مشروح مذاکرات تدوین قانون اساسی


+ جلسه سوم 29 مرداد 1358

جلسه در ساعت نه و ده دقیقه روز بیست و نهم مرداد ماه 1358 هجری شمسی برابر با بیست و ششم رمضان المبارک 1399 هجری قمری به ریاست آقای سید محمد حسین بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.


فهرست مطلب:

1ـ اعلام رسمیت و شرح دستور جلسه

2ـ اعلام اسامی گروه بررسی و تنظیم آئین نامة داخلی مجلس بررسی نهائی قانون اساسی

3ـ ادامه بحث در کلیات پیش نویس قانون اساسی

4ـ اعلام تنفس به مدت پانزده دقیقه

5ـ تشکیل مجدد جلسه و دنباله بحث دربارة کلیات پیش نویس قانون اساسی

6ـ پایان جلسه و تعیین زمان تشکیل جلسه بعد دبیرخانة مجلس بررسی نهائی قانون اساسی

[----------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت و شرح دستور جلسه نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.

با حضور چهل و پنج نفر از دوستان در جلسه و چهار نفر از دوستانی که با اجازه مجلس در کمیسیون شرکت دارند که جمعاً چهل و نه نفر میشوند بر مبنای دو سوم تمام نمایندگان، جلسه رسمیت دارد.

دستور جلسه بحث هائی است که دوستان عزیز درباره قانون اساسی به طور کلی ایران می فرمایند و نقطه نظرهائی را که به نظرشان میرسد بیان میکنند.

چون تا این لحظه بیست و دو نفر نوبت گرفتهاند طبیعی است که باید گفتهها حتی القدور در حد اختصار باشد وتا عصر امروز که فرصت برای صحبت هست زمینه برای شرکت دیگران که هنوز اسم ننوشتهاند، خالی میشود.

همینطور که دیروز هم عرض شد هیچ سخنی جواب ندارد.

گوینده بعدی میتواند ناظر به مطالب گویندههای قبلی، مطالب و نظراتش را بگویند و به طور کلی دوستان عنایت دارند که نوع برخورد آراء و افکار در چنین مجمعی همان نوع مباحثه است ولی نه به آن شکلی که ما عادت داریم یعنی وقتی کسی مطلبی گفت و ما درباره آن نظری داریم همان موقع نظرمان را میگوئیم.

این «همان موقع»اش را برداریم بقیهاش را قبول داریم کسی مطلبی دارد میگوید و ما نظری درباره آن داریم، نظرمان را یادداشت میکنیم و وقتی نوبتمان شد آن را اظهار میکنیم.

البته از دوستان خواهش میشود که در هر مطلبی وقتی چند نفری صحبت میکنند اگر بشود یکی از دوستانی که نوبتش میرسد یک جمعبندی هم از مطالب بیان شده بکند که برای حضور ذهن همه کار مفیدی کرده است.


2ـ اعلام اسامی گروه بررسی و تنظیم آئیننامة داخلی مجلس بررسی نهائی قانون اساسی نایب رئیس (بهشتی) ـ ضمنا به اطلاع دوستان میرسانم آرائی که در پایان جلسة روز گذشته برای انتخاب اعضاء گروه بررسی و تنظیم نظامنامه داخلی مجلس دادند، استخراج شده و نتایجش به این صورت اعلام میشود: آقای منتظری 56 رأی ـ آقای مکارم شیرازی 49 رأی ـ آقای غفوری 47 رأی آقای ربانی شیرازی 36 رأی و آقای موسوی اردبیلی 31 رأی.

این پنج نفر حائزین اکثریت هستند که جلساتشان را تشکیل میدهند و انشاء الله تا امروز عصر و یا تا فردا طبق قرار، نتیجه را برای استخاره آقایان به جلسه میدهند.


3ـ ادامه بحث در کلیات پیش نویس قانون اساسی نایب رئیس (بهشتی) ـ آقایانی که برای صحبت نوبت گرفتهاند به ترتیب، نفر اول آقای کرمی، نفر دوم آقای غفوری، نفر سوم آقای منتظری و نفرهای بعدی هم بر حسب نوبت.

حالا نوبت آقای کرمی است ولی چون آقای منتظری باید به کمیسیون بروند، اگر آقای کرمی موافق باشند آقای منتظری اول صحبت بفرمایند، بعد جنابعالی تشریف بیاورند.

کرمی ـ اشکالی ندارد.

نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای منتظری بفرمائید.

رئیس (منتظری) ـ اعوذباللّه من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

بنده عرایضم تقریباً چند تذکر بدوستان است.

تذکر اول اینکه، همانطور که میدانید الان تمام چشمهای ملت ایران به این مجلس خبرگان دوخته شده است.

بنابراین بایستی که این مجلس از هر جهت الگو و نمونه باشد خلاصه قدری بیپرده عرض کنم چون بیشتر نمایندگان مجلس از آقایان روحانیون هستند کسی نگوید که آقایان روحانیون در مجلس کمتر حاضر میشدند و به آن اهمیت نمیدادند، بنابراین بایستی از این جهت هم الگو و نمونه باشیم که رعایت انضباط در وقتها بشود و آقایان هم سعی کنند همان وقتی که تعیین شده تشریف بیاورند و کمتر غیبت بکنند چون کار، کار اساسی است.

این کار را در حاشیه کارهای دیگر نباید قرار بدهیم، متن کارمان الان اینست.

کارهای دیگر و دید و بازدید را فعلا کنار بگذارید.

برای اینکه شما میخواهید قانونی تنظیم کنید که سازنده و کارهای دیگر را فعلا کنار بگذاریم رعایت ساعات مجلس بشود اول وقت آقایان تشریف بیاورند کمتر غیبت بکنند و بیرون نروند.

خواهش میکنم این مسائل را رعایت بفرمایند.

موضوع دیگر که باز میخواهم تذکر بدهم اینکه بعضی از رفقای ما حتی آن طرح پیشنهادی را که دو ماه قبل در روزنامه منتشر شده نگاه نکردهاند.

در صورتیکه بایستی ما علاوه بر آن، طرحهایی را نیز که دیگران پیشنهاد و ارسال داشتهاند بررسی کنیم و از بین آنها یک طرحی را که بنظرمان جامعتر است، مقیاس کارمان قرار بدهیم.

یکی آن طرح پیشنهادی با 151 اصل است که اشکالات زیادی به آن شده است که بعدا در کمیسیونها به آن رسیدگی میشود.

بنده به سهم خود یک روز همان را برداشتم و اصلاحاتی در آن کردم و اصولی هم به آن اضافه کردم و دنبال هر اصلی یک شمارة گذاشتم که شمارة آخر آن یکصد و پنجاه و یک است، یعنی همان شماره اصول پیشنهادی سابق و این که الان در اختیار آقایان قرار گرفته است در حقیقت اصلاح شده آن اصول است اصول دیگری را هم آقای صافی و آقای سیدمنیرالدین حسینی هاشمی و بعضی رفقا نوشتهاند که پنج، شش روزی روی آن کار شده است که بصورت 188 اصل در آمده است و نسخههای آن الان بین آقایان توزیع شده است و خواهش میکنیم آقایان اوقات فراغتشان را صرف مطالعه اصول بکنند.

من به سهم خود مدافع این اصول هستم، چون طرح سابق به نظر من طوری شده که اگر بخواهیم آنرا مقیاس کارمان قرار بدهیم، خیلی از اصولش را باید تغییر بدهیم و چیزی از آن باقی نمیماند.

بنظر من باید اصولی را که الان بین آقایان توزیع شد، اصل قرار بدهیم.

البته نظر آزاد است، من با این که خودم یک چیزی نوشته بودم و آن را اصلاح کرده بودم، از آن صرفنظر کردم ما که تعصبی نداریم.

هدف اینست که کار خوبی انجام بگیرد.

اگر اصولی جامعتر و کم اشکالتر باشد بهتر است آن را مقیاس کار و مورد بحث و شور قرار بدهیم.

کم کنیم، زیاد کنیم یا تصرف کنیم.

بنابراین انتظاری که از نمایندگان دارم اینست که اصول را تا فردا مطالعه و همه را رسیدگی کنند، مثلا اصولی که توزیع شد، مطالعه کنند.

اگر قرار شد تصمیم بگیریم مقیاس کار باشد، خلاصه نظر آقایان البصیرتاً باشد.

اینهم تذکر دیگری بود که بنده خدمت آقایان عرض کردم.

چون باید به کمیسیون بروم و راجع به آئین نامه صحبت بکنیم، از همه آقایان معذرت میخواهم و خداحافظی میکنم.

نایب رئیس (بهشتی) ـ قبل از اینکه آقای کرمی تشریف بیاورند این را عرض کنم که احساس میکنم در این جلسه برادرانه هر قدر بدون القاب ـ همانطوری که همیشه با یکدیگر حرف میزنیم ـ یکدیگر را بنامیم راحتتر و اسلامیتر است.

من با اینکه عاطفه و ادبم هر دو ایجاب میکند با تجلیل از آقایان نام ببرم فکر میکنم اینطور مطلوبتر است.

نظر دوستان چیست؟ (چند نفر از نمایندگان ـ همان ساده بهتر است) آقای کرمی بفرمائید.

محمد کریمی ـ بسم الله الرحمن الرحیم، من قبل از خواندن این لایحه از آقایان تقاضا میکنم انتقادات شریفشان را بعداً بمن تذکر بدهند.

در آستانه ورود در بررسی اصول مطروحه در پیش نویس قانون اساسی، اشاره به نکات زیر لازم میدانم و آن اینست که باید بدانیم دین اسلام، بلکه عموم ادیان، پدیدهای است تعیین کننده نقش وحی خداوندی، نه آراء افراد و سرنوشت عموم مکلفین به او ارتباط دارد، نه به خود آنها.

پس جعل قانون در برابر وحی آسمانی خروج از دین است و مازاد بر اصل عقیده دینی و مازاد بر اصل عبادات ـ که خوشبختانه این دو اصل ارتباط به اصول مطروحه ندارد ـ و همچنین میتواند در مازاد بر اصل معاملات و احکام و سیاسات مصرحه منصوصه در قرآن یا سنت مکلف با عقلاء مشورت نماید و بحصول شور عمل کند علیهذا قوانین قابل جعل و بررسی فقط همان مازادها است.

متأسفانه مطلب مزبور حتی بر تدوین کنندگان پیش نویس قانون اساسی محل توجه نبوده و یا اصلا درک نکردهاند و به علت عدم شناخت مبانی اسلام، پیش نویس مزبور پر از انحراف و اغلاط علمی بدست آمده و آنهائیکه درصدد اصلاحش برآمدند دو گروه از مردمند، یکی گروهی که پایبند هیچ عقیدهای نیستند و میخواهند زندگی مردم را با روش غربی یا شرقی تطبیق نمایند و گروهی که مقید بعقیده جازمند که تخطی از آن را جرمی بزرگ میدانند و چون افراد کشور ما نود و نه درصد مسلمانند نمیتوان آنها را به بیذوقی و بیعقیدگی حواله کرد و دست از آنها کشید.

اما آن گروه بی عقیده مادامیکه خود را انسان با مزایا و حیثیتهای انسانی میشناسند و طبق همین شناخت عمل میکنند میتوانند با کمال آزادی در دامن اسلام و مسلمانها زندگی کنند.

آیه 8 و 9 از سورة ممتحنه چنین میگویند: «لاینهیکم الله عن الذین لم یقاتلو کم فی الدین.... انما ینهیکم الله عن الذین قاتلوکم فی الدین...

» انسان متعهد به حیثیتهای بشری نزد همه کس خود و حقوقش محترم است بنابراین و بطریق اولی ـ آنهم در احوال عامه ـ برادران اقلیتهای مذهبی ما میتوانند با کمال آزادیهای واقعی و با اطمینان قلب و خاطر در امر حیاتی و اجتماعی ـ دوش بدوش برادران مسلمانشان بزندگی شرافتمندانه خود ادامه دهند و به اخلاص مسلمانان متعهد متکی شوند ـ بدیهی است در شئون و احوال خاصه کمال استقلال را دارند ـ علیهذا پیش نویس مزبور باید صددرصد اسلامی در آید و مواد آن با قرآن و سنت تطبیق داده شود و مازاد آن را میتوان در معرض آراء عمومی گذارد.

تطبیق مواد اسلامیش با متخصصین آن است و سایر اقشاری که چنین تخصصی را ندارند نمیتوانند به امیال عادی خودشان اظهارنظر بنمایند.

الان و بحمدالله فقهاء متبحر در مجلس خبرگان وجود دارند و از اقشار دیگر مردمان صالح بحد وفور هستند و امیدواریم با حسن تفاهم چکیده نظرات حضرات بصورت یک قانون اسلامی مطلوب و قابل بدست آید و اجراء آن هر چه سریعتر و صحیحتر بوقوع بپیوندند ان شاء الله تعالی.

نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مقدم مراغهای بفرمائید.

مقدم مراغهای ـ بسم الله الرحمن الرحیم، حضرات آیات، حجج اسلام، آقایان، خواهر گرامی ـ آرزو داشتم که بجای خواهر گرامی اینجا میگفتم خواهران گرامی ـ در آغاز سخن از خداوند مسئلت مینمایم که در این فرصت تاریخی عنایات خود را مشمول ما ساخته و به ما یاری نماید تا در انجام وظیفه خطیری که برای اعتلای اسلام و وطن عزیزمان ایران به عهده داریم، توفیق پیدا کنیم.

مجلسی که با شرکت نمایندگان منتخب مردم برای تنظیم قانون اساسی تشکیل یافته است اولین هیأت منتخب جمهوری اسلامی است.

دربارة نحوه انتخابات جای سخن و ایراد بسیار است امروز در این مجلس جای نمایندگان بسیاری از اقشار مردم خالی است.

اعتماد عمومی به رهبری امام خمینی، رهبر انقلاب است و مردم چشم به این مجلس دوختهاند تا ببینند با امانتی که به دست شما از طرف نیروی انقلاب سپرده شده است چه خواهید کرد.

ملت ایران با قیام دلاورانه و تاریخی خود استبداد دو هزار و پانصد ساله را سرنگون ساخت و با تصمیم محکم از طریق رفراندوم، تأسیس جمهوری اسلامی را اعلام نمود.

اینک ما نمایندگان منتخب مردم در این مجلس گرد آمدهایم تا اساسی را بنیان گذاری نمائیم که ثمره مجاهدات و کوششهای مجاهدینی است که در طی قرنها کوشش نموده و شربت شهادت نوشیدهاند.

در قیام ملت ایران افرادبسیاری در راه استقلال و آزادی ایران جان خود را باختند ودر آغاز کار فریضه خود میدانم که از شهدای نامآوری که در طول چند ساله اخیر با قبول شهادت، شعله مقاومت را فروزان نگاهداشتند، نام ببرم.

آیت الله غفاریها، آیت الله سعیدیها، حقیقت نژادها، رضائیها، پویانها، گلسرخیها، دانشیان و هزاران افراد گمنانم، در چنگال خونین مأموران ساواک به شهادت رسیدند.

زندان و شکنجه را استقبال کردند، تا توانستند با اتکاء به تعالیم اسلامی و تحت رهبری امام خمینی اساس پوسیده سلطنت را سرنگون سازند.

درود بر امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران.

ملت ایران هیچگاه نام بزرگ خمینی را فراموش نخواهد کرد، پیشنهاد میکنم لوحه یادبود و دفتر افتخاری برای زنده نگاهداشتن یاد این جوانان با ایمان در همین محل برقرار گردد.

از آقایان نمایندگان محترم استدعا میکنم به احترام کلام الله مجید بپا خیزند.

(نمایندگان چند لحظه از جای خود برخاستند) اشهد ان لااله الا الله، اشهدان محمد رسول الله، اشهد ان علیاً ولی اللّه.

بخدای بزرگ سوگند یاد میکنم آنچه امروز در اینجا بعرض میرسانم بر اساس سوگندی است که در افتتاح همین مجلس یاد کردیم و از شهدائی که جان خود را فدای آرمانهای دینی و ملی و انسانی نمودهاند و با قرائت فاتحهای، احترام خود را نسبت به آنان ابراز و روح آنانرا شاد نمائیم.

یک دقیقه سکوت (نمایندگان پس از قرائت فاتحه یک دقیقه سکوت کردند).

ما امروز باید بر اساس خواست مردم مسلمان ایران، قانون اساسی ایران را که در سرنوشت مردم ایران و نسلهای آینده تأثیر خواهد گذارد، تنظیم و به ملت پیشنهاد نمائیم.

ما باید نه تنها خواست عموم طبقات امروزی بلکه خواستهای نسلهای آینده را با واقعنگری و وسعت دید اسلامی در نظر بگیریم و تنظیم و به ملت پیشنهاد نمائیم.

اسلام نجات دهنده بشر بوده و خواهد بود.

اسلام برای زمان و مکان محدود و معینی نیست، اسلام ازلی و ابدی و جهانی است.

اسلام مبشر آزادی و برابری در جهان بوده است.

اصولی که هنوز بعد از یکهزار و چهارصد سال نیرومند و جوان و تازه است، باید بر اساس اصول اسلامی، آزادی و عدالت و برابری را برای مردم ایران تضمین کنیم.

کیست که با این اصول مخالف باشد؟ مردم مسلمان ایران شایستگی آزادی و عدالت را دارند.

جامعه ایرانی احتیاج به عدالت را دارند.

آزادی باعث شکوفائی و پرورش و اعتلای انسان است و اسلام، سازنده انسانهای متعالی است.

برابری از اصول مسلم اسلام و انسانیت است.

جامعهای که در آن معنویت نباشد، همان نتایجی را ببار میآورد که ما ثمرات آنرا به چشم دیدیم.

ملت ایران قیام کرد.

قیام تنها جنبه مادی نداشت، توده مردم میدیدند که چطور سرمایههای مملکت در دست یک اقلیت معدود و بیخبر قرار گرفته و اکثریت در فقر بسر میبرند.

روح ملت از بیایمانی و ابتذال حکومت آزرده شد، معذرت میخواهم اگر این را بیان میکنم، ذکرش لازم است اگر چه درشأن این مجلس نیست.

کار سقوط جامعه به جائی رسید که در جراید ایران خبر ازدواج دو پسر را درج کردند و برای آنها مجلس عروسی ترتیب دادند.

به نام هنر در شیراز چهها که نکردند و مردم شاهد این ماجراها بودند و از فقدان تقوا و ایمان رنج میبردند و همه با هم قیام کردند.

روحانی و روشنفکر و کارگر و کارمند و کشاورز در همه نقاط کشور، آذربایجان، کردستان، فارس، خوزستان، در قیام علیه حکومت پیشین در کنار هم قرار داشتند و با اتحاد بود که پیروز شدند.

بیاد بیاوریم عظمتی را که انقلاب ما داشت با همدلی و وحدت روزهائی را گذراندیم.

که در کشور نه ارتش وجود داشت ونه ژندارم و وظیفه ما هست که با اتخاذ تدابیر لازم و تنظیم قانون اساسی عادلانه که حاوی منافع عموم طبقات و اقشار جامعه باشد، این اتحاد را محفوظ نگاهداریم.

آنچه آزادی خواهان میخواهند، تأمین آزادی و مساوات و عدالت است، در پناه اسلام و با اتکاء به اصول عالیه اسلام، این هدفها وصول مییابد پس چرا باید رهبران جامعه در آستانه انقلاب به دو گروه روشنفکران و روحانیون تقسیم شوند؟ چرا باید تخم نفاِ و خونریزی و جنگ در جامعه ما فراهم شود؟ ما همه با هم قیام کردیم، دست در دست هم داشتیم، وحدت کلمه داشتیم و امروز باید این وحدت را حفظ کنیم.

جمهوری یعنی حکومت اکثریت و اکثریت مردم ایران مسلمانند و به جمهوری اسلامی رأی دادهاند.

باید بر اساس مبانی اسلام اساس چنین جمهوری را طرحریزی کنم.

امروز دشمنان ما در سراسر جهان در انتظار هستند تا شکست ما را جشن بگیرند.

آنها که منافعشان از میان رفته است، تنها امید خود را در اشتباه ما میدانند، ما وظیفه بزرگی به عهده داریم.

مسئله اسلام مطرح است.

مردم جهان میخواهند بدانند این جمهوری اسلامی چیست و چگونه شکل میگیرد و به عمل میآید.

دشمنان و بدخواهان در کمین هستند و مسلمانان و دوستان واقعی انقلاب ایران نفس در سینه حبس کرده و نگران.

ما باید در قرن بیستم ثابت کنیم که اصول مبانی اسلام میتواند امید زندگانی انسانی و شرافتمندانه را در بشریت بیدار کند و به زندگی انسانها عمق و مفهوم انسانی بدهد.

ما باید خلاقیت علمی و فنی دنیای جدید را در خدمت اصول و مبانی اسلام بگیریم.

امروز بشر بینش و دانش بیشتری اندوخته است و این همان نویدی است که پیامبر اسلام مبشر آن بوده است.

بشر حتی تا به کره ماه قدم گذاشته است ولی با رفتن به ماه به عظمت پروردگار و مفهوم لایتناهی بیشتر آگاه گردیده است و هر چه دانش بشر به پیش میرود، به عجز و حقارت خود در مقابل پروردگار بیشتر آگاه میگردد.

چند روز پیش خبرنگاری از من سؤال کرد که وضع ایران را چگونه میبینی؟ گفتم بسیار با ثبات، گفت شما فکر میکنید این وضعیت ثبات است؟ گفتم سال گذشته را در نظر بگیرید، در این روزها همه قوای انتظامی توی خیابانها بودند و خیابانها پر از توپ، تانک و نظامی بود، امروز از آن وضع خبری نیست و قتل و جنایت و سرقت کمتر رخ میدهد.

ولی کیست که این مردم را نگه داشته جز ایمان و تقوا و مبانی اسلام که در توده مردم وجود دارد؟ اگر آقایان راحت میخوابند هیچ حافظی و نگهبانی جز ایمان و تقوای مردم ندارند.

بنده این را تذکر میدهم، خودتان هم فرمودید و آقای منتظری هم فرمودند، در این مجلس اکثریت با آقایان روحانی است و من در اینجا حامل پیامهای اصولی از اقشار مردم هستم که میخواهم به عرض برسانم حالا بسته بنظر و رأی مجلس است اگر اجازه دادید که عرض میکنم.

نایب رئیس (بهشتی) ـ تذکراً عرض کنم در مقایسه مطالبی که آقای کرمی و آقای مقدم مراغهای ایراد فرمودند و میفرمایند، یک نکته مطرح است و آن اینکه آن چه که آقای کرمی ایراد فرمودند بدستور جلسه مربوط است و آنچه که آقای مراغهای میفرمایند یک خطابه حماسی است که برای جلسه سخنرانی در زمینه جریان انقلاب و آرمانها، بسیار خوب است.

اگر اجازه بفرمائید خارج از این جلسه اعلام یک جلسه دیگر بکنیم و نه تنها ما بلکه مردم هم از فرمایش ایشان بهرهمند شوند ولی خود ایشان که آشنا هستند به مسائل جلسات قانونگذاری و میدانند که همیشه مربوط بودن سخنان یک سخنران بدستور جلسه، شرط اول تحقق همین آرمانهائی است که در چارچوب آن جلسه بیان میفرمائید و پیش از آنکه آقایان نمایندگان محترم بخواهند اعتراض بکنند، وظیفه مسئول جلسه است که این نکته و اصل را به ناطقین محترم گوشزد کند، احساس کردم فرمایشاتشان بدستور جلسه مربوط نیست منتها چون امروز جلسه اول است و ما برای نطق قبل از دستور وقت نگذاشتیم، هر چند طبق آئیننامه هم نطق قبل از دستور باید مربوط به قانون اساسی باشد و برای اینکه حقوِ همه نمایندگانی که تشریف دارند رعایت شده باشد، این سه دقیقهای که دراین فاصله وقت گرفته شد بحساب نمیآید.

جنابعالی بر طبق نظمی که برای جلسه داریم سه دقیقه دیگر میتوانید صحبت کنید لطفا ادامه بدهید.

مقدم مراغهای ـ بنده آن سه دقیقهام را هم صرفنظر میکنم ولی این نکته را عرض میکنم که ما لحظات حساسی را میگذرانیم و دنیا امروز شروع نشده و امروز خاتمه نیافته بلکه اسلام 1400 سال سابقه دارد، اسلام چیزی نیست که تازه امروز بخواهیم عرضه کنیم و آن چه من عرض میکنم لازم است که در این جلسه تاریخی عنوان بشود، اگر اجازه دادید عرض میکنم وگرنه این مقدمه بود ولی امروز و از این به بعد، صحبت در کلیات است و در کلیات محدودیتی نمیتواند باشد و من باید نظراتم را بگویم که آقایان مطلع بشوند، شاید در نظر آقایان مؤثر باشد ولی اگر فرصت ندهید بنده مرخص میشوم.

نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای سحابی فرمایشی دارید؟ سحابی ـ در مورد مطالب ایشان پیشنهادی دارم و پیشنهاد بنده این است که با توجه به نکتهای که جناب مراغهای فرمودند و با توجه به اینکه ایشان فرمودند که جای بعضی از قشرها اینجا خالی است در حالی که این ملت بود که رأی به گروههای مختلف میداد، من پیشنهاد میکنم برای اینکه سوژه از دست افراد خارج بشود اجازه بفرمائید ایشان حرفشان را بزنند ولو خارج از موضوع باشد.

نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم، قبلا لازم میدانم تذکر بدهم مطالبی که نمایندگان محترم بیان میفرمایند اگر بخواهند به اصالت این مجلس خدشهای وارد کنند، جای ایرادش در این جا نیست و میشود در بیرون مجلس این مطالب آزادانه بحث بشود.

این مجلس بر اساس داشتن اعتبار قانونی تشکیل شده است.

کسانی که به ما رأی دادهاند از قشرهای گوناگون هستند.

وقتی این مسائل مطرح میشود طبعاً باید پاسخ داده شود، پاسخ ندهیم که درست نیست، پاسخ بدهیم مجلس از محور خودش به محورهای دیگر میگردد، این بود که عرض کردم که ارتباط بدستور جلسه را باید رعایت کنیم و این در کمال آزاد منشی و رعایت اصول انجام خواهد شد.

با اینکه بنده خواهش کردم پیشنهادها را کتباً مرقوم بفرمائید، ولی باز برادرم آقای سحابی شفاهاً پیشنهادشان را مطرح فرمودند.

اگر کتباً میفرمودند، زودتر مطرح میشد.

با این حال چون پیشنهاد آقای هاشمینژاد هم شفاهی است و نمیخواهم سنتها و اصول نادیده گرفته شود، این پیشنهادها بعداً مطرح خواهد شد و شما هم آقای مراغهای بفرمائید که چقدر وقت میخواهید و چقدر وقت نیاز دارید تا مطالبتان را تمام کنید تا به رأی بگذاریم؟ مقدم مراغهای ـ نیمساعت دیگر.

نایب رئیس (بهشتی) ـ با توجه به اینکه آقای حجتی کرمانی که قبلا وقت گرفته بودند، یک ربع از وقتشان را به آقای مراغهای واگذار کردند پس یک ربع ساعت آن تأمین شده است و یک ربع ساعت دیگر را هم آقای نوربخش واگذار کردند.

پس بنابراین وقت ایشان تأمین شد.

آقای مراغهای مطالبتان را ادامه بدهید.

مقدم مراغهای ـ بنده چهرههای آشنائی را در اینجا میبینم، همین آقای حجتی کرمانی روزیکه ایشان تشریف آوردند زندان.... یکی از نمایندگان ـ ایشان مرتب خارج از موضوع صحبت میکنند آقای بهشتی چرا تذکر نمیفرمائید؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ پس اینکه شما هم میفرمائید قطعا خارج از نظام جلسه است.

آقای مراغهای بفرمائید.

مقدم مراغهای ـ ما برای پیروزی اسلام باید تمام امکانات تمدن جدید را در اختیار بگیریم.

ما در قرن بیستم زندگی میکنیم امروز تقریبا تمام مردم مسلمان از رادیو و تلویزیون، برِ، اتومبیل و هواپیمای جت استفاده میکنند.

میلیونها مردم مسلمان، با استفاده از هواپیما به حج میروند ـ آرزوئی که در دوران گذشته فقط برای گروههای خاصی امکان داشت ـ و جامعه اسلامی ما باید از این مظاهر تمدن و وسائل رفاه و آسایش در بعد انسانی آن بهرهمند گردد، بیماریهای بسیاری که تا چندی پیش لاعلاج بودهاند، امروز معالجه میشوند و علم جدید طب که هر چه به پیش میرود عظمت دستگاه خلقت و پروردگار را بیشتر جلوهگر میسازد، پیشرفتهای بیشتری کرده است.

با رعایت طب جدید عمر بشر بیشتر شده است پروردگار چنین خلاقیتهائی در نهاد بشر به ودیعه گذارده است و اگر از آن استفاده نکنیم، شکر نعمت بجا نیاوردهایم.

ملت مسلمان ایران تحت رهبری امام خمینی این نقش تاریخی را به عهده گرفته است که بر اساس اصول اسلام جامعه اسلامی ایران را اساس دهد.

در جامعه اسلامی تنها نظریه پیشرفتهای مادی نیست.

در جامعه اسلامی ایران، زندگانی باید مفهوم انسانی داشته باشد.

ما باید جهان اسلام را با شکوه و جلال و خلاقیتی که دارد ارائه کنیم.

مردم مسلمان نباید همیشه مصرف کننده باشند.

اسلام دین کار و کوشش و مجاهدت است ما باید با کار و کوشش خود وسائلی را که امروز به عاریت در اختیار داریم، خود بسازیم و تولید کنیم.

ما برای جبران عقب ماندگیهائی که در نتیجه استبداد گریبانگیر ما شده است، باید کوشش بیشتر کنیم و صنعت، کشاورزی، فرهنگ و اقتصاد فعال و با تحرک ایجاد کنیم.

سوار شدن هواپیما یا رانندگی اتومبیل از هر کس ساخته است، ولی ما باید تمام این ابزارهای جدید را خود بسازیم، ما نباید تحت هیجانهای روز دچار اشتباه شویم و از اصول منحرف گردیم.

ما باید توجه داشته باشیم که آن نهادهای سیاسی که توانسته است موجبات چنین تحولاتی گردد چیست و از تجربیات آنها استفاده کنیم.

در جامعه اسلامی هر کس حق دارد خواستهای مشروع خود را عنوان کند.

اسلام دشمن استبداد است.

در هر جامعهای اعتراض وجود دارد و عکسالعملهاست که سیمای حکومت را مشخص میکند.

حکومتهای استبدادی جواب هراعتراضی را با اسلحه میدهند و کشورهای آزاد از راه مذاکره، اعتراضات و مشکلات را حل میکنند.

آقایان نمایندگان و خانم: در نتیجه سالها استبداد در ایران، ثروتها به روی هم انباشته شده و در اختیار یک خانواده و یک اقلیت محدود بوده است و توده مردم از زندگانی انسانی محروم ماندهاند.

به نیروی اسلام و معنویت آن مردم بر استبداد پیروز گردیده و اساس سلطنت را که موجد نابرابریها و اختلافات طبقاتی بوده است برچیدهاند.

جامعه ما باید بر اساس عدل اسلامی شکل بگیرد.

دراین جامعه باید حقوِ مستضعفان در صدر قرار گیرد.

اسلام حامی مستضعفان و بانی مساوات و برابری است مردم مسلمان باید در خانههای آبرومند زندگانی کنند.

مسئله بر سر ساختن تعدادی قصر و ساختمانهای چند طبقه مجلل نیست، باید در سراسر کشور برای همه خانوادهها مسکن مناسب تهیه کرد و امام هم در این باره دستور دادهاند.

مردم باید به اندازه احتیاج، دسترسی به غذا و پوشاک داشته باشند.

مردم باید از وسائل رفت و آمد آسان بهرهمند گردند.

مردم باید در صورت بیماری بتوانند از دارو وبیمارستان استفاده کنند.

مردم نباید نگران روزهای پیری و از کار افتادگی باشند و باید به آینده خود امیدوار شوند.

که اگر روزی از کار افتدند، جامعه زندگی آنها و خانواده آنها را تأمین خواهد نمود.

بالاتر از همه، مردم حق دارند که از جامعهاسلامی بخواهند تا به آنها کار رجوع کند و در مقابل کار دستمزد مناسب دریافت کنند.

برای تمام این مسائل سازمان و مدیریت لازم است برای ساختن مسکن به مهندس خوب وکارگران فنی و ساده خوب نیاز داریم.

برای داشتن مواد غذایی و برای آنکه به خارج احتیاج نداشته باشیم باید از اطلاعات کشاورزی جدید و راه حلهای تازه استفاده کنیم، برای ایجاد وسائل رفت و آمد آسان احتیاج به شبکه راههای خوب و وسائل حمل و نقل داریم، برای داشتن بیمارستان احتیاج به کارشناسان و متخصصان داریم و برای آنکه مردم را به آینده امیدوار سازیم باید سازمان بیمههای اجتماعی با مدیریت قاطع و عاری از فساد بنا کنیم.

برای آنکه امنیت ما تأمین شود باید ارتشی داشته باشیم که مطابق منافع مردم و در اختیار مردم باشد، همه این احتیاجات به آموزش صحیح و مدیریت نوین نیاز دارد.

مشکلات جدید که نتیجه زندگانی و روش زندگی جدید است، راه حلهای جدید میخواهد بطور کلی برای آنکه فعالیتهای مردم در جهت پیشرفت و ترقی سوِ داده شود، احتیاج به برنامه اقتصادی داریم.

این برنامه اقتصادی نمیتواند و نباید بر اساس ضوابط گذشته باشد.

در برنامه اقتصادی باید منافع و زندگانی اکثریت مردم مورد نظر باشد.

اقتصاد جدید ظریف و حساس است.

با تصمیمات خلق الساعه و عجولانه نمیتوان مشکلات را حل نمود.

تنها نیتهای خیرخواهانه کافی نیست برای آنکه ثروتها عادلانه توزیع شود، شرط اول آنست که ثروتی ایجاد شود تا بتوان عادلانه تقسیم نمود.

اگر با دادن وعده، توقعات واشتهای کاذب در جامعه ایجاد کنیم، خیلی زود همه مأیوس خواهند شد.

درست است که در آمدهای نفت میتواند احتیاجات فوری ما را تأمین کند ولی جامعه اسلامی باید نیروی کار مردم را بسیج کند.

باید غیرت و همیت اسلامی، در راه اعتلای جامعه اسلامی و فعال ساختن جامعه به کار گرفته شود.

برنامه صحیح اقتصادی بدون وجود یک سازمان صحیح عادلانه و نهادهای لازم، امکانپذیر نیست.

باید نهادهای سیاسی از کوچکترین واحدهای کشور طوری بنیاد پیدا کند که همه افراد در تعیین سرنوشت خودشان مشارکت داشته باشند و منافع خود را با جامعه یکی بدانند.

تبعیض و اختلاف طبقاتی در جامعه سهم مهلک است.

بعداز این مقدمات که با توجه به اوضاع کلی است، بطور کلی نقائص موجود در قانون اساسی پیشنهادی را، عرض میکنیم.

صرفنظر از نارسائی عبارات و پیچیدگی آن نخواستهاند اصول را صریح و روشن بیان کنند.

اصول احتیاج به تفسیر و توجیه و ذکر ادله ندارد.

مسلم است که اصول قانون اساسی مبتنی بر اصول اسلامی است و همه اصول آن بر اساس مبانی اسلام تنظیم شده است پس این مطلب باید در مقدمه ذکر گردیده و اصول را مختصر و منجز و کوتاه کنیم که البته در هنگام طرح اصول درباره یکایک آن نظر خود را عرض خواهم کرد.

در مورد حقوِ افراد و تکالیف دولت در قانون اساسی پیشنهادی نقایصی وجود دارد که یادآور میشوم و توضیحات بیشتر را در هنگام طرح اصول عرض خواهم کرد.

از جمله ایرادات مربوط به اصل 12 است که باید اصلاح شود.

چند روز پیش که در تبریز بودم خانم کارگری با اعتراض و خشونت به من پرخاش کرد و گفت اگر نماینده شدید فکری برای ما کارگران زن بکنید.

ما باید از یک طرف طفل خود را در بغل نگاهداریم و شیر بدهیم و با دست دیگر کار کنیم آیا غیرت شما این را قبول میکند؟ و من متعهد شدم که حرف او را منعکس کنم به این جهت است که من پیشنهاد میکنم اصل 12 باید صریحتر باشد، به نحوی که مادران در دوران بارداری و نگاهداری کودک خویش از حمایت خاص جامعه برخوردار باشند و بوسیله قوانین حمایت شوند.

یا مثلا اصل 22 در مورد حقوِ ملت میگوید «همه افراد ملت اعم از زن و مرد از لحاظ آزادی و حیثیت و حقوِ مدنی و اجتماعی و سیاسی در برابر قانون برابرند.

خانمی در تبریز همراه همسرش جلوی مرا گرفت و گفت آقای مراغهای این عدالت اسلامی است که شما برای آن تبلیغ میکنید؟ گفتم چه شده است؟ گفت شوهرم بیکار است و دو بچه مدرسه رو دارم تنها ممر معاش ما حقوِ من است و حالا میگویند میخواهند کارمندان زن را از ادارات اخراج کنند.

تکلیف ما چه میشود؟ گفتم مطمئن باشید اسلام عدالت را برای همه میخواهد زن و مرد فرقی نمیکند و حضور نماینده بانوان در این مجلس را سندی برای اطمینان آن خانم و بانوان ایرانی میدانم و امیدوارم در قانون اساسی این مطلب مورد تاکید قرار گیرد.

اصول 24 و 25 و 26 و 27 و 28 و 29 و 33 و 35 و 36 از نظر تضمین حقوِ انسانی برای افراد کشور نارسا است.

نارساترین قسمت، در مورد حقوِ نواحی مختلف کشور است که به مسائل فرهنگی آنها هیچ توجهی نکردهاند.

وقتی میگوئیم سلطنت به جمهوریت تبدیل شده و وقتی اصل حاکمیت مردم و مشورت را در امور مملکتی قبول میکنیم، از آن نتایجی حاصل میشود که باید مورد توجه قرار گیرد.

در مورد حقوِ نواحی مختلف اصول 6 و 74 مطلب را بطور اجمال و یا غفلت بسیار عنوان کرده است.

وقتی ما قبول کردیم افراد آزاد و مختار هستند و بارضایت خود پارهای حقوِ را به دلخواه به جامعه واگذار میکنند، نتیجه حاصل از آن، آنست که دهستان و یا شهرستان و یا ایالت هم حکومت واگذار مینمایند و در اینجا مسئله حاکیمت مطرح میشود.

حاکمیت دو نوع است: یکی حاکمیت سیاسی و ملی است که یک اصل تجزیهناپذیر است و همه افراد این مملکت حاکمیت ملی و وحدت ملی ایران را پذیرفتهاند.

ولی یک حاکمیت دیگر هم وجود دارد که حاکمیت اداری به آن نام میدهم.

هر ناحیه باید مسائل داخلی خودش را که فقط مربوط به اوست و با حاکمیت ملی اصطکاک ندارد، رأساً حل کند و دربارة آن تصمیم بگیرد.

این یک حق مشروع است و باید در این مورد رضایت مردم را فراهم کرد.

اگر عدهای آشوب میکنند، اگر عدهای استفادهجو هستند و در هر فرصتی میخواهند اغراض شخصی خود را بکار برند، این مسئله دیگری است، نباید حقوِ مردم مناطق مختلف کشور نادیده گرفته شود.

اگر صحبت مقایسه در میان بیاید، بنده باید عرض کنم قانون اساسی گذشته در این مورد رساتر است.

اصول نود و نود و یک و نود و دو و نود و سه متمم قانون اساسی گذشته در این مورد رساتر است اصول نود و نود و یک و نود و دو و نود و سه متمم قانون اساسی گذشته که هیچوقت اجرا نشد و همیشه عدم اجرای آن مورد اعتراض بود، باید حیات پیدا کند.

در حکومت استبدادی پنجاه و هفت سال اخیر یک تمرکز اداری نامعقول در مملکت وجود داشت که همه معترض آن بودند.

امروز باید آلت دست دلالان سیاسی قرار بگیریم و مردم را از خود برنجانیم؟ من با سیاستهائی که در این ایام نسبت به برادران و مردم مستضعف کرد شده است، موافقت ندارم.

ببینید چه کسانی کشته میشوند، ببیند بیچاره مردم کردستان چطور آلت دست شدهاند و میان دو سنگ آسیا قرار گرفتهاند.

باید درباره آنها دلسوزی پدرانه کرد و آنها را به رأفت و عطوفت و عدالت پروری جمهوری اسلامی امیدوار کرد، عکسالعملهائی که حکومت نسبت به مناطق مختلف نشان میدهد نباید صرفا بر اساس زور و لشکرکشی باشد، باید مطالب حقه آنانرا پذیرفت.

ما باید کاری کنیم که با تصویب قانون اساسی جدید، وحدت ملی ما تضمین و تثبیت شود.

به کار گرفتن زور و اعمال قدرت آخرین علاج است و قانون اساسی ما نباید تحت تأثیر این هیجانات و جریانات روز قرار گرفته و از راه عصبانیت تصمیم گرفته شود.

ما باید اینگونه هیجانات را به مجلس راه ندهیم.

با روح عدالت پروری و بر اساس تعلیمات اسلامی حقوِ طبیعی نواحی مختلف را از نظر مدیریت بپذیریم و اگر مشکلاتی هست که اجرای این حقوِ در حال حاضر امکانپذیر نیست، برای آنها دلائل و جهات را روشن ساخته و از راه مذاکره، محیط تفاهم ایجاد نمائیم در همین سفر اخیر آذربایجان یکی از معاریف اکراد به من میگفت میدانید اشکال ما در چیست؟ گفتم نه، گفت حکومت تهران به ما اعتماد ندارد و همه گفتههای ما را حمل بر غرض میکند و حال آنکه ما صادقانه خواستار خدمت به کشور خود هستیم.

در رابطه با این مسأله موضوع قوة مقننه مطرح میشود.

تشکیل قوة مقننه از یک مجلس، تمرکز اداری را شدیدتر میکند و حقوِ نواحی مختلف پایمال میگردد، در اصل پنجم قانون اساسی پیشنهادی ذکر شده است که همه اقوام از حقوِ مساوی برخوردارند و هیچکس را بر دیگری امتیازی نیست مگر به اساس تقوا.

بنده از آقایان سؤال میکم آیا اقوام با هم برابرند؟ در مجلس نمایندگان که هر صد هزار نفر یک نماینده دارد، تهران به تنهائی پنجاه نماینده خواهد داشت ولی ترکمنها با یک میلیون جمعیت خود فقط ده نماینده خواهد داشت.

چطور ده با پنجاه برابر است؟ برای رفع این نقیصه پیشنهاد میکنم مجلس دیگری در کنار مجلس مقننه به عنوان مجلس خلقها و یا مجلس اقوام تشکیل شود که نواحی مختلف بر اساس تقسیمات فرهنگی و سیاسی و جغرافیایی به تعداد مساوی نماینده داشته باشند که اگر روزی خدای نکرده خواستند تصمیمی بگیرند که فقط ناحیهای از آن زیان ببیند آن ناحیه امکان مقابله با دیگران را داشته باشند و نابرابری شدید نباشد.

وقتی با دیدی که عرض کردم سایر اصول را در نظر بگیریم میبینیم که اصول احتیاج به تصحیح و تنقیح دارد.

در خاتمه باید این نکته را عرض کنم که ایران در خلاء زندگی نمیکند و نمیتوان دیوارچین به دور ایران کشید.

ما باید از نظر قضائی اصول و قوانین بینالمللی را رعایت کنیم، توسعه امور بازرگانی دنیائی بر اساس معیارهای بین المللی است ما باید با قبول این اصول پایههای اقتصاد کشور را مستحکم نموده و ایران را نه با سخن بلکه در عمل مستقل سازیم.

ما ایرانی و مسلمان هستیم.

به ملیت و مذهب خود افتخار میکنیم.

اسلام در طول تاریخ هزار و چهارصد ساله خود فجایعی نظیر سوزاندن برونووگالیله نداشته است و همین مسأله دلیل بر مترقی بودن اصول اسلامی است.

وقتی گالیله گفت زمین کروی است اظهارنظر او به قیمت جانش تمام شد.

ولی امروز میدانیم که او راست میگفته است و کشیشان بیهوده به نام خدا جان او را گرفتند.

برونو را مسیحیان به علت عقایدش سوزاندند.

ولی تاریخ امروز حق و باطل را به ما نشان میدهد.

حضرت علی علیهالسلام میفرمایند «فرزندان خود را بر طبق سنن و رویه زمان خودشان تربیت نمائید» و همین کلام نشان دهنده قبول اصل تغییر و پیشرفت جامعه است که به آن اشاره فرمودهاند در خاتمه عرایضم آرزوی خود را تمدید میکنم که به ما آن توفیق عنایت شود که بتوانیم تمام مشکلات و اختلاف نظرهای خود را با مذاکره و تفاهم برطرف سازیم و از جنگ خانگی بپرهیزیم.

بتوانیم یک قشون ملی نیرومند بوجود آوریم.

بتوانیم عدالت اجتماعی را درجامعه مستقر سازیم و بالاخره بتوانیم زندگانی آرام و مطمئن را برای عامه مردم فراهم ساخته و فقر و جهل را از جامعه طرد کنیم بگذارید کلام خود را با آیة 61 از سورة النساء که در جلسه افتتاحیه قرائت گردید پایان دهم: «همانا خداوند به شما امر میکند که امانت را به صاحبشان باز دهید و چون حاکم بین مردم شوید به عدالت داوری کنید، همانا خدا شما را پند نیکو میدهد که خدا به هر چیز آگاه و بصیر است.

» از جناب آقای حجتی کرمانی و آقای نوربخش که وقتشان را بمن دادند تشکر میکنم.

از حضور آقایان سپاسگزاریم.

نایب رئیس (بهشتی) ـ جای خوشوقتی است که همه نمایندگان محترم با سعه صدر به مسائل مینگرند.

یک تذکر و یک پیشنهاد رسیده است.

تذکر این است که به صرف اینکه کسی به کسی وقت خودش را واگذار بکند مجوز آن نیست که هرگونه مطلبی اینجا گفته شود.

این تذکر بجائی است.

پیشنهادی رسیده که نمایندگان محترمی که بحثهائی از اینگونه دارند میتوانند قبلا تکثیر کنند ودر اختیار دیگران قرار دهند تا بخوانند.

این استدلال کامل نیست چون آنوقت باید هر نطقی را تکثیر کرد.

مسأله اینست که مربوط است یا نه؟ آنچه میخواهم آقای مراغهای و همه دوستان به آن عنایت بفرمایند، این است که در این جلسه آزادی بیان به طور کامل رعایت میشود، به شرط رعایت اصول خود این جلسه.

ملاحظه کنید حضرتعالی مطالبی را در انتقاد از قانون اساسی گفتید این بحث در دستور بود هر قدر هم صریح و حاد و تند بیان میفرمودید، هیچ اشکالی نداشت، آن قسمت که خدمتتان تذکر داده شد مربوط نبودن بیانتان به دستور جلسه بود.

امدوارم رعایت اصول اینگونه جلسات را حمل بر نبودن آزادی کامل در آن نفرمائید، چون قطعاً این نوبت آخرتان نیست که صحبت میفرمائید، باز هم سخنانی ایراد خواهید کرد من برای نوبتهای بعد عرض میکنم، مادام که من جلسات را اداره میکنم نمیتوانم از رعایت اصول این جلسات اغماض کنم، والا وقتمان هدر خواهد رفت.

این نکته که فرمودید شما نماینده نظرات گروهها هستید، عرض کنم بگذارید در این مجلس هیچکدام از ما از این داعیهها نداشته باشیم هر کس میتواند نظرات همه گروهها را بگیرد و بگوید دیگر هیچ احتیاجی به عناوین اضافی نیست چون این کارها ممکن است این جو برادرانه و صمیمانه را خرده خرده خدشهدار کند.

چرا نخواهیم صمیمانه و برادرانه اینجا تا پایان جلسات با هم بگوئیم و بشنویم و تصمیم بگیریم؟ آقای مراغهای یکی از خفقانها، خفقان شعاری است.

این هم یک نوع خفقان است، اجازه ندهید هیچ نوع خفقان در این جلسه باشد حتی خفقان شعاری.

اجازه بدهید با آرامش و با آزادی کامل و با منطق کار جلسه را ادامه دهیم و به یاری خداوند در کوتاهترین مدت بهترین نتیجه را به ملت ایران عرضه کنیم.

نکته دیگری که اینجا یادداشت کردم و ضرور میدانیم عرض کنم این است که در سخنانمان هیچگونه تعریض و گوشه زدن نباشد چون حاجتی به این نوع اعمال نیست، آقای کیاوش بفرمائید.

کیاوش ـ الحمدالله الذی من علینا بمحمد و آله نبیه و جعلنا شهداء علی من جحد و کثرنا بمنه علی ما قل.

ثم الصلوة و السلام علی الشهداء والصدیقین و الصالحین و حسن اولئک رفیقاً و السلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار.

خداوند را سپاس که ما را با رهبری محمد(ص) نعمت بخشید و ما را الگوی جهانیان قرارداد تا آنانکه ما را انکار میکردند به حقیقت امر پی ببرند و ما را با وجود کمی عدهمان بر اکثریت طاغوت، غلبه بخشید.

نظر به اینکه انقلاب شکوهمند بینظیر ملت قهرمان ایران درسی است در تاریخ برای آیندگان ما و نسلهای آیندة جهان، لذا پیشنهاد میکنم که: در تدوین قانون اساسی مقدمتاً خلاصهای از تاریخ حیات بخش این قیام و علل روشن شدن این شعلة مقدس و علل پیشرفت سریع و معجزهآسای آن در سنوات اخیر و همچنین موانع این انقلاب در طول 1400 سال گذشته بیان شود.

(منظورم دستهای استعماری است) همچنین به نقش امامت در انقلابمان و نقش غیر قابل انکار مجاهد اعظم امام خمینی اعلیالله کلفه اشاره شود.

در ضمن پیشنهاد میکنم به همان طریقی که امام با انقلاب بوده و انقلاب با امام «یدور حیثمادار» امام روح الله تا آخر عمر، که پر دوام باد عمرش، ولایت رسمی عالیه را بپذیرند و این تکلیف پر مشقت شرعی را که خداوند سبحان و امت اسلام بر ذمه پر توان امام معظم له گذارده است، پذیرا باشند تا ولایت فقیه طبق دستور خدا و سنت پیامبر اکرم عملا تحقق یابد و با ایشان شروع شود که حجة الله علی خلقه هستند و باز نظر به اینکه دشمنان اسلام در طول تاریخ کوشیدهاند و میکوشند که اسلام را وارونه به جهانیان عرضه کنند، لذا باید جهتگیری اسلام در نجات مستضعفین جهان (مظلومان و محرومان و ستمدیدگان تاریخ) روشن شود تا ملل رنجیده جهان بدانند که خورشیدشان کجاست و دوای دردهای بیدرمانشان در کدام مکتب است.

اگر این چهره اسلام با ارائه قوانین اسلامی در رابطه با نجات مظلومان کاملا روشن نشود، بخون شهدای اسلام خیانت شده است.

چه در اینصورت انقلاب اسلامی یک انقلاب «موضعی» تلقی شده و فقط «ایرانی» شده است.

بطور کلی در تدوین قانون اساسی چهار جنبه «موضعی» تلقی شده و فقط «ایرانی» شده است.

بطور کلی در تدوین قانون اساسی چهار جنبه باید مراعات شود و بر چهار پایه نوشته شود:
1ـ آنچنان باشد که روح اسلام و اسلام عریان، درست عرضه شود.


2ـ دگرگونی و اصلاحات چشمگیری در وضع زندگی مردم (غذا و مسکن و بهداشت و غیره) پیش آورد.


3ـ روابط اجتماعی مستضعفین را بهبود بخشد، رفع ظلم کند و محرومان را نجات دهد، برادری و برابری برقرار کند روح توحید و وحدت را متجلی سازد.


4ـ تحولی در نظامات مدنی بوجود آورد تا قوانین نجات بخش اسلام عملا اجرا شود و حدود خدا جاری شود.

ولکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک و تقام العطلة من حدودک اما راجع به اصول قانون اساسی: هیچ اصلی در قانون اساسی پذیرفته نشود، مگر اینکه مستند به قرآن کریم و یا سنت پیامبر اکرم و یا بقول مرحوم دکتر علی شریعتی مستند به طرز کار پیامبر و یا روش ائمه معصومین علیهم السلام باشد و در ذیل هر اصلی سندش ذکر شود.

بعلاوه در هر جای قانون اساسی که کلمه «قانون» بکار میرود منظور قانون خدا و احکام الهی باشد.

مثلا اگر باید از محرومان و مستضعفین جهان حمایت شود تا کافة للناس بودن این مکتب روشن شود به آیه 77 سورة نساء استناد شود «و مالکم لاتقاتلون فی سبیل الله...

» و اگر باید به کشورهای عقب انداخته شده کمک مالی شود، به آیه 60 سورة توبه مؤلفة قلوبهم اشاره شود و طبق آیه «لیس للانسان الا ما سعی» اساس مالکیتها فقط بر کار گذاشته شود.

اگر این چنین، اصول قانون اساسی مستند باشد، مردم جهان در خواهند یافت که حکومت جمهوری اسلامی فلاح و شکوفائی و رستگاری را طبق ربوبیت پروردگار و در کل جامعه بشری آرمان خود میداند و رسیدن به استقلال و آزادی را حق خدائی همة ملتها.

موضوعگیری قانون اساسی حکومت جمهوری اسلامی در روابط خارجی باید متکی بر اصل تولی و تبری باشد.

دوستی با دوستان خدا و مردم، و دشمنی و دوری از دشمنان خدا و مردم و خون آشامان استعمارگر، باید به مردم طبق آیه «وشاورهم فی الامر» حق مشارکت در سرنوشت خویش داده شود تا اذهان عمومی در مسیر تکاملی رشد یابد که رشد افکار عمومی پشتوانة محکم قانون اساسی است و محکمتر از این هم پشتوانهای برای قانون اساسی نمیتوان یافت و پشتوانه خون شهدا و تداوم انقلاب، همین افکار عمومی است.

اصل انتقاد بر مبنای امر بمعروف و نهی از منکر از اصول حقه آحاد ملت شمرده شود.

حق حاکمیت پس از خدا و رسولش با مؤمنین و صالحین امت باشد و انتخاب «اصلح» مطرح باشد.

«انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا» آیه 60 سورة مائده و هر نوع قانونی که سبب تفرقه و جدائی بین امت و حکومت باشد و سبب تفرقه شود ممنوع گردد.

در جزئیات مواد وارد نمیشوم ولی پیشنهاد میکنم که پرچم ایران سبز رنگ و یاسرخ رنگ باشد و کلمه لاالاالله و یا الله اکبر در آن مندرج باشد.

آن چنانکه پیش نویسها نوشتهاند شکنجه نه فقط در مورد اقرار ممنوع باشد، بلکه اصولا شکنجه در تمام موارد، غیر انسانی و حرام است.

قلم و مطبوعات آزد باشند.

مثل تمام وسائل ارتباط جمعی و اگر اموری برای مطبوعات جرم محسوب میشود برای سینماها و رادیو و تلویزیون نیز جرم حساب شود، مثل نشر فحشاء و غیره.

انجمنها و گروهها تا آنجائیکه خلاف اسلام و بر ضد اسلام کار نکنند، آزاد باشند.

نظر باینکه ضد انقلاب از طریق آموزش و پرورش میخواهد عمل کند، لذا در قانون اساسی ضوابط دین اسلامی نسبت به استخدام معلمین در نظر گرفته شود تا به انقلاب خیانت نشده باشد.

رادیو تلویزیون در اختیار وزارت امر بمعروف و نهی از منکر در آید و در خدمت انقلاب و نشر قانون اساسی باشد.

قوانین در اصلاحات چشمگیر بیش از همه، به وضع فساد و فاسد و مفسد و از بین بردن تضادها و آثار شرک و طاغوت و رفع تبعیضات و اختلافات مادی مثل تمایز شهری به شهری و شمال شهر به جنوب شهر و غیره بپردازد.

تحصیل رایگان باشد، بهداشت رایگان باشد، تهیه ابزار اولیه کار توسط دولت باشد و به رایگان در اختیار کارگر قرار گیرد.

والسلام علکیم و رحمةالله و برکاته.

نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای اکرمی بفرمائید.

اکرمی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمدلله الذی یرفع المستضعفین و یضع المستکبرین.

اولا با توجه به مطالبی که جناب آقای مهندس مراغهای در مورد مذاکره با گروهها، در رابطه با مسئله کردستان فرمودند، عرض میکنم، مذاکره مطلبی اساسی است، اما متأسفانه میبینم بسیاری از افراد و گروهها حاضر به این نوع از مذاکرات نیستند.

و اما در مورد طرح پیش نویس قانون اساسی، انتقادات زیاد است و ما در نوشتن قانون اساسی بعدی به چند نکته اصولی باید توجه کنیم:
1ـ امروز مسئله کیان اسلام و مکتب مطرح است باید همانطور که امام در پاریس فرمودند کاری کنیم که مصداِ آیه شریفه «و رأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً» را حس کنیم.

در نوشتار و گفتار و رفتار، جاذب و جالب مردم بطرف اسلام عزیز باشیم، کاری کنیم که قیافه قرآنی انبیاء در ضدیت با ملاء و مترقین آشکار و تهمتها زدوده شود و بیاری حق استثمار از بین برود.


2ـ در این پیش نویس مسئله سیاست خارجی مبتنی بر موازنه عدمی است و اصلا مورد توجه قرار نگرفته است.

باید قانون در این مورد چنان باشد که امکانی برای قدرت نمائی جهانجوران بین المللی نباشد، بخصوص قدرتی که بیست و پنجسال ما را در اسارت و ذلت قرار داده است.


3ـ پیشنهاد میشود فقهای عظام حاضر در مجلس با استفاده از ولایتی که دارند در مورد زدودن آثار تکاثر و سرمایهداری فعلی، که از قبل ریشه گرفته، اقدام جدی بعمل آورند.

نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای حیدری بفرمائید.

حیدری ـ بسم الله الرحمن الرحیم، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، قل اللهم مالک الملک توتی الملک من تشاء و تنزع الملک من تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شیء قدیر.

سلام بر نمایندگان محترم مجلس خبرگان قانون اساسی جمهوری اسلامی.

تشکر و سپاس خداوند قادر متعال را که ملت مستضعف و ستمدیده ایران در حلی که در نهایت ذلت و اختناِ زیر یوغ رژیم ستمگران سلطنتی طاغوتی و عمال استعمارگران بسر میبرد و از دین مبین اسلام هم غیر از اسمی و بعضی از رسوم سفارشی خبری نبود و دشمن خونخوار اسلام و مسلمین هم در اوج قدرت بود و قدرت مندان بزرگ جهانی پشتیبان و هواخواه او بودند، به دست ملت قهرمان و به رهبری قاطعانه بزرگ رهبر عالیقدر مذهبی و ملی و سیاسی تاریخ به حضیض خواری و سقوط کشیده شد و ذلیل گردید، و عزت را به اسلام و مسلمانان و رهبران عالیقدرمان به ویژه حضرت امام خمینی برگردانید.

این مکان که جایگاه نمایندگان دستگاه طاغوتی بود و اغلب آنان سفارشی و استبدادی بودند و غالبا قوانینی که خلاف احکام اسلام و به ضرر ملت بود تصویب میکردند، خداوند بر ملت ایران منت گذاشت و آن را به ملت شریف ایران برگردانید و ملت هم سرنوشت آینده ملک و ملت را در اختیار ما منتخبین خود گذاشته که اگر خدای نخواسته ما در این مجلس به اسلام و قرآن و ملت شریف ایران بلکه تمام مسلمین ملل کشورهای اسلام خیانت کردیم، الی الابد در پیشگاه پروردگار و اسلام و ملت و وجدان خود مسؤول خواهیم بود.

حضرت امام خمیی چه در شرفیابی به حضورشان و چه در بیان افتتاحیه این مجلس اکیداً سفارش فرمودند که تمام اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی باید منطبق با احکام اسلام باشد و حق تصویب اصولی را که با قواعد اسلام تطبیق نکند، نداریم و گرنه ما نمایندة ملت نیستیم.

موارد کلی که به نظر رسید بر حسب وظیفه شرعی و وجدانی و ایرانیت تذکر بدهم گرچه آقایان محترم نمایندگان از بنده بهتر متوجه این مسائل باشند ولی من باب انجام وظیفه باید به عرض برسانم: قبل از هر چیز باید توجه کامل به اصل ولایت فقیه جامع الشرایط تقلید داشته باشید.


1ـ اصل ولایت فقیه جامعالشرایط تقلید و قابلیت رهبری جامعه مسلمین که ولایت و مسئوولیت قوای سه گانه مجریه و مقننه و قضائیه را دارد، یعنی ریاست جمهوری اسلامی، فرماندهی کل قوا، نخست وزیری، ریاست مجلس شورای ملی و رد فروع به اصول احکام اسلامی که مقام فتوا و قضاوت است.

تصدی این مناصب در اسلام و در مذهب حقه جعفری، حق مسلم فقیه جامع الشرایط تقلید است.

که روشن به مسائل روز باشد یا خود ایشان متصدی این امرو باید باشند، و یا نمایندهای که قابلیت تصدی هر امری را داشته باشد، انتصاب نماید.

مخصوص درجه اجتهاد و سایر شرائط تقلید در اشخاصی که از طرف آن مرجع اعلام برای تصدی ریاست جمهوی و به ریاست مجلس شورای ملی و ریاست وزراء تعیین میشود، باید معتبر باشد.


2ـ اصل حرمت و آزادی انسانها در چهارچوبه احکام اسلامی باید تأیید گردد و معتبر باشد.


3ـ اصل مالکیت در اسلام و عدم زوال آن بعد از تحقق، ضرر اجتماع مسلمین و مستضعفین باشد باید در نظر گرفته شود و در قانون اساسی معتبر باشد.


5ـ پشنهاد شورای نگهبان قانون اساسی به این ترتیبی است که تدوین شده «ضرره اکثر من نفعه» ضررش بیشتر از نفعش است و به اصلی که در قانون اساسی سابق در موضوع بودن پنج نفر از علماء طراز اول در مجلس شورای ملی است، چنانچه اضافه شود که یکی از علماء طراز اول رئیس شورای ملی باشد، خیلی بهتر از تشکیل این شورای نگهبان است که در این پیش نویس آمده است و آقایان باید در این موضوع هم توجه کامل بفرمایند.

یا اصلی را که در این پیش نویس نوشته شده است تجدید کنند یا همانطور که عرض کردم آن اصل دوم متمم قانون اساسی را با اضافه کردن این موارد اصلاح کنند.


6ـ در اصل 13 اضافه شود این اصل تا ظهور حضرت ولی عصر (عج) باقی است و این اصل در هیچ عصری و هیچ زمانی و به هیچ عنوانی و بدست هیچ دستگاهی نه رفراندوم و نه مجلس خبرگان و نه مجلس مؤسسان و نه فرمان رئیس جمهور و غیره تغییر و تبدیل نخواهد یافت.

در خاتمه نظریات دیگری در بعضی مواد و مطالب این پیش نویس دارم و مخصوصا یادم آمد با عرض معذرت از آقایان و خانم محترمه در یکی از مواد پیش نویس قانون اساسی که میخواست ملیتهای ایرانی را تذکر بدهد و تذکر داده بود البته اقلیتهای دینی مانند مسیحیان ـ زرتشتیان و یهودیانی که در ایران ساکنند کاملا بجا و معتبر هستند و در تذکر اقوام، اقوام مختلفی که در ایران هستند و صحبت میکنند، اسم بعضی از آنها در آن اصل آورده نشده بود.

من باب مثال اقوام فارسی، کرد، ترک، بلوچ شمرده بود، اما قوم لر را در آنجا تذکر نداده بود.

در حالی نمایندگان محترم اطلاع دارند لرستان گذشته از اینکه یک استان را تشکیل میدهد در استانهای دیگر هم اشخاص لر زیاد هستند و این موضوع اگر تصحیح نشود، خدای نخواسته ایجاد ناراحتی خواهد کرد.

لهذا تقاضا دارم یا اینکه ذکر این اقوام را بیندازند و بنویسند «ملت ایران» که شامل همه اقوام بشود، چون بسا اقوام کوچکی باشند که از قلم بیفتند و بعدا اسباب ناراحتی میشود ولی «ملت ایران» شامل همه اینها میشود و دیگر احتیاجی ندارد که اسم اقوام گفته شود.

در خاتمه نظریات دیگری در بعضی مواد و مطالب این پیش نویس دارم که بیاری خدا در مذاکرات آینده بعرض خواهد رسید.

نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای خامنهای بفرمائدی خامنهای ـ بسم الله الرحمن الرحیم، من نکات متعددی را در نظر دارم که بمقتضای وقت عرض خواهم کرد و شاید بعضی از آنها تکرار مطالب برادران عریزم باشد ولی من بعنوان تکرار آنها را نمیگویم بلکه از بعد دیگری مطرح میکنم.

در ضمن پیشنهادهای دیگری هم دارم که بعداً تقدیم خواهم کرد تا مطرح میکنم.

در ضمن پیشنهادهای دیگری هم دارم که بعداً تقدیم خواهم کرد تا مطرح بشود و یا دلایلی که به عرض میرسانم ان شاء الله از طرف نمایندگان محترم رد نشود، زیرا ما در یک ترکیب اجتماعی نوی هستیم.

اول ـ جامعه مسلمانان روشنفکر اسلامی از منابع اسلامی و دینی حتی فرهنگ اسلامی اشباع شده، یعنی آنچه که به توارث به آنها رسیده است و اینها شاید به نظر مخالف بفرهنگ غرب نگاه بکنند چون مایه درونیشان قرآن است و حدیث و اسلام و حتی فرهنگ موروثی که از خانواده به آن رسیده است دوم ـ روشنفکرانی که در عین ایمان و عقیده به اسلام از آنجا که بخشی از عمرشان را و زمان مطالعهشان را با غرب و با جوامع غیر متمدن اسلامی تماس داشتهاند، مقداری از آن منبع تغذیه شدهاند و این تلفیقی از نظرشان به وجود آورده که به نظر من دریچه خوش بینی این برادران به فرهنگ غرب بیشتر از دسته اول است.

من اساساً با کلمات پر طنطنه که به ارث به ما رسیده و در پیش نویس این قانون گاهی بالفظ و گاهی بدون لفظ اعمال شده، اعتقاد ندارم، چون به منابع اصلی آن اعتقاد ندارم زیرا برای جامعه اروپا تهیه شده است و در اینجا هم بعنوان افکار مترقی و متعالی و روشنفکری مطرح شده مثل کلمه دموکراسی که یک ریشه یونانی دارد.

زیرا در یونان دموکراسی بهترین نمونهاش جمهوری افلاطونی است زیرا جمهوری در آنجا ضبغه اشرافیت و اریستوکرات دارد و تنها به اشراف، انسان تلقی میشود و بقیه مردم برای کار کردن خلق شدهاند و به تعبیر خودشان برده هستند و غیر از اشراف یونانی بقیه اصلا انسان نیستند.

حالا آن دموکراسی که مادرش آن است و اروپائی دانسته یا ندانسته چون چیز دیگری ندارند که با عنوان و لفظ بیان شود و به آن آزادهائی که منبعش اروپا است متکی میباشند، ولو آنکه با لفظ هم گفته نشود، برگشتن به آن دموکراسی است و همین معنی را درباره کلمه سوسیالیزم معتقد هستیم و اگر لازم باشد بنده دربارة آن یک نطق مفصلی خواهم کردو از آن دفاع میکنم.

پس اولا ـ جامعه ما یک جامعه ایرانی و اسلامی بوده و انقلاب ما نیز یک انقلاب اسلامی بود.

بنابراین تمام خواستهها باید اسلامی باشند.

علیهذا با داشتن چنین منابعی غنی از اسلام، خواستههای ما باید از اسلام اخذ شود و آزادیها و چیزهائی که مرادف آنها هستند (که به عقیده بنده مرادف نیستند و اینها یک مغلطه لفظی است) برای همین امور خوب است به اصول خودمان برگردیم.

علیهذا به دنبال صحبتی که دیروز کردم، بنده با طرح پیش نویس سابق به عنوان زمینه بررسی مخالف هستم برای اینکه مشاهده کردم و شاید بقیه آقایان هم مشاهده کرده باشند که مبنای آن اسلام و افکار مترقی اروپاست و بنده اسلام را کمتر از افکار آنها نمیدانم و در اسلام خلائی نمیبینم و هرجا کسی فکر کند که خلائی وجود دارد، بنده ثابت میکنم که این خلاء در اسلام وجود ندارد.

بنابراین یا ما مسائل را استخراج میکنیم و بررسی میشود یا در کمیسیونها یکی از چیزهای دیگری که به عنوان پیش نویس داده شده و پخش شده مطرح میشود، اگر چه محدود کننده باشد.

ولی اگر ما را به یک نوشته اسلامی محدود کند باز بهتر از اینست که یک نوشته نیمه اسلامی باشد.

دومین نکته که برادر عزیزم الان فرمودند مسأله حاکمیت است، من از بعد حقوقیش بحث میکنم چون قدری مطالعه در این رشته دارم آنچه از لحاظ بحث حقوقی است، حاکمیت است یعنی آیا من مسلط به خودم هستم و یا نیستم؟ این مبنای حاکمیت است که بعضی میگویند هستم و بعضی میگویند نیستم.

حاکمیت را گاهی به خداوند که خالق و صانع است میدهند و گاهی طبق قوانین کار، مالک مصنوع خودش است، یا اینکه به منابعی مثل زور یا چیزهای دیگر مربوط میکند، به هر حال حاکمیت اگر بخواهد تجربه شود دارای سه قوه است که به نظر من بیشتر از این نیاز ندارد، قوة مقننه است و مجریه و قضائیه.

آنکه اصل حاکمیت را دارد بر این سه شعبه هم حاکمیت میکند و به طور کلی اگر خواست، حاکمیت را تفویض میکند و اگر نخواست برای خودش نگه میدارد.

اما حاکمیت را طبق اصول اسلامی و حکم را از خداوند میدانیم و این حاکمیت را خداوند به بشر داده است.

به همین دلیل است که مردم ما را انتخاب میکنند و یا عدهای را با وکالت امام یا مستقیما از طرف خداوند و فقیه به دنبال ولایت عامه و به عنوان قوة مجریه انتخاب میکنند.

من مسأله تفکیک قوا را یادداشت کردهام این مسأله را همه اروپائیها هم قبول دارند.

بنده در اسلام با اینکه صریحاً نیست، دیدهام پیش بینی هم درش نیست بالاخص که رویه و سیره ائمه نشان میدهد که علاقه داشتد قوا را از هم جدا کنند نظر من در بخش مجریه است که این را امام جدا کرده مثل قضا در زمان پیامبر و مولا علی(ع).

پس حاکمیت در قسمت مقننه را میگذاریم قسمتی در دست مردم باشد و حاکمیت در قسمت مجریه را که امام برای خودش نگهداشته است و همان چیزی است که به دنبال رسول و اولیالامر که همان ولایت فقیه است و فقیه در این قانون از اصول مهم است و ما مسأله ولایت را به یکی از دو صورت که عملی باشد به دنبالش باشیم والا با مختصر انحرافی، انحراف بسیار بزرگی از اصول اسلامی خواهد شد به دنبال آن مسائل امت به خطر خواهد افتاد.

اول آنکه در رأس قوة مجریه امام است و تعبیر دیکتاتور غلط است که مطابق مصالح مشخص خودش دیکته میکند و کسی که به نیابت از خدا این کار را میکند دیکتاتور نیست پس اشکالی وجود ندارد حاکمیتشان در اولیای امور اولا انتخاب رئیس جمهور و رئیس دولت مستقیما طبق قانون باشد و به نظر ولی باشد و ثانیاً مخصوصاً تصریح شود به لحاظ اوضاع و احوال زیرا که هر کشور و جامعهای طبعی دارد، به طبع کشور، تفویض آزادی واختیارات زیاد و اعتبارات زیاد به شخص واحد خطر دیکتاتوری را صریحاً دارد.

برای ما تجربه چهارده قرن اسلام کافیست که هر کجا انحراف از این اصول پیدا شده چطور دیکتاتوری روی کار آمده است خاصه اینکه بعدها باید اصول محکم و مدونی باشد برای تقسیم متناسب انقلاب یعنی رئیس جمهور با قدرت کمتری و رئیس دولت با قدرت بیشتری و تعارض که حقوِ مردم محفوظ باشد.

مساله تفکیک قوا را که عرض کردم ولی همان مقدار که اسلام و طبع حقوقی ملتها و کشورها منجمله طبع ملت ما اقتضا میکند تفکیک قوا به معنای جدا کردن نیست به معنای جلوگیری از دخالت نامشروع است و باید جلوی زیادهروی گرفته بشود، یعی هم رعایت بشود و هم در حدودی حق نظارت و سؤال باشد.

نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای خامنهای 2 دقیقه بیشتر وقت ندارید.

خامنهای ـ در رکن شوراها ما یک شورائی از مدرسین و علمای اعلام داریم و من معتقدم به صورت صحیحی رسیمت داده بشود و در قانون در نظر گرفته شود و حتی صلاحیت انتخاب مراجع آتی به این شورا واگذار بشود.

که اولی و حق مردم است و هم چنین من غیر از اینکه اولویت نظر مراجع را در نظر دارم که در قانون باشد معتقدم قبل از اینکه طرح به مجلس برود این تصویب بشود.

چرا تصویب بشود و بعد برگردد و دفن بشود، که بگوئید نه و چرا وقت مجلس را بگیرند؟ در مجلس کمیسیون اقتصادی هست؟ کمیسیون مالی هست، کمیسیون نظامی و کمیسیون شرع هم باشد.

اگر این را قبول کرد برود تصویب بشود.

من چند عرض دیگر داشتم که خیلی مختصر عرض میکنم و آن امر به معروف است که با تمام اهتمام امام، توجه نشده بود و دیگر اینکه اگر برای امنیت کشور یک سازمانی وجود دارد باید زیر نظر شورائی باشد از آقای نخست وزیر و یک مجتهد به نمایندگی مردم و یک نماینده از مجلس و یک نماینده از وزارت کشور و یک مجتهد به نمایندگی امام که بعدها اسباب ناامنی کشور نشود.

بنده با اتمام کلام پیشنهادی دارم که خدمت ریاست میدهم ولی یک اشارهای هم میکنم چون ما در اینجا نماینده مردم هستیم و مردم از ما میخواهند که تمام جریانات اینجا را بدانند.

البته خبرنگاران موظف نیستند همه چیز را بنویسند.

پیشنهاد میکنم مذاکرات این مجلس مستقلا از روی نوارها و تندنویسی پیاده شود و هر روز هم بین ما و هم مردم پخش شود و چون برای 36 میلیون جمعیت است و چون چاپ این تعداد مقدور نیست، پیشنهاد دیگری هم هست که یک کانال از تلویزیون و یک موج از رادیو را اختصاص بدهند به این مجلس که پخش کنند.

چون ظرفیت این رسانههای گروهی کافی نیست و این عمل را تا اتمام کار مجلس خبرگان حفظ کنند.

دیگر عرضی ندارم.

نایب رئیس (بهشتی) ـ مذاکرات مجلس چاپ میشود و آنچه مربوط به جلسه دیروز بود امروز تقدیم خواهد شد.

آقای پرورش بفرمائید.

پرورش ـ بسم الله الرحمن الرحیم.

مطالبی را در زمینه پیش نویس قانون اساسی باید مطرح کنم که در این وقت مختصر نمیگنجد، لذا فقط عناوینش نظیر ادبیات، مساله حاکمیت، مساله مالکیت و مسأله ارتش و مسائل دیگر را عرض میکنم و اگر در آینده فرصتی شد به استحضار خواهم رساند، اما به اعتبار اینکه امروز قرار شد فقط بحث پیرامون مسائل کلی باشد و وارد جزئیات نشویم بنابراین بنده در مسأله حاکمیت مطالبی را به استحضار میرسانم.

اصولا برخورد اسلام با قدرت، نه با زور و خشونت از سه مرحله میگذرد.

مرحله اول مرحلهای است که اسلام قدرت را در دست یک نظام جبار و خناس و طاغوتی میبیند و با تمام وجودش میکوشد که این قدرت را که همان قیافه زور است از دست او بگیرد که این مرحله اخذ قدرت است و آیات زیادی در قرآن کریم مشعر به این معناست «...

فقاتلوا ائمه الکفر...

و ما لکم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین...

» و از این قبیل آیات خیلی زیاد است که در مرحله پس گرفتن قدرت است.

مرحله دوم، مرحلهایست که وقتی اسلام آن قدرت را از دست نظام جابر گرفت، در این مرحله قدرت را در وجودش کانون میدهد و جمع میکند و در حقیقت مرحله دوم تزکیه و تصفیه قدرت است که باز آیات زیادی در قرآن کریم هست، مثلا وقتی خداوند به پیامبر میفرماید «اذا جاء نصر الله والفتح و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً.

فسبح بحمد ربک و استغفره انه کان توابا» که میبینیم اینجا مرحله تصفیه قدرت است و باز در سوره احزاب میفرماید «واورثکم ارضهم و دیارهم و اموالهم و ارضا لم تطوءها و کان الله علی کل شیء قدیرا» و وارث گردانیدیم شما را بر زمین و سرزمینها و اموال و زمینی که در آن زمین گام ننهادهاید و خداوند بر هر چیزی تواناست.

در این جا میبینیم که پیامبر در اوج قدرت است یعنی قدرت اقتصادی به اعتبار اموال و قدرت انسانی و خلاصه در اوج قدرتهای مختلف سیاسی و نظامی و اقتصادی است، اینجا بلافاصله مؤلفههای قدرت را که احتمال هرگونه سوء استفاده از این قدرت امکان دارد یعنی نزدیکترین افراد مثلا زنان پیامبر را مورد خطاب قرار میدهد و اول به خود پیامبر میگوید که به آنها بگو «یا ایها النبی قل لازواجک ان کنتن تردن الحیوة الدنیا و زینتها فتعالین امتعکن و اسرحکن سراجاً جمیلا» ای پیامبر به زنانت بگو هم اکنون که تو وارث شدی بر سرزمینها، بر اموال و بر تمام سیستمهای نظامی و اقتصادی و اجتماعی این مؤلفههای قدرت ممکن است از تو سوء استفاده بکنند اگر قصد دارند در کنار این قدرت زینت دنیا و حیات دنیا را طلب کنند، بگو بیائید و طلاقشان بده و بسلامت مرخصشان کن.

اینجا مرحله تزکیه و تصفیه قدرت است مرحله سوم، مرحله پخش قدرت است به تمام مردم که شاید در هیچ یک از مکاتب بشری این چنین پیشرفته، با قدرت برخورد نمیشود که سه مرحله داشته باشد.

عالیترین مکتب و نظامها این است که میگوید قدرت را از دست جابر و طاغوت میگیرم و خودم را هم احیاناً تزکیه میکنم ولی به ملت بر نمیگردانم، خودم به عنوان قیم ملت قدرت را برای ملت در دست میگیرم و نگه میدارم.

در حالی که در اسلام اینطور نیست، در اسلام قدرت را از دست نظام جابر میگیرد و در خودش کانون میدهد، تمرکز میدهد و تصفیه و تزکیه میکند و بعد قدرت را بین مردم پخش میکند.

این مسأله سوم که شاید در اسلام ویژگی خاصی دارد و در هیچ مکتبی نیست باید در قانون اساسی مورد توجه عمیق واقع شود چرا؟ چون میبینیم این مرحله سوم است که از هر نوع انحراف و کژی جلوگیری میکند، چون مرحله سوم، مرحلهایست که قدرت تصفیه و تزکیه شده به جمعیتی که بنام مؤمن و مسلمان در دایره اسلام هستد، واگذار شده است باز آیات قرآن در این مورد زیاد است «کنتم خیر امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و...

» اصل امربمعروف و نهی از منکر، اصل استنصار یکی از اصول مسلم اسلام و قرآن است که اگر کسی بهش ظلم شد باید بیاید در معرض عمومی و از مردم استنصار بکند، این را اسلام به عنوان یک نیرو و قوه به رسمیت میشناسد در حالیکه در قانون اساسی از مسأله استنصار که به عنوان یک اصل اسلامی است حرفی زده نشده، از مسأله امر به معروف و نهی از منکر یادی نشده، یعنی خلاصه از قوه ملت که اسلام، در مرحله سوم این قوه تصفیه شده را به آنان واگذار میکند و در حقیقت حاکمیتی را برای ملت این چنین حساب شده و دقیق به رسمیت میشناسد، متأسفانه یادی نشده است.

به هر جهت به اعتبار اینکه فرصت کم است در این زمینه میخواستم عرض بکنم که این سه اصل یعنی این سه برخوردی را که اسلام با قدرت دارد و از سه مرحله میگذراند به تعبیر خود قرآن و روایات کاملا باید در حاکمیت ملی و حاکمیت ملت مورد توجه قرار گیرد.

چون نباید در جزئیات وارد شد متأسفانه در بخش حاکمیت ملی آنجا که سه قوه یاد شده است یعنی قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه، از این قوه عظیم ملت هیچگونه یادی نشده است و اگر ما میدیدیم و میبینیم که با وجود این سه قوهای که در قانون اساسی پیش بود و این چنین به انحراف کشیده شد و این چنین به استبدادی و خود کامگی نظام کشیده شد، علتش این بود که قوه ملت در جریان نبود و جریان نداشت تا در حقیقت این قوه جاری و عظیم بتواند آن قوائی را که واگذار شده است یعنی قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه را همیشه در حالت نظاف و پاکی نگهدارد.

بنابراین ذکر این مسأله در پیش نویس قانون اساسی خیلی ضروریست والسلام.


4ـ اعلام تنفس به مدت پانزده دقیقه نایب رئیس (بهشتی) ـ کمیسیون تنظیم آئیننامه داخلی از دوستان خواهش کرده است که اگر در زمینه