مشروح مذاکرات تدوین قانون اساسی


+ جلسه سی و یکم 4 مهر 1358

جلسه سی و یکم جلسه ساعت پانزده و ده دقیقه روز چهارم مهر ماه 1358 هجری شمسی برابر با چهارم ذیقعده 1399 هجری قمری به ریاست آیت الله حسینعلی منتظری تشکیل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه و بیانات قبل از دستور آقای طاهری گرگانی
2ـ بیانات آقای رئیس و قرائت اسامی غایبین و دیر آمدگان جلسات قبل
3ـ طرح و تصویب اصل 48 (اصل شصت و سوم)
4ـ طرح و تصویب اصل 49 (اصل شصت و هشتم)
5ـ طرح اصل 51
6ـ طرح و تصویب اصل 52 (اصل شصت و ششم)
7ـ طرح و تصویب اصل 53 (اصل شصت و هفتم)
8ـ طرح اصل 54
9ـ طرح و تصویب اصل 55 (اصل هفتادم)
10ـ پایان جلسه

 [-----------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه و بیانات قبل از دستور آقای طاهری گرگانی

رئیس (منتظری) ـ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.
مجلس رسمی است نطق قبل از دستور را شروع میکنیم.
آقای طاهری گرگانی بفرمائید.
موسوی اردبیلی ـ جناب آقای رئیس من خواهش میکنم لااقل برای جلسات بعد نسبت به حذف نطقهای قبل از دستور رأی بگیرید شاید حذف بشود و وقت مجلس بیشتر گرفته نشود.
رئیس (منتظری) ـ سعی میکنیم در نظر بگیریم.
طاهری گرگانی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم.

1ـ احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون.

2ـ ولنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین
3ـ و من جاهد فانما یجاهد لنفسه.

4ـ والذین جاهدوا فینالنهدینهم سبلنا.

5ـ ام حسبتم ان تدخلوا الجن و لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین.
آیة اول ـ آیا مردم ادعای ایمان کنند و آزمایش نشوند؟ آیة دوم ـ در میان اقسام امتحان آزمایش به جهاد و صبر.
آیة سوم ـ جهاد اگر برای خداست سرمایه تکامل است.
آیة چهارم ـ کسانیکه در راه ما جهاد میکنند ما راه را به آنها نشان میدهیم.
آیة پنجم ـ جهاد و صبر زمینه برای سعادت همیشگی است.
ـ چه کردیم و چه باید کرد.

1ـ انقلاب میدان جهادی را پشت سر گذاشته، این جهاد برای نجات از چنگ دژخیمان بود.

2ـ جهادهای بعدی برای تحقق بخشیدن آرمانهای انقلاب، آرمانهای انقلاب در شعارهای شهدای به خون خفته ما، انقلاب برای آزادی و استقلال و حکومت عدل اسلامی نه برای لقمة نان نه برای خانه و مسکن نه فقط برای زندگی و لذات زودگذر این لجنزار پوشیده به زرِ و برِ.
انقلاب در راه مکتب جهاد اما نه فقط برای سازندگی راه و جاده و پل، جهاد در راه خدا و به سوی خدا، این است همان جهاد اکبر، این جهاد اکبر را از کجا شروع کنیم؟ بنده معتقدم تمام تلاشها و کوششها در مسیر تکمیل انقلاب یکطرف انقلاب فرهنگی است و این انقلاب فقط با یکپارچگی فرهنگ، دین و علوم طبیعی راه دیگری ندارد که همان برنامه امام که در حقیقت استوارتر نمودن وحدت روحانی و دانشگاهی است.
ما نمیگوئیم به سود دانشگاه، به سود طرفین.
در اینجا لازم میدانم اشارهای به بعضی از جهات آزادی کیفیت آموزش حوزههای علمیه کرده باشم.

1ـ طلبه آزد است یکدرس یا بیشتر را به مقدار امکان انتخاب کند.

2ـ آزاد است در درس عمومی یا خصوصی شرکت کند
3ـ مباحثه کردن با اقران
4ـ ارتباط بین استاد و شاگرد بسیار عادی و طبیعی است.

5ـ با استاد بحث کردن در درس با نهایت آزادی.
و آزادیهای دیگریکه نام نمیبرم.
اکنون بپردازیم به اینکه چگونه روحانیت باقی ماند و چگونه پیروز شد و سپس به این جهت اشاره کنم که آیا ولایت فقیه استبداد است یابعکس پشتوانه استقلال و آزادی است.

1ـ روحانیت چه میکرد؟ با فقر و تنگدستی ساخت و در طول متجاوز از هزار سال دست به دست دیگران نداد.

2ـ همانند روحانیون دیگر کارمند دولتهای زمان نشد.

3ـ این مردم غیور و مسلمان و شیعه بودند که با روحانیت در ارتباط و واجبات مالی خود را با صمیمیت به نواب امام خود تقدیم میکردند و استقلال روحانیتش را در برابر دولتها حفظ کردند.

4ـ فرزندانی در مهد تشیع تربیت کرد که همانند پیشوایان معصومش نقطههای روشی را در تاریخ سیاه بشر گذاشت تا یکی از درخشندهترین ستارگانش را به عنوان امامت و رهبری در آسمان ایران جلوهگر ساخت.

5ـ اشارهای به مساجد سرد و زیلورهای یخ کرده قم و گرمای نجف.

6ـ حمله به روحانیت حمله به امام زمان است وقتی نمیتوانند به دین حمله کنند به روحانیت حمله میکند بقول یکی از دوستان حمله بنیامیه به دین از طریق حمله به اهل بیت شروع شد.

7ـ کدام مرجع تقلید فرزندش را به عنوان مرجعیت بعد از خودش نصب کرد؟ آیا میتوانند منافقین روحانیت ما را با این تاریخ روشن به انحصارطلبی متهم کنند با اینکه زمینه در مواردی فراهم بود؟ ما نمیگوئیم معصومند اما اگر فقها که مؤید به تأییدات الهیند اشتباه دارند، دیگران بیشتر دارند.
برادران عزیز و جوانان محترمیکه احیاناً راه اشتباه التقاطی را پیش گرفتهاید توجه کنید اگر اسلام را دین وحی و آئین ابدیت میدانید، آن کسانیکه منکر ولایت فقیه هستند جهان بینی اسلام را منکرند.
اینها میخواهند بگویند در زمان غیبت امام بساط حکومت اسلامی برچیده شده است.
آیا از خدای جهان روشن تریم؟ آیا از قرآن و مکتب عالی اسلام پا فراتر گذاشتهایم؟ مگر قرآن را وحی آسمانی ندانیم یا در فهم قرآن احتیاجی به فقها نداشته باشیم، این مثل این است بگوئیم همه اساتید دانشگاههای دنیا را کنار بگذاریم چون ما که طب نخواندهایم از همه آنها بهتر کتابهای طب را میفهمیم.
یک طبیب در سن بیست و شش حداکثر سیسالگی یک مجتهد در طب شناخته میشود اما فقیه، کدام مرجع تقلید کمتر از هفتاد سالگی به مقام مرجعیت علیا رسید؟ (رئیس ـ آقای طاهری وقت شما تمام است.)
البته من حرفهای دیگری هم داشتم ولی چون وقتم تمام شده است از بقیه مطالب صرفنظر میکنم.

2ـ بیانات آقای رئیس و قرائت اسامی غایبین و دیرآمدگان جلسات قبل

 رئیس (منتظری) ـ آقای مکارم تذکر کردهاند که از گروه هماهنگی هستند مثل اینکه سوء تفاهم بوده از اینکه تذکراتی که به کمیسیون مشترک داده میشود رعایت نمیشود باید عرض کنم چرا، تا ساعت یازده هر چه تذاکرات میرسد یادداشت میشود ولی تذکراتی که بعد از ساعت یازه میرسد نوشته نمیشود، دیگر متنی است که گروه هفت نفری تهیه کردهاند و مطرح میشود چون بعد از ساعت یازده نمیشود تکثیر کنیم، تا ساعت یازده هر چه میرسد در کمیسیون مشترک مورد توجه قرار میگیرد.
حالا اسامی غایبین و دیرآمدگان عصر سه شنبه سوم مهرماه و عصر چهارشنبه چهارم مهر ماه قرائت میشود.
عصر سه شنبه سوم مهرماه: غایبین آقایان: بیت اوشانا (مریض بودهاند) ـ حائری ـ سحابی ـ هاشمی نژاد ـ خانم گرجی ـ شصت دقیقه ـ بهشتی، چهل و دو دقیقه ـ حجتی، سیزده دقیقه ـ حیدری، ده دقیقه ـ خادمی، چهل دقیقه ـ شیبانی، سیزده دقیقه ـ صافی، دوازده دقیقه ـ ضیائی، بیست و چهار دقیقه ـ عرب، هفتاد و پنج دقیقه (که البته ایشان با اجازه قبلی غایب بودهاند) ـ فارسی، دوازده دقیقه ـ مراغهای، سی و پنج دقیقه ـ موسوی اردبیلی، شصت و شش دقیقه ـ جزایری، پانزده دقیقه ـ میر مراد زهی، بیست دقیقه ـ نوربخش، یکصد و پنج دقیقه.
عصر چهارشنبه چهارم مهرماه: غایبین آقایان: حائری ـ خالاتیان ـ هاشمی نژاد.
نمایندگانی که تأخیر داشتند آقایان: انواری، پنج دقیقه ـ بیست اوشانا، پنجاه دقیقه ـ جوادی، ده دقیقه ـ حجتی، سی و دو دقیقه ـ خادمی، سی و شش دقیقه ـ خامنهای، بیست و چهار دقیقه ـ عضدی، دازده دقیقه ـ بشارت، هفت دقیقه ـ حسینی هاشمی، پنج دقیقه ـ عرب، بیست و دو دقیقه ـ کریمی، بیست و سه دقیقه ـ میر مراد زهی، بیست و هفت دقیقه ـ نور بخش، هفده دقیقه ـ طباطبائی، شصت و چهار دقیقه ـ شهزادی، پنجاه و نه دقیقه ـ مراغهای، یکساعت و پنجاه و نه دقیقه ـ دستغیب، بیست و شش دقیقه رحمانی، چهل و هشت دقیقه - رشیدیان، چهارده دقیقه ـ سبحانی، یک ساعت و سی و پنج دقیقه - صافی، ده دقیقه ـ طاهری خرمآبادی، سه دقیقه ـ سبحانی، یازده دقیقه ـ یزدی، پنج دقیقه ـ صدوقی، سیزده دقیقه ـ فلسفی، سی دقیقه ـ ملازاده، نه دقیقه.

3ـ طرح و تصویب اصل 48 (اصل شصت و سوم)

رئیس (منتظری) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
اصل 48 مطرح است که قرائت میکنم: اصل 48 (اصل شصت و سوم) ـ دورة نمایندگی مجلس شورای ملی چهار سال است، انتخابات هر دوره بایت بیش از پایان دورة قبل برگزار شود بطوریکه جمهوری اسلامی ایران در هیچ زمان بدون مجلس نباشد.
خوب، این اصل فکر میکنم صحبتی نداشته باشد، در کمیسیون مشترک هم رویش بحثها شده و نظر دادهاند پس آقایان گلدانها را برای اخذ رأی با ورقه نسبت به این اصل ببرند.
(خامنهای ـ آقا این یک متمم میخواهد) خواهش میکنم در موقع رأی گرفتن سؤال نفرمائید.
(اخذ رأی با ورقه بعمل آمد و پس از شمارش آراء توسط آقایان منشیها نتیجه بشرح زیر اعلام گردید.)
رئیس (منتظری) ـ نتیجه را اعلام میکنم، عدة حاضر در جلسه در هنگام اخذ رأی شصت و یک نفر تعداد کل آراء شصت و یک رأی، موافق شصت نفر، مخالف ندارد، ممتنع یک نفر، تصویب شد، تکبیر.
(نمایندگان سه مرتبه تکبیر گفتند)


4ـ طرح و تصوب اصل 49 (اصل شصت و هشتم)

رئیس (منتظری) ـ اصل 49 مطرح است که قرائت میکنم: اصل 49ـ در زمان جنگ و اشغال نظامی کشور بوسیلة بیگانه به پیشنهاد رئیس جمهور و تصویب سه چهارم مجموع نمایندگان و تأیید شورای نگهبان انتخابات نقاط اشغال شده و یا تمامی مملکت برای مدت معینی متوقف و در صورت عدم تشکیل مجلس جدید، مجلس سابق همچنان به کار خود ادامه خواهد داد.
مکارم شیرازی ـ بنده تذکری دارم و در گروه هفت نفری هم صحبت شد، باید عرض کنم که مسائل تماماً درست است ولی بعضیها میگویند این اشغال نظامی به این لفظ ناخوشایند است اگر تبدیل بشود به اینکه «در زمان جنگ وضرورتهای ناشی از آن» بهتر است چون اشغال نظامی حقیقتاً زننده است.
رئیس (منتظری) ـ آقای آیت بفرمائید.
دکتر آیت ـ تذکری که داشتم «تأیید شورای رهبری و شورای نگهبان» است که باید اضافه شود.
رحمانی ـ راجع به این قسمت باید عرض کنم که این اصل مربوط به صورتی است که تصویب نمایند که متوقف شود اما اگر تصویب ننمایند که متوقف شود تکلیف چیست؟ صریحاً این مطلب ذکر شود.
عرب ـ بنده میخواستم عرض کنم که جنگ فقط از طرف بیگانگان پیدا نمیشود بلکه گاهی در اطراف مملکت بوسیله افراد منافق جنگ میشود و تشنجات بوجود میآورند.
رئیس (منتظری) ـ پس آقای عرب میفرمایند ننویسیم بیگانه، بنویسیم اشغال نظامی کشور، آقای آیت هم نظرشان این است که غیر از شورای نگهبان، شورای رهبری را هم اضافه بکنیم.
(طاهری اصفهانی ـ من هم نظرم همین است ک باید شورای رهبری اضافه بشود.)
توجه داشته باشی که شورای نگهبان همان نماینده مقام رهبری است.
(طاهری ـ فرِ میکند شورای رهبری غیر از نگهبان آن است که قانون اساسی را نظارت و وتو میکند ولی شورای رهبری چیز دیگر است.)
آقای ربانی املشی فرمایشی دارید؟ ربانی املشی ـ سؤال بنده این است که اگر در قسمتی با تمام کشور انتخابات ممکن نبود حالا اگر در قسمتی ممکن بود و در قسمتی ممکن نبود صراحت ندارد که اگر از آن قسمتی که ممکن هست و انتخابات میشود در چه صورت مجلس جدید تشکیل میشود و در چه صورت مجلس جدید نباید تشکیل بشود و به همان مجلس قدیمی اکتفا بشود، این موضوع صراحت ندارد.
رئیس (منتظری) ـ البته در مجلس باید نصف بعلاوه یک باشند، این که نمیشود در قسمتی بشود و در قسمتی نشود.
(املشی ـ به هر حال صراحت ندارد، نسبت به این مطلب اگر در قسمتی امکان انتخابات نباشد این قسمت تا چه حد است؟) (مکارم ـ دو سوم، مقیاس رسمیت مجلس است.)
طاهری اصفهانی ـ دو سوم فکر میکنم جواب آقای ربانی باشد.)
(فاتحی ـ شورای رهبری باید به جای شورای نگهبان نوشته شود، مثل اینکه آن اصلی را که قبلا تصویب نمودهاید فراموش کردید.)
ربانی شیرازی ـ این که در اینجا نوشته شده، درجائی که اشغال شده انتخابات باید بشود برای این است که ممکن است انتخابات آنجا آزادانه صورت نگیرد و ممکن است نمایندة بیگانه انتخاب بشود، پس این کلمه اشغال لازم هست در صورتیکه جنگ داریم و اشغال نشده است این اشکال ندارد و میتوانیم انتخابات را انجام بدهیم.
مساله دوم اینکه آن «تمامی مملکت» دیگر احتیاج به نوشتن ندارد چون نقاط اشغال شده آنرا نیز شامل میشود حالا اعم از اینکه همه جا یا بعضی جاها هست، بنابراین «تمامی مملکت» احتیاج نیست، وقتی مملکت اشغال شد دیگر انتخابی نیست.
رئیس (منتظری) ـ بله آنوقت تمامی مملکت متوقف میشود مثل زمان متفقین، یادتان هست ایران یک قسمتش آمریکائیها بودند، یک قسمتش روسها بودند و یک قسمتش انگلیسها در عین حال حکومت محلی هم بود ولی نفوذ نداشت.
ربانی شیرازی ـ اشغال شده اعم است از اینکه همه جا هست یا بعضی جاها؟ دکتر بهشتی ـ آقای ربانی توجه بفرمائید منظور از این اصل این است که اگر خدای نکرده ایران دو سه بخشش اشغال بشود ممکن است اصولا انتخابات کل ایران را معوِ بگذارند و ممکن است بگویند در آنجائی که اشغال نشده انتخابات باشد و آنجائی که اشغال بکنند، همان مجلس سابق سر جای خودش باشد و به کارها رسیدگی بکند.
رئیس (منتظری) ـ اینجا نظر شما «اشغال نظامی کشور بوسیله بیگانه» میخواهد یا نه؟ دکتر بهشتی ـ توجه بفرمائید در اینجا یک توضیح عرض میکنم، یک وقتی شرایط انتخابات در بعضی از مناطق از نظر امنیت فراهم نیست یعنی نا امنی است، آن یک مطلب است و این مطلبی که در این اصل وجود دارد مطلب دیگری میتواند باشد، اگر شرایط مساعد نباشد که برای مدت موقتی در یک نقطه معینی، انتخابات بکنند یا نکنند این مسأله را اگر لازم باشد در یک اصل میآوریم اگر هم لازم نباشد نمیآوریم، اینجا بیشتر ناظر به این است که در مناطقی که تحت اشغال بیگانه است اصولا اگر هم انتخابات میسر باشد از نفوذ بیگانه دور نیست، مهم جلوگیری از اعمال نفوذ بیگانه است، نه امکان انتخاب کردن و نکردن.
(موسوی اردبیلی ـ اگر صلاح میدانید رأی بگیرید.)
رئیس (منتظری) ـ پس یک دفعه دیگر برای رأی گرفتن میخوانم: «در زمان جنگ و اشغال نظامی کشور بوسیله بیگانه» آقایان اگر موافق هستند کلمة بیگانه را حذف کنیم اصلا از خود بیگانه که خوشمان نمیآید از لفظ بیگانه هم خوشمان نمیآید.)
(دکتر بهشتی - البته نه بیگانه، از بیگانة اشغالگر خوشمان نمیآید) (مشکینی ـ ما موافق نیستیم با حذف این کلمه) (کرمی ـ اشغال معنیاش بیگانه است.)
واضح است «اشغال نظامی» یعنی بیگانه، ضمناً اجازه بفرمائید یک بار دیگر قرائت میکنم تا رأی گرفته شود: اصل 49 (اصل شصت و هشتم): در زمان جنگ و اشغال نظامی کشور به پیشنهاد رئیس جمهور و تصویب سه چهارم مجموع نمایندگان و تأیید شورای نگهبان، انتخابات نقاط اشغال شده و یا تمامی مملکت برای مدت معینی متوقف و در صورت عدم تشکیل مجلس جدید، مجلس سابق همچنان به کار خود ادامه خواهد داد.
دکتر آیت ـ آقای رئیس، شورای رهبری را نگذاشتید.
رئیس (منتظری) ـ اول به همین صورت رأی میگیریم اگر رأی نیاورد پیشنهاد شما را مطرح میکنیم.
پس کسانیکه با این متن موافق هستند با ورقه رأی بدهند، آقایان گلدآنهارا ببرید.
(رشیدیان ـ شورای نگهبان جزء مجلس است.)
آقای رشیدیان دیگر رأی گرفتیم تذکر شما وارد نیست.
(اخذ رأی با ورقه انجام گرفت و پس از شمارش آراء توسط آقایان منشیها نتیجه بقرار ذیل اعلام گردید.)
رئیس (منتظری) ـ نتیجه را اعلام میکنم: عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأی شصت و پنج نفر، تعداد کل آراء شصت و پنج رأی، موافق پنجاه و نه نفر، مخالف ندارد، ممتنع شش نفر، تصویب شد، تکبیر.
(حضار سه مرتبه تکبیر گفتند) اصل بعدی اصل 50 است و من به عنوان اداره کنندة جلسه به نظرم میآید که این اصل احتیاج به مشورتهائی با اهل فن دارد این را اجازه بفرمائید بگذاریم برای بعد تا با اهل فن مشورتهائی نیز داشته باشیم، چون در حقیقت مسألة تخصصی است.
ربانی شیرازی ـ آقای رئیس صبح بحث شد و دو نظر بود که این دو نظر را به رأی گذاشتند و رویش هم خیلی صحبت شده است.

5ـ طرح اصل 51

رئیس (منتظری) ـ اصل 51 مطرح است که قرائت میکنم: «تا وقتی که آئین نامه داخلی مجلس تهیه و تصویب نشده جلسات مجلس شورای ملی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند».
اجازه بفرمائید این «شورای ملی» را اول بگذاریم و دومی را «مجلس» بنویسیم یعنی عکسش کنیم: «تا وقتی که آئین نامه داخلی مجلس شورای ملی تهیه و تصویب نشده جلسات مجلس با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند».
«حد نصاب لازم برای رسمیت جلسه و رأیگیری و تصویب لوایح جز در مواردیکه در قانون حد نصاب خاصی معین شده در آئین نامه داخلی مجلس معین میشود که با اکثریت آراء به تصویب مجلس برسد».
دکتر آیت ـ من مخالفم.
رئیس (منتظری) ـ شما با تغییر این لفظ مخالفید یا با اصل؟ دکتر آیت ـ جملهای که اول کار آوردید اصل قضیه را به هم میزند، من مخالفم چون کمیسیون مشترک این را تصویب نکرد یعنی «تا وقتی که آئین نامة داخلی مجلس تهیه و تصویب نشود» را کمیسیون تصویب نکرد.
رئیس (منتظری) ـ به طور کلی نظر شما چیست؟ دکتر آیت ـ نظر من این است که مجلس باید با دو سوم رسمیت داشته باشد، چون آئیننامه داخلی قابل تغییر است که با یک سوم میتوان مجلس را تشیکل داد.
این باید در قانون اساسی باشد که با دو سوم مجلس رسمیت پیدا میکند و بقیه مسأله دیگری است.
در قانون اساسی سابق هم چنین کلاهی را به سر مردم گذاشتند.
(مکارم شیرازی ـ به گروه هم که رفت همینطور بود.)
دکتر بهشتی ـ اجازه بفرمائید بنده توضیحی بدهم، ما در اینجا خواستهایم آن حداقل تعیین تکلیفی را که قبل از تشکیل نخستین شورای ملی میشود در قانون اساسی بیاوریم و آن اینکه بگوئیم وقتی نمایندهها انتخاب شدند اولین جلسه یا جلسات مجلس شورای ملی که وظیفهاش انتخاب هیأت رئیسه و بعد هم تهیه و تصویب آئین نامه داخلی است چگونه رسمیت پیدا میکند و با چه مقدار آراء باید آئین نامه را تصویب کند، گفتیم در آن موقع رسمیت این جلسه با حضور دو سوم و میزان رأی برای آئین نامه نصف بعلاوه یک، از این دو سوم است، بنابراین، این مقدار لازم بود اینجا بیاید، اینکه بعداً در ادامه کار با حضور چه تعداد نمایندگان مجلس رسمیت پیدا میکند و برای تصویب هر مطلبی حد نصاب رأی چقدر است این را گذاشتیم به عهدة آئیننامه داخلی و آقایان هم صبح با این موافق بودند، بنابراین ملاحظه میکنید که این مطابق آن چیزی تهیه شده که عبارتش صبح مورد قبول آقایان بود حالا اگر آقای آیت یا بعضی از دوستان نظر دیگری دارند و میخواهند بگویند که در قانون اساسی بنویسیم که به طور کلی در آینده مجلس بدون حضور دو سوم رسمیت نخواهد داشت، خوب این یک مسأله دیگری است.
طاهری اصفهانی ـ بنده سوالی از آقای آیت دارم، آیا شما مدارکی دارید؟ شما اینجا آئیننامهای که بود نپذیرفتید حالا ممکن است بگوئید اینجا مجلس مادر است، کما اینکه صبح هم گفتیم اینجا مجلس مادر است برای اینکه مجلس شورای ملی را به رسمیت بیندازید تا آئین نامهشان تصویب شود ولی وقتی آئیننامهشان تصویب شد آیا شما چه مزیت و چه اولویتی بر آنها دارید؟ رئیس (منتظری) ـ البته من خودم با نظر آقای آیت موافق هستم، این قسمت اول را در کمیسیون هفت نفری بعداً اضافه کردهاند که قبلا نبوده، نظر بنده هم همین است برای اینکه وقتی که ملت سیصد نفر نماینده انتخاب کردند آنوقت ما میگوئیم که رسمیت مجلس به این است که حداقل دویست نفرشان باشند.
نصف بعلاوه یک این دویست نفر میشود یکصد و یک نفر حال از سیصد نفر نماینده که ملت انتخاب کرده اگر بنا باشد یکصد و یک نفر رأی بدهند آیا این را میشود رأی ملت حساب کرد؟ این را نمیشود به حساب ملت گذاشت، بنابراین اقلا باید دو سوم از آنها بیایند در مجلس که نصف بعلاوه یک آن یکصد و یک نفر است حاضر بشوند.
اگر شما بگوئید از سیصد نفر نصف بعلاوه یک کافی است یعنی یکصد و پنجاه و یک نفر حاضر بشوند کافی است، آنوقت نصف بعلاوه یک یکصد و پنجاه و یک نفر، هفتاد و شش میشود، یعنی از سیصد نفر نماینده اگر هفتاد و شش نفر رأی بدهند کافی است و این در واقع مثل کاپیتولاسیون میشود که دویست و سی یا دویست و چهل نفر نماینده داشت در تهران و شصت و یک نفر تصویب کردند و به ریش ملت بستند، پس اقلا دو ثلث نمایندگان باشند که نصف بعلاوه یک اعتباری داشته باشد.
عقیده من این است که باید این را معین بکنیم چون بعداً ممکن است در مجلس شورای ملی اعمال نفوذ بشود و رسمیت جلسه را کمتر معین کنند و از آن مجلس سوء استفاده کنند.
(مکارم ـ با حذف صدرش موافقیم) من هم نظرم همین است آقای رحمانی فرمایشی دارید؟ رحمانی ـ دو موضوع هست یکی اینکه اینجا میفرمائید در مواردی که در قانون اساسی حد نصاب خاصی معین شده امکان دارد تفاهم بشود که در این مورد به احکام قانون اساسی سابق تکیه کردهاند.
رئیس (منتظری) ـ این در قانون اساسی در خیلی جاها هست مثل اصل قبلی که خواندیم داشت سه چهارم مجموع نمایندگان.
رحمانی ـ به هر حال این نظر بنده است و قضاوتش با شماست.
نظر دوم این است که آئین نامه داخلی مجلس را وقتی که خود نمایندگان تصویب میکنند ما چه تعمدی داریم که آنها را مقید بکنیم که با اکثریت آراء آئیننامه را به تصویب برساند؟ «با اکثریت آراء» را حذف بکنید آنها خودشان میدانند یا با اکثریت آراء یا با دو سوم یا با سه چهارم تصویب بکنند و ما دخالت در این موضوع نکنیم تا بعداً برای آنها تولید اشکال نکند و اینطور نوشته شود که: «در آئین نامه داخلی مجلس معین میشود که به تصویب مجلس برسد» حالا با اکثریت آراء یا نصف بعلاوه یک یا اینکه دو سوم یا سه چهارم باشد، خلاصه ما در اینجا مقید نکنیم با اکثریت آراء، شاید در آنجا آئین نامههای داخلی را برای آن ملاک دیگری قرار دادند که بهتر از این باشد.
رئیس (منتظری) ـ یعنی بگویند از صد نفر نماینده اگر دو نفر هم تصویب کردند کافی است؟ رحمانی ـ آن که تصویب نیست، منظورم این بود که این اکثریت آراء را طوری قرار بدهید که به نصف بعلاوه یک مقید نباشد.
رئیس (منتظری) ـ بگذاریم با حداقل نصف بعلاوه یک، یعنی به این معنی که ممکن است بگویند دو سوم و از نصف بعلاوه یک دیگر کمتر نباشد و در واقع «اکثریت» اعم از نصف بعلاوه یک است.
(رحمانی ـ اعم نیست، ظاهرش این است.)
اجازه بفرمائید آقای رحمانی اگر آنها امدند و گفتند به آئین نامه بایستی دو سوم نمایندگان رأی بدهند این باز همان اکثریت است.
آقای بهشتی فرمایشی دارید بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ من در جلسه صبح پاسخ آقای رحمانی را دادهام و باز توجه نکردند و حالا تکرار کردند، آقای رحمانی اگر ما اینجا ننویسیم با یک معیاری، آن مجلس که میفرمائید خودشان شاید بخواهند تصمیم دیگری بگیرند، این «خودشان» چه کسانی هستند؟ آیا منظورتان اتفاِ آراء آنهاست؟ آیا سه چهارم آراء آنهاست؟ آیا دو سوم آراء آنهاست، با نصف بعلاوه یک یا اکثریت نسبی؟ این «خودشان» را باید اینجا مشخص بکنید، بگویند خودشان شاید بخواهند یک تصمیم دیگری بگیرند، ولی نمیدانیم این «خودشان» چه کسانی هستند، آیا اتفاِ آراء است یا چیز دیگری هست؟ این روشن هست ولی شما دقت نمیفرمائید.
رحمانی ـ وقتی که موکول به آئین نامه میشود صحیح نیست که میزان را اکثریت آراء قرار بدهیم چون مقصود از اکثریت آراء نصف به اضافه یک است و ما با این قید دست نمایندگان مجلس را بستهایم که نتوانند از این اصل عدول نمایند و تصمیم مقتضی بگیرند، در صورتیکه ممکن است صلاح باشد در آئین نامه داخلی اعتبار مثلا به دو سوم باشد.
رئیس (منتظری) ـ آقای فاتحی اگر چه نوبت شما نیست ولی اگر سؤالی دارید بفرمائید.
فاتحی ـ میخواهیم ببینیم اولین جلسة مجلس آینده، به چه کیفیت رسمیت پیدا میکند پس از رسمیت یافتن آن7 ما دیگر در تصویب آئین نامه داخلی مجلس شورای ملی حق مداخله نداریم.
ما میگوئیم مجلس با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند، بعداً حد نصاب لازم برای رسمیت جلسه و رأیگیری و تصویب لوایح بوسیله آئین نامه داخلی معین میگردد، بقیه مطالب زائد به نظر میرسد.
ما برای اینکه آنها را از سرگردانی بیرون بیاوریم میگوئیم اولین جلسه باید با حضور مجموع دو سوم نمایندگان تشکیل شود.
رئیس (منتظری) ـ در رأیگیری، اکثریت آنها ملاک است؟ اتفاِ آنها ملاک است؟ کدامیک ملاک است؟ آقای موسوی تبریزی شما صحبتی دارید؟ موسوی تبریزی ـ جناب رئیس من پیشنهاد میکنم که مذاکرات کافی است بیشتر از این وقت مجلس را با مطالب تکراری نگردید.
مشکینی ـ اگر اینجا تعیین نکنید بالاخره آنجا یک مورد احتیاطی پیدا میکند یا نه؟ رئیس (منتظری) ـ آقای بنی صدر شما صحبتی دارید؟ بنی صدر ـ حرف من این است که این اصل جملاتش مشوش شده، اگر میخواهید این اصل را به رأی بگذارید اول اصلاحاتی را عرض میکنم در آن قید کنید و بعد رأی بگیرید.
مثلا در صدر این اصل که نوشته شده «تا وقتی که آئین نامه داخلی مجلس تهیه و تصویب نشده» یعنی چه؟ این اضافه است و باید حذف شود و یا در جمله بعد که آمد «حد نصاب لازم برای رسمیت جلسه و رأیگیری و تصویب لوایح» این هم به نظر من زائد است و باید حذف شود.
و اما اینکه مجلس باید با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا کند، این باید باشد زیرا عبارت خوبی است برای اینکه ما یک مملکت هماهنگ نداریم، ممکن است یک دولتی سر کار بیاید و در جاهائی که امکان برد انتخاباتی با اوست، انتخابات را برگزار کند و اشخاص مورد نظر را به مجلس بفرستد، این صحیح نیست و به همین جهت باید قید «دو سوم» باشد تا راه آن فسادی که عرض کردم بسته شود.
رئیس (منتظری) ـ با این توضیحاتی که میدهید مثل اینکه اکثر آقایان موافقی عبارت «تا وقتیکه آئین نامه داخلی مجلس شورای ملی تهیه و تصویب نشده» حذف شود.
با حذف آن موافق هستید؟ (مدنی ـ من پیشنهادی خدمتتان فرستادم و قرائت بفرمائید.)
بسیار خوب من این پیشنهاد را میخوانم: «بنابراینکه با حضور دو سوم نمایندگان مجلس رسمیت پیدا کرده و حداقل نصف بعلاوه یک حاضرین رأیشان معتبر شود اولا عبارت وافی به مطالب نیست و ثانیاً رأی نصف بعلاوه یک رأی ملت نیست.
» آقای مدنی در موردی پیشنهادتان میخواهید توضیح بدهید؟ مدنی ـ شما میفرمائید مثلا از سیصد نفر نمایندة مجلس با دویست نفر نماینده، جلسات رسمیت پیدا میکند و اگر صد و یک نفر رأی مثبت دادند، ما چگونه میتوانیم بگوئیم که این رأی، رأی همه ملت است؟ رئیس (منتظری) ـ در آئین نامة داخلی مجلس بعداً روشن میشود که در چه مواردی رأی نصف بعلاوه یک کافی است و در چه مواردی باید دو سوم آراء برای تصویب یک امری کافی باشد.
مثل مجلس خودمان که الان بر طبق آئین نامه در بعضی موارد آراء نصف بعلاوه یک را کافی میدانیم ولی وقتی که میخواهیم یک اصلی به تصویب برسد دو سوم مجموع نمایندگان باید رأی مثبت بدهند و حتی در این مورد غایبین را هم به حساب میآوریم، یعنی میگوئیم باید از مجموع نمایندگان دو سوم آنها رأی بدهند تا تصویب شود.
کسانیکه موافقند عبارت «تا وقتیکه آئین نامه داخلی مجلس شورای ملی تهیه و تصویب نشده» به جای خود باقی بماند و حذف نشود دستشان را بلند کنند.
(عده کمی دست بلند کردند) بنابراین کسی موافق ابقای این جمله نیست و حذف میشود.
(عده کمی دست بلند کردند) بنابراین کسی موافق ابقای این جمله نیست و حذف میشود.
(خزعلی ـ کلمه «جلسات» در اول عبارت زیادی است.)
این کلمه باید باشد چون ما میگوئیم جلسة مجلس باید با حضور دو سوم رسمیت پیدا کند.
خوب، عبارت بعد را میخوانم: «حد نصاب لازم برای رسمیت جلسه و رأیگیری و به تصویب لوایح...
» دکتر آیت ـ من مخالفم، ممکن است رأی را باز پایین بیاورد.
فرض بفرمائید دویست نفر نماینده هستند میگویند اگر صد و پنجاه نفر باشند میتوانیم رأی بگیریم و نصف به اضافه یک هم رأی میدهند.
دکتر بهشتی ـ من پیشنهاد میکنم بنویسیم: «حد نصاب لازم برای تصویب لوایح» آن وقت اشکال آقای آیت هم رفع میشود.
خامنهای ـ بین طرح و لایحه تفاوت وجود دارد، طرح را نمایندگان میدهند ولی لایحه بوسیله دولت تقدیم مجلس میشود، پس باید بنویسیم «تصویب قوانین».
رئیس (منتظری) ـ آقای غفوری شما توضیحی دارید؟ دکتر غفوری ـ آیا از این اصل این استفاده نمیشود که هنوز انتخابات در همه جای مملکت تمام نشده و فقط دو سوم نمایندگان انتخاب شدهاند؟ در این صورت آیا شما اجازه میدهید جلسات مجلس تشکیل شود؟ پس بهتر است نوشته شود: «بعد از پایان انتخابات جلسات مجلس...
» بنی صدر ـ آمدیم در یک استان نگذاشتند انتخابات برگزار شود، آنوقت همه باید معطل شوند؟ رئیس (منتظری) ـ بنظر من اشکال آقای غفوری وارد است.
دکتر بهشتی ـ خیر، وارد نیست اگر بخواهید توضیح میدهم.
موسوی تبریزی ـ وقتی میگوئیم دو سوم مجموع نمایندگان، یعنی انتخابات تمام شده است و همه نمایندگان انتخاب شدهاند.
رئیس (منتظری) ـ فرض بفرمائید در یک قسمتهای مملکت انتخاب انجام گرفته و دو سوم مجموع نمایندگان انتخاب شدهاند پس اینها نماینده هستند والا در جاهائی که هنوز نمایندگانشان انتخاب نشدهاند به آنها نماینده نمیگویند بلکه کاندیدا هستند.
پس منهم معتقدم باید بنویسیم: «بعد از پایان انتخابات...
» بنی صدر ـ اگر در چند نقطه مملکت اصلا نگذاشتند انتخابات برگزار شود پس ما مجلس نداشته باشیم؟ این حرفی که آقای غفوری میزنند میخواهند از خطری عبور کنند ولی نمیدانند که مملکت را به خطر بزرگتری دچار میکنند این مسائل قبلا در مملکت ما پیش آمده است.
دکتر بهشتی ـ یک مسأله دیگر هم هست آقای بنی صدر و آن اینکه گاهی انتخابات یک شهر ابطال میشود و برای آنکه آن شهر مجدداً انتخاباتش برگزار شود ممکن است پانزده روز و گاهی یکماه طول بکشد، آنوقت شما میگوئید در این یکماه اصلا مجلس تشکیل نشود؟ رئیس (منتظری) ـ اگر فرض کردیم دولتی اعمال نفوذ کرد و در دو سوم مملکت که مورد اعتمادش بود و در آنجا نفوذ داشت انتخاباتش را برگزار نمود ولی در یک ثلث مملکت اصلا انتخابات را برگزار نکرد خوب، در آن مناطق نماینده ندارد، برای اینکه اصلا انتخاباتی برگزار نشده است.
بنی صدر ـ اشکال شما وارد نیست برای اینکه اگر دولتی دوسوم مملکت را زیر نفوذ داشت از یک سوم باقی مانده چه باکی دارد؟ انواری ـ همانطوریکه یکی از دوستان.
اشاره کردند در اینجا که نوشته شده با حضور دو سوم مجموع نمایندگان، یعنی در حقیقت تمام نمایندگان انتخاب شدهاند.
رئیس (منتظری) ـ نه برای اینکه معنی نمایندگان یعنی کسانی که انتخاب شدهاند.
رشیدیان ـ متنی که صبح مطرح شده فرمایش آقای غفوری را تأیید میکند و اما مسألهای که آقای دکتر بهشتی فرمودند، یک مورد استثنائی است و ما قانون را برای موارد استثنائی نمینویسیم.
یزدی ـ توجه دارید که وقتی چیزی در جلسه کمیسیونهای مشترک تصویب شده و به جلسه کمیسیون هفت نفری برگشت و در این کمیسیون در عبارت آن دخل و تصرفی کرده شد و دیگر نمایندگان را در جریان این کار نگذاشتند، این مسائل که الان پیش آمده است، پیش میآید.
ملاحظه میفرمائید که برداشتن یک جمله در این اصل و اضافه کردن جمله دیگری به جای آن تا چه اندازه وقت مجلس را بیهوده تلف میکند.
آنچه صبح تصویب شده است بدین صورت بوده: «پس از پایان انتخابات جلسات مجلس شورای ملی...
» و ثانیاً همانطور که آقای دکتر غفوری فرمودند، بودن این جمله حتماً لازم است و اینکه احیاناً ممکن است انتخابات یک شهر ابطال شود یا به خاطر مسائلی در بعضی شهرها انتخابات انجام نشود، این مساله خارج از موضوع بحث ما است.
رئیس (منتظری) ـ آقای فارسی فرمایشی دارید؟ فارسی ـ وقتی میگوئیم حدنصاب لازم برای رسمیت جلسه دو سوم نمایندگان باشد، این خطر وجود دارد که دولتی که میداند اگر انتخابات را در سراسر مملکت برگزار کند اکثریت پیدا نمیکند انتخابات را در دو سوم مناطق انجام میدهد، اگر یک سوم یا کمی بیش از یک سوم آراء مجلس را در صورتیکه انتخابات در سراسر مملکت انجام شود بتواند به دست آورد پس میتواند اکثریت پیدا کند و میتواند روی کار بیاید و یا روی کار بماند، بنابراین اشکال آقای بنی صدر وارد نیست.
رئیس (منتظری) ـ آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ دو مطلب در اینجا با هم مخلوط شده است.
مطلب اول این که دولت وظیفهاش این است که انتخابات را در سراسر مملکت برگزار کند و به انجام برساند مساله دیگر اینکه مجلس با چه تعداد نمایندگان رسمیت پیدا میکند.
شما اینجا نوشتهاید با دو سوم رسمیت پیدا میکند، حالا اگر بقیه نمایندگان انتخاب شده باشند یا انتخاب نشده باشند.
میتوان مجلس را تشکیل داد.
ربانی شیرازی ـ اگر کلمه «منتخب» را اضافه بکنیم مشکل حل میشود یعنی بنویسیم: «دو سوم مجموع نمایندگان منتخب».
رئیس (منتظری) ـ اینکه مسأله را بدتر میکند و مشکلی حل نمیشود.
آقای بهشتی بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ یک مسأله این است که وقتی انتخابات انجام میگیرد تعیین قطعی نمایندگان و دادن اعتبارنامه به آنها در یک زمان صورت نمیگیرد.
به تدریج که اعتبارنامه برای نمایندگان صادر میشود و آنها اعتبارنامه خود را به دبیرخانه مجلس میفرستند، فرض بفرمائید اگر تعداد نمایندگان برای مجلس شورای ملی دویست و هفتاد نفر باشد، از این عده صد و هشتاد نفر اعتبارنامهشان برای مجلس شورای ملی دویست و هفتاد نفر باشد، از این عده صد و هشتاد نفر اعتبارنامهشان را گرفتهاند و در تهران حاضر میشوند، میخواهیم ببینیم آیا اینها تشکیل مجلس بدهند یا صبر کنند تا همه نمایندگان اعتبارنامهشان را بگیرند؟ این یک سؤال است.
اینکه میفرمائید دولتی از انتخابات یک سوم جلوگیری کند، اصلا این جرم است.
شما در اصل دیگری گفتهاید، انتخابات کلا و جزاً تعطیل بردار نیست پس دولت موظف است انتخابات را انجام بدهد.
اما اینکه ما میگوئیم در اینجا این قید را بردارید به این خاطر است که گاهی میشود اعتبارنامة یک نماینده در یک محلی مخدوش بشود و شاید لازم باشد که برای آن محل تجدید انتخابات به عمل آید، آیا ما باید تا تکلیف نمایندة آن محل روشن نشده، مجلس را معطل بگذاریم؟ آقایان میگویند یک مورد استثنائی است خوب، قانون اساسی باید برای مملکت بنبست بوجود نیاورد گر چه من معتقدم آن موردی هم که اشاره کردند استثنائی است، خیلی هم استثنائی نیست.
به هر حال آنچه مهم است این است که قانون اساسی باید شامل تمام احوال باشد.
بنابراین باید حد نصابی برای رسمیت مجلس باشد حالا این حد نصاب چه تعداد نمایندگان را در بر میگیرد هر چه صلاح میدانید معین کنید.
رئیس (منتظری) ـ آقای صافی پیشنهادی فرستادهاند که من آنرا میخوانم: «با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند، اگر چه انتخابات یک سوم دیگر به علل قانونی معوِ مانده باشد».
آقای دکتر غفوری بفرمائید.
دکتر غفوری ـ از یک طرف ما در قانون اساسی اصلی را آوردهایم که یک نماینده راجع به تمام امور کشور میتواند اظهارنظر بکند و حتی مسئول است که اظهار نظر بکند و حرف بزند، از طرف دیگر هم باید احتمالات مختلف را در نظر بگیریم.
مثلا اگر یک حزب حاکمی دو سوم انتخابات را انجام داد و مجلس تشکیل شد و حال آنکه در یک یا چند جا اصلا انتخابات شروع نشده، بنابراین باید گفت که وزارت کشور پایان انتخابات را اعلام میکند، یعنی به نظر میرسد پایان انتخابات لااقل از نظر قانونی باید اعلام شود و بعد وقتی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان مجلس رسمیت پیدا کرد در آنصورت میتوانند نسبت به لوایح اظهارنظر کنند و احیاناً تصویب نمایند.
در غیر اینصورت مردم به مصوبات مجلس بیاعتنا خواهند بود.
موسوی اردبیلی ـ اگر اجازه بدهید من در دو جمله جواب آقای غفوری را بدهم.
رئیس (منتظری) ـ آقای موسوی در دو سه جمله و خیلی فشرده و کوتاه مطلبی دارید بفرمائید.
موسوی اردبیلی ـ پایان انتخابات مشخص شده است شما گفتهاید قبل از اینکه دورة اول تمام شود باید انتخابات دورة دوم برگزار شود.
حتی ما نوشته بودیم یک ماه قبل از آن باید پایان پذیرد.
بنابراین یک ماه قبل از آنکه دورة اول تمام شود انتخابات برگزار شده است، و این بخاطر این است که فترتی بین ادوار قانونگذاری مجلس پیش نیاید حالا اگر در یک شهری انتخاباتش بعللی برگزار نشده و یا بطور صحیح انتخابات انجام نگرفته است باید مجلس را بحالت تعطیل گذاشت تا تکلیف آن شهر روشن شود؟ بنظر من عبارت «پس از پایان انتخابات» که آقای غفوری پیشنهاد کردند لزومی ندارد.
رئیس (منتظری) ـ با توجه به صحبتهای آقایان، اگر موافق باشید بنویسم: «پس از اعلام پایان انتخابات» (همهمه نمایندگان) چرا جر و بحث میکنید؟ اگر اشکالی هست نوبت بگیرید و سؤال کنید.
آقای آیت توضیحی دارید بفرمائید.
دکتر آیت ـ اینجا اشاره شد که ممکن است در دو سه نقطه انتخابات انجام نشود.
پس وقتی انتخابات در یک یا دو شهر برگزار نشد حتماً یک حالت فورس ماژور بوده است که نتوانستهاند انتخابات را برگزار کنند و همین قوه قاهره که نگذاشته است انتخابات برگزار شود خودش یک ملاک است و مجلس با دو سوم نمایندگان جلسات را آغاز میکند، ولی اگر ننویسیم پس از پایان انتخابات، آن وقت مجلس ناقصی را حتی با دو سوم نمایندگان تشکیل میدهند آن وقت دردسرهای زیادی را در پی خواهد داشت، وگرنه حالت فورس ماژور وقوه قاهره اصلا جزء اصول کلی حقوِ است که همیشه بر تمام مسائل حکومت میکند.
طاهری اصفهانی ـ بنویسیم «پس از پایان انتخابات، جلسات مجلس شورای ملی با حضور دو سوم نمایندگان تشکیل میشود».
رئیس (منتظری) ـ آقای بنی صدر شما مطلبی دارید؟ بنی صدر ـ میخواستم عرض کنم که اگر مطلب تازهای در این مورد به گروه هفت نفری آمده است و در آنجا تغییر کرده، من که جزو این گروه هفت نفری هستم خبر ندارم بنابراین در این اصل دست کاری شده و معلوم نیست چه کسی این کار را کرده است.
مساله دیگر اینکه انتخابات معمولا در یک روز مثلا روز جمعه برگزار میشود اگر در مناطقی نتوانست انتخاباتی بشود، پس معلوم میشود به قول آقای دکتر آیت یک فورس ماژوری بوده.
بنابراین اینکه میفرمائید در قدیم هم موارد استثنائی وجود داشته، فقط در یک مورد آن هم در زمان دکتر مصدِ بوده است که شاه در مناطق روستائی وعشایر و جائی که قشون نفوذ داشت دخالت میکرد و برای اینکه مجلس بدتر از آنچه که بود نشود، چون به سازمان ملل میرفت، انتخابات را متوقف کرد و ما دربارة یک امور استثنائی نمیتوانیم حکم کلی صادر کنیم و اما اینکه میفرمائید یک حزبی دو سوم انتخابات را انجام میدهد معلوم میشود این حزب از علم غیب هم با خبر است که میداند در کدام مناطق انتخابات را برگزار کند که پیروز شود.
صدوقی ـ آقای رئیس بحث به اندازه کافی شده است و موافق و مخالف هم چندین بار صحبت کردهاند، رأی بگیرید.
رئیس (منتظری) ـ اجازه بدهید ببینیم آقای موسوی تبریزی چه فرمایشی دارند.
تهرانی ـ آقا چرا وقت مجلس را میگیرید، بیهوده وقت مجلس را تلف کردن حرام است اجازه صحبت به کسی ندهید و به همین متن رأی بگیرید.
امام فرمودهاند که کار این مجلس باید هر چه زودتر تمام شود.
رئیس (منتظری) ـ بسیار خوب، آقای موسوی تبریزی هم حرفشان را بزنند بعد رأی میگیریم.
موسوی تبریزی ـ این که میخوانم به خط خود شما است که از گروه شما آمده است: «پس از پایان انتخابات، جلسات مجلس شورای ملی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند.
ترتیب رأیگیری و حد نصاب برای تصویب طبق آئین نامة داخلی است که با اکثریت آراء به تصویب مجلس شورا میرسد مگر در مواردی که حد نصاب معینی در قانون اساسی برای تصویب تعیین شده باشد».
تهرانی ـ من نمیدانم چرا متن اصول را تغییر میدهید شما متن این اصل را بعد از آنکه صبح در گروه تصویب شد تغییر دادید و بخاطر همین عمل، این همه وقت مجلس بهدر رفت.
شما اصل بعدی را هم تغییر دادهاید، چرا این کار را میکنید؟ رئیس (منتظری) ـ من تغییر ندادهام، در گروه شما تغییر دادهاند.
ربانی شیرازی ـ اینکه میگوئید من تغییر ندادهام و نمیدانم چه کسی تغییر داده است معنایش این است که خارج از گروه هفت نفری، یک کسی میآید پیشنهادها را بدلخواه خودش تغییر میدهد و عبارتی درست میکند.
رئیس (منتظری) ـ اجازه بدهید من بخوانم «پس از پایان انتخابات، جلسات مجلس شورای ملی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند ترتیب رأیگیری و حد نصاب لازم برای تصویب قوانین...
» (یزدی ـ نه اینطور نیست.)
موسوی اردبیلی ـ اجازه بدهید من بخوانم.
(رئیس ـ پس اجازه بدهید آقای موسوی اردبیلی بخوانند.)
«پس از پایان انتخابات جلسات مجلس شورای ملی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند ترتیب رأی گیرری و حد نصاب برای تصویب، طبق آئین نامه داخلی است.
» رئیس (منتظری) ـ این درست نیست متن کمیسیون هفت نفری این بوده «پس از پایان انتخابات، جلسات مجلس شورای ملی با دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند، ترتیب رأیگیری و حد نصاب برای تصویب جز در مواردی که در قانون اساسی حد نصاب معینی...
» ربانی املشی ـ اینطور باید باشد «و حد نصاب برای تصویب، طبق آئین نامه داخلی که با اکثریت آراء به تصویب مجلس شورای ملی میرسد مگر در مواردی که حد نصاب معین در قانون اساسی برای برای تصویب تعیین شده باشد» حالا این را به رأی بگذارید آقایان میگویند حتما باید این متن باشد.
رئیس (منتظری) ـ این هم همان است، ببینید میخوانم: «ترتیب رأیگیری و حد نصاب برای تصویب، جز در مواردی که در قانون اساسی حد نصاب خاصی معین شده، در آئین نامة داخلی مجلس معین میشود که با اکثریت آراء به تصویب مجلس خواهد رسید.
» (ربانی املشی ـ همه میگویند همان قبلی بهتر است.)
بسیار خوب آقای ربانی این راکه میفرمائید میخوانم: «پس از پایان انتخابات جلسات مجلس شورای ملی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند ترتیب رأیگیری و حد نصاب برای تصویب طبق آئین نامه داخلی است که بااکثریت آراء به تصویب مجلس شورا میرسد جز در مواردی که حد نصاب معینی در قانون اساسی برای تصویب تعیین شده باشد.
» خوب، برای این متن رأی میگیریم.
دکتر آیت ـ من یک پیشنهاد دارم پس از عبارت «پایان انتخابات»، «تصویب اعتبارنامهها» اضافه شود.
رئیس (منتظری) ـ این را نمیخواهد، نسبت به این متن که خواندم با ورقه رأی گرفته میشود (آقایان دکتر روحانی و عضدی در محل نطق حاضر شدند و پس از شمارش آراء نتیجه بقرار زیر اعلام گردید.)
رئیس (منتظری) ـ عده حاضر در جلسه هنگام رأیگیری شصت و یک نفر، تعداد آراء شصت و یک رأی، موافق چهل و هفت رأی، مخالف هفت رأی، بنابراین اصل پنجاه و یک رد شد که برای بررسی بیشتر به گروه میفرستیم.

6ـ طرح و تصویب اصل 52 (اصل شصت و ششم)

 رئیس (منتظری) ـ اصل 52 مطرح است که میخوانم: اصل 52 (اصل شصت و ششم) ـ ترتیب انتخاب رئیس و هیأت رئیسه مجلس و تعداد کمیسیونها و دورة تصدی آنها و امور مربوط به مذاکرات و انتظامات مجلس بوسیلة آئین نامه داخلی مجلس معین میگردد.
آقایان اگر موافق هستند چون در این اصل هیچ اشکالی نیست نسبت به آن رأی گرفته شود.
(نمایندگان ـ موافقیم) بنابراین نسبت به این اصل رأی مخفی با ورقه گرفته میشود.
(آقایان دکتر روحانی و عضدی در محل نطق حاضر شدند و پس از شمارش آراء نتجیه بقرار زیر اعلام گردید.)
رئیس (منتظری) ـ عده حاضر در جلسه هنگام رأیگیری شصت و دو نفر، تعداد آراء شصت و چهار رأی که دو رأی بقید قرعه خارج شد، آراء موافق پنجاه و هفت رأی، مخالف یک رأی، ممتنع چهار رأی بنابراین، این اصل با پنجاه و هفت رأی موافق به تصویب رسید، تکبیر.
(حضار سه مرتبه تکبیر گفتند.)

7ـ طرح و تصویب اصل 53 (اصل شصت و هفتم)

رئیس (منتظری) ـ اصل 53 مطرح است که قرائت میکنم: اصل 53 ـ نمایندگان باید پیش از رسمیت یافتن مجلس به ترتیب زیر سوگند یاد کنند و متن قسم نامه را امضاء نمایند: «من در برابر قرآن، به خدای قادر متعال سوگند یاد میکنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد مینمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعهای را که ملت به ما سپرده بعنوان امینی عادل پاسداری کنم در انجام وظائف وکالت، امانت و تقوا را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوِ ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مدنظر داشته باشم».
نمایندگان اقلیتهای دینی این سوگند را با ذکر کتاب آسمانی خود یاد خواهند کرد.
دکتر قائمی ـ نوشته شود «متن قسم نامه زیر را امضاء نمایند» دیگر اینکه یک صفتی برای قرآن بگذارید قرآن مجید یا قرآن کریم.
رئیس (منتظری) ـ راجع به قسمت دوم پیشنهادتان مینویسم «قرآن کریم» ولی راجع به کلمة «زیر» که گفتید اضافه شود عرض کنم این را دارد، دیگر دو مرتبه کلمه «زیر» را نمیشود تکرار کرد.
صافی ـ پیش از رسمیت یافتن یعنی چه؟ در حالی که در آن اصل گفتید که با حضور دو سوم رسمیت پیدا میکند.
رئیس (منتظری) ـ یعنی پیش از آنکه بنشینند رئیس تعیین کنند و غیره.
(صافی ـ باید بشود «پس از رسمیت یافتن».)
دکتر بهشتی ـ اینجا دو نکته است که باید با هم جمع بشود.
منظور از «پیش از رسمیت یافتن» این است که تا این سوگند را نخورند و امضاء نکنند اصولا رسمیت پیدا نمیکند.
مثلا اگر پنجاه نفر این سوگند را یاد کردهاند و هنوز بقیه یاد نکردهاند با حضور آنها قبل از اینکه بقیه سوگند یاد نکردهاند مجلس رسمی نمیشود، این نکته منظور بوده است.
در آن نسخهای هم که آقایان به گروه فرستادهاند پیش از رسمیت یافتن بوده است.
رئیس (منتظری) ـ آقای مرادزهی بفرمائید.
مرادزهی ـ اولین جلسهای که تشکیل میشود با حضور عدة مشخصی که همان حد نصاب است مجلس منعقد میشود پس از انعقاد مجلس آئین نامه داخلی اش را تصویب میکند، رسمیت یافتن جلسات بعدی به موجب آئین نامه داخلی خواهد بود.
اگر شما قانون اساسی سابق را هم ملاحظه بفرمائید در اصل هفتم آن هست که: «پس از آنکه دو سوم نمایندگان مجلس شورای ملی در پایتخت حاضر شدند مجلس منعقد میشود» پس اول منعقد میشود ولی رسمیت یافتن مربوط به بعد از انعقاد مجلس میباشد.
حجتی ـ اگر اینطور باشد پس آن اصل پنجاه و یک درست نمیشود، برای اینکه فقط شرط رسمیت یافتن را با حضور دو سوم گفته است.
رئیس (منتظری) ـ پس اینطور میشود «نمایندگان پس از انعقاد مجلس و پیش از رسمیت یافتن آن».
طاهری اصفهانی ـ بنویسید نمایندگان باید پس از حضور دوسوم بترتیب زیر سوگند یاد کنند.
رئیس (منتظری) ـ آقای خزعلی شما نظرتان چیست؟ خزعلی ـ در اصل پنجاه و یک هم فرموده بودید با حضور دوسوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند آنجا را باید انعقاد تعبیر کنید، اینجا هم بگوئید پس از انعقاد مذکور سوگند را یاد میکنند.
رئیس (منتظری) ـ آنجا میخواستیم همة جلسات را بگوئیم، میخواستیم بگوئیم جلسات مجلس همیشه باید با دوسوم تشکیل شود، اما اینجا انعقاد است.
آقای قرشی بفرمائید.
قرشی ـ اینجا این متن قسم نامه منشأ دینی ندارد ما در دین نداریم که قسم نامه را امضاء بکنند، بنابراین سوگند خوردن کافی است.
رئیس (منتظری) ـ آقای یزدی شما تذکری داشتید؟ یزدی ـ عرض کنم رسمی شدن یک نماینده یک مسأله است و رسمیت جلسه مسأله دیگری است.
رسمیت یافتن جلسه حتماً متأخر از رسمی شدن نماینده است و نماینده تا وقتی که قسم نامه را یاد نکند نماینده نیست، بنابراین پیش از رسمیت جلسه باید امضاء کند تا نماینده بشود، نماینده که شد بعد رسمیت یافتن جلسه با دو سوم از نمایندگان است.
رئیس (منتظری) ـ آقای مکارم شما تذکری داشتید؟ مکارم شیرازی ـ عرض بنده این است که اگر پیش از رسمیت یافتن بنویسیم، اشکال پیدا میکند، پس از رسمیت هم بنویسیم باز اشکال دارد، بنویسیم در نخستین جلسة مجلس شورای ملی قسم میخورند.
رئیس (منتظری) ـ آقای دکتر بهشتی بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ نظر من هم همین است ولی برای اینکه جمله با «نمایندگان» شروع شود، اینطور نوشتیم «نمایندگان باید در نخستین جلسة مجلس که منعقد میشود به ترتیب زیر سوگند یاد کنند».
سبحانی ـ عبارت جنابعالی یک نقصی هم دارد حال اگر همه نمایندگان در اولین جلسه نتوانستند حاضر شوند بقیه چکار کنند آنها قسم نخورند؟ دکتر بهشتی ـ ما در آن متن بالا مینویسیم که برای انعقاد نخستین جلسه چند نفر باید باشد و برای رسمیت چند نفر، یعنی اصل بالا باید اصلاح شود که هر دو جهت مشخص بشود.
نمایندگانی هم که بعد میآیند باید ذیل متن اضافه کنیم نمایندگانی که در آن جلسه نیستند بعداً قسم یاد کنند.
حیدری ـ این موضوع را هم تذکر بدهید که هر نمایندهای که این سوگند را یاد نکرد از نمایندگی ساقط است.
(دکتر بهشتی ـ این دیگر معلوم است.)
رئیس (منتظری) ـ عبارت قانون اساسی سابق این بوده است «اعضاء مجلس بدواً که داخل مجلس میشوند باید به ترتیب ذیل قسم خورده و قسم نامه را امضاء نمایند».
دکتر بهشتی ـ اگر بخواهید این متن به همین صورتی که گفتهاید باشد در پایان اصل نوشته شود «نمایندگانی که در جلسة نخست شرکت ندارند باید در اولین جلسهای که حضور پیدا میکنند مراسم سوگند را بجا آورند».
رئیس (منتظری) ـ اگر بخواهید این متن به همین صورتی که گفتهاید باشد در پایان اصل نوشته شود «نمایندگانی که در جلسة نخست شرکت ندارند باید در اولین جلسهای که حضور پیدا میکنند مراسم سوگند را بجا آورند».
اصل 53 (اصل شصت و هفتم) ـ نمایندگان باید در نخستین جلسة مجلس که منعقد میشود به ترتیب زیر سوگند یاد کنند و متن قسم نامه را امضاء نمایند: «من در برابر قرآن کریم، به خدای قادر متعال سوگند یاد میکنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد مینمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعهای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم، درانجام وظایف وکالت امانت و تقوا را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوِ ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مدنظر داشته باشم».
نمایندگان اقلیتهای دینی این سوگند را با ذکر کتاب آسمانی خود یاد خواهند کرد.
نمایندگانی که در جلسة نخست شرکت ندارند باید در اولین جلسهای که حضور پیدا میکنند مراسم سوگند را بجا آورند.
رئیس (منتظری) ـ نسبت به این اصل با ورقه و به صورت مخفی رأی گرفته میشود.
(آقایان دکتر روحانی و عضدی در محل نطق حاضر شدند و پس از شمارش آراء نتیجه به قرار زیر اعلام گردید.)
رئیس (منتظری) ـ عدة حاضر در موقع رأیگیری شصت و نفر، تعداد آراء شصت و هفت رأی، یک رأی به قید قرعه خارج شد، آراء موافق شصت وچهار رأی، مخالف ندارد، آراء ممتنع دو رأی، بنابراین اصل شصت و هفتم با شصت و چهار رأی موافق به تصویب رسید، تکبیر.
(حضار سه مرتبه تکبیر گفتند) (در این هنگام آقای منتظری «رئیس» جایگاه را ترک کردند و آقای دکتر بهشتی «نایب رئیس» ادارة جلسه را به عهده گرفتند.)

8ـ طرح اصل 54

نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل 54 قرائت میشود.
اصل 54 ـ مذاکرات مجلس شورای ملی باید علنی باشد و گزارش کامل آن در روزنامه رسمی نشر شود و از طریق رسانههای گروهی به اطلاع مردم برسد، به تقاضای شورای رهبری، رئیس جمهور یا نخست وزیر یا یکی از وزراء یا رئیس مجلس یا ده نفر از نمایندگان ممکن است جلسة غیر علنی با حضور همة نمایندگان یا گروهی از آنها تشکیل شود.
مصوبات گروه وقتی معتبر است که به تصویب مجلس برسد و مصوبات جلسة غیر علنی در صورتی اعتبار قانونی دارد که قبلا سه چهارم از مجموع نمایندگان به ضرورت طرح و تصویب آن در جلسه غیر علنی رأی داده باشند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای حسینی هاشمی فرمایشی داشتند؟ (حسینی هاشمی ـ من مخالف هستم) آقای سبحانی بفرمائید.
سبحانی ـ سؤالم اینست که در غیر علنی بودن جلسه به اصطلاح چند تقاضا مجوز است شورای رهبری، رئیس جمهور یا نخست وزیر اگر این کافی باشد دیگر کلمة (طرح) زائد است باید بگوئیم سه چهارم از مجموع نمایندگان به ضرورت طرح و تصویب آن در جلسة غیر علنی رأی داده باشند.
اگر واقعاً غیر علنی آن ما قبل آن مجوز است اینجا لازم نیست که دیگر ضرورت طرح آن را هم تصویب کنند اگر آن شروط هم باشد پس این جمله را باید درست کرد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ در آنجا ما گفتیم به تقاضای آنها جلسه تشکیل میشود.
مجوز آن، تقاضای آنها است و میتواند تقاضای آنها ضرورت داشته و میتواند ضرورت نداشته باشد پس چون تقاضای آنها دو مورد دارد یکی بجا بودن و یکی هم بی مورد بودن، ما میگوئیم در موقعی که مجلس به مورد بودن و ضرورت آن تأیید بکند، آن موقع مصوبات آنها اعتبار دارد پس برای انجام اصل، تقاضا کافی است بدون آنکه بخواهند رسیدگی کنند که به مورد هست یا به مورد نیست ولی برای اعتبار مصوبات تأیید کنند که به مورد هم هست، آقای موسوی تبریزی بفرمائید.
موسوی تبریزی ـ سؤال من اینست که به تقاضای شورای رهبری، رئیس جمهور یا نخست وزیر جلسة غیر علنی با حضور همه نمایندگان یا گروهی از آنها تشکیل شود، اینجا که گفته شده «گروهی از آنها» این عده چگونه انتخاب میشوند؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ این برای مختصر کردن گاهی اوقات است که یکی از کمیسیونهای مجلس میخواهد جلسة غیرعلنی تشکیل بدهد، گاهی میگویند نمایندگان منتخب دو یا سه کمیسیون جلسة سری تشکیل میدهند، گاهی میگویند یک گروهی را مجلس انتخاب میکند برای اینکار بالاخره این شقوِ مختلف دارد.
طاهری اصفهانی ـ شورای رهبری تقاضا میکند جلسه غیر علنی باشد، سه چهارم نمایندگان تشخیص میدهند این مورد ندارد اصلا رأی برای تشکیل آن نمیدهند، اگر رأی میدهند تشکیل بشود که باید آن طرحشان را هم رأی بدهند اگر این را بی مورد میدانند پس رأی نمیدهند تا تشکیل شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اینکه ما نوشتیم تقاضای تشکیل جلسه غیر علنی میکند برای اینکار یک تقاضا کافی است این را هنوز کسی نمیداند که این جلسه غیرعلنی به مورد است یا مورد ندارد، تقاضا کننده از نظر خودش تشکیل جلسة غیرعلنی را لازم میداند، بنابراین برای اجابت تقاضای او صرف تقاضای او کافی است، در موقع تشکیل جلسه هم سه چهارم نمایندگان باید دو جنبه را رعایت کنند یکی اینکه آیا این باید در جلسه غیر علنی باشد یا نه؟ اگر آنها تشخیص دادند که باید در جلسه علنی باشد اشکال ندارد، دیگر نمیتوانند در جلسه غیرعلنی تصویب کنند فقط باید با اصل آن موافق باشند، آقای مکارم شیرازی بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ آیا این جلسة غیر علنی فقط برای مذاکره است؟ خامنهای ـ اولا این کلمة رسانههای گروهی که عطف به «باید» میشود دولت را ملزم میکند که مذاکرات را به تمام رسانههای گروهی بدهد که بعضی از اینها دولتی نیست و ممکن است برای آن بهای زیادی بپردازد.
ضرورتی ندارد که رسانههای گروهی مجبور باشند، در روزنامه رسمی منتشر کنند یا به سبکی که سابق وجود داشت، خود مجلس مذاکرات را پخش میکرد، به همان منوال باشد.
دوم اینکه به مجلس، قوة مجریه یعنی معمولا نخست وزیر لایحهای میدهد که این لایحه در شورای وزیران تصویب شده و یکی از وزراء ذیل آن را امضاء کرده است و نظرش اینست که قانونی بگذرانند و مشکلات اداری را از بین ببرند یا اینکه نمایندگان به حسب اطلاعی که از اجتماع پیدا کردهاند مطلبی را پیشنهاد میکنند که نام آن را طرح گذاشتهاند.
شورای رهبری را من صبح پیشنهاد کردم و قبل از من کسی نگفت نظر من این بود چون یک پیشنهاد خطرناکی است علنی بودن، شرط مذاکرات مجلس است و غیر علنی بودن مخاطراتی دارد ممکن است خام بشود و یا دولت تحت تأثیر واقع گردد و یا احیاناً سوء نیت داشته باشد باید علاوه براینکه سه چهارم نمایندگان مجلس تصویب میکنند یک مقام عالی هم که نظارت دارد آن را تصویب بکند و وقتی این مصوبات معتبر است که مجلس مصوبات جلسات غیرعلنی را قبول کرده باشد.
ما شورای رهبری را جائی ظاهراً پیش بینی نکردیم که مستقیماً با مجلس بده و بستان داشته باشد و نظارت کند.
شورای رهبری بهترین مقام عالی صالحی است که مواظب حقوِ مردم است که تضییع نشود، واقعاً نگهبان حقوِ مردم است اینجا پیشنهاد دهندة نیست که جزو ردیف پنج نفر باشد من صبح عرض کردم ولی ترتیب اثر ندادند که چون قوة مقننه و مجریه این کار را میکنند از طرف قوة مجریه فقط وزیر مربوطه و از طرف قوة مقننه همة نمایندگان باشند والا رئیس مجلس چرا در مقابل دویست سیصد نفر واحد کالف باشد؟ دو نفر برای پیشنهاد کافی هستند و این پیشنهاد گاهی که غیر علنی تلقی بشود و در مجلس طرح بشود، باید مقام عالی نظارت کند و این مقام عالی باید شورای رهبری باشد شورای رهبری برای خود سمتی قبول نکرده که این کار را بکند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ برای اینکه جلسه ما در مسیر خود حرکت کند عرض کنم که آقای خامنهای اینطور که شما صحبت کردید جنبة مخالفت داشت باید میفرمودند که به عنوان مخالف میخواهم صحبت کنم.
آقای بنی صدر بفرمائید شما سؤال دارید؟ (بنی صدر ـ یک سؤال دارم راجع به رسانه گروهی و یک مطلب دیگر) بسیار خوب این را بعداً خواهید فرمود.
ربانی رانکوهی ـ این قسمت که نوشته شده است گزارش کامل آن در روزنامه رسمی باید منتشر شود، الان وقتی مشروح مذاکرات این مجلس منتشر میشود سی چهل صفحه است روزنامه رسمی اگر بخواهد گزارش کامل بدهد باید همه را منتشر کند معمولا خود مجلس یک چنین چیزی را منتشر میکند اما اگر بخواهد گزارش کامل را یک روزنامه رسمی که صفحات بسیار کمی دارد منتشر کند امکان ندارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اجازه بدهید بنده توضیح میدهم برای اینکه دیگران بتوانند در کارهایشان به مذاکرات مجلس استناد کنند انتشار در روزنامههای روزمره کافی نیست عین آگهیها مثل آگهی حصر وراثت که باید حتماً در روزنامه رسمی چاپ شود، به همین دلیل است باید یک خبری باشد که در موارد نیاز از لحاظ حقوقی بشود به آن استناد کرد.
بنابراین روزنامه رسمی، روزنامة اطلاعات و کیهان نیست، یک سند منتشر شدهای است که قابل استناد است.
مذاکرات مجلس شورای ملی باید به تعداد نفرات نمایندگان با کمی اختلاف منتشر شود.
(حجتی کرمانی ـ توضیح بدهید که روزنامه رسمی غیر از اطلاعات و کیهان است.)
بلی توضیح دادم رونامه ایست به نام روزنامه رسمی کشور باید منتشر بشود به خاطر مندرجات آن که مورد استناد واقع میشود.
آقای دکتر آیت (دکتر آیت ـ من مخالف مشروط هستم) بسیار خوب، آقای مشکینی بفرمائید.
مشکینی ـ پس از درخواست رئیس جمهور یا نخست وزیر و تأیید مجلس در صورتی که مطلب ضروری باشد از عبارت چنین فهمیده میشود که ممکن است منعقد بشود، در اینجا باید نوشته شود که باید منعقد گردد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ صحیح اینست که «باید» را در جلسه نیاوریم، جلسه غیر علنی با همة نمایندگان یا گروهی از آنان تشکیل میشود نه «باید» را بگذاریم و نه «ممکن است» را که متزلزل نباشد پس مینویسیم «تشکیل میشود» آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ این مصوبات جلسة گروهی که هست در صورتی معتبر است که به تصویب مجلس برسد، در این جا مراد، مجلس علنی است و یا غیر علنی؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ لزومی ندارد بنویسیم، اگر علنی بود علنی و اگر غیر علنی بود غیر علنی.
فاتحی ـ اینجا نوشته شده است مصوبات گروهی وقتی معتبر است که به تصویب مجلس برسد وانگهی تقاضائی که از رئیس جمهور یا شورای رهبری میرسد تقاضای تشیکل گروهی نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ ممکن است وزیر دفاع تقاضای تشکیل جلسه کمیسیون دفاع مجلس شورای ملی را بکند پس تقاضای تشکیل جلسه عمومی را نکرده تقاضا کرده است که اعضاء کمیسیون دفاع مجلس غیر علنی تشکیل بدهند.
(فاتحی ـ به تصویب مجلس علنی و یا غیر علنی...)
این اعم است دقت کنید وقتی جلسه را تشکیل دادند اینها یک چیزی را تصویب میکنند ولی بعلت معلوم میشود که ضرورتی هم نداشته و در جلسه علنی هم میشده است که تصویب بشود، اینجا کار دوباره نباید کرد.
(فاتحی ـ اگر به تقاضای شورای رهبری، رئیس جمهور، نخست وزیر یا رئیس مجلس یا ده نفر از نمایندگان جلسة غیرعلنی تشکیل بشود ما میخواهیم شورا را مافوِ اینها قرار بدهیم.)
بگذارید در جمهوری اسلامی یکقدری آداب را کم کنیم.
آقای رحمانی شما سؤال دارید؟ (رحمانی ـ توضیحی و اشکالی دارم.)
پس مخالف هستید.
آقای یزدی سؤال دارید؟ آقای طاهری خرم آبادی بفرمائید.
طاهری خرم آبادی ـ شما فرمودید که صرف تقاضا برای تشکیل جلسه غیر علنی کافی است اگر تقاضا شد و جلسة غیر علنی تشکیل شد، بعد از آن جلسة غیر علنی تشخیص دادند که ضرورت داشته است این مطلب در جلسة غیر علنی مطرح بشود ولی قبلا سه چهارم تصویب نکردند آن وقت قهراً این مطلب تصریح نمیشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اینجا دیگر کلمه «قبلا» نمیخواهد اگر کلمه «قبلا» را برداریم بهتر است، کلمه «قبلا» ضرورتی ندارد.
آقای قرشی سؤال دارید بفرمائید.
قرشی ـ ما درباره این امور در کمیسیون مشترک ساعتها بحث میکنیم فرضاً اگر بنده یک پیشنهادی در آن کمیسیون کردم ولی رأی نیاورد باز هم مجاز هستم در جلسه علنی آن پیشنهاد را مطرح کنم و وقت مجلس را بگیرم یا نه؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ قرار بر این شده است که فرد دیگری در جلسه علنی صحبت کند.
(قرشی ـ پیشنهادهای آقایان نوعاً همینطور است، بیست دقیقه صحبت میکنند و همان پیشنهادی که در کمیسیون رد شده باز اینجا مطرح میکنند و این را باید دوستان در نظر داشته باشند و خلاف آئین نامه رفتار نکنند.)
متشکرم، آقای حجتی کرمانی بفرمائید.
حجتی کرمانی ـ من دو سؤال کوتاه داشتم یکی متن اصلی پیشنهادی تشکیل جلسه محرمانه است که نوشته شده است «غیر علنی محرمانه» چه عیبی داشت، یکی هم اینکه به جای «خاص» نوشته شده است «گروهی» خوب این تغییرات را چرا انجام دادهاید؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ این تغییرات جزئی است و تأثیری در اصل نمیدهد و قابل بحث هم نیست اینطور انسب بنظر رسیده گمان نمیکنم این تغییرات خیلی جزئی قابل سؤال باشد که چرا این کار را کردهاید.
این سؤال را در کمیسیون بفرمائید، وقت کم است آقای عرب بفرمائید.
عرب ـ اینکه اینجا نوشته شده است «تشکیل میشود» پس باید عبارت «ممکن است» را برداریم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این را برداشتیم.
آقای مقدم مراغهای بفرمائید.
مقدم مراغهای ـ این جا ذکر شده به ترتیب شورای رهبری، رئیس جمهور الی آخر، ما تا به حال در این اصولی که تصویب شده تعریفی از اینها نکردهایم، ورود این اصطلاح در اینجا اتفاقی است یا باید توضیح داده شود؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ ما تا اینجا دربارة رئیس جمهور هم چیزی نداشتهایم بنابراین آنهم در اصول آینده روشن میشود خوب در طول مذاکرات این مدت مسألهای بنام شورای رهبری یا جنبههای مختلفش مطرح شده اینجا این را میگذاریم بعداً که شورای رهبری وظایف آن مطرح میشود هر جا که با وظایف او بخواند، نگهمیداریم هر جا با وظیفه او نخواند برمیداریم.
(یزدی ـ خود ایشان در گروهی تشریف داشتند که شورای رهبری تهیه شده و از کم و کیف آن آگاه هستند.)
حالا امر دایر است به اینکه یک مخالف از چند نفر مخالف صحبت بکند یا نکند؟ اجازه بفرمائید ما در آئین نامه داریم که حداقل یک موافق و یک مخالف در جلسه میتوانند صحبت کنند واقع اینست که آقای خامنهای به جای مخالف صحبت کردهاند.
(دکتر آیت ـ ایشان به عنوان مخالف صحبت نکردهاند.)
ببینیم که آئین نامه را باید عمل بکنیم یا نکنیم انصاف اینست که صحبت ایشان به عنوان مخالفت بود تمام جنبه هایش را گفتند و این را بپذیرید که آنچه ایشان گفتند به جای مخالف بوده (دکتر آیت ـ ما این را نمیپذیریم، برای اینکه ایشان به عنوان مخالف صحبت نکردند.)
رحمانی ـ منظور از اینکه مذاکرات مجلس شورای ملی باید علنی باشد مطلق مذاکرات است یا مذاکراتی است که برای تصمیمگیری نهائی است؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ کل مذاکرات (رحمانی ـ بنابراین مذاکراتی که در این کمیسیونهای مشترک میشود ممنوع است مذاکرات مقدماتی ممنوع است.)
خیر، مذاکرات مجلس شورای ملی کلا علنی است.
موسوی اردبیلی ـ اگر به عنوان مخالف کسی میخواهد صحبت کند شرط کنید که اگر حرفی صبح زده شده حالا دیگر تکرار نشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ امیدوارم که رعایت کوتاهی مطلب بشود آقای حسینی هاشمی بفرمائید.
منیرالدین حسینی هاشمی ـ این مسأله مسأله ایست که قراردادها و مرزهای ژئوپلتیک ما را معین و مشخص میکند توجه بفرمائید چون نمایندگان معصوم نیستند و اباذر و سلمان هم نیستند ممکن است مورد تهدید و تطمیع قرار بگیرند مثلا ممکن است شش ماه قبل از تشکیل جلسه غیر علنی تک تک آنها را ببینند و به آنها بگویند ما مقدمات کار را فراهم کردیم شما موافق هستید؟ این جلسة مخفی برای امور داخل هست یا قراردادهای خارجی؟ اگر قراردادهای خارجی است که سازمانهای اطلاعاتی جهان و ابرقدرتها اطلاع پیدا میکنند و اگر برای مردم و داخل هست دو ضرر دارد یکی اینکه خوراک تبلیغاتی برای سازمانهای چریکی، سیاسی، نظامی درست میکنید که خود بیگانهها گروه چریکی بسازند دوم اینکه قراردادی در یک محیط ضیق و اختناِ بستهاند.
با یک فشار اقتصادی شما را در بن بست قرار دادهاند چون اینجا قرارداد مخفی امضاء کردهاند از آنطرف آن را به صورت شب نامه میدهند به دست گروهها، گروهها را از نظر تبلیغاتی علیه شما بسیج میکنند، شما در نماز جمعه میتوانید تنگناهای خود را برای ملت بگوئید، میتوانید ملت را تجهیز کنید برای تکنیک برای رفع هر مشکلی حداقل اینست که قید بزنید به این اصل که مربوط به امور نظامی باشد قراردادها را حتی امور سیاسی را بیاورند نگهبان میتوانند کنترل کنند، خیر اینطور نیست شورای نگهبان فنش شناسائی سیاسی نیست و بدلیل اینکه فن او نیست قابلیت اینکه آن مطلب پوشانده بشود یا غیر واقع جلوه داده شود، هست فقط لازم است که در خارج بتوانند وکلا را یک مقدار تطمیع و تهدید بکنند یک مقدار نظرشان را جلب بکنند و شما بنظرتان میرسد که یک تعداد از وکلائی که خواهیم داشت ممکن است قابلیت پذیرش تطمیع و تهدید را داشته باشند.
توجه داشته باشید این یک اصل خطرناک است اگر بنا هست که ده تا قید هم به آن بزنید و آن را محکم کنید، اگر میشود جلسة علنی را همیشگی قرار بدهید، این کار را بکنید.
سیاست اسلام روی فداکاری است نه اینکه کتمان روابط دیپلماسی، من چون لازم میدانستم و احساس خطر میکردم گفتم چون اکثر کشورها در روابط ژئوپلتیک زیر دست قرار گرفتهاند لذا این پیشنهاد خود را عرض کردم، والسلام علیکم ورحمةاللّه و برکاته.
نایب رئیس (بهشتی) ـ خوب موافق اگر احتیاج هست صحبت کند...
اجازه بفرمائید بنابراین...
(سبحانی ـ نظر من اینست که تشکیل جلسه غیر علنی محدود شود.)
این پیشنهاد صبح مطرح شده و تصویب نشده است.
آقای ربانی بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ برای رفع اشکال ایشان و اینکه ایجاد خللی در رأیگیری نشود پیشنهاد میکنم یک اصل جداگانه نوشته شود که امورسری چیست قراردادهای سیاسی، اجتماعی واقتصادی وفرهنگی باید علنی باشد این راباید صریحاً درقانون ذکر کنیم که مثل سابق نشود که تمام قراردادهای اقتصادی محرمانه باشد.
یک اصل جداگانه به مجلس آورده شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اجازه بدهید موافقین با این متن به همین صورتی که هست دست بلند کنند (عده کمی دست بلندکردند) این متن حدود سی چهار نفر موافق دارد پیدا است که ازنظر دوستان یک اشکالی در اصل وجود دارد بنابراین بهتر است که از رأی گیری صرفنظر کنیم و همین رأی گیری بادست را کافی بدانیم وبرگردانیم به گروه.
آقای مکارم شیرازی بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ شورای رهبری را از آن بالا برداریم و پائین بنویسیم شاید آقایان با آن موافق باشند.
در صورتی اعتبار قانونی دارد که شورای رهبری و سه چهارم ازمجموع نمایندگان به ضرورت جلسه غیر علنی رأی داده باشند وآن مسأله شورای نگهبان هم در اینجا رعایت شده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این پیشنهاد جدید است پس اجازه بدهید روی آن شور بشود بنابراین،این اصل باپیشنهادهای مربوطه به گروه برمیگردد.

9ـ طرح و تصویب اصل 55 (اصل هفتادم)

نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل 55 مطرح است که قرائت میکنم: اصل 55 ـ رئیس جمهور و وزیران به اجتماع یا به انفراد حق شرکت در جلسات مجلس علنی را دارند و در صورتیکه مجلس لازم بداند رئیس جمهور و نخست وزیر و وزراء مکلف به حضورند و هرگاه تقاضا کنند مطالبشان استماع میشود.
رئیس جمهور و وزیران میتوانند مشاوران خود را نیز همراه داشته باشند.
آقای بنی صدر بفرمائید.
بنی صدر ـ میخواستم ببینم صبح که در جلسه این مطلب را گذاشتند که مجلس بتواند رئیس جمهور را احضار کند چون مجلس وقتی میتواند مقامی را احضار کند که احضار شونده راضی باشد، این را توضیح بدهند که چرا اینطور نوشته شده است.
سبحانی ـ به جای نخست وزیر و وزراء بنویسید هیأت وزراء که همه را شامل بشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این فرِ دارد یک موقع ممکن است یکی از وزراء را احضار کنند.
آقای دکتر آیت شما سؤال دارید؟ (دکتر آیت ـ من با این وضعی که این اصل دارد موافقم.)
آقای رحمانی بفرمائید.
رحمانی ـ حق شرکت «در جلسات علنی مجلس» نه «در جلسات مجلس علنی» این یک پیشنهاد اصلاح جمله است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ صحیح است این تذکر بجائی است، آقای رشیدیان بفرمائید.
رشیدیان ـ یک مسألهای بود که میگفتند مکلف به حضور است چون رئیس جمهور از طرف مردم و نمایندگان هم از طرف مردم انتخاب شدهاند آیا مجلس حق ندارد برای رئیس جمهور تکلیف معلوم کند؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ پس شما میخواهید به عنوان موافق صحبت کنید، من نام شما را به عنوان موافق ثبت کردم.
رشیدیان ـ سیصد نفر نماینده به اضافه شورای نگهبان که صبحها در مجلس هستند و منتخب مردم هستند صلاحیشتان بیش از یک نفر است که احتمال دیکتاتوری در مورد او میرود بنابراین حق بود این مطلب اضافه شود ولی اگر فقیه باشد و در شورای رهبری هم باشد آن مطلبی دیگر است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر شیبانی.
دکتر شیبانی ـ پیشنهادی در مورد تشکیل جلسه علنی برای فردا صبح شده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بسیار خوب آقای بنی صدر بفرمائید.
بنی صدر ـ اینکه اینجا آمده است که مجلس میتواند وزراء احضار کند علتش اینست که وزراء در برابر مجلس مسئول هستند و مجلس بعد از احضار برای این نیست که مقایسه کنیم که چه مقامی زورش بیشتر است و چه مقامی زورش کمتر است، چه کسی صلاحیتش بیشتر است و چه کسی کمتر است چه کسی در اوظن دیکتاتوری میرود و چه کسی نمیرود این احضار به منزله تعیین مسئولیتها است.
رئیس جمهور را مردم برای مسئولیتهای معینی انتخاب میکنند.
اگر آن مسئولیتها را انجام داد بسیار خوب، اگر نداد ترتیبی پیش بینی میکنند برای اینکه میگوئید باید او را عزل کرد.
اگر شما او را به مجلس احضار کردید به مجلس میگوید شما چه میگوئید او میگوید فلان و فلان، او گوش نمیدهد میگوید من مسئول شما نیستم من مسئول قانون اساسی هستم بنابراین باید بدانیم که این برای آن نیست که ببینیم کفة قدرت کدام طرف سنگینتر است و این اختیار را به مجلس بدهیم که او را احضار کند.
پس اگر این است هر دو نمایندة ملت هستند عکس آن را هم عمل کنید، رئیس جمهور هم حق دارد هر وقت خواست وکلای مجلس را احضار کند این برای مسئولیت هر کسی است وزراء مسئول مجلس هستند هر وقت آنها را احضار کنند باید به مجلس بیایند بهانه و عذری از آنها پذیرفته نیست.
نکته دوم اینست که رئیس جمهور نمایندة ملت هست در برابر دنیا، خواهی نخواهی در روابط بین المللی یک شئوناتی پیدا میکند اگر رئیس جمهور را بخواهید همیشه به مجلس احضار کنید آن اعتبارات را از دست میدهد این را همه میدانید و بالاخره به استواری حکومت هم لطمه میخورد همهاش خطر دیکتاتوری نیست جلو آن را باید از جای دیگر گرفت از این طریق نمیشود جلوی دیکتاتوری را گرفت باید به این نکات توجه کرد که اعتبار حکومت هم محفوظ بماند.
با توجه به این نکته بنظر نمیرسد این قیدی که آوردهاید نه اعتبار حکومت هم محفوظ بماند.
با توجه به این دو نکته بنظر نمیرسد این قیدی که آوردهاید نه اعتباری به مجلس میدهد و نه اینکه مشکل خطر دیکتاتوری را که از آن میترسید حل بکند برای این مشکل در جای دیگر باید فکر کرد و اعتبار رئیس جمهور و حدود مسئولیتهای او را نباید ضایع کرد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای آیت به عنوان موافق بفرمائید.
دکتر آیت ـ اصلی که برای رئیس جمهور نوشته شد یکی به این دلیل است که ما هنوز ترتیب تعیین رئیس جمهور را مشخص نکردهایم ممکن است حتی خود مجلس رئیس جمهور را انتخاب بکند و گذشته از آن برای محاکمة رئیس جمهور این حق به مجلس داده میشود که او را احضار کند.
مسألة دیگر اینست که هیچوقت اکثریت مجلس بی جهت رئیس جمهور را احضار نمیکند که بقول شما اعتبارش از بین برود حتماً یک مسأله مهمی مطرح میشود که ضروری میداند رئیس جمهور را احضار کند و مطالب را از او بپرسد.
اگر انتخابی باشد رئیس جمهور در مقابل مجلس مسئول نیست و مجلس نمیتواند او را عزل بکند چه بسا مواردی هست تشخیص میدهد که از رئیس جمهور توضیحاتی بخواهد و باید بتواند این کار را بکند معمولا عکس آن هم اتفاِ میافتد بعضی اوقات رئیس جمهور میخواهد مجلس منعقد بشود مگر اینکه این حق را بدهیم به نخست وزیر و از رئیس جمهور سلب کنیم معمولا در قوانین دنیا هست که رئیس جمهور هم جلسه فوِ العاده مجلس را تقاضا کند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یک نکته است و آن اینست که «در صورتی که مجلس لازم بداند» آیا منظور هیأت رئیسه با اکثریت مجلس و یا گروهی از مجلس است؟ این مشخص نیست باید روشن بشود که مراد از مجلس چه مقامی است.
(دکتر آیت ـ استیضاح احتیاج به اکثریت ندارد.)
درمورد وزراء یک نماینده هم میتواند از یک وزیر دعوت بکند بنابراین باید بنویسیم که این تقاضا در مورد رئیس جمهور با اکثریت آراء باشد.
(فارسی ـ مجلس یعنی اکثریت) (بنی صدر ـ در مورد رئیس جمهور رأی بگیرید ببینید اصلا رأی میدهند یا نه.)
موافقین با اینکه «رئیس جمهور» اضافه شود دست بلند کنند.
(عده کمی دست بلند کردند) بیست و سه نفر موافقند به اینکه حتماً «رئیس جمهور» اینجا اضافه شود.
حالا موافقین با این اصل با حذف «رئیس جمهور» دست بلند کنند.
(خامنهای ـ احضار وزراء همیشه برای استیضاح نیست بنابراین اگر استیضاح را در یک فصل دیگری بگذارید بهتر است و این اکثریت هم لازم نیست.)
آن کاری به این ندارد، ما میخواهیم بگوئیم یک نفر نماینده نمیتواند رئیس جمهور را احضار کند.
آقایان این را میخواهید بگوئید کسانی که موافقند رئیس جمهور را بگذاریم به شرط اینکه برای احضار او شرط کنیم رأی نصف بعلاوه یک باشد (نمایندگان ـ حذفش را رأی بگیرید) موافقین دست بلند کنند (سی و هشت نفر دستشان را بلند کردند) پس اجازه بدهید اضافه کنیم و یک رأیگیری با ورقه بکنیم تا تکلیف آن روشن شود.
موافقین با اصل پنجاه و پنج با حذف رئیس جمهور دست بلند کنند.
(عده کمی دست بلند کردند) رأی این کمتر از اولی است (حجتی کرمانی ـ وظایف رئیس جمهور و نصب و عزل او معلوم نیست و مشخص نیست که منتخب مردم است یا نیست این باید معلوم شود.)
چارهای نیست جز اینکه راه دیگری پیدا کنیم.
(طاهری اصفهانی ـ رئیس جمهوری که در برابر ملت مسئول است تمام ملت میتوانند مطالبشان را آزاد بپرسند و استیضاح کنند یا نمایندگان باید این کار را بکنند؟) رئیس جمهور با نصف بعلاوه یک آراء ملت میتواند انتخاب بشود نصف بعلاوه یک نمایندگان هم بطور معدل نمایشگر نصف بعلاوه یک آراء ملت هستند پس اگر نمایندگان این کار را کردند مثل اینست که خود ملت این کار را کردهاند اینست که اگر آن قید را بگذاریم فکر میکنم مطلب منطقی باشد اجازه بدهید قید را اضافه میکنم و با ورقه رأی میگیریم، حالا میخوانم دقت بفرمائید: اصل 55 (اصل هفتادم) ـ رئیس جمهور و وزیران به اجتماع یا انفراد حق شرکت در جلسات علنی مجلس را دارند و در صورتی که مجلس لازم بداند رئیس جمهور و نخست وزیر و وزراء مکلف به حضورند و هر وقت تقاضا کنند مطالبشان استماع میشود.
خواستن رئیس جمهور به مجلس باید به تصویب اکثریت مجلس برسد، رئیس جمهور و وزیران میتوانند مشاوران خود را نیز همراه داشته باشند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ به این اصل رأی گرفته میشود.
(اخذ رأی و شمارش آراء به عمل آمد و نتیجه به شرح زیر اعلام شد) نایب رئیس (بهشتی) ـ عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأی شصت و سه نفر، تعداد آراء شصت و سه رأی، موافق چهل و هشت نفر، مخالف سه نفر، ممتنع دوازده نفر، بنابراین تصویب شد، تکبیر (حضار سه مرتبه تکبیر گفتند)


10ـ پایان جلسه

 نایب رئیس (بهشتی) ـ توجه بفرمائید ما فردا صبح ساعت ده و سی دقیقه تا دوازده جلسة فوِ العاده خواهیم داشت، جلسه ختم میشود.
(جلسه ساعت هجده پایان یافت) نایب رئیس مجلس بررسی نهائی قانون اساسی ـ دکتر سید محمد حسینی بهشتی