مشروح مذاکرات تدوین قانون اساسی


+ جلسه بیست و ششم 31 شهریور 1358

جلسه ساعت 15/16 دقیقه روز 31 شهریور ماه 1358 هجری شمسی برابر با سیام شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آقای دکتر سید محمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه
2ـ نطق قبل از دستور آقای صدوقی
3ـ قرائت نامة جمعی از علمای تهران به محضر آیت الله العظمی امام خمینی
4ـ طرح و تصویب اصل 30 (اصل بیست و ششم)
5ـ طرح اصل 31
6ـ پایان جلسه 

 [-------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه

 نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
جلسه رسمی است طبق قرارمان یک نطق قبل از دستور خواهیم داشت نوبت آقای صدوقی است خواهش میکنم آقای صدوقی بفرمائید.

2ـ نطق قبل از دستور آقای صدوقی

صدوقی ـ السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، بسم الله الرحمن الرحیم.
یکی از دوستان میگفت که من هر وقت تنها هستم و قرآن میخوانم هیچکس غلطی از من نمیگیرد ولی وقتی در یک جمعی قرآن میخوانم در هر سطر ده، بیست غلط میگیرند بنده هم وقتی در مسجد خودم صحبت میکنم خیال میکنم میتوانم صحبت کنم وقتی که میآیم اینجا و پشت تریبون و حضور آقایان وعلمای اعلام و بزرگان، یک خردهای زبانم کند میشود و آن طور که باید بتوانم صحبت کنم نمیتوانم.
خوب، نکرده کار را چه بایدش کرد از این کارها نکردیم، کار ما فقط توی مسجد بوده است و با مردم صحبت میکردهایم.
موضوعی که خواستم عرض کنم این بود که دو سه شب مرتب به من تلفن شد و یک شب هم در مجمعی بودم که جمعی از جوانان حضور داشتند جوانانی که در راه انقلاب جان دادند، تبعید شدند، شکنجه شدند، زجرها دیدند و صددرصد هم برای اسلام و برای دین بود نمونه کارشان را هم دیدیم در فوت مرحوم آیت الله طالقانی که یکی از روحانیون مسئول بود و مرد شایسته و وارستهای بود چه عکس العملی مردم مسلمان از خود نشان دادند.
جوانان تهران یک شبانه روز تمام گرسنه و تشنه با آن ازدحام جمعیت بر سر و سینه زدند و گریه و ناله کردند.
مردمی که برای یک نفر روحانی این طور عکس العمل از خود نشان میدهند برای دینشان، آئینشان، مذهبشان به مراتب محکمتر و قویتر و بیشتر اظهار احساسات خواهند کرد.
گر چه گذشته ولی من از گذشته صحبت میکنم یعنی راجع به کلمة «حق» که حقش این بود که بعد از «مذهب» گذاشته شود و آقایان با یک دست بلند کردن آن را برداشتند.
از این کار بقدری مردم ناراحت، جوانها ناراحت هستند که بیست و چهار ساعت حرفشان این است که چه شد یک کلمة حقی که صد درصد لازم بود که باشد و در دوران گذشته و در دوران ظلم و ستم، دورانی را که همه گذراندیم آن دورانها را، رنجها را، زحمتها را، شکنجهها را، بیدینیها را که صددرصد بیدین بودند، دشمن با دین و آئین بودند، دشمن با مقدسات بودند و عمل زشتی نبود که انجام ندهند اشخاصی را هم که میبردند در زندان چه شکنجههای جسمی و روحی میکردند که جسارت به مقدس حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها جسارت به ساحت مقدس ولی عصر اینها شکنجههای روحی آنها بود و شکنجههای روحی دیگری هم داشتند و شکنجههای جسمی هم که الاماشاء الله ولی یک جمله معترضه هم بگویم کسانیکه این شکنجهها را دیدهاند شکنجهگرهایشان را هم حالا دارند میبینند که همه مصدر امر هستند، همه دارند کار میکنند، اختیارات به دست آنهاست، این انقلاب اثری که داشته خیلیخیلی مختصر بوده است یک بسمه تعالی اضافه شده توی نامهها و افراد بعضی از ادارات را کم و زیاد کردهاند ولکن همان حساب است و همان کتاب و چقدر ملت ما ملت خوبی هست ملت مسلمانی هست که با این که خون داد، با این که تبعید شد، با این که زجر دید، با این که شکنجهها شد، معذالک شکنجهگرها را مصدر امر میبیند و نفسش در نمیآید.
صدی نود و پنج از ملت ایران کسانی بودند که در راه مبارزه قدم برداشتند، چه خدماتی را کردند که حساب نداشت همین طوری که گفته شد دیگر بالاتر از جان که چیزی نیست به قول امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه «فوِ کل برا بر حتی تقتل فی سبیلالله و اذا قتل فی سبیل الله لیس فوقه بر» جان خودشان را در این راه دادند ولکن بیائید و سری به ادارات دولتی بزنید و نگاهی بکنید ببینید چه عمل انقلابی در این ادارات انجام شده، هواپیمایی را بروید ببینید، آیا بوئی از اسلام در این شرکت هواپیمائی میبینید؟ در بعضی از ادارات دیگر که بهتر است اسم نبرم چون شاید صحیح نباشد، بوئی از اسلام میبینید؟ هیچ خبری نیست ولی بگذرم همه اینها را حذف کنید ولیکن مردم مسلمان از حذف این کلمه بسیار ناراحت هستند ولی چون برای شما درد و سه روز اخیر فرصت هست حتی الامکان سعی بفرمائید این کلمه گنجانده شود که مردمی که این همه مبارزه کردند یک ناراحتی بر ناراحتیهایشان نیفزائید.
مسأله دوم نمیدانم این تلگرافاتی که تنها از یزد به ما رسید شاید متجاوز از پنجاه تلگراف است که اصلش را برای هیأت رئیسه مجلس فرستاده بودند و رونوشتش برای امام بود و بعضی از تلگرافات هم رونوشتش برای بنده بود مبنی بر این که آقایان نمایندگان از چهارچوب دین و اسلام و مذهب خارج نشوند، ما نظرمان اسلام و دین حقه جعفری بوده و قوانین باید صددرصد طبق مقررات مذهب جعفری باشد و بعضی از تلگرافات این جمله را داشت که اگر تخطی بکنید شما نماینده ما نیستید حالا چه شد که از طرف آقایان هیأت رئیسه هیچ راجع به آن تلگرافات که شاید از شهرهای دیگرهم خیلی بوده ولی آن چه که از شهر خودم خبردارم شاید پنجاه تلگراف بوده که به هیأت رئیسه بوده و رونوشتش به امام بوده و رونوشتش هم به بنده بوده است، هیچ صحبت نشد.
امروز هم یک تلگراف خیلی مفصل بود که لابد به دست هیات رئیسه رسیده است یک قشر خیلی محترمی هم بودند که امروز تلگراف کرده بودند من در خدمت آقای دکتر بودم و چون چشمم نمیدید ایشان تلگراف را خواندند، دکترهائی تلگراف کرده بودند و اظهار نگرانی کرده بودند که راجع به ولایت فقیه در مجلس این قدر سست آمدند و یک اشخاصی اینجا ایستادند و با کمال جرأت با ولایت فقیه مخالفت کردند یعنی با حقی که خدا و پیغمبر داده و حقی را که امام زمان به آنها اعطا کرده و در دوره گذشته هم این حق را داشتند منتها یک خرده زور و قلدری بود و دادستانی در دادگستری بود که کاش درش هر چه زودتر بسته میشد نمیدانید چه افتضاحی بود در این دادگستری و دادسرا و در جاهای دیگر ماهانه چند میلیارد پول میدهند به اشخاصی که همین طور راه بروند و پول ملت را بخورند و خدمتی هم نداشته باشند و ان شاء اللّه شماکه قانون اساسی را مدون کردید و تصویب شد بتوانید از این اجحافات جلوگیری کنید.
خدا شاهد است که بعضی از ادارات هیچ کار ندارند یکی از آنها فرهنگ و هنر است مثلا در یزد سی و نه کارمند دارد که نصفش هم مورد نیاز نیست ماشینها در اختیارشان و با حقوقهای زیاد، نمیگویم اینها را از حق شرعیشان که خدمت بوده است منع کنید ولی آنها را سر کاری بگذارید که در برابر پولی که میگیرند عملی انجام بدهند.
طوری نباشد که راست راست راه بروند و ماهانه پنج هزار تومان یا ده هزار تومان حقوِ بگیرند و ماشینها هم در اختیارشان باشد که هر کجا بخواهند بروند، باغ بروند ویلا بروند گردش بروند و هیچ کاری هم نداشته باشند.
بدتر اینکه همهشان ضد انقلاب هستند.
چطور میشود اینها را دید و هیچ نگفت؟ چرا اقدامی نمیشود؟ چرا پاکسازی نمیشود؟ چرا اینها را کنار نمیگذارند؟ علی ای حال تلگراف امروز این بود که یعنی چه یک عده روحانیون، یک عده نماینده ملت مسلمان، ملتی که عشق دارد به روحانیت بخصوص روحانی بزرگش امام که نامش که برده میشود اگر چه بعضیها منع صلوات کردند ولی مردم بعد از این منع صلوات یکی هم به صلواتها اضافه کردند و به سه تا قناعت نکردند و سه تا شد چهارتا، یک دفعه دیگر منع بکنند میشود پنج تا و یک دفعه دیگر منع بکنند میشود شش تا زیرا مردم به روحانیت علاقه دارند، به دین و مذهب علاقه دارند، به این مذهب جعفری علاقه دارند آنوقت ملتی که علاقمند به مذهب و روحانیت است و مذهب هم از روحانیت منفک و جدا نیست چطور حاضر بشوند و بروند در مجامع عوضی برضد روحانیت و بر ضد این اصلی که گذشته است حرف بزنند و صحبت کنند و صحه از مردم بگیرند.
چطور راضی میشوند بروند چنین حرفهائی را بزنند و صحبت کنند و صحه از مردم بگیرند.
چطور راضی میشوند بروند چنین حرفهائی را بزنند و مردم هم گوشه و کنار دارند حرف میزنند صحبتهای خودشان را میکنند و تلگرافاتشان هم یکی بعد از دیگری خواهد آمد.
اعتراضات هم یکی و دو تا و سه تا نیست مگر اینکه دین را از مردم بگیرند اگر دین و مذهب را از مردم گرفتید، این جهت را هم که عبارت باشد از مرجعیت و ولایت فقیه و این صحبتهائی که داشتید از او بگیرید، نه، این ولایت را فقیه داشته و دارد و خیلی هم عجب است که بعضی از ما نمایندگان بیایم و بایستیم و با این حکم مسلم خدا و حکم مسلم امام زمان مخالفت کنیم، مگر شما به امام زمان اعتقادی ندارید؟ مگر به پیغمبر اسلام اعتقاد ندارید؟ مگر به خدا اعتقاد ندارید؟ مگر میشود کسی اعتقاد به خدا و پیغمبر و امام داشته باشد و دستور آنها را زیر پا بگذارد؟ پس از آقایان هیأت رئیسه خواهش میکنم به تلگرافات مردم جواب بدهند و مردم را بیپاسخ نگذارند.
مردم به دینشان و آئینشان و آنچه که مربوط به دین است عشق میورزند یکی هم همین قضیة مرجعیت و ولایت فقیه است آنها عاشق این هستند نمیشود از آنها گرفت.
به ایستادن یکی دو نفر در اینجا و هتک حرمت و توهین کردن و مجلس در خزانه درست کردن و جمعیت را بنام اینکه میخواهیم بیانات آیت الله امام را به شما برسانیم جمع کنند آنجا و بر خلاف آنچه که جمعشان کردند یک صحبتهائی بکنند.
باید از طرف مقامات مسئول نسبت به تعقیب آنها اقدام بشود ولی چه فایدهای دارد، شاید غالب آنهائی هم که دارای مقامات هستند و متصدی مقامات هستند صدی نود و پنجشان، بگذرید از چهار پنج نفرشان بقیهشان با ولایت فقیه و روحانیت مخالف هستند و بگویند هر چه زودتر ریشة روحانیت کنده شود که آقایان آزاد باشند و راحت شوند، گویا حرفشان هم این بوده است که ما روحانیت را تا آنجائی میخواستیم که انقلاب ما به ثمر برسد یعنی تا وقتی که شاه برود و دستگاه طاغوت برود و ظلم و تعدی از بین برود، گر چه یک ظلمهای دیگری هم اضافه شده که نمیتوانم حالا بیان آن ظلم و تعدی از بین برود، گر چه یک ظلمهای دیگری هم اضافه شده که نمیتوانم حالا بیان آن ظلمها را در اینجا بکنم، بلی ظلم بزرگ رفت ولی ظلمهای کوچکی دارد در گوشه و کنار پیدا میشود و علی ای حال دوستان، آقایان، برادران، حرف آنها اینست که ما روحانیت را تا آن وقتی میخواستیم که دستگاه سابق برچیده شود و نظرشان اینست که بعد از اینکه آن دستگاه ظلم رفت یک دستگاه ظلم دیگری به وسیله این چند قشر لامذهب بیدین دو مرتبه روی کار بیاید.
میگویند ما روحانیت را تا آنجا میخواستیم، حالا روحانیت برود کنار و همه چیز را بدهد به دست ما مرگ جدیدت مبارک.
این چه حسابی است چه کتابی است، نمیدانم.
روحانیت برود کنار و کار را بدهد به دست شما و همان تشکیلات سابق و همان ظلم و همان تعدی، همان بیدینی و همان لامذبی برگردد و بر کشور ما حکمفرما شود هیچ کس برای این حرفها حاضر نیست.
عرض آخر من البته خیلی عرض دارم ان شاء الله دو مرتبه نوبت من که شد حالا بیست روز دیگر یا یک ماه دیگر نمیدانم این مجلس سه ماه دیگر یا چهار ماه دیگر طول بکشد این زمینهای که دارد شاید تا چهار پنج ماه دیگر تمام نشود و خدا نکند، سعی بفرمائید هر چه زودتر این قانون اساسی را بگذرانید تا وقتی که مدت سر میآید کارتان ان شاء الله تمام شده باشد.
امروز از صبح تا ظهر معطل شدید چه عملی انجام گرفت؟ بعدش امروز تا غروب چه عملی انجام خواهید داد؟ بگذرید از این حرفهائی که حالا من دارم میزنم این نطق قبل از دستور است من گفته بودم به آقایان که حاضرم قبل از رسمیت جلسه صحبت کنم که از وقت جلسة تان نگیرم که نطقتان بشود سه تا، یکی قبل از دستور یکی بعد از دستور و یکی هم قبل از رسمیت جلسه ولی خوب، قبل از رسمیت به بنده اخطاری نکردند و نمیدانستم اظهار محبتی هم میشود و به من خواهند گفت که صحبت کنم خوب، حالا فرمودند و آمدم و ان شاء الله میبخشید و عذر میخواهم ولی خدا شاهد است این بطئی که در کار ما است نه مورد رضایت خدا است و نه مورد رضایت پیغمبر است و نه مورد رضایت حضرت ولی عصر(عج) است و نه مورد رضایت امام و نه مورد رضایت مردم، این اندازه کندی برای چیست؟ سر یک کلمه که این نباشد آن باشد چهار پنج ساعت وقت مجلس به این ترتیب بگذرد، خدا بیامرزدش یک نفر خواسته بود در کلمات تشکیک کند، همة تشکیکات ما از همین قبیل است گفته بود برگ درختان سبز را هم ممکن است ما تعبیر کنیم و بگوئیم یک چیز دیگر است برگ نباشد و برک باشد، درختان نباشد و درختان باشد، سبز نباشد و سه بز باشد اینجا هم نوع حرفها از همین قبیل است این کلمه را بردار و این کلمه را بگذار سه چهار ساعت خودمان را معطل کنیم سر یک کلمه و سر یک متن قانون، این کار صحیح نیست چون هر کدام از شما در محل خودتان کار دارید زندگی دارید کارهای شما همه معوِ مانده و افتاده است به دست کسانی که ممکن است در شهر و استان شما خرابی ایجاد کنند و یک پیشآمدهای ناگواری بشود.
پس علی هذا نمیدانم شما را قسم بدهم، آقای منتظری که به تیغ برهنة حضرت عباس شما را حواله دادند ما هم بهتر از تیغ برهنة حضرت عباس چیز دیگری نداریم پس بیائید و یک قدری عطف توجه بفرمائید و از این کندی که در پیش گرفتهاید دست بردارید.
تمام عرایضم را به این جمله ختم میکنم که همة مردم دنیا نظرشان به این مجلس است که ببینند ماحصل این مجلس چیست و از اینجا چه بیرون خواهد آمد، یک شعری است که یکی از ادبا راجع به یک موردی گفته است که با کمی تغییر و تبدیل میخوانم: چشم هفتاد و دو ملت زکران تا به کران (یا ز ازل تا به ابد) سوی هفتاد و دو رهبر که چه حاصل دارد والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
نایب رئیس (بهشتی) ـ خوب، اینکه جناب آقای صدوقی فرمودند که تلگرافات و نامههائی میرسد طبیعی است که فرصت نیست که همة این تلگرافات و نامهها در اینجا خوانده بشود و بیشک سعی میشود که به همه آنها ترتیب اثر داده شود و گاهی هم به آنها جواب خواهیم داد.
ضمن تلگرافات و نامههای رسیده یک برادری نامهای نوشته بود که من در اثنائی که به مذاکرات مجلس گوش میدادم بحث از تبعیض پیش آمد و یکی از نمایندگان تذکر دادند که قید ناروا زائد است چون تبعیض به هر حال نارواست ولی به این تذکر ایشان توجه نشد و قید ناروا افزوده شد و خواسته بودند که به شکلی هم رسیدن نامه را به ایشان اطلاع بدهیم، یادم نیست که نامه آدرس داشت یا نه که کتباً به ایشان اطلاع بدهیم و نمیدانم چرا توجه به توضیح بعدی نکردند که چون تبعیض، درست است که وقتی میگوئیم به معنای متعارف، ناروا است ولی گاهی «به تفاوت» هم تبعیض گفته میشود و تفاوت ممکن است روا باشد چون همة دستمزدها یکی نیست مثلا به یک کارگر ماهر نسبت به یک کارگر ابتدائی دستمزد بیشتری میدهند این تفاوت را نمیشود گفت تفاوت ناروا و چون ممکن است تبعیضات به معنای همه نوع تفاوت فهمیده شود قید ناروا را ولو به عنوان قید توضیحی اضافه میکنم، به هر حال این نامه و تلگرافات میرسد و گاه نامههائی با امضاهای متعدد میرسد و سعی میشود مطلب آنها در جلسات گروهها و در تهیه متن اصول مورد توجه قرار گیرد و هدف اصلی هم همین است و حالا یک نامهای عدهای از آقایان علمای اعلام تهران خدمت امام نوشتهاند و کپیهای از آنرا اینجا فرستادهاند و خواستهاند که خوانده شود و در رابطه با مطلبی که جناب آقای صدوقی فرمودند و حالا جناب آقای منتظری آنرا میخوانند.

3ـ قرائت نامة جمعی از علمای تهران به محضر آیت الله العظمی امام خمینی

 رئیس (منتظری) ـ بسم الله الرحمن الرحیم، این نامهای است که جناب آقای آشتیانی به شخص بنده نوشتهاند و مرقوم فرمودهاند که «بعرض میرساند، بدنبال تقاضای قاطبة مردم مسلمان تهران جمعی از آقایان علمای تهران در منزل حقیر تشریف فرما و نامهای به حضور حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی مرجع و زعیم عالیقدر دام ظله تقدیم نموده که رونوشت آن جهت اقدام ارسال و امیدوارم با ابلاغ سلام و تحیت حضور اعضای محترم مجلس خبرگان عنایت بیشتری را جلب بفرمائید و متن نامه در مجلس خبرگان قرائت شود و یا تصحیح مواد مصوبه ان شاء الله رفع نگرانی عمومی گردد و السلام علیکم و الرحمة، محمدباقر آشتیانی» حالا اصل نامه را قرائت میکنم: بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک حضرت مستطاب آیت الله العظمی آقای خمینی زعیم و مرجع عالیقدر شیعه دام ظله، بعرض مقدس عالی میرساند به طوریکه قطعاً خاطر عالی مستحضر است اعضای محترم مجلس خبرگان در پارهای از اصول موادی را تصویب نموده که موجب نگرانی عموم مخصوصاً علمای اعلام داشت برکاتهم گردیده است لذا استدعا میشود که توجه بیشتری مبذول فرمایند که آنچه که ممکن است مورد سوء استفاده دیگران قرار گیرد تصویب نگردد و دربارة اصل دهم و یازدهم که دربارة دین است وظیفه دولت میباشد به اینگونه تصحیح گردد «دین رسمی ایران اسلام بر طبق مذهب حق شیعه جعفری اثنی عشری میباشد و همه مقررات و قوانین باید بر طبق همین مذهب وضع گردد و این اصل تا زمان ظهور حضرت ولی عصر امام زمان عجل الله فرجه الشریف غیرقابل تغییر میباشد و رئیس جمهور باید مردو شیعه و فقیه و مروج مذهب باشد».
اصل یازده ـ «دولت جمهوری اسلامی موظف است که سیاست را بر پایه ائتلاف واتحاد ملل اسلامی با رعایت احترام متقابل قرار دهد تا وحدت سیاسی و اقتصادی در جهان اسلامی تحقق بخشد.
» خداوند ظل مبارک را بر رئوس مسلمین مستدام بدارد تا مسلمانان با عنایت عالی بتوانند در انجام وظایف شرعی و حفظ قوانین اسلام در این عصر توفیق پیدا کنند به انتظار امر مبارک ادامه الله ظلکم الوارث.
امضاهای زیادی از علمای تهران هست که از آقای حاج محمدباقر آشتیانی و آقای سید محمد علی صدِ شروع میشود.
(یکی از نمایندگان ـ امضاها را بخوانید.)
دکتر بهشتی ـ همه امضاها خوانا نیست چون اسامی بالای آنها نوشته نشده.
رئیس (منتظری) ـ سی چهل امضاء از علمای معروف تهران است که بعضیها را ممکن است خواند اگر میخواهید بخوانم.
دکتر بهشتی ـ خوب، این نامه خوانده شد و اجازه بدهید که توضیحی هم از طرف مجلس خبرگان در این باره داده شود اما آن اصل بعد که راجع به وحدت امت اسلامی است که در ردیف آن اصلی است که تصویب شده و اما اصل مربوط به دین رسمی به اینصورت که با رأی اکثریت تصویب شد انتقادی که شده است اینست که چرا وقتی نام مذهب جعفری اثنی عشری برده شده کلمه مذهب حق جعفری اثنی عشری نیامده است، مذاکرات آنروز مجلس منتشر شده و همة برادران و خواهران عزیز که به آن مذاکرات گوش دادهاند توجه دارند که اگر به جای تعبیر «مذهب حق جعفری اثنی عشری» نوشته شد «مذهب جعفری اثنی عشری» به این اعتبار بود که خواستیم در این تعبیرها توصیههای مؤکد قرآن و نبیاکرم صلوات الله و سلامه علیه وائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین را رعایت کرده باشیم درست به همان دلیل که بیشتر ما ان شاء الله میخواهیم، البته نمیگوئیم همه، چون در همه ممکن است خیلی مشکل باشد و نتوانیم عمل کنیم اما تا آنجا که میسر است بیشتر ما در گفتار در رفتارمان شیعه و دنبالهرو امامان پاک علیهم السلام باشیم.
در بیان این اصل هم ما خواستیم همان دستورها و رهنمودهای موکد آنها را رعایت کنیم، همه میدانند که هر تعبیری که بخواهد به رابطههای برادرانة اسلامی ما در هر دورهای از ادوار آسیب وارد کند بر طبق دستور قرآن و سنت پیغمبر و اهل بیت علیهم السلام باید از آن تعبیر خودداری شود بخصوص که در اینجا هیچ چیزی کم گذاشته نشده است آنچه از نظر بیان قانون و تقنین قانون و مشخص کردن راه آینده قانونگذاری در کشور ما است آنچه باید باشد، هست ولی این تعبیری که ممکن است ایهام جدائی آور برای برادران مسلمان عزیز دیگر ما، چه در داخل مرزهای ایران و چه در خارج از مرزهای ایران داشته باشد، این تعبیر را باید ببینیم خود ائمه ما اگر الان ما در عصر امام صادِ سلام الله علیه بودیم خود امام چند رهنمودی به ما میفرمود، مشابه این رهنمودها در روایات فراوان آمده و راه مشخص شده، خوشبختانه فقه غنی ما در این ابعادش هم غنی است و راهنمائیهای صریح و روشن و کافی دارد، اینست که چه آقایان علمای اعلامی که خدمت امام نامه مرقوم فرمودهاند و رونوشتش را اینجا فرستادهاند و چه برادران و خواهران عزیزی که جناب آقای صدوقی فرمودند که تذاکرات و اعلامهائی به ایشان داشتهاند چه آنهائی که نامهها و تلگرافاتی فرستادهاند، عنایت بفرمایند که ما درست به همان ترتیبی که جناب آقای صدوقی در اینجا یادآوری کردند که همه دنیا میخواهند ببینند ما چه میکنیم، در همة این نکتههای ظریف هم قبل از هر کس خدای متعال و ولی قائم اوسلام الله علیه ناظرند که ببینند که ما در اینجا با همه سونگری و توجه کامل به دستورها و راهنمائیهائی که در اختیار ما گذاشته شده عمل میکنیم و یا تحت تأثیر احساس قرار میگیریم بیآنکه به همه جوانبش توجه و عنایت داشته باشیم.
بنابراین آنچه که با رأی اکثریت تصویب شد بهیچ عنوان ذرهای بر خلاف آنچه حق و واقع و اصل هست نبود و قرار هم نبوده باشد و قرار هم نیست باشد و مساله بر سر تعبیر است و در تعبیر آنچه مورد نظر و زیر بنای رأی اکثریت بود این بود که عرض شد، اگر این بیان و این منطق و این توجیهی که اکثریت به آن مستند بوده برای همگان مورد قبول افتد و امیدواریم که در این جهت همه اتفاِ نظر داشته باشیم و اگر احیاناً هم مورد قبول نیست همانطور که آقای صدوقی فرمودند مجال این هست که ما بحث و گفتگو کنیم شاید دلایلی که آقایان دارند بیشتر از اینها باشد و در مجال بعد به این نکته بپردازیم به هر حال امید ما اینست که خدای متعال هادی و راهنمای ما به سوی حق و صواب و هدایت او و توفیق و عنایت او فرا راه و دستگیرمان باشد.
اما راجع به مسأله قیود مربوط به رئیس جمهور آنروز گفته شد که در جای خودش در شرایط رئیس جمهور مورد بحث قرار میگیرد و نخواستند که این در اینجا که مربوط به رئیس جمهور نیست مورد بحث قرار گرفته باشد، این هم نظری بود که آنروز دوستان بیان کردند.
جناب آقای مدنی فرمایشی دارید؟ مدنی ـ اینکه فرمودید آنروز این کلمات با اکثریت تصویب شد ظاهراً درست نیست یعنی کلمه حقه نباشد، عده زیادی اصرار داشتند که باشد و بعضیها ناراحت شدند و از جهت نبودن این کلمه از جلسه خارج شدند، ثانیاً نبودنش اکثریت نداشت بلکه برای بودنش هم به اندازه دو ثلث از عده نمایندگان رأی نداشت، آنهائی که موافق بودند با بودن کلمه حقه و دست بلند کردند از نصف خیلی بیشتر بودند، بنابراین اگر کلمه حقه را نخواهید بگذارید، نباید بگوئید که با اکثریت تصویب شد که این نباشد نه، آنروزی که رأی گرفته شد بیشتر از نصف عدة حاضر دست بلند کردند که باشد، البته این اشکال بر میگردد به لایحهای که قبل از ما تصویب شده بود و عرض کردم درست نیست چون یک وقت میبینید که چهل نفر اثبات کردند و قانونیت پیدا نمیکند و نتیجهاش این میشود که سی نفر ناهی به چهل نفر مثبت مقدم شدند، از جمله کلمه حقه بود در مذهب.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آنچه بنده عرض کردم این بود که این متن موجود با اکثریت تصویب شد خوب، آقای دکتر شیبانی فرمایشی دارید؟ دکتر شیبانی ـ من پیشنهادم اینست که اولا وارد دستور بشویم ثانیاً از این به بعد نامههاو تلگرافات دیگران را مطرح نفرمائید ما در اینجا آنقدر بحث داریم که دیگر احتیاج به بحث خارج نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم آقای حجتی فرمایشی دارید بفرمائید.
حجتی کرمانی ـ میخواهم «ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنه» را عنوان کنم، مجلس خبرگان باید واقعاً نمونة عمل اسلامی باشد ما اگر خواسته باشیم دایرة تفکر را محدود کنیم به گونهای که خودمان فکر میکنیم و خیال کنیم هر کس غیر از ما به گونه دیگری فکر میکند ولو نماینده باشد یا نباشد، این از اسلام خارج است و من هم اگر فردا چیزی به نظرم رسید که اکثریت آقایان مخالف بودند جرأت نمیکنم بیایم اظهار کنم، این اختناِ را از نظر اکثریت ما بوجود میآوریم زیرا فکر میکنم چون ما اکثریت داریم دیگران حق ندارند حرفشان را بزنند ممکن است کسانی اشتباه بکنند بنده هم ممکن است اشتباه بکنم بنابراین کسانیکه مطالبی در هر زمینه میگویند ما اینها را رمی به بی دینی و تحریک اجانب نکنیم اینها برادران مسلمان ما هستند من این آیه را یادم میآید «اذا عجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئاً» این کثرتی که آقایان پشتیبانشان هستند «فلم تغن عنکم شیئا» هست، شما مرتب دارید افراد را از دین و ولایت فقیه و مجلس خبرگان با این تضییقی که بوجود میآورید نا امید میکنید، این را عرض نمیکنم ماهیت مسائل را عرض نمیکنم، کیفیت بیان مطلب که کسان دیگری حق نداشته باشند مطلبشان را بگویند به نظر من یک رویة اسلامی نیست شما اجازه بدهید که ما چند نفر برویم خدمت امام و از آقا درخواست کنیم التماس کنیم که محیط را جوری بوجود نیاورند که یک عدهای از برادران مسلمان ما خیال کنند ما داریم آنها را از اسلام بیرون میکنیم و از جامعةمان طرد میکنیم.
این خلاصة مطالب بنده بود و اگر نوبت بنده به نطق قبل از دستور رسید مطالبم را عرض میکنم.
اگر ما سر کلمه حق و این کلمات بخواهیم بحث کنیم مساله به درازا میکشد، همه شما که اینجا نشستهاید اگر کردستان را میخواستند بگیرند هیچ کدام نبودید که بروید و کاری بکنید آن آقایان هم که آن نامه را نوشتهاند هیچکدام اهل این نبودید که بروید و کاری بکنید آن آقایان هم که آن نامه را نوشتهاند هیچکدام اهل این نبودند که بروند کردستان، آن امام بود که شما را با آن شهامتش و با آن قدرتش اینجا آورده است حالا ما آمدهایم در پرتو قدرت امام اینجا نشستهایم و سر کلمات بحث میکنیم، اینکار را نکنید من فکر میکنم باید یک مقدار موقعیت واقعی خودمان را احساس کنیم و زیر پرچم امام و یا زیر لوای امام سوء استفاده نکنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عرض میشود که بی شک تا آنجا که مربوط به وضع جلسه وجو میباشد، ملتزم خواهیم بود که هر یک از نمایندگان محترم آنچه که تشخیص و نظرشان هست اینجا آزادانه بگویند و امیدوارم تا حالا هم موفق شده باشیم که اینکار را بکنیم، در مواردی هم که به نمایندهای عرض شده است که حالا این مطلب را نفرمائید و یا این مطلب نباید گفته شود به اعتبار رعایت نظم ونظامنامه مجلس بوده و لا غیر، در آینده هم ان شاء الله اینطور خواهد بود.
غائبین این دو روز را میخوانم: غائبین و دیر آمدگان عصر پنجشنبه آقایان انواری ـ دستغیب ـ مهندس سحابی ـ مؤید شهزادی ـ طاهری گرگانی ـ عرب وفوزی و آقای کرمی که نامه نوشته بودند که کسالت داشتند و آقای منتظری که قبلا اطلاع داده بودند که برای کار لازمی به قم رفتند و آقای نوربخش و آقای غفوری، اما کسانیکه تأخیر داشتند آقایان: اکرمی بیست و هفت دقیقه ـ باهنر چهل و یک دقیقه ـ بنیصدر بیست و نه دقیقه ـ حسین هاشمی بیست و شش دقیقه ـ حیدری بیست و پنج دقیقه ـ خادمی هفتاد و شش دقیقه ـ خامنهای بیست و چهار دقیقه ـ رحمانی بیست و دو دقیقه ـ دکتر شیبانی بیست و پنج دقیقه ـ صافی بیست و چهار دقیقه ـ دکتر ضیائی سی دقیقه ـ مقدم مراغهای شصت و شش دقیقه ـ موسوی اردبیلی چهل دقیقه.
غائبین امروز صبح شنبه 31/6/58 آقای حائری که قبلا کسالتشان را اعلام کرده بودند و حالا هم در جلسه تشریف دارند و آقای فوزی، اما کسانیکه امروز صبح تأخیر داشتهاند آقایان: بنی صدر بیست و چهار دقیقه ـ خامنهای بیست و یک دقیقه ـ مهندس سحابی بیست و یک دقیقه ـ طاهری اصفهانی بیست و هفت دقیقه ـ فلسفی سی دقیقه ـ مراغهای بیست و چهار دقیقه ـ میر مرادزهی سی و شش دقیقه ـ نوربخش بیست و شش دقیقه ـ آیت هفتاد و شش دقیقه و نمایندگانی که در آخر جلسه، قبل از پایان، جلسه را ترک کردهاند، آقای خامنهای در ساعت یازده و پنجاه دقیقه و آقای دستغیب در ساعت دوازده و سی دقیقه.
طاهری اصفهانی ـ من آنقدر در آمدن به جلسه مقید هستم که یک روز به خاطر همین موضوع از بلیط هواپیمایم گذشتم من دیروز باید ساعت نوزده و پنجاه دقیقه با هواپیما میآمدم ولی هواپیما تأخیر داشت و علت دیر آمدن من تأخیر هواپیما بود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم، آقای موسوی تبریزی بفرمائید.
موسوی تبریزی ـ در صورت جلسه روز سه شنبه 27/7/58 نام اینجانب را در ردیف غائبین ذکر کردهاند در صورتی که اینجانب در جلسه حضور داشتهام.
نایب رئیس (بهشتی) ـ لطفاً اعتراض خود را به مسئولان مربوط بدهید تا اصلاح شود.

4ـ طرح و تصویب اصل 30 (اصل بیست و ششم)

نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل 30 را به این شکلی که در دستور جلسه آمده قرائت میکنم: اصل 30 ـ تشکیل احزاب، جمعیتها، کانونها، سازمانها، اتحادیهها، سندیکاها و انجمنهای گوناگون، ادیان رسمی، سیاسی، صنفی، فرهنگی، ادبی، هنری با اساسنامه و مرامنامه مصوب و اعلام شده آزاد است مشروط بر اینکه در محتوای مرامنامه و در عمل اصل استقلال، آزادی حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، وحدت ملی و تمامیت ارضی را نقص نکرده و علیه آن اقدام ننمایند و نیز مسلح و یا وابسته به بیگانه نباشند.
نمایندة گروه سه برای توضیح تشریف بیاورد.
آقای دکتر قائمی بفرمائید.
دکتر قائمی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
این اصل همانطور که ملاحظه میفرمائید مربوط است به حقوِ ملت و مسائلی که در این اصل مطرح شده است یک مقدار وسیعتر و گستردهتر از آنچه در پیش نویس قانون اساسی داشتیم میباشد و در این زمینه نظرات زیادی برای ما رسیده بود که در اینجا خلاصة نظراتی را که مردم فرستاده بودند یادداشت کردهام.
مطالب به نظر من خیلی روشن است ولی در عین حال بعضی ازمسائل است که به نظر مکرر میرسد حالا بعضی از کلمات آنها را توضیح میدهم.
بحث از تشکیل احزاب است مانند حزب کمونیست و بحث از آزادی جمعیتها است مثلا میگویند جمعیت طرفداران سازمان ملل متحد و از این قبیل و بحث است از آزادی کانونها مانند کانون نویسندگان و همچنین سازمانهائی از قبیل خیریه بهداشتی واتحادیهها مثل اتحادیه روزنامهنگاران و اتحادیههای دیگر و سندیکاها مانند سندیکاهای کارگری و امثال آن (عرب ـ باید عوض شود) الان وقت عوض شدن نیست (نایب رئیس ـ آقای عرب اجازه بفرمائید بعداً صحبت خواهید فرمود) من نظراتم را خواهم گفت بعداً شما میتوانید نظرتان را ابزار کنید.
بحث از انجمنهای گوناگون ادیان رسمی است مثل انجمنهای خیریهای که بعضی از مذاهب دارند مثل زرتشتی و مسیحی از این قبیل، حالا این انجمنها ممکن است انجمن سیاسی، صنفی، فرهنگی، ادبی باشند.
این انجمنها به شرطی آزادند که اساسنامه و مرامنامه داشته باشند و همچنین محتوای مرامنامة اینها اصل استقلال مملکت، آزادی و حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، وحدت ملی و تمامیت ارضی را نقض نکند.
وقتی که این اصل در گروه تصویب میشد ما یک مقدار نظراتی در مورد برادرانمان که در ارتش مشغول فعالیت هستند داشتیم و راجع به آن هم بحث زیاد شده.
(اشراقی ـ ذیلی ندارد؟) قرار شد که اول گوش کنید.
بحث از این شده است که آیا برادران ارتشی ما حق دارند در یک جمعیت سیاسی و یا در یک حزب شرکت کنند یا خیر؟ دوستان ما بحثهای متعددی کردند و شاید آقایان درحدود بیست بار در جلسه بحث کردند و نتیجه بحث این شد که ارتشیها حق ندارند در فعالیتهای سیاسی و احزاب سیاسی شرکت کنند و علتش این است که یکنفر ارتشی باید بیطرف باشد و او نمیتواند هم تابع یک حزب باشد از حزب دستور بگیرد و هم از فرمانده خودش و مثالی که برادران ما در جلسه آوردند این بود که اگر در همین برنامهای که در کردستان عملی شده است حزب دموکرات در ارتش نفوذ داشت در آن صورت معلوم نبود که میزان ضایعات ما چقدر بود و کلیه آقایان معتقد بودند که ارتش، دست جمهوری اسلامی و نیروی فعالهاش میباشد.
بنابراین شرکت در احزاب و دستجات روحیه یک ارتشی را عوض میکند و اصولا وابستگی به یک حزب همیشه گرایشی میآورد.
(نایب رئیس ـ این موضوع چه ارتباطی به توضیح اصل دارد؟) میخواستم اینرا عرض کنم چون بعداً اشکالاتی در همین زمینه مطمئناً مطرح خواهد شد.
(نایب رئیس ـ آقای قائمی اینطور نفرمائید شما باید درباره اصل متن توضیح بفرمائید.)
درباره احزاب به صورت مطلق ذکر کردهایم و حتی گفتهایم شامل حزب کمونیست هم میشود با اینکه کشور ما یک کشور اسلامی است فعالیت حزبی مانند حزب کمونیست هم آزاد است و نمونة اینرا در کشورهای دیگر هم مانند کشور فرانسه میبینیم ولی فعالیت این احزاب به این صورت نیست که علیه تمامیت ارضی و جمهوی اسلامی ایران باشد یا اصولی را که در قانون اساسی هست نقض کند و اگر یک حزبی فعال و آزاد هست، اساس فکر این است که آن حزب میتواند نظرات اقتصادی تربیتی و از این قبیل را که دارد، اعمال کند.
مسأله دیگری که در آخر اصل آوردهایم این است که تشکیل احزاب و جمعیتها و امثال آن بشرطی است که مسلح و وابسته به بیگانه نباشد.
مثلا اگر حزب کمونیست بخواهد در مملکت فعالیت کند آزاد است بشرطی که به هیچیک از کشورهای دیگر کمونیست وابسته نباشد و نمونههای دیگری که ممکن است در این زمینه در احزاب دیگر باشد.
حالا اگر سؤالی احیاناً هست بفرمائید.
(صافی ـ اگر علیه مبانی اسلام فعالیت نکنند فعالیتشان مانعی ندارد.)
نایب رئیس (بهشتی)ـ بسیار خوب، حالا اگر کسی مخالف و یا موافق هست به نوبت برای صحبت تشریف بیاورند ولی اول اگر سؤالی هست بفرمایند.
آقای منتظری سوالی دارید بفرمائید.
رئیس (منتظری) ـ بلی من چند سوال دارم.
یکی اینکه آقایان نوشتهاند «انجمنهای گوناگون ادیان رسمی» در حالیکه قبلا کلمه رسمی در مورد اقلیتهای مذهبی تأیید نشده است و فقط گفته شده «دین رسمی ایران اسلام است» و ادیان اقلیتها شناخته شده هستند و لفظ «رسمی» ندارد.
پس ما نگفتیم ادیان رسمی چهار تا و یا اینها است.
پس باید بنویسید» دین اسلام و اقلیتهای شناخته شده» همینطور که عرض کردم ادیان رسمی به آن صورتی که گفته شده درست نیست زیرا دین رسمی ایران فقط اسلام است.
(دکتر قائمی ـ البته مورد نظر ما هم همین بوده است.)
میدانم که نظر همین بوده است ولی عبارت باید تصحیح شود.
(دکتر قائمی ـ میتوان اصلاح کرد.)
سؤال دیگرم در مورد هنر است، چون هنرها مانند هنر نقاشی هنر مشروعی است ولی هنر غیر مشروع هم داریم مثل رقص و دانس و موسیقیهای حرام.
بنابراین کلمه «هنری» مطلق است تو شامل هنرهای غیر مشروع هم میشود.
انتقاد دیگری که به نظر میآید این است که کلمة «حاکمیت» زائد است یعنی نوشته شود «آزادی، نظام جمهوری اسلامی» و کلمه «حاکمیت» قبل از «نظام جمهوری اسلامی» را نمیخواهد (طاهری اصفهانی ـ این «حق حاکمیت» بوده و کلمه «حق» افتاده است.)
(دکتر قائمی ـ در اصل تنظیم شده کلمه «حق» ندارد.)
سوال دیگرم این است که منمکن است انجمنهائی باشند که در آن علیه اسلام تبلیغ کنند.
آیا این انجمنها مجاز هستند یا خیر؟ شما ذکر نکردهاید.
(دکتر قائمی ـ حاکمیت نظام جمهوری اسلامی و...)
حاکمیت نظام جمهوری اسلامی غیر از تبلیغ علیه اسلام یعنی تبلیغ علیه «جمهوری اسلامی» غیر از تبلیغ علیه «اسلام» است و به عبارت دیگر میتوانند تبلیغ کنند که در اسلام اشکالاتی هست.
(دکتر قائمی ـ اجازه بفرمائید همین سؤال را من توضیح بدهم.)
اجازه بفرمائید که من سؤالاتم را تا آخر بگویم.
(دکتر قائمی ـ من نمیتوانم تمام سؤالات را تا آخر در ذهن بسپارم.
لطفا سؤالات را یک به یک مطرح بفرمائید.)
بسیار خوب.
دکتر قائمی ـ فرمودید اگر علیه اسلام تبلیغ کنند، در متن تنظیمی گفته شده است که «اساسنامه و مرامنامه مصوب و اعلام شده» چه مرامنامهای درجمهوری اسلامی تصویب خواهد شد؟ آیا مرامنامهای که ضد اسلام باشد؟ رئیس (منتظری) ـ این قید «مصوب» نمیفهماند که باید مصوب جمهوری اسلامی باشد بلکه معنایش این است که خود آن انجمن یک مرامنامهای را تصویب کرده باشد که معلوم شود مرام و کارشان چیست.
بشارت ـ ممکن است مصوب دولت نباشد و مصوب خود آن حزب یا انجمن باشد.
رئیس (منتظری) ـ بسیار خوب مصوب خود آن انجمن ممکن است بر خلاف اسلام باشد.
دکتر قائمی ـ منظور از «حاکمیت نظام جمهوری اسلامی» و «جمهوری اسلامی» که قبلا صحبت کردهایم ترکیبی است از دو کلمه «جمهور» و «اسلام» قرار نشد در مملکت...
رئیس (منتظری) ـ من سؤالم تا آخر تمام نشده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای منتظری جنابعالی یک سؤال بفرمائید و ایشان هم جواب بدهند و بعد جنابعالی سؤال بعدی را مطرح بفرمائید.
رئیس (منتظری) ـ بسیار خوب در این اصل نوشته نشده است که اینها در آن انجمنها نباید علیه اسلام تبلیغ بکنند، همچنین حذف «مرامنامه مصوب» زیرا به این معنی است که خود آن گروه یک مرامنامه برای خودش تصویب کرده است.
دکتر قائمی ـ آیا این قسمت اول به نظر شما حل شده که حالا به قسمت دوم برویم؟ این مسأله را که فرمودید علیه اسلام نباید تبلیغ کنند به نظر من در کلمه «جمهوری اسلامی» هست.
(منتظری ـ خیر نیست.)
اگر نیست باید اصلاح شود ولی به نظر من هست.
رئیس (منتظری) ـ سؤال دیگر این است که نوشتهاید «و نیر مسلح و یا وابسته» من وقتی این عبارت را خواندم چنین فهمیدم که هر کسی در انجمنها شرکت میکند با اسلحه نباید باشد در صورتیکه جنابعالی معنایش کردید که اصلا کسانیکه در کشور مسلح هستند حق ندارند در انجمنها شرکت کنند.
این حرف غلطی است که ما بگوئیم ارتشیها و افسران ارتشی، نظامیها حق ندارند در انجمنهای دینی شرکت کنند و یا در انجمنهائی که خودشان برای اسلام و دین تشکیل میدهند حق شرکت ندارند و نمیتوانند چنین انجمنهائی داشته باشند و از طرف دیگر کلمه «مسلح» مقصود شما را نمیفهماند برای اینکه میفرمائید با سلاح نباید در انجمن برود.
دکتر قائمی ـ میخواستم اینرا عرض کنم که احزاب و جمعیتها حق ندارند مسلح باشند، کانونها و سازمانها نمیتوانند مسلح باشند و همچنین این احزاب و جمعیتها و کانونها نباید وابسته به دولتهای بیگانه باشند، یعنی ما دو شرط برای آزادی احزاب و جمعیتها و کانونها گذاشتهایم یکی مسلح نبودن و دیگر عدم وابستگی به بیگانگان و این نظری بود که ما در این مطلب داشتهایم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای قائمی سؤال در مورد اینست که نوشتهاید «مسلح نباشند» چون توصیف شما در اثنای مطالبتان که برای آقای منتظری و یا بعضیها میگفتید، یک معنی دیگری را تداعی کرده است.
سؤال این است منظور از اینکه میگوئید «و نیز مسلح نباشند» یعنی اعضای احزاب و جمعیتها عضو تشکیلات نظامی و انتظامی کشور نباشند؟ دکتر قائمی ـ خیر) خوب آقای منتظری ایشان میفرمایند این نیست.
آقای فارسی سؤالی هست؟ (فارسی ـ چند تذکر اصلاحی داشتم.)
اگر تذکر اصلاحی است بعداً بفرمائید.
آقای موسوی تبریزی سؤالی دارید؟ (موسوی تبریزی ـ من به عنوان موافق با این اصل میخواهم صحبت کنم.)
آقای بنی صدر سؤالی هست؟ (بنی صدر ـ خیر.)
آقای رشیدیان سؤالی هست؟ رشیدیان ـ اینجا نوشته شده «انجمنهای گوناگون ادیان رسمی» و بعد «سیاسی، صنفی، فرهنگی، ادبی، هنری» این انجمنها مال ادیان به اصطلاح رسمی است یا به سیاسی، صنفی، فرهنگی، ادبی، هنری هم میرسد؟ دکتر قائمی ـ قبلا پاسخ دادم که منظور ما از این «ادیان رسمی» اقلیتهای مذهبی است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ نه آقای قائمی این سؤال دیگری است.
رشیدیان ـ سند یکاها و انجمنهای گوناگون ادیان رسمی» این انجمنها و سندیکاها مال ادیان رسمی است؟ یا مال سیاسی، صنفی، فرهنگی است؟ مربوط به کدام است؟ اینجا مبهم است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ دقت میفرمائید؟ یعنی ردیف عبات اینطور است «احزاب، جمعیتها، کانونها، سازمانها، اتحادیهها، سندیکاها و انجمنهای گوناگون ادیان رسمی، سیاسی» (دکتر قائمی ـ اینجا دو نقطه بگذارید مسأله حل است.)
اجازه بفرمائید یعنی این «سیاسی» به چه میخورد؟ (دکتر قائمی ـ به همه اینها سیاسی، احزاب سیاسی و جمعیت سیاسی میتواند باشد.)
انجمنهای گوناگون ادیان رسمی هم سیاسی و فرهنگی و صنفی دارد؟ (دکتر قائمی ـ بلی.)
بسیار خوب توضیحی ایشان دادند که منظور عبارت البته روان نیست آقای فاتحی سؤالی هست؟ (فاتحی ـ به عنوان مخالف میخواهم صحبت کنم.)
آقای پرورش سؤالی هست؟ پرورش ـ اینجا نوشتهاند «انجمنهای گوناگون ادیان رسمی، سیاسی، صنفی، فرهنگی، ادبی، هنری با اساسنامه و مرامنامه مصوب و اعلام شده آزاد است» اگر تصویب شده و بعد از تصویب آزاد شده است «مشروط» دیگر چیست؟ مشروط بر اینکه در محتوای مرامنامه و در عمل اصل استقلال، آزادی، حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، وحدت ملی و تمامیت ارضی را نقض نکرده باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای پرورش ایشان توضیح دادند یعنی مصوب خودشان یعنی اساسنامه مصوب خود مؤسسین نه مصوب دولت.
(یکی از نمایندگان ـ تصریح کردند مراد حکومت اسلامی است.)
بنابراین اجازه بفرمائید خود آقای قائمی توضیح بدهند که منظور از مصوب چیست؟ دکتر قائمی ـ منظور از مصوب این است که خود کسانیکه اساسنامه و مرامنامه را مینویسند آنرا اعلام میکنند یعنی نظر خودشان را اعلام میکنند.
البته ممکن است دولت آنرا بپذیرد یا نپذیرد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یعنی در جلسه خودشان تصویب شده باشد.
(دکتر قائمی ـ بلی و اعلام شده باشد.)
(طاهری اصفهانی ـ ظاهر مصوب چیست؟) مقصود آقای طاهری این است که عبارت وافی نیست.
(دکتر قائمی ـ این عبارت را اصلاح میکنیم.)
آقای عرب شما انتقاد دارید یا سؤال؟ (عرب ـ راجع به لفظ سندیکا انتقاد دارم.)
بسیار خوب یعنی مخالف هستید.
آقای سبحانی سؤالی هست؟ (سبحانی ـ بله) بفرمائید.
سبحانی ـ متن اصلی که در پیش نویس قبلی آمده است که از این متن دقیقتر است و به جای «انجمنهای گوناگون ادیان رسمی» تعبیر بهتری دارد.
«جمعیتها و انجمنهای دینی» این کلمه «انجمنهای دینی» اگر جانشین «ادیان رسمی» شود هم اشکال عملی ندارد و هم روانتر است.
دکتر قائمی ـ علت اینکه ما اینجا کلمة «رسمی» را گذاشتهایم این است که در این مملکت و در خیلی از ممالک بعضی شبه مذاهب وجود دارد که خود را مذهب به حساب میآورند مثل بهائیت و به همین دلیل ما کلمه «رسمی» را اضافه کردیم که آنها را شامل نشود.
(طاهری اصفهانی ـ پس بگوئید ما آنوقت که ادیان رسمی نوشتیم نمیدانستیم باید اقلیت رسمی بنویسیم.)
بلی اینرا در ضمن مطالبم عرض کردم.
(سبحانی ـ در پیش نویس قبلی جملة دیگری هست که حذف شده است.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای سبحانی این دیگر سؤال نیست.
سبحانی ـ یک مطلب را حذف کردهاند «و هیچ کس را نمیتوان از شرکت در گروه دینی، سیاسی و اجتماعی دلخواهش منع کرد و یا به شرکت در یکی از این گروهها مجبور ساخت» این عبارت چرا حذف شده است؟ (دکتر قائمی ـ همینکه گفتیم آزاد است مسأله روشن است.)
سؤال سوم این است که اگر به جای «مصوب و اعلام» نوشته شود «ثبت شده» بهتر است.
(دکتر قائمی ـ کلمات را میشود اصلاح کرد همانطور که دوستان دیگر هم پیشنهادات دیگری در این زمینه دارند.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای خزعلی سؤالی هست؟ خزعلی ـ راجع به تنظیم عبارتی تذکری دارم، نوشته شده است «ادیان رسمی» که خودشان اصلاح کردند و همینطور تعبیر عبارت «گوناگون ادیان رسمی، سیاسی، صنفی» از نظر تنظیم به ذهن میزند که «ادیان رسمی سیاسی» اگر این تأخیر...
نایب رئیس (بهشتی) ـ بلی همان است که قبلا گفته شده است لطفاً مواردی که تکرار است دیگر گفته نشود.
آقای مقدم مراغهای شما سؤالی دارید؟ (مقدم مراغهای ـ من مخالف هستم.)
آقای صافی سؤالی هست؟ صافی ـ این مبانی اسلام در کجا هست؟ در اصل آمده است «استقلال، آزادی، حاکمیت جمهوری اسلامی» اگر با مبانی اسلام مخالف باشد اشکال پیدا نمیکند؟ دکتر قائمی ـ پاسخ دادم که در کلمة جمهوری اسلامی مساله اسلامی هست همانطور که قبلا بارها در مجلس بحث شده است کلمه جمهوری اسلامی از دو کلمه تشکیل یافته است.
(صافی ـ حاکمیت اسلام و اصل استقلال.)
حالا اگر باید اضافه شود یک مسأله دیگر است ولی وقتی بحث از جمهوری اسلامی کردیم قرار نیست مثلا جمهوری کفر باشد.
(یکی ـ از نمایندگان ـ ممکن است در میان احزاب و جمعیتها، احزاب و جمعیتی مخالف مبانی اسلام باشد ولی این احزاب و جمعیتها نباید عملا علیه مبانی اسلام اقدام و توطئه کنند.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ من توضیحی میدهم تا مطلب کاملا روشن شود.
بطور کلی این سؤال مطرح است و نمایندگان محترم همه با توجه به این سؤال، سؤالاتشان را مطرح کنند و بعد رأی بدهند.
این سؤال مطرح است که در نظام اجتماعی جمهوری اسلامی بیان مطالب ضد اسلام و نوشتن اینگونه مطالب و اینکه دور هم جمع شوند و بحث و گفتگو بکنند، آیا این کار ممنوع است یا نیست؟ و اگر حاکمیت و تمامیت ارضی را نقض نکند ممنوع است؟ وقتی پیش نویس تهیه میشد برای پیدا کردن تعبیری که عبارت دوم را برساند و شامل عبارت اول هم نباشد بحث بود چون پیشنویس که تهیه میشد بر این پایه تهیه میشد که گفتن و اظهارنظر کردن و جلسه و بحث و گفتگو تشکیل دادن دربارة کلیة مسائل فکری آزاد است به شرط آنکه منجر به نقض و تزلزل و درهم شکستن اساس جمهوری اسلامی نشود.
(دکتر قائمی ـ نظر گروه ما هم همین است.)
بنابراین مدتی بحث بود تا کلمة نقض پیدا شد و این تعبیر به نظر ر سید که هم گویا است و هم مطلب را در همان حد خودش میرساند و نه بیشتر.
پس تهیه کنندگان در گروه سه هم میخواستهاند اینرا بگویند که تشکیل گروههائی برای بیان و اظهارنظر و بحث و گفتگو پیرامون مسائل مختلف فکر بشری آزاد است ولو خود این مسائل و خود این آراء، آرائی باشد که مطابق با موازین اسلام نباشد و آنچه آزاد نیست عبارت است از مجامع و احزاب و جمعیتهائی که وجود آنها درهم شکننده و سست کنندة مبانی اسلام و جمهوری اسلامی باشد.
(دکتر قائمی ـ و جلوه این را الان ما در مجلس داریم.)
حالا آقای قائمی میفرمایند که نظر گروه همین است.
(دکتر قائمی ـ بلی نظر ما هم همین است.)
آقای ربانی شیرازی ـ سوالی هست بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ با توجه به اینکه پاسخ آقای بهشتی قانع کننده نبود...
(نایب رئیس ـ قانع کننده یا روشن کننده؟) روشن کننده هم نبود.
یعنی این مسألهای را که اینجا آمده روشن نمیکند.
اینجا میگوید احزاب آزادند ولی بعد شرط میکند که «مشروط بر اینکه در محتوای مرامنامه و عمل...
» چند چیز را از جمله نظام جمهوری را نباید نقض کند.
مرامنامة حزب کمونیست سراپا نقض جمهوری اسلامی است.
مرامنامه نقض است برای اینکه در محتوای آن مکتبی است که در برابر حزب مکتبی اسلام قرار دارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای قائمی توضیح بفرمائید.
دکتر قائمی ـ این مطلب را در همان اول بحث عرض کردم و گفتم که در بسیاری از کشورها وجود دارد و نمونهای هم از کشور فرانسه مثال آوردم.
حزب کمونیست فرانسه حزبی است آزاد، با توجه به اینکه از لحاظ سیستم سیاسی، اقتصادی با سیستم موجود فرانسه نمیخواند، اینکه میگوئیم آزاد هست به این معنی است که آزاد است نظرات اقتصادی، تربیتی خودش را از طریق نمایندگانش در جامعه عرضه واعمال کند، نه این مفهوم که جمهوری را لغو کند و آنرا از سیستم سرمایهداری به سیستم کمونیستی بکشاند.
یک چنین حقی برای این حزب نیست و آن چیزی هم که در مملکت بر سرش بحث بود و گروه ما نظر داد این بود، نه به آن مفهوم که وقتی ما در کشورمان یک نظام جمهوری اسلامی راپیاده میکنیم کمونیستها که مخالف این نظام هستند و آن را نقض کنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای قائمی اگر این اصل بر طبق آنچه که در پیش نویس منتشر شده نوشته شده بود این بیانی که من کردم برای توضیح آن کافی بود، چون آنجا نوشته شده است «تشکیل احزاب، جمعیتها وانجمنهای دینی، سیاسی و صنفی آزاد است مشروط به اینکه اصول استقلال آزادی، حاکمیت و وحدت ملی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکند.
» توضیحی که من دادم مربوط به آنجا بود.
در اینجا شما یک تعبیری دارید «مشروط به اینکه در محتوای مرامنامه این را نقض نکند.
» اشکال آقای ربانی به نظر من هم وارد است چون وقتی یک حزب مارکسیست ـ کمونیست است و حتی همان حزب مارکسیست ـ کمونیست فرانسه هم محتوای مرامنامهاش نفی جمهوری بورژوازی فرانسه است و نباید گفت محتوایش آن نیست و فعالیت سیاسی هم برای برانداختن آن نمیکند بنابراین بیانات شما برای من و شاید برای عموم قانع کننده نیست.
(دکتر قائمی ـ نظری بود که در گروه گفته شد و همین نظر را هم آوردیم.)
(مکارم شیرازی ـ من برای سؤال اسم نویسی کرده بودم.)
اگر کمی صبر کرده بودید نوبت شما رسیده بود و درست همین الان نوبت خود شما است بفرمائید (مکارم شیرازی ـ ایشان آماده نشستن شده بودند این بود که من خواستم صحبت کنم.)
(دکتر قائمی ـ خیر آقای طاهری فرمودند که میخواهند جواب بدهند این بود که بنده خواستم بنشینم.)
آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ بنده سه سؤال از ایشان دارم.
سؤال اول اینکه نوشته شده «وابسته به بیگانه نباشد» بعد از آن قیود قبلی که ذکر شده چه فایده دارد؟ آن قیود کفایت میکرد و دیگر احتیاجی به نوشتن این جمله نبود.
دکتر قائمی ـ کفایت نمیکرد بسیاری از احزاب هستند که علاوه بر آنکه آن را نقض نمیکنند کمکهائی هم از خارج به صورت محرمانه میگیرند و نمونهاش را هم در مملکت خودمان دیدهایم.
مکارم شیرازی ـ این جواب که قانع کننده نبود.
سؤال دوم بنده، اساسنامه و مرامنامة مصوب و اعلام شده برای چیست؟ اگر منظور این است که شرایط تشکیل جمعیت را بگوئید، شرایط خیلی است، اما اگر میخواهید جمعیت قانونی باشد اینجا جای بحث شرایط قانونی بودن جمعیت نیست.
دکتر قائمی ـ هیچکدام از این دو نظری که فرمودید نیست، بحث در این است که گاهی یک حزب و یا یک گروهی میآید و با یک اسمی مردم را بدور خودش جمع میکند، ما نظرمان این است که گروهی حق ابراز وجود دارد که نظر خودش را بگوید، بگوید که من چه هستم تا مردم با چشم باز به دنبال آن بروند، این نظر گروه ما بود.
(مکارم شیرازی ـ این جواب هم قانع کننده نبود.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ اجازه بفرمائید آقای مکارم چون این سؤالتان باید برای همه روشن بشود.
ببینید همین الان ماگروههائی داریم که نام دارند چند نفر هم در آنها کار میکنند، اعلامیة و بیانیه هم منتشر میکنند، ولی اساسنامه ندارند چند نفر آدم یک نامی را انتخاب کردهاند تحت آن نام هم فعالیت میکنند و هم اطلاعیه و بیانیه منتشر میکنند، اگر از آنها اساسنامه بخواهید میگویند نداریم.
این آقایان در اینجا میخواستهاند بگویند که یک گروه که میخواهد تشکیل بشود باید اقلا یک اساسنامه داشته باشد تا افرادی که میخواهند باآنها ارتباط پیدا کنند دچار غرر نباشند.
مکارم شیرازی ـ و اما سؤال سوم شمردن این جمعیتها است، با اینکه کلمه جمعیتها کافی بوده ردیف کردن اینها جامعه هم نیست و جمعتهای دیگر را هم میتوانیم فرض کنیم، ذکر اینها و ردیف کردن اینها با این طول و تفصیل چرا آمده، علتش چیست؟ دکتر قائمی ـ فکر میکنیم که از لحاظ توضیح مسأله و همچنین اگر بخواهیم جنبه علمی قضیه را در نظر بگیریم ضروریست که اینها را اسم ببریم، همانطور که فرمودید کلمه «جمعیت» همه را کفایت میکرد ولی در اصطلاح علمی حزب یک مفهوم دارد، کانون یک مفهوم دیگر و سازمان هم یک مفهوم دیگر ما یک مقدار خواستیم مسأله روشنتر باشد و وسعت نظر خودمان را بتوانیم در اینجا نشان بدهیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای موسوی جزایری سؤالی هست بفرمائید.
موسوی تبریزی ـ با توجه به اینکه جامعة ما یک جامعه اسلامی است بیشتر به سمت تشکیل شوراها گرایش دارد تا به سمت سندیکا، چرا شما سندیکا را نوشتهاید ولی شورا را ننوشتهاید؟ دکتر قائمی ـ کلمة شورا در همه اینها میآید اگر بخواهیم شورا را هم اضافه کنیم بیشتر مورد اعتراض آقای مکارم واقع میشود.
شورا دیگر صورت قانونی دارد واصل مربوط به آن هم تصویب شده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای قائمی نظر آقای موسوی و شاید آقای عرب هم همین است که مسأله سندیکاها مورد بحث است که آیا سندیکاها باشد یا شوراها؟ لااقل اینجا سندیکا را تثبیت نکنید.
موسوی جزایری ـ سؤال دوم بنده این است که شما تشکیل این سازمانها و کانونها را مشروط کردهاید که مسلح نباشند، در حالی که امکان دارد تمام افراد یک انجمن جواز حمل اسلحه از مقامات مسئول داشته باشند.
دکتر قائمی ـ کسی که جواز حمل اسلحه دارد، در یک چهارچوب خاصی میتواند از آن استفاده کند مثلا بنده جواز اسلحهای برای شکار دارم، من حق ندارم این اسلحه را در حزب ببرم و یا در راهپیمائی همراه خودم داشته باشم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای خالاتیان بفرمائید.
خالاتیان ـ چند سؤال داشتم که یکی در مورد ادیان رسمی بود که توضیح فرمودند سوال دوم بنده در مورد انجمنهای قومی است که آیا در جای دیگر در نظر گرفته شده است یا در همینجا است؟ دکتر قائمی ـ وقتی انجمنها را به طور کلی گفتیم شامل انجمنهای قومی هم میشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای یزدی بفرمائید.
یزدی ـ سؤال من راجع به همین کلمه احزاب و شمول آن حتی احزاب ضد اسلامی است که جهات مختلف داشت که بعضی از جهات آن جواب داده شد ولی یک جهتش که تفاوت با مسألهای که در اصل قبل بود «که اگر چیزی موجب گمراهی باشد ممنوع است» این مسأله را چطور میشود حل کرد؟ یکی از چیزهائی که مورد بحث است «که اگر موجب گمراهی شد ممنوع است» اگر یک حزبی مثلا حزب کمونیست که فرمودید در بیان عقاید آزاد است تا جائی که اقدامی بر علیه امنیت و استقلال کشور نکند، اما نسبت به اینکه موجب گمراهی افراد باشد که در اصل قبل ممنوع اعلام میشود، این دو با هم تفاوت دارد.
دکتر قائمی ـ همانطور که فرمودید در اصل قبل ما این را گنجاندهایم که فعالیتی در مملکت نباید بشود که موجب گمراهی گردد، آن اصل قبل از این اصل است این اصل بعدی خودبخود تابع اصل قبلی خواهد بود.
یزدی ـ وقتی شروع به کار میکند آزادی بیانش تا وقتی که عملا مخالفت با تمامیت ارضی یا امنیت نداشته باشد محدود نیست، ولی هر فعالیتی که بر علیه اسلام باشد موجب گمراهی میشود.
دکتر قائمی ـ درست میفرمائید و در این زمینه باید فکری کرد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای خامنهای بفرمائید.
خامنهای ـ بنده چند تا سؤال دارم اول «تشکیل احزاب» یا خود «احزاب» این قید «تشکیل» که آمده آیا ایجاد حزب تابع مقررات است و یا اگر حزبی هم بود که قبلا تشکیل شده باز تابع همین مقررات است؟ آیا گذاشتن این «تشکیل» جهت خاصی داشته است؟ دکتر قائمی ـ احزاب آزاد هستند، نظر ما این بوده است (خامنهای ـ پس «تشکیل» زیاد است.)
ممکن است یک حزبی هم بعداً تشکیل بشود بنابراین کلمه «تشکیل» زیاد نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ سؤال ایشان این است که اگر بگوئید احزاب آزادند اعم از دوام احزاب یا تشکیل حزب جدید هر دو را شامل میشود.
خامنهای ـ فرمودید که احزاب، جمعیتها، کانونها، سازمانها اینها هر کدام علتی داشته که آوردهاید، احزاب ظاهراً به معنای دستجات سیاسی است و جمعیتها طبعاً سیاسی نیست.
(دکتر قائمی ـ جمعیتها هم میتوانند سیاسی باشند.)
این خلاف آن حرفی است که شما گفتید (دکتر قائمی ـ شما فرمودید که جمعیتها نمیتواند سیاسی باشد؟) این یک سؤال است.
(دکتر قائمی ـ میتواند باشد.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ ایشان میگویند در این شرحی که شما دادید، جمعیتهای خیریه کدامش است؟ (دکتر قائمی ـ در اینجا جمعیتهای خیریه را من گذاشتم سازمانها چون از نظر کلی جزو سازمانها قرار میگیرند.)
مگر با این اوصافی که گفتید شما نگفتید که دو نقطه بگذاریم که به همه آنها بخورد؟ (دکتر قائمی ـ بله) وقتی به همه آنها خورد میگویند یک «و غیر اینها» بگذارید والا میشود جمعیتی که با سیاسی یا صنفی یا فرهنگی یا ادبی یا هنری و همینطور سازمانی که یا سیاسی یا صنفی یا فرهنگی یا ادبی و یا هنری است.
(دکتر قائمی ـ ما خواستیم که یک مقدار این را گسترده کنیم و توضیح بدهیم.)
این پاسخ سؤال ایشان نیست میگویند به این ترتیب که گذاشتید شامل جمعیت خیریه نمیشود.
خامنهای ـ سؤال دیگر بنده این است که شما فرمودید احزاب جهت سیاسی داد، حزب یعنی یک جمعیت سیاسی، آیا منظورتان از جمعیتها یک لفظ اعم است بعد از اخص که شامل احزاب هم میشود یا نه؟ (دکتر قائمی ـ فکر میکنم گروههای کوچکتر از حزب باید شامل جمعیتها بشود.)
بنابراین باید جمعیتها را روشن کرد.
حالا راجع به کانونها عرض کنم شما این کانونها که میفرمائید اگر شما خواستهاید که تمام الفاظ جمع را یعنی گروهها و دستجات را بیاورید خوب شورا، مؤسسه، بنیاد امثال اینها هم بوده که نیاوردهاید و اما اگر منظور از کانون همان سازمان یا اتحادیه یا جمعیت است که عرفاً هم همینطور است.
(دکتر قائمی ـ در عرف کانون به چه میگویند؟) در عرف زبان فارسی فرقی نمیگذارند، بعضیها میگویند جمعیت و بعضی هم میگویند کانون.
(دکتر قائمی ـ ما فکر میکنیم که کلمه «کانون» در عرف و مراتب محدودتر و کوچکتر از جمعیت است.)
سؤال دیگرم این است که منظور از کانون چه بوده است آیا نظر به چه خاصی داشتهاید یا نه؟ (دکتر قائمی ـ همانطور که عرض کردم نظر ما این بوده که یک جمعیت بسیار فشرده و محدود را که در یک زمینه خاصی فعالیت میکند کانون بنامیم مثل کانون نویسندگان، کانون وکلا و غیره) بعد فرمودهاید «سازمانها» این سازمانها اصطلاح فارسیاش یک واحد دولتی است که کوچکتر از وزارتخانه باشد.
معمولا این طور است، غیر از اینکه حالا کسی اسم یک کتابفروشی را سازمان مطبوعاتی بگذارد ولی منظور از سازمان یا وازرتخانه است و یا مؤسسة دولتی وابسته به نخست وزیری آیا شما نظرتان اینها بوده؟ (دکتر قائمی ـ اجازه بدهید توضیح بدهیم، ما چنین نظری نداشتهایم سازمان یک جمعیتی را میگوئیم که بر اساس یک سلسله مراتب تشکیل میشود.)
عرض میکنم که اتحادیه اصطلاحی است از یک جمعیت صنفی و سندیکا هم همین است مخصوص کارگر نیست، کارفرما هم سندیکا دارد و همینطور اصناف هم میتوانند سندیکا داشته باشند.
(دکتر قائمی ـ ما فکر میکنیم موارد استعمالش در زبان فارسی فرِ میکند.)
اینطور نیست شما کلمة سندیکای فرانسوی را به یک نفر که زبان فرانسه میداند بدهید ببینید به چه ترجمه میکند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ نقد واردیست و ظاهراً اتحادیه و سندیکا یک معنی را دارند.
خامنهای ـ بعد فرمودهاید انجمنهای گوناگون، ادیان رسمی، سیاسی، صنفی، انجمن صنفی یا اتحادیه است یا سندیکا و یا هر دو.
اشکال دیگر این است که این هفت تا را به این عبارت ضرب میکنید در شش تا که میشود چهل و دوتا یعنی حزب ادیان رسمی، حزب سیاسی، حزب صنفی فرهنگی و...
عبارت اینطور نشان میدهد، جمعیت ادیان رسمی، جمعیت سیاسی، جمعیت صنفی جمعیت فرهنگی و...
کانون ادیان رسمی، کانون سیاسی، کانون صنفی، کانون فرهنگی و...
و قطعاً منظور شما چهل و دو تا نبوده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای کیاوش سؤالی هست بفرمائید.
کیاوش ـ در بالا مرقوم فرمودهاند احزاب ایدئولوژیکی آزاد است و در پایین هم نوشتهاند به شرطی که وابسته به بیگانه نباشد آیا ممکن است یک حزب ایدئولوژیکی برای تقویت خود وابستگی جهانی ایجاد نکند؟ دکتر قائمی ـ میشود حزبی تشکیل بشود که وابسته به کشور بیگانه نباشد و از آن کمک نگیرد.
وابستگی معمولا بدنبالش وابستگی اقتصادی و سیاسی و از این قبیل است مثلا حزب کمونیست در مملکت آزاد است به شرط اینکه وابستگی به کشورهای دیگر نداشته باشد.
کیاوش ـ امکان چنین چیزی نیست.
دکتر قائمی ـ اگر امکانش نبود اجازه ندارد فعالیت کند، نظر گروه این است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای میر مراد زهی بفرمائید.
میرمرادزهی ـ روزی که اصل سیزدهم تصویب میشد گروه ضابئین آمده بودند اینجا و قرار شد در اصول بعدی که میآید یک جائی برای آنها در نظر گرفته بشود آیا نظرشان تأمین شده است یا خیر؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ خیر اگر بنویسیم اقلیتهای دینی شناخته شده، آن وقت در نظر گرفته نشده است من هم سؤال شما را صحیح میدانم.
آقای دکتر ضیائی بفرمائید.
دکتر ضیائی ـ بنده همان اشکالاتی را که آقایان فرمودند دارم به اضافه بعضی سؤالات و یا اشکالات دیگری که به ذهن من رسیده است، در اینجا وابسته بودن یا نبودن چه موقع معلوم میشود؟ (دکتر قائمی ـ وقتی که سازمان مملکتی تشخیص بدهد.)
وقتی که میخواهند تصدیق بکنند و گواهی به آنها بدهند باید وابسته بودن و یا وابسته نبودنشان معلوم بشود و غالباً احزاب همانطوری که فرمودند وابسته به بیگانه هستند و این موضوع بعدها معلوم میشود، بنابراین تصویب کردن و اجازه دادن برای فعالیت آنها باید با احتیاط باشد چون بعد از آنکه اجازه فعالیت گرفتند و تقویت شدند دیگر نمیشود کاری کرد.
دکتر قائمی ـ خوب در آن موقع جلو فعالیت آنها گرفته میشود وقتی که شناخته شد که یک حزبی وابسته به بیگانه است آزادی آن خود بخود لغو میشود.
دکتر ضیائی ـ این شرطهائی که در اینجا ذکر شده است اصولا احزاب را از اول محدود میکند و معنایش این است که شما به هیچ حزبی حق فعالیت نمیتوانید بدهید برای اینکه نسبت به تصویب آئیننامه و مرامنامه شان باید بررسی کنند، دو تا را جمع کردن جمع ما بین متنافقیین است.
دکترقائمی ـ اگر نظر آزادی مطلق باشد بله ما جلویش را میگیریم.
ما بر اساس طرز فکری که از لحاظ محتوای اسلامی داریم به همه افراد و همه گروهها به صورت مشروط آزادی میدهیم نه به صورت مطلق.
دکتر ضیائی ـ مشروطش دیگر چه جوری است؟ دکتر قائمی ـ همین هائی است که میفرمائید جلویش را میگیرد.
دکتر ضیائی ـ بنابراین هیچ حزبی آزادی نخواهد داشت.
دکتر قائمی ـ آزادی مطلق نخواهد داشت.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر ضیائی ما هیچکدام سؤال شما را نفهمیدیم.
سؤال اخیرتان را نفهمیدیم که میفرمائید اگر قرار است در محتوای مرامنامه این اصول رعایت بشود، دیگر هیچ حزبی وجود نخواهد داشت لطفاً این را خوب بیان کنید.
دکتر ضیائی ـ من تصدیق میکنم که بیان من بحثانگیز بود و ممکن است ایجاد سوء تفاهم بکند ولی منظورم این است که محتوای مرامنامه برای هیأتی که میخواهند آن را تصویب کنند قبلا بررسی میشود یعنی اجازه بدهند به افرادی که شما حق فعالیت دارید.
ملاحظه بفرمائید آن چیزهائی که در مرامنامه شرط کردهاید در عمل شدنی نیست، مرامنامه قبلا باید تصویب شده و به ثبت برسد درست است؟ خوب عمل چه وقت معلوم میشود که مطابق با مرامنامه هست یا نه؟ (دکتر قائمی ـ بعداً معلوم خواهد شد.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر ضیائی ایشان توضیح دادند، گفتند مرامنامه در موقع شروع مورد توجه قرار میگیرد که آیا اجازه به آن بدهند یا نه، عمل پس از شروع است یعنی وقتی شروع کرد در موقع عمل میبینند اگر بر طبق مرامنامه عمل کرد که هیچ، فعالیتش ادامه پیدا میکند اما اگر بر خلاف مرامنامه و آئیننامة خودش عمل کرد جلویش را میگیرند.
خانم گرجی ـ اگر چیزی باید اصلاح شود خوب آن را اصلاح کنیم، تعصبی نیست که عین مطالب آورده شده تصویب بشود و اگر به این ترتیب جلو برویم در آخر کار مجبور میشویم همة قانون را یکجا امضاء کنیم و از اینجا بیرون برویم.
دکتر قائمی ـ جای بحث نیست که بعضی از عباراتش باید اصلاح شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای جوادی بفرمائید.
جوادی ـ اینکه فرمودید در محتوای مرامنامه و یا در عمل، اصل استقلال را نقض نکرده باشد بعد هم گفتهایم که وابسته به بیگانه نباشد آیا میشود کسی باشد که استقلال را نقض نکند و وابسته به بیگانه باشد؟ دکتر قائمی ـ حالا از آن طرف به مسأله نگاه کنید یعنی ممکن است یک حزب و یا یک جمعیتی وابسته به بیگانه نباشد و در عین حال استقلال را به خطر اندازد آیا چنین وضعی نیست؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر قائمی، سوال ایشان این است که چنین چیزی هم اگر باشد مجوز گفتن این نیست، چون وقتی شما گفتید استقلال را مراعات بکند شامل این خواهد شد و ما را از گفتن قید اخیر بینیاز میکند.
حالا باید مخالف و موافق صحبت کنند.
(مکارم شیرازی ـ در اصلش مخالفند یا در کلمات؟) توضیح ایشان این است که اگر با توجه به این سؤالاتی که شد اگر مخالفتها مربوط به اصلاحات است که خوب در هر عبارتی که مطرح میکنیم نظر میدهند و اگر مخالفت مربوط به اصل است آنوقت جا دارد که مخالف و موافق صحبت کنند.
البته موافق صحبت کرده حالا نوبت مخالف است آقای بنی صدر شما مخالفید؟ (بنی صدر ـ بنده از اول تا آخر این اصل حرف دارم.)
بفرمائید آقای بنی صدر.
بنی صدر ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
من روز اول که اینجا عرض کردم طرز فکر یونانی حاکم است، بعد در یک مجلسی آقای جوادی گفتند که این حرف را تکرار نکنیم ولی حالا ناچارم که تکرار کنم.
عرض کنم که پایة هر مکتب و هر دستگاه فلسفی یا سیاسی مبتنی به یکی از سه توازن است، یا توازن قواست که این اصولی که به این ترتیب نوشتهاید از این توازن پیروی کرده است، یا عدم توازن قواست که به نظر من توحید همین است و یا بینابین این دو تا است اگر دقیق بشویم این دستگاههای فلسفی که در دنیا وجود دارند این مکتبها و ایدئولوژیها بر یکی از این سه تا مبتنی است.
از روزهای اول حتی قبل از اینکه انقلاب پیروز بشود امام در تمام بیاناتشان حتی تا هفته پیش که به مخبر ایتالیائی گفتند که احزاب در ایران اگر توطئه نکنند آزاد خواهند بود، هر حزب با هر مرامی که میخواهد باشد.
چهارشنبه هفتة پیش که در خدمت ایشان بودیم گفتند وقتی او گفت چرا جلو احزاب را گرفتهاید در جواب گفته شده نه، اینها آزادی فعالیت نمیخواستند بلکه میخواستند توطئه کنند و بنده را اسم بردند که دعوت بحث آزاد از آنها کردیم و تا این موقع که بنده خدمت شما هستم در زمینه مباحث ایدئولوژیک حتی یکنفر مراجعه نکرده است که حاضر باشد با ما بحث بکند.
ایشان این موضوع را هفته پیش فرمودند و قبل از اینکه به قم هم تشریف ببرند در مدرسه علوی بنده را معین کردند و گفتند که اگر آنها حرفی دارند بیایند بنشینند و بحث کنند، ماهم اعلام کردیم و در قم هم ایشان اعلام کردند.
پس بنابراین، این بیانی را که ایشان کردند لابد بر یک واقعیتی تکیه داشته است و آن واقعیت این است که در این جهان مسلمانانی را که در تحت سلطة دیگران هستند و نمیگذارند اینها نفس بکشند خیلی زیادتر از تعداد مارکسیستهای وطن ما هستند.
اگر ما اینجا یک اصلی را به تصویب برسانیم که به استناد همین اصل همان آزادیها را از آنها بگیرند، ما زیان کردهایم.
الان در چین مسلمان زیاد هست، در روسیه مسلمان زیاد هست و اینها آزادی ندارد و ما به عنوان جمهوری اسلامی قویاً و با تمام قوا باید کوشش بکنیم که آنها آزادی پیدا کنند، پس ناچار ما با تکیه و استناد به اینکه اسلام تمام آنچه را که علم به آن رسیده است و یا خواهد رسید متضمن است و هیچ باکی به اندازه سرسوزنی از بحث با هر ایدئولوژی نداریم.
سابق بر این ما تحت فشار بودیم و دیگران آزادی داشتند، حالا ما آزادیم، به دیگران هم در این حد که برای خودمان آزادی قائلیم باید آزادی بدهیم.
ما به یک حزب اسلامی هم اجازه نمیدهیم که قیام مسلحانه علیه حکومت بکند تا چه برسد به غیر اسلامی.
در این حد که به خودمان آزادی میدهیم این را باید برای همه بپذیریم تا بتوانیم در جهان در جهت پیشبرد اسلام عمل کنیم، اگر اینکار را نکردیم متأسفانه در داخل نمیتوانیم این «نه» را اجرا کنیم چون لازمهاش ایجاد یک سازمان امنیتی است از نوعی که بود و دیدیم که نتوانست اینکار را پیش ببرد.
بنابراین منع و جلوگیری به نتیجهای نخواهد رسید و دست ما را هم خواهد بست.
ما در زمینههای ایدئولوژی گفتهایم و خواهیم گفت که هر کس هر وقت، هر جا آمادة بحث بود ما آمادهایم که از نظریه اسلام دفاع کنیم و با آنها مباحثه کنیم.
در این حد اگر ما آزادی را نپذیرفتیم زیان با جمهوری اسلامی است، زیان با خود ما است.
این متنی که شما تهیه کردهاید و متنی هم که در پیش نویس قبلی بوده، الان اگر شما دو تا متن را با هم مقایسه بکنید میبینید که حرف آقای دکتر بهشتی صحیح بود.
در آن متن پیش نویس مفاسد نیست، مصالح هست ولی در طرح شما چیزی نیست آن قسمت ذیل را بکلی برداشتهاید و میگوئید که گفتهایم آزاد است، کافی است.
نه، چنین چیزی کافی نیست ما هم همین فکرها را کردیم ودیدیم کافی نیست و دنیای واقعیتها غیر از دنیای ذهنی ما است که در آنجا چیزی را کافی بدانیم و یا کافی است.
نه، چنین چیزی کافی نیست ما هم همین فکرها را کردیم و دیدیم کافی نیست و دنیای واقعیتها غیر از دنیای ذهنی ما است که در آنجا چیزی را کافی بدانیم و یا کافی ندانیم.
ما الان در این دنیا میبینیم که دستگاههای اطلاعاتی چقدر گسترده شده است.
هیچ خبری در این دنیا نیست که شما از آن مطلع نشوید و یا بخواهید از یک ایدئولوژی سر در بیاورید و نتوانید.
شما میدانید که روسها و چینیها به قیمت تقریباً مفت مرامهای خودشان را به همة زبانهای دنیا ترجمه کرده و پخش میکنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ از وقت شما دو دقیقه مانده است.
کرمی ـ همة آقایان این صدای مرا باید بشنوند، ما مردمان مسلمانی هستیم، ما در چهار چوب اسلام اصول را تصویب میکنیم و اگر از چهار چوبة اسلام خارج بشود تصویب نمیکنیم متوجه باشید آقا این آزادیهائی که بوسیله آنها الحاد را میخواهید لای عمامه ما بگذارید ما متحمل آن نمیشویم مطمئن باشید ما را به آنها تهدید نکنید.
بنی صدر ـ ظاهراً زبان من قاصر بوده است من شما را به آنها تهدید نکردم، گفتم شما باید یک امکاناتی برای همه مسلمانها ایجاد بکنید و یک معناهائی هم که قابل اجرا نیست نگذارید، حرف من این بود.
به هر حال ما اگر بخواهیم بر اساس عدم توازن قوا عمل بکنیم باید آزادیها را در این کشور به رسمیت بشناسیم، «در حد آزادیها» نه بیشتر از آزادیها، در این حد باورم این است که متن قبلی به مراتب شاملتر و جامعتر از متنی است که پیشنهاد شده است و پیشنهاد میکنم که آن متن پیش نویس به جای متن فعلی مورد رأیگیری قرار گیرد.
یکی از نمایندگان ـ الان که میفرمائید ما باید امتهای دیگر را در نظر بگیریم نقداً اگر ما آزادی کامل به آنها بدهیم ضررهائی بردهایم، نمیدانیم که آیا در آتیه تحبیب قلوب میتوانیم بکنیم یا نه، آن مجهول و نسیه است و این نقد است ما نمیتوانیم آزادی مطلق را به این احزاب بدهیم که در رأی آنها بعضی حزبهائی هستند که میدانید مملکت را دگرگون میکنند.
بنی صدر ـ عرض کنم که آن آزادی مطلق را در هیچ جائی بهیچ کسی نداده اند.
جامعه است و در جامعه هم نسبیت حاکم است، اما صحبت تحبیب نیست صحبت حق است مسلمانها در روسیه حقوقی دارند و ما حق داریم و میخواهیم حقوِ آنها را بگیریم و اما اگر شما یک اصلی آوردید اینجا میگوئید بر طبق این اصل عمل میکنیم.
ما وقتی این حقوِ را میخواهیم بیشتر نفع میبریم تا اینکه این معنیها را بیاوریم و عرض کردم که در این جهان توانائی این معنیها را هیچ مملکتی ندارد مگر یک قوائی را بسیج کند مثل روسیه و اینها را شب و روز مراقب فکر و عمل مردم بکند این کار از جمهوری ما ساخته نیست.
بنابراین در مدتی که آزادی بیان داشته باشند و بتوانند فعالیت معقول بکنند به آنها آزادی بدهیم، میتوانیم از طریق همین بحث آزاد که سنت گرامی و عزیز دین ما است اینها را از میدان بدر کنیم و کاملا هم به اینکار توانائی داریم دیگر عرضی ندارم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای عرب بفرمائید.
عرب ـ آیا ما معتقد هستیم بر اینکه آزادی که در اسلام هست به مراتب بالاتر از آن آزادی است که در مکاتب دیگر هست؟ معتقد به این هستیم یا خیر؟ وقتی ما گفتیم که در صورتیکه نقض حاکمیت جمهوری اسلامی را نکنند دیگر آزادی به تمام معنی به او دادهایم اما وقتی از این حد آزادی خارج شد خوب، جلویش را میگیرند.
موسوی تبریزی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
اولا آقایان این را توجه داشته باشند این اصلهائی را که گروه سه با اصلاح نوشته است آنها را وحی منزل نمیداند که حتماً این باشد غیر این نباشد.
اگر هم یک وقت اشتباهی مثلا اشتباه ادبی و یا عبارتی، یا در محتوا اشتباه داشته باشد، ما اصرار نداریم همین باشد ولی اینرا هم نباید فراموش بکنند، این اصل را که مثلا ما به این صورت در آوردیم بعد از اینکه مطالعاتی به عمل آمد به این صورت در آمده است.
علی ای حال بنده به اصطلاح یک اصلاح عبارتی اگر بکنم شاید بعضی از اشکالات دوستان برطرف شود.
اصل آزادی خدادادی، بشر حتی در اختیار دین هم آزاد است حتی آزاد است که به خدا هم قائل نباشد و در اختیار همه چیز آزاد است.
از این اصل آزادی خدادادی که به بشر داده شده است در این اصل که با این کیفیت نوشتیم از آن استفاده کردیم.
به اضافه آن مقرراتیکه در مجتمع اسلامی داریم به این صورت در آوردیم، ما میگوئیم احزاب حتی کمونیست یک حزبی که نه به مبدا معتقد است نه به معاد، حتی در ترویج مرام خودش آزاد است.
از این عبارت استنباط نمیشود که آن محدود است، بلکه مثلا حزب کمونیست هم آزاد است، اصلا مرام احزاب اگر مختلف و متضاد با هم نباشند دیگر معنی ندارد.
وقتی احزاب متعدد باشد، مسلکها متعدد باشد، مرامها با هم تضاد داشته باشند که شاخ به شاخ هم بگذارند.
بنابراین ما میگوئیم حزب کمونیست آزاد است حتی در ترویج مرام خودش، اگر آزاد نباشد پس این چطور حزبی است.
این همان آزادی است که خدا به بشر داده است این از نظر آزادی تکوینی، اما از نظر تشریعی، در ترویج مرام خود هر حزب آزاد است منتها ما در اسلام یک نظام اسلامی داریم، مقررات اسلامی داریم، همان مقرراتی که این آقایانی که اینجا هستند و تمام فقها در کتابهایشان نوشتهاند.
راجع به اقلیتهای مذهبی یهود و نصارا، زرتشت که اینها اهل کتاب یا فی حکم اهل کتاب هستند، تمام فقها در عصر غیبت این حق را به آنها دادهاند.
آنها در عمل کردن و در ترویج مذهب خود آزادند که به تمام محتوای مذهب خود عمل بکنند و آزاد هستند مادامیکه اخلال بر شرایط ذمه نکنند، مگر این نیست؟ اگر اخلال بر شرایط ذمه نکنند عیب ندارد.
شرایط ذمه این است که فرِ اسلام را به هم نزنند تعرض بر مسلمین ننمایند.
همان احزاب هم که ما میگوئیم آزاد است حتی در مرام خود آزادند و میتوانند مرام خودشان را تبلیغ بکنند.
(نایب رئیس ـ آقای موسوی دو دقیقه بیشتر وقت صحبت ندارید.)
بلی خواهش میکنم دو دقیقه دیگر به وقتم اضافه بفرمائید تا اشکالاتی که در این اصل شده برطرف شود.
(نایب رئیس ـ حالا از همین دو دقیقه وقت که دارید استفاده کنید.)
پس بنابراین احزاب، جمعیتها، سندیکاها، اتحادیهها، سیاسی یا هنری یا هر چه میخواهد باشد مادامیکه مخل بر نظام اسلامی نباشند، اینها در مرام خودشان آزادند.
این از این جهت، و اما اینکه جناب آقای بنیصدر فرمودند اینها را اگر محدود کنیم آنوقت نتیجتاً در ممالک خارج به ما ضرر میرسد، در قید دوم آن مقدمه که گفتیم بر طبق نظام مقررات اسلامی که در مجمع مسلمین حاکم است، این یک دستوری است که خدا به ما داده است ما از خودمان نمیخواهیم احزاب را مقید و محدود کنیم.
مادامیکه مخل بر نظام اسلامی و بر ضد اسلام نباشند و شاخ به شاخ اسلام نگذارند و نخواهند اسلام را از میدان بیرون بکنند، آزادند.
به آن حدی که رسیدند، اسلام اینجا چوب لای چرخ آنها گذاشته است.
با هم عمل میکنند و با هم قدم بر میدارند ما از خودمان نمیگوئیم و اما از این مخاطرةشان غصه نخورید، این به اصطلاح قانون اساسی، قانون اساسی مملکت ایران است حالا درخارج چطور میشود کاری نداریم این هم یک مطلب.
و یکی هم راجع به تشکیل احزاب گفتیم و آن قید را که ما در آخر حذف کردیم ما دیدیم اصلا لغو است این چرا لغو است؟ احزاب، جمعیتها، سندیکاها، اتحادیهها آیا این یک مفهومی نیست که با افراد تحقق پیدا میکند؟ در عالم مفهومشان که نمیخواهیم بحث بکنیم حزب، یعنی آن افرادی که در یک مرام و در یک سیاست مشترک هستند.
پس بنابراین اصل احزاب که تشکیلش آزاد شد، این صراحتاً میرساند که پس از مشارکت افراد و در تمام این احزاب که تشکیلش آزاد شد، این صراحتاً میرساند که پس از مشارکت افراد و در تمام این احزاب این قید را گفتیم «تا آنجا که مجتمع اسلامی را به هم نزند تشکیلش هم آزاد است».
نتیجتاً شرکت افراد هم آزاد است، هیچکس حق جبر بر دیگری ندارد.
ما تصور کردیم آن قید آخر که در آن پیش نویس قانون اساسی گفته بود که باید شرکت افراد آزاد باشد و هیچکس نمیتواند فردی را مجبور بر طرد یا شرکت بکند، زائد است.
(نایب رئیس ـ آقای موسوی وقت شما تمام شد.)
این منظور ما بوده، حالا بعد رفقا خودشان میدانند.
ما نمیگوئیم وحی منزل است تصور رفقای ما تا آنجا که من یاد دارم این بوده است اختیار با خود شما است.
حالا میخواهید تصویب بکنید یا میخواهید آن پیشنویس اصلی را به رأی بگذارید.
من هم از جمله افرادی هستم که با یک اصلاح رأی میدهم هیچ اشکالی هم ندارد.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فاتحی به عنوان آخرین مخالف بفرمائید.
فاتحی ـ پس از سلام به آقایان محترم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
آنطور که من جو مجلس را مطالعه کردم، فکر کردم تقریباً این اصل تلقی به قبول شد و البته بحثی که علما و دانشمندان و نمایندگان محترم هر کدام داشتند مربوط به جملاتش بود.
و اما اینکه من احساس دارم یعنی خودم فکر میکنم و برداشت من از اسلام این است که اصلا اجازة تشکیل حزب صحیح نیست برای اینکه اساس دو قسم است یا افرادی هستند از مسلمین و یا غیر مسلمین و اما از مسلمین یعنی اسلام...
(کیاوش ـ این نظر شخص خودتان است.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ همة مستمعین ما و همة کسانیکه میبینند و میشنوند میدانند که این نظر شخص گوینده است.
فاتحی ـ این نظر شخص خود بنده است، تعبیر فهم شخص خود بنده است از اسلام، این فقط فکر خود شخص بنده است و دلیلش را هم به عرض میرسانم.
اساس اسلام اگر مسلمین بخواهند متحد باشند، پیروزی و نصرت همراه آنها است.
این انقلاب در سایه وحدت اقشار مختلف به دست امده است و این همه امام گله دارد از ملت به خاطر همان غرب گرائیش با اینکه اسلام را قبول دارد، هر چه اجتماع فشردهتر باشد، پیشبرد کارمان بهتر است.
پس بنابراین «الا ان حزب الله هم المفلحون و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا».
برداشت شخص من این است میان خود مسلمین به عنوان حزب اجازه نمیدهد.
اما دیگر فرِ و ادیان وفیالمثل همانطوریکه صحبت شد اسلام مانند کمونیست و سایر فرِ نیست، اسلام این اجازه را داده بطور کلی چه در زمان ائمه و هر چه بعد اجازة سخن گفتن و استدلال را به آنها حتی در مسجد امام صادِ(ع) داده بود.
البته در مقام تبیین حق و آنچه که در فکرش دارد اسلام به تمام افراد از نظر عقیده و ایدئولوژی اجازة بیان مطالب را میدهد.
«لااکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی».
پس اسلام این اجازه را به سایرین داده که حد و مرزی داشته باشد، سوء استفاده نکنند و به اصل نظام جمهوری اسلامی خدشه وارد نکنند و صدمه نزنند.
این قانون غرب زدگیش و شرِ زدگیش به تعبیر استاد آقای منتظری...
(نایب رئیس ـ آقای فاتحی یک دقیقه بیشتر وقت ندارید.)
چشم، این غریب به نظر میرسد که مثلا احزاب هم تشکیل نشود فقط ما یک حزب داریم آن هم حزب خداست.
بله، شما خواهید گفت، دیگر جمعیتهائی نداریم، جمعیتهائی داریم ولی در چهارچوب اسلام تشکیل میشود، مثلا مؤسساتی با جمعیتهائی تشکیل میشود شور و تبادل نظر میکنند که به آن هم به اصطلاح، دیگر حزب گفته نمیشود.
(نایب رئیس ـ آقای فاتحی وقت شما تمام شد.)
او در چهارچوب اسلام است او در جهت و پیشبرد مقصد اسلام است پس تشکیل حزب از نظر برداشت شخص من از اسلام صحیح نیست.
به تمام ادیان و حتی به تمام احزاب اعلام میکنم و با آنها مباحثه میکنم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ پیشنهاد شده که متن پیش نویس قبلی را هم مطرح کنیم، آقایان با این امر موافقند که طبق تصمیمی که صبح گرفته شد عمل کنیم؟ (یکی از نمایندگان ـ دو قسمت را به رأی بگذارید) یعنی بدون تغییر؟ هر دو را به رأی بگذاریم اگر یکی رد شد، دیگری را به رأی میگذاریم (یکی از نمایندگان - پیشنهاد من این است که اول از آقایان بپرسید هر کدام را که توافق کردند آنرا به رأی بگذارد.
من خیال میکنم دومی اصلاحش خیلی طول بکشد و لزومی هم ندارد).
یک سؤال و آن این است که اگر تغییر با نظر اکثریت باشد دیگر نمیگوئیم اصلاح متن.
(منتظری ـ پیشنهاد من اصلاح متن است، آنرا بخوانید.)
به نظر دوستان اگر اصل بیست و نه را بخواهیم قسمت به قسمت به رأی گذاشته شود، بنابراین ناچار میشویم که از این اصل صرفنظر بکنیم و برویم سراغ اصل دیگر، این هم که درست نیست اگر چنین نظری نداشته باشید، بنابراین، این را به رأی میگذارم.
(نمایندگان ـ اصل متن را بخوانید) اجازه بدهید اصل متن سی پیشنهادی گروه سه را میخوانم، «تشکیل احزاب، جمعیتها و کانونها، سازمانها، اتحادیهها، سندیکاها، و انجمنهای گوناگون ادیان رسمی سیاسی، فرهنگی، صنفی، ادبی، هنری با اساسنامه و مرامنامه مصوب و اعلام شده آزاد است مشروط بر اینکه در محتوای مرامنامه و در عمل، اصل استقلال، آزادی حاکمیت نظام جمهوری اسلامی وحدت ملی و تمامیت ارضی را نقض نکرده اقدام ننمایند و نیز مسلح و وابسته به بیگانه نباشد».
حالا اینکه در پیشنویس به عنوان اصل استقلال، آزادی، حاکمیت نظام جمهوری اسلامی وحدت ملی و تمامیت ارضی را نقض نکرده اقدام ننمایند و نیز مسلح و وابسته به بیگانه نباشد».
حالا اینکه در پیش نویس به عنوان اصل بیست و شش است اینجا عنوان میشود «اصل 26- احزاب جمعیتها و انجمنهای دینی، سیاسی و صنفی آزاد است مشروط بر اینکه اصول استقلال، آزادی، حاکمیت و وحدت ملی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند شرکت افراد در این گروهها آزاد است و هیچکس را نمیتوان از شرکت در گروه دینی، سیاسی و اجتماعی دلخواهش منع کرد یا به شرکت در یکی از این گروهها او را مجبور ساخت».
اجازه بدهید همان متن را میخوانم که اگر اصلاحی لازم داشت انجام بشود.
اصل بیست و شش خدمت آقایان هست؟ اصل 2
6ـ تشکیل احزاب، جمعیتها و انجمنهای دینی، سیاسی و صنفی آزاد است مشروط بر اینکه اصول استقلال، آزادی، حاکمیت و وحدت ملی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یک سؤال روی کلمه «تشکیل» بود که آیا حذف آن ضرورت دارد یا نه بنویسند «احزاب، جمعیتها و انجمنهای دینی و صنفی آزادند.
» بدون کلمة «تشکیل» اصلا وقتی گفته شد و احزاب آزادند هم تشکیل و هم سایر جهات را شامل میشود.
موافقین با اینکه کلمه «تشکیل» حذف میشود و مینویسیم «احزاب، جمعیتها و انجمنهای دینی و صنفی آزادند.
» (یکی از نمایندگان ـ راجع به تشکیل و تأسیس ممکن است طوری مرقوم بفرمائید که «احزاب موجود آزادند» اما در مورد تشکیل مجدد حزب شاید صلاح نباشد.)
آقا، نظر دادند و رأی گرفتیم خواهشمندم دیگر صحبتی نفرمائید تا به جائی برسیم یک ساعت و ربع است که داریم درباره تمام این نکات بحث میکنیم.
نظر آقای فاتحی این بود که تشکیل حزب در میان مسلمانها ممنوع است.
موافقین با اینکه تشکیل حزب بر اساس اسلام آزاد است دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
«احزاب و جمعیتها و انجمنهای دینی، سیاسی و صنفی...
» مدنی ـ آقایان توجه داشته باشند که وقتی انجمنهای دینی را گذاشتیم شناخته شده و غیر شناخته شده را شامل میشود اگر به دست مردم بدهیم فردا آن جمعیتهای دینی شناخته نشدهاند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اجازه بدهید من یکییکی را به رأی میگذارم موافقین با اینکه بنویسیم «انجمنهای دینی و انجمنهای وابسته به اقلیتهای شناخته شده» دست بلند کنند.
(منتظری ـ اسلام چه؟) انجمنهای اسلامی و دینی و...
بنابراین انجمنهای دینی و انجمنهای اسلامی و انجمنهای وابسته به اقلیتهای شناخته را شامل میشود موافقین با این عبارت دست بلند کنند.
(یکی از نمایندگان ـ انجمنهای دینی شناخته شده.)
(ربانی ـ انجمنهای دینی قانونی.)
اگر بخواهیم تعبیر جامع باشد همین است که عرض شد «انجمنهای دینی وابسته به اقلیتهای دینی شناخته شده» که عبارت اصل سیزدهم بود.
(مکارم شیرازی ـ بعداً هم اگر از نظر ادبی بخواهید اصلاح کنید پس همین حالا اصلاح بفرمائید.)
(ربانی ـ بنویسید انجمنهای دینی قانونی.)
رویش بیانی نداریم آقای ربانی چون اصطلاح قانونی جلوتر نبود مبهم است.
(طاهری ـ انجمنهای اسلامی و اقلیتهای دینی و این را هم که قبلا امضاء کردهاید.)
همه اقلیتهای دینی؟ (طاهری ـ بله، همه اقلیتهای دینی.)
اقلیتهای دینی شناخته شده.
(بنی صدر ـ قانونی یعنی شناخته شده.
همه را شامل میشود و آنهائی هم که قانونی نیستند شامل نمیشود.)
(یکی از نمایندگان ـ قانونی بهتر است.)
(منتظری ـ احزاب سیاسی و...)
از نظر عبارت ناچاریم که اصولا این قسمت دینی را آخر بیاوریم که سیاسی و صنفی در جای خودش قرار بگیرد باید بنویسیم: «احزاب، جمعیتها و انجمنهای سیاسی، صنفی و اسلامی و انجمنهای وابسته به اقلیتهای دینی شناخته شده».
(منتظری ـ دینی را اول بیاورید بنده با بقیهاش کاری ندارم.)
(ربانی ـ آقای بهشتی، قانونی چه اشکالی دارد؟) ما جلوتر نیاوردیم آقایان «قانونی» را کافی میدانند؟ (یکی از نمایندگان ـ خیر.)
یک راه اینست که ما این «تشکیل» را حذف بکنیم و بنویسیم «انجمنهای اسلامی یا انجمنهای دینی وابسته به اقلیتهای شناخته شده، احزاب و جمعیتها و انجمنهای سیاسی و صنفی آزادی است.
» مکارم شیرازی ـ من موافق نیستم، میگویم اگر میخواهید تشکیل احزاب را بیاورید شما که اول رفتید روی اسلام پس باید آنطوری تنظیم بشود که یک نتیجهای بگیریم.
طاهری اصفهانی ـ شما اینطور نمیتوانید به تصویب برسانید این اصل به این کیفیت که گروه سه تنظیم کرده بود اکثریت نیاورد این را بدهید به گروه سه که امشب تنظیم کنند و فردا بیاورند و در کمیسیون مشترک هم بحث بشود.
بعد بیاورید در جلسه مطرح کنید و به رأی بگذارید.
بنی صدر ـ آقای بهشتی یک جملة انجمنهای قانونی دینی اولش بگذارید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اگر بخواهیم عبارت دنبالهاش درست بیاید ناچاریم این انجمنهای اسلامی را که یک مقدار قیود دارد در اول بیاوریم آنوقت عبارت سر راست است و بقول آقا میتوانیم آن را در آخر هم بیاوریم و هیچ اشکالی هم ندارد.
طاهری ـ شما صنفی و سیاسی را بر دینی مقدم داشتهاید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عیبی ندارد، بنده یکبار دیگر میخوانم: اصل 30 ـ احزاب، جمعیتها و انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزاد است مشروط به اینکه اصول استقلال، آزادی، حاکمیت وحدت ملی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ موافقین با این متن دست بلند کنند.
(سی و شش نفر دست بلند کردند) این متن سی و شش رای موافق دارد.
«حاکمیت ملی» اصلا لزومی ندارد چون «استقلال و آزادی و وحدت ملی» تکرار میشود اصلا به نظر میآید «حاکمیت» ضرورتی هم ندارد زیرا معنای خاصی را در رابطه با حزب نمیرساند اگر «حاکمیت» را بر داریم چیزی کم نمیشود.
(تهرانی ـ کلمة «شرع مقدس» را اضافه کنید.)
آقای جوادی توضیح دادند که وقتی میگوئیم استقلال را نقض میکند هر حزبی که وابسته به بیگانه است استقلال را نقض کرده است.
(یکی از نمایندگان پس موازین اسلامی اضافه بشود.)
دوستانی که موافقند قید «موازین اسلامی را نقض نکنند» اضافه شود، دست بلند کنند (پنجاه و سه نفر دست بلند کردند) بنابراین تصویب شد که «موازین اسلامی» نوشته شود «شرکت افراد در این گونه گروهها آزاد است و هیچکس را نمیتوان از شرکت در گروه دینی و سیاسی و اجتماعی دلخواهش منع کرد یا به شرکت در یکی از این گروهها او را مجبور ساخت.
» (انواری ـ ممکن است شرکت در احزاب باعث گمراهی بعضی اشخاص بشود.)
(مکارم شیرازی ـ «با حفظ شرایط فوِ» لازم نیست قید شود؟) خیر اجازه بدهید، این عبارت خیلی طولانی است و ابهام دارد که رأی هم بقدر کافی نیاورد یک عبارتی اینجا داریم که پیشنهاد شده است اینطور بنویسیم «و هیچکس را نمیتوان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت» موافقین با این متن دست بلند کنند (اکثر دست بلندکردند) رأی کافی است بنابراین اصل را میخوانم و صحبتی نفرمائید که بعد رأی بدهید، میخوانم: اصل 30 (اصل بیست و ششم) ـ احزاب، جمعیتها و انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده ازادند مشروط به اینکه اصول استقلال، آزادی وحدت ملی، موازین اسلام و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند.
شرکت افراد در این گروهها آزاد است و هیچکس را نمیتوان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.
لطفاً گلدآنهارا برای رأی ببرید.
(اخذ رأی بعمل آمد و نتیجه به شرح زیر اعلام شد) نایب رئیس (بهشتی) ـ شمارش آراء بعمل آمد رأی ریخته شده شصت و هشت رأی بود که دو رأی اضافه بود و خارج شد میماند شصت و شش رأی، که از این تعداد پنجاه نفر موافق، هفت نفر مخالف و نه نفر ممتنع بودند بنابراین تصویب شد.
تکبیر (حضار سه مرتبه تکبیر گفتند)
5ـ طرح اصل 31 نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل سی و یک چیزی نیست ساده است.
(کرمی ـ اولش چیزی نیست بعد چیزها از آن در میآید.)
اصل 31 ـ تشکیل اجتماعات و راهپیمائیها بدون حمل سلاح و با اعلام قبلی در خیابانها میدانها و مراکز عمومی آزاد است به شرط آنکه مخل امنیت و نظم عمومی بر خلاف مبانی اسلام نباشد.
دولت باید امنیت اجتماع کنندگان و مراکز و مسیرها را تضمین کند و از درگیریهای خشونت بار جلوگیری نماید نایب رئیس (بهشتی) ـ کلمة «علیه» را بر حسب دستور قبلی «بر خلاف» کردیم در این مورد سؤالی هست؟ بشارت ـ این با «اعلام قبلی» یعنی خودشان اعلام کنند؟ به علاوه به عقیدة من «با اعلام قبلی» را بگذارید قبل از «حمل سلاح».
نایب رئیس (بهشتی) ـ اگر قبل هم بیاید همین است.
(یکی از نمایندگان ـ این جمله شامل مسکن هم میشود؟) خیر آقا، میدانها است، میدانها و مراکز عمومی یک نفر از گروه سه بیاید و به این سؤال جواب بدهد، ولی اجازه بدهید من این سؤال را مطرح کنم سؤالی که مطرح است این است که مراکز عمومی اگر بخواهد شامل سالنها و مساجد و جاهائی که مزاحم رفت و آمد مردم هم نیست، بشود، آن قیود دیگر چرا؟ چرا ضرورت دارد که اعلام قبلی کنند؟ ضرورتی ندارد اگر بخواهند مجلسی منعقد کنند یا در مسجد جمع بشوند، بروند و اعلام قبلی بکنند، بنابراین...
(یکی از نمایندگان ـ نه اینکه به دولت اطلاع بدهند بلکه خودشان یک اعلامیه بدهند که فردا ما راهپیمائی داریم، همین کافی است.)
این راجع به راهپیمائی است سؤال این است که اگر خواستند پانصد نفر بدون اعلام قبلی در مسجد جمع بشوند عبارت درست بشود.
(موسوی تبریزی ـ این را به رأی بگذارید که آیا پیشنویس قبلی را اصلاح بکنیم یا به این رأی بدهیم که وقت هم تلف نشود.)
متن پیش نویس را میخوانم متن پیشنویس به نظر میآید اشکال کمتری داشته باشد.
اصل 27 ـ تشکیل اجتماعات مسالمتآمیز آزاد است و مقررات مربوط به اجتماع و راهپیمائی در خیابانها و میدانهای عمومی به موجب قانون معین خواهد شد.
یکی از نمایندگان ـ مسالمتآمیز یعنی چه؟ این بهانه به دست عدهای میدهد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ ملاحظه میفرمائید، یک مطلب داریم راجع به اجتماع و راهپیمائی در خیابانهای عمومی این که گفتید قانون بعد تعیین میکند، تشکیل اجتماعات آزاد است با قید مسالمتآمیز یا با قید دیگر این معنایش این است که این اجتماعات توی خیابانها و میدانهای عمومی نیست، این اجتماعات در جای دیگر است سؤالی که میکنند اینست که آیا قید «مسالمتآمیز» لازم است در غیر خیابانها و میدانهای عمومی هم قیدی لازم است یا اینکه خیر احتیاجی به این قید نیست.
آقای رحمانی شما چرا پشت تریبون تشریف آوردید؟ رحمانی ـ شما فرمودید اگر کسی میخواهد جواب بدهد بیاید.
الان از بنده سؤال میکنند و میخواهم جواب بدهم مقایسه هم بکنم طرح پیشنهادی خودمان رابا مطالعه طرح پیشنویس قبلی اجازه بدهید فکر بکنم و جواب بدهم، سؤال بفرمائید.
سبحانی ـ راهپیمائی بدون حمل سلاح، رژه ارتش را هم شامل میشود و از حمل اسلحه آنها جلوگیری میکند یا خیر؟ رحمانی ـ ارتش دو نوع راهپیمایی دارد، یک راهپیمایی سیاسی است که حمل سلاح لازم ندارد و مثل تمام مردم در یک راهپیمایی شرکت میکنند ولی به عنوان رژه و عناوین دیگر که اگر عنوان راهپیمائی به این نوع اجتماعات داده بشود آنوقت البته مشمول این لفظ نخواهد بود، راهپیمائی ارتش هم باید مثل همة مردم باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ سؤال آقای سبحانی روشن است و شما هم دو کلمه جواب بدهید، ایشان میگویند ارتشیها بدون اینکه مردم دیگر با آنها باشند حق دارند با سلاح در خیابان راهپیمائی کنند؟ (رحمانی ـ خیر، حق ندارند با سلاح راهپیمائی کنند.)
دولت حق اجازه دادن به آنها را ندارد؟ (رحمانی ـ دولت هم حق ندارد به عنوان راهپیمائی چنین اجازهای را بدهد.)
بسیار خوب سؤالشان را کردند.
(بشارت ـ گروه این حرف را قبول ندارد.)
آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ با اعلام قبلی نوشتهاند یعنی بدون اعلام قبلی ممنوع است.
حجتی کرمانی ـ مگر این مطرح نیست من نظرم را میگویم بعد جواب بدهید این طرح پیشنویس مطرح است شما جواب پیشنهاد گروه سه را میدهید، این که صحیح نیست.
رحمانی ـ ما با آن کاری نداریم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این را من توضیح میدهم، آقای حجتی ما گفتیم طرح پیشنویس را مطرح کنیم و رأی بگیریم و رأی اکثریت هم همین بود ولی روی قید «مسالمتآمیز» بحث آمد (یکی از نمایندگان ـ همین دفاع از پیشنهاد سبب شده که هر گروهی بیاید اینجا و صحبتهائی بکند و الان یکماه و چند روز است که کاری از پیش نبردهایم.)
صحیح است.
(یکی از نمایندگان ـ پیش نویس قانون اساسی را اصلاح کنید و جلو بروید، هر کس میخواهد پیشنهاد خودش را تحمیل کند.)
اگر ما روی آن اصل پیش نویس به سؤالی رسیدیم چه کسی باید جواب بدهد؟ دکتر شیبائی ـ من جواب میدهم زیرا کسی که وارد است باید جواب بدهد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ غیر از گروه باید جواب بدهد.
آقای رحمانی انتقاد آقایان وارد است.
دکتر ضیائی ـ قیود متن اول مربوط به شهربانی و مجلس شورای ملی است، ربطی به قانون اساسی ندارد بنابراین همان متن پیش نویس اول را به رأی بگذارید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بنده هم میخواستم همین را به رأی بگذارم اگر هم نمیفرمودید نظر بنده هم همین بود.
آقای منتظری یک سؤال دارند، آقای رحمانی جواب بدهید.
رئیس (منتظری) ـ اگر بدون حمل سلاح و با اعلام قبلی...
هر دو را حذف کنیم به این شکل: «اجتماعات و راهپیمائی در خیابانها و میدانهای عمومی آزاد است به شرط آنکه مخل امنیت ونظم عمومی و بر خلاف مبانی اسلام نباشد.
» هیچ اشکالی هم ندارد.
رحمانی ـ حمل سلاح برای اجتماع کنندگان و اشخاص که راهپیمائی میکنند ذاتاً خطرناک است.

6ـ پایان جلسه نایب رئیس (بهشتی) ـ متأسفانه چند دقیقه وقت ما برای این کار تمام شده است ما میخواستیم از آن یکربع ساعت به آخر وقت مانده برای بررسی و شاید تصویب این اصل استفاده کنیم.
فردا ساعت تغییر میکند تشکیل جلسه گروهها ساعت هشت صبح و اگر آقایان عنایت بفرمایند سر ساعت هشت تشریف داشته باشند و اگر میتوانید ساعت هفت و نیم بیائید چون هشت و نیم امروز همان هفت و نیم فردا میشود، موافقید هفت و نیم باشد؟ (اکثر موافق بودند) بنابراین تا ساعت ده جلسة گروهها است و از ساعت ده تا ده و نیم تنفس است و استراحت میکنیم از ساعت ده و نیم تا دوازده که وقت نماز است یک ساعت و نیم برای جلسه علنی وقت داریم و بعدازظهرها که این روزها ساعت چهار تشکیل جلسه علنی میدادیم اگر بخواهیم به همین منوال باشد باید ساعت سهجلسه علنی را تشکیل بدهیم.
بنابراین آقایان موافقت میفرمایند که فردا ساعت سه بعدازظهر تا ساعت شش جلسه علنی داشته باشیم؟ (اکثر موافق بودند) بسیار خوب والسلام علینا و علی عباداللّه الصالحین.
(جلسه ساعت نوزده و پانزده دقیقه پایان یافت) نایب رئیس مجلس بررسی نهائی قانون اساسی ـ دکتر سید محمد حسینی بهشتی