یک نفر نماینده در مجلس داشته است و در انتخابات بعدی میگوید که اگر عدهشان بیش از یکصد و پنجاه هزار نفر شد برای هر یکصد و پنجاه هزار نفر بعدی هم یکنفر نمایندة جداگانه داشته باشند (ربانی شیرازی ـ معبد داشتن رسمی نیست، قانونی است) من پیشنهاد میکنم اگر کلمه «رسمی» را برداریم و بجایش «قانونی» را بگذاریم درست میشود یعنی بنویسیم «اقلیتهای دینی قانونی شناخته میشوند» آقای ضیائی بفرمائید.
دکتر ضیائی ـ مکرر تذکر دادهاند که این کلمه «اقلیت» را از سرما بردارید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اشکال ندارد بنویسید «جوامع دینی قانونی» اگر ما بخواهیم بنویسیم «تنها جوامع دینی» قید غیر اسلامی را لازم دارد و ناچاریم بنویسیم «تنها جوامع دینی غیر اسلامی قانونی هستند» اگر از نظر آقایان این تعبیر اشکالی ندارد بنویسیم.
یکی از دو راه هست یا باید نوشت «تنها اقلیتهای دینی قانونی هستند» و یا باید نوشت «تنها جوامع دینی غیر اسلامی قانونی هستند» اول باید دید از نظر خود این آقایان از میان این دو تعبیر کدام متناسبتر با آرمانهایشان میباشد و همان را انتخاب کنیم.
آقای دانشراد بفرمائید.
دانش راد ـ بنده میل ندارم که این «غیر اسلامی» گذاشته شود، تمام قوانین در قانون اساسی را عمل میکنیم بجز اصول شخصیه بنابراین در اینجا این «غیر اسلامی» خوشایند و صحیح نیست.
دکتر ضیائی ـ وقتی گفتیم کلیمی، زرتشتی و مسیحی یعنی غیر اسلامی است.
رستم شهزادی ـ نوشته شود «تنها جوامع دینی قانونی کشور».
نایب رئیس (بهشتی) ـ عبارت قانون باید دقیق باشد و این را نمیشود گفت زیرا یک نوع اشکال بوجود میآورد و لفظ «غیر اسلامی» را لازم دارد.
خالاتیان ـ در مورد این جمله بخصوص بنده پیشنهاد میکنم نوشته شود «جوامع قانونی دینی غیر اسلامی».
طاهری اصفهانی ـ من معتقدم همینطور که پیشنهاد شده خوبست ولی آقایان نمایندگان اقلیت مثل اینکه استیحاش دارند، این یک لفظ زننده و موهنی نیست لفظ اقلیت در برابر اکثریت است و لفظ اقلیتهای رسمی اگر باشد اشکالی ندارد و طبق مقررات اسلامی در تمام مراسم دینی خود آزاد خواهند بود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای بنی صدر بفرمائید.
بنی صدر ـ عرض کنم که کلمه اقلیت زیاد هم بد نیست ولی اگر بخواهید «جامعه» هم میشد گذاشت ولی «غیر اسلامی» لازم است یعنی اینطور بنویسیم «ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها جامعههای رسمی شناخته میشوند که بر طبق مقررات اسلامی...
» نایب رئیس (بهشتی) ـ جامعهها که اشکالی نداشت گفتیم «ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها جوامع دینی قانونی شناخته میشوند».
بنی صدر - در این متنی که اینجا است چنین چیزی نیست بنابراین بنویسید «تنها جوامع رسمی شناخته میشوند».
نایب رئیس (بهشتی) ـ جامعه رسمی یعنی چه؟ بنی صدر ـ یعنی زرتشتی یعنی کلیمی، یعنی مسیحی.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اگر یک جمعیتی تشکیل شد بگوئیم غیر قانونی است و فقط اینها قانونی هستند؟ مثلا اگر یک جامعه لیبرالیسم تشکیل شد بگوئیم غیر قانونی است؟ اگر قید «دینی» نباشد نمیتوانیم بگوئیم که اینها تنها جامعههای قانونی هستند.
پیشنهادی از طرف آقای مدنی رسیده که قرائت میکنم: «ایرانیان مسیحی، کلیمی و زرتشتی تنها اقلیتهای دینی شناخته شده هستند.
» مدنی ـ بنده میخواهم بگویم «اقلیتها» لازم است به جهت اینکه اگر بنویسیم «ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی مذاهب رسمی هستند» معنایش اینست که اسلام رسمی نیست، پس باید یا «غیر اسلامی» را بگذاریم و یا بنویسیم «تنها اقلیتهای دینی هستند»، اما اگر کلمات دیگری اضافه کنیم، صحیح نخواهد بود.

6ـ پایان جلسه نایب رئیس (بهشتی) ـ بنده فکر میکنم باید به تمام نمایندگان اقلیت که در مجلس هستند وقت بدهیم که درباره مطالب خودشان توضیح بدهند.
بنابراین ادامه بحث را به جلسه بعد موکول میکنیم.
جلسه بعد پس فردا سه شنبه ساعت ده و نیم صبح خواهد بود و بر حسب قراری که داشتیم تا وقت نماز مغرب جلسه ادامه پیدا خواهد کرد بنابراین جلسه را ختم میکنیم.
(جلسه ساعت نوزدهم و پانزده دقیقه پایان یافت) نایب رئیس مجلس بررسی نهائی قانون اساسی ـ دکتر سید محمد حسینی بهشتی