مشروح مذاکرات تدوین قانون اساسی


+ جلسه پنجم 30 مرداد 1358

جلسه در ساعت نه و ده دقیقه روز سی ام مرداد ماه 1358 هجری شمسی برابر با بیست و هفتم رمضان المبارک 1399 هجری قمری به ریاست آیت الله حسینعلی منتظری تشکیل شد.

فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه و اظهار همدردی و تسلیت آقای رئیس از طرف کلیه نمایندگان مجلس خبرگان به مناسبت شهادت فرزند حجة الاسلام رحمانی
2ـ بحث دربارة آئین نامه داخلی مجلس بررسی نهائی قانون اساسی
3ـ اعلام تنفس به مدت چهل و پنج دقیقه و تشکیل مجدد جلسه
4ـ پایان جلسه دبیرخانه مجلس بررسی نهائی قانون اساسی

[-----------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه و اظهار همدردی و تسلیت آقای رئیس از طرف کلیه نمایندگان مجلس خبرگان به مناسبت شهادت فرزند حجةالاسلام رحمانی رئیس (منتظری) ـ اعوذبالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.
جلسه رسمی است.
حوادث دلخراشی در پاوه و کردستان رخ داده، و بسیاری از برادران پاسدار و غیر پاسدار ما شهید شدهاند و از جمله شهدا با کمال تاسف فرزند جناب مستطاب حجةالاسلام و المسلمین آقای رحانی که یکی از منتخبین در همین مجلسند، ایشان هم به درجه شهادت نائل شدهاند.
این ضایعه همه ملت ایران را در سوگ و عزا فرو برده است و مجلس خبرگان هم از این حوادث متأثر و متأسف است.
انتظار داریم همه ملت ایران برادران و خواهران وظیفه خودشان را انجام بدهند مخصوصا در تهران فردا عصر در مسجد عالی استاد مرحوم مطهری، یعنی همان مسجد سپهسالار سابق، مجلس ختمی برای شهدا است، انتظار داریم همه برادران و خواهرانی که قدرت دارند در این مجلس شرکت کنند.
مجلس خبرگان هم مراتب تسلیت خودش را به حضرت ولی عصر عجلالله تعالی فرجه و به مراجع عظام مخصوصا رهبر عالیقدر انقلاب حضرت آیت الله خمینی و همه ملت ایران و به بازماندگان برادران و خواهران پاوه و سایر نقاط کردستان که عزا دارند عرض میکند.
ضمنا آقایان صدوقی، دستغیب، مشکینی و دکتر روحانی به نمایندگی مجلس خبرگان در این مجلس فاتحه شرکت خواهند کرد و مراتب تسلیت و همدردی نمایندگان مجلس توسط آنان اعلام خواهد شد.
اینک برای شادی روح شهدا تقاضا میکنیم که آقایان یک حمد و سه قل هوالله بخوانند.
(در این موقع حضار در مجلس به پا خاستند و یک حمد و سه قل هوالله خواندند)
2ـ بحث درباره آئیننامه داخلی مجلس بررسی نهائی قانون اساسی رئیس (منتظری) ـ موضوعی که در دستور جلسه امروز است رسیدگی به آئیننامه مجلس است.
آئیننامهای که هیأت دولت و آقایان محترم در شورای انقلاب تنظیم کردهاند، و منتشر شده در حقیقت سه قسمت است، یک قسمتش اموری است که انجام شده و خواهی نخواهی لازم بود که آنها انجام شود، مانند انتخاب هیات رئیسه موقت و غیره، اینها کارهائی بود که باید انجام میگرفت که میدانیم انجام هم گرفته است.
یک قسمت هم مربوط به انضباط داخلی مجلس و رعایت کردن وقت هنگام شروع و اختتام جلسه و اینطور مسائل است، که ظاهراً احتیاج به رأیگیری ندارد و خواهی نخواهی باید یک نظامنامهای برای حفظ انضباط وجود داشته باشد که آنها هم قابل بحث نبوده است.
لذا راجع به آنها هم صحبت نشده است.
اما آنچه اهمیت دارد و سبب شد که راجع به آئین نامه در مجلس تذکر داده و صحبت شود، راجع به نحوه رسیدگی و بررسی قانون اساسی است که در آن آئین نامهای که آقایان تنظیم کرده بودند، کمیسیونهای مختلفی در نظر گرفته شده بود و هر کمیسیون به یک قسمت از اصول قانون اساسی رسیدگی میکرد.
راجع به این مساله آقایان اعتراض داشتند و اعتراض بجائی هم بود.
بنابراین بر حسب وظیفهای که آقایان محترم بعهده بنده و چهار نفر دیگر از دوستان گذاشتند، دیروز نشستیم و دست و پا شکسته یک چیزی تنظیم کردیم که الان در اختیار آقایان گذاشته شده و حالا من تقاضا میکنم هر کدام از این دوستان جناب آقای مکارم شیرازی و جناب آقای موسوی اردبیلی یا جناب آقای غفوری که داوطلب هستند، راجع به این اصلاحاتی که ما انجام دادهایم مستدرکاتش را بگوید.
اول آقای مکارم داوطلب شدهاند.
بفرمایید.
مکارم شیرازی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
آئین نامهای که قبلا تنظیم شده بود و در اختیار آقایان قرار گرفت، همانطوریکه جناب آقای منتظری فرمودند، یک قسمتهائی از آن مربوط به اداره جلسات و امور انضباطی و طرز رأی گرفتن و مسائلی از این قبیل است.
البته روی اینها باید رأی گرفته شود و رأی گرفتن عمومی آنها احتیاج به مقوله زیاد ندارد چون آقایان مطالعه میفرمایند و روی آن یک جا میتوان رأی گرفت.
اما دوالی سه قسمت در این آئیننامه بود که عوض شده و تغییر اصولی پیدا کرده، بقیه هم اصلاحات عبارتی و یک تغییرات مختصری است.
حالا من تقاضا میکنم به این سه قسمت توجه بفرمایید چون اساس اختلاف در این سه قسمت بود.
در آئیننامه قبلی که حالا مورد رسیدگی قرار میگیرد برای بررسی مواد و طرز رسیدگی به 151 ماده که در 12 فصل تنظیم شده است، طرز کار این بود که دوازده کمیسیون تشکیل میشد و هر فصلی از این فصول بیک کمیسیون داده میشد.
بنابراین اگر بنده مثلا در یک کمیسیون تشکیل بودم یک فصل معینی از پیش نویس قانون اساسی را مورد بررسی قرار میدادم.
فصل دوم مال کمیسیون دیگر بود و فصل سوم در کمیسیون دیگر بررسی میشد و به این ترتیب همه نمایندگان روی همه فصول بررسی نمیکردند، بلکه هر گروهی روی فصل معینی بررسی میکرد و این البته اشکالش روشن است، برای اینکه ما چگونه میتوانیم در حالی که فقط روی یک یا چند اصل بررسی کردهایم، روی تمام فصول رأی بدهیم؟ بنابراین ما باید تمام فصول را بررسی کنیم تا روی تمام فصول بتوانیم رأی پختهای بدهیم.
حالا ماهیت این مطلب عوض شد و به این صورت در آمد.
البته این آئیننامه عباراتش باید عوض شود چون هم غلط چاپی دارد و هم غلط از جهت تنظیم مواد دارد و علتش هم این بود که کار یک هفته را مجبور شدیم در یک روز انجام بدهیم.
ولی البته محتوای مطلب روشن است، بنده به اجمال محتوا را عرض میکنم.
ما چهار مرحله برای بررسی کردن این مواد پیشبینی کردهایم که این چهار مرحله هر کدامش از دیگری جداست.
یعنی اگر آقایان با یک مرحلهاش مخالف باشند، با مرحله دیگر میتوانند موافق باشند.
حالا یکی، یکی این مراحل مطرح میشود و رأی گرفته میشود.
اما مرحله اول، مرحله بررسی نظرات است که هشت کمیسیون تشکیل میشود و آقایان در هشت گروه یا در هشت کمیسیون شرکت میکنند.
در مرحله بررسی نظرات، هر کمیسیونی دنبال تخصصش میرود مثلا بنده اگر تمایل دارم، در قسمت قوه مقننه میروم، و یا اگر تمایل و یا تحقیق و یا مطالعاتی در زمینه معینی داشته باشم در کمیسیون مربوط بخود شرکت میکنم و حتی در مورد نظراتی که دیگران دادهاند، اگر لازم شد از بعضی از متخصصین برای شرکت در کمیسیونها دعوت میشود و به طور کلی هر کس در قسمت تخصصیاش بررسی و رسیدگی میکند و نتیجه کار این کمیسیونها چاپ میشود و در اختیار همه قرار داده میشود.
در اینجا همه، همة مواد را بررسی نکردهاند، بلکه هر یک از هشت گروه یک فصل را مطابق تخصصشان بررسی کردهاند.
البته پیشنهاد و نظرات زیادی هم در روزنامهها و هم بوسیله اشخاص رسیده که در دفتر مجلس موجود است و همة آنها طبقهبندی شده و آنها هم مطالعه میشود.
تا این جا در واقع افکار عمومی و نظرات صاحبنظران و تخصص متخصصین رعایت شده و تنها محدوده افکار ما نخواهد بود، بلکه ما به افکار تمام ملت ایران و صاحبنظران احترام گذاشتهایم و همه را بررسی کرده و میکنیم.
این مرحلة اول تشکیل کمیسیونهای مقدماتی برای بررسی نظرات و افکار متخصصین است.
خامنهای ـ جناب مکارم تفاوتشان را بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ این مرحله مقدماتی در سابق نبوده است ولی الان ما دو سری کمیسیون داریم که عرض میکنم.
یکی کمیسیون مقدماتی است که کارش فقط جنبه بررسی نظرات است و کارش بررسی مواد نیست.
در این مرحله هر گروهی روی محدوده تخصصش کار میکند و نتیجه تمام افکار مبادله میشود و در اختیار همه گروهها گذاشته میشود.
مدت آنهم یک هفته پیشبینی شده است وتنها فایدهاش این است که تخصصها و افکار عمومی و افکار صاحبنظران و نظرات هه گروهها که تا به حال به حدود چهار هزار پیشنهاد و نظریه رسیده است، مورد استفاده قرار میگیرد.
این مرحله، مرحلة مقدماتی است.
بعد میرسیم به مرحله دوم که مرحله اصلی است.
در این مرحله مجموع نمایندگان که 73 نفر هستند به هفت گروه 10 نفری تقسیم میشوند.
بنابراین هفت کمیسیون خواهیم داشت که در هر کمیسیون ده نفر عضویت دارند و سه نفر که از مجموع نمایندگان باقی میماند، این سه نفر باقیمانده شورای ارتباطی تشکیل میدهند، یعنی در میان گروهها رابط هستند و وظایفی در آئین نامه بعهده اینها گذاشته شده است.
در این مرحله مثلا هر گروه هر روز بین 5 تا 10 مادة اول را بررسی و رسیدگی مینماید.
بدین ترتیب همه گروهها در کمیسیون خودشان، امروز روی آن 5 یا 10 ماده مطالعه میکنند.
و فردا همه گروهها روی 10 ماده دوم بررسی و مطالعه میکنند و پس فردا همه گروهها در 10 مادة سوم.
به این ترتیب همه نمایندگان همه مواد را بررسی میکنند و نتیجه بررسیشان با دلیل در یک یا دو صفحه بطور فشرده و منحصر و با اصلی که به جای اصل سابق پیشنهاد یا اصلاح میکنند، نوشته میشود.
به این ترتیب موقع ظهر که جلسه گروهها تمام شد نظرات این هفت گروه تکثیر میشود و در اختیار همه قرار میگیرد.
و ما شب نظرات همه گروهها را در آن 5 یا 10 ماده مطالعه میکنیم و به این طریق طبعا همه آقایان از نظرات همه آگاه میشوند و تفاوتهایشان هم دیده میشود و تحت مطالعه قرار میگیرد و فردا بعد از ظهر یعنی یک روز بعد، این مواد در حالی در مجلس عمومی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد و به رأی گذاشته میشود که ما روز قبلش روی هر کدام جداگانه در کمیسیون بحث کردهایم و شب نظرات دوستان را نیز مطالعه کردهایم.
بنابراین یک آگاهی همه جانبهای روی تمام مواد داریم و روز بعد که در اینجا مطرح شد از هر گروه یک نفر، یا اگر هم موافق و هم مخالف بود، دو نفر، که چون هفت گروه است، هفت تا دو نفر میشود چهارده نفر و چهارده تا 5 دقیقه یا ده دقیقه میآیند اینجا بحث میکنند و در پایان هم روی اینها رأی گرفته میشود.
بنابراین با توجه به تذکری که جناب خامنهای دادند، تفاوت این میشود که در مرحله دوم که مرحله اصلی است، همه ما همه مواد را یک روز قبل بررسی کردهایم و همه ما شب روی همه نظرات مطالعه کردهایم و فردا از هر گروه یک یا دو نماینده در اینجا بحث میکنند و بعد رأی گرفته میشود.
بنابراین مرحله اول، مرحله کمیسیون مقدماتی است که جنبه تخصصی دارد و همه نمایندگان روی همه مواد مطالعه نمیکنند.
بلکه هر کس روی مواد مربوط به تخصص خودش بمدت یک هفته کار میکند و بعد مطالعات به مدت یک هفته مبادله میشود و این کار که تمام شد، مرحله دوم شروع میشود.
در این مرحله همة گروهها در روز معینی تعدادی از مواد را مطالعه و بررسی میکنند و نتیجه مطالعاتشان چاپ میشود وعصر همان روز در اختیار همه نمایندگان قرار داده میشود و شب روی آن مطالعه میکنند.
و اما مرحله سوم، طرح در جلسه روز بعد است و اینکه از هر گروهی یک موافق و یک مخالف میتوانند صحبت کنند و بعد رأی گرفته میشود.
پس مرحله اول کمیسیونهای مقدماتی، مرحله دوم کمیسیونهای بررسی، مرحله سوم رأیگیری است.
اما یک مرحله چهارم هم هست آن اینست که سه روز آخر دوره مجلس تخصیص داده میشود به تجدیدنظرها و بررسیهای مجدد.
یعنی ممکن است ما ماده پنجاهم را که بررسی و تصویب کردیم بعدا متوجه شویم که در این ماده پنجاهم اشکالاتی بوده و آن را تصویب کردهایم، زیرا هر چه روی مواد بجلو میرویم، یک روشنی و آگاهی بیشتری پیدا میکنیم.
بنابراین نمیتوانیم بگوئیم آن چیزی که در روز اول و دوم و سوم تصویب کردیم این وحی منزل است.
چه بسا در روز بیست و پنجم با بررسیهای مواد، متوجه بشویم که یکی دو تا از آنها احتیاج به تجدیدنظر دارد.
پس آن سه روز آخر گذاشته شده است برای مواردی که شاید با بررسیهای بعدی در پایان، نظر مجددی بر آن پیدا شود.
البته اگر در آن سه روز نظر مجددی پیدا نشد، دیگر بحث و بررسی نمیشود.
ولی اگر روی مادهای تجدیدنظر بعمل آمد، چون همه مواد قبلا بررسی شده اعلام میشود که فقط این ماده باید اصلاح و به رأی گذاشته شود و فقط روی آن رأی گرفته میشود بنابراین با طی این چهار مرحله هر مسألهای بصورت پخته و مطلوب حل خواهد شد.
ملاحظه میفرمائید که این مهمترین تفاوتی است که بین پیشنویس آئین نامه قبلی و آئیننامه جدید هست.
خدمت آقایان این مطلب را هم عرض میکنم که این چهار مرحله به تعبیر طلبگی خود ما از قبیل واجبات استقلالی است نه ارتباطی.
یعنی همه این مراحل پیوسته نیست زیرا ممکن است آقایان بگویند که کمیسیون مقدماتی را احتیاج نداریم و بهتر است اول سراغ کمیسیونهای مرحلة دوم که همه مواد را همه بررسی میکنند برویم و یا ممکن است آقایان بفرمایند که آن سه روز آخر لازم نیست.
البته مادلایلمان را برای لزوم چهار مرحله عرض کردیم.
چون بالاخره ما باید از نظر متخصصین و اینهمه افکار و نظراتی که ملت ایران عرضه کردهاند، استفاده بکنیم و برای اینکه خدای نکرده توهم انحصارطلبی نشود، در صورت لزوم از آنان برای اظهار نظراتشان دعوت خواهیم کرد.
منیرالدین حسینی هاشمی ـ نسبت به پیام مقدس حضرت امام خمینی دربارة اینکه اگر در مسائل اسلامی اختلاف نظرهائی پیدا بشود باید نظریه فقها به طور قاطع متبع باشد، آیا در این آئیننامه یا آئیننامهای که هنوز در سطح پیشنهاد است، پیشبینی شده است؟ مکارم شیرازی ـ راجع به این که فرمودید نظرات آقایان فقها در امور اسلامی باید بطور قاطع متبع باشد و در توصیه امام هم آمده است، جز در مرحله اول، ما پیشبینی دیگری در آن نکردهایم.
من فکر میکنم که در همان مرحله استفاده از تخصصها، بتوانیم مساله را حل کنیم.
با وجود این اگر آقایان لازم بدانند که افزوده شود «چنانچه در مسائل اسلامی اختلاف نظرهائی پیدا بشود، باید نظریه فقهای اسلام متبع باشد» البته اضافه کردن یک چنین مادهای مانعی ندارد ولی برای این قبیل کارها جز در کمیسیونهای مقدماتی چیزی پیشبینی نکردهایم.
و اما اجازه میخواهم که دوتفاوت دیگر را که باقیمانده عرض کنم.
تفاوت اول در نحوه بررسی بود و اما یک تفاوت دیگر هم هست و آن این است که چه تعداد رأی برای تصویب یک ماده یا برای رسمیت جلسات کافی است.
در پیش نویس نوشته شده بود و در این جا هم نوشته شده که برای رسمیت جلسات دو سوم از مجموع 73 نفر، که میشود.
50 نفر کافیست.
ولی ظاهراً 49 نفر هم برای رسمیت جلسات کافی به نظر میرسد اما برای تصویب مواد در پیش نویس آئیننامه قبلی نوشته شده بود نصف باضافه یک از 73 نفر که 38 نفر میشود.
بعضی از دوستان عقیده داشتند چون قانون اساسی است و باید محکم کاری بشود، نصف باضافه یک یعنی 38 نفر برای تصویب کافی نمیباشد، بلکه مقیاس تصویب را باید همان دو سوم مجموع نفرات بگیریم یعنی برای تصویب هر ماده 50 رأی داشته باشیم.
ولی خودم با این موافق نبودم، برای اینکه اگر ما با 50 نفر جلسه را رسمی اعلام بکنیم و بخواهیم یک ماده را تصویب بکنیم باید 50 رأی بیاوریم.
ولی در غالب روزها نمیتوانیم 50 رأی بیاوریم آنوقت چه بکنیم؟ بلا تکلیف میمانیم.
بنابراین اگر برای تصویب مواد به 38 رأی اکتفا و قناعت بکنیم عدد کمی نیست چون ما نصف باضافه یک عده حاضر در جلسه را نمیگوئیم بلکه نصف باضافه یک مجموع نمایندگان را میگوئیم که 38 نفر میشود، ولی خوب بعضی از برادران که در کمیسیون تشریف داشتند، آنها اصرار داشتند که محکم کاری کنید و هر مادهای را که میخواهیم تصویب کنیم حداقل 50 رأی داشته باشد، ولی من فکر میکنم ممکن است عملا مشکلاتی داشته باشد (یکی از نمایندگان ـ مسلما اگر 50 نفر بشود، خیلی خوب است.)
و اما تفاوت سومی که هست این است که آیا همان 31 روزی که پیش بینی کردهاند کافیست؟ و اگر ما نتوانستیم قانون اساسی را حتما در 31 روز تصویب کنیم این مدت قابل تمدید است؟ در آئیننامه جدید دوستان ما به اتفاِ آراء اینطور تصویب کردند که در صورت نیاز تا ده روز قابل تمدید است یعنی 31 روز باضافه ده روز.
البته تمدید مدت به اختیار آقایان است و میتوانند دربارة آن تصمیم بگیرند، مهم تفاوت این سه مطلب است که از اهم مواد چهارگانه اول، در زمینه بررسی مسائل میباشد.
(یکنفر از نمایندگان ـ در آن مرحله اول تخصص در 8 فصل خلاصه شده که روی هر موضوعی میتوان از افراد و صاحبنظران استفاده کرد و مانعی ندارد.
مقیاس الگو است.
یکی از نمایندگان ـ بالاخره متنی که مورد بررسی است، کدام است؟ مکارم شیرازی ـ حالا آقایان بحث میکنند که متن پش نویس باید مطرح شود یا متنهای دیگری که پیشنهاد شده است؟ در واقع اینجا ما یک متن فرضی ارائه کردیم، که این الگوئی بود که عرض کردم.
رئیس (منتظری) ـ نکته اول که باید به آقای مکارم تذکر داده شود، اینست که ایشان رعایت اصطلاح اصل با ماده را بکنند زیرا در قانون اساسسی اصطلاح اصل را بکار میبرد و ماده نمیگویند.
موضوع دیگر اینکه در مرحلة اول قهراً هر قسمت به متخصصین رجوع میشود که فقها و علما هم از متخصصین هستند و ما این موضوع را قبلا مطرح کردیم.
ضمنا بنده متوجه نشدم که آقای مکارم این موضوع را تذکر دادند یا نه که میتوانیم متخصصین خارج از مجلس را در هر کمیسیون دعوت کنیم، و با آنها شور بکنیم و استخوانبندی و زیر سازی آن متنی که بناست بعدا در کمیسیونها مورد بحث قرار بگیرد، در همان هفته اول استخوان بندیش تهیه بشود که ضمن این کار ممکن است حتی متن عوض بشود، که همه اینها باید در همان هفته اول انجام شود.
اصولا هفته اول، هفته مقدماتی است برای اینکه تصمیم گرفته شود که استخوانبندی اصول چه جور باشد.
یعنی نوشتههائی که از افراد راجع به قانون اساسی آمده است، بررسی بشود و با متخصصینی که در خارج از مجلس هستند، تماس گرفته شود و از آنها دعوت بشود تا اول استخوان بندی آن متنی را که میخواهیم طرح کنیم تهیه بشود که در کمیسیونهای بعدی آنرا ملاک قرار بدهیم.
بنابراین بعضی از اعتراضات آقایان وارد نیست.
تذکر دیگر اینکه خواهش میکنم اگر آقایان نظری دارند، وقت بگیرند و بیایند صحبت بکنند.
برای اینکه اگر بنا باشد همه بخواهند از سرجایشان و بدون ترتیب صحبت بکنند اینجا بصورت مدرسه خواهد شد بنابراین ضرورت ایجاب میکند که قدری هم رعایت مقررات بشود.
آقای موسوی اردبیلی بفرمائید.
موسوی اردبیلی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
دیروز در کمیسیون نظر برادران این بود که چون متن خیلی گویا نیست، دو نفر از اعضای کمیسیون توضیحاتی بدهند.
چون بنده هم عضو کمیسیون آئیننامه اول بودم و هم عضو کمیسیون این آئیننامه هستم، در حالی که برادرمان جناب آقای مکارم توضیحات کافی فرمودند، من هم عرایضی میکنم شاید عرایض من کمک کند به اینکه مقداری از مطالب روشن شود.
همة آقایان استحضار دارند که منظور از تشکیل چنین مجلسی، بررسی مواد قانون است.
در مورد این مواد دیروز هم در کمیسیون صحبت بود و برادرانی که در اینجا متصدی امور مجلس هستند، گفتند شصت جزوه بعنوان پیش نویس قانون اساسی به مجلس رسیده است.
بنابراین پیشنهادات یکی و دو تا سه تا نیست.
حالا کدامیک از آنها را ما باید مطرح کنیم، این مسألهای است که مثل اینکه آقای مکارم نظرشان این بود که احاله به مرحله بعدی بشود.
در این بررسیها، یک پیشنویس داریم ـ حالا هر چه میخواهد باشد ـ در این پیش نویس موادی داریم و علاوه بر آن نظراتی هم داریم که از خارج آمده، که باز آقایان گفتهاند در حدود 4 هزار نظریه هست.
نظرات خود آقایان هم هست و ممکن است از متخصصینی هم که در خارج از این مجلس هستند استمداد بشود.
برای مجموع این کارها در آئیننامه اول پنج شور تعیین شده بود.
سه شور عمومی، و دو شور در کمیسیون.
لیکن در آئیننامه که دیروز تنظیم شد، جمعاً چهار شور در نظر گرفته شده که دو شور آن کمیسیونی و دوشور آن عمومی است.
در آئیننامه اول هر دو شور مربوط به کار کمیسیون تخصصی بود حالا من اسمش را نمیدانم تخصصی بگذارم یا نه، بر اساس تقسیم بود.
یعنی آقایانی که در کمیسیونها شور میکردند، در هر دو مرحله هر کسی یک مقدار از این فصول هشتگانه را شور میکرد، و در شور عمومی مجلس، تمام مواد را بررسی میکردند.
در آئین نامهای که دیروز برای کار کمیسیون تنظیم شده است، برای شور کمیسیون اول یک هفته وقت تعیین شده که در عرض این یک هفته هر کمیسیون یکی از فصول را با توجه به نظرات رسیده بررسی میکند که از این لحاظ شبیه کمیسیونهای پیشنهادی در آئیننامة اولی است و باز به همان نحو تخصصی است.
در آئیننامة اول، کار کمیسیون در شور دوم اینجور بود که هر کمیسیون وقتی گزارش خودش را داد، در مجلس رسیدگی میشود و باز همان مواد برای شور دوم به همان کمیسیون بر میگیرد.
اما در این آئیننامه اینطور است که وقی کمیسیونها هفتة اول تمام شد، نتیجة مطالعات همة کمیسیونها، در اختیار کمیسیونهای دیگر قرار میگیرد، و اما کار کمیسیونهای دوم دیگر تخصصی نیست، بلکه هر کمیسیون مواد را از اول بررسی میکند.
حالا هر روز بمناسبت آن مواد، ممکن است یک روز یک ماده بررسی شود، ممکن است یک روز پنج ماده بررسی شود.
بنابراین درکمیسیونهای دوم همه مواد در همه کمیسیونها بررسی میشود.
این روح تفاوت ما بین آن قسمت آئیننامه اول با آئیننامه دوم بود که به عرض آقایان رسیده.
و اما در مورد کمیسیون اول که اسمش کمیسیون مقدماتی است توضیحی عرض کنم.
در این کمیسیون چون امکان نداشت که همه مواد را همه آقایان با همه نظرات وارده رسیدگی کنند، طبعاً آنرا همانند همان آئیننامه اول، تخصصیاش کردهایم.
و اما برای شور سوم که در این آئیننامه هم هست، سه روز آخر در نظر گرفته شده که احیاناً اگر نظرات جدیدی آورده شد، به آنها رسیدگی شود.
پس در آئیننامه فعلی که حالا مطرح است، طبعا نمایندگان که هفتاد و سه نفر هستند، تقسیم میشوند به هشت کمیسیون، و سه نفر هم به رأی مجلس برای رسیدگی به کارهائی که کمیسیونها دارند، و برای هماهنگی آنها و تقسیم کمیسیونها و تعیین افراد و کارهای دیگر انتخاب میشوند.
اگر این آئیننامه تصویب شود، طبع کار این جور خواهد بود که مثلا امروز یا فردا بعد از تصویب آئیننامه آقایان به هشت کمیسیون تقسیم خواهند شد و از حالا که یک هفتة دیگر ما شور عمومی نداریم هر کس موضوع خود را انتخاب میکند، بعد میرود در اطاِ کمیسیون، نظرات رسیده را میگیرد و اگر احیاناً لازم بود متخصصین را از خارج مجلس دعوت میکنند ونظر آنها را راجع به آن قسمتی که انتخاب کردهاند، میخواهند.
پس هفته اول برای تشکیل کمیسیونهای مقدماتی است و آخر هفته، همه کمیسیونها نتایج مطالعاتشان را تکثیر کرده و در اختیار همگان قرار میدهند.
هفته دوم که شروع شد، آن ترکیب کمیسیون هشتگانه بهم میخورد و کمیسیونهای هفتگانه تشکیل میگردد.
یعنی برای هر کدام از کمیسیونهای هفت گانه ده نفر انتخاب میشوند و سه نفر هم بعنوان رابط مشغول تهیه مقدمات کار خواهند شد.
هفته دوم که شروع شد، مواد را از اول به تعیین آن سه نفر و تصدیق و تأیید هیأت رئیسه مجلس در اختیار این کمیسیونها قرار میدهند.
از هفته دوم هر روز دو جلسه داریم به این ترتیب که پیش از ظهرها جلسات کمیسیونها است و بعدازظهرها جلسات عمومی مجلس خواهیم داشت.
پیش از ظهر هر کمیسیون این مواد را با در نظر گرفتن نتایج کمیسیون مقدماتی مجدداً مورد بررسی قرار میدهند و ظهر نتایج را تکثیر میکنند و در اختیار دیگران میگذارند و بعداز ظهر روز بعد، مورد شور عمومی قرار میگیرد و تصویب میشود و تمام میشود.
فقط سه روز آخر برای تجدیدنظر خواهد بود.
بنابراین روز اول هفته دوم طبعاً پیش ازظهر کمیسیونها که کارشان را تمام کردند، نتایج کارشان را در اختیار یکدیگر قرار میدهند و چون بعد ازظهر آن روز جلسة عمومی نداریم، نمایندگان آن نتایج را که در جلسة فردا بعدازظهر در جلسة عمومی مطرح میشود، مطالعه میکنند.
اما از روز دوم هفته دوم هر روز پیش از ظهر و بعد از ظهر جلسات عمومی داریم.
یعنی پیش از ظهر جلسات کمیسیونها است و بعد از ظهر جلسات عمومی است.
البته باید وقت طوری تنظیم بشود که این کارها در مدت یک ماه تمام بشود ولی اگر تمام نشد با تصویب آقایان میتوانیم مدت مجلس را تمدید کنیم.
توضیح دیگری که میخواستم بدهم این است که البته مدت کمیسیونهای مقدماتی یک هفته است.
اما هفته دوم که شروع شد، دیگر یک هفته نیست و ممکن است سه الی چهار هفته ادامه پیدا کند، تا بحثهای لازم انجام شود.
فقط هفته اول جلسة عمومی نداریم و از هفته دوم هر روز پیش از ظهرها کمیسیون و بعد از ظهرها جلسات عمومی داریم.
اما راجع به اینکه رسمیت جلسه با چه تعداد باشد و همچنین این که تصویب اصول با چند رأی باشد که آقای مکارم هم فرمودند، اینها هم یک مسائل مهمی است که دیروز هم در کمیسیون نتوانستیم در این موارد به توافق برسیم.
در آئیننامه اول به این معیار حساب شده بود که رسمیت جلسه با دو سوم 73 نفر به اضافه یک نفر، یعنی با 50 نفر باشد و تصویب اصول با نصف مجموع نمایندگان به اضافه یک باشد، که میشود 38 نفر.
البته نظر بعضی از دوستان ابتدا این بود که این تعداد زیاد است و نصف بعلاوه یک عدة حاضر در جلسه کافیست.
البته مثل اینکه این نظر درست نیست، برای اینکه ممکن است حاضرین در جلسه 50 نفر باشند و نصف باضافه یک 50 نفر میشود 26 نفر، که چون 26 نفر تعداد کمی هست، کمی موجب ضعف قانون میشود.
به این دلیل بنظر رسید که همان نصف بعلاوه یک مجموع نمایندگان باشد.
البته در کمیسیون بعضی از رفقا که اکثریت هم با آنها بوده و سه نفر بودند، گفتند که دو سوم از مجموع نمایندگان باشد که تقریباً 49 یا 50 نفر میشود.
البته از نظر مستحکم بودن بنظر میرسد هر چه رأی بیشتر باشد مستحکمتر است.
اما اینکه عملی هست یا نیست؟ بنظرما میرسد که عملی نیست حالا اختیار با آقایان است که هر کدام را خواستید نسبت به آن تصمیم بگیریدو احیاناً ممکن است نظر ثالثی که هیچکدام از اینها هم نباشد، ولی بهتر از اینها باشد مورد نظر آقایان باشد و پیشنهاد بفرمایند رئیس (منتظری) ـ از آقایان خواهش میکنم اگر نظری داشتند قبلا وقت بگیرند و بعد بیایند صبحت بفرمایند.
موضوع دیگر اینکه از فرمایش آقای موسوی اردبیلی استدراکاتی بنظر میرسد.
از جمله اینکه درهفته اول که مربوط به تخصص است، مساله قبل از ظهر و بعدازظهر و هم شب، چون در حدود 4 هزار پیشنهاد و در حدود شصت مورد هم طرحهای پیشنهاد راجع به قانون اساسی از طرف ملت ایران تا حالا به مجلس رسیده که همة اینها باید مورد بررسی قرار بگیرد و چون در اموری که جنبه تخصصی دارد مثلا در قضاوت با قضات بیرون و در امور فقهی با فقهای بیرون میخواهیم تماس بگیریم، در این یک هفته باید خیلی زیاد کار بکنیم.
و اینکه ایشان فرمودند پیش ازظهر کمیسیون دارند و بعدازظهر راحتند، این جور نیست بلکه 24 ساعته در هفته اول مشغول کار هستند.
تذکر دوم اینکه هر وقت آقایان نظری داشتند وقت بگیرند و صحبت بکنند.
در غیر این صورت نظم مجلس بهم میخورد.
طاهری ـ چند تا شور داریم؟ رئیس (منتظری) ـ چهار تا شور، آقای دکتر شیبانی بفرمائید.
دکتر شیبانی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
در این محضر محترم باید کاری کنیم که مشمول آیه «لم تقولون مالا تفعلون» نشویم.
سروان محترم مستحضر هستند که بنده در ولایت فقیه شکی ندارم، ولی خواهش میکنم به نکاتی که عرض میکنم بذل توجه بفرمایند.
این بنده که اینجا صحبت میکنم اگر در مبارزات اخیر سهمی دارم نمیخواهم از نظر اینکه این حکومت جبار و ظالم محمدرضا را تا حدی احساس کردهام خودستائی کنم، بنابراین برای خودم وظیفه میدانم توضیحاتی بدهم تا مبادا دوباره مسائلی و اشکالاتی پیش بیاید که تجدید همان جور و ظلم بشود.
نکتهای که قابل تذکر است این است که با توجه به اینکه ولایت فقیه را قبول داریم، موقعیکه امام شورائی را بنام شورای انقلاب معین میکنند که قوانینی را بررسی بکنند، رأی این شورا متبع است.
البته این وظیفه شورا است که از خودش دفاع بکند، ولی توضیحی که من میدهم...
رئیس (منتظری) ـ آقای دکتر شیبانی موضوع بحث در اطراف آئین نامه بود.
چرا شما شورای انقلاب رفتید؟ دکتر شیبانی ـ اجازه بفرمائید.
من میخواهم بگویم آئیننامهای که شورای انقلاب آورده از این آئیننامه بهتر است.
یکی از نمایندگان ـ اگر مطرح میشد، مجلس به آن رأی میداد.
دکتر شیبانی ـ درست است که مجلس به آن رأی میداد، ولی من میخواهم راجع به آن آئیننامه توضیحی به عرض نمایندگان محترم برسانم.
رئیس (منتظری) ـ اجازه بفرمائید من یک مطلب را بگویم شاید آقای دکتر شیبانی هم قانع بشوند.
آقایان مطمئن باشند ما آن قانون اساسی را که در آن مسأله ولایت فقیه و مسأله اینکه تمام قوانین بر اساس کتاب و سنت نباشد، اصلا اینجا تصویب نخواهیم کرد، بلکه ما یک قانون اساسی تصویب خواهیم کرد که ملاک آن مسألة ولایت فقیه باشد و همچنین اساس حکومت و ولایت، بدست فقیه مجتهد عادل اعلم اتقی باشد و زیر بنای تمام قوانین هم کتاب و سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار خواهد بود.
اصلا اگر پایه یک طرح قانون اساسی بر اساس این مسائل نباشد، از نظر ما ساقط و بیاعتبار است.
این را آقایان مطمئن باشند (دکتر شیبانی ـ خیلی متشکرم) ملت ایران که آقایان و علما را انتخاب کردهاند برای اینست که تشخیص دادهاند علما در مسائل اسلامی تخصص دارند، بنابراین معلوم میشود ملت ایران اسلام را میخواهند.
اگر هم بر فرض کسی بگوید چنین قانون اساسی آخوندی است، بله ما آخوندیم، آخوندی باشد، ولی ما میخواهیم صددرصد اسلامی و بر اساس ولایت فقیه باشد.
آقای دکتر شیبانی مطئن باشید.
حالا اگر شما راجع به آئیننامه توضیحی دارید، بفرمائید.
دکتر شیبانی ـ در آئیننامهای که کمیسیون تدوین کرد، مواجه شدند با این مسله که میبایستی قبلا یک آئیننامهای تدوین میشد که همان آئیننامه قبلی است و پذیرفتند که یک مقداری از آن هم اجرا شده است پس این را میپذیریم که باید قبلا یک آئیننامهای تدوین میشده.
و اما در مورد کمیسیونها همینطور که جناب رئیس فرمودند، با توجه به اینکه پیشنهادهای مفصلی رسیده که بررسی آنها وقت زیادی میخواهد، خوب لازم بود یک کمیسیونهائی معین بشود.
و اما موضوع تعداد کمسیونها که چهارده کمیسیون باشد بهتر است یا هفت کمیسیون.
بنظر من هر چه تعداد کمیسیونها بیشتر باشد امکان اینکه سریعتر رسیدگی شود، بیشتر است و این را که میگویم، بگوش خودم از امام شنیدم که فرمودند در تدوین قانون اساسی تسریع بشود.
بنابراین بنظر من هر چه تعداد کمیسیونها بیشتر شود بهتر و سریعتر میشود رسیدگی کرد.
و اینکه بعضی از سروران فرمودند در این صورت ممکن است یک کمیسیون یک چیزی را رسیدگی کند که کمیسیون دیگر خبر نداشته باشد، خیر، اینطور نیست، کمیسیونی که یک موضوع را دارد رسیدگی میکند طبق آئیننامه قبلی، شرکت سایر آقایان در آن کمیسیون اشکال ندارد و آقایان هم آنچه را بررسی میکنند بعداً میآورند به مجلس و مجلس به تمام مواد رسیدگی میکند.
بنده این تذاکرات را دادم برای اینکه دیدم حق آن کسانی که آن آئیننامه را تنظیم کردند، تضییع شد.
چون حداقل باید به آنها اجازه میدادیم که بیایند و نظرشان را بگویند که فلسفة تشکیل این کمیسیونها برای چه بود، معهذا برای اینکه بیش از این وقت گرفته نشود، پیشنهاد میکنم که تعداد کمیسیونها دو برابر بشود و اعضای آنها بجای ده نفر پنج نفر باشند.
رئیس (منتظری) ـ آقای خامنهای بفرمائید.
خامنهای ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
من لم یشکر المخلوِ لم یشکر الخالق.
عرض کنم که بنده هم در تهیه آئیننامه و نظامنامه قبلی زحمت کشیده بودم.
همانطور که آقای دکتر شیبانی فرمودند و مسلماً حسن نیت داشتند، بلحاظ اینکه صلاحیت این مجلس هم یک واقعیتی است این مجلس با آن آئیننامه مخالفت کرد و کمیسیون دیگری را برای تهیه آئیننامه تعیین کرد.
اعضای آن کمیسیون هم رفتند و باز زحمتی کشیدند و ما تشکر میکنیم و امیدواریم که خداوند هم تشکر و سپاس خودش را عملا به آقایان ابراز کند.
ولی در عین حال مانع از این نیست که چون این کمیسیون منتخبین خودمان هستند نشود به بعضی از تصمیمات آن اعتراض کرد.
من چون فرصت مطالعه تمام این آئیننامه را نداشتم در آن بخشی که از نظر کاربرد و از نظر تأثیر ماهوی بیشتر اهمیت میدهم یعنی در شکل آن قانونی که میخواهد سرنوشت میلیاردها مسلمان را تعیین کند نه 36 میلیون نفر را، من خیلی تکیه میکنم روی کمیسیونها، و حجتهائی که اینجا ارائه شد.
عرض کنم که اولین نکتهای که بنظر من رسید این بود که...
آقای رئیس من چقدر وقت دارم؟ رئیس (منتظری) ـ حدود ده دقیقه.
خامنهای ـ شاید تکافو نکند.
اگر ممکن است وقت بیشتری لطف بفرمائید.
رئیس (منتظری) ـ حالا بفرمائید.
خامنهای ـ موضوع تخصص را در اینجا بنظر من کامل ننوشتهاند، زیرا تخصص یعنی چیزی که حالت خاص حرفهای و صنفی داشته باشد و دست یک عدهای باشد که اینکار را کرده باشند.
مقدمه و اصول کلی یک مسأله تخصصی نیست و همه میفهمند.
حقوِ مردم هم یک مساله تخصصی نیست و در اسلام هم مشاهده نشده.
آن چیزی را هم که اصطلاحاً تخصصی میگویند، مثل حاکمیت ملت و شوراها نیست.
حاکمیت ملی که اصلا تخصصی نیست، البته شوراها را ممکن است به یک صورت ضعیفی برایش تخصص قائل بشویم.
قوه مقننه هم تخصصی نیست زیرا شما اگر بخواهید متخصصین را بیاورید، باید آنهائی را بیاورید که از دورانهای ممتدی در این مجلس بودهاند و البته آنهاهم تجربیاتشان فقط در زمینه کارهای اداری مانند استفاده از نظامنامهها و قیام وقعود بوده است و اگر در قوه مجریه متخصص میخواهید، باید از اعضای دولتهای سابق بیاورید، یعنی از آنهایی که قبلا بودهاند.
بنابراین اینها تخصص نیست بلکه قوه قضائیه تخصصی هست یا امور مالی که البته مالیه باید گفت، امور مالیه یک علم است زیرا یک رشتهای از حقوِ بنام حقوِ مالیه داریم که بحث میکند از فن تدوین و وصول و نگهداری و خرج مالیاتها.
اما در مورد دین و شورای نگهبان عرض کنم که دین هم یک مساله تخصصی نیست، مگر منظور فقاهت باشد.
و در اینجا ما آمدهایم بین هفت رشته با دین جدائی انداختیم.
یک قسمت از دین مسائل اسلامی و فقاهتی است که تخصصی است و مربوط میشود به 80 درصد یا 70 درصد آقایان بقیه مسائل اسلامی نوعی تخصص است که بقیه آقایان سر در نمیآورند.
البته این تخصص درست نیست.
معنی تخصص این است که مثلا وقتی در قانون مینویسید «بیمه رایگان» چون بیمه اجتماعی یک فن است کسی اگر در رشته بیمه مطالعاتی نداشته باشد، نمیتواند درست اظهارنظر کند.
یا وقتی میگویند «پزشکی رایگان» دراین موضوع باید از نظر آقایان دکترها استفاده کرد که آیا طرح، درست است یا نه؟ چون میدانیم که پزشکی مجانی خوب است ولی عواقب وتبعاتش هم یک چیزی است که تجربه میخواهد.
زیرا همه میدانیم که اگر مداوای مریض مجانی باشد چطور معالجه میکند واگر پولی چطور معالجه میکند.
مسأله آموزش و پرورش هم یک امر تخصصی است.
بعلاوه از چیزهائی که در پیش نویس اولی نبود و من در پیش نویس خودم رویش تاکید کردم، یکی این بود که اصلی بگذاریم که دولت موظف باشد چند فقره انقلاب یعنی انقلاب اقتصادی، انقلاب فرهنگی و آموزشی، انقلاب اداری و انقلاب حقوقی و امثال اینها را با هم انجام بدهد، زیرا اگر اینها را با هم انجام ندهید فاتحه انقلاب خوانده شده است.
برای اینکه مادام که یک علف هرزه ریشهاش در باغچه باشد، بزرگ میشود و جای آنهای دیگر را هم میگیرد، و نمیگذارد که آفتاب بآنها برسد.
مساله مالیه و ارتش هم هست.
البته جناب آقای منتظری هم فرمودند که در این کمیسیونها از متخصصین خارج از مجلس هم بشرط اینکه در انتخاب آنان رعایت مصالح بشود، دعوت کنند.
بنده همه تخصصها را اسم نبردم ولی منظور امام از تخصص فقها یک نظر جمعی بود که بیشتر مربوط به احکام است.
اما مشکل دیگر اینکه ما اینجا فریاد زدیم و برادران ما هم حدود چهار هزار پیشنهاد بر نقض پیش نویس قانون اساسی قبلی فرستادهاند که آنها را ندیده گرفتهاند، یا اینکه فقط قول دادهاند آنها را مطالعه میکنیم واعمال میکنیم و من گفتم مادام یک قالب صرف جلویمان بگذاریم، این کانال مانع میشود که بتوانیم به راست و یا چپ برویم.
البته فرض نگیرید که که با رفتن آن متن، ما با این متن مخالفیم.
راجع به متن قالب و آن پیش نویسهای رسیده هم مختارند که مطالعه کنند یا مطالعه نکنند.
توضیحی که میخواستم عرض کنم این است که برای نوشتن یک قانون چون من خودم یک مقدار در قانون نویسی از جهات مختلفش کار کردهام و حدود 15 سال یعنی از سال 43 نشستم و حقوِ اساسی اسلام را استخراج کردم، حالا منظورم این است که فقط انس ذهنی من باعث شد به این سه قسمت اشاره کنم.
یکی اینکه قانون یک ماهیت وخمیره و یک ماده اصلی دارد.
البته جمهوی اسلامی چیز و جمهوری دموکراتیک چیز دیگری را میخواهد ولی ممکن است اینها با همدیگر یک روابطی هم داشته باشند یعنی عام و خاص مطلق باشند و من وجه باشند دوم مثل اینست که بعد از اینکه خمیر اصلی را به آشپزخانه دادند، بگویند آقا ما میخواهیم روغن اعلا بکار ببریم یعنی مسأله دوم نحوه ترکیب اینهاست که بنظر من دیگر موضوع ماهیت مطرح نیست.
علی ایحال روغن که همان شکل قانونی و جوهر هست وجود دارد، ولی باید عرض کنم قانون نویسی با شعار دادن و با سخن گفتن و یا با کتاب نوشتن و محاوره فرِ دارد.
بهمین دلیل است که خیلیها هستند که بعقیده من حسن ظن هم دارند فقط میگویند که باید یک نوع جمهوری باشد که آبروی ما حفظ شود.
البته اینها آدمهائی نیستند که بگویند جمهوری ما اسلامی نباشد بلکه فکر میکنم اینها منظورشان این است که شما مواد اسلامی را در قالبی بریزید که بدون اینکه صدمهای به اصول اسلامی بخورد، به صورتی باشد که مثلا افرادی به تعبیر جناب آقای منتظری نگویند آخوندی است.
چون آخوندی یک شکل دارد و یک معنی.
معنای آخوندی همان اسلام است که ما فرض میکنیم که میخواهیم همان کار را بکنیم.
و من معتقدم در این زمینه حتی آقایان اقلیتها هم آخوندی فکر میکنند.
چون این آقایان هم رأی به جمهوری اسلامی دادند و به اینجا آمدهاند.
بنابراین ما وقتی میگوئیم آخوندی، اگر منظور تعبیر شکلیاش باشد، من این را قبول دارم.
که البته باید در نوشتن قانون هم رعایت شکل آن بشود تا نگویند که آقایان وارد نبودند که این باز یک تخصص دیگری است.
البته در قسمت اول تماماً درتخصص فقها هست، یعنی آنها هستند که تشخیص میدهند چه باید نوشته بشود.
البته این نوع تقسیمی را که بنام موضوع و حکم کردند و باید در همه جا ساری باشد، بنده قول ندارم چون این مربوط به ماهیت امر است و ماهیت امر دو قسمت دارد که موضوع و حکم است و قبل از حکم باید ببینیم که ما چه میخواهیم.
باید مطالعه کنیم و ببینیم آیا ما در کشور ایران آنچه را که کشور عراِ و افغانستان میخواهند میخواهیم یا نه؟ البته اشکالی ندارد و منافاتی هم ندارد که در یک کشور اسلامی موضوعات یک چیزی که نیاز به آن نیست نباشد.
بنابراین من این را تاکید میکنم که در قسمت ماهیت اگر بخواهید موضوعات آزاد باشد، متن پیشنویس سابق نمیتواند حاکم باشد، برای اینکه در آنجا موضوعات را قبلا تعیین کرده است وشما هنگام بررسی در لابلای 150 موضوع یا اصل نمیتواند یادتان بیاید که فلان موضوع دیگر هم هست، چون قالب بخصوص انسان را محدود میکند و من بخصوص تاکید میکنم که هیچ چیز نباید ذهن راحت و خالی کسی را که اینجا نشسته است و میخواهد یک موضوعاتی را مطرح کند، با پیشنهاد خاصی منعطفش کنیم.
بلکه اول باید تمام موضوعات مورد ضرورت را تعیین کنیم و بعد احکام را معین کنیم و بعد از آن ببینیم که معیاراسلامی، این موضوع را به چه شکل در میآورد.
تازه این ماهیت امر است.
بعد از اینکه ماهیت را مشخص کردند، البته اشکالی ندارد که قسمت اول هم کمیسیونهائی داشته باشد و بعد از این کمیسیونها، کمیسیونهای دیگری تشکیل دهند و آنها را بصورت قانونی در بیاورند که باز هم مورد بررسی و تصویب آقایان قرار خواهد گرفت.
و بعد از این مرحله یک کمیسیون ادبی ـ تخصصی هم عبارات را تصحیح کند، چون ادبیات هم یک نوع تخصص است و عبارت نویسی قانون، بسیار مهم است.
یکی از حقوقدانان انگلیس بنام «پنتان» میگوید کلمات قانون را با الماس باید وزن کرد.
عبارت نویسی قانون ما هم باید طوری باشد که در کاربرد قوانین و در جائیکه میخواهند به یک قانون استناد کنند، دو نفر از یک لفظ حمال ذو وجوه دو نوع برداشت نکنند.
امیرالمؤمنین فرمود که استناد نکنید به قرآن که حمال ذو وجوه است اگر یک لفظی حمال ذو وجوه بود و محملهای زیادی داشت، خطرناک است.
و بالاخره در قسمت نهائی یک کمیسیون تخصصی ـ ادبی قانون نویسی، بنشینند و این الفاظ را سبک و سنگین کنند.
مثلا یک نفر مخالف بگوید آقا از این کلمه بنده این استفاده را میکنم دیگری جواب بدهد.
دراینجا باید عرض کنم که بهترین مقننین کسانی هستند که هم کلماتشان مفید باشد و هم مفاهیم در ذهنشان باشد که بعدها ننشینند و بگویند منظور مقنن چه بود مثلا اگر 120 سال دیگر برای تفسیر یک ماده مجلسی تشکیل دادند، آن ماده را نتوانند تفسیر کنند به چیزی که شما اراده نکردهاید.
بنابراین من عقیدهام بر این است که باید در تقسیم بندی این سه موضوع را که در طول هم هستند در نظر بگیرند.
ترتیب کمیسیونها دیر نشده، بنابراین، این کمیسیونها باید به یک صورتی باشند که یک بخش مهمش مربوط به ماهیت باشد، تا نظر آقایان فقهای متخصصین اسلام شناس اینجا و بقیه اسلام شناسهای غیر متبحر تامین شده باشد.
مضافاً به اینکه موضوعات مورد نیاز جمهوری اسلامی ایران را قبلا تعیین کند تا موضوع احکام قبلا در چند کمیسیون مشخص شود و بعد کمیسیون طولی و کمیسیون تدوین تشکل شود و موضوعات، مورد بررسی قرار بگیرد تا اصلی که یک کمیسیون میدهد با اصلی که کمیسیون دیگر میدهد تعارض نداشته باشد تا بعدها وقتی یک قاضی در دادگستری مینشیند و تحقیق میکند، نگوید این دو تا با هم معارضند.
پس باید سعی کنیم که با هم معارض و یا مکرر نباشد و اگر عام و خاص هست، چرا صراحت را در اینجا بکار نبریم و این استثناهای متصل و منفصل را به هم ارتباط ندهیم؟ پس ما باید یک مقنن محکم کار باشیم و بعد از طی این دو مرحله مسأله لفظیاش هم درست بشود زیرا رأی نهائی آقایان حاکم بر همه این جهات هست.
و در ارتباط با فرمایش آقای دکتر شیبانی برادرمان که فرمودند کمیسیونها کارشان با سرعت ارتباط دارد، البته همین طور هم هست.
این مراحل را میشود به یک صورتی در آورد که تمام کمیسیونها دفعتاً مشغول بررسی قسمت اول بشوند و وقتی قسمت اول تمام شد، مرحله زمانی شروع میشود.
یعنی دو سوم یا نیمی از وقت اختصاص پیدا میکند به قسمت ماهوی و قسمت شکلی قضیه که به ماهیت اصلا صدمه نمیزند و بنظر میرسد مدت کمتری وقت میبرد.
و در مورد قسمت اصلیش گمان کنم یکی دو روز هم کافی باشد دیگر عرضی ندارم.
رئیس (منتظری) ـ خوشوقتم که آقای خامنهای در ضمن صحبتشان جواب خودشان را دادند چون فرمودند که کلیات و حقوِ ملت و قوه مقننه و مجریه و اینها متخصص نمیخواهد برای اینکه در بعضی امور مثلا در امور قضائی یک قسم تخصص میخواهد، اما در نفس قانون نوشتن، ملاحظه فرمودهاید یک وقت اگر یک «واو» کم و زیاد بشود، از زمین تا آسمان معنی آن تفاوت پیدا میکند.
ایشان فرمودند ما وقتی خواستیم کلیات را یا قوه مقننه را یا حقوِ ملت را بنویسیم احتیاج به متخصص هست وگفتند که متخصص این قسمتم، پس بنابراین همه قسمتها تخصص میخواهد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من یک تذکر به برادر خودم آقای منتظری دارم و آن اینست که رئیس هم مثل دیگران باید نوبت بگیرد نه اینکه هر موقعی خواست صحبت بکند (منتظری ـ تشکر میکنم) و دو تذکر دیگر هم دارم، یکی قبل از این که پیرامون آئیننامه داخلی بحث ادامه پیدا کند، یک ربع ساعت بدون هیچگونه صحبت همین جا بنشینیم و همه همکاران آئیننامه داخلی را همین جا مطالعه بفرمایند، تا حضور ذهن پیدا کنند و آماده شویم برای اظهار نظر قطعی و رأیگیری.
والا اگر بخواهد همینطور بحث ادامه پیدا کند گمان میکنم تا پایان 31 روز فقط آئیننامه را تصویب کنیم.
نکتة دوم که میخواستم بیان کنم و یکی از برادران طی یادداشتی بیان کرده بودند و از این تداعی خوشحالم، اینست که ما در این انقلاب به برکت عوامل زیادی و در رأس آنها به برکت روشن بینیهای جامع رهبر انقلاب موفق شدیم میان تحصیل کردههای دانشگاهی این جامعه و روحانیت مبارز و میان عموم مردم پیوندی سازنده بوجود بیاوریم.
در جلساتی که تا کنون داشتهایم گاهی در بیان مطالب عبارتهائی بکار رفته که خدای نکرده ممکن است برای تحصیل کردههای این جامعه نامطلوب و ناخوش آیند و احیاناً مأیوس کننده باشد.
آقایان استحضار دارند که یک جامعه نمیتواند صرفاً با نیروی توده حرکت کند، بلکه باید میان تودة مردم و تحصیل کردههای جامعه پیوند استواری باشد.
ما در میان خیل عظیم تحصیل کردهها، مردان و زنان با ایمان و مسلمان و متعهد و مسئول فراوان داریم، که از نیرویهای مؤثر این انقلاب بودهاند و هستند و خواهند بود.
بنابراین چه در تنظیم محتوای قانون اساسی و اصول آن و چه در روش و برخوردمان و همچنین در نطقها واظهار نظرهائی که اینجا میکنیم، فکر میکنم مسئولیت بزرگی داریم که امید این گروه عظیم را به آینده این انقلاب روز افزون کنیم.
به هر حال گردش چرخهای جامعه وقتی به تخصص و فنی بودن میرسد، بدست همین تحصیل کردههاست.
و نظرات آنها را هم حتماً میگیریم و رعایت میکنیم.
این تعبیری که شد و گفتند بگذارید بگویند قانون اساسی آخوندی است، میخواهم این توضیح را بدهم و بگویم، بگذارید بگویند قانون اساسی ما عمومی و اسلامی است.
یعنی هم روحانیت و هم تحصیل کردههای متدین و متعهد و هم عموم مردم ما که نیروی اساسی انقلاب هستند، همه با همدیگر این قانون اساسی را پذیرا بشوند.
چون رفراندوم هم در پیش است باید قبول کنیم که اعتبار واقعی یک قانون اساسی به این است که برای اکثریت جامعه، آن هم در قشرهای گوناگون واقعا مورد قبول قلبی باشد.
امیدوارم این نکتهای که اخیراً عرض شد در همه بحثهای آینده مورد عنایت همه دوستان قرار گیرد.
یک بحث محوری هم راجع به ولایت فقیه و حدود آن اینجا شد که گمان نمیکنم حالا موقع طرح آن باشد، زیرا ما الان داریم آئیننامه را مورد بررسی قرار میدهیم.
اگر اجازه بفرمائید این بحث محوری را به موقع در یک جلسه مطرح خواهیم کرد و رویش تصمیم نهائی خواهیم گرفت.
بنابراین تقاضای بنده اینست که اولا وقت بدهیم برای مطالعه، ثانیاً بعد از مطالعه صرفاً درباره تنظیم و تصویب آئیننامه بحث کنیم تا زودتر کار را به پایان برسانیم.

3ـ اعلام تنفس به مدت چهل و پنج دقیقه و تشکیل مجد جلسه رئیس (منتظری) ـ الان ساعت ده و نیم است.
سه ربع ساعت تنفس داده میشود و بعد از آن دوباره کارمان را شروع خواهیم کرد.
البته در این مدت از دوستان خواهش میکنم که آئیننامه را هم مطالعه بفرمایند.
(جلسه به عنوان تنفس در ساعت ده و نیم تعطیل گردید و مجدداً ساعت یازده و بیست دقیقه به ریاست آقای منتظری تشکیل شد).
رئیس (منتظری) ـ جلسه رسمی است.
با اینکه جناب آقای بهشتی فرمودند که من باید برای صحبت وقت بگیرم ولی چند نکته را لازم است که بگویم.
اگر بخواهیم درباره آئیننامه به طور مفصل بحث کنیم بایستی در این باره 10-15 روز صحبت کنیم.
آقایانی هم که وقت گرفتهاند، وقتشان محدود است.
آقای غفوری هم وقت گرفتهاند منتها نوبتشان یک قدری مؤخر افتاده، ولی چون ایشان جزء گروه پنج نفری در کمیسیون بودند اگر آقای کرمی و آقای فاتحی اجازه میدهند اول ایشان توضیح بدهند بعد شما صحبت خود را بیان بفرمائید.
بنابراین آقای گلزاده غفوری تشریف بیاورند.
دکتر گلزاده غفوری ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
«ان الله یامرکم ان تؤدوالامانات.... ـ یا ایها الذین امنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتکم و انتم تعلمون».
این برادر بسیار کوچک، میاندیشد و فکر میکند که دوستان و عزیزان نیز همینطور میاندیشند که وقتی که در اینجا میگذرد متعلق به انسانها است.
چون من نمیخواهم به تکرار مکررات بپردازم فقط به یک تذکر اشاره میکنم که «فان الذکری تنفع المؤمنین» بنابراین در این مدت چون عقیدهای اینست که به حد ضرورت اینجا باید صحبت کرد، یعنی از واجبات اولی است و تا واجبات توسط کسانی که حرف دارند گفته نشود حتی نوبت به مستحبات هم نباید برسد، بنابراین کسانیکه مطالبی به تناسب موضوع و نیاز زمان و مسئولیت شدیدی که در برابر مردم دارند، محق هستند آن را بیان کنند.
یک نامهای هم امروز صبح آمده بود ـ درست است که اینها تکرار مکررات است، ولی امیدوارم که دیگر تکرار نشود.
از این جهت اینها گفته میشود که ما مسؤولیت شدید خود را نسبت به مردم احساس بکنیم ـ یک نفر نوشته بود: من خودم 38 بچه شیرخوار را که گلوله خورده بودند دیدم که زیر خاک گذاشته بودند.
به شهیدان عالم اسلام، خدا را سوگند میدهم که به نسل آینده و نسل حاضر توفیق بدهد.
بنده سعی میکنم یک کلمه بیخودی نگویم، زیرا سخنانی که اینجا گفته میشود، نه فقط در صورت جلسات و در تاریخ سیاسی این مملکت، بلکه در حافظه مجموعه عالم ثبت میشود.
حال میخواهیم بدانیم که چه بگوئیم؟ امیدوارم که ماهیت کار یادمان نرود برادرانه و بسیاربسیار دوستانه تقاضا و تذکرم اینست که یادمان نرود که برای چه کاری انتخاب شده و به این جا آمدهایم.
من سه نکته داشتم و یک تذکر، البته حاضرین همه احساس مسئوولیت کرده و میکنند و لااقل من فکر میکنم که هیچکس نه شهوت کلام دارد و نه شهوت صحبت.
مسوولیت شدید است و نکته را باید با وارستگی، که از خدا این وارستگی را خواستاریم، بگوئیم و اما آن سه نکته: یکی درباره قانون اساسی است و بخصوص وقتی صفت اسلام را برای قانون اساسی میآوریم از دیدگاه اسلامی هم باید به آن نگاه کنیم.
توجه داریم که قانون اساسی هر مملکت بیانگر سه چیز است ـ عرض کردم توجه داشته باشیم که حتی رفتار و جلوهای که نشست ما بطور کلی دارد، هم میتواند بیانگر اینها باشد ـ یکی، بیانگر رشد انسانی «ولقد آتینا ابراهیم رشده» که مجموعه پیشنهادات و حرفهای ما و اصولی که تدوین و تصویب خواهیم کرد، بیانگر رشد ما است.
دوم، مساله انسان مطرح است که مصوبین قانون اساسی با کاری که میکنند نشان میدهند که انسان در نظر آنها چیست و چه ماهیتی دارد و ارزش انسان در این جامعه چیست.
سوم، راه حلهای کار ساز برای نیازهائی که جامعه با آن دست به گریبان است و چیزی که به یک قانون اساسی اعتبار میدهد توجه به همین راهحلهای اساسی برای رفع نیازهای انسانی است.
رئیس (منتظری) ـ آقای غفوری توجه داشته باشید صحبتتان خارج از موضوع نباشد.
دکتر گلزاده غفوری ـ دیروز هم نوبت گرفته بودم که درباره قانون اساسی صحبت کنم واین مطالب در ارتباط با آن است.
البته سعی میکنم که خیلی مختصر صحبت کنم.
اما درباره اسلام، این فرصتی است تا ما بتوانیم بامحتویات غنی اسلامی در مصوباتمان آنرا معرفی کنیم چون ما مسلمانها که دور هم جمع شدهایم با آن چهرهای که احیاناً از اسلام در اذهان درست کردهاند ممکنست یک عکس العمل منفی پیدا شود.
ما باید اسلام را برایشان روشن کنیم و از ابهام بیرون بیاوریم و بگوییم اسلام چیست و چه میگوید.
بنابراین الان وقتی است که همه کسانی که در این خصوص مطالعه دارند و دلسوز اسلام هستند به تناسب تخصص خود اصول کارساز اسلام را در اینجا مطرح و بحث کنند تا مردم بفهمند که اسلام مسأله «...
کل حزب بمالدیهم فرحون» نیست که بعضی حرفها را میزنند.
وقتی اسلام میگیود «والحق اوسع الاشیاء فی التواصف، واصبقها فی التناصف، لایجری لاحد الا جری علیه» این دیگر در دنیا کار سازیش مشخص است.
بنابراین باید درباره اسلام و معرفی اسلام و مسئوولیت شدیدی که درباره اسلام داریم و سعه صدری که باید در میان مسلمین و رهبران اسلامی باشد، یک سلسله اصولی ارائه کنیم.
البته اینجا برداشت نشود که مساله گروه گرائی است.
موضوع دیگر این است که الان یک طرحهائی اینجا ارائه شده و همانطور که در قرآن هم این آیه هست «...
فیتبعون احسنه...
» میدانید اتباع احسن فرع بر معرفت و شناخت احسن است.
بنابراین مردم این لیاقت و اهلیت را بر برادران تشخیص دادهاند، که اینها با یک بازو به اسلام و با بازوی دیگر به جامعه و نیازهای جامعه متصل هستند و میتوانند با بررسی مسائلی که هست بخاطر اتباع احسن، تشخیص احسن بدهند.
بنابراین یکی از مسائل این است که زمینه سازی برای ارائه مسائل بشود تا از میان آنها تشخیص احسن داده شود.
و اما حالا وارد اصل موضوع میشویم.
طرح این مسائل که بخاطر همان «...
فاسئلوا اهل الذکران کنتم لاتعلمون» و سایر اصول اسلام سعی شده است.
چون ما نمیتوانیم ادعا کنیم که از هر جهت در اینجا نخبهگیری شده و متخصصین درجه یک جمع شدهاند، اگر چه جمع هستند «...
وفوِ کل ذی علم علیم» دراین طرح که در طرح قبلی نبوده پیش بینی شده که ما بتوانیم حتی در کمیسیونها از انسانهای صالح و با اندیشه دعوت کنیم برای اینکه اصولی که اینجا مطرح میشود بتواند حداکثر کمال را داشته باشد.
بنابراین از همنجا این دعوت میشود و هر مسلمان و هر فرد ایرانی و هر کس در هر جا که هست در حدود صلاحیت انسانی خودش میتواند این دعوت عام را اجابت کند و نه فقط حق دارد، بلکه تکلیف دارد عرضه کند و نه فقط دعوت خاصی است، بلکه در هر قسمتی «...
فاسئلوا اهل الذکران کنتم لاتعلمون» در این کمیسیونها باید عمل بشود.
این جلسه مال همه است و حق همه مردم است.
اسلام هم برای همین ارزش دارد که رضایت عامه و مصالح عامه رابر رضایت خاصه و مسائل خاصه ترجیح میدهد.
اسلام برای این اهمیت دارد که میگوید «تجلس لهم مجلساً عاماً...
حتی یکلمک متکلمهم غیر متمتع...
» نهج البلاغه ـ بنابراین برای بیان ارزشهای اسلامی باید نظرات یک عدهای که در این مسائل صاحب نظر هستند ارائه بشود.
و از جمله چیزهای دیگری که در این طرح جدید هست همان مساله آراء معتبر است.
بعضیها فکر میکنند که ما الان در یک فرس ماژوری قرار گرفتهایم که باید قانون اساسی را زود بگذارنیم.
من میخواستم پیشنهاد بکنم این مساله «زود بگذرانیم» را چرا بگذرانیم؟ در قانون اساسی سابق این مملکت، که دو متن دارد اول نشستند یک نظامنامهای نوشتند، دیدند هیچ محتوا ندارد.
بعد به فاصله یکسال متممش را نوشتند و دوستان میدانند که قوانین اساسی سایر جاها حتی پنج متن دارد.
یعنی ما باید دنبال خوب کارکردن باشیم، نه فقط زود کار کردن.
اگر احیاناً توانستیم، خوب کار کردن و زود کار کردن را جمع میکنیم.
اجازه بفرمائید فعلا مرحله اولش بگذرد بعد که این جامعه آرامش بیشتری پیدا کرد،مطالب مورد نیاز، بیشتر مورد بحث و مداقه قرار خواهد گرفت.
پس جوری نباشد که از اعتبار لازم که حکومت بر دلها است، برخوردار نشود و خدای نخواسته در یک محیط کم وبیش احساساتی مطالبی گفته شود.
زیرا اعتبار قانون وقتی است که جا بیفتد و در اجرا به اشکال برنخورد.
و اما مساله دیگر، چون بعضی از دوستان آمدند و بیان کردند که تمام اصول قانون اساسی در هشت قسمت تنظیم شده است و در صحبت بعضی از دوستانمان هم قبلا چیزی بود که نشان میداد خلاصه گوئی مورد نظر بوده است خوب، در نتیجه بعضی مسائل روشن نیست.
مثل اینکه فرمودند دین که در قسمت هشتم هست، متخصصین خاصی دارد که مقصودشان اصول مربوط به دین رسمی و شورای نگهبان بود، نه اینکه بگوئیم دین یک متخصصینی لازم دارد و بعد بعضی از دوستان آمدند و گفتند که جای فرهنگ در این پیشنویس کجاست؟ این است که من فکر کردم اگر محبت کنید و چند دقیقه به توضیح این هشت قسمت توجه بفرمائید که هر کسی خواست موضوع و فصلی را برای بررسی انتخاب کند، چون مثل اینکه گفته نشد که یک لیستی داده میشود و هر کسی سه تا از این موضوعاتی را که مورد علاقهاش هست و خودش را در آن صاحبنظر و مسؤول میداند، انتخاب کند و زحمت کشیده، بررسی و تنقیح کند و بیاورد.
همان طور که در آن آیه از سوره شورا آمده است «...
وامر هم شوری بینهم و مما رزقناهم ینفقون» بعد از مشورت با آنها هر چه دارید به این جامعهای که منتظر هستند، در طبق اخلاص تقدیم بکنید.
این است که من مختصراً به این هشت قسمت یک اشارهای میکنم و باز آن تذکر آخرم را هم اینجا علیالحساب میدهم، که هیچ ابائی هم نداشته باشیم که به متمم و مذاکرات بعدی احتیاج داشته باشد.
ولی باید کاری را که میکنیم خوب بکنیم.
تقاضای من از فقها و زحمت کشیدههای اسلامی اینست که پنج اصلی که مربوط به تشکیل دولت است مستند اسلامی باشد، که وقتی میگویند جمهوری اسلامی، معلوم بشود که اسلام چه میگوید.
البته خود ما هم تعدادی تهیه کردهایم اما مسائلی که بحث بیشتری لازم دارد هیچ اشکالی ندارد که فعلا جایش خالی باشد.
ما که نمیخواهیم ادعا بکنیم که همه چیز را ما میدانیم و میخواهیم یک چیزی برای همیشه مثل قرآن بنویسیم، چون خود قرآن که هست.
بنابراین باید سعی کنیم خوب بودن را به زود بودن ترجیح بدهیم خلاصه در برابر نسل آینده ما مسئوولیت داریم و بالاتر از همه در برابر خدا و رسول مسؤول هستیم.
و اما قسمت اول از این هشت قسمت راجع به مقدمه، کسانی که در خودشان اهلیت میبینند که بتوانند یک تابلوی صحیحی از وضع قبل از این جریانات و علل و انگیزههای این جریان ترسیم بکنند، بررسی بفرمایند و بعد اصول کلی، که اصول مستند و پایه است یعنی هم اصول قانون مبتنی بر آن است و هم در تفسیرهائی که بعداً از قانون میشود، اینها پایه اصلی خواهد بود همانطور که گفتیم وقتی میگوئی «لایجری لاحد الاجری علیه» دیگر مثل سابق یک نفر نمیتواند بیاید و بگوید من رئیس کل قوای سه گانه و رئیس قوه مجریه و همه اینها هستم و از مسوولیت هم مبرا هستم.
ما باید بدنیا مفهوم «لایجری لاحدالاجری علیه» و بیست تا نظیر این را بفهمانیم.
پس اصول کلی و هم چنین اصول مورد نیاز باید کارساز باشد یعنی چیزی که ملت را رنج میدهد و میلیونها نفر منتظر هستند، بتواند که این رنج را از دوششان بر دارد، نه یک مشت حرف و اصطلاحات و لفظ به آنها ارائه دهیم.
اینجا هر دقیقهاش 36 میلیون، بلکه میلیاردها دقیقه است بنابراین اگر این دقایق را بیخودی از دست بدهیم، خیانت محسوب میشودو تقاضای عاجزانه من این است که سعی کنیم اصول برادری در اینجا کاملا رعایت بشود که «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم».
پس اصول کلی، شامل اصول کلی اسلامی و نیازهای اساسی میشود، و خواهش من از فقهای بزرگ این است که مسئولیتشان را اینجا اینطور انجام بدهند.
زیرا مساله اجتهاد زنده همین است که اصول مستند اسلامی را که هم میتواند پایه قوانین باشد و هم راهنمای تفاسیر بعدی، همانطور که گفته شد از کتاب و سنت، نه از خود، و حتی بدون هیچ گونه تفسیر، برای اینکه آیندگان که خواهند آمد و اسلام را بهتر از ما خواهند شناخت یک جوری بیان بکنیم که اسلام در کنار حزبهای دیگر بتواند معرفی بشود و نگویند حالا باد به بیرقش میخورد، چون اسلام دین انسانها است، دین خداست.
این شرافتی است و سعادتی که بعد از چهارده قرن نصیب ما شده پس ما باید بیانگر اسلام باشیم.
برای این منظور مقدمه و اصول کلی را اهل تخصص در اسلام و کسانی که یک مقدار تاریخچه تحولات آنرا میدانند، میتوانند انتخاب کنند.
اما در مسأله حاکمیت ملی و شوراها نظرهای متعددی رسیده که باید به اینها احترام گذاشت و همه آنها را دید و رسیدگی کرد.
من روی آن «...
فیتبعون احسنه...
» تاکید میکنم و حتی شرط بندگی خدا این است «فبشر عبادالذین یستعمون القول فیتبعون احسنه» باید اهلیت تشخیص احسن را داشته باشیم.
بنابراین خیال نشود که وقتی این متون و این عناوین اینجا است ما ملزم هستیم که در این چهارچوب فکر کنیم.
یکی از برادران مسأله ماهیت و شکل را تذکر دادند همینطور است، در هر قسمتی اول ماهیت مسائل مشخص میشود، بعد شکل دادن به آنها واین کار بوسیله افراد بسیار خبرهای که دارای اهلیت هستند و برای کمیسیون انتخاب میشوند، انجام میگردد، پس در حاکمیت ملی لازم نیست که ما ریزهخوار ارسطو باشیم که میگوید قضائی، مجریه، مقننه که فعلا از ارزش افتاده است.
منتها کسی نیست که این سد را بشکند.
من آروزمندم که این سد در اینجا بنام اسلام شکسته بشود.
من هم طرحی دارم در مورد هشت شورائی که باید تشکیل بشود، و دخالت نیروهای مردم که باسرنوشتشان سر و کار دارد، و به عقیدة من قوة مجریه را اینقدر قوی کردن که بعد نتوانیم اختیاراتش را کاهش دهیم، صحیح نیست.
به هر حال من میخواستم این شبهه رفع بشود و فرض نشود که ما عاشق همین متن حاضر هستیم و فقط یک مقدار از کلمات را میخواهیم اضافه یا کم کنیم، خیر، شما که اینجا نشستهاید اختیار تام دارید هر طور که صلاح خدا و صلاح انسانهاست، متن را اصلاح و عرضه کنید به جامعه «...
و مما رزقنا هم ینفقون» این است که حاکمیت ملی و شوراها کنارش گذاشته شده است.
قوه مقننه صرفا یک اصطلاحی است که نه اصطلاحش صحیح است و نه در این طرحی که ما داریم میتواند کارساز باشد.
یعنی به آن صورت و قالبهائی که داشتند که یک نفر بیاید اینجا، چهارسال اختیار تام داشته باشد، خیر اینها نیست.
این مثال امین و وکیل لحظه به لحظه است.
اینهااصول اسلامی است که در اینجا باید تدوین بشود و هر کسی که در زمینه مقننه و قانونگذاری مطالعاتی دارد، میتواند در این قسمت نظراتش را ابراز و اعمال کند.
قوه مجریه هم شامل بسیاری از مسائل است که تحت عنوان ارتش، رسانههای گروهی و اینها ذکر شده و ما باید باز این سد را بشکنیم.
مساله شوراها و آنچه را که در سرنوشت مردم دخالت دارد، در قوة مجریه باید رعایت کنیم.
مخصوصا ده میلیون بچه در امر آموزش و فرهنگ اسیر یک برنامهریز که یک جوری رفته ودر مقام برنامهریز نشسته است، نشوند.
نسل جدید همیشه باید جلوتر از مردم باشد برنامهریز باید آفرینندگی داشته و حتما مردمی باشد.
پس قوة مجریه معنیاش این نیست که رئیس جمهوری را بگیرد و یا الله اختیار تام دستش بدهید.
مسائل فرهنگی و تربیتی و مسائل نظامی و جان مردم نمیتواند که تحت نظر یک نفر باشد.
اما مسائل مالی و مخصوصاً منابع طبیعی و ثروتهائی که عمومی هست نمیتواند تحت لوای قوه مجریه باشد، اگر چه مردم دخالت مستقیم در انتخابش داشته باشند.
عرض کردم نمیخواهم وارد ماهیتش بشوم، خواستم کسی که این قسمت را انتخاب میکند با توجه به اهمیت موضوع بداند که چه مسئولیتی را میپذیرد.
مساله دیگر موضوع قوه قضائیه و دیوان داوری است که در اسلام یکی از اصول مهم و اساسی است، که متأسفانه در این پیشنویس ذبح شده و مساله قضاء را که تکیهگاه اسلام است، همهاش گفتهاند به تظلمات رسیدگی کند.
فکر میکنم همة دوستان از اسلام با خبر هستند و میدانند اصلش مساله مسئولیت قضا، مساله احیاء حقوِ و آگاهی بخشیدن به حقوقهای ناشناخته جامعه است، و بعد هم اگر به حقوقهای شناخته شده تجاوز شد، جلوگیری میشود.
این است که در این مورد اهلیت میخواهد و خواسته شده که از افراد صاحب اهلیت در این کمیسیونها دعوت بشود تا یک چیز کارسازی انجام بگیرد.
مفهوم «نشستند و گفتند و برخاستند، پی مصلحت مجلس آراستند» این از منطق همه ما بدور است.
بنابراین مساله امور مالی و اقتصادی هم همانطور که میدانیم «من بقاء الاسلام و بقاء المسلمین ان تصیر الاموال عند من یعرف فیه الحق و یصنع فیه المعروف» تابحال حتی نگذاشتند سربقاء و فنا را ما بفهمیم.
اینها مساله اساسی است و جامعه با حرف درست نمیشود.
بلکه باید قانون کار ساز باشد تا مشکلی از دوششان برداشته بشود و اصر و اغلال زمان شناخته بشود، و بوسیله قانون ارائه بشود که مردم نجات پیدا کنند.
مساله دین را هم همانطور که گفتیم در ماهیت آن بحث نمیکنیم بلکه مساله همان اصل پنجم و سوم است که فصل دین و مذهب و بعد شورای نگهبان است.
اینها بطور خلاصه توضیحاتی بود که بنظرم رسید، اما بعضی از مواد در متن قبلی بود که عرض میکنم.
پارلمان از پارله است، پارله یعنی حرف بزن.
ما اینجا نشستهایم که حرف بزنیم یکی حرف میزند، یکی هم تند میشود.
آن دیگری کند میشود، یک مادهای در آئیننامه هست که اگر نمایندگان به هم ناسزا گفتند و یا بهم فحش دادند، فلان...
من تصور میکنم که در شأن این جلسه نیست زیرا اینجا مساله برادری و همکاری است و بهتر است اینجور مواد حذف شود.
و یا بعنوان مجازات غائبین عرض کنم ما برای چه اینجا آمدهایم؟ مسئولیت انسانیت ما را به اینجا کشانید.
ضمن تشکر بسیار زیاد از کسانی که زحمت تدوین این آئیننامه را کشیدهاند، یکی از مواد آئیننامه قبلی این بود که اگر یک نفر یک جلسه نیامد، یک جلسه دیگر هم از حق رأی محروم است،مثل این میشود که آدم وقتی پول تلفنش را نداد، تلفنش را قطع میکنند.
بابا دارید به همه مردمی که حق دارند به این شماره تلفن کنند ظلم میکنید.
او پول داده که بتواندبا این شماره تماس بگیرد حالا اینجا یک نفر غائب شده و یک جلسه رأی نداده، ما این را به انسانیت و وجدان و مسؤولیت دوستان گذاشتیم که شرعاً ملزم باشیم.
اما در مورد این که اگر کسی پنج جلسه، ده جلسه نیامد جایش را به دیگری بدهد که بتواند بیاید و کار بکند.
باید توجه داشته باشیم که مساله اسم مطرح نیست.
من دیگر مطالبم را تمام میکنم و خواهش میکنم که برادر گرامیمان اگر توضیحات بیشتری دارند، بفرمایند و با عرض معذرت با این که مسائل بسیار زیادی در ماهیت بحث هست عندالاقضاء در حدود ضرورت گفتم که نوبت دیگران را هم رعایت کنیم، تا اگر کسی حرفی دارد حتما عرضه کند.
امیدوارم همانطور که من آرزو کردم خدا به ما توفیق بدهد که نشست ما نشست انسانی و اسلامی و دارای آرمانهای خدا پسندانه و انسان دوستانه باشد.
رئیس (منتظری) ـ نماینده ارامنه فرمودهاند که در خارج از مجلس منعکس کردهاند، نمایندگان اقلیتهای مذهبی حق ندارند جز در آن مسائلی که مربوط به اقلیتها است اظهار نظر کنند.
عرض میکنم که چنین نیست چون آقایان هم جزو مجلس خبرگان هستند.
بنابراین در مسائلی که مطرح میشود، نمایندگان زرتشتیها ـ کلیمیها ـ ارامنه ـ آشوریها اگر نظری داشته باشند، مثل سایر اعضاء مجلس خبرگان حق دارند وقت بگیرند و صحبت کنند و هیچ تفاوتی نیست.
زیرا این حق عمومی است و انتخابشان در مجلس خبرگان هم، به همین خاطر است.
آقای فاتحی تشریف بیاورید راجع به آئیننامه صحبت بفرمائید.
فاتحی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
راجع به آئین نامه عرض کنم که اول باید موضوع روشن شود و بعد صحبت شود.
چون نمیدانیم الان کدام یک از پیشنویسها معتبر است و بعد از نظر موضوع تقسیمبندی بشود.
چون این تقسیمبندیهای فعلی بر اساس پیش نویس قبلی بوده است، من نمیدانم روی کدام پیشنویس این هشت گروه تعیین شده است.
رئیس (منتظری) ـ آقای کرمی راجع به آئیننامه صحبت بفرمائید.
کرمی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
بنده خاطر همکاران محترم را استحضار میدهم که این حرفها خارج از صلب موضوع است.
دیگر بس است.
ما معتقدیم که کلیه مواد نباید از چهارچوب فقه اسلامی خارج بشود.
حضرات فقهای متبحر با کمال سهولت مواد مذکور را معروض ابواب فقها مینمایند و آنچه قابل انطباِ است، تثبیت و آنچه قابل انطباِ نیست نفی میکنند، اگر چه مرغوب بیشتر دیگر افراد عالم هم باشد.
متأسفانه کلمه فقه و فقیه و روحانی در اذهان مردم در یک مسیرهای خاصی رفته که بسیار اشتباه است.
مردم خیال میکنند فقه فقط و فقط از تیمم و وضو و غسل جنابت صحبت میکند، حال اینکه اگر اینها متون فقهی و حداقل رساله علامه حلی را نگاه بکنند، میبینند این فقه در چهار ربع تقسیم شده یک ربعش در عبادات است و سه ربع دیگرش که عقود و ایقاعات و احکام و سیاست هست، اینها در ارتباط به کلیه حرکات و سکنات بشری است.
فقهای ما از همان زمان محمد بن عبدالله(ص) تا حالا این موضوعات را از حیث ملاکات فقها کاملا روشن ساختهاند و الان آن ملاک را روی عمامه و عبا میخواهیم تطبیقش بدهیم و یک مرتبه هم روی کت و دامن میخواهیم تطبیقشان بدهیم، پس در ملاک خدشهای نیست، ملاک کوتاهی ندارد.
این آقایانی که خارج از مدرسه علوم قدیمه زیست و زندگی کردهاند، این اتهام را میبندند که این فقه مواردی است متحجر، کشش ندارد، انطباِ ندارد نخیر کشش دارد، اما کشش آن در چهارچوب حق است، نه کشش در پهناور میول و عواطف و احساسات.
این مردم میخواهند که شهواتشان و میولشان تامین بشود و عواطفشان هم تحکیم بشود.
یعنی آن ماجراهایی که در دنیا هست بایستی در اینجا هم تحکیم بشود، نه، اینطور نمیشود.
من در مورد این قوانین اسلامی قول میدهم و خودم را هم مورد مناظره قرار میدهم که اگر انسان متعهد است و حیثیت بشر را در نظر میگیرد و میخواهد بر خودش تطبیق بکند، این فقه اسلامی کفاف حیات و ممات او هست.
هر کجا که کوتاهی دارد بگوئید ما یا حاکمش میشویم یا محکومش میشویم.
پس ما اول باید برویم دنبال شالوده این مواد و اما زر و زیور به او دادن و اینکه کیفیت فهرستش و تبویبش چطور باید باشد، این موضوعات قشری است.
البته این قشور هم ارزش خودش را دارد.
نمیگوئیم ندارد، مثلا همین جواهر الکلامی را که چاپهای سنگی در سه جلد چاپ کردهاند، با این جواهر الکلامی که در 45 جلد میخواهند به پایان برسانند، فرِ نمیکند البته در مقام جلوه دادن صحیح است.
الان باید آقایان وارد موضوع خود مواد و خود خمیرهای که باید در قالب گذاشته بشود، بشوند.
دیگر آنقدر کشش دادن و آنقدر موعظه کردن لزومی ندارد.
آقای غفوری، مردم که از فقه ناله ندارند، در مقام تطبیق قوانین ناله دارند.
موضوعی را که میخواهم بعنوان یک مسلمان و طلبه علوم دینی عرض کنم، این است که بعضیها میگویند، قوانین مترقی.
مواظب باشید، تحت عنوان مترقی چیزهائی نگذارید که فقه اسلامی از بین برود و مترقی از حیث صورتش باشد.
مترقی باشد اما موادش باید مطابق فقه اسلامی باشد.
بیشر از این مزاحم اوقات آقایان نمیشوم.
رئیس (منتظری) ـ آقای حسینی هاشمی بفرمائید.
حسینی هاشمی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
عرضی که من داشتم و رویش تاکید داشتم این بود که در اجرای پیام امام در افتتاح مجلس نسبت به نظر فقها در تصویب مصوبات مجلس قانونگذاری بنظر میآید، که در آئیننامه ابداً ذکری از آن نشده است.
بیانی که جناب آقای مکارم فرمودند، دربارة اینکه کمیسیونها این مطلب را رعایت خواهند کرد.
کمیسیونها عملشان در سطح پیشنهاد است و مرحله پیشنهاد طبیعتاً تا مرحله قانونگذاری و مرحله وتو داشتن خیلی فاصله دارد.
البته برای اینکه مشخص بشود که چه کسانی میتوانند عهدهدار اجرای یک امری باشند، در آئین نامهای که متد و روش قانونگذاری را در این مجلس تعیین میکند، یک پیشنهاد خود من دارم و آن اینکه یک هیأتی منتخب بشود از خود آقایان در تعیین حکم و یک هیأتی در تعیین موضوع و این دو هیأت در خارج از جلسه مجلس پیشنهاداتی که هست با مقدمات مفصل بهشان گفته بشود و صحبت بشود تا کسی که میخواهد اینجا صحبت بکند، چنانچه وارد