مشروح مذاکرات تدوین قانون اساسی


+ جلسه نوزدهم 27 شهریور 1358

جلسه در ساعت ده و چهل دقیقه روز 27 شهریور ماه 1358 هجری شمسی برابر با بیست و ششم شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آقای دکتر سید محمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه و قرائت صورت اسامی نمایندگانی که در جلسة قبل غیبت یا تأخیر داشتهاند.
2ـ طرح مسائل متفرقه
3ـ طرح و تصویب اصل 13 (اصل سیزدهم)
4ـ پایان جلسه 

 [----------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه و قرائت صورت اسامی نمایندگانی که در جلسة قبل غیبت یا تأخیر داشت ه اند

 نایب رئیس (بهشتی) ـ عده حاضرین برای رسمیت جلسه کافی است.
اساسی غائبین جلسه قبل قرائت میشود.
غائبین آقایان: خادمی، سحابی، موسوی تبریزی.
نمایندگانی که تأخیر داشتد آقایان: آیت سی و چهار دقیقه، بنی صدر هفتاد دقیقه، حائری سی و چهار دقیقه، فاتحی بیست و پنج دقیقه، فارسی سی و چهار دقیقه، کریمی بیست و هفت دقیقه مقدم مراغهای شصت و نه دقیقه، موسوی اردبیلی سی و شش دقیقه، موسوی جزایری بیست و شش دقیقه، میرمراد زهی سی و هفت دقیقه، نبوی بیست و دو دقیقه، نوربخش سی و هفت دقیقه و خانم گرجی نود و چهار دقیقه.

2ـ طرح مسائل متفرقه

نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
امروز با مقدار کاری که با کمک دوستان آماده شده این توفیق را داریم که صبح جلسه فوق العاده علنی داشته باشیم و عصر هم همینطور و برای صبح و عصر هر دو دستور جلسه آماده شده است.
اگر به همین منوال این توفیق را داشته باشیم که در ساعات اول صبح قبل از ساعت ده و نیم بتوانیم برای دو جلسه، دستور جلسه آماده کنیم قطعاً سرعت کار مطلوب خواهد بود.
دستور جلسه صبح، این اصولی است که تحت عنوان دستور جلسه روز بیست و هفتم شهریورماه هزار و سیصد و پنجاه و هشت، چند ورقه خدمت دوستان داده شده که شماره ترتیب چاپ آن چهل و شش است و این یک طرح است نه دستور جلسه و پیشنهادها داده شده، اصلی که حالا مطرح است اصل سیزدهم است.
آقای بشارت فرمایشی دارید بفرمائید.
بشارت ـ بنده تذکری دارم و آن اینکه ضرورت نطقهای قبل از دستور و بعد از دستور کاملا احساس میشود، مخصوصاً با تبلیغات ناآگاهانه یا مغرضانهای که علیه ولایت فقیه میشود.
ولو یک نفر ده ـ پانزده دقیقه صحبت کند یقیناً برای اینکه ملت در جریانات این مطلب باشند، مفید است.
پس بایستی نطق قبل از دستور یا بعد از دستور عملی شود و دیگر اینکه بعضی از نمایندگان سه چهار جلسه غیبت دارند و فعالیتهای دیگری دارند اینها چرا نباید طبق آئیننامه رفتار کنند و چرا نباید تنبیه و جلوگیری شود؟ الان موکلین ما خیلی ناراحت هستند و تلفن میکنند و میگویند اگر قرار است در خارج از ایران تحریکاتی داشته باشیم اجازه بدهید سه چهار روز از ایران برویم موضوع را روشن کنیم، تبلیغ کم است و درباره ولایت فقیه سمپاشیها میشود.
بنابراین اجازه بدهید در نطقهای قبل از دستور برادران عمیقاً صحبت بکنند تا مردم در جریان باشند و تلویزیون هم حتماً پخش کند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ نطق قبل از دستور برای جلسات عصر محفوظ است ولی برای جلسات فوِالعاده مرسوم نیست.
عصر همین کار را خواهیم کرد و حداقل دو نفر میتوانند نطق قبل از دستور داشته باشند و ساعت شروع جلسه بعدازظهر ساعت چهار است، پریروز بخاطر این حذف کردیم که اولین روزی بود که اعلام کرده بودیم ساعت چهار جلسه داریم و شاید دوستان قبلا قرار گذاشته بودند، به هر حال نتوانستند طوری بیایند که ساعت چهار عدة حاضرین در جلسه بحد نصاب برسد ولی امیدواریم از امروز به بعد با سابقه قبلی، عصرها ساعت چهار دوستان تشریف داشته باشند که تا ساعت چهار و نیم بتوانیم نطق قبل از دستور داشته باشیم.
(دکتر شیبانی ـ من اولین نفری هستم که اسم نوشتهام و اگر عصر وقت شد، اولین نفری خواهم بود که صحبت میکند.)
بله، روی نوبت صحبت میفرمائید، ولی اسم حضرتعالی در اول نیست.
اگر نظرتان باشد در آئیننامه نوشتهایم که لیستهای قبلی برای جلسه بعد اعتبار دارد، تا حالا اسم حضرتعالی نیامده و نفر سیام اینجا نوشته شده است و از این نفر، سه نفر صحبت کردهاند و بقیه مانده است، آقای یزدی مطلبی دارید؟ یزدی ـ در رابطه با مسالهای که آقای بشارت گفتند اگر صلی از تصویب گذشت آیا بعد از آن همه صحبتی که هم در جلسات مشترک و هم درجلسات عموم شده، باز یک نماینده حق دارد درباره آن اصل در خارج صحبت کند و حتی نسبت بدهند به مرحوم آیت الله طالقانی که ایشان مخالف بودند؟ در صورتیکه شخصاً که با ایشان صحبت میکردم موافق بودند.
آیا این اصولا حق است یا نه؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ این همه سؤال کمکم نطق قبل از دستور است.
ربانی شیرازی ـ یک عدهای که مخالف هستند کارشان این است که بروند بیرون و در نظر مردم این قانون را سست کنند و این هیچ درست نیست.
مثل اینکه توطئهای در کار است.
طاهری اصفهانی ـ اگر ما در مجلس خبرگان ایستاده باشیم مسألهای نیست ولی اگر بخواهیم آبروی این مجلس که آبروی موکلین و بالنتیجه آبروی ایرانیان است، محفوظ باشد در این مورد شدیداً باید ایستادگی کرد.
ربانی شیرازی ـ به مردم اخطار میکنم آنهائی که با این ماده و این اصل موافقند تظاهرات کنند تا معلوم شود که اکثریت چه کسانی هستند و چه چیز را میخواهند.
موسوی تبریزی ـ من حدس میزنم برای بعد که این قانون اساسی را میخواهیم به رفراندوم بگذاریم، توطئهای در کار است.
کسانی که خودشان به قانون اساسی رأی میدهند توطئه میکنند که فردا این اصولی را که اصول سعادت ملت ما و سعادت ملتهای مسلمان است، متزلزلش بکنند و من خواهش میکنم شما بعنوان نایب رئیس و آقای منتظری بعنوان رئیس این اشخاص را مشخص کنید چون ممکن است سخنانشان را از طریق رادیو و تلویزیون دو مرتبه پخش کنند پس این را تذکر بدهید، والا خودمان وارد عمل میشویم.
هر کس بخواهد بر علیه قانون اساسی و انقلاب اسلامی ایران توطئه کند، ما مستقیما میتوانیم جوابش را بدهیم و من خواهش میکنم جلو این توطئه را گرفته و بموقع تصمیم مقتضی را بگیرید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عنایت بفرمائید، عرض میشود که یک مسألهای اینجا داریم و یک وظیفه بعنوان خبرگان و نمایندگان منتخب مردم و آن کوشش برای بررسی هر چه عمیقتر و تصویب هر چه سریعتر اصول قانون اساسی است و هر یک از این رویدادها حجتی است از طرف خداوند بر ما که بجای هرکار دیگر سعی در تسریع و عمیقتر بودن این کار بکنیم، که فدای مسألة دیگری نشود، گفتگوهای انحرافی را باید صرفنظر کرد، امروز یکی از برادران میگفت با توجه به این مسأله بنا دارم آن چیزی را که ضروری حس میکنم با کوتاهترین بیان بگویم.
البته ما در اینجا وقتمان را صرف میکنیم که هر چه عمیقتر ولی سریعتر اینکار را تمام کنیم، اینها خودش نشانة ضرورت این مطلب است، یک وظیفهای هم داریم برای توضیح مطالب برای مردم، این لزومی ندارد که از اینجا باشد، دستگاه رادیو تلویزیون موظف است که در پاسخ اینگونه مطالب که آنجاها منتشر و پخش میشود اگر دوستان مطلبی داشته باشند آنرا هم پخش کنند.
اگر به وظیفه خودشان بر طبق شرایط عدل عمل کردند که بحثی نیست زیرا رادیو تلویزیون باید محل عرضة افکار باشد و مردم بشنوند و انتخاب احسن کنند اگر هم عمل نکردند مثل یک دستگاه مختلف دیگر، در مملکت مرجع وجود دارد که تحقیقات اینگونه دستگاهها با آن مرجع در میان گذاشته شود و از او خواسته شود جلوی آن تخلفات را بگیرد.
ربانی شیرازی ـ اگر آن مرجع رسیدگی، جزء خود آن دستگاه نباشد، چون مراجع رسیدگی هم توطئه میکنند.
صدوقی ـ پاسخ ندادن و سکوت کردن نمایندگان مجلس، عملی بسیاربسیار نازیباست و بدتر از آن این است که بروند و به نام اینکه میخواهند سخنرانی امام خمینی را پخش کنند، بر ضد قانون اساسی که چند ساعت در اطرافش صحبت و بحث شده مطالبی بگویند و چنین وانمود کنند که این اصل یکی از اصول بیمورد و بیپایهای است که حساب ندارد.
این معنی ندارد که شما سکوت کنید، باید از حقتان دفاع کنید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مراغهای فرمایشی دارید؟ (مقدم مراغهای ـ اگر اجازه بفرمائید بیایم پشت تریبون) خیر اگر مطلبی دارید مثل سایرین از همانجا بفرمائید.
(مقدم مراغهای ـ اخبار مجلس خبرگان منتشر نمیشود، اگر اجازه بفرمائید بیایم پشت تریبون، مطالبی دارم که خیلی اساسی است و باید صحبت کنم) از همانجا صحبت کنید.
(مقد مراغهای ـ اگر اجازه ندهید بیایم در محل نطق، از اینجا صحبت نمیکنم) (میر مراد زهی ـ صندلی نمایندگان که جای صحبت کردن نیست.)
آقای مراد زهی، اگر قرار است چند کلمهای تذکر بدهند از جای خود میدهد، درست است که محل نطق برای صحبت کردن است ولی آیا بر طبق برنامه یا بدون برنامه؟ رشیدیان ـ مساله این است که مسائلی که اینجا مطرح میکنیم همه میدانند که ده ـ دوازده ساعت رویش بحث و گفتگو میشود بطوریکه وقتی تمام میشود خسته و کوفته میرویم، آنوقت آقائی که خودش در مجلس بوده وتمام گفتگوهای نمایندگان را شنیده و جوابهای قاطع و لازم و قانع کننده را نیز شنیده میرود بیرون و علنا مطالب را مسخ میکند و به دنبال اینکه فرمودید مجلس مورد اتهام قرار گرفته است، اضافه میکنم یک نفر اگر با آیت الله طالقانی چای خورده فردا هزار نوع خدای نکرده تهمت میبندد و مردم خیال میکنند که ما از روحانیت و مراجع و علما و از قرآن بریدهایم.
این مساله برای گروههائی که ضعف ایدئولوژیکی دارند، به هر حال باید روشن بشود.
ما خیلی عجله داریم که هر چه زودتر قانون اساسی تصویب شود تا مردم از سرگردانی بیرون بیایند و دولت هم از قوانین طاغوتی دست بردارد، اما ما دست از ضرورت نمیتوانیم برداریم و از آن بگذریم.
این مسأله ضروری است الان تمام وسائل ارتباط جمعی در مقابل مجلس خبرگان قرار گرفتهاند آن روزنامه هر چه تهمت میزند ما همینطور سکوت میکنیم چرا سکوت؟ اینها تهمت میزنند، یعنی چه؟ برای سه و نیم میلیون نفر دارند صحبت میکنند، آنوقت مسائلی که اینجا بحث میشود در اطاقهای در بسته بماند؟ بنده با توجه به اینکه با رفقا صحبت کردهام معتقدم که باید تمام این مسائل روشن شود و تمام زوایا و ابعاد آن برای ملت روشن شود.
(مقدم مراغهای ـ بنده قانع نشدم و مطالبی داشتم که میبایستی به عرض میرسانم).
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مقدم مراغهای بفرمائید.
بنشینید، بر طبق نظام جلسه نمایندگان باید مطالبشان را اظهار کنند، آقای حجتی بفرمائید.
حجتی کرمانی ـ با استناد به آیه «ولاتجادلوا اهل الکتاب الابالتی هی احسن» من نمیتوانم منکر بشوم که برادران ما گاهی اشتباهاتی انجام میدهند، بنابراین بهتر است با اینها با قیافه خصمانه رفتار نکنیم بلکه با رفاقت و دوستی مساله را حل کنیم و گرنه آنها بروند علیه کار این مجلس در هر جا سخنرانی بکنند و ما جواب ندهیم و همینطور این مسأله در پهنه کشور مطرح بشود، یک کشاکش عمومی بوجود میآید که به مصلحت انقلاب و اسلام نیست.
باید این دوستانی را که نظر مخالف با اکثریت دارند از طرف هیأت رئیسه بخواهیم و از طریق خیرخواهی با آنها صحبت کنیم تا ان شاء الله مساله حل بشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ پیشنهاد من این است که سه نفر از دوستان را انتخاب کنید، این سه نفر با یک یا دو سه نفر از دوستانی که در این زمینه نظر دیگری دارند، در اولین فرصت یک گفتگوی رادیو تلویزیونی داشته باشند و همانجا مسائل را متقابلا برای همدیگر بگویند و بشنوند و ملت هم گوش میکند، این خیلی بهتر است.
مقدم مراغهای ـ حضرت امام فرمودند که مینشینند در اطاقهای در بسته و قانون تنظیم میکنند.
تریبون و میکروفون جلو شما هست و شما هر وقت میخواهید صحبت میکنید و شما مثل استاد و ما مثل شاگرد مدرسه نشستهایم گوش میدهیم، این مجلس نیست فرصت بدهید مخالف و موافق صحبت کنند و مخالف حرفهایش در جامعه شنیده شود، نه اینکه بخواهید صدایشان را خفه کنید.
کدامیک از حرفهای مخالفین را در رادیو تلویزیون پخش میکنند؟ آن شب در رادیو تلویزیون مطالب شما که موافق بودید و مطالب من هم که مخالف بودم هیچکدام پخش نشد، برای همین موضوع سوء تفاهم بوجود آمده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ ملاحظه بفرمائید که آن شب نه سخن بنده را پخش کردند نه سخن شما را.
مقدم مراغهای ـ خودتان چقدر صحبت کردید و چقدر به دیگران فرصت دادید صحبت کنند؟ مقام ریاست باید بیطرف باشد و به نمایندگان فرصت بدهد حرفشان را بزنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بنده از اول این جلسه تا حالا، بعنوان نمونه، جز در جهت نظم دادن به کارمان آیا سخنی گفتهام؟ طبعاً به خاطر اینکه هیجانی در جلسه حکم فرما است بناچار صحبت میکنم.
کسی که نمیتواند بدون صحبت جلسه را اداره کند، اگر میفرمائید من در جهت دفاع یا رد مطلبی بعنوان مسئول جلسه چیزی میگویم، چنین چیزی نیست.
من اگر صرفاً بخاطر دفاع از مطلب در اصول قبلی صحبت کردهام، بعلت مسئولیتم در گروه اول بود و گرنه دیروز و پریروز که اینجا بودم اصلا صحبتی نکردم، اما بعنوان مسئول جلسه درجواب افراد و دوستانی که نظری دارند، اعتراضی دارند، تذکری دارند، توضیحی لازم دارند عرایضی میکنم.
خوب بنابراین بهتر است کار جلسة مان را ادامه بدهیم و سریعتر برویم جلو و با یک گفتگوی رادیو تلویزیونی مسائل را روشن کنیم.
پرورش ـ آقای مراغهای بعنوان شاگرد از ما نام بردند باید حرفشان را اصلاح کنند.

3ـ طرح و تصویب اصل 13 (اصل سیزدهم)

نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل سیزده مطرح است، درباره اصل سیزده قرار بود نمایندگان محترم زرتشتی و مسیحی و کلیمی که در مجلس حضور دارند، اینجا بیایند و نظرشان را بگویند و صحبت کنند تا بتوانیم با حضور ذهن بیشتر نسبت به خواستههایشان اقدام کنیم با اینکه در گروهها هم صحبت شده آقای دکتر اوشانا بفرمائید.
دکتر بیت اوشانا ـ بنام خدا، با اجازه هیأت رئیسه محترم، نمایندگان گرامی، اصلی که امروز بنام اصل حقوِ اقلیتها مطرح است واقعاً آنقدر مسالة سادهای است که ایجاب میکرد هیچیک از نمایندگان اقلیتها و اینجانب با عنایتی که به عظمت انقلاب ملت ایران و به رهبری انقلاب ملت ایران داشتهایم، بعنوان توضیح آن و یا دفاع از حقوِ خود مصدع خاطرآقایان نباشیم و چند دقیقهای وقت مجلس را نگیریم.
ولی خودبخود جریان اینطور پیش آمد، چون بعضی از دوستان بر روی لغات و بعضی عناوین از نظر درج آنها در این اصل حساسیتی داشتند، باعث شد برای روشن شدن افکار دوستان ارجمند چند دقیقهای وقت شما را بگیرم.
خدمتتان عرض کردم اگر بخواهیم از حقوِ اقلیتها صحبت کنیم یک چیز زائدی است برای اینکه ملت ما از قدیم با این اقلیتها زندگی کرده است و برای آنها حقوِ بسیار با ارجی را شناخته است.
اقلیتهائی که اینجا نماینده دارند یا بعضیها که نماینده ندارند بیش از سه هزار سال است در ایران ساکنند و زندگی میکنند.
آشوریها بیش از سه هزار سال و ارامنه بعقیده من در حدود دو هزار و هفتصد سال است که در این مملکت ساکنند و قبل از آن هم که سر حدات مملکت به اینجا نرسیده بود، باز ساکن بودهاند.
کلیمیها در حدود دو هزار و هفتصد سال و کمی بیشتر یا کمتر و اگر از صائبین هم اسم ببرم در حدود یکهزار و چهارصد تا یکهزار و پانصد سال است که در این مملکت ساکنند و این سکونت همراه با زندگی مشترک با ملت ایران خودبخود انس و الفت حقوِ هم ملتی ایجاد کرده است و ما هیچوقت خود را از ملت ایران جدا ندانستهایم و نمیتوانیم جدا از ملت بدانیم و عملا هم با ملت ایران متحد و یکرنگ بودهایم و همیشه از حق زندگی کامل و خوب برخوردار بودهایم و اگر وقتی از اوقات، مستبدان و جباران، همان کسانی که به ملت ایران ظلم و جور روا داشته و حقوِ ملت را پایمال کردند، حقوِ اقلیتها را هم پایمال نموده و از بین بردهاند که همراه با حقوِ از بین رفته ملت ایران، این انقلاب بوجود آمد و پیروز شد.
حقوقی که از ملت ایران سلب شده بود، به آنها برگردانده شد و مسترد گردید و باید همراه با حقوِ اکثریت ملت ایران، حقوِ اقلیتهای مذهبی و قومی هم به آنها مسترد و برگشت داده بشود.
به این جهت من به یکی از مصاحبههای رهبر بزرگ انقلاب در پاریس که واقعاً مثل یک برادر غمخوار حق زندگی و حیات به گردن اقلیتهای مذهبی دارند، اشاره میکنم.
در جواب این سوال که اگر انقلاب اسلامی ملت ایران پیروز بشود و حکومت اسلامی تشکیل بشود، با اقلیتهای ملی و مذهبی چطور رفتار خواهد شد؟ فرمودند «اقلیتها در تعیین سرنوشت خود آزاد خواهند بود، با رعایت تمامیت ارضی ایران همه آنها از حقوِ مساوی با برادران مسلمان برخوردار بوده و حقوِ ضایع شده آنها به آنها مسترد خواهد شد.
» حقوِ ضایع شدة ما همانطور که عرض کردم همراه با حقوِ ضایع شده تمام ملت ایران به ما برگشت داده میشود و وقتی بین آحاد و افراد ملت ایران با توجه به اصل دوم که دوستان ارجمند تصویب کردند اختلافی وجود ندارد و باتوجه به هدفهای جمهوری اسلامی که در اصل سوم تصویب کردند، به تمام افراد و آحاد این کشور حقوِ برابر داده شده است و واقعاً این مطلب قلب تمام اقلیتهای ملی و مذهبی را مالامال از شادی و سرشار از محبت و علاقه نسبت به رهبر انقلاب و نسبت به تمام کسانی که این حقوِ را به برادران خود که ناشی از هدفهای انقلاب است، اعطا کردهاند مینماید ولی در این اصل که الان مطرح است یک اختلافاتی با اصول دیگر بنظر میرسد اگر آن اصل تمام این حقوِ را به اقلیتهای ملی و مذهبی اعطا کرده است در اینجا یک محدودیتهای خاصی هم برایشان قائل شدهاند که این محدودیتها را عرض کردم و ما اصلا نمیخواستیم درباره آنها بحث کنیم چون باتوجه و عنایتی که دوستان و سروران عزیز به این اصول دارند و خودشان بیش از ما به آن معتقدند و به این اصل هم خیلی واضحتر و با وسعت نظر بیشتر نگاه میکردند تا هیچ نظر کوتاه بینانهای نتواند به انقلاب ایران با انتقاد نگاه کند.
همانطور که عرض کردم انقلاب ما، انقلاب بزرگ ملت ایران قابل محدود کردن در سر حدات کشور ما نیست.
نه الان سابق هم هر وقت اتفاقی در کشور ما روی داده است نه خودمان توانستهایم آن را محدود کنیم نه دیگران.
برای این که کشوری که ما در آن زندگی میکنیم، کشوری است که در موقعیت خاص استراتژیکی و ژئوپلتیکی است که هر اتفاقی که در آن بیفتد سرچشمه تمام اتفاقاتی خواهد بود که در تمام نقاط، حتی خیلی دور دست، اثر خواهد داشت.
مثالی عرض میکنم انقلاب مشروطیت ما با اینکه از نظر ملت ایران عملا انقلاب بزرگی بود ولی در آرمانهای خودش نتوانست کاملا پیروز شود اما با وجود آن در سرنوشت همه تأثیر گذاشت، حتی در سرنوشت ملل بزرگ دنیا.
همه دانشمندان، انقلاب بزرگ چین را در سال یکهزار و نهصد و دوازده متأثر از انقلاب مشروطیت ایران میدانند یا استقلال هندوستان و نهضتهائی که برای استقلال تلاش کردند همه متأثر از انقلاب کشور ما بود یا استقلال افغانستان و یا سایر انقلابات در آسیا و خاورمیانه همه تأثیر بسزائی از انقلاب ما داشتهاند و همینطور در امور ترکیه و کشورهای دیگر، انقلاب مشروطیت اثر مهم و شگرفی داشته است و من یقین دارم انقلاب با عظمتی که امروز در کشور ما انجام گرفته است چون دید آن بمراتب وسیعتر از انقلاب قبلی است و عظمت و وسعت آن با انقلاب مشروطیت قابل قیاس نیست و دارای اشکال و ویژگیهای خاص خودش است، خودبخود تأثیرش نیز بیشتر و عمیقتر خواهد بود.
وقتی انقلاب ما دارای چنین ویژگیهائی است و امید زندگی بهتر و نجات از یوغ نژاد پرستی را به همه میدهد، آیا درست هست حقوِ کوچکی را درباره اقلیتهائی که دو هزار سال سه هزار سال همپای ملت ایران ستم کشیده و زجر بردهاند، از آنها دریغ کنید؟ نه، ملت ما و اقلیتها، بخصوص اقلیتهای مذهبی بهیچ وجه مایل نیستند که حقوِ آنها، با اینکه از نظر انقلاب تضمین شده است، محکی باشد برای امتحان قانون اساسی و انقلاب و جمهوری اسلامی ناشی از آن.
برای اینکه اگر سه هزار سال در این کشور با هم زندگی کردهایم، امیدواریم هزاران سال دیگر هم، همپای ملت ایران از زندگی شادمانه و آزاد و از تمام مواهب زندگی بطور مساوی برخورد باشیم و چون مایل نیستیم مورد محک و آزمایش قرار بگیریم و خرده گیران آن را مورد خردهگیری قرار دهند و این خردهگیریهای کوچک به لکههای ابر تبدیل شود که خدای نکرده جلوی آفتاب تابناک انقلاب را بگیرد و به روشنائیش لطمه بزند، صریحاً از دوستان و همکاران گرامی تقاضا میکنم پیشنهادی را که در این زمینه دادهایم، با عنایت و توجه مورد بررسی و تصویب قرار دهند.
البته این پیشنهاد بنظر من خیلی ساده و بسیار کوچک است و چون ما حقوِ اختصاصی هم میخواستیم، دوستان میبایست میدادند.
من تا حدی که در تایخ میتوانم قضاوت کنم، یک اصلی بود در صدر اسلام، بخصوص خود حضرت پیغمبر(ص) برای آشنائی و محبت بخشیدن به قلوب، به آنهائی که پیرو ادیان دیگری بودند، بیشتر محبت میکردند.
حتی شنیدهام که در فتح مکه، به صفوان بن معاویه، بیشتر از ابوسفیان دادند و به غیر مسلمانها بیش از او و وقتی انصار و مهاجرین ایراد گرفتند گفت: من میخواهم محبت اینها را جلب کنم و باید به آنها بیشتر بخشش و محبت بکنم.
اگر آنها دو روز با پیغمبر همکاری داشتند و اینچنین مورد محبت وتوجه پیغمبر قرار گرفتند، جمعیتهای ما، هم دینان ما، اقلیتهای مذهبی و قومی بیش از یکهزار و چهار سال است که با مسلمین همکاری و زندگی مشترک دارند.
من اگر بخواهم از کارها و وظایفی که در پیشرفت اسلام انجام دادهایم صحبت بکنم شاید در این باره کتابها باید نوشته شود ولی تنها به این مساله اکتفا میکنم که یکی از پایههای پیشرفت تمدن اسلامی در قرن دوم و سوم، علومی است که به نام دخیل خوانده میشود که توسط نویسندگان و مترجمین هم نژاد ما و سایر اقلیتهای مذهبی به تمدن اسلامی تقدیم شده است.
اجداد ما در حدود چهل دانشگاه بزرگ با شرایط آنروز در خود جزیره و شام داشتند که نصیبین و قنصرین رها (اورنا) نمونههائی از آن هستند.
من از تاریخ به یادم میآید که در قرن نهم میلادی کتابخانه بغداد پنج میلیون کتاب داشت.
در اول قرن بیستم کتابخانه پاریس پنج میلیون کتاب داشت.
از نظر قیاس همان موقع نصف کتابهای کتابخانة بغداد یا به زبان سریانی و آرامی که زبان مادری من است بوده یا مترجمینی که برای خدمت به مسلمین و اسلام اینها را ترجمه کرده بودند و یا تحقیق کرده و نوشته بودند آشوری و سریانی بودهاند و اینها همه کوشش و زحماتی بود که هم دینان و برادران ما، اجداد ما برای خدمت به پیشرفت تمدن اسلامی انجام دادهاند.
من نمیخواهم وقت سروران عزیز را بگیریم فقط به یک نکتهای اشاره میکنم، مابا قلبی پر از شادی به اصولی رأی دادیم که مفهوم آن اتحاد و همبستگی کلیه مسلمین است به این دلیل که این همبستگی و وحدت باعث خواهد که اقلیتهای قومی و دینی همراه ملل اسلامی از نتایج خیلی خوب زندگی بهرهبرداری کنند و به زندگی خود در محیطی آرام و آزاد ادامه دهند و به ایران و ایرانی خدمت کنند.
اگر این اصل خوب نوشته شود و تصویب گردد، در سرنوشت همة ما اثر خوبی خواهد داشت.
اقلیت آشوری در خاورمیانه در حدود سه میلیون نفرند که همه در کشورهای اسلامی زندگی میکنند.
کلیمیها غیر از آنهائی که در اسرائیل زندگی میکنند، در کشورهای دیگر اسلامی هم هستند.
ارامنه هم همینطور منتشرند.
(نایب رئیس (بهشتی) - آقای بیت اوشانا، وقت شما تمام است.)
چند جمله دیگر را عرض میکنم.
زرتشتیان هم همچنین و سایر اقلیتها نیز همین وضع را دارند.
اگر دوستان در اینجا لطفی در حقشان داشته باشند، بیارج نخواهد بود، بخصوص اگر قلوب آنها هم و محبت آنها را به انقلاب بیشتر جلب کنند ما که از گرمی آفتاب انقلاب بهرهمندیم امیدواریم آنها هم بهرهمند شوند.
پیشنهاد که داده بودیم قرائت میکنم که اگر دوستان قبول کنند بجای متن قبلی قرار بگیرد و تصویب شود: «ایرانیان زرتشتی، کلیمی، مسیحی و صابئین اقلیتهای رسمی دینی کشور شناخته میشوند و در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلمیات دینی بر طبق آئین خود عمل میکنند و در تعلیم و تعلم فرهنگ و زبان خود و تشکیل شوراهای قومی و دینی از حمایت قانون برخوردارند.
» من امیدوارم هیأت رئیسه محترم و نمایندگان گرامی حتما این لطف را درباره اقلیتهای مذهبی خواهند داشت و این حق خیلی کوچک، که احتیاج به صحبت وبحث کردن نداشت، با توجه به قلب پر از محبت کسانی که نمایندة انقلاب بزرگ ملت ایران هستند تصویب خواهد شد.
ملت ایران این حقوِ را هزاران سال به رسمیت شناخته است.
اینک باید انعکاسی از آن در قانون اساسی باشد.
خیلی معذرت میخواهم که وقت شما را بیش از حد گرفتم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ از دیگر نمایندگان محترم اقلیتهای مذهبی خواهش میکنم اگر غیر از مطالبی که آقای بیت اوشانا فرمودند، مطالبی دارد بفرمایند صحبت کنند.
آقای خالاتیان فرمایشی دارید بفرمائید.
هرایبرخالاتیان ـ نمایندگان محترم، بنده تا حالا از این تریبون استفاده نکردهام، دلیلش هم این بوده که نخواستهام وقت مجلس بیش از این گرفته شود و اگر هر نظری، پیشنهادی یا تذکری داشتهام، کتباً دادهام حضور هیأت رئیسه و ریاست هم لطف کرده و در اسرع وقت ترتیب اثر داده است.
و اما در مورد اصل مورد بحث با توجه به اینکه همکارم آقای دکتر بیت اوشانا صحبتهای لازم را کردند بنابراین بنده با این تذکر که ایشان بر خلاف قرارمان بجای جامعه، اقلیت را بکار بردند، میپردازم به چند توضیح مختصر درباره اصطلاحات ارمنی، مسیحی، جامعه و جامعه ارمنی.
درست است که ارمنی مسیحی هستند ولی با این وجود، موقعیت خاصی در عالم مسیحیت دارند و حساب ارمنیها بخصوص از حساب دولتهای مسیحی جداست.
دولتهای انگلیس و آمریکا و روس هم مسیحی هستند ارامنه هم مسیحی هستند ولی فجایعی که زورمندان به نام مسیحیت انجام دادهاند - که استعمار و استثمار ملل شرِ، شرِ میانه و مردم ایران نیز از آن جمله هست ـ مسلماً هیچ ربطی به ارمنی مسیحی ندارد.
ولی متأسفانه سودش را آنها بردهاند و ضررش به ارامنه رسیده است.
کما اینکه چند روز پیش، یکی از نمایندگان همین مجلس داشتند فجایع دولتهای مسیحی را به حساب مسیحیهای ایران میگذاشتند و شاید هم ایشان حق داشتند، چون اکثراً خیال میکنند مسیحی یعنی ارمنی، لابد همه نمایندگان در جراید و رادیو تلویزیون خواندند و دیدند که چگونه مسیحیان راستگرای لبنان به ارامنة مسیحی حمله کردند.
چرا؟ چرا مسیحیهای فلانژلبنان به جامعة ارامنة لبنان حمله کردند مگر نه اینکه هر دو مسیحی و هم دین بودند؟ دلیلش اینست که ارامنه حاضر نشدند علیه فلسطینیها و مسلمانان بجنگند و مسیحیهای فالانژ به کمک حامیان خارجی خودشان بر ارامنه هجوم آوردند و جنگ در گرفت.
پس ارمنی مسیحی بخاطر مسلمانان میجنگد، کشته میدهد، آنوقت در ایران همان ارمنی مسیحی، مسئول فجایع دولتهای استعمارگر مسیحی معرفی میشود.
در صورتیکه ارمنی مسیحی خود از قربائیان استعمارگران مسیحی است.
بخاطر همین حقیقت و واقعیت تلخ است که بنده اعلام میکنم، حساب جامعه ارمنی ایران از حساب دول مسیحی جداست.
و اولین خواسته و تقاضائی که دویست وپنجاه هزار نفر ارمنیهای ایران از این مجلس و از این قانون اساسی دارند، اینست که ارمنی با چهرة واقعی خود معرفی شود.
یعنی بجای اقلیت مسیحی بعنوان جامعة ارمنی ایران شناخته شود.
پنجاه و چندسال تمام با اصطلاح موهن اقلیت مذهبی مسیحی، چهره واقعی جامعة ارمنی خدشهدار شده و اگر بعد از انقلاب هم با همان چهره و سیما معرفی شود، این نقض غرض و انکار انقلاب است و نه ارمنیها و نه مردم ایران آنرا نخواهند پذیرفت.
ارمنیها در انقلابات این همه فعالیت کردهاند و کشتهها دادهاند تا با چهره حقیقی خود شناخته بشوند و اگر این حق ابتدائی انسانی مورد توجه واقع نشود، نه تنها دویست و پنجاه هزار ارمنی ایران، بلکه شش میلیون ارمنی جهان که در پنجاه و چهار کشور زندگی میکنند راضی نخواهند شد و بدون شک، همان دولتهای استعمارگر مسیحی که منتظر فرصتند تا سوء استفاده کنند، همین عدم توجه به حقوِ ابتدائی جامعه ارمنی ایران را پیراهن عثمان خواهند کرد، زیرا روزها و هفتههاست که انتظار میکشند تا ببینند انقلاب ایران برای ارامنه چه خواهند کرد.
پس بنده اعلام میکنم که اولین و ابتدائیترین خواسته جامعة ارمنی اینست که ارمنی با چهره و نام صحیح و حقیقی خود شناخته و معرفی شود.
درست است که ارمنیها مسیحی هستند ولی توضیح دادم که حساب ما از حساب دول مسیحی جداست (البته ما با سایر مسیحیهای ایران هیچ اختلافی نداریم و منظور این نیست که با آنان و سایر جوامع، نزدیکی و همکاری نداریم، ما حقوقی که بعنوان شهروندان ایرانی تقاضا میکنیم، برای سایر مسیحیهای ایران هم تقاضا داریم.)
و اما پس از این توضیح، میل دارم توضیحی هم در مورد اینکه چرا به جای اقلیت، جامعه را تقاضا میکنم بدهم.
چرا جامعه؟ البته بنده بعنوان نمایندة ارامنه، صحبتم را به جامعه ارمنی محدود میکنم دلیل آنکه بنده جامعه میگویم و نه اقلیت، اینست که جامعه نشانگر یک نظام و سیستم خاص اجتماعی، ملی، دینی و مذهبی و فرهنگی و تاریخی است.
جامعه دویست و پنجاه هزار نفری ارمنی ایران دارای سه خلیفهگری است که یکی از آنها یعنی خلیفهگری جلفای اصفهان، نه تنها حاکم بر امور اجتماعی، قومی و مذهبی ارامنة جنوب ایران بلکه حاکم بر امور ارامنه هندوستان هم هست.
در بطن جامعة ارمنی شوراهای متعدد و مختلف، دهها کلیسا و نمازخانه، دهها مدرسه و پرورشگاه، دهها باشگاه و انجمن و تعداد زیادی سازمانهها و تشکیلات گوناگون تحت یک نظام خاص فعالیت دارند که در نواحی شمال غربی ایران تا سه هزار سال سابقه دارند و همه اینها متعلق به ارامنة گریگوریان میباشد.
از اینها گذشته جوامع ارمنی کاتولیک و پروتستان و دیگر جوامع کوچک مذهبی نیز هستند که مجموعاً جامعه ارمنی را در ایران تشکیل میدهند.
و حالا چرا جامعه ارمنی: اعضای جامعه ارمنی، درست است که از لحاظ دینی، مسیحی و از لحاظ مذهبی اکثراً گریگوریان میباشند، ولی وجه تمایز آنان با دیگر جوامع مسیحی، بیشتر در جنبه ملی و قومی آنست.
جنبهای که آنچنان قوی است که سایر جوانب را تحت الشعاع قرار داده و مذهب گریگوریان مذهب ملی ارامنه است و در تمام دنیا و در عالم مسیحیت هم کاملا منحصر بفرد میباشد.
بنده گفتم در خبرهای مربوط به بیروت لبنان، خواندند و شنیدند که سه روز متوالی ارامنه بیروت و مسیحیان راستگرای لبنان جنگیدند و بالاخره با توافق طرفین، آتش بس برقرار شد.
چرا ارمنی مسیحی و فالانژ مسیحی با یکدیگر میجنگند؟ پس غیر از عامل مذهب عوامل دیگری نیز هست.
پس ارمنی و مسیحی یکی نیستند باید آنها را از همدیگر تشخیص داد.
به همین سبب در اصل مورد بحث، حقوِ ملی، انسانی، اجتماعی و سیاسی جامعه ارمنی بدون قید قومیت و زبان، فرهنگ قومی و آداب و رسوم اجتماعی و صلاحیت شوراهای ارمنی، تأمین نخواهد شد.
بنابراین، متنی پیشنهاد میشود که حداقل خواستههای ابتدائی و انسانی جامعه ارمنی را در بر میگیرد.
پیشنهاد اصلاحی اصل 1
3ـ «ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی (جامعة ارمنی و جامعه آشوری و سایر جوامع مسیحی) جوامع رسمی یا قانونی دینی غیر اسلامی کشور شناخته میشوند و در انجام مراسم و تعلیمات دینی بر طبق آئین خود عمل میکنند و در احوال شخصیه و حفظ شعائر دینی و تعلیم فرهنگ زبان قومی و اجرای آداب و رسوم اجتماعی خود از حمایت قانون برخوردارند و صلاحیت شوراهای دینی و قومی آنان در مورد جوامع خود ملحوظ و رعایت خواهد شد.
» آنچه به اختصار گفته شد، توضیحی بود در مورد یکی از اصول قانون اساسی که منحصراً مربوط میشد به جوامع دینی و قومی غیر اسلامی ایران.
اصول دیگری هم هست که درباره آنها هم بحث خواهم کرد و بالاخره، در فرصتی مناسب، حرفهائی هم درباره اصول کلی ایدئولوژی و جهان بینی خودم دارم که بیان خواهم کرد، ولی فعلا آنچه بیان شد، یک تقاضا و خواستة ابتدائی و انسانی است که حتم دارم مجلس خبرگان آنرا دریغ نخواهد کرد و امیدوارم یک یا دو تفنگ بدست ناآگاه، به این حقوِ انسانی و قانونی ما خودسرانه دست درازی نخواهند کرد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دانش راد شما هم توضیحی دارید؟ (مهندس دانش راد ـ اگر اجازه بفرمائید چند دقیقهای وقت مجلس را بگیرم.)
بفرمائید.
مهندس دانش راد ـ بحثی که درباره این اصل سیزده مطرح شد و بوسیله یکی از آقایان یعنی جناب آقای ربانی عنوان گردید، بحث بر سر کلمة رسمیت بود که میخواهم راجع به آن توضیحی بدهم و بعد از آن مطالبی که آقایان نمایندگان آشوریها و ارامنه فرمودند، تکمیل کنم.
مساله اینست که یک دین در مملکت ما یا رسمی است یا غیر رسمی، و یا قانونی است یا غیر قانونی.
این را باید به کجا منعکس کرد تا افراد ملت بدانند با یک فرد که دارای دین قانونی است صحبت میکنند یا با آدمی که دین غیر قانونی دارد؟ آنچه برای جناب آقای ربانی نگرانی ایجاد میکند اینست که اگر بگوئیم رسمی است، بنابراین باید اثر قوانین دیگر را هم ببینیم.
مادر اصول قبل گفتیم که جمهوری اسلامی ایران چیست، دین رسمی و مذهب رسمی کشور مشخص شد و گفتیم که کلیه قوانین کشور باید منطبق با مقررات دین رسمی ومذهب رسمی کشور باشد.
بنابراین کلمة رسمی که در اینجا بکار میرود برای اینست که این دین یک دین غیر رسمی نیست، دینی است که تا حدودی منطبق است با مقررات اسلامی، یعنی اسلام دینی است که در آن دین یهود هم میگنجد منتها رو به تکامل رفته و بازمان پیش رفته و جلو آمده است.
آن مال سه هزار سال پیش بوده و این مال یکهزار و چهارصد سال پیش.
بنابراین بحث کردن روی این کلمه بنظر من ایرادی ندارد، در غیر اینصورت ممکنست سوء تفاهم ایجاد بشود.
ممکنست برای مردمی که پیش نویس منتشر شده قانون اساسی را خواندهاند این سؤال پیش بیاید که چطور شد «رسمی» را حذف کردند والا مسألهای نیست.
مطلبی که میخواستم در اینجا عرض کنم اینست که آقایانی که دارند قانون اساسی را بررسی میکنند در نظر نگیرید که من به نام نماینده اقلیت کلیمی باید بیایم و از حقوِ اقلیتها دفاع کنم بلکه همة ما چه اقلیت و چه اکثریت در موقع خودش باید از حقوِ مردم دفاع کنیم.
اگر من به قانون اساسی با این دید نگاه کنم، باید توجه داشته باشم که چیزی در این قانون اساسی نیاید که بهانه بدست ضد انقلاب بدهد و در آینده خدای نکرده به زندگی ما رخنهای بکنند.
اینجا من میخواستم توجه بدهم که ایرانیان کلیمی و سایر اقلیتها جدا از دیگران نیستند.
اینجا من میخواستم توجه بدهم که ایرانیان کلیمی و سایر اقلیتها جدا از دیگران نیستند.
اینها همه مردم ایران و ایرانی هستند که روش زندگیشان مختصری با هم متفاوت است.
بنابراین اگر روی این موضوع بحث کنیم که این یک گروه به کنار، و به آن گروه حقی بدهیم و این حق بصورت تبعیض باشد، در قانون اساسی ما خلل وارد میشود و آنوقت ایجاد ناراحتی میکند و این وسیلهای میشود در دست کسانیکه میخواهند انقلاب و وحدت ملی کشور را خدشهدار کنند.
هم اکنون ممکن است این ناراحتی بوجود آید.
هر وقت ملت ایران نهضتی داشت معمولا این ناراحتی درست میشد و دیواری هم کوتاهتر از دیوار اقلیتها نبود.
در موقعی که نهضت ملی ایران مطرح بود، در زمان مرحوم دکتر محمد مصدِ، همین مسأله وجود داشت.
ما از این ناراحتیها فراوان داشتیم.
دستجاتی درست شد که نشریاتی داشتند و مرتب به ایرانیان کلیمی توهین میکردند و باعث میشدند که تفرقه ایجاد شود و ناراحتیهائی پیدا شود که نهضت را لکهدار کند.
در همین انقلاب بزرگ ما هم همین مسأله در اول وجود داشت.
قبل از اینکه انقلاب بثمر برسد ما شاهد نشریاتی بودیم که میگفتند یهودیها باید تا فلان وقت از ایران بیرون بروند و ما میفهمیدیم که این مطالب بوسیله عوامل دشمن انقلاب منتشر میشود.
نوار سخنان امام خمینی که در این باره بیاناتی فرموده بودند در جامعة ما دست بدست میگشت و آرامش میبخشید.
اگر آن نوار نبود، آن نشریات و عوامل دشمن برای ما و برای انقلاب ایران ناراحتیهای سیاسی و مشکلاتی بوجود میآورد.
اینست که من عقیده دارم بنفع وحدت و همبستگی ما است که در اصول مربوط به اقلیتهای دینی در این قانون اساسی به یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان با دید آن مردم هزار و چهارصد سال پیش نگاه نکنیم، عالم فقیه کسی است که مسأله را به حالت و شکل روز نگاه کند مردم یهودی یا نصرانی که در قرآن کریم صحبتی و گلهای از آنها شده است جزء اعراب دارای مذهب یهودی یا نصرانی بودند، قبایل بنی قریظه و زرگران شهر مدینه از گروههای دیگری بودند که حالا دیگر وجود ندارند.
ایرانیان یهودی یا مسیحی دو هزار و هفتصد سال یا سه هزار سال است که در ایران ساکن هستند و مردم دیگری هستند که با آن مردم رابطهای ندارند، ایرانیانی هستند که قبل از ظهور اسلام به ادیان یهودی یا مسیحی گرویده بودند و قسمت مهمشان به اسلام گرویدند یهودیان ایران دو هزار و هفتصد سال پیش، حدود ششصد هزار نفر بودند که به بابل آمدند و الان پنجاه هزار نفرند و حدود هفتاد، هشتاد هزار نفرشان هم از سیسال قبل به خارج از ایران رفتهاند.
این ششصد هزار نفر قتل عام نشدند، غالباً به مذهب اسلام گرویدند.
به هر حال آن دیدی که آقایان علما نسبت به آیات قرآن درباره یهود در آن زمان دارند، آن را تسری ندهند به مردمی که یهودی هستند و در ایران زندگی میکنند و سالهاست در این مملکت زندگی کردهاند و خوب و بدشان با مردم ایران مشترک است.
مثال میزنم، بنده یک نفر یهودی من همان مدرسهای میرفتم که یکنفر مسلمان میرفت.
پسر من حتی در دبستان مانند سایر همکلاسهای خود قرآن خوانده است.
به او گفتم قرآن را بخوان و بفهم تا بدانی که در محلی که زندگی میکنی هم میهنانت چه معتقدات دینی دارند و مبادا از کلاسهای درس تعلیمات دینی خارج شوی.
در زندگی اجتماعی ما با هم بودیم، در زندگی اقتصادی با هم بودیم.
اگر در مملکت ایران سرمایهدار بزرگ پیدا شده، این منحصر به یهودی نیست، مسلمان هم هست، زرتشتی هم هست.
اگر طبقه و قشر مستضعف هست، از همة دینهاست.
من از همة شما خواهش میکنم الان بروید سری به محلة یهودیها بزنید ببینید با چه فلاکتی زندگی میکنند.
بروید به خیابانهای گرگان یا نظامآباد و نواحی دیگر یهودی نشین ببینید زندگیشان اگر بدتر از زندگی مردم مستضعف مسلمان نباشد، در حد آنهاست.
آنها را بوسیله مذهب جدا نکنید.
کاری بکنید که دست بدست هم بدهند و در ایجاد یک ایران مستقل و دارای اقتصاد شکوفا همکاری کنند ولو اینکه عدةشان نسبت به اکثریت کم باشد.
بنظر من قانون اساسی باید پلی باشد برای ایجاد ارتباط دوستانه، صمیمانه و محبتآمیز بین اقشار مختلف ملت و ایجاد وحدت در مبارزه و کوتاه کردن دست گروهی که میخواهند همة ملت را اعم و مسلمان و یهود و مسیحی و زرتشتی غارت کنند.
من با این دید نگاه میکنم و از آقایان علما و دوستان عزیز هم توقع دارم با همین دید نگاه کنند، نه دیدی که به یک یهودی اهل ذمه نگاه میکنند.
حالا دورة هزار و چهارصد سال پیش را نگاه نکنیم که دو طایفه مقابل هم بودند و قراردادی داشتند.
الان همه با هم هستیم و قانون اساسی قرار دادنمان است که همه از آن تبعیت میکنیم و قبولش داریم با تمام جزئیات و محسناتش.
بنابراین تقاضا میکنم.
تحریکاتی بود در سال هزار و نهصد و پنجاه و دو نسبت به اینکه یهودیان ایران دچار تبعیض هستند و بنابراین ادعا میکردند که به این علت صهیونیزم قابل توجیه است.
من میخواهم این موضوعات و این تبعیضات در قانون اساسی ما نباشد تا آنگونه تحریکات هیچوقت نتواند مطرح شود.
از اینکه وقت آقایان را گرفتم معذرت میخواهم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مؤبد شهزادی اگر مطلبی دارید بفرمائید.
موبد رستم شهزادی ـ بنام خدا، بنده در نطق پیش از دستور دومین روز برگزاری مجلس و همچنین در گروه دوم درباره دین و مذهب رسمی و اقلیتها صحبت کردم که علاوه بر آن صحبت دیگری ندارم.
راجع به پیوستگی و همبستگی ما زرتشتیان با ایرانیان مسلمان، لزومی به دلایل و ثبوت ندارد بلکه میتوانم به صراحت بگویم که ما نخستین مالیکن این سرزمین و از گروه فرزندان اصیل این آب و خاکیم.
به تصدیق حضرت آیت اللّه صدوقی نماینده محترم یزد در مجلس، سابقاً پارسیان هند هرگونه پول وقفی را که میخواستند به ملت بدهند، به یزد و کرمان و تهران میفرستادند و با آن پولها مدرسه و درمانگاه ساخته میشد و نخستین مدارسی که در یزد باز شد زمانی بود که هنوز در شهرهای دگر مکتب خانههائی در مغازهها یا در اطاقهای کوچک داشتند، پارسیان هند طبق نمونهای که از انگلیسیها یاد گرفته بودند عیناً برای ما میز و صندلی و تخته سیاه و وسائل تحریر و غیره تهیه کردند که برای اولین بار در ایران دیده میشد.
همینطور درمانگاه ودوا و دکتر را هم از هندوستان میآورند یعنی خود این پارسیان میآمدند آنجا و این خدمات نه فقط برای زرتشتیان بلکه برای جمیع مردمان و ساکنین آنجا اعم از مسلمان و کلیمی و ارمنی و زرتشتی بود و الان هم ما در تهران چهارتا دبستان و دبیرستان دخترانه و پسرانه جدا در تهران پارس داریم، در خود شهر داریم، در یزد داریم در بیست و دو ده یزد که اغلب جمعیتش یک سوم زرتشتی و بقیه مسلمان یا یک پنجم زرتشتی و بقیه مسلمان یا یک دهم زرتشتی و بقیه مسلمان هستند مدارس ما هم برای مسلمانان آن محله و هم برای زرتشتیان بود.
در کرمان هم همینطور، هر جا ما تشکیلاتی داشته باشیم برای عموم است و خصوصی نیست.
در مطالبی که نمایندگان محترم جوامع آشوری و ارمنی و کلیمی ایراد فرمودند خواستههای ما را هم بیان فرمودند دیگر من لزومی ندارد تکرار کنم فقط این قدر توقع دارم این عناوین و القابی که برای ما جوامع رسمی دینی غیر اسلام در قانون اساسی میگنجانید طوری نباشد که بوئی از سلطهپذیری و ستمکشی در آن به مشام برسد زیرا در قانونی که خود ما تصویب کردیم گفتیم هرگونه سلطهگری و سلطهپذیری یا ستمگری یا ستم جوئی در کشور ایران ممنوع است و ما اینها را به همه گوشزد کردیم.
امیدوارم در موقع تدوین این قانون در مورد ما جوامع دینی غیر اسلامی بوئی از آن به مشام نرسد و در پایان عرض میکنم اگر میخواهیم ملت ما و این جمهوری ما دوام زیادی داشته باشد و خدای نخواسته روزی بر علیه آن (چه در داخل و چه در خارج) قیام نکنند، باید با هم متحد باشیم و یک بار دیگر آن شعر حماسی روانشاد پورداوود را عرض میکنم که فرموده: گر مسلمان و نصارا و ور از زرتشتیم (اینجا کلیمیان را هم باید اضافه کنم) همه از یک پدر و یک نسبت و یک پشتیم در کف مام وطن گوئی پنج انگشتیم تا که جمعیم به دندان اجانب مشتیم ور پراکنده و فردیم شکار آنان متشکرم نایب رئیس (بهشتی) ـ در مورد این اصل که مستقیماً به انتخاب کنندگان و موکلین این چهار نماینده محترم مربوط میشد، یا بهتر است بگوئیم منحصراً به آنها مربوط میشد، ما وظیفه داشتیم که سخن هر نماینده را مستوفی بشنویم و چیزی در این زمینه ناگفته نماند و همانطور که آقای رحمانی در یادداشتی تذکر دادهاند و آقای خالاتیان هم گفتند، این بدان معنی نیست که این آقایان در اصول دیگر قانون اساسی نظری و سهمی ندارند و فقط آمدهاند دربارة این اصل صحبت کنند، خیر، دربارة همة اصول مثل سایر نمایندگان میتوانند صحبت کنند و رأی بدهند و این مطلبی است روشن.
شاید پیرامون بعضی از مطالبی که آقایان فرمودند توضیحاتی لازم باشد امیدوارم این توضیحات را در نطقهای قبل از دستور که در پیش داریم، دوستان بفرمایند.
بنابراین، اصل دوازدهم که راجع به دین رسمی است قبلا تصویب شده و این اصل سیزدهم است که قبلا مطرح شده بود و آقایان بعنوان دفاع و توضیح دربارهاش صحبت کرده بودند و در پایان آن جلسه اقای دکتر بیت اوشانا خواستند بعنوان مخالف و یا توضیح دهنده و تکمیل کننده صحبتی بکنند که وقت کافی نبود و لذا ادامة بحث درباره آن را به امروز موکول کرده بودیم.
از نظر ضوابط کار موافق و مخالف صحبت کردهاند و به اندازة کافی دربارهاش صحبت شده اصل را اکنون مطرح میکنیم، به همان کیفیتی که معین کردهاید اگر در جهت تکمیل آن پیشنهاد تغییری در کلمات باشد، دوستان تشریف میآورند و توضیح میدهند.
هاشمی نژاد ـ قبل از اینکه روی این اصل تصمیم بگیرند نمایندة محترم ارامنه اصرار داشتند کلمه ارمنی به آن اضافه شود، اتفاقاً منهم همین پیشنهاد را میخواستم تقدیم کنم که چون ایشان این پیشنهاد را کردند منصرف شدم، این چه اشکالی دارد؟ فقط با اضافه کردن کلمه ارمنیها و آسوریها نظر آقایان تأمین میشود.
مکارم شیرازی ـ بنده فکر میکنم آقایان مستوفی صحبت کردند و مطالبی هم که گفتند مطالب کاملا خوبی بود ولی نکاتی در سخنانشان بود که اگر ما توضیح ندهیم ممکنست سوء تفاهماتی ایجاد کند.
لطفاً یکنفر از آقایان بیاید و توضیحات بدهد که وقتی مجموعة مذاکرات منتشر شد، جای ابهامی باقی نمانده باشد.
ربانی شیرازی ـ قبلا برای همین منظور من وقت گرفتهام.
حجتی کرمانی ـ مطلبی را که عرض میکنم با اینکه میدانم اشکال دارد ولی چون حامل این امانت هستم عرض میکنم.
وقتی از کرمان میآمدم یکی از همشهریان زرتشتی ما، مرا مکلف کرد که مصراً این مسأله را در مجلس عنوان کنم که از شرایط انتخاب رئیس جمهور و سایر مقامات، داشتن اسلام حذف شود تا همة ایرانیان بتوانند دارای مقامات و مناصب بشوند.
من گفتم این مسأله را میگویم ولی ما بر طبق فقه شیعه صحبت میکنیم.
سبحانی ـ خارج از موضوع صحبت نکنید.
بنی صدر ـ راجع به اقلیتی به نام صائبین که در روزنامهها هم نوشته بودند، چه تصمیمی میگیرید؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ در این باره مطالعه شده و توضیح خواهیم داد.
سبحانی ـ آن متنی که قرار است به رأی اقلیتها پیشنهاد شد برای ما دو نکته داشت که باید توضیح داده شود.
میر مراد زهی ـ یک عده از بهائیهای سیستان و بلوچستان به من مراجعه کردهاند و گفتهاند به استناد «لااکراه فی الدین» و «اعلامیه حقوِ بشر» تکلیف ما بعنوان یک اقلیت دینی چه میشود؟ ربانی شیرازی ـ اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم.
با اینکه در قانون اساسی سابق که مردم تهیه کرده بودند قشرهای مختلف مردم دورهم جمع شده بودند و این قانون را تصویب کرده بودند مادهای که مربوط به اقلیتها باشد در آن قانون نیامده بود ولی اکثریت یعنی مسلمانها، آنها که پیشنویس قانون اساسی را نوشته بودند بدون اینکه با آقایان اقلیتها صحبتی در این باره بنمایند اصلی را در این قانون اساسی جمهوری اسلامی گنجانده بودند.
آقایان پس از آنکه این اصل را در قانون اساسی دیدهاند به این اندازه هم اکتفا نمیکنند با اینکه من در جلسات خصوصی صحبت کردهام و قانع هم شدهاند باز هم روی این مسأله پافشاری میکنند.
آقایان میفرمایند، ما هم رسمی باشیم ادیان ما هم رسمی باشد همچنانکه جمهوری اسلامی رسمی است معنی رسمی عبارت از این است که قوانین و ضوابط اداره تمام امور کشور بر طبق بینش دینی باشد، آن دین مخصوص که وقتی میگوئیم جمهوری اسلامی رسمی است یعنی این مبنا میشود برای اینکه تمام مقررات و قوانین و احکام بر طبق آن صادر بشود.
آقایان پافشاری میکنند که ادیان دیگر هم مانند دین اسلام رسمی باشد یعنی آنها هم حق داشته باشند یک روزی تمام مقررات و قوانین و نظام مملکت را مطابق دین خود کنند این معنای رسمی است.
(دکتر بیت اوشانا ـ ما چنین چیزی نگفتیم) اگر چنانچه منظور شما این نیست، رسمی بودن این منظور را میفهماند پس چرا پافشاری دارید که رسمی باشد؟ کلمه رسمی نمایشگر این مطلب است که این دین یکروز میتواند مبنای اداره حکومت واقع شود.
البته در این قانون مطلبی میآوریم که خواستههای شما تأمین شود، بعد از این هم در «حقوِ ملت» میآید که تمام اقوام و قبایل از هر نژاد در برابر قانون مساوی هستند و از حقوِ مساوی برخوردارند، در اینجا هم آمدهایم این اصل را گنجاندهایم آیا در این مدتی که ما مشغول بودهایم اکثریت از شما حقوقی ضایع کرده است؟ آیا در قانون بعدی جائی سراغ دارید که حقی به اکثریت بدهد و بشما ندهد؟ آقای خالاتیان صبح در حرفهایشان این جمله را گفتند که اگر این حق را شما به ارامنة ایران ندهید حکومتهای مسیحی جهان ناراحت میشوند و ضمناً حالت تهدید هم داشت.
ولی در این قانون ما حقی به اکثریت ندادهایم که به اقلیت هم بدهیم ما در بخش حقوِ ملت صریحاً میگوئیم تمام آحاد ملت در برابر قانون یکسانند و از حقوِ متعادل برخوردار میشوند.
مسأله دیگر این است که نمیدانم «اقلیت» چه عیبی دارد، یعنی واقعیت نیست که اکثریت مسلمان هستند؟ اصلا عیبی نیست و از لحاظ حقوقی لفظ «اقلیت» بهتر است تا لفظ دیگری.
اقلیت گروهی هستند که در برابر اکثریت واقع شدهاند یعنی حقی دارند.
وقتی در مجلس میگوئیم اقلیت و اکثریتی داریم یعنی اقلیت هم حقی دارد و هر دو را رسمی شناختهایم.
این اقلیت لفظ قانونی است و کاربرد مخصوص دارد، اما مسأله «جوامع» را اگر بخواهیم بیاوریم آن وقت لازمهاش این است که جوامع سیاسی خواهیم داشت و با جوامع سیاسی دیگر چه بکنیم یعنی آنها قانونی نیستند؟ لذا پیشنهاد میکنم نوشته شود «اقلیت قانونی میباشد».
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای شهزادی راجع به بیانات آقای ربانی نظری دارید؟ مؤبد رستم شهزادی ـ ما نمیگوئیم دین رسمی یا اقلیت رسمی دینی یا جوامع رسمی دینی، گر چه در قرآن و اسلام رسمیت داده شده و شناخته شده است ولی میگوئیم این اصل به این صورت نوشته شود «از اقلیتهای رسمی دینی «یا» از جوامع دینی رسمی.
» خالاتیان ـ آقای ربانی از قول بنده فرمودند که اگر دین ارامنه را رسمی نشناسید دول مسیحی جهان ناراحت میشوند میخواهم عرض کنم خیر، خوشحال خواهند شد تا از آن سوء استفاده بکنند! نایب رئیس (بهشتی) ـ چون هم مطلبی که آقای دکتر بیت اوشانا و دوستانشان تهیه کرده بودند بعد از «زرتشتی، کلیمی، مسیحی» صائبین هم اضافه شده بود و هم آقای بنیصدر خواستند در مورد صائبین تذکری بدهند و نمایندگان هموطنان صابئی هم تشریف آوردهاند به مجلس و مراجعات داشتهاند و نامههائی هم نوشتهاند، به این مناسبت دیروز جلسهای مرکب از آقایان حجتی کرمانی، مکارم شیرازی، موسوی جزایری، یزدی و قرشی...
(مکارم ـ آقای قرشی نبودند) و بنده تشکیل دادیم تا دربارة صابئین بررسی کرده و به مجلس گزارش بدهیم.
دیروز عصر چند ساعت وقت صرف کردیم و به مآخذ و منابعی مراجعه کردیم تا ببینیم در این باره به مجلس چه میتوانیم عرضه بکنیم، خلاصه آن مذاکرات را یکی از دوستان تشریف میآورند و در اینجا بیان میکنند.
آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
همان طوری که بیان کردند، چون عدهای از برادران صابئی ما که در نقاط مختلف مملکت زندگی میکنند نامههائی نوشته بودند و نمایندگانی فرستاده بودند تا درباره آنها در قانون اساسی تصمیم گرفته شود.
به احترام پیشنهاد و فکر آنها جلسه مخصوصی برای این کار تشکیل شد و علاوه بر مطالعاتی که همة دوستان ما در جلسه روی جمعیت صابئین داشتد، برای اینکه بهتر بتوانند تصمیم بگیرند مطالعات زیادی تقریبا در دو سه ساعت انجام گرفت و بعد از آن که روی تمام جوانب مطلب مطالعه کردیم به اینجا رسیدیم که اگر ما بخواهیم طبق منابع اسلامی، کتاب و سنت و فقه اسلامی و تاریخی که در دست ما است درباره روش معاملة مسلمان با گروه صابئین قضاوت صحیحی بکنیم، نمیتوانیم طبق منابع اسلامی اینها را بعنوان یک گروه جدا از آن چهار گروه بشناسیم بلکه در بسیاری از منابعی که مورد مطالعه قرار گرفت آمده بود که اینها شعبهای از یهود و یا شعبهای از مسیحیت یا مخلوطی از عقاید هردو گروه میباشند و به همین دلیل هم آنچنان که من شنیدم در بعضی از مناطق سابقاً هم عملا وقتی رفتار میشده است اینها خودشان را شعبهای از یهودیان معرفی میکردند یعنی وقتی از مذهبشان برای کارهای اداری سؤال میکردند به این عنوان معرفی میکردند، پس اگر بخواهیم عادلانه دراینجا رفتار کنیم همان جوری که در بعضی از منابع آمده است آنها میتوانند خودشان را در یکی از این دو گروه جا بدهند ولی در عین حال باز برای اینکه عدالت بیشتر رعایت شود بنا شد اگر آنها راضی به این مسأله هم نبودند باز ما یک اصلی در اصول آینده برای همه گروههائی که در ایران هستند، چه مذهبی و چه غیر مذهبی که بعنوان یک جمعیت سالم زندگی میکنند، البته مذهب که عرض میکنم بمعنی واقعی مذهب است نه گروههائی که نام مذهب دارند و مذهبی نیستند و به جمعیتهای سیاسی و احزاب سیاسی شبیهترند تا جمعیت مذهبی، وقتی گروهی غیر مذهبی بودند و حتی عقیده به خدا هم نداشتند مثلا تعداد آنها دو درصد بود که اعتقادی دارند، اما تخریبی هم نمیکنند و به اصول جمهوری اسلامی وفادار هستد و رژیم را هم انکار نمیکنند و در عین حال میگویند ما عقیده به خدا پیدا نکردهایم یا گروههای مذهبی دیگر غیر از گروههائی که عرض شد یا گروههائی که غیر مذهبی هستند، یک اصل در حقوِ ملت بیان شود برای اینکه اینها هم، حقوقشان از نظر انسانی و اسلامی تحت ضوابطی که بیان میشود احترام خواهد داشت و به این ترتیب ما به دو نتیجه میرسیم یکی اینکه جمعیت برادران و خواهران صابئین میتوانند در یکی از آن دو گروه خودشان را قرار دهند و دیگر اینکه اصلی در «حقوِ ملت» برای کسانی که در آن گروهها نبودند و به رژیم جمهوری اسلامی وفا دارند و جنبه تخریبی ندارند بلکه میخواهند با ما همزیستی مسالمتآمیز داشته باشند، از نظر حقوِ بشر برای آنها مطلبی در نظر گرفته خواهد شد ولی جایش اینجا نیست و در «حقوِ ملت» است.
فاتحی ـ چون برای اولین بار است که در جمهوری اسلامی قانون اساسی نوشته میشود در دنبال فرمایش آقای مکارم برای اینکه تمام برادران ایرانی حقوقشان داده شود و در قرآن هم در سه جا نام صابئین برده شده اگر بخواهیم حقوِ اقلیتها داده شود باید اسم اینها را هم ببریم و اگر گفته شود حقیقتش مجهول است و روشن نیست، این معنا در تلفیق کلمه مجوس و زرتشت هم صدِ میکند.
منهم تحقیق و ثابت کردهام این کلمه با زرتشت تطبیق نمیکند همان طور که اسمشان در قرآن هم برده شده و چون برای اولین بار میخواهیم این قانون را تنظیم کنیم باید نامشان به احترم سه آیهای که در قرآن دارند، برده شود و به همین دلیل معلوم میشود آنان اصولا تیپ خاصی هستند.
سبحانی ـ روزهای اول ما عرض کردیم که قانون اساسی را روی فتاوی مسلم اسلامی تنظیم میکنیم نه روی عقاید شخصی، در حقیقت وکلای یک جمع مسلمان هستیم که آن جمعیت مسلمان هستند و عقاید آنها تابع فتاوی علمای اسلام است و از نظر فکر و اندیشه تابع آنها هستند و علمای اسلام اینها را مستقلا اهل کتاب نشمردهاند حالا که علمای اسلام (چه شیعه و چه سنی) این جمعیت صائبین را مستقلا اهل کتاب شمردهاند، نمیتوانیم بدون مجوز و فتوای اسلامی و شرعی جزو اهل کتاب بشناسیم و راه حل همان است که در جلسه تصمیم گرفتیم.
اما اینکه ایشان میفرمایند در قرآن نام اینها آمده، نامهای دیگر هم آمده است مثلا والذین اشرکوا دلیل این نیست که آنها اهل کتاب هستد ودلیل این نیست که آنها را یک عنصر اهل کتاب جداگانه بشماریم، پس نه دلیل شرعی داریم و نه آمدن نامشان در قرآن دلیل بر اهل کتاب بودنشان هست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ علت اینکه آقایان گروهی را انتخاب کردند تا در این زمینه مطالعه کنند برای این بود که اینجا نخواهیم بحثهای نظری را دنبال کنیم و من انتظار داشتم که آقایان این مطالب را در آن جلسة تبادل نظر گروهی بیان بفرمایند و قرار این بود که وقتی روی مسائلی در جلسات گروهها صحبت شده و جمعبندی شده است، اینجا دیگر از سرنگیریم والا جلسة گروهها تشکیل نمیشد تا جلسه مشترک گروهی و حتی مطالعات فردی، همه اینجا مطرح شود.
این رویة صحیحی نیست.
به هر حال امیدوارم خود دوستان محترم که برای پرهیز از اطاله کلام و رعایت میزان وقت، عدهای را برای بررسی این موضوع انتخاب کرده و آنها مطالعه کرده و نتیجه را اینجا گزارش دادهاند، مجدداً بحث را تکرار نفرمایند.
توضیحاتی لازم بود که برای هموطنان عزیز صابئی مذهب ما که بسیار خوش خلق و دوست داشتنی و دارای رفتار بسیار مطلوب در منطقه سکونتشان هستند، داده شود و لازم بود که نظراتشان بررسی شود و هم چنین نظراتی که بدست میآید، به اطلاعشان برسد.
اضافه میکنم که این مسأله اصل سیزده همان طور که ملاحظه میکنند، تازه است و قبلا در قانون اساسی و متمم آن چنین مطلبی نیامده بود، نه بخاطر این که اهمیتی به اقلیت داده نشده بلکه بخاطر این که این مسائل، مسائلی نیست که حتما همهاش در قانون اساسی بیاید.
هموطنان اسماعیلی مذهب هم مراجعه کردند و نامه نوشتند بنابراین اگر قرار باشد تکتک گروههای مختلف مذهبی و غیر مذهبی رانام ببریم گمان میکنم چند صفحه از قانون اساسی را باید به نام بردن از گروهها اختصاص بدیم و این معمول نیست اصولا مطالبی که اینجا در رابطه با دین رسمی مطرح شده، تمام شده است و به دنبال آن در پیش نویس هم مطلبی بوده که روی آن هم به اندازه کافی بحث و صحبت شد.
حالا با اجازه دوستان قسمت به قسمت اصل را مطرح میکنم: اصل 13 ـ ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای رسمی شناخته میشوند که طبق مقررات اسلامی در انجام مراسم دینی خود آزادند و...
این قسمت اول متن پیشنهادی بود که نسبت به آن با بلندکردن دست طبق معمول نظر خواهی میکنیم بعد به کل متن و اصلاحات آن با ورقه و بصورت مخفی رأیگیری میشود.
در قسمت اول نظری نیست؟ آقای عرب بفرمائید.
عرب ـ بنویسید «زرتشتیان و کلیمیان و مسیحیان ایرانی» قرشی ـ بجای «رسمی»، «دینی» بگذارید.
دکتر بیت اوشانا ـ پیشنهاد میکنم «رسمی ـ دینی» نوشته شود: نایب رئیس (بهشتی) ـ به پیشنهاد آقای اوشانا رأی میگیریم موافقین لطفاً دستشان را بلند کنند (از پنجاه و نه نفر، بیست و نه نفر اعلام موافقت کردند) تصویب نشد.
پیشنهادی است که بجای «رسمی» بگذارید «...
تنها اقلیتهای دینی...
» موافقین با این پیشنهاد دست بلند کنند.
(از پنجاه و نه نفر عدة حاضر در جلسه چهل نفر موافقت کردند) تصویب نشد.
حجت کرمانی ـ بنویسید «زرتشتیان، کلیمیان و مسیحیان مقیم ایران...
» که اعم باشد از اینکه تابعیت ایران را داشته باشند یا نداشته باشند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من تذکر میدهم که در قانون اساسی اصلا بحث روی تابعیت است.
کسانیکه تابع یک مملکت نباشند خودشان قانون جداگانهای دارند.
به هر حال نسبت به پیشنهاد آقای حجتی رأی میگیریم، موافقین دست بلند کنند.
(چند نفر دست بلند کردند) تصویب نشد.
حجتی کرمانی ـ کلمة «تنها» را بردارید، برای اینکه کلمه «صابئین» را با فقها بحث کنیم اگر از نظر فقهی حل شد، آنها را هم اضافه کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این پیشنهاد هم مطرح است موافقین لطفاً دست بلند کنند (عده کمی اعلام موافقت کردند) رد شد.
هاشمی نژاد ـ چرا پیشنهاد نماینده محترم ارامنه را مطرح نمیکنید؟ دکتر آیت ـ من همان موقع اجازه گرفتم توضیح بدهم، ارامنه که گفته بشود از دو جنبه میتواند مورد نظر قرار بگیرد.
اینجا جنبه دین و مذهب مورد نظر است بعلاوه از نظر قومی ما در اینجا دیگر، در مورد اقوام بحث کردهایم و هیچ استثنا و فرقی نیست.
بنابراین ذکر یک قوم در اینجا نقض غرض است زیرا ما اینجا از نظر مذهبی بحث میکنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای بنی صدر بفرمائید.
بنی صدر ـ اگر توضیح آقای آیت صحیح است حتما بعد از کلمة «رسمی» کلمة «دینی» میخواهد و گرنه ما مذاهب بسیاری داریم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ به همین دلیل هم عبارت با کلمة «دینی» حدود چهل نفر موافق داشت.
آقای خالاتیان بفرمائید.
خالاتیان ـ بجای «اقلیت»، «جوامع» نوشته شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای قرشی بفرمائید.
قرشی ـ اینجا دارد وضعی پیش میآید که آن حقی را هم که قرآن برای اقلیتها قائل شده است، قائل نشویم.
قرآن میفرماید: «ولا تجادلوا اهل الکتاب الا بالتی هی احسن الاالذین ظلموا منهم و قولوا امنا بالذی انزل الینا و انزل الیکم و الهنا و الهکم واحد و نحن له مسلمون» قرآن خودش نگران است و به یهود و نصارا دستور میدهد که به دینی که دارید عمل کنید «قل یا اهل الکتاب لستم علی شیء حی تقیموا التوریة و الانجیل و ما انزل الیکم من ربکم و لیزیدن کثیراً منهم ما انزل الیک من ربک طغیاناً و کفراً فلا تأس علی القوم الکافرین».
با این که قرآن اینطور میفرماید، چرا از کلمة «دینی» وحشت داریم؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای ربانی شیرازی بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ در جملة اول از نظر فقهی به نظرم مسیحی و کلیمی، مقدم بر زرتشتی هستد ولی از نظر تاریخی حق با ایشان است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای بشارت بفرمائید.
بشارت ـ ما نباید سرمان را پایین نگهداریم و به واقعیات توجه نکنیم.
نکتهای را بگویم، الان به فرانسه مهد آزادی لقب داده شده است و هر کس از هر کجا فرار میکند، میرود در پناه آزادی آنها و از آزادی آنها استفاده میکند.
بنابراین این کشور و جامعة ما باید طوری باشد که تمام افراد جوامع دیگر را بطرف خودش جلب کند.
این چیزی را که نمایندة ارامنه گفتند و آقای ربانی کم لطفی کردند و فرمودند آنها بدشان میآید، مساله اینست که ما باید یهودیان و مسیحیان خارج را جذب کنیم.
باید مسلمانان لبنان متوجه بشوند که در دنیا کشوری مثل ایران است که آغوش باز کرده و به آنها آزادی میدهد.
الان هم خواستههای این آقایان ساده است، اگر از نظر سیاسی، کاری نمیتوانند بکنند اگر دینی نیستند پس چکاره هستند؟ پس رسمی و دینی باید باشد.
ربانی شیرازی ـ شما معنی رسمی را نمیدانید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای ربانی، در اثنای صحبت شما آقای بشارت صحبت نکردند، پس اجازه بدهید ایشان صحبتشان را بکنند.
آقای بشارت ادامه بدهید.
بشارت ـ اگر ما جوامع دینی را به رسمیت بشناسیم چه عیبی دارد؟ شوراهایشان را هم که در حقوِ ملت آوردهایم، تعلیم و تربیت راهم که آوردهایم، فقط باید کاری کرد که در بیرون بصورت زنندهای ظاهر نشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ توجه بفرمائید باز جلسه دارد از مجرای نظم خودش منحرف میشود و هر یک از دوستان مطلبی میفرمایند که طبعاً احتیاج به جواب دارد.
آقای قرشی استناد به آیاتی فرمودد که آن آیات از محکمات کتاب است اما خوب، معنی و استنتاجی را که از آن کردند، استنتاجی نیست که در محافل بحث علمی و تحقیقی کردهاید و کردهایم.
اینها یک مجموعه آیات است، مجموعه آیات دیگری هم هست مجموعه روایات دیگری هم هست، وقتی اینها اینجا مطرح میشود از دو حال خارج نیست یا باید موافقت کنیم که دو تا آیه گفته میشود بعد یک نفر بیاید بگوید که استنباط شما از این آیات به این دلیل درست نبود، سومی بیاید بر او نقد کند، آن وقت دیگر گمان نمیکنم این مجلس، مجلس تصویب قانون اساسی باشد، سمینار بحث دربارة استفاده از این آیات میشود و ما این بحثها را در جلسه کردیم چرا باز این اصلی را که خودمان پایه گذاری میکنیم رعایت نمیکنیم؟ در آن جلسه آقای قرشی تشریف داشتند آیات هم مطرح شد و آنجا فرصت کافی بود که به ایشان و همچنین به بیاناتی که بعضی دیگر از دوستان میفرمایند توضیح داده شود.
و اما درباره آنچه که آقای بشارت بیان کردند البته همینطور است اینجا یک جامعه اسلامی است که در آن زرتشتی، مسیحی، یهودی میتوانند با آزادی مطلوبشان زندگی کنند.
این اصل که قبلا هم در قانون اساسی نبود باز آزادی برایشان تأمین شده بود، حالا هم تأمین میشود.
عباراتی که آقایان پیشنهاد کردند من این را بعنوان مسئول جلسه میخواهم بگویم که آقایان بحث را از مطالبی که مورد بحث است دور نکنید.
روی جامعه و اقلیت حساسیتی نبود بررسی کردیم آقایان پیشنهاد دادند شما هم تشریف داشتید اگر تشریف نداشتید که البته باید تشریف میداشتید ونباید غایب میبودید و اگر هم تشریف داشتید گفته شد که تنها جامعههای دینی یا رسمی معنی پیدا نمیکند، نه اینکه کسی با آن مخالف بود، معنیاش کامل نمیشد که گفتند نمیگذاریم.
مخالفتی با این نبود، اینجا باید بگوئیم که هر جملهای که آقایان را راضی میکند بگذاریم ولو پس فردا معلوم بشود درست نیست، یعنی از نظر بیان مطلب درست نیست، نه از نظر اینکه اسلامی هست یا نیست.
بحثی که آنجا مطرح بود این نظر بود و هیچ جنبه تعصب مذهبی نداشت.
دربارة «رسمی» و «دینی» و «دینی رسمی» هم که اینجا بحث شد، هیچ مانعی ندارد و هیچکس بخلی ندارد، به رأی گذاشته میشود، آن چیزی که رأی بیاورد عمل خواهد شد.
در مورد شوراها که آقای دکتر اوشانا بیان فرمودند و هم چنین راجع به فرهنگ و زبان و این حرفها، همانطور که خودتان گفتید هر یک از اینها در اصول مربوط به خودشان خواهد آمد.
دکتر بیت اوشانا ـ ما یک جای معینی ساکن نیستیم خودبخود میخواهیم کارهایمان بر مبنای شوراها انجام بگیرد هم دینی و هم سیاسی و هم ادارة مدارسمان، ما کار سیاسی نداریم؟ مگر بعنوان یک جامعه ایرانی نیستیم؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر اوشانا مگر بر طبق پیش نویس قانون اسای یا مواد بعدی قانون اساسی که تشکیل هرگونه جمعیت وانجمن را آزاد میکند، آیا شما محدود میشوید؟ دکتر بیت اوشانا ـ با تصویب این اصل، اصول گذشته خودبخود ملغی است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل قانون اساسی فعلی را میگویم شما که مطالعه فرمودید در پیش نویس، ما یک اصل بعدا در حقوِ ملت داریم در آنجا گفتهایم «تشکیل جمعیتها و انجنهای سیاسی، فرهنگی، دینی الی آخر» حالا آقای دکتر شیبانی پیشنهاد کفایت مذاکرات دادهاند، آقای منتظری فرمایشی دارید بفرمائید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متن تهیه شده در گروه سه را میخوانم: اصل 26 ـ تشکیل احزاب، جمعیتها، کانونها، سازمانها، اتحادیهها، سندیکاها و انجمنهای گوناگون، ادیان رسمی، سیاسی، صنفی، فرهنگی، ادبی، هنری با اساسنامه و مرامانة مصوب و اعلام شده آزاد است مشروط به این که در محتوای مرامنامه و در عمل فصل استقلال، آزادی و حاکمیت جمهوری اسلامی و وحدت ملی وتمامیت ارضی را نقض نکرده و علیه آن اقدام ننمایند و نیز مسلح و وابسته به بیگانه نباشند.
دکتر بیت اوشانا ـ مذهب اهل تسنن بر پایه شوراهای خودشان تصویب شد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ ما آنجا نوشتیم جائی که آنها اکثریت دارند، در شورای محلی مطمئن باشید در اصل آینده خواهید دید این بخش ذیل را به نحو احسن در جای خودش خواهیم داشت.
آقای منتظری برای پرهیز از کلمة «اقلیت» پیشنهاد کردهاند بجای «تنها اقلیتها» بنویسیم «تنها گروههای دینی شناخته میشوند» (مکارم شیرازی ـ این تضاد دارد) (منتظری ـ از پیشنهادم صرفنظر میکنم) بعد از همة توضیحاتی که دربارة «رسمی» داده شد و با توضیحی هم که آقای بنی صدر دادند که اقلیتهای رسمی یعنی چه، این قسمت را میخوانم و به رأی میگذارم: «ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته میشوند»، کسانی که موافقند این کلمه «دینی» باشد دست بلند کند (عدة کمی دست بلند کردند) تصویب نشد «که طبق مقررات اسلامی در انجام مراسم دینی خود آزادند».
کرمی ـ «طبق مقرارت اسلامی» را «بنا بر مقررات اسلامی» بنویسیم.
دکتر اوشانا ـ قرار بود در هر اصل به موازین اسلامی اشاره نشود این «طبق مقررات اسلامی» را حذف کنید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ ملاحظه میکنید هیچکس مخالف نیست با اینکه بگوئیم این ادیان، ادیان اهل کتاب هستند که بر طبق منابع اسلامی اهل کتاب بودنشان تأیید شده، فقط آن چیزی که شائبه ایجاد کرده است اینست که نکند این عبارت معنی چند دین رسمی را در کشور بدهد.
با این حال برای اینکه دقت کافی کرده باشیم موافقین با اینکه به جای «رسمی» بگذاریم «اقلیتهای مذهبی» دست بلند کنند (سی و هفت نفر دست بلند کردند) تصویب نشد.
بنابراین به جای «رسمی» همان «اقلیتهای دینی» زمینه رأی دارد، یعنی میشود «که طبق مقررات اسلامی در انجام مراسم دینی خود آزادند» در اینجا که بحثی نیست، یادداشتی آقای کرمی فرستادهاند که منظور از عبارت «طبق مقررات اسلامی» اینست که «اقلیتها اگر میخواهند مکاسبی که خلاف شرع است در میان بازار مسلمانها از قبیل میفروشی یا گوشت خوک فروشی بطور علنی باز کنند در شرع اسلام جایز نخواهد بود اگر جنبه علنی نداشت مانعی نخواهد بود» آقای دانش راد بفرمائید.
دانش راد ـ مشاغل در اصول مربوط به خودشان به این صورت آمده است «و کارهائی نباشد که منطبق با اصول اسلامی نباشد» ولی در این مورد پیشنهاد میکنم بجای اینکه بنویسیم «بر طبق قوانین اسلامی» بنویسیم «بموجب قوانین اسلامی».
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای موسوی جزایری بفرمائید.
موسوی جزایری ـ «طبق مقررات» که میگذاریم برای آن است که در فقه ما اقلیتهای مذهبی باید ضوابط اسلامی را از نظر اجتماع رعایت کنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای کیاوش بفرمائید.
کیاوش ـ این توهم پیش نیاید که صاحبان ادیان دیگر بر طبق مقررات اسلامی ما در ادیان خودشان آزادند عمل کنند، اینطور بنویسیم تا ابهام رفع شود «طبق مقررات اسلامی زرتشتیان، مسیحیان کلیمیها تنها اقلیتهای دینی در ایران شناخته میشوند الی آخر» و مقررات اسلامی را در صدر بنویسیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای بنیصدر بفرمائید.
بنی صدر ـ «طبق مقررات اسلامی» به مراسم دینی راجع است.
بنابراین به گوشت خوک فروشی و شراب فروشی راجع نیست، میشود گفت «در حدود مقررات اسلامی» این مراسم دینی را که این سه تا به تنهائی ندارند، میشود جلوی دیگران را گرفت؟ ما آنها را قانونی میشناسیم آیا به آنها در مراسم دینیشان اجازه میدهید یا نه؟ رستم شهزادی ـ مرتب «طبق مقررات اسلامی» نوشتن صحیح نیست.
وقتی بگوئید «طبق مقررات اسلامی» یعنی در احوال شخصیهمان هم طبق مقررات اسلامی عمل کنیم، اگر این نباشد خیلی ارزش بیشتر است.
مشکینی ـ آزادی اینها در حدود شرایط عمل ذمه است این را درست روشن بفرمائید و اگر بجای «بر طبق» بنویسیم «در حدود» مشخص میشود.
طاهری اصفهانی ـ «در حدود» بهتر است.
خزعلی ـ مراد از «طبق مقررات» این است که در انجام مراسم خود ضوابط اسلامی را در نظر بگیرند.
«در حدود» باشد بهتر است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ منظورتان این است که «در حدود» باشد؟ آقای رشیدیان بفرمائید.
رشیدیان ـ «مقررات» مسائلی است که جزئی است باید «ضوابط» باشد.
اینجا که نوشته شده «طبق ضوابط اسلامی» منظور این است که چون قرآن دست نخورده است و چهارچوب را بررسی کرده است آن چهار چوب خراب نشود.
اشراقی ـ «بر طبق مقررات اسلامی» باشد یعنی لازم است همان مقرراتی را که اسلام گفته است رعایت کنید.
رحمانی ـ احدی نگفته است در مراسم دینی تابع اسلام باشند.
حجتی کرمانی ـ منظور این نیست که در هر کلیسائی یک آیت الله برود و نظارت کند که بر طبق ضوابط اسلامی عمل کنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ «که طبق مقررات اسلامی در انجام مراسم دینی خود آزادند» آن جمله آخر هم که معلوم است دیگر اشکالی در آن نیست «و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آئین خود عمل میکنند» چون در مورد «طبق مقررات اسلامی» سه نظر در مجلس وجود دارد یکی اینکه این عبارت باشد و یکی اینکه نباشد و یکی هم اینکه «در حدود» باشد، موافقین با این عبارت که «طبق مقررات اسلامی» در متن بماند دست بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند) تصویب نشد.
موافقین با اینکه «در حدود مقررات اسلامی» باشد دست بلند کنند (اکثریت دست بلند کردند) تصویب شد.
بنابراین چون دیگر مطلبی نداریم این اصل را دقیقا میخوانم: اصل 13 (اصل سیزدهم) ـ ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته میشوند که در حدود مقررات اسلامی در انجا مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آئین خود عمل میکنند.
این اصل را به رأی میگذاریم، لطفا گلدآنهارا برای گرفتن رأی ببرید.
(در این هنگام اخذ رأی بعمل آمد و نتیجه بشرح زیر اعلام شد) نایب رئیس (بهشتی) ـ عدة حاضر در جلسه پنجاه و نه نفر، موافق پنچاه و یک نفر، مخالف شش نفر و ممتنع دو نفر بنابراین، این اصل با پنجاه و یک رأی موافق تصویب شد، تکبیر.
(حضار سه مرتبه تکبیر گفتند) دوستان اگر همچنان مسأله میز گرد را تأیید میکنند سه نفر از دوستان با دو یا سه نفر از دوستان دیگری که نظر نقدی بر اصل پنجم دارند، میتوانند در یک میز گردی شرکت کنند و ممکن است این میز گرد چون وسائل هم اینجا هست همین جا باشد تا وقت کمتری بگیرد البته اگر از نظر فنی برای رادیو تلویزیون ممکن باشد.
بنی صدر ـ اگر مسأله در مجموع مورد بحث قرار میگیرد، من موافقم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ مجموع کدام مسأله مورد نظرتان هست؟ بنی صدر ـ یعنی ما ببینیم ولایت فقیه چه جائی در قانون اساسی ما پیدا میکند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بله چون آقایان میفرمودند مساله ولایت فقیه لازم است برای مردم روشن بشود، دو راه وجود دارد.
یکی اینکه بالاخره ما نطق قبل از دستور داریم و میتواند در آنجا روشن شود، دیگر اینکه برای آنکه کامل و روشن و خیلی آزاد مسأله در برابر دیدگان مردم مطرح شود، بصورت یک میز گرد باشد.

4ـ پایان جلسه نایب رئیس (بهشتی) ـ چون حالا دیر است بعدا این موضوع را بررسی میکنیم جلسه بعدی، ساعت چهار بعد از ظهر شروع میشود.
(جلسه ساعت سیزده و ده دقیقه پایان یافت) نایب رئیس مجلس بررسی قانون اساسی ـ دکتر سید محمد حسینی بهشتی