مشروح مذاکرات تدوین قانون اساسی


+ جلسه هشتم 31 مرداد 1358

جلسه در ساعت هفده و ده دقیقه روز سی و یکم مرداد ماه 1358 هجری شمسی برابر با بیست و هشتم رمضان المبارک 1399 هجری قمری به ریاست آقای دکتر سید محمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.

فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه و قرائت اسامی غائبین جلسه قبل
2ـ بحث پیرامون مصونیت نمایندگان
3ـ پایان جلسه دبیرخانه مجلس بررسی نهائی قانون اساسی

[------------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه و قرائت اسامی غائبین جلسه قبل نایب رئیس (بهشتی) ـ با حضور نمایندگان در حد نصاب، رسمیت جلسه را اعلام میکنم.
غائبین صبح: آقای مدنی که هنوز شرکت نکرده اند ـ آقای رحمانی که عذرشان صبح اعلام شد و آقای قاسملو.
نمایندگانی که تاخیر داشتند: آقای حائری 10 دقیقه ـ آقای بنی صدر 37 دقیقه ـ آقای خادمی 85 دقیقه ـ آقای مکارم شیرازی 11 دقیقه ـ آقای باریک بین 65 دقیقه ـ آقای دستغیب 9 دقیقه ـ آقای طالقانی 64 دقیقه ـ آقای طباطبائی 34 دقیقه ـ آقای مشکینی 12 دقیقه ـ آقای مقدسی 37 دقیقه ـ آقای نوربخش 12 دقیقه ـ آقای هاشمی نژاد 44 دقیقه.
پیشنهادی از طرف آقای سبحانی رسیده است که ظاهراً برای درج در آئین نامه نیست و آن اینست که یک نسخه از قانون اساسی با خط زیبا دست نویس شود و پس از امضاء به عنوان سند در وزارت کشور یا در مجلس بماند.
این پیشنهاد تصویب در جلسه را نمی خواهد و از اختیارات هیأت رئیسه است که عمل خواهد شد.

2ـ ادامه بحث پیرامون مصونیت پارلمانی نمایندگان نایب رئیس (بهشتی) ـ پیرامون ماده پیشنهادی برادرمان آقای مرادزهی در مورد مصونیت نمایندگان مجلس در مدت نمایندگی، بحث را ادامه میدهیم.
و اگر دوستان نظری به عنوان آخرین نظر دارند، تشریف میآورند و اظهارنظر میکنند.
آقای موسوی اردبیلی بفرمائید.
موسوی اردبیلی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
من به عنوان مخالف با این پیشنهاد صحبت میکنم.
اصولا مصونیت به این معنی که سابق هم مرسوم بود یعنی برای نمایندگان مجلس یک امتیازی قائل میشوند که اینها چون نماینده هستند، هر صحبتی بکنند و یا هر کاری بتوانند بکنند و یک امتیازی نسبت به دیگران دارند که قابل تعقیب نیستند و کسی نباید با اینها کاری داشته باشد، مگر اول باید از نماینده سلب مصونیت بشود.
این تشریفات از مراسم دوره طاغوتی است.
افرادی که در اینجا هستند باید حتی منزهتر از آنهائی باشند که مسئوولیت را به عهده نگرفتهاند و اگر یک وقتی حرفی یا مطلبی را گفتند که خلاف بود، نه تنها مصونیت نداشته باشند، بلکه مسؤولیت بیشتری را باید احساس کنند، و مؤاخذه آنها بیشتر باشد.
حالا اگر بیشتر نبود نمیتوانند خودشان را از دیگران جدا کنند و بگویند چون من نماینده هستم این حرف را میتوانم بزنم اما اگر نبودم نمیتوانستم بگویم و یا میتوانستم بگویم ولی قابل تعقیب بودم.
حالا اگر شدت مجازات را تصویب نمیکنید، حداقلش باید مساوات بین نماینده با دیگران باشد، زیرا به عقیده من اگر حرف یا عمل قابل تعقیب است، نمایندگی هیچگونه امتیازی نمیآورد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
بنده دو یا سه موضوع مختصر را میخواستم عرض کنم.
اولا از فرمایش آقای موسوی اینطور استنباط میشود که در مورد مصونیت سوء تفسیر شده است، زیرا این مصونیت امتیازی برای نمایندگان نیست بلکه حفظ حقوِ ملت است.
معنیاش این است که بنده را کسی میخواهد از محیط این مجلس دور کند، بنابراین شکایتی از من میکند و من ار توقیف میکنند و نتیجتاً نماینده مردم نمیتواند از حقوقشان دفاع کند.
بنابراین مساله حفظ حقوِ مردم است و مربوط به نظام طاغوتی هم نیست، زیرا بسیار دیده شده است که در یک مجلسی که سرنوشت ساز بوده، یک یا چند نفر مخالف بودهاند و مخالفت آنها ممکن بوده است که در رأیگیری اثر بگذارد و اشخاصی برای اینکه اینها را از محیط مجلس دور کنند، توطئههایی میچیدند و در حالی که هیچ گناهی هم نکرده بودند، فقط به صرف اتهام اینها را توقیف میکردند و از محیط مجلس دور میکردند و سرنوشت مجلس عوض میشده است، و در بعضی از دورانهای تاریخی این مطلب را نقل میکنند که مرحوم مدرس که با بعضی از مسائل شدیداً مخالف بوده است، با برپا کردن بساطهائی کاری میکردند که او در مجلس سرنوشت ساز نیاید و مخالفت نکند این مصونیت برای جلوگیری کردن از یک چنین جریانی است که نتیجهاش به زیان ملت تمام میشود.
بنابراین ماهیت مصونیت ماهیت حفظ حقوِ مردم است، نه یک امتیاز برای شخص نماینده.
و باز نکتهای را که امروز صبح هم اشاره کردم، تاکید میکنم که ما باید کاری کنیم که تمام انحای آزادی در مملکت فراهم شود و مصونیت هم یک آزادی معقول و مشروع است که میخواهیم نماینده را به صرف اتهام توقیف نکنند بلکه به مجلس فوراً اطلاع دهند و مجلس وقتی دید که قرائنی وجود دارد که این نماینده باید توقیف شود، فوراً از او سلب مصونیت میکند، ولی وقتی فهمید که قرائن به اندازه کافی در دست نیست و میخواهند یک وکیل را از مجلس دور کنند، جلوی این کار را عملا میگیرد اما مساله سوم مهمتر از اینها است و آن این است که به فرض اگر ما هم مصونیت را تصویب کردیم این تصویب از نظر قانونی هیچ ارزشی ندارد، مگر اینکه به شورای انقلاب پیشنهاد کنیم که آنها تصویب کنند، چون ما اینجا نمیتوانیم در مقابل قانون مدنی که میگوید فلان کس باید تعقیب بشود یک ماده بگذرانیم که آن شخص تعقیب نشود.
اگر نمایندگان، نمایندگان مجلس شورا بودند، حق داشتند چنین چیزی را تصویب کنند و یک استثنا برای فلان ماده قانون مدنی قائل بشوند که فلان کس تعقیب نشود، اما حدود اختیارات ما تصویب قانون اساسی است و در مسائل حقوقی هرگونه تصویبی بکنیم ارزش قانونی ندارد بنابراین اگر لازم بدانیم که این مصونیت باشد، ما باید تصویب بکنیم و خیلی هم خوب است که این مصونیت باشد اما باید یک مقام قانونگذاری آنرا تصویب کند، مثلا به شورای انقلاب داده شود که آن شورا پای این تصویبنامه را صحه بگذارد، والا اگر ما بنشینیم و مصونیت را هم تصویب بکنیم و فردا که دادستان خواست یکنفر نماینده را توقیف کند، بگوئیم چون مجلس خبرگان تصویب کردهاند او مصونیت دارد، دادستان خواهد گفت، مجلس خبرگان که نمیتواند در مسائل حقوقی مملکت دخالت بکند و تعقیب یا عدم تعقیب فلان شخص به قانون اساسی مربوط نیست.
شما فقط میتوانید قانون اساسی را تصویب کنید، نه آنچه در صلاحیت مجلس شواریملی است.
آقایان توجه بفرمائید که با اینکه قانون اساسی مافوِ همه قوانین است ولی آیا ما میتوانیم یکی از قوانینی را که در صلاحیت مجلس شورای ملی است تصویب بکنیم؟ من فکر میکنم اگر ما این مصونیت را که خیلی خوب هم هست تصویب کنیم، باید توجه داشته باشیم که این مصونیت ارزش حقوقی ندارد و ازطریق شورای انقلاب باید مجوزی برای این مسأله بخواهیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ از نظر موازین حقوقی همینطور است که آقای مکارم یادآوری کردند، چون حدود نمایندگی ما مشخص است و حدود آن بررسی قانون اساسی و آماده کردن متنی است که به رفراندوم گذاشته شود.
بنابراین قانون اساسی را هم بصورت نهائی تصویب نمیکنیم، بلکه رفراندوم میتواند تکلیف نهائی را تعیین کند.
این است که تصویب این ماده آئینامه ارزش قانونی ندارد.
بنابراین اگر دو نفر از آقایانی که وقت گرفتهاند، صرفنظر کنند بحث را تمام کنیم و ماده را به رأی بگذاریم.
آقای موسوی بفرمائید.
سید ابوالفضل موسوی ـ نظر اینجانب نسبت به مادة مصونیت وکیل میباشد، چون این قانون مخالف روح دین اسلام است، زیرا در جائی که پیغمبر مشرع و یا پیام آور، در مقابل حق و عمل به حکم آیة «ولو تقول علینا بعض الا قاویل» مصونیت ندارد، چطور میشود که نمایندگان مجلس که احکام کلی اسلامی را بقالب الفاظ میریزند، مصونیت داشته باشند؟ و همان طور که جناب مکارم فرمودند، اگر سیاست شیطانی در مملکت باشد، با سلب مصونیت عملی میشود، و مصونیت هم فایده ندارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم.
ان شاء الله این مجلس بنیادش را میگذارد، ولی بعد از این مجلس تحقق پیدا میکند و دوستان نگران این مدت هستند.
آقای سبحانی بفرمائید.
سبحانی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
وظیفه ما در اینجا فکر نمیکنم تشریع قانون باشد و قرار بر این باشد که تشریع در عهده شارع مقدس که خدا است، باشد.
اصولا ما شرعاً مصونت داریم یا نداریم؟ اگر داریم که میتوانیم صحه بگذاریم و اگر نداریم که ما نمیتوانیم تشریع قانون کنیم و از حالا که اولین بار است میخواهیم یک قانونی تصویب کنیم، نباید اولین قانونش مخالف موازین روشن اسلام باشد.
فرض کنید یکنفر واقعاً در دادگاه مجرم شناخته شده و گناه قبلی دارد ما به چه مجوزی جلوی حکم دادگاه را بگیریم و بگوئیم دادگاه حق ندارد حکم را در حق این آدم اجرا کند، چرا؟ برای اینکه ما مانع هستیم.
اگر آن مطلبی که آقای مکارم فرمودند که عنوان ثانوی باشد، آن عناوین ثانوی یک موضوع کشداری است که در هر مسله یک عنوان ثانوی میآید و خلاصه بر مبنای «...
ان الحکم الاللّه...
» ما نمیتوانیم فرض کنیم یک کسی سارِ است و یا متهم است و یا یک کسی جرم دیگری دارد، اما بگوئیم خیر تا یکماه دیگر یا بیست روز دیگر نباید حکم اجرا شود.
این باز تشریعی بر خلاف موازین اسلام است.
عرض من همین بود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای میرمراد زهی بفرمائید.
میر مرادزهی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
هدف از پیشنهاد این مطلب که مادهای به عنوان مصونیت نمایندگان تصوب شود این است، اینجا دو مسأله مطرح است در درجه اول صلاحیت مجلس ودر درجه دوم ماهیت این مصونیت.
مسلماً صلاحیت مجلس از شورای انقلاب که هیچکس آنها را نمیشناسد، بیشتر است.
ولی مهمتر از همه اینست که اگر بخواهیم این مورد را با موازین اسلامی تطبیق بدهیم، اگر چه بنده اطلاعات زیادی در مورد اسلام ندارم ولی این را میدانم که اذن در شیئی، اذن در لوازم هم هست.
با توجه به اصول اسلامی وقتیکه مجلس اجازه دارد که قانون اساسی را بررسی و تصویب بکند، بعداً رأی مردم برای تصویب نیست، بلکه یکنوع بیعت است، زیرا مردم با فرستادن نمایندگانشان این اختیار را تفویض کردهاند.
پس قاعده اسلام هم مشخص است، یعنی وقتی که مجلس این صلاحیت را دارد که قانون اساسی را تصویب کند، این اجازه را هم دارد که در اطراف جریان کارش هم مطالبی را بتصویب برساند.
و اما قسمت دوم، هدف از مصونیت فرار از مجازات نیست من عرض کردم این فقط برای مدت نمایندگی است.
الان متهمانی ماهها است که در زندان هستند و هنوز تکلیفشان معین نشده و یا کسانی تحت تعقیب بودهاند و مدتها زندانی شدهاند و نوبت رسیدگی به پروندة آنها نرسیده است ولی بعداً تبرئه شدهاند.
فکر نمیکنم این مهلت یکماه مصونیت هیچ اصلی از اصول اسلام را نقض کند.
واما مصونیت دو قسمت دارد، یکی مصونیت در ابراز عقایدی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی در داخل مجلس میشود، خیلی صریح بگویم ممکن است من با نظر علمای اعلام در پارهای مسائل موافق نباشم، ولی کسی در اینجا نمیتواند چوب تکفیر بردارد و بگوید شما بر خلاف اصول اسلام صحبت کردید و در این قسمت وکالت نداشتهاید.
قسمت دوم در مورد جرائمی است که ممکن است بوقوع بپیوندد.
مثلا الان مأمورین میروند هتل و در اطاِ من یک اسلحه یا یک چیز غیر مجازی پیدا میکنند و مرا به استناد آن چیز غیر مجاز توقیف میکنند و بصرف این اعلام که ممکن است از درجه جنائی باشد و دادستان هم با توجه به اهمیت جرم که جنائی است، بنده را بازداشت کند و چند ماه بعد روشن شود که بنده خبری نداشتهام.
بنابراین فکر نمیکنم پیشبینی این مطلب هیچ قانونی را نقض کرده باشد اما اگر بنده مرتکب یک جرمی شده باشم یکماه بعد میتوانند بنده را محاکمه و مجازات بکنند.
بنابراین مصونیت منافاتی با این اصل در اینجا ندارد.
عرض دیگری ندارم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای خامنهای بفرمائید.
خامنهای ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
من توضیحاتی را که آقای مکارم در اینجا دادند به دو قسمت تقسیم میکنم که بر اساس آن صحبت کنم.
قسمت اول فلسفه وضع چنین قانونی در تمام قوانین هست که ایشان خیلی خوب بیان کردند.
برای پیشگیری در دادگاهها یک موادی میگذرانند که به آن میگویند موارد رد، که اگر کسی با قاضی اختلافی یا دعوای حقوقی یا کیفری داشته باشد، آن قاضی صلاحیت رسیدگی به آن پرونده را ندارد و برای اینکه قاضی را که مسلط به کارش هست از کار بیندازند، قبلا دعوائی حقوقی علیه ایشان طرح و بعد به همان پرونده استناد میکنند و او را از آن مقام میاندازند.
برای اینکه از موارد رد قاضی است و بعد یک قاضی دلخواه را آنجا میگذارند.
در مجلس هم به همین لحاظ که نماینده ملت چه به لحاظ صحبتهائی که اینجا میکند، که برادر ما فرمودند و چه به لحاظ اتهاماتی که در خارج به نماینده زده میشود.
مسأله صرفاً اتهام است و سلب مصونیت، اتهام را هیچ موقع نفی نمیکند، بلکه فقط صلاحیت رسیدگی دارد بعنوان یک نحوه ولایتی، در واقع به آقایانی که اینجا هستند در مقام اعلای تشخیص.
من احساس کردم در خیلی از صحبتهائی که برادرانمان اینجا کردند، هویت مجلس خبرگان یا مؤسسان که حق تدوین قانون اساسی را دارند، شناخته نشده.
عرض کنم قوانین دو نوع است، یک قانون اساسی یعنی قانون مادر ـ ام القوانین ـ یعنی همین قانونی که ما صلاحیت تدوین آنرا داریم و بعد سایر قوانین اعم از قوانین مدنی و کیفری و بقیه آنها و گمان میکنم مطالبی را که آقای مکارم قانون مدنی میگفتند، منظورشان قوانین جزا یا کیفر عمومی بود، که مربوط میشود به اتهامات و محاکماتی که به آن، اصول محاکمات میگویند.
بنابراین کسیکه در مقام تدوین ام القوانین است، اصلا فارغ است و موضوعاً هنوز قوانین فرعی برای آن پا نگرفتهاند و صلاحیت دارد در همین جا آینده تمام آن قوانین را عوض کند، کما اینکه شما میخواهید در اینجا این کار را بکنید.
البته قانون مدنی یعنی قانون حاکم بر روابط، معاملات عقود و ایقاعات و مسائلی از این قبیل، اسلامی است و اکثراً از روی شرایع نوشته شده است، ولی در اینجا شما میخواهید تمام قوانین را عوض کنید.
وقتیکه شما قانون اساسی را عوض کردید، تمام قوانین عوض میشود زیرا صلاحیت آقایان در اینحا حاکم است بسا آنکه آقایان در مجلس شورای ملی راه پیدا کنند ولی در آنجا نمیتوانند حق تأثیر در قانون اساسی داشته باشند، ولی شما اینجا دارید اینکار را میکنید و نهادهای حقوقی، اقتصادی، فرهنگی و فردی و اجتماعی را دارید عوض میکنید.
آن کسی که اینجا اینکار را میکند، میتواند مسائل حاکم بر خودش را هم در اینجا عوض بکند.
بنده در جواب آقای بهشتی باز توضیح عرض میکنم که رفراندوم اگر چه برای روشن شدن تکلیف نهائی این قانون است، ولی مادام که رفراندوم انجام نشده، تدوین این قانون به عهده نمایندگان این مجلس است، که اگر رفراندوم تصویبش کند، همین قانون «قانون اساسی» میشود، لکن از الان تا موقع رفراندوم ماحاکمیت بر این امر داریم یعنی میتوانیم تکلیف خودمان و بقیه افراد این مجلس را به اکثریت تعیین کنیم.
و مساله تشریع که آقای سبحانی اشاره کردند بهتر است ما اصلاحات را روشن کنیم.
تشریع که ایشان فرمودند بمعنای اخص است.
البته حکم از خدا است چه بعنوان اجراء و چه بعنوان فصل خصومت و چه بمعنای کلی و قانونگذاری.
و اما اگر بنا باشد این مجلس حق داشته باشد یک چیزهائی را تدوین کند، این را میشود تشریع بمعنای اعم هم گفت.
البته «لامشاهده فی الاصطلاح» ولی این اصطلاح به هر حال هست.
وقتی میگویند بنشینیم قانونی بگذرانیم فقها در محدوده احکام الله بنابراین تشریع بمعنای اعم وظیفه ما است و در مجالس مقننه آینده هم، همه آقایان مشرع هستند.
به یک معنا ما در آن محدوده «حدود الله» حق تعیین داریم.
پس منافات ندارد و چوب تکفیر هم بلند نمیشود، زیرا ما اینکار را کردیم و یک نظامنامه گذراندیم.
ان شاء الله قوانینی که خواهد گذشت در محدوده حدود الله قانون و تشریع است و رفراندوم ناظر به بعد از تدوین قانون اساسی است یعنی الان ما نمیتوانیم بحثی راجع به قانون رفراندوم بکنیم، یعنی مانع صلاحیت مجلس نمیتواند باشد، منتها آن چیزی است که نفوذ این قانون را در آینده ابقاء خواهد کرد یا عوض خواهد کرد.
به هر حال آنهائیکه این ماده را گذراندهاند، مبتنی بر تجربیات عدیدهای بوده که همیشه یک افرادی را که در مجلس گاهی صحبتشان، یا آن اقلیت بودنشان یا چیزهای دیگر در انحراف مسیر مؤثر بوده، با یک اتهام واهی، یکهفته بازداشت میکردند و بعد هم اعتذار میکردند و کار هم از کار گذشته بود، و اگر این قانون را بگذرانید باز هم ممکن است این خطر باشد، منتها بصورت غیرقانونی است.
مثلا آقائی را به طور غیرقانونی توقیف کنند و بزنند و بکشند.
به هر حال چون این خطر و فلسفه بوده اینکار را کردهاند و این مصونیت لزوم دارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
برای اولین بار بعد از انقلاب نبی اکرم اسلام، نتیجه این انقلاب عظیم ما این بود که بما این اجازه را بدهد که قوانین موضوعة بشری را با قوانینی که از طرف عالم غیب الهام شده تطبیق کنیم و آنچه که انطباِ پیدا میکند، تصویب کنیم.
هدف از انتخاب مجلس خبرگان بر این مبنا بوده است که یک سلسله مقرراتی که در این کشور اجرا میشده، ما اینها را با مسائل اصولی اسلام که از روی مداراک اصلیه بدست آمده انطباِ بدهیم و هر کدام که امکان انطباقش هست و قابل اجرا است، تصویب کنیم و هر کدام که انطباِ نداشت رد کنیم.
و ما معتقدیم که قانون گذار خدا است برای اینکه اوست که به تمام خواستههای درونی و بیرونی و نیازمندیهای بشر واقف و آگاه است و ما هیچگونه آگاهی به تمام معنا نداریم و هر قانونی که بشر خودش بخواهد...
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فاتحی خارج از دستور صحبت نفرمائید.
فاتحی ـ بطور اجمال این بحث را که الان مطرح شده بعنوان مصونیت دادن بیک فرد در هیچیک از برنامههای دینی تا بحال ما ندیدهایم، و در هیچ کتاب دینی تابحال شنیده نشده و این مورد از مستحدثات غربزدگی است و آنکه در اسلام است البته آزادی گفتار بهمه داده شده و هر کس میتواند هر چه بخواهد بگوید.
البته در همین تشرفی که اخیراً بخدمت امام داشتیم، به این نکته خیلی اصرار داشتند که شما همان اندازه مأموریت دارید که در قانون اسلام است و شما مجاز نیستید مثلا همسر موکلتان را طلاِ دهید.
ما عنوانی بنام عنوان مصونیت در اسلام پیدا نکردیم و بهیچ وجه شایسته نیست این را در اینجا تصویب کنیم، چون بر خلاف هدف این مجلس است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ پیشنهاداتی در مورد مصنونیت رسیده است که قرائت میشود: ـ به نمایندگان در برابر ایراد سخنرانیها و نطقها، در رابطه با بررسی قانون اساسی مصونیت مطلق داده شود، ولی در برابر مسائل گذشته و حوادثی که ممکن است انجام دهند در صورت تعقیب، مجلس آنرا مورد بررسی قرار دهد و در صورت لزوم از نماینده سلب مصونیت نماید.
(هاشمی نژاد) ـ نمایندگان مجلس خبرگان در اظهارنظر و بیان عقیده آزادند و از این جهت کسی نمیتواند آنها را مورد مواخذه قرار دهد و آزادی آنها را سلب نماید و در مورد مسائل خارج از مجلس، تصمیم با مجلس است.
(ربانی شیرازی) ـ مصونیت باید باشد، ولی اضافه شود که مجلس نسبت به هر کس صلاح نداند سلب مصونیت میکند.
(منتظری) ـ در آئین نامه مادهای در خصوص مصونیت پارلمانی اعضاء گنجانده شود، تا نمایندگان آزادی عمل بیشتری داشته باشند.
در پیش نویس قانون اساسی اصل هفتاد و یک برای نمایندگان مجلس شورای ملی چنین مصونیتی پیش بینی شده است، در حالی که اهمیت مجلس حاضر کمتر از مجالس مقننه دیگر نیست.
(میرمرادزهی) ماده ـ هرگاه یکی از نمایندگان مجلس خبرگان از طرف مقامات صالحه قضائی جهت رسیدگی به اتهامی بازداشت گردد، مجلس خبرگان همان روز بازداشت، و قبل از انقضاء 24 ساعت با آن مقام قضائی در این موضوع تماس گرفته و جریان امر را به مجلس گزارش میدهد، تا از صحت جریان رسیدگی و فوریت آن یقین حاصل کند، وگرنه آن نماینده باید آزاد گردد.
(فارسی) ـ برای تعقیب و محاکمه متهمین خبرگان، با اجازه شورای انقلاب یا خود امام، قاضیان شرعی که در خود مجلس هستند، مأموریت یابند و در طول مدت مزبور متهم در خود مجلس باشد و از مجلس خارج نشود.
(سید محمد علی موسوی جزایری) نایب رئیس (بهشتی) ـ مطالب دیگری هست که دوستان بعنوان تذکر به سخنان دوستان دیگر نوشتهاند که از آنها صرفنظر میکنم و چون قبلا هم موافق و هم مخالف هر دو در این باره صحبت کردهاند، دیگر مجال صحبت نیست.
بنابراین اجازه بدهید اصل پیشنهاد اولی را که مشترکاً به آقای مقدم مراغهای و آقای میرمرادزهی مربوط بوده است، به رأی بگذاریم.
پیشنهاد قرائت میشود: «بهیچ عنوان و بهیچ دستاویز کسی بدون اطلاع و تصویب مجلس خبرگان در مدت نمایندگی حق تعرض به اعضای آنرا ندارد.
نمایندگان مجلس یا کارشناسانی را که طبق پیش بینی در آئیننامه از آنان برای تبادل نظر دعوت میشود، به سبب اظهارات و نظرات نمیتوان تعقیب کرد.
اگر احیاناً یکی از اعضای مجلس خبرگان علناً مرتکب جنحه و جنایتی شود و در حین ارتکاب جنایت دستگیر شود، تعقیب او باید به اطلاع مجلس خبرگان برسد».
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مراغهای در اینجا سلب مصونیت را ننوشتهاید.
مقدم مراغهای ـ آنرا لطفاً اضافه کنید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ چون پیشنهاد آقای مراغهای سه قسمت است، هر سه قسمت جداگانه خوانده میشود و نسبت به آن رأی میگیریم.
حالا قسمت اول آن قرائت میشود: «بهیچ عنوان و بهیچ دستاویز کسی بدون اطلاع و تصویب مجلس خبرگان در مدت نمایندگی حق تعرض به اعضای آنرا ندارد، مگر با سلب مصونیت از طرف مجلس» نایب رئیس (بهشتی) ـ نمایندگانی که با این پیشنهاد موافق هستند، دست خودشان را بلند کنند (اکثر دستشان را بلند کردند) تصویب شد حالا قسمت دوم قرائت میشود: «نمایندگان مجلس یا کارشناسانی را که طبق پیشبینی در آئیننامه از آنان برای تبادل نظر دعوت میشود به سبب اظهارات و نظرات نمیتوان تعقیب نمود.
» نایب رئیس (بهشتی) ـ موافقین دست بلند کنند (اکثر دستشان را بلند کردند) با اکثریت قاطع تصویب شد.
قسمت سوم قرائت میشود: «اگر احیاناً یکی از اعضای مجلس خبرگان علناً مرتکب جنحه و جنایتی بشود و در حین ارتکاب دستگیر گردد، تعقیب او باید به اطلاع مجلس خبرگان برسد.
» نایب رئیس (بهشتی) ـ موافقین دستشان را بلند کنند (اکثر دستشان را بلند کردند) پس هر سه قسمت این پیشنهاد تصویب شد و اینرا بعنوان یک ماده به آئیننامه اضافه میکنیم.
آقای مکارم شیرازی بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ مجوز قانونی آن چطور میشود؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ صحیح است، این یک بحث حقوقی است، در مورد مجوز آن بعداً اقدام خواهیم کرد.
در مورد ساعات کار مجلس بعد از ماه رمضان، یعنی از روز شنبه بنده پیشنهاد میکنم از ساعت هفت و نیم صبح الی دوازده و نیم و بعد از ظهر از ساعت چهار و نیم الی نماز مغرب باشد.
بنابراین، این پیشنهاد را به رأی میگذاریم.
نمایندگانی که موافقند ساعت شروع کار هفت و نیم صبح باشد دستشان را بلند کنند.
(عده کمی دست بلند کردند) رد شد.
حالا نمایندگانی که با شروع کار در ساعت هشت صبح موافق هستند، دستشان را بلند کنند (اکثر دستشان را بلند کردند) تصویب شد.
برای جبران نیمساعتی که صبحها از دست میرود ساعت اتمام کار را یک ساعت بعد از دوازده پیشنهاد میکنم.
نمایندگانی که موافقند دستشان را بلند کنند (اکثر دستشان را بلند کردند) تصویب شد.
نمایندگانی که با شروع کار در بعدازظهر، با ساعت چهار و نیم الی وقت نماز مغرب موافق هستند، دست بلند کنند (اکثر دستشان را بلند کردند) تصویب شد.
از طرف آقای دکتر قائمی پیشنهادی رسیده است «فردا چون روز آخر ماه مبارک رمضان است پیشنهاد میکنم، بعدازظهر فردا و روز جمعه تعطیل اعلام شود.
» قبل از اینکه ما راجع به این پیشنهاد تصمیم بگیریم، بنده پیشنهاد میکنم که روزهای جمعه در طول این مدت تعطیل باشد و هر مقدار وقت لازم داریم به پایان مدت اضافه کنیم.
دلیل آن هم اینست که خسته میشویم و با خستگی نمیشود کاری انجام داد.
بعلاوه نیازهائی پیش میآید که باید به آن رسیدگی کرد.
کسانیکه موافقند روزهای جمعه در اثنای این مدت تعطیل باشد، دستشان را بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بنابراین روزهای جمعه تعطیل خواهد بود.
آقای دکتر قائمی هم پیشنهاد کردهاند فردا که پنجشنبه است، بعدازظهرش به عنوان مقدمه عیدفطر، تعطیل باشد.
اگر مخالفی هست اظهارنظر کند (اظهاری نشد) بنابراین موافقین با این پیشنهاد دستشان را بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
چند نکته راجع به آئیننامه است که باید مطرح شود و تکلیفش روشن بشود.
یکی اینکه آقای کریمی سؤال کردهاند که «حق واگذاری نوبت نفر بعدی به نفر قبلی برای نطق قبل از دستور در ذیل کدام یک از مواد گنجانده شده؟ و بطور کلی آیا در نطقهای قبل از دستور، امکان این را بدهیم که نفر بعدی وقتش را به نفر قبلی واگذار کند یا خیر»؟ اگر مخالفی با این پیشنهاد است میتواند صحبت کند (اظهاری نشد) پس موافقین با این پیشنهاد دستشان را بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بنابراین ذیل ماده مناسبی این مطلب را قرار میدهیم.
پیشنهاد دیگر قرائت میشود: «برای اینکه مبادا موردی پیش آید که یک نفر بخواهد تمام وقت نطق قبل از دستور را بخود اختصاص بدهد و برای نیل به این منظور با کسی توافق کند که بعد از او اسم نویسی کند و در موقع خود نوبت را به او واگذار نماید، خوبست واگذاری نوبت نفر بعدی به نفر قبلی منوط به موافقت هیأت رئیسه باشد».
نایب رئیس (بهشتی) ـ چون پیشنهاد اول بدون شرط تصویب شد، این پیشنهاد قابل طرح نیست.
پیشنهاد دیگری است که قرائت میشود: «در جلسه علنی رسمی، برای اخذ رأی نسبت به اصول قانون اساسی، نظر به اهمیت موضوع خوب است رأی آقایان نمایندگان علنی باشدو با قیام وقعود انجام گیرد».
نایب رئیس (بهشتی) ـ این پیشنهاد با آن موادی که صبح تصویب شد، منتفی است.
پیشنهاد آقای سبحانی اینست که «پنجشنبهها فقط عصرها تعطیل گردد».
موافقین با این پیشنهاد دستشان را بلند کنند (عده کمی دست بلند کردند) رد شد.
پیشنهادی از آقای خزعلی به این شرح رسیده است «برای رسیدگی به عبارات از حیث عددی و رعایت بیان قانونی، هیچگونه پیشبینی نشده است لطفا توجه شود».
بیشک باید متن نهائی قبل از شور نهائی سه روزه، از این برای شور نهائی عرضه بشود.
بنده خیال میکنم این را جزو اختیارات هیأت رئیسه بگذاریم حاجتی ندارد که اینجا رویش بحث بکنیم.
هیأت رئیسه میتواند این کار را انجام بدهد.
در این فاصله آقای دکتر باهنر درباره اوراقی که آقایان باید ثبت نام کنند، توضیح میدهند.
دکتر باهنر ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
بر اساس موادی که دیروز عصر تصویب شد، قرار شد که هفت کمیسیون تشکیل بشود و مطالبی که باید بررسی شود به هفت گروه تقسیم شود و در اختیار آقایان نمایندگان گذارده شود و هر فرد حق دارد در برابر سه گروه از این هفت گروه علامت بگذارد و بعد آن گروه هماهنگ کننده، بر اساس پیشنهادی که هر یک از آقایان در مورد انتخاب این بخشها دادهاند، افراد گروههای هفتگانه را تعیین و اعلام کنند و انشاء الله از فردا کار کمیسیونها و گروهها شروع میشود.
امروز با برادرانی که مسئول تقسیم و تعیین هفت بخش از مطالب هستند، بودیم تا تیترها و عناوینی که اصولا ممکن بود، از آن طرح پیشنهادی قانون اساسی استخراج کنیم.
البته تیترهای کلی را استخراج کردیم و آنها را در هفت گروه تقسیم کردیم.
همه این تیترها مربوط به عناوین طرح پیشنهادی قانون اساسی نبود، بلکه از برخی از طرحهای پیشنهادی دیگر هم عناوینی انتخاب شد و به تناسب گروهها اسم این عناوین برده شد.
بنابراین این تقسیم بندی هفتگانه فقط یک طرح است و مقید نیستیم که حتما تنها روی مسائلی که در طرح اول پیشنهادی قانون اساسی بوده است، کار کنیم و همانها را تنظیم نمائیم، بلکه در هر بخشی و در هر کمیسیون اگر مسائلی بنظرتان رسید که باید اضافه یا کم یا تکمیل یا اصلاح بشود و یا توضیح داده شود، دست این گروهها باز است.
منتها این عناوینی که عرض کردم و این تقسیم بندی، از زمینه طرح اصلی پیشنهادی استخراج شده بود.
علتش هم این بود که طرحی که قبلا رویش دو ماه کار شده بود و در روزنامهها هم چاپ شده بود، در حدود چهارهزار اظهار نظر درباره اصل به اصل این طرح رسیده است، و این اظهارنظرها را آقایان کارمندان دفتری و اداری مجلس سنای سابق، تقسیم بندی و ردهبندی و کلاسه کردهاند.
پیشنهادات و اظهار نظرهای مربوط به هر فصل و هر اصل را در یک پوشة خاصی گذاشتهاند، که در اختیار کمیسیونها گذاشته شود.
بنابراین چون زمینه اظهارنظرها و پیشنهادات و انتقادات روی این طرح پیشنهادی اولی بوده، ما همه تیترها را بر همان اساس انتخاب کردیم.
البته محدود به اینها نبوده و ما از عناوین برخی از طرحهای پیشنهادی هم استفاده کردهایم، و در عین حال هنوز هم محدود نیست و در هر فصلی مثلا در فصل ارتش یا قوه مقننه و حقوِ ملت یا اصول کلی یا هر اصلی که بنظر رسید، باید اضافه و یا کم و یا اصلاح شود، دست آقایان باز است.
در هر صورت ورقهای خدمت آقایان داده میشود که در آن مسائل در هفت گروه پیشنهاد شده است و در ذیل آن از آقایان درخواست شده که لااقل در برابر سه بخش از مسائل هفت گانه فوِ علامتگذاری کنید.
بعد اختیار را به گروه شورای هماهنگی خواهید داد که یکی از سه موردی را که شما پیشنهاد کردهاید، انتخاب بکند.
برای اینکه دستشان باز باشد و بتوانند مسائل گروه هفتگانه را به نحو صحیحی بین نمایندگان تقسیم کنند، البته اگر کسی در گروهی جا گرفت او نظری نسبت به مسائل گروه دیگری داشت، منافات ندارد که به آن گروه برود و نظرش را ارائه کند، این مربوط به هفتة اول است و هفتة بعد از آن هر یک از گروهها راجع به کل مسائل اظهارنظر خواهند کرد و رویش کار خواهند کرد.
بنابراین باز هم دستمان بسته نیست از اینکه هر گروهی بخواهد در گروه دیگری اظهار نظر و یا دخالت بکند این خلاصه توضیحی بود که خواستم عرض کنم.
حالا آن ورقهای را که گفتم، توزیع میکنیم و آقایان آنرا پر خواهند کرد و بعد جمع میکنیم و تقسیم بندی میکنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مکارم شیرای توضیحات آقای دکتر باهنر را کافی نمیدانید؟ مکارم شیرازی ـ میخواهم توضیحی عرض کنم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ بسم الله الرحمن الرحیم اولا دربارة این پیشنهاد جملهای باید عرض کنم، چون در مادة 73 آئین نامه قبلی دربارة بودجه مجلس نوشته شده بود که امروز صبح در کمیسیون به اندازة کافی دربارة آن صحبت کردیم، ولی بنده فکر میکنم برای اینکه مسأله جدیتر تلقی شود، نامهای از طرف مجلس بدولت نوشته شود و مضمون نامه اجمالا به اینصورت باشد که «در مادة 73 که نوشتهاند ده میلیون تومان بودجه برای مجلس در نظر گرفته شده است، سؤالاتی را برانگیخته است ما توضیح میدهیم که برنامه کار نمایندگان به عنوان انجام یک وظیفه واجب در برابر خدا و یک دین مسلم در برابر ملت است و هیچگونه پاداشی در مقابل این کار نمیخواهند» و بودجهای هم که پیشبینی شده باید حداکثر صرفهجوئی در آن بشود و بقیهاش به بیت المال بر گردد.
به عقیده من این دو موضوع تحت عنوان نامهای نوشته شود، که مسأله رسمیتر و جدیتر باشد، گر چه در اینجا هم مطرح شده است، ولی اگر صلاح میدانید این موضوع به رأی گذاشته شود فکر میکنم خوب باشد.
و اما درباره توضیحی که از نظر کار جلسات فردا آقای دکتر باهنر دادند، بنده خواستم یک مطلبی را اضافه کنم و امیدوارم به عرضم دقت بفرمائید.
اگر بخواهیم بحثهای ما هماهنگ بشود، باید از این متونی که بدست ما رسیده یک متن در تمام گروهها و کمیسیونها باشد و بقیه بصورت حاشیه باشد.
اگر ما هیچ متنی انتخاب نکنیم، کار گروهها و محصولش که به شورای هماهنگی میرسد یک چیز مشوشی خواهد بود.
اما اگر یک متنی را که قبلا منتشر شده است انتخاب کنیم، چون روی ماده اول آن مطالعاتی شده، و نظراتی داده شده همة تغییرات، اصلاحات و اضافات در کمیسیون هفته اول مورد بررسی قرار میگیرد و نتیجه محصول کار این کمیسیون و کمیسیون هفته بعد از آن برای ما یک محصول منظمی خواهد بود.
اما اگر هیچ متنی، مادر و پایه انتخاب نشود، تمام برنامهها بصورت مشوشی پیش میرود و ما در جلسهای که با دوستان داشتیم این پیشنهاد را کردیم که این متنی که منتشر شده است و در اختیار همه مردم است بعنوان متن پایه قرار داده بشود.
معنی متن پایه این نیست که تغییر ندهیم، تمام مواد آن بدون استثناء قابل اصلاح و تغییر و حذف و اضافه است، اما در کار این کمیسیون و کمیسیون آینده یک نظام ایجاد میکند.
ولی چرا این متن را پایه قرار دهیم؟ برای اینکه چهار هزار پیشنهاد روی این رسیده است و خود آقایان دو ماه است روی این مطالعه کردهاید، مراجع روی این مطالعه کردهاند، نظریات اصلاحی دادهاند.
بنابراین همه نظریات را روی این پیاده میکنیم و بعد هم عقیده خودمان را و باز هم تأکید میکنم که مواد را میتوانیم عوض کنیم، اصلاح کنیم، حذف کنیم، کم کنیم و یا زیاد کنیم.
هیچ محدودیتی برای نمایندگان از این نظر نیست.
اما یک متن پایه در دستور کار باید باشد.
با جناب آقای منتظری هم صحبت کردم که هدف فقط هماهنگ کردن کار است والا دست آقایان در اصلاح و تغییر و یا حذف آن باز است.
اگر یک چنین مسألهای پذیرفته شود، در آن چیزی که خدمت آقایان داده شده، آن موضوعی که انتخاب میکنید بعداً میشود کنارش هرموضوعی را نوشت مثلا در متن اصلی، فصل اول ده ماده فصل دوم پانزده ماده و فصل سوم سی ماده است و هر گروهی به راحتی میتواند سراغ مواد مربوط به خودش برود و بررسی لازم را درباره مواد خودش بکند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من در این زمینه یک نظری دارم که عرض میکنم.
برخی از متنهائی که تهیه شده چهارچوب فکریش با چهارچوب فکری متن منتشر شده متفاوت است.
چطور است که فقط یک روز صبح دوستان این متون را از نظر چهارچوب مطالعه کنند و چهارچوبها را استخراج کنند و اگر ممکن بود چند تااز متونی را که قابل ملاحظهتر است، تکثیر کنند که در اختیار همه گذاشته شود، ولی آنچه که مهم است این است که آن چهارچوب را همه دوستان در کمیسیونها رسیدگی و شمارهگذاری کنند و ما در یک جلسه روی انتخاب یکی از چهارچوبها شور کنیم و رأی بگیریم که روند کارما بر اساس آن چهارچوب باشد اینطور که ایشان میفرمایند که شمارهها و فصول همین باشد ولی میتوان مطلب را عوض کرد و چیزی دیگر و یا فصل دیگری بجایش آورد، این کار زمینه اصلیش را از دست میدهد.
ولی اگر یک چهارچوب را مجلس انتخاب وتصویب کند که ادامه کار روی آن چهارچوب باشد، میشود اسمش را زمینه بگذاریم.
آقای هاشمی نژاد بفرمائید.
هاشمی نژاد ـ در تایید سخنان آقای مکارم، فلسفه پیش نویس قانون همین بوده که یک چیزی برای بررسی باشد، والا چیزی نمینوشتند و بما میگفتند بیائید اینجا یک چیزی تهیه کنید.
فکر میکنم این متن نسبت به متون دیگر بهتر باشد.
بنابراین هیچ اشکالی ندارد که این یک محور باشد و در کنار هر طرحی یا هر اصلی از اصولی که در طرحهای دیگر تقدیم شده بررسی شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر آیت بفرمائید.
دکتر آیت ـ چون چندین متن تهیه شده است بنده پیشنهاد میکنم آن متنی که بتواند داری ده امضاء از نمایندگان باشد، مطرح بشود و یکی از آن متنها انتخاب بشود.
یک متن آقای منتظری دارند و چند متن دیگر هم هست که اگر توانستند ده امضاء را بگیرند، اینجا مطرح شوند و روی آنها رأی بگیریم و یکی را انتخاب کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای منتظری شما هم همین نظر را دارید؟ منتظری ـ بلی.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر باهنر بفرمائید.
دکتر باهنر ـ برای تنظیم اینگونه مطالب امروز صبح چهار پنج متن مهمتر را بررسی کردیم، از جمله آنها، متنی بود که روحانیون تهران تهیه کرده بودند و هم چنین متن آقای منتظری و متنهای دیگر که چون حقوِ ملت را مقید نکرده بودند ما به این متن که بیست و چهار ماده بود، قوه مقننه و شورای نگهبان و شورای رهبری و شورای اسلامی و ولایت فقیه را اضافه کردیم.
متنهای معروف دیگری هم بود که مورد شور واقع شد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای خامنهای بفرمائید.
خامنهای ـ من نظرم این بود که ابتدا یکی از آن قالبهائی که داده شده است مطرح بشود، اگر کسی آنرا بخواند پاگیر میشود و اگر موضوعی را نتوانست یادداشت کند از دست میدهد، با اینکه میتواند بدواً موضوعات مورد نظرشان را بنویسند، زیرا این قالبها محدودیتی بوجود نمیآورد، بخصوص پیش نویس اول.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای رشیدیان بفرمائید.
رشیدیان ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
این چهارچوبی که شما میفرمائید اولا باید از اول تا آخر یک مقدار زیادی از عبارات و اصلاحات متن عوض شود و یک مقداری به فصول اضافه شود، زیرا تمام صاحبنظران انتقادات شدیدی نسبت به همین چهارچوب کردهاند و حتی بعضی از مراجع خودشان طرح جداگانهای ارائه کردهاند.
ثانیاً از همه اینها گذشته ما دیروز تصویب کردیم که این طرح را کنار بگذاریم و یک طرح آزاد و یک روش آزادی را در نظر بگیریم حالا چطور ظرف دوازده ساعت این رأی تغییر پیدا کرد؟ در صورتیکه نباید اینطور باشد.
من متأسف هستم که این را تذکر میدهم، البته شما حکم استاد را دارید، اما توجه داشته باشید که دیروز تصمیم گرفته شد که این طرح پیشنهادی کنار گذاشته بشود و یک طرح آزادی در نظر گرفته شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای طاهری اصفهانی بفرمائید.
طاهری اصفهانی ـ بنده معتقدم اگراین متن پیشنهادی را اساس کار قرار بدهیم، ولی ماهیتش عوض بشود این بیشتر توهین به متن پیشنهادی است تا اینکه آنرا هم مثل یکی از متون قرار بدهیم و کل اینها را مورد مطالعه قرار دهیم و گروهها متنی از بین آنها استخراج کنند و بعداً در معرض افکار عمومی قرار دهیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای موسوی اردبیلی بفرمائید.
موسوی اردبیلی ـ بنده تأکید میکنم همانطور که برادرم فرمودند ما نباید به آن پیش نویس منتشر شده تعصب داشته باشیم که دست نمایندگان بسته باشد.
البته به آن چیزی که احتیاج دارد دستشان باید باز باشد، اما بالاخره متنی بوده در اختیار همکاران قرار داده شده و در خارج منتشر شده و همه مراجع آنرا دیدهاند و رویش نظر دادهاند.
حالا اگر بیائیم بگوئیم آنها درست نبوده و تمام آنرا نادیده بگیریم و مجدداً بنشینیم و یک متنی تهیه کنیم، این یک برخوردی با آن کارهای سابق و آن نظراتی که داده شده است پیدا میکند و اگر با همان تفصیل بخواهیم شروع کنیم که امکان ندارد، در عین حال اگر بخواهیم از نظرات استفاده کنیم، فرِ نمیکند که از روی یک اصل استفاده کنیم یا اصول زیادی و یا اینکه اصولی را اضافه یا کسر کنیم، حتی در تبدیلش ممکن است فصل اول را فصل دوم و فصل سوم را فصل دوم قرار دهیم، اما بالاخره کاری روی اصول شده و ما باید به آن اصول احترام بگذاریم و خط بطلان بر آن نکشیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ بنده منظورم این است که متن پیشنهادی دولت که روی آن زیاد هم کار شده اساس کار باشد و اگر آقایان اصلاحاتی میخواهند بکنند، میتوانند روی آن اینکار را بکنند، ولی نظر به اینکه مردم به این متن آشنائی بیشتری دارند و رویش مطالعه بیشتری شده، اساس کاربر روی متن پیشنهادی باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای قرشی بفرمائید.
قرشی ـ فعلا کمیسیونها معین شود، بعد یک شورای هماهنگی از بین تمام پیشنهادها مواردی راانتخاب بکند و در اختیار این کمیسیونها بگذارند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ خیلی متشکرم.
خواهش میکنم دوستان اگر پیشنهادی دارند آنرا کتباً مرقوم بفرمایند تا بتوانیم روی آن تصمیم بگیریم.
آقای دکتر ضیائی بفرمائید.
دکتر ضیائی ـ پیشنهاد دولت به صورت یک پیش نویس داده شده است، نظیر آن و بهتر از آن پیشنهادهای زیادی شده است که با وقت و توجه زیادی تهیه شده و این هیچ برتری بر سایر پیشنویسها ندارد، بخصوص که باید بگوئیم چون با دقت بیشتری تهیه شده شاید مقدم بر آن قبلی باشد، به این جهت آن پیش نویس حق تقدمی ندارد.
البته همة کسانی که پیشنویس را تهیه کردهاند قابل تقدیرند، زیرا آن کسانی که پیش نویس قانون اساسی را ارائه دادهاند جولان فکریشان زیاد بوده، اما این گروه هفتگانه که تعیین شده است یک ملاکی بدست ما میدهد و آنچه را که از آن پیش نویس در ذهن ما بیاید، در جلسه مطرح میکنیم و زوائدش حذف خواهد شد و آنچه مورد لزوم است از آن استفاده میکنیم و به متن قانون اساسی اضافه میکنیم، حالا از طریق شورای هماهنگی یا از طریق گروهها.
همانطور که فرمودند پیشنهادات رسیده کلاسه شده است پس وظیفه ماست که از نکات خوب آن استفاده کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر قائمی.
دکتر قائمی ـ عرض کنم در فاصله سه ماه اخیر که این پیش نویس، خواه توسط روزنامهها یا رادیو و تلویزیون منتشر شده، فکر میکنم همة نمایندگان محترمی که اینجا تشریف دارند سعی کردهاند که بخش اعظم اظهارنظرها و پیشنهادها را بخوانند و راجع به آنها اظهار نظر کنند و حتی اظهار نظر گروههای مختلفی را که در رادیو و روزنامهها منعکس شده، با آن تطبیق بدهند.
بنده معتقدم که همین پیش نویس باید باشد ولی در عین حال مانع آن نیست که از پیش نویسهای دیگر استفاده کنیم و بر اساس مطالعه آن پیش نویسها، اصولی را بر این پیش نویس اضافه کنیم یا جرح و تعدیلش کنیم یا از آن حذف کنیم.
فکر میکنم دوستان عزیز در فاصله این سه ماه هر کدام این پیشنویس را ده بار خواندهاید و کم و زیاد و اصلاح کردهاید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عدهای از آقایان برای صحبت کردن در این زمینهها نوبت گرفتهاند بنظر میرسد که صحبت ما مکرر است و وقت ما کوتاه.
آقای سحابی مطلب تازهای هست؟ مهندس سحابی ـ پیش نویس پیشنهادی از همه مجراها، چه شورای انقلاب و چه هیأت دولت گذشته و حتی به عرض مراجع هم رسیده و نسبت به آن اظهار نظر کردهاند و بعد منتشر شده است.
این طرحهای پیشنهادی که حالا ما میبینم مطابق طرح پیشنهادی منتشر شده است.
به این ترتیب که آن طرح پیشنهادی، زمینه تمام این طرحها قرار گرفته است و ما به مردم اعلام کردیم که مجلس برای بررسی این پیش نویس تشکیل میشود و عدهای را انتخاب کنند که این پیشنویس را بررسی و رسیدگی و اظهارنظر کنند.
بنابراین انتظار مردم اینست که ما همان پیشنویس منتشر شده را بررسی و رسیدگی کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده است، موافقین با این پیشنهاد و اینکه سه پیشنهاد دیگری را که رسیده است یکییکی به رأی بگذاریم دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
بنابراین با اعتذار از دوستانی که نوبت میخواستند، ان شاء الله بعد نظراتشان را گوش خواهیم کرد.
سه پیشنهاد است اینها را به رأی میگذاریم.
پیشنهاد اول ـ آقای یزدی و آقای مکارم پیشنهاد کردهاند که «متن منتشره شده از طرف دولت به عنوان زمینه انتخاب بشود، منتها گروهها میتوانند همه نوع تغییر در اصول آن بدهند.
نقش این متن تنظیم است بطوری که معلوم باشد که همة گروهها روی این مطلب کار میکنند و مطالب پیشنهادیشان را به شورای هماهنگی میدهند.
» چون درباره این موضوع مخالف و موافق صحبت کردهاند، موافقین با اینکه متن پیشنهادی با چنین توسعهای زمینه کار گروهها باشد دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) با اکثریت قاطع تصویب شد.
بنابراین نوبت به طرحها و پیش نویسهای دیگر نمیرسد.
باید به اطلاع دوستان برسانم که در پاسخ نامهای که به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران فرستاده بودیم، پاسخ دادهاند «نامة شماره 1 مورخ 29/5/58 رسیده و مسائل فنی کاملا آماده است و از فردا ساعتی را که تعیین میفرمائید گروه رپورتاژ رادیوئی ما در محل حاضر و مطالب مستقیماً از کانال 2 رادیو پخش خاهد شد».
بنابراین نظر دوستان تأمین است.
پیشنهادی است از آقای منیرالدین حسینی که برای احراز موافقت اصول تصویب شده با قوانین و اصول اسلامی، شورائی از فقهای مجلس انتخاب شوند و اصول مصوبه پس از تصویب آنان به تصویب نهائی برسد، یعنی قبل از اینکه به جلسه علنی بیاورند با اصل پیام امام تلفیق بشود متشکرم، آقای بنیصدر بفرمائید.
بنی صدر ـ بیاناتی که بعضی آقایان در اینجا میفرمایند، اکثراً متناقض است.
از یک طرف میفرمائید ولایت فقیه، جائی دیگر که به نفعتان باشد، میفرمائید اینجا را آقا فرمودند و چیزی را که میبینید با رأیتان جور در نمیآید، میگوئید آقا نفرمودند.
اگر میگوئید آقا فرمودند، پیش نویس قانون اساسی را بنده و آقای دکتر بهشتی بردیم خدمتشان و جز دو مورد بقیه آن را تأیید فرمودند، پس شما همان دو مورد را رسیدگی کنید و دیگر از این پیشنهادها ندهید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای هاشمینژاد بفرمائید.
هاشمینژاد ـ بنده با پیشنهاد آقای حسینی هاشمی موافقم که کار از این کانال انجام بشود، زیر انتخاب یک شورای پنج نفری از فقها و بدست آوردن نظرات آنها قبل از اینکه در جلسة علنی مطرح بشود، این فایده را دارد که میشود با آنها صحبت کرد و نظرات را با هم نزدیک کرد، که وقتی در جلسة علنی مطرح میشود نظرات با هم نزدیک باشد و موارد اختلاف کم شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عنایت بفرمائید که این مجلس از فقها و کارشناسان اسلامی تشکیل شده است.
اگر منظور این است که میخواهید کسانی را که واجد بودن درجه اجتهادشان محرز باشد، آن مساله دیگری است، والا در اینجا فقها عدهشان آنقدر هست که وقتی میخواهیم رأی بگیریم حتما رأیشان داخل رأی دیگران قرار میگیرید و بنده پیشنهاد مشخصی نمیبینیم، مثلا میگوئید پنج نفر انتخاب بشوند، اگر بیست نفر فقیه باشند چرا پنج نفر انتخاب بشوند؟ به نظر من این کار ممکن است از اعتبار مجلس خبرگان بکاهد.
حسینی هاشمی ـ پیشنهاد میکنم عین پیام امام ملصق به مقدمه پیشنهادی آقایان بشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بلی این مسأله روشن است.
آقای طاهری بفرمائید.
طاهری اصفهانی ـ این پیشنهاد موجب سلب آزادی است، زیرا اگر متن اصلی را مورد بررسی قرار دهیم ولی کسانی باشند که متن دیگری مورد نظرشان باشد، این کار آزادی را از آنان سلب میکند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ مثل اینکه دیگر نظری نیست، پس رأی میگیریم.
موافقین با این پیشنهاد که گروهی از فقها انتخاب بشوند دست بلند کنند (سه نفر دستشان را بلند کردند) رد شد.
آقای کرمی فرمایشی دارید بفرمائید.
کرمی ـ روزنامة بامداد دربارة روزه خوردن آقایان علما چیزی نوشته بود که این توهین به نمایندگان مجلس خبرگان است، باید خبرنگار روزنامة بامداد مورد بازخواست واقع شود که دیگر از این اخبار جعلی منتشر نکند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای طاهری بفرمائید.
طاهری اصفهانی ـ بسمه تعالی، روزنامة بامداد دو مطلب نوشته بود که باید استیضاح گردد:
1ـ راجع به نماز جماعت پیشنهاد شده، نوشته بود آقای بهشتی پیشنهاد را قرائت کردند ولی در مقام عمل صورت نگرفت.

2ـ راجع به روزه خوردن بعضی از نمایندگان نوشته بود سؤال شد، گفتهاند چون ده روز به آخر ماه نمانده بود، میسر نبود قصد کنیم، در صورتیکه مطلب این طور نیست و غلط است.
آنچه بوده اینست، عدهای قصد داشتهاند جهت نماز عید به شهرستان خود برگردند، لذا نمیتواستند قصد کنند.
اکرمی ـ خبرنگار مینویسد که از یکی از نمایندگان سؤال کردم که چرا روزه میخورید.
نماینده جواب داد چون ده روز به آخر ماه رمضان مانده است نمیتوانیم قصد کنیم و او چون آشنا به مسائل فقهی نبود، اینطور تلقی کرده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بطور کلی باید دید که خبرنگارها برای خبرسازی برای روزنامةشان به اینجا میآیند و یا میخواهند ملت را در جریان وقایع جلسه منتخبینشان بگذارند؟ اگر واقعاً قصد، سوژهسازی باشد، به عقیدة بنده هیأت رئیسه در این باره اختیارات کافی دارد و جلوی این کار را خواهد گرفت.
هاشمی نژاد ـ به نظر بنده برای روشن شدن اذهان باید توضیح داه شود که مسأله روزه مطرح نبوده، زیرا اکثریت علما روزه دارند و فقط چند نفری به عللی که آقای طاهری فرمودند و هم چنین به علت بیماری و کهولت سن نمیتوانند نمیتوانند روزه بگیرند.
فاتحی ـ این خبرنگار دو موضوع را مطرح کرده است.
اول گفته است رئیس مجلس پیشنهاد کرده که بعد از جلسة علنی نماز جماعت انجام شود و البته این پیشنهاد خوبی بود اگر چه من متوجه نشدم که این پیشنهاد عملی شده و با اینکه این پیشنهاد عملی شده ولی این خبرنگار مطلب را ناقص نوشته است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ خواهش میکنم روزنامه را به آقای ناظمزاده بدهید که بعداً تصمیم گرفته شود به هر حال ما بار دیگر به رسانههای گروهی بخصوص به روزنامهها ومجلات اعلام میکنیم که در یک جامعه اسلامی باید استفاده از این رسانهها به صورت اصیل و اسلامی و با حسن نیت همراه باشد و هرگونه تخلف، به معنای تخلف از روح انقلاب اسلامی ما است و این تخلف در هر موردی که باشد باید جلوی آن گرفته شود، بخصوص در مورد روزنامهها و رسانههای گروهی که میتوانند در این ایام حساس، نقشی سازنده و یا خدای نکرده نقش تخریبی داشته باشند که امیدواریم خودشان مراقب باشند که نقش تخریبی نداشته باشند.
دیگر در دستور مطلبی نداریم جز اینکه آقایان پرسشنامهها را همینجا پر کنند تا سریعاً گروهبندی شود و به اطلاع آقایان برسد.
فردا ساعت نه صبح جلسات کمیسیونها تشکیل و آغاز بکار خواهند کرد.
یک پیشنهاد هم دیروز از طرف یکی از دوستان رسیده که این پیشنهاد را هم مطرح میکنم و به نظر میرسد که در یکی دو مورد از مسائل بنیادی قانون اساسی احتیاج به یک جلسه بحث خودمانی داریم نه رسمی، بنابراین اگر دوستان موافق باشند این بحثها موکول شود به وقتیکه اصول قانون اساسی مطرح میشود و یا اگر موافقت میکنند در یک جلسه خصوصی مجلس مطرح کنیم و چه بهتر که فردا یا روز شنبه را به اینکار اختصاص دهیم و یک جلسه بحث سه یا چهار ساعته پیرامون یکی دو مطلب که اینجا زیاد بحث شده به صورت مباحثه داشته باشیم، بلکه بتوانیم در آن زمینهها به یک نوع هماهنگی بیشتری برسیم.
این پیشنهاد دیروز از طرف آقای بنیصدر داده شده بود که وقت طرحش پایان جلسه بود که از کار آئین نامه فارغ شده باشیم «ما در اثنای چند روز گذشته یکی دو مسأله بنیادی را مطرح کردیم که پیدا بود که درباره آنها اختلاف نظرها و اختلاف برداشتهائی وجود دارد.
شاید هم اگر مباحثه کنیم، معلوم شود که یک مطلب است که با عبارات گوناگون گفته میشود، البته با نظم که فرصتی باشد تا مطالب بیان شود و ما بتوانیم روی یک دو مبحث تبادل نظر کنیم و یا یک زمینه مشترک کارمان را ادامه بدهیم».
آقای دکتر شیبانی پیشنهادی کردهاند که مذاکرات را در این زمینه تمام کنیم تا کسانیکه قبلا نامنویسی کردهاند به نوبت در کلیات صحبت کنند و از بقیه وقت برای این منظور استفاده بشود.
البته بعداز تنظیم پرسشنامهها ـ چون پنجاه و پنج دقیقه از وقت مقرر جلسه باقی است، بنابراین دوستان میتوانند بیایند صحبت کنند.
آقای مولوی عبدالعزیز بفرمائید.
مولوی عبدالعزیز ـ برادران اسلام و حضار محترم، راجع به اصل سیزدهم هم خواستم در حضور آقایان چند کمله عرض کنم.
تقاضای بنده این است که همه برادران و دوستان موافقت بفرمایند که دین رسمی ایران فقط و فقط اسلام بشود و اسمی از هیچ یک از مذاهب برده نشود.
همچنانکه در تمام کشورهای اسلامی اسمی از مذهب برده نشده و برده نمیشود و ما هم فقط به کلمه اسلام کفایت بکنیم.
از طرف دیگر ما وقتی به کلمه اسلام اتکاء میکنیم تمام عالم اسلام با ما هستند، ما میخواهیم که جمهوری اسلامی جهانگیر و عالمگیر باشد و تمام مسلمانهای عالم به طرف ما دست دراز کنند و ما هم به طرف آنها دست دراز کنیم.
اگر بنا باشد ما اسم مذهب را ببریم، برادران ما در عالم اسلام به ما بدبین میشوند و آنها هم در مقابل ما یک جبههای میگیرند، زیرا که مذهب رسمی کشورشان شافعی یا مالکی یا حنفی یا غیر ذلک است.
معهذا به عقیده بنده باید همه ما با هم متحد باشیم و دین رسمی کشور ما اسلام باشد و اگر اسمی از مذهب برده میشود، باید مذاهب اربعه رسمیت داشته باشند.
مثلا عرض میکنم وقتی که در اصل 14 نوشته شده زرتشتیان ـ یهودیان ـ مسیحیان در ایران اقلیتهای رسمی دینی شناخته میشوند، پس چطور ما دین اسرائیل و دین آمریکائیها را که دشمن رسمی ما هستند و ادیان آنها منسوخه هست (وان الدین عند الله الاسلام) دین آنها را رسمی بدانیم، اما مذهب اهل سنت الجماعت را که برادران شما هستند و خدای سنیها و خدای شیعهها و پیغمبر و قبله آنها و کتاب آسمانی آنها یکی است و هیچ تفرقهای ندارند، چطور به خودمان اجازه بدهیم که مذاهب اربعه اهل سنت و الجماعت را رسمی ندانیم، اما ادیان منسوخه را رسمی بدانیم؟ لهذا در درجه اول باید فقط دین رسمی ایران اسلام باشد و اسم هیچ مذهبی برده نشود.
همانطورکه عرض کردم تمام مسلمانهای دنیا را به آغوش بگیریم و این جمهوری اسلامی را جهانگیر بکنیم اما اگر آقایان اصرار دارند که کلمه جعفری اثنی عشری گنجانده بشود، پس اضافه بفرمائید که مذاب اربعه هم که حقه هستند و هیچ فرقی بین مذهب جعفری و شافعی و حنبلی و حنفی نیست و همچنان که شیخ شلوتت پیشوای اهل سنت و الجماعت در مصر اعلام کرد که جافعی از فقهای مذاهب اربعه است و هیچ فرقی نمیکند که کسی به فقه جافعی یا به فقه شافعی یا حنفی عمل کند آنها چقدر وسعت صدر داشتند ما هم باید وسعت صدر داشته باشیم و باید معلم دنیا باشیم و دیگران باید از ما سرمشق بگیرند نه ما از دیگران.
لذها استدعای من از حضور آقایان این است که اگر کلمه اسلام اضافه نشود، حداقل برادران شما که در ایران هستند و برادران اسلامی شما که در دنیا هستند، از شما گلهمند خواهند شد.
لهذا چون میخواهیم که جمهوری اسلامی جهانگیر باشد و هیچ نوع اختلاف و شکافی نباشد و این شکاف و نفاِ را که استعمارگران در عرض 1300 سال یا 1400 سال گذشته در بین ما انداختهاند، از بین مردم ببریم، در این عصر تمدن و در این موقع حساس که عالم اسلام احتیاج به مودت و صلح و صفا و هماهنگی دارد، نباید یک چیزی را در نظر بگیریم که هیچ اثری ندارد و تمام برادران ما را بدبین کند.
لهذا مجدداً عرض میکنم که باید مودت و صلح و صفا را برقرار کنیم چون هیچ فرقی بین شیعه و سنی و فقه جافعی و مالکی و حنفی و شافعی و حنبلی نیست.
بخاطرم میآید در زاهدان در یک مسجدی از مساجد برادران اهل تشیع، در سخنرانی خودم بین ده هزار نفر از بلوچها اعلام کردم که ما سنیها هیچ نوع اهانتی را بر اهل بیت روا نمیداریم و اعلام کردم هر کسی که کوچکترین اسائه ادبی به حضرت علی(ع) و اولادش بکند از اسلام خارج است و اطمینان داشته باشید که تقیه نمیکنم و این عقیده اهل سنت و الجماعت است.
آنها نسبت به اهل بیت و اولاد علی بدبین نیستند.
ما اهانت نسبت به حضرت علی و اولادش را کفر میدانیم، حتی در کتابهای ما نوشته است که هر کسی در نماز بگوید «اللهم صل علی محمد» و آل محمد را نگوید، نمازش ناقص است و در کتابهای ما نوشته است که اگر کسی به پیغمبر صلوات و سلام نفرستد نمازش ناقص میشود.
لهذا شما میدانید که ما نسبت به هیچ احدی بدبین نیستیم، برادرا تشیع را برادر خود میدانیم و هیچ فرقی نمیگذاریم و فقط التماس و استدعای ما از آقایان نمایندگان این استکه ما و شما سعی کنی که بین برادران نفاِ نیفتد، زیرا دشمنان اسلام و ایادی استعمار خیلی نفاِ انداختهاند و 1400 سال این صباحیها و یهودیها و نصرانیها و دشمنان اسلام بین ما مسلمانان شکاف و نفاِ انداخته و لطمه وارد کردند و حال نگذاریم بیشتر از این استعمارگران بین ما شکاف و نفاِ بیندازند.
یک زمان ما احتیاج داشتیم که شکاف بیندازیم و به عثمانیها بد بگوئیم، برای اینکه ملیت خودمان را حفظ کنیم، اما حالا آن احتیاج برطرف شده و عالم اسلام حاضر است که برای کشور جمهوری اسلامی ایران هر نوع فداکاری را بکند.
پس چرا ما محاذ بگیریم و چرا به آنها اجازه بدهیم که محاذ بگیرند؟ باید ما سعی کنیم که این شکاف و نفاِ و دو گانگی از بین برود و در زیر پرچم لااله الا الله و محمد رسول الله در زیر قانون قرآن مجید عمل کنیم و هیچ اختلافی نداشته باشیم.
این استدعائی بود که حضور آقایان عرض کردم و از طرف دیگر میخواستم بگویم که ما مردم بلوچستان و سیستان در دورة طاغوت خیلی محرومیت داشتیم و هنوز هم داریم.
بنابراین بگذارید همان اختلافاتی را که دشمنان دین، بین ما انداختند، بر طرف کنیم و ما در این کار درگیر نشویم، زیرا حالا وقت اختلاف گذشته و وقت صلح و صفا است.
بیش از این عرضی ندارم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بدنبال مطالب برادرمان آقای مولوی عبدالعزیز، سه نفر از آقایان خواستند در رابطه با صحبت ایشان صحبت بکنند، ولی رویه فعلی جلسه این نیست.
منتها چون مطالب ایشان سه تذکر کوتاه را ایجاب میکند، من این سه تذکر کوتاه را میدهم که تا حدی خواست این آقایان را تأمین کنم، در عین حال من اسم آقایان را یادداشت کردم که در نوبت خودشان صحبت بفرمایند.
یکی از نمایندگان ـ مطابق آئین نامه پنج دقیقه میتوانند صحبت کنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ صحیح است بر طبق آئیننامه تصویب شده پنج دقیقه حق دارند صحبت کنند.
من این سه تذکر را میدهم بعد شما صحبت بفرمائید.
به آقای مولوی عبدالعزیز، برادران بلوچ و برادران کردستان و برادران ترکمن صحرا و برادران قسمتهای دیگر ایران که مسلمانان پیرو مذاهب دیگر هستند، در یک کلام فعلا این پیام برادرانه را میفرستیم که به رسمیت شناختن فقه مذهب جعفری اثنی عشری در رابطه با قانون گذاریهای کلی در کشور به هیچ عنوان نباید کمترین شائبه نقض پیوند برادری میان ما و شما را داشته باشد.
ان شاء الله در وقتیکه این اصل مطرح میشود، فرصت میدهیم که هم این برادران و هم دیگران در این مورد صحبت کنند و فقط حالا خواستم اجمالا یادآوری کرده باشم که بودن یا نبودن این اصل در پیوند برادری اسلامی در این سو یا آنسو هیچ تأثیری نداشته باشد.
تذکر دوم تعبیری در سخن برادر عزیزمان آقای مولوی عبدالعزیز بود که ممکن است این تعبیر خوشایند هموطنان مسیحی و یهودی ما نباشد.
روشن است که بر طبق قانون عزیز و عظیم اسلام و بر طبق آنچه تا کنون نشان دادهایم، معتقدیم که در جامعه اسلامی، آئین مسیحیت، آئین یهود و آئین زرتشتی و آئینهائی هستند که پیروانش با امتیازات خاصی میتوانند در این جامعه زندگی کنند و ازحقوِ عالی انسانی و احترام برخوردار باشند.
بنابراین فکر میکنم برادرمان آقای مولوی عبدالعزیز هم هرگز قصدی مخالف با این احترام و این حق را نداشتند.
ولی مطلبی که گفتند مطلبی بود در رابطه با اصول فکری که انتظار دارم از این تعبیر هم هیچگونه برداشت منفی به عمل نیامده باشد.
در عین حال طبق آئیننامه تصویب شده هر یک از نمایندگان میتوانند پنج دقیقه صحبت بفرمائید، آقای مهندس دانش راد بفرمائید.
مهندس دانشراد ـ بنام خدا با اجازة حضار محترم من در عرض یک هفتهای که در خدمتتان هستم کوشش کردم که کمتر صحبت بکنم ولی موقعیت ایجاب کرد که سوء تفاهی رفع شود.
اول خدمت حضار محترم نکتهای را عرض کنم که من از حدود سیسال پیش تا حالا، از آن وقتی که وارد مسائل سیاسی شدم و دنیا را شناختم یکی از افراد ضد صهیونیست کشورم هستم و این را از نوشتههایم که در یکی از روزنامهای یهودی در سال 1328 که در تهران منتشر شده است شهادت میگیرم.
تیترش را برای شما میخوانم «طبقة حاکمه اسرائیل ملت خود را به کجا میکشاند؟» که قسمتی از متن به این شرح است.
«اکنون کسانی حکومت را بدست گرفتهاند که توجهی به ملت رنجیده خود ندارند و برای تثبیت حکومت خود راهی جز آستان بوسی به درگاه دکاندران و مستعمرهجویان امریکائی در پیش پای خود نمیبینند ـ این حملهای به دولت اسرائیل ـ میگویند در حدود هشت ماه است آقای کاپلان وزیر دارائی اسرائیل در آمریکا به این در میزند و دست و پای دلالان و ال استریت را میبوسد تا شاید برای ادارة امور مالی کشور خود از آنان صدقه واعانه بگیرد تصور نمیرود این آقا به طرز کار کاسبکاران آمریکائی آشنا نباشد و نداند که اگر این آقایان به کسی یک شاهی بدهند، صد شاهی پس خواهند گرفت چه کسی هست که از ماهیت کمک امریکا به کشورهای یونان و اروپای غربی اطلاع نداشته باشد و الی آخر...
» باز یک جای دیگر نوشتهام «کشور اسرائیل قدمهای جدیتری در راه امریکائی شدن بر میدارد.
روشن کنندگان آتش جنگ سوم وتقویت کنندگان مجدد آلمان نازی بنام صاحبان سرمایه و تاجر، رشتهای اقتصادی و حیات این مملکت را دارند بدست میگیرند.
تجار امریکائی همه گونه آزادی برای فعالیتهای اقتصادی و بالنتیجه سیاسی در داخل بنگاههای اقتصادی کشور دارا خواهند شد».
این خلاصهای از یکی از مقالات مفصلی است که اتفاقا نمونهاش را داشتم.
بنابراین میخواستم خدمت برادران و خواهر عزیزم عرض کنم که من شخصاً یک ایرانی وفادار به کشور هستم و ایرانی متولد شدهام و اجداد من در ایران بودهاند و از 2700 سال پیش در ایران بودهایم و در ایران هم به گور خواهم رفت و فرزندانم هم در ایران در شغل مهندسی و کارمندی دولت مشغول سازندگی هستند و به این خاک و مملکتی که در آن متولد شدهایم مثل مسلمانان و مثل سرور عزیزم که به من تقریبا حمله کردند، عشق میورزیم.
نکتة دیگر اینکه من مذهب اسلام را مثل مذهب پدر خودم احترام میگذارم، یعنی به عقیدة من آنچه که اصول توحید است، خواه در دین اسلام و خواه در دین یهود باشد اساسش یک شکل است.
اساسش وحدت و عدالت و جلوگیری از ظلم و استثمار است.
جملات و آیات فراوانی هست که عمل نمیکنند.
نه آن کسی که شناسنامه اسلامی دارد درست عمل میکند و نه کسی که شناسنامه یهودی دارد و در صف اهل ظلم قرار دارند.
در روزنامة اطلاعات قسمتی از فرمایشات حضرت علی علیهالسلام را خواندم که به برادر عزیزم یادآوری میکنم.
در روزنامه نوشته شده است که مردم از دو رقم بیشتر نیستند یا برادر دینی تو هستند و یا اگر از نظر دینی با تو هم کیش نیستند و پیرو ادیان دیگری هستند، این امر ایجاب نمیکند که تو حقوِ و حدود آنان را مدنظر قرار ندهی، بلکه آنان هم مانند تو آفریده خدا و بشری مثل تو هستند و خواستهها و امیال و نیازمندیها و احساسات و عواطفی همانند تو دارند و تو موظف هستی که خواستهها و آزادیهای آنان را همانند برادران دینی خویش رعایت کنی وگرنه مرتکب خلاف مأموریت خود گشتهای و در انجام رسالت خویش کوتاهی ورزیدهای.
این به نظر من از اعلامیه حقوِ بشر خیلی رساتر و خیلی مهمتر است.
نکتة دیگری که میخواستم عرض کنم اینست که نه دولت اسرائیل دین یهود دارد و نه دولت امریکا دین عیسویت.
دولت اسرائیل یکی دولتی است غیر مذهبی و اساسش بر مذهب نیست بلکه اساسش بر سیاست تجاوز کارانهای است که مورد تنفر یهودیان مؤمن میباشد.
بنابراین بگذریم از بازیهای سیاسی که برای پایگاه استعماری میکنند و اینرا نباید در داخل کشورمان بین هموطنانمان مطرح بکنیم و اختلاف ایجاد کنیم که این اختلاف، اختلافی است به نفع صهیونیسم و علیه منافع خلق فلسطین، زیرا هر یکنفر یهودی که از ترسش از ایران به فلسطین برود جای یکنفر فلسطینی را گرفته است و این اشتباهی بود که بعضی از کشورهای عربی در آن روزگار که طبقه حاکمهشان منافع ملتشان را در نظر نمیگرفتند، کردند.
عراِ در دوره نوری سعید اینکار را کرد کرد و الان نشریات الفتح به این موضوع ایراد میگیرند که شما یهودیان کشور خودتان را زجر دادید و فرارشان دادید و نتیجتاً آنها آمدند و به جبهه دشمن ما پیوستند بنابراین، این اختلاف را نباید دامن زد که این رخنه بوجود بیاید.
متأسفانه بعضی نشریات منتشر میشود که کار ما را فلج میکند.
من توقع دارم در یک مجلس رسمی و در یک مجلسی که به فرمان امام تشکیل شده است و امام رسماً تایید کردند که حقوِ مذاهب رسمی محترم است، اینطور بیانات گفته نشود، زیرا مخالف اصول برادری و مودت است، متشکرم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ خانم گرجی بفرمائید.
خانم گرجی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
پس از عرض سلام خدمت برادران عزیز، کلام را با آیهای از قرآن شروع میکن «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احد الا الله و کفی بالله حسیبا» کسانیکه رسالت پروردگار را تبلیغ میکنند و مسئولیت دارند، فقط از او میترسند و از هیچکس نمیترسند و کافیست که خدا حسابگر است.
با تأکیدی که در این آیه کوتاه سه مرتبه روی کلمه الله است و در موقعیت خطیری که ما قرار گرفتهایم این لحظههائی که واقعاً نمیدانم چه جور بگویم که نه تنها پشتوانه این انقلاب خونی است، بلکه پشتوانه هر لحظه اینجا نشستن ما با خون تصویب میشود و خیلی خطرناک است و لحظههائی است که دارد سرنوشت ملت را میسازد و بخصوص با آن نظری که مردم دارند، من یک وقت فکر میکنم در این چهار دیواری نکند فراموش کنیم که بیرون از اینجا چه میگذرد و چه انسانهائی در انتظار هستند.
ملتی که با خون و شرف و آزادی خواهی و انسانیتشان از همه چیز گذشتند و یک انقلابی اینگونه خونین انجام دادند و برای بهتر ساختن سرنوشتشان ما را انتخاب کردند، وقت ما مهمتر از این بود که دو روز اول روی شعارها و مطالبی گذشت که شاید با مسئولیت خطیر ما منطبق نبود.
آن روز میخواستم عرض کنم که تذکر داده شود، ولی الحمدالله مجلس نظام اصلیش را به خود گرفت و در مسیر تکاملش ان شاء الله حرکت میکند و اما مطالبی را میخواستم عرض کنم به مناسبتی که من اینجا نماینده هستم و انتظاری که خواهران رنج کشیده ما دارند، دیگر نمیخواهم شعار بدهم زیرا از شعار دادن منزجر هستم، چون دیگر زمان این حرفها نیست ولی مطلبی که مهم و مشخص است، این است که زن در جامعه اسلام بخصوص در نظام فعلی و در نظامهای قبلی محرومترین فرد اجتماع بوده و شاید اصیلترین زنهای جامعه بشریت، زن مسلمان است، با آن ایمان و تقوا و شأن با آن مسئولیتی که احساس میکنند.
متأسفانه با بودن این کتاب نمیدانم سخن گفتن من برای شما، از قرآن، مثل معروف زیره به کرمان بردن است، ولی مطلب مهم و شاید فراموش شده، نقش زن و موقعیت و ارزش زن در این جامعه است.
نمیخواهم بگویم جامعه قرآن، چون روح قرآن با روح طبیعت جهان منطبق است و به همین جهت قابل بقاء است والا اگر اینطور بود قابل بقاء برای هر زمانی نبود، بخصوص در سوره رعد، منطبق بودن قرآن با روح کلی جهان در آیه «تلک آیات الکتاب و الذی انزل الیک من ربک الحق...
» آن جهان که میبینید آیاتی از کتاب است و این کلام هم که بر تو نازل شده است، حق است.
ملاحظه میفرمائید بر این اساس گر چه من خودم جزو کسانی هستم که وقتی راجع به حقوِ زن گوشزد میشد، میگفتم زن درجامعه اسلامی یک انسان است.
به عقیده من وقتی صحبت از انسان است، اصلا بازگوئی جدا کردن حساب زن از مرد خود یک شرک است ولی متأسفانه چون حقوِ زن اجرا و رعایت نشده و اصلا طرد شده، اینست که آدم گاهی لازم میبیند دفاعی بکن و من فقط با آیات قرآن تذکر میدهم.
در این مورد با یکی از برادران عزیز هم در اصفهان راجع به حقوِ زن صحبت شد، ایشان در این قسمت اشکال داشتند ولی وقتی پرسیدم زن یک انسان هست یا نیست؟ آقا گفت چرا هست.
متأسفم که مطالبی به عنوان حدیث که ضد قرآن است جمعآوری شده، با اینکه میدانیم چقدر احادیث جعلی داریم و پیغمبر هم فرمودهاند «ان وافق القرآن فهولنا» تکیه روی احادیث کردن صحیح نیست.
وقتی در قرآن میفرماید «اقرأ باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم،الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم» اینجا بحث قلم مطرح است، به چه عنوان با کلماتی که برای خودشان جالب بوده است قلم را از دست زن گرفتند؟ مگر این قرآن نیست که در سورة الرحمن میفرماید «الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان» آیا زن انسان هست یا نیست؟ من نمیدانم اینجا باید ثابت کنیم که زن انسان هست یا نیست تا بعداً دربارهاش سخن بگوئیم؟ من با استناد به همین قرآن که البته گفتن این سخن در یک چنین محضر عظیمی که «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه...
» فقط ترس از اوست نه اینکه مردم چه میگویند، چون از من سؤال میکردند که شما چگونه از ما زنان دفاع میکنید با توجه به اینکه شرِ و غرب چه میگویند؟ گفتم من، بندة مردم که نیستم، بندة خدا هستم و پس از بندگی خدا لباس خدمت خلق را برای مدت کوتاهی به تن کردم و اگر آنچه که خدا میگوید پیاده شود، هیچ کمبودی و هیچ نقصی برای هیچ یک از گروه افراد نیست چه برسد که با یک زن آن هم به نام مسلمان و به عنوان اسلام اینگونه رفتار بکنند.
در هر صورت تذاکراتی که خواستم بدهم از روی قرآن است.
در ضمن آقای پرورش آیاتی از روی سوره احزاب تذکر دادند که دلم میخواهد قبل از اینکه قانون اساسی مطرح شود، یک مطالعه کوتاه در همان آیه بیست و یکم بکنیم.
«لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة....» در این سوره انقلاب عظیم احزاب یا جنگ خندِ را مطرح میکند، که تقریباً نهضتها ما هم بیشباهت به نهضتهای صدر اسلام نیست.
بعد از اینکه بلافاصله در جنگ احزاب، آن رشد اقتصادی برای مردم پیش میآید فرموده «واورثکم ارضهم و دیارهم و اموالهم و ارضاً لم تطؤها...
» که بلافاصله در خانة پیغمبر را باز میکند و رشد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و تقوائی به زن پیغمبر میدهد و از اینجا شروع میکند که «یا ایها النبی قل لازواجک ان کنتن تردن الحیوة الدنیا و زینتها فتعالین...
» بگو به همسرانت اگر زندگی دنیا و تجمل آنرا میخواهید تشریف بیاورید طلاقتان را بگیرید، خوش آمدید، بروید ولیکن اگر نخواستید بروید، تربیت اسلامی را شروع کنید از تقوا و نماز و طهارت «...
و قلن قولا معروفاً...
» و همینطور آیاتی که میآید تا به آنجا میرسد که «واذکرن مایتلی فی بیوتکن من آیات الله والحکمة...
» اینها که شعار نیست، خانمها باید در جلسات، آیات الهی را با تبادل افکار بهم تذکر دهند و ببینند آیات خدا چیست.
وقتی خدا بصورت امر واجب میخواهد که آیات قرآن را بررسی کنند، اینکار بدون مقدمه نمیشود.
مثلا من برای اینکه نماز بخوانم مقدماتش باید حاصل شود.
با توجه به این موضوع ببینیم در قرآن درباره جنگ بدر با آنهمه عظمت چه میگوید «...
قد کان لکم آیة فی فئتین التقتا فئة تقاتل فی سبیل الله...
» این یک آیه بود «...
ان فی خلق السموات والارض و اختلاف اللیل و...
» بنده خجالت میکشم که در چنین محضری بخواهم تذکری از آیات قرآن، خدمت سروران عزیز و حامیان قرآن و استادان و مدافعین قرآن و محرومین و ستمدیدگان که خودشان هم از همان محرومین هستند، بدهم.
واقعاً چقدر درد است و چقدر شکر، در هر صورت وقتی زنها بخواهند آیات را تذکر بدهند و حکمت بیاموزند با توجه به دنباله آیهای که قبلا خواندم «...
ان الله کان لطیفاً خبیرا...
» رشد فرهنگی زنهای ما متأسفانه در حداقل اقل است، حتی خانمهائی که تحصیلات عالی و مدارک عالی دارند و متأسفانه من از داشتن آن مداراک عالی که برای آنها دارای ارزشهائی است، محروم هستم و یکی از خواهرانی که در جلسه اول اینجا تشریف آورده بودند، پیشنهاد میکردند که در قانون اساسی آزادی زنان در امر ورزش را بگنجانید و کلام را خواهر عزیز به اینجا میرساند که زنها از اسب سواری محروم نباشند و لباس اسب سواری بپوشند و میگفت لباس اسب سواری پوشیدن با حجاب اسلامی منطبق نیست.
گفتم متأسفم که بعنوان یک خبرنگار، بعنوان یک روشنفکر آمدهاید میگوئید که من در قانون اساسی این مطالبز خدا میطلبد «...
واجعل لنا من لدنک و لیا واجعل لنا من لدنک نصیرا...
» که حتی بچهها را جزء مستضعفین قرار میدهد و بچهها وضع جامعه را درک میکنند و فریاد میزنند و استمداد میطلبند و حکومت عدل را طلب میکنند اصلا میخواهم بگویم مطرح کردن حقوِ زن را بطور جداگانه من کسرشأن زنان میدانم، ولی متأسفانه باید مطرح شود بگویم، به والله قسم شرمم میآید، ولی تذکر است بحکم آیه «وذکرفان الذکری تنفع المؤمنین...
» با قید مؤمن «.. فلنحیینه حیوة...
» که تا درجه روح، عصمت زن نیز ترقی میکند، دیگر زن و مرد ندارد.
اختلاف را قبول دارم، اختلاف لازمة وجود انسان است.
حتی دو انسان با هم یکسان نیستند.
و اما اینکه گفته شود زن به رشد فکری نمیرسد و زن ناقص العقل و ناقص الایمان و ناقص الخطوط است، اگر که نقص هست در عقل او نیست و باید در فطرت ناقص باشد که البته نیست، زیرا خدا ناقص نمیآفریند.
واقعا اینها با آن روح عظیم علی علیهالسلام که قرآن ممثل است و قرآن ناطق است، وقتیکه این کلام با قرآن تطبیق نمیکند من نمیدانم آیا موقعیت خاصی پیش آمده بود که این کلام مطرح شده و شاید حضرت هم توضیح داده باشند؟ در هر صورت میخواهم بگویم دقت بیشتری شود زیرا حقوِ زن در اسلام ثابت است.
در این زمان ما میخواهیم به قرآن عمل کنیم و هیچ بحث دیگری هم نیست، اما متأسفانه چون نظام فعلی ما هنوز ادامه نظام قبلی است و جامعه ما از آن حالتهای قبلی پاک نشده حتی به حدی رسیده است که بقول صاحب المیزان زنها خودشان هم خودشان را قبول ندارند.
یعنی آنقدر تحقیر شدهاند که خودشان هم قبول ندارند که زن یک انسان کامل و پا به پای برادران است، باز معذرت میخواهم که حرفها را مخلوط میکنم چون وقت کم است و حرف زیاد.
دنبال همین آیه سورة احزاب میبینیم بعد از اینکه زنان را در رشد فکری و تقوا و نماز و زکوة ارشاد میکند بحکم آیه «ان المسلمین و المسلمات...
» در ده مرحله از اسلام شروع میشود تا «...
والذاکرین الله کثیراً و الذاکرات...
» اینها را باید مطرح بکنید که چگونه باید زن را رشد داد و سپس کدام زن باید در جامعه بیاید و چگونه در تمام نظام اجتماعی شرکت کند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یک دقیقه بیشتر وقت ندارند.
خانم گرجی ـ بسیار خوب.
اول باید مکاتب و مدارس برای رشد فکری و فرهنگی خانمها باشد و سپس همدوش برادران تا مرحلهای که «ما کان لمؤمن و لامؤمنة اذاقضی الله و رسوله امراً ان یکون لهم الخیره...
» من نمیخواهم توضیح بدهم و تفسیر کنم، این یک مسأله بسیار مهمی است که در مورد زنها مطرح نشده آن وقت کار به آنجا میرسد که قانون طلاِ و امثال آن که اینهمه در قرآن میفرماید: «...
فامسکو هن بمعروف او سرحوهن بمعروف...
» با اینکه من به این کلمه (معروف) توجه دارم، جای این سخن در قانون اساسی نیست ولی متأسفم از اینکه جامعه ما هنوز آن رشد را پیدا نکرده است.
بنابراین برای این که حقوِ زنها از بین نرود، حق مسلم آنان تا زمانیکه جامعه ما تقوا و تکامل خودش را پیش بگیرد باید در این قانون اساسی گنجانده شود و یک کانونی یا مرکزی و یا تشکیلاتی برای پاسداری از حقوِ زن باشد تا این نظام شکل بگیرد.
وقتم تمام شد، معذرت میخواهم.
به هر صورت باز هم برای آخرین بار، چون در پیشگاه قرآن مسئول هستیم، به حکم آیه «.. و من لم یحکم بما انزل الله...
» که سه بار در سورة مائده تکرار میشود، باید این را توجه داشته باشیم که در این موقع و در این نشست مهم و عظیم، حقوِ این گروهی که بنیاد اجتماع بر او استوار است، ضایع نشود، و بخصوص به عقاید و افکارشان احترام گذاشته شود.
گرچه اقتصاد در اسلام زیر بنای رشد جامعه هست به نظام اقتصادی خانمها اهمیت بسیار داده شده ولی ارزشهای معنوی و فرهنگی و سیاسی زنها که در قرآن بسیار مطرح است، مهمتر است.
این مطلب را در جلسات بعدی ادامه خواهم داد.
خیلی متشکرم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ برادرمان آقای مولوی عبدالعزیز دوست دارند که چند کلمهای دربارة سوء تفاهمی که پیش آمده توضیح بدهند.
آقای مولوی عبدالعزیز بفرمایید.
مولوی عبدالعزیز ـ الحمدالله و الکفی و سلام علی عباده الذین صفی اما باذن.
برادران اسلام و حضار محترم، مثل اینکه برادر هم وطن ما نسبت به عرایضی که کردم یک کمی بهرهبرداری منفی کردند و تقصیری هم ندارند، چون ایشان من را نمیشناسند.
برادر عزیز این را بدانید که فکر میکنم در منطقه سیستان و بلوچستان بنده اولین کسی هستم که حامی اقلیتهای دینی بوده و میباشم.
بروید از فرد فرد اهالی سیستان و بلوچستان بپرسید چون تمام اقلیتهای مذهبی راجع به مشکلاتشان به من مراجعه میکردند و مشکلاتشان را با من در میان میگذاشتند و من هم مشکلات آنها را حل میکردم.
منظورم این نیست که اقلیتهای دینی یا مذهبی آزادی نداشته باشند.
من به دوستان و همقطارانم در سیستان و بلوچستان و حتی به کسانیکه به جوانان ما کمونیست و چپی میگویند، گفتهام که به اینها این مارک را نزنید.
بیاید اینها را بخواهید و حرف حسابشان را بشنوید و نصیحتشان کنید و اینها را قانع کنید بیخودی مارک به کسی نباید بزنیم.
خیلی عذر میخواهم ولی باید بگویم که موقعی که من آمدم، حتی بهائیهای آنجا آمدند پیش من که مولوی جان، عقیده شما خیلی بالاتر از عقیده دیگران است و همیشه نسبت به همه با عدالت رفتار میکنید، برای ما بهائیها هم دفاع بکنید.
تا این حد در اسلام حقوِ همه اقلیتهای مذهبی و دینی محفوظ است.
امام ابوحنیفه رحمة الله در کتابش مینویسد: «اگر امام وقت اجازه دهد یک یهود یا یک نصارا یا بلاتشبیه یک بی دین یا کافری که خارج از اسلام است در کشور اسلامی سکونت کند، مال او و جان او و حیثیت او و آبروی او مثل حیثیت و ناموس و آبروی مسلمانان است.
» حتی امام ابوحنیفه مینویسد که «اگر یک مسلمانی، سیکی را، بلاتشبیه یک هندوئی را بکشد، باید امام وقت به قصاص او در عوض خون او، آن شخص را بکشد.
» این را ما داریم که اگر کسی خارج از اسلام باشد و در پناه اسلام باشد و ذمی باشد و در کشور اسلامی بسر ببرد.
باید حافظ مال و جان او و آبرو و حیثیت او باشیم.
ولی این برادر عزیز ما مثل اینکه از عرایض بنده برداشت بد کردند.
بنده قصدم این نبود، بنده همیشه حامی حقوِ اقلیتهای مذهبی بوده و هستم.
بنظر بنده باید حقوِ ملی و مذهبی همه اقلیتهای مذهبی محفوظ باشد.
همه ما در سایة عدل الهی و در کشور اسلامی و در سایه جمهوری اسلامی محفوظ و در امن و امان هستیم.
بنده بار دیگر تأکید میکنم که قصدم، هموطنان خودمان نبود، قصدم کسانی بود که با ما محارب هستند و میخواهند ریشه اسلام را بکنند، ریشه کشور ما را بکنند، که خدا آنها را نابود بکند.
منظورم آنها بود ولی برادران غیر مسلمانی که در ایران هستند و در پناه عدل اسلامی هستند، حقوقشان محترم و محفوظ و مسلم است مقصود من از این یک خطی که خواندم، استنادی بود بر این که وقتی دین این برادران ما رسمیت دارد، ما که مسلمان و برادر هستیم و شیعه و سنی هم فرقی ندارد پس مذاهب ما هم رسمیت داشته باشد.
هدف من فقط گفتن همین نکته بود والا هدف توهین نبود، دیگر عرضی ندارم.

6ـ پایان جلسه نایب رئیس (بهشتی) ـ جلسه پایان پیدا میکند.
فردا برای تشکیل گروهها همة دوستان تشریف بیاورند، خدانگهدار تا فردا.
(جلسه ساعت بیست پایان یافت) نایب رئیس مجلس بررسی نهائی قانون اساسی ـ دکتر سید محمد حسینی بهشتی