مشروح مذاکرات تدوین قانون اساسی


+ جلسه نهم 11 شهریور 1358

جلسه در ساعت 30/16 دقیقه روز یازدهم شهریور ماه 1358 هجری شمسی برابر با دهم شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آقای حسینعلی منتظری تشکیل شد.

فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه و بیانات آقای رئیس در مورد طرح اصول قانون اساسی
2ـ طرح و تصویب اصل اول و بحث پیرامون اصل دوم
3ـ پایان جلسه دبیرخانه مجلس بررسی نهائی قانون اساسی

[-------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه بیانات آقای رئیس در مورد طرح اصول قانون اساسی رئیس (منتظری) ـ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
جلسه رسمی است و همانطور که اطلاع دارید برای بررسی اصول قانون اساسی است.
آقای هاشمینژاد پیشنهاد کردهاند که قبل از دستور دو نفر از نمایندگان که سابقاً اسم نوشته اند، صحبت کنند.
اگر اجازه بدهند این مسأله را ان شاء الله از جلسه فردا رعایت میکنیم، چون امروز هنوز کارها جریان عادی خود را پیدا نکرده است.
من قبل از اینکه وارد اصل کار شویم دو سه تا تذکر دارم که باید به استحضارتان برسانم.
با عرض معذرت از همه آقایان، اگر ما یک وقت زیادی داشتیم، مثل مجلس شورای ملی که مدت آن چهار سال بود، قطعاً میشد همه افراد سخنرانی بفرمایند و مطالبی را عنوان کنند.
و این را هم اطلاع داریم که هر یک از آقایان اطلاعات کافی و وافی در یک قسمتهائی دارند و میتوانند صحبت کنند.
ولی متأسفانه وقت کم است و کار فشرده و زیاد.
بنابراین دو سه تا تقاضا دارم.
یکی اینکه هر کدام از آقایان اگر خواستند مطلبی را بفرمایند دیگر مقدمه و تشریفات نداشته باشد، بلکه لب و خلاصه مطلبشان را در چند جمله بیان کنند.
برای اینکه تعداد نمایندگان هفتاد و سه نفر است و اگر هر کدام هم بخواهند پنج دقیقه صحبت کنند، میدانید که چقدر وقت میگیرد.
بنابراین اصل مطلب را بدون مقدمات و تشریفات بیان فرمائید.
این یک نکته بود، نکته و موضوع دوم اینکه اگر چنانچه یکی از آقایان راجع به موضوعی صحبت کرد و نظر شما با آن شخص موافق است، دیگر احتیاجی نیست که تشریف بیاورید و صحبت کنید.
برای اینکه صحبت آن شخص نظر شما را تأمین کرده است و در وقت هم صرفهجوئی شده است اینهم یک موضوعی بود که خواستم تذکر بدهم و خواهش میکنم که آقایان رعایت بفرمایند تا ان شاء الله کارمان به خوبی و با سرعت پیش برود.
موضوع سوم اینکه اگر یک متنی خوانده شد و شما نظر مخالفی دارید اگر چنانچه به نظرتان، به اصطلاح خودتان، واجب است که کلمه یا جملهای عوض شود و عوض شدن آن تغییر اساسی در محتوا و مطلب پدید میآورد البته مطلبتان را بیان میفرمائید و حتی اصرار هم میکنید و این در حقیقت یک وظیفه است، ولی اگر دیدید تغییرش مستحب است، ممکن است عقیده خودتان را اظهار کنید ولی دیگر پافشاری و اصرار نفرمائید برای اینکه باز، هم در وقت صرفه جوئی شده باشد و هم بتوانیم کارمان را به پیش ببریم.
والا ممکن است هر کس برای یک محتوا، لفظی در نظرش بیاید و اگر بخواهد به خاطر یک لفظ یا یک مسأله جزئی که در بعضی تفاوت اساسی ندارد، ایستادگی کند سبب میشود که کارمان به کندی پیش برود.
امیدوارم ان شاء الله بتوانیم یک قانون اساسی که خونبهای متجاوز از سی هزار شهید ایرانی و هزاران مجروح و میلیاردها خسارتی است که ملت عزیز ما در اثر استبداد رژیم سابق متحمل شده است، تنظیم و تدوین کنیم تا هم برای آینده مملکت مفید باشد و هم مطابق خواست مردم که همیشه خواستهاند، و میخواهند قانون اساسی بر طبق موازین اسلام تدوین گردد.
خداوند ان شاء الله به همه ما توفیق بدهد که بتوانیم وظایفمان را انجام بدهیم.
و اما در مورد دستور جلسه امروز که چاپ و توزیع شده است، آن شش اصلی که در اختیار آقایان گذاشته شده یک اصل هم به عنوان هدف قانون اساسی به آن اضافه شده است که دردستور جلسه امروز به عنوان اصل سوم از آن نام برده شده و به هر حال قبلا به نظرتان رسیده است و ملاحظه فرمودهاید (یکی از نمایندگان ـ الان به نظرمان میرسد) حالا آقای دکتر بهشتی ازگروه خودشان در مورد اصل اول مطالبی دارند که بیان میفرمایند.

2ـ طرح و تصویب اصل اول و بحث پیرامون اصل دوم دکتر بهشتی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
اصل اول از قانون اساسی در زمینه اصول کلی است.
اصل کلی را قبلا تعریف میکنیم.
اصل کلی در قانون اساسی عبارتست از اصلی که به عنوان مبنا برای یک یا چند اصل دیگر در فصول آینده قانون اساسی شناخته میشود.
بنابراین هر اصلی که میتواند به صورت یک اصل مستقل فقط در اصول آینده مطرح بشود جایش در این فصل نیست.
اصلی اینجا مطرح میشود که معمولا دو یا سه اصل آینده بر مبنای این اصل است یا اصولا خودش یکی از پایههاست که اگر از پایهها بود خود به خود حالت اول را بوجود میآورد.
امروز بر حسب دستور جلسه که پیشبینی شده شش اصل از فصل اول در این جلسه بترتیب میتواند مطرح بشود.
یک اصل پیشنهادی هم از گروه ششم به عنوان هدفها هست که آنهم ضمیمه پیشنهاد گروه اول خدمت آقایان و خواهرمان تقدیم شده است تا مورد بررسی و رأی قرار بگیرد.
فعلا اصل اول را میخوانم و بعد هم مختصری به عنوان دفاع توضیح میدهم.
(اصل 1) ـ حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران بر اساس اعتقاد دیرینهاش به حکومت حق و عدل قرآن، در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری امام خمینی، در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه سال یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت هجری شمسی، برابر با اول و دوم جمادی الاولی سال یکهزار و سیصد و نود و نه هجری قمری با اکثریت نود و هشت و دو دهم درصد کلیه کسانی که حق رأی داشتند به آن رأی مثبت داد.
» از دید ما قانون اساسی باید با این اصل شروع میشد که معین کند این قانون اساسی برای چه طرز حکومتی است و به چه دلیل طرز حکومت و نوع حکومت، جمهوری اسلامی است، ودلیل التزام این مجلس و کارهای آینده آن این است که این نظام ثمره انقلاب خونین مردم ما میباشد و در آرمانها و عقاید ملت ما ریشه دارد.
این دلیل اول آن است.
هم چنین خونبهای شهیدان فراوان و عزیز و آسیب دیدگان فراوان و ثمره رنجها و تلاشهای مداوم یک ملت ستمدیده محروم زیر فشار است که مبارزه و فدارکاریهایش سابقهای بس دیرینه دارد.
و مرحله نهائیش در سالهای اخیر از پانزده خرداد ماه یکهزار و سیصد و چهل و دو تا کنون شکل و اسلوب ویژه برجسته خودش را داشته و تجلی نهائیش در حالت انقلابی گسترده دو سال اخیر بوده است.
این سند اول اصالت نظام جمهوری اسلامی است.
سند دوم که در حقیقت همان تجلی آماری سند اول است، آراء ملت ایران در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه امسال است.
این توضیحی است که درباره اصل اول میتوانم خدمتتان عرض کنم.
اگر سؤالی در این زمینه بود که لازم شد از طرف گروه ما، جواب داده شود، بنده جواب خواهم داد.
والسلام.
رئیس (منتظری) ـ بنده اول برای خودم نوبت گرفتهام و بعدهم آقای هاشمینژاد نوبت سخن گفتن خواستهاند.
صافی ـ پیشنهادهای گروههای دیگر را هم توزیع کنید یا بفرمائید توضیح بدهند.
دکتر بهشتی ـ همة متنهائی که از طرف مردم، و از طرف دوستان و گروههای دیگر برای قانون اساسی تهیه شده بود، در مرحله نهائی هم مورد بررسی قرار گرفت و سرانجام در این گروه به عنوان تصمیم نهائی به صورت پیشنهاد درآمد که ملاحظه میفرمائید.
رئیس (منتظری) ـ در گروه ما یک مسالهای عنوان شد که اگر چه نظر اکثریت هم نبود ولی آنرا عرض میکنم.
در همه پرسی که در دهم و یازدهم فروردین ماه انجام شد مجموع کسانی که حق رأی داشتند و به جمهوری اسلامی رأی دادند نود و هشت و دودهم درصد بود، ولی یک نکته دیگر هست و آن این که ما در وضع ایران خودمان میدانیم که تا کنون سابقه نداشت تمام مراجع تقلید و بزرگان دینی در انتخابات شرکت کرده باشند.
یعنی این اولین مرتبهای بود که تمام مراجع بزرگ تقلید و علمای اعلام در انتخابات شرکت کردند، مراجع بزرگ تقلید قم و حضرت امام خمینی و حتی مراجع نجف و مراجع مشهد و علمای شهرستانها همه، در همه پرسی شرکت کردند، و رأی مثبت دادند.
بنابراین برای تثبیت این رفراندوم و برای اینکه پنجاه سال، صد سال دیگر مردم متوجه بشوند که یک همه پرسی همگانی در ایران انجام گرفته که حتی مراجع تقلید و بزرگان دینی و مذهبی در آن شرکت کردهاند و به آن رأی مثبت دادهاند و در حقیقت این هم صحه گذاشتن روی انتخابات و آراء عمومی و تثبیت آراء عمومی است و هم آن را محکم میکند، لذا ما نظرمان این بود که وقتی میگوئیم با نظر اکثریت نود و هشت و دودهم درصد کلیه کسانی که حق رأی داشتند بنویسیم: «و نیز آراء مثبت همه مراجع تقلید، تصویب گشت».
یعنی در حقیقت عبارتی گنجانده شود تا معلوم گردد مراجع هم در این رفراندوم شرکت داشتهاند.
حالا هر طور صلاح میدانید عبارتش نوشته شود.
همانطوری که عرض کردم حالا این مسئله برای ما روشن است ولی در آینده یعنی بیست سال، سی سال دیگر برای نسلهای آینده معلوم نیست.
اما اگر در قانون اساسی این موضوع ثبت شود، سند زندهای برای مشروعیت و تثبیت رفراندوم، این نظری است که بسیاری از رفقای ما داشتند و من هم همین نظر را دارم.
حالا بسته به نظر و رأی آقایان است.
آقای هاشمی نژاد فرمایشی دارید بفرمائید.
هاشمی نژاد ـ عرض من هم همین بود که شما فرمودید.
به همان علت که نود و هشت و دو دهم درصد ذکر کردهاید و به همان علت که پشت سرش اضافه کردید و نود و نه درصد کسانیکه حق رأی داشتند به آن رأی مثبت دادند، پس باید این موضوع هم روشن شود بنحوی در متن اصل اول تصریح گردد.
رئیس (منتظری) ـ آقای مکارم فرمایشی دارید؟ مکارم شیرازی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
یک برنامهای تنظیم شده بود برای کار جلسات عمومی و مطابق آئیننامه این برنامه مثل اینکه به هم خورده است.
بنا بود نظرات همة گروهها دربارة هر اصلی به شورای هماهنگی داده شود و همة آنها چاپ شود، و در اختیار همه قرار بگیرد.
مثلا دربارة همین اصل اول گرچه بحث زیادی نداریم ولی هر گروهی نظری داده است.
الان حتی خود گروهها متن نظر خودشان را در دست ندارند، چون یک نسخه بوده و این یک نسخه را هم به شورای هماهنگی دادهاند برنامه این بود که شورای هماهنگی همة اینها را بررسی کند.
اگر تفاوتها جزئی است ادغام کند و اگر تفاوت کلی است جداجدا آنها را چاپ کند.
یعنی الان دربارة اصل اول، هفت نظر جلوی روی آقایان باشد.
گر چه متنی که پیشنهاد میشود، به تناسب گروه، از گروه اول است ولی بقیه هم جلوی رویمان باشد، تا با هم مقایسه کنیم و بتوانیم پیشنهاد بدهیم.
ولی مثل اینکه هیأت رئیسه در کار دوستان ما یعنی گروه هماهنگی دخالت کردهاند، و فقط یک متن را چاپ کردهاند و بدست ما دادهاند.
من خواهش میکنم این برنامه را به عهدة شورای هماهنگی بگذارند و ما که هر روز با رفقایمان جلسه داریم، اینها را آماده میکنیم و قبل از وقت دراختیار آقایان قرار میدهیم که همة آقایان نظر همة گروهها را در مقابل چشم داشته باشند ولو متنی که پیشنهاد میشود یکی باشد.
آئیننامه هم همین را تصویب کرده و برنامه هم همین است.
حالا امروز چون هنوز چاپ نشده ناچاریم بر اساس مصوباتی که خودمان در گروهها داشتیم و در ذهنمان باقی مانده، بحث کنیم.
دوستان ما در گروه دوم دربارة این اصل دو سه جمله یا دو سه کلمه اضافه کردهاند.
یکی در اول اصل، به عبارت «حکومت ایران» یک کلمه «نوع» اضافه شده است، یعنی نوع حکومت ایران جمهوری اسلامی است، چون بحث دربارة نوع حکومت است.
همینطور اگر گفته شود حکومت ایران جمهوری اسلامی است، مختصری گنگ است اگر بگوئیم نوع حکومت ایران، جمهوری اسلامی است روشنتر میشود و پیشنهادی هم که جناب آقای منتظری دادند ما به این صورت تصویب کردیم که در آخر این اصل اضافه شود: «و مورد تصویب همة مراجع دینی وقت نیز قرار گرفت» بنابراین همانطور که اشاره کردند سابقه نداشته است که همة مراجع و حتی یکی از مراجع در گذشته، در انتخابات شرکت کنند ولی در این رفراندوم شرکت کردهاند و این کار پایة این قانون اساسی را محکم میکند و بسیار بجا است.
چون آن عبارت خدمت آقایان نیست، من بار دیگر تکرار میکنم: «و مورد تصویب همة مراجع دینی وقت نیز قرار گرفت» و یک پیشنهاد هم در مورد کلمه «روزها» است که اضافه شده است: «روزهای یازدهم و دوازدهم فروردین ماه الخ...
» چون جمله برای بعضیها گنگ بود، گفتند اگر کلمة «روزها» را اضافه کنیم دیگر هیچ اشکالی نخواهد داشت.
این پیشنهادی بود که دوستان ما داشتند.
عرض دیگری ندارم.
رئیس (منتظری) ـ آقای بنی صدر بفرمائید.
بنی صدر ـ عرض کنم من موافقم که پیشنهادهای آقای منتظری در قانون اساسی بیاید، ولی اینکه رای مخفی بوده است.
چگونه احراز کردیم که همة مراجع موافق بودهاند؟ مگر اینکه اعلام کرده باشند اگر اعلام کردهاند، خیلی خوبست که در این اصل گنجانده شود که مورد تصویب همة مراجع دینی قرار گرفت.
این راجع به آن پیشنهاد اما راجع به کار کمیسیونها یا این گروهها بنظر میرسد که از ابتدا یک آشفتگی کلی وجود داشته است.
برای اینکه حدود کار را شورای هماهنگی مشخص نکرده است، اقتصاد و مالیه و سیاست خارجی و اینها را ما خودمان از قانون اساسی استخراج کردیم که بیست و شش اصل شد و به اینها رسیدگی کردیم.
بعد معلوم شد کمیسیونهای دیگری هم به علت کارشان هر کدام آن اصول را جزء کار خودشان قرار دادهاند وما هنوز نمیدانیم آن تعداد اصولی را که ما تصویب کردیم، دیگران راجع به آن چه اظهار نظری کردهاند، چون دو مرتبه به کمیسیون ما برنگشت که بدانیم چه تغییراتی در کمیسیونهای دیگر داده شده است.
اگر هم برگشته به صورتی است که تطبیقش کار سادهای نیست.
بنابراین بهتر است که هیأت رئیسه در اموری که اختیار ندارند دخالت نکنند و لطف کنند و بگذارند در اختیار همان شورای هماهنگی و شورای هماهنگی صبحها کارشان را به این موضوع اختصاص بدهند و در کمیسیونهای دیگر شرکت بفرمایند و ما دقیقا بدانیم که این اصولی که توزیع شده است، راجع به همان موضوعی است که ما تصمیم گرفتهایم، یا چیز دیگری است و به صورت دیگری نوشته شده است.
ممکن است نظرات متفاوت باشد و مثلا هفت نظر باشد.
ما قبلا باید این هفت مورد را دیده باشیم و از آنها مطلع باشیم و بعد بیائیم به این مجلس.
این بود عرض من.
رئیس (منتظری) ـ آقایان بنیصدر و مکارم راجع به هیأت رئیسه صحبت کردند.
ناچارم بگویم من که عضو هیأت رئیسه هستم، یاد ندارم که در کار شورای هماهنگی دخالت کرده باشم یا گفته باشم که نظرات گروهها را چاپ نکنند و در اختیار افراد نگذارند.
شاید وقت کم بوده است و شاید شورای هماهنگی فرصت نکردهاند که این کار را بکنند.
آقای بهشتی توضیحی دارید بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ خدمت برادرمان آقای مکارم و همة نمایندگان محترم عرض میکنم کاری را که هیأت رئیسه انجام داده است، همان کاری است که آقایان در اختیارش قرار دادهاید.
یعنی تهیه دستور جلسه مجلس، در آئیننامه مجلس هم ذکر شده است که این کار به عهدة هیأت رئیسه است و در کار آقایان هم هیچ دخالتی نشده است.
رئیس (منتظری) ـ آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ ما نظر بسیاری از گروهها را دادیم و به دبیرخانه و از طرف دبیرخانه به ما گفته شد که هیأت رئیسه این نظرات را ازما گرفته و گفتهاند که چاپ نکنید.
گویا یک سوء تفاهمی شده است.
رئیس (منتظری) ـ در مورد کلمة «نوع» که آقایان اشاره فرمودند در جلسة کمیسیون در این مورد صحبت شد گفتیم اگر بگوئیم «نوع حکومت جمهوری اسلامی است» این بیشتر جنبة اخباری دارد.
روی این اصل لزومی ندارد و شاید مضر هم باشد، برای اینکه به عبارت، جنبة اخباری میدهد در صورتی که اصل و قانون بیشتر باید جنبة انشائی داشته باشد.
وقتی میگوئیم حکومت ایران جمهوری اسلامی است، یعنی باید جمهوری اسلامی باشد و بر اساس جمهوری اسلامی عمل شود.
روی این اصل «نوع» را حذف کردیم.
در مورد روزهای دهم و یازدهم بعضی آقایان اصرار دارند که «روزهای» گذاشته شود ضرری ندارد اگر چه معلوم است که شب هیچوقت همه پرسی نمیشود همچنین در مورد گذاشتن «آراء مثبت همة مراجع تقلید» آقای رحمانی پیشنهاد کردهاند که بنویسید که همة مراجع تقلید هم در انتخابات شرکت کردند.
آقای دکتر بهشتی توضیح بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ راجع به حذف کلمة «نوع» عرض کنم پیشنهادهای متعددی هم از خارج رسیده بود و برداشت گروه هم این بود که لزومی ندارد و خیلی قاطعتر، این است که بنویسیم حکومت ایران جمهوری اسلامی است و هیچ نوع کمبودی هم به نظر ما نرسید.
در مورد اضافه کردن کلمة «روزها» ما فکر کردیم که تا آنجا که امکان دارد، از بکار بردن کلمات غیر لازم خودداری کنیم، تا متن تا آنجا که میشود کوتاه و ساده باشد.
در مورد رأی مراجع تقلید نظر گروه این بود که این موضوع اگر در مقدمه بیاید بهتر است چون میشود آنرا هم با یک جملاتی پرورش داد البته هر رأیی که جلسه عمومی بدهد همان رأی نهائی خواهد بود.
رئیس (منتظری) ـ آقای کیاوش بفرمائید.
کیاوش ـ برای اتصال و پیوند ناگسستنی این جمهوی اسلامی با جماهیری که در تاریخ با خط سیر ما حرکت خواهند کرد، پیشنهاد میکنم بعد از جملة «حکومت جمهوری اسلامی» اضافه شود «تا واحدی از جماهیر متحدة اسلامی باشد».
رئیس (منتظری) ـ آقای نوربخش بفرمائید.
دکتر نوربخش ـ عرض کنم که قبلا قرار بود که ما پیشنویس قانون اساسی را ملاک کارمان قرار بدهیم یا پیشنویسهای دیگر را یعنی هر کدام از کمیسیونها در انتخاب آن آزاد باشند.
حالا متن گزارش گروه اول مورد بررسی قرار میگیرد خواستم ببینم قبل از ورود در شور گزارش گروه اول، آیا نمایندگان ترجیح میدهند روی متن پیشنهادی این گروه کار کنند، یا روی متن پیشنهادی پیشنویس قانون اساسی اول؟ یعنی قبلا باید ببینیم وارد کدام متن بشویم.
رئیس (منتظری) ـ آقای غفوری بفرمائید.
دکتر غفوری ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
من خواستم دو سه نکته را بطور خلاصه اشاره کنم که برادران آقایان بنی صدر و مکارم صحبت کردند.
راجع به مسئولیتی که شورای هماهنگی دارد که باید رعایت امانت بشود در اظهارنظری که گروهها میکنند، عرض کنم که اعتقاد دیرینه ملت ایران حکومت حق و عدل است، باید این موضوع حق و عدل را از خودمان شروع کنیم و تمام لحظاتمان اسلامی باشد و امیدوارم که اینطور باشد.
راجع به این متن بعضی از نظرها این بود که طبیعت قانون اساسی این است که به خصوصیات بپردازد ولی بخاطر اهمیتی که مساله دارد این جریان آماری که داده شده و مسائلی که هست، حکایت میکند از علاقة قلبی ملت ایران و ما میتوانیم اظهارنظر کنیم که این آمار باشد ولی من نظر همه را با نهایت دقت به مسائل جلب میکنم.
این جمله آخری که اصل اول دارد که «با اکثریت نود و هشت و دو دهم درصد کلیه کسانی که حق رأی داشتند» ممکن است که عدهای بگویند مگر شما علم غیب داشتید که چه اشخاصی حق رأی داشتند؟ یا باید بگوئیم طبق آمار رسمی حق رأی داشتد یا باید بنویسیم.
رأی دادهاند یعنی در رأی شرکت کردهاند.
ما باید نشان بدهیم که حرف بیخود نمیزنیم و هر چه میگوئیم صحیح است و جوابش را هم داشته باشیم.
رئیس (منتظری) ـ آقای بهشتی بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ در مورد تذکر برادرمان آقای کیاوش عرض کنم و قبلا هم گفته شد که این موضوع در فصول دیگر هم آمده است که «جمهوری اسلامی ایران جزئی از کل بزرگ امت اسلام است».
کیاوش ـ منظورم اینست که در اولین جمله آورده شود.
دکتر بهشتی ـ در مورد فرمایش برادرمان آقای نوربخش توضیح بدهم در آئیننامه هم پیشبینی کردهایم که بجای هر متن خاصی، متنی را که هر گروهی تنظیم میکند مورد بررسی قرار میدهیم.
مثلا اصولی را که گروه اول موظف است بررسی کند، متن گروه اول در جلسه عمومی مورد بررسی قرار میگیرد، اصولی را که گروه دوم موظف است بررسی کند، متن گروه دوم در جلسه عمومی مورد بررسی قرار میگیرد و الی آخر.
البته متن گروهها در اختیار هیأت رئیسه قرار میگیرد و هیأت رئیسه در دستور کار مجلس قرار میدهد.
بنابراین کاری که انجام گرفته بر طبق آئیننامه بوده و قابل برگشت نیست.
در مورد تذکر برادرمان آقای غفوری یادداشت هم خدمتشان داده بودم که این نود و هشت و دو دهم درصد کسانی هستند که بر طبق پیشبینی آماری حق رأی داشتند، نه کسانی که در رأی دادن شرکت کردند.
چون حدود یک درصد، کسانی هستند که در رأیگیری شرکت نکردند، نمیتوانیم بگوئیم نود و هشت و دو دهم درصد آنها که رأی دادند.
چون درست نیست میتوانیم بگوئیم نود و هشت و دو دهم درصد کسانی که بر طبق آمار حق رأی داشتند.
دکتر غفوری ـ بر طبق آمار اضافه شود.
دکتر بهشتی ـ پس پیشنهاد شما این است که «بر طبق آمار» اضافه شود.
دکتر غفوری ـ اگر آماری وجود داشته باشد.
رئیس (منتظری) ـ چون رأی مخفی گرفته میشود توضیح دیگر لازم نیست.
آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
موضوعی که بنظر من توجه به آن لازم است و جواب برادر بنیصدر هم واقع میشود اینست که ایشان اعتراض کردند که ما علم غیب نداشتیم که مراجع رأیشان مثبت بوده، باید عرض کنم که همه مراجع در اعلامیههای جداگانهای اعلام کردند که ما به جمهوری اسلامی رأی مثبت میدهیم و اما موضوع دیگر راجع به اینست که در اینجا به نظر من از کلیه کسانی که حق رأی داشتند و رأی مثبت دادند یعنی این بیست و دو میلیون نفر ذکر شود.
چون الان ما که در متن انقلاب هستیم عظمت و بزرگی آنرا درک میکنیم و باید این عظمت را به نسلهای بعد منتقل کنیم، باید این توجه را به نسلهای آینده بدهیم که از سی و پنج میلیون جمعیت ایران بیست و دو میلیونش با اشتیاِ در پای صندوِهای رأی حاضر شدند و به ندای رهبرشان لبیک گفتند و این سندی است که تثبیت میکند جمهوری اسلامی ما را، پس تذکر این مسأله برای نسلهای بعد لازم است.
رئیس (منتظری) ـ آقای طاهری خرم آبادی پیشنهاد دادهاند، آنجا که نوشته شده «به رهبری امام خمینی» نوشته شود «مرجع عالیقدر شیعه آیت الله العظمی امام خمینی» پیشنهاد دیگری است از آقای ربانی املشی که نوشتهاند: «
1ـ به جای حکومت حق و عدل قرآن بهتر است گفته شود حکومت حق و عدل اسلامی تا مشخص باشد که سنت و سیره پیشوایان دخیل در شناخت عدل اسلامی است.

2ـ بهتر است به جای «رهبری امام خمینی» جمله «به رهبری مرجع عالیقدر تقلید آیت الله العظمی امام خمینی» اضافه شود.

2ـ کلمه «روز» را اضافه نمائید».
آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ با توجهی که آقای حائری دادند که چون اساس این مجلس بر صدِ است و جزئیات گفتاری که در اینجا بیان میشود باید کاملا بر صدِ استوار باشد، خواستم توضیح بدهم که مقصود من از تمام مراجع، آن مراجع معروفی بودند که در قم بودند.
یعنی آن سه مرجع بزرگ که نظراتشان را کتباً اعلام داشتهاند.
البته بعضی از مراجع هم هستند که نظراتشان به دست ما نرسیده است.
رئیس (منتظری) ـ یک تذکر لازم است، البته آقایان توجه دارند و امیدوارم در رسانههای عمومی منعکس بشود و آن اینست که مجموع نمایندگان مجلس خبرگان هفتاد و سه نفر است.
یک نفر که اصلا غائب است که اسمش را هم نیاوریم بهتر است.
بنابراین ایشان مستثنای منقطع هستند.
پس مجموع نمایندگان میشود هفتاد و دو نفر و از هفتاد و دونفر نمایندگان محترم، الان هفتاد نفرشان در جلسه حاضرند ولی متأسفانه در خارج منعکس شده است که از هفتاد و دو نفر نمایندگان معمولا چهل نفر بیشتر در جلسه حاضر نمیشوند که این دروغ و تهمتی است، زیرا آقایان بحمدالله همه سروقت معین حاضر میشوند و همه در کمیسیونها شرکت میکنند، الان هم که جلسه عمومی علنی است از هفتاد و دو نفر، هفتاد نفر حاضر هستد آقای بهشتی بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ راجع به مساله آمار بیست و دو میلیون توجه دارند که آنچه عظمت رأیگیری را در دنیا نشان میدهد درصد است چون باید بگوئیم از سی و پنج میلیون و هفتصد و پنجاه و دو هزار و سیصد و چهل و دو نفر، بیست و دو میلیون و اندی رأی دادند و این معنی را میرساند که یک چیزی را باید اضافه کنیم و حال آنکه در دنیا عظمت انتخابات را به این میدانند که درصد کسانی که حق رأی دارد یعنی آنهائی که حق رأی دارند و شرکت میکنند، چند درصدشان رأی مثبت میدهند؟ پس بنابراین از همه کسانی که طبق آمار رسمی حق رأی داشتند نود و هشت و دو دهم درصد رأی مثبت دادند و این بالاترین رقم برای نشان دادن عظمت رفراندوم است.
رئیس (منتظری) ـ الان از هفتاد و دو نفر، هفتاد و یک نفر در جلسه حاضر هستند و یکنفر غایب داریم اگر اجازه میفرمائید به یک یک مواد رأی بگیریم و خیلی معطل نشویم، آقای مکارم فرمایشی دارید بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ یک تذکر برای نحوة رأی گرفتن است، اگر بخواهیم به این جزئیات یکییکی رأی کتبی بگیریم، نمیشود.
مثلا کلمة روز و امثال اینها را با قیام و قعود رأی بگیرید و بعد برای اینکه اهمیت و اصالت کار از بین نرود طبق آئیننامه بر این آرایی که با قیام و قعود مشخص شد یک جا رأی مخفی و کتبی گرفته شود، چون رأی کتبی سند قانون اساسی مملکت است و آئیننامه هم همینطور پیشبینی کرده است البته جزئیاتش را میشود با قیام و قعود رأی بگیرید.
رئیس (منتظری) ـ در آئیننامه هم نوشته شده «در صورتیکه لازم بدانند» مطلق نیست.
مکارم شیرازی ـ به هر حال اهمیت کار ایجاب میکند که رأی کتبی گرفته شود.
رئیس (منتظری) ـ پس موارد اختلاف روشن شد، حالا لفظ «نوع» حکومت حق و عدل اسلامی لازمست یا نه؟ و روزهای دهم و یازدهم میخواهد یا نه؟ و یا رهبری مرجع عالیقدر تقلید آیت الله العظمی امام خمینی لازم است یا نه؟ چهارم اینکه آیا آراء مثبت همه مراجع تقلید، یا شرکت مراجع یا اصولا همه مراجع تقلید؟ آقای بهشتی بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ من تذکری که به دوستان میدهم این است که کیفیت رأیگیری در آئیننامه هست ملاحظه بفرمائید بنده قرائت میکنم: مادة 42 ـ در جلسات رسمی وعمومی اخذ رأی با قیام و قعود انجام میگیرد.
ماده 43 ـ در صورتیکه رئیس جلسه احتمال دهد در رأیگیری با قیام و قعود یا بلند کردن دست آزادی کامل رأی دهنده تأمین نمیشود رأیگیری با ورقه و بطور مخفی صورت خواهد گرفت.
یعنی منظور از رأی مخفی رأی بینام است، یعنی طبق این آئیننامهای که تصویب شده است در مورد اصول قانون اساسی اصولی که با قیام و قعود تصویب میشود باید خیلی کوشا باشیم و اگر در اصلی اختلاف نظر و اظهارنظر زیاد شد و تشخیص بدهیم که رأیگیری با ورقه مخفی باشد همینطور عمل خواهد شد.
رئیس (منتظری) ـ آقای بنیصدر بفرمائید.
بنی صدر ـ راجع به تصویب مراجع، وقت داریم میشود از نجف هم بپرسید که آیا موافق بود یا نه؟ اگر همه موافق بودند فایده دارد وگرنه برای ثبت در تاریخ باید تحقیق شود کی بود کی نبود سندیتش هم بیشتر است، آنها هم مثل بقیه ملت رأی دادند، اگر صبر کنیم آراء معلوم شود مطلب بعدی را مطرح میکنیم و به بحثمان ادامه میدهیم و از هیچکس هم رو در بایستی نداریم هر کس هر رأئی دارد میگوید.
دکتر بهشتی ـ لطفاً آقایان ببینند که در کشورهائی که در جلوشان هست کارتهای سه رنگ هست یا نه؟ طاهری اصفهانی ـ چگونه ممکن است با رأی مخفی متن را اصلاح کرد؟ با قیام وقعود باید اصلاح شود و بعد اصلاح شدهاش را به رأی بگذارید.
دکتر بهشتی ـ با قیام وقعود اصلاح میکنیم بعد کلا رأی مخفی میگیریم.
هاشمینژاد ـ لازم نیست از مراجع تقلید نجف سؤال کنیم مراجع مشروع مشخص است.
رئیس (منتظری) ـ کسانیکه موافقند لفظ «نوع» اضافه شود، قیام فرمایند (عده کمی برخاستند) رد شد، مساله دیگر «حکومت حق و عدل اسلامی» است، کسانی که موافقند به جای «قرآن»، «اسلامی» بنویسیم قیام کنند (عده کمی برخاستند) رد شد.
حالا به «آیت الله العظمی» رأی میگییم موافقین قیام فرمایند (عده کمی برخاستند) رد شد.
حجتی ـ اسم کامل ایشان حاج آقا روح الله الموسوی الخمینی را بنویسید.
طاهری اصفهانی ـ چرا رد شد؟ رئیس (منتظری) ـ دو سوم کامل رأی ندادند.
ربانی را نکوهی ـ در مورد جزئیات که نگفتهاند دو سوم.
دکتر بهشتی ـ در مورد کلیه اصول قانون اسای باید دو سوم باشد یعنی حداقل چهل و نه رأی است.
رئیس (منتظری) ـ لفظ «امام» همه آنهائی را که شما میخواهید درش هست، حالا کسانی که با لفظ «روز» یعنی «همه پرسی روزهای دهم و یازدهم» موافقند قیام فرمایند (عده کمی برخاستد) رد شد.
مکارم شیرازی ـ در اینجا منظور از «روزها» در مقابل «شبها» نیست بلکه دهم و یازدهم همه پرسی دهمین یا یازدهین مرتبه نیست.
رئیس (منتظری) ـ حالا قسمت آخر آیا اصلا اسم مراجع تقلید نوشته شود یا نه؟ و از نجف هم آیت الله نوری رأی مثبت دادند.
آنوقت بنویسیم «آراء مثبت مراجع تقلید» یا بگوئیم «شرکت مراجع تقلید» یا اصلا اسم نیاوریم و بگوئیم «اکثریت قاطع مراجع تقلید».
حائری ـ اکثریت قاطع مراجع تقلید خوب است.
بنی صدر ـ اگر هم باشند تأئیدی است اگر بنویسید اکثریت بعد میگویند اقلیتی هم مخالف بودهاند و این صحیح نیست.
رئیس (منتظری) ـ اگر بنویسیم اکثریت قاطع مراجع تقلید دیگر ابهامی ندارد یعنی اقلیت نتوانستهاند شرکت کنند.
موسوی ـ مفهومش این است که اقلیتی با جمهوری اسلامی مخالف بودهاند.
خانم گرجی ـ فقط شرکت کافیست، برای اینکه شرعی بودن را تأیید میکند.
موسوی جزایری ـ اصلا ذکری از مراجع تقلید نشود و در مقدمه اشاره بکنید.
کلمه اکثریت خیلی مضر است چون ممکن است فکر بشود که اقلیتی بوده که شرکت نکردهاند و مخالف بودهاند در حالی که اینطور نیست و عدهای مریض بودهاند و شرکت نکردهاند.
میرمرادزهی ـ اگر هر فردی از مملکت یک رأی دارد و مساوی هم هست، پس ذکر نود و هشت و دو دهم درصد کافی است ولی اگر برای مراجع تقلید ارزش بیشتری از نظر رأی دادن قائل هستید با توجه به اینکه اگر چند نفر از مراجع تقلید شرکت نمیکردند و نود و هشت و دو دهم درصد مردم رأی میدادند شما به این رأی اعتقاد نداشتید؟ هاشمی نژاد ـ آنجا که انقلاب مطرح است و نقش روحانیت مطرح است و کوشش آنها و تهییج مردم مطرح است و فتوای یک رهبر مطرح است، آنوقت مساله مرجع هم مطرح است.
مساله این است که ملت از اول انقلاب تا آخر، دوش بدوش مراجع آمده و با هم کار کردهاند و هر یک از مراجع تقلید با یک اعلامیه تمام نیرو را میتواند بسیج کند، بنابراین نباید نوشت اکثریت، مرقوم بفرمائید «مراجع تقلید» و رأی بگیرید تا نتیجه مشخص بشود.
رئیس (منتظری) ـ ما نمیخواهیم بگوئیم که یک نفر مرجع رأیش چند تا حساب میشود، این یک واقعیتی است در کشور ما و ما میدانیم که در مملکت ما سالها تضادی بین روحانیت و مراجع تقلید و مردمی که مقید بودند به اسلام و متدین بودند، آنها در یک صف بودند ودولت و حکومت و آنهائی که وابسته به حکومت بودند هم در صف دیگر، و یک تضادی دیده میشد که بحمد اللهای تضاد بر طرف شد وامیدواریم در آینده به طور کلی این تضاد وجود نداشته باشد و دولت، دولت اسلام باشد و همه مردم و همه مراجع تقلید حامی دولت باشند و متحد باشند با دولت.
ما میخواهیم بفهمانیم که مراجع تقلیدی که مرجع بودند، همه مردم به آنها توجه داشتند و روی همین اصل مردم قبلا سراغ انتخابات نمیرفتند چون انتخابات را وابسته به دستگاه حکومت فاسد میدانستند و حالا همة آنها که علاقمند به مراجع بودند و در انتخابات و فراندوم شرکت نمیکردند، خوشبختانه در این رفراندوم شرکت کردند و خود مراجع هم شرکت کردند میکنند، این یک واقعیت است و میخواهیم این واقعیت را منعکس کنیم.
موسوی اردبیلی ـ بحث اساسی نیست که اینهمه صحبت میکنید.
طاهری اصفهانی ـ جناب آقای رئیس، تقاضا میکنم شما خودتان هم برای صحبت کردن وقت بگیرید.
رئیس (منتظری) ـ وقت گرفته بودم.
طاهری اصفهانی ـ اینکه میفرمایند یک مرجع تقلید رأیش با دیگران فرِ میکند باید عرض کنم که رأی، رأی است و فرِ ندارد ولی شما و من فقط به ندای زعیم عالیقدر رأی دادیم و الا جرأت نمیکردیم سرمان را از رختخواب بیرون بیاوریم ولی در مورد پیشنهاد باید نوشته شود همة مراجع، و مراجع جمع است بنابراین به دو نفر و پنج نفر و شش نفر صدِ میکند و حتماً این مقدار در ایران و خارج از ایران رأی دادهاند به جمهوری اسلامی.
ربانی شیرازی ـ اگر بخواهیم بنویسیم رأی دادند، این اشکالات پیش میآید در صورتی که ما میدانیم که حکومت اسلامی مورد تأیید تمام مردم بوده است، پس آنجائی که «به رهبری امام خمینی و تأیید مراجع» نوشته شده آنجا به نظر من یک تأییدی میباشد.
رئیس (منتظری) ـ پیشنهاد دادهاند که مذاکرات کافیست.
رحمانی ـ امام خمینی و مراجع را مقابل هم نمیشود قرار داد.
حجتی کرمانی ـ عرض میکنم مراجعی که رأی دادهاند، زنده هستند یا مردهاند؟ این چه بحثی است که میکنیم! آقایانی که حیات دارند ما از ایشان میپرسیم که آیا رأی دادهاند یا نه و همچنین میپرسیم نسبت به این نوع حکومت نظرتان چیست، همه امضاء میکنند که ما تأیید میکنیم.
یقین داریم که هیچ مرجعی نیست که حکومت جمهوری اسلامی را تأیید نکند و حکومت شاه را بخواهد.
بنابراین ما معتقدیم که مرجع تقلید چنانچه شرکت و یا تأیید او در رأی و در تحکیم جمهوری اسلامی اثر دارد، این حقشناسی هم بشود و اشکالی ندارد که اسمشان نیز نوشته شود امضاء آنها هم باشد و این سندی است برای قانون اساسی.
مشکینی ـ این مطلبی نیست که این همه کشدار باشد اینقدر روی آن ایستادگی نکنید.
رئیس (منتظری) ـ نظر من با آقای طاهری موافق است که بنویسیم «شرکت مراجع تقلید» پس رأی میگیریم.
بنی صدر ـ به «شرکت» رأی میگیرید یا به کلمة «مراجع تقلید»؟ آیا لازم است اسم مراجع تقلید را بیاوریم یا نه؟ اگر رأی میگیرید بنده موافق نیستم.
رئیس (منتظری) ـ رأی میگیریم به این که آیا اسم مراجع تقلید را بیاوریم یا نه.
موافق قیام فرمایند (عدة کمی برخاستند) رد شد.
عدهای از نمایندگان ـ چرا رد شد؟ دکتر بهشتی ـ لااقل آقایان دقت فرمایند کیفیت به رأی گذاشتنمان باید بر مبنای آن چیزی باشد که قبلا تصویب کردهایم.
گفتیم و دو سوم آراء کل نمایندگان یعنی چهل و نه رأی لازم است، آراء را شمردیم و به حد دوسوم نرسید.
توجه داشته باشید که برای اصول قانون اساسی رأی دوسوم کل نمایندگان که چهل و نه نفر است باید باشد، بنابراین مورد تصویب قرار نگرفت.
مکارم شیرازی ـ آئیننامه فصلش باز است و گفتیم در مورد جزئیات، چهل و نه رأی لازم نیست زیرا مشکلاتی را بوجود میآورد، و چون این مشکلی است که تا آخر ادامه دارد، بنا شد که آئیننامه بعداً قابل اصلاح باشد.
بنی صدر ـ اگر اینها را هم با چهل و نه رأی تصویب بکنیم آنوقت خودمان هم میافتیم توی دست انداز.
رئیس (منتظری) ـ پس اصل اول به همین ترتیبی میماند که هست منتها پیشنهاد آقای غفوری رااضافه میکنیم که شامل هر دو بشود یعنی قبل از «با اکثریت» «طبق آمار رسمی» را اضافه میکنیم و رأی میگیریم البته من خودم با این پیشنهاد یعنی «طبق آمار رسمی با اکثریت نود و هشت و دو دهم درصد» موافق نیستم، این دیگر گفتن ندارد.
کسانی که عقیدهشان اینست که «طبق آمار رسمی» اضافه شود، قیام فرمایند (عدة کمی برخاستند) رد شد.
پس اصل اول به همین صورت باقی میماند.
آقایان نظرشان را با رأی مخفی راجع به اصل اول بنویسند.
دکتر بهشتی ـ کسانی که با این متن بدون وارد شدن پیشنهادها واصلاحات موافقند ورقة سفید که رأی مثبت است و کسانیکه مخالف هستند رأی سبز و کسانی که ممتنع هستند کارت زرد رنگ که هر سه را در اختیار دارید، توی گلدان بیندازید.
خامنهای ـ در یکی از پیشنویسها اصولی متناسب با این فصل هست که متأسفانه به وسیلة گروه پیشبینی نشده است.
هم چنین مقداری اصلاحات خدمت آقایان هست که در اصلهای دیگر خواهش میکنم رعایت بفرمائید.
رئیس (منتظری) ـ پیشنهاد ایشان این است که پیشنویسهای مختلف را مورد توجه قرار دهند و در رأیگیری دخالت دهند.
(در این هنگام اخذ رأی به عمل آمد و نتیجه به شرح زیر اعلام شد).
رئیس (منتظری) ـ عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأی هفتاد نفر تعاد کل آراء هفتاد رأی، موافق شصت و چهار رأی، ممتنع سه رأی، مخالف سه رأی.
بنابراین اصل اول با شصت و چهار رأی تصویب شد.
مکارم شیرازی ـ آقای ناظم زاده از دبیرخانه توضیح دادند که هیأت رئیسه پیشنهادها را از ما نخواستند بلکه گروه اول خواستند.
طاهری اصفهانی ـ بشکرانه تصویب هر اصل پنج دقیقه تنفس نداریم؟ رئیس (منتظری) ـ لطفاً آقای ربانی برای قرائت اصل دوم و دفاع از آن تشریف بیاورند.
بنی صدر ـ اصل اول که همه با آن موافق بودیم، تصویبش یکساعت و نیم طول کشید، به این ترتیب تصویب همه اصول لااقل چند ماه طول میکشد.
من پیشنهاد میکنم شورای هماهنگی دو سه نفر را دعوت کند تا روی این موضوع یک هماهنگی بوجود بیاید.
رئیس (منتظری) ـ پیشنهاد بسیار خوبی است امیدواریم عملی شود.
ربانی شیرازی ـ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
در اصل اول که بموقع به تصویب رسید، حکومت ایران جمهوری اسلامی معرفی گردید.
در قانون اساسی لازم میبود که این جمهوری اسلامی مورد تعریف واقع بشود و ویژگیها و خصوصیت آن معلوم شود.
برای اینکه چه بسا که بواسطه عدم سابقه، چنین جمهوری اسلامی برای دیگران نامأنوس است جمهوری مطلق برای مردم معروف است که حکومتی است بر پایه جمهور، و جمهور یعنی عموم مردم در آن نقش دارند، در مقام قانونگذاری، در مقام رهبری و در حاکمیتش و امثال آن، ولی این ترکیب برای مردم معروف نیست.
مخصوصا اینکه یک برداشتی هم در اطراف و جوانب مملکت از جمهوی اسلامی بوده است، لازم بود اینجا تشریح بشود که جمهوری اسلامی ما چیست.
لذا در اینجا پایههائی برای تدوین جمهوری اسلامی تبیین و تعیین شد.
البته مسائل مهمی که در جمهوری نقش برجستهای دارد، روی آنها تکیه گردیده است.
در ابتدای اصل دوم گفته شده: جمهوری اسلامی، نظامی است توحیدی، از ویژهگیهایش اینست که توحیدی است منسوب به توحید و بر پایه توحید، یعنی بینشی که در این مکتب است، وحدت جهان، وحدت صانع جهان، وحدت مدیر و مدبر و رب جهان، وحدت رهبری مکتب، مراد از توحیدی چون یک لفظ مشترکی است و برداشتهای مختلفی از آن میشود، مثل لفظ «خلق» پس «توحیدی» نگوئید و اسلامی بگوئید.
با این بیانی که گفتم از آن اشتراک بیرون میآید مخصوصا بعد تکیه شده است روی این پایهها، و این توحیدی غیر از آن توحیدی است که منظور، فلان جامعه بیطبقه است، در اینجا باتوضیحاتی که بعد میآید مراد روشن میشود.
حالا چرا بگذاریم الفاظمان را دیگران بربایند؟ چرا بگذاریم دیگران فرهنگ ما را بدزدند وبرای معانی دیگر استعمال کنند؟ بهتر است ما جوری توحیدی را تعریف کنیم که دیگران نتوانند آنرا مورد استعمال و برداشت خود قرار بدهند.
پس جمهوری اسلامی نظامی است توحیدی، بر پایه مطالب زیر: در بعضی از کمیسیونها گفته شده بود «برپایه» درست نیست ولی این پایه یک معنای اعم دارد یعنی شما در اصول اجتماعی پایه دارید، در مساله شناخت هم پایه دارید و صحیح این بود که اگر میخواستیم بگوئیم مثلا بر پایه و هدف و روش زیر، این پایهای که میگوئیم مردامان اصول دینی نیست، این پایه اعم است بر پایه یک، ایمان بخدای یکتا، ما در دوران اسلامی روی اصول همیشه تکیه کردهایم و آن اصول نقشش شاید در جامعه درست روشن نمیبود یکی از ویژگیها و خصوصیاتی که انقلاب ما داشت این بود که به اصول اسلامی و فرهنگ اسلامی وحتی به الفاظی که ما در طول تاریخ استعمال میکردیم محتوا بخشید.
مدتها ما «لااله الا الله» میگفتیم، «الله اکبر» میگفتیم و محتوای آن در دست ما نبود، لذا سازندگی هم داشت ولی در انقلاب ما، فرهنگ ما و الفاظ و اصولی که در آن بود، محتوا پیدا کرد.
برای اینکه نقش سازندگیش را به عیان و ملموس دریافت کردیم.
مثلا بر پایه ایمان به خدای یکتا که در این مکتب روی آن تکیه شده است یعنی که ما باید معتقد باشیم و ایمان داشته باشیم به خدای یکتا، یکتای در ذات و یکتای در مقام پرستش و یکتای در فرماندهی.
توحید ذات، توحید عبادت، توحید افعال و توحید حاکمیت و فرماندهی که میدانیم ایمان به خدا با این معانی که گفتم چه نقشی در سازمان جامعه دارد.
زیرا در آن جامعهای که تکیه میشود روی فرماندهی واحد حق خداوند جهان و حاضر نیست زیر بار فرماندهی سلطه جویان و ستمگران و خود کامگان برود، نقش سازنده او بدرستی معلوم میشود.
«ولقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدواالله و اجتنبوا الطاغوت» این چیزی است که پیامبران الهی همه برای این آمدهاند.
در هر امتی.
در هر قومی رسولی آمد، مبعوث شده برای اینکه مردم را وادار کند و برای آنها تبیین کند نقش الله و نقش طاغوت را «ان اعبدوالله واجتنبوا الطاغوت» پس ایمان به خدای یکتا و عدل او، عدل خداوند تبارک و تعالی در تکوین و در تشریع است.
در تکوین یعنی در نظام آفرینش خللی نیست، حکمی ناروا داده نشده است و تفاوتی گذاشته نشده است و آنچه استعداد موجودات جهان اقتضا میکرده است به آنها داده شده است.
حتی یک نظام همبستهای که یک واحد با همه کسوراتش تشکیل میدهد، بر پایه نظم واحد یعنی عدل در جهان آفرینش و عدل در تشریع میباشد.
در مورد قانونگذاری هم ما ایمان داریم که این قوانینی که اسلام برای جهان تشریع کرده است، بر طبق عدالت است و آنچه مصلحت جهان و مردم اکتفا میکرده است، در این قانون نهفته است و بر هیچکس ظلم روا نشده است.
رئیس (منتظری) ـ آقای ربانی مختصرتر بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ چارهای نیست «.... و عدل او در تکوین و تشریع و اختصاص حاکمیت و تشریع به او» حاکمیت و قانونگذاری به حق تعالی اختصاص دارد.
پایه دوم اعتقاد به وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین.
پایه دوم اعتقاد به وحی الهی است، یعنی مبتنی بر پایهای است که نظام ما را از نظامات دیگر جداو ممتاز میکند، زیرا نظامهای دیگر بر پایه افکار مردم است و نظرات آنها در تشریع قوانین دخالت دارد، قانونگذار آن است ولی در اصل دوم بیان شده است اعتقاد به وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین.
پایة سوم، اعتقاد به معاد و نقش سازنده آن در تکامل انسان که معاد چه کاربردی در جامعه الهی و توحیدی دارد.
سازنده است، انسان را تکامل میبخشد و به او مسئولیت میدهد یعنی چنانچه نقش معاد را برداریم مسئولیت قابل تبیین نیست، فقط معاد است که میتواند مسئولیت تبیین کند.
لذا در نظامهائی که اعتقاد به معاد ندارند، در آنجا تبیین قوانین میسور نمیباشد.
بنابراین پایه سوم، اعتقاد به معاد و نقش سازنده آن در تکامل انسان و در التزام قلبی و عملی او به احکام و قوانین میباشد.
پایة دیگر این اصل «امامت و رهبری مستمر ونقش اساسی آن در تداوم اسلام انقلابی» است پایه دیگر «کرامت و ارزش والای انسان و پرورش گوهر الهی نهفته در او» یعنی دیدی که در جمهوی اسلامی نسبت به انسان وجود دارد، انسان بمنزلة یک حیوان ابراز ساز تلقی نشده است، بلکه انسان خلاصه موجودات و اشرف موجودات و موجود متکامل عالم طبیعت است و پرورش گوهر الهی نهفته در او، آن چیزی که انسان را به سوی تکامل میکشاند، آن خصلت و ویژگی که در انسان است و در سایر حیوانات و موجودات دیگر نمیباشد، آنی که او را مدبر و مدیر جهان طبیعت قرار داده است و ارزش والای انسان و پرورش گوهر الهی نهفته در او، این هم نظر جمهوری اسلامی راجع به انسان است.
اصول اجتماعی دیگری که در نظام اسلامی اهمیت دارد و قابل ذکر است «آزادی و اختیار انسان در ساختن سرنوشت خویش» است.
یک پایه دیگر که پایهای اقتصادی و اجتماعی است «قسط و عدل اجتماعی و اقتصادی و نفی کامل هرگونه ستمگری و ستمکشی» میباشد یعنی در نظام اسلامی قسط و عدل اجتماعی و اقتصادی در تمام شئون برقرار است و ما میخواهیم این نظام را بیاوریم برای اینکه قسط و عدل در سراسر جامعه حکمفرما شود و انسانها زیر بار ستمگری و ستمکشی نرود «لاتظلمون و لا تظلمون».
پایه دیگر، مسئولیت انسان در این مکتب است که انسان بدون مسئولیت نیست.
مکتبی که انسان مسئول و متعهد میسازد، مسئولیت انسان وجهاد او مسئولیت پویا و دائمی است، یعنی باید جهاد و کوشش کند که خود را متکامل سازد و دیگران را هم به تکامل برساند.
پایه دیگر شناخت است که همانطور که فرمودند پایه نیست بلکه شناخت است «اجتهاد انقلابی و پویای متخصصان در فهم کتاب و سنت» برای تکامل جامعهمان، برای اینکه جامعهای متحول و پویا باشد و ایستا نباشد، احتیاج داریم به تداوم اجتهاد، آنهم اجتهاد انقلابی و متحرک و پویا و ایستا.
ولی اجتهاد انقلابی و پویای متخصصان، کسانی که متخصص هستند در فهم کتاب و سنت، نه این جور که قرآن را بغل دستمان و کتاب لغت را طرف دیگرمان بگذاریم و هی از این به آن مراجعه کنیم و به نظر خودمان اجتهادی که با شرایط خودش است و بر پایه تخصص است مقدماتش را انجام داده، ضروریاتش را دریافت کرده و بعد مثل سایر شئون مثل دکتر در طب، مهندس که تخصصی دارد، در این مساله نمیشود یکنفر کتاب طب را بگذارد بغل دستش مرضی را مداوا کند، حقوِ چطور متخصص دارد؟ حالا اسلامشناسی هم تخصص میخواهد، از چه راه؟ از راه کتاب سنت، قرآن و سیره پیغمبر.
پایه دیگر «استفاده کامل از علوم و فنون پیشرفته و تجارب بشری» است وقتی ما میگوئیم مکتب برتری داریم معنایش این نیست که در اجرای امور، دیگر علوم بشری را نادیده میگیریم، اسلام به ما دستور داده است برای تکامل جامعهتان و پیشرفت امور جامعهتان از علوم ولو اینکه در جاهای دیگر باشد و بدست دیگران باشد استفاده کنید پس ما در راه جمهوریمان از علوم بشری و تجارب سایر امم هم استفاده میکنیم.
این پایههائی است که در اصل دوم بیان شده است و بعرض رساندم.
صافی ـ آزادی و اختیار انسان درساختن سرنوشت خویش، آزادی تشریعی است یا تکوینی؟ ربانی شیرازی ـ آزادی تشریعی بواسطه همان آزادی تکوینی است.
صافی ـ حالا کدام است؟ ربانی شیرازی ـ این اجتماعی است ولی بر پایه همان خصلت طبیعی است.
رئیس (منتظری) ـ پیشنهادهائی مربوط به این اصل رسیده است که میخوانم:
1ـ پیشنهاد میشود به جای «وعدل او در تکوین و تشریع» نوشته شود «وعدل خداوند در عالم هستی».

2ـ بجای «اسلام انقلابی»، «انقلابی اسلامی» نوشته شود.

3ـ بعد از «وتجارب بشری» اضافه شود «بدون وابستگی بعالم شرِ و غرب».

4ـ تبدیل «سنت» به «اخبار» موسوی تبریزی رئیس (منتظری) ـ آقای بنی صدر اول نوبت گرفتهاند، بفرمائید.
بنی صدر ـ اگر بنده بخواهم به همان ترتیب که مخبر محترم گروه یک راجع به توحید و اصول صحبت کردند، صحبت کنم خیال میکنم شما دیگر فرصت پیدا نمیکنید که امروز به این اصل برسید.
بنابراین از آن صرفنظر میکنم و میپردازم به اشکالاتی که در این اصل است.
دیروز که ما این اشکالات را در حضور خود آقای ربانی بررسی کردیم این مشکلات یادآور شد.
البته بعضی از آنها را مورد بررسی و نظر قرار دادهاند.
اما این توضیح که ایشان دادند که روش هم پایه میخواهد، خیلی خوب، پایه روش، پایه روش است و پایه دین، پایه دین است.
این دو تا یک نوع پایه نیستند و دلیلی ندارد که شما یک متن بنویسید که در این متن این مسائل در هم و قاطی شود.
میتوانید آنها را از هم جدا کنید، دلیل ندارد که چون همه پایه است پس زیر هم قطار شود.
آن پنج پایه اول برای توضیح توحید، بسیار خوبست ولی از آن ببعد بنظر من میرسد که باید هدف و روش را از هم جدا کرد و گفت براساس آن پنج اصل و پایه، با این روش میخواهیم به این هدف معین برسیم والا فایدة این اصل چیست؟ و با این اصل بکجا میخواهید برسید؟ اگر هدف و روش آن معلوم نیست و اینها در عرض همدیگرند، شما چه میخواهید بکنید و بکجا میخواهید برسید؟ این راجع به آن مساله که نظر ایشان وارد نیست.
در جهان ما، بخصوص که دیگران هم این مسائل را از ما یاد گرفتند.
شما هم منطق و هم اصول دارید که هر دو اینها روشنند، برای اینکه بتوانید تفقه کنید آن پنج پایه اول جزء اصول دین ما است پس نظام توحیدی بر آن پایه قرار میگیرد و بعد هدفش استقرار عدل است و جلوگیری از ستم و ظلم و روشش هم همین است.
بدین ترتیب همه متوجه میشوند که ما چه میگوئیم.
ولی این متنی که نوشتهاید در چند جایش ابهامات اساسی وجود دارد.
یکی اینکه عبارت «اعتقاد به وحی الهی و نقش بنیادی آن در میان قوانین» غلط است (عدهای از نمایندگان ـ نقش بنیادی آن در بیان قوانین.)
در بیان قوانین هم معنی نمیدهد.
بلکه مراد شما لابد وضع قوانین بوده است.
پس باید نوشت «...
و نقش بنیادی آن در وضع قوانین».
و اما اینکه میگوئید کرامت و ارزش والای انسانی، این کرامت و آن ارزش چیست؟ در نظر شما ارزش، یک چیزی است و در نظر دیگری، یک چیز دیگر.
اگر منظورتان ارزشی است که فکر میکنید همه میدانند، خوب، آن چیزی را که همه میدانند بنویسید، اگر چیزی است که همه نمیدانند و شما میدانید آنچه را که میدانید بنویسید.
ارزش خودش یک کلمهای است و در جامعهشناسی بحث مهمی دارد، مثلا «کراوات زدن کار خوبی است یا نه؟ در بعضی جوامع ارزش است و در بعضی جوامع ارزش نیست.
ارزش خودبخود معرف چیزهای دیگری است که مصداقش را باید پیدا کنید و بگوئید مصداِ این ارزشی که بیان میشود کدام است، والا ارزش والای انسانی چیست؟ هیچکس از آن چیزی سر در نمیآورد.
یا «پرورش گوهر الهی» این دیگر از عبارت قبلی مبهمتر است.
چون در نظر فلسفه اسکولاستیک «اسپری» همان خرد یا هوش خلاِ است که در وجود انسانی نهفته است و اروپائیها معتقدند که آنها دارند و بقیه انسانها ندارند.
ما هم گوهر داریم.
به نظر من این اصول دین ما در هر جزئی از اجزاء عالم وجود دارد، یعنی یک الکترون را هم که شما در نظر بگیرید، هم در آن توحید هست، هم نبوت هست، یعنی در آن نظام و قاعده و قانون و هم امامت یعنی رهبری به سوی هدف هست، هم عدالت است، هم معاد، پس انسان قدر مسلم یک موجود پنج بعدی است، اگر نگوئیم آن چهار بعد دیگر انعکاس بعد اولی است.
بنابراین این را هم باید روشن کرد که آیا مرادتان همین اصول است که در انسان گوهر الهی است؟ اگر اینطور است همین را ذکر کنید تا معلوم شود که این انسان در نظر شما کدام انسان است و انسان را شما چگونه تلقی میکنید.
آن خلیفة الله که ما میگوئیم و حیوان ابزار ساز نمیگوئیم، به چه معنی میگوئیم، تا مردم دنیا بفهند منظورمان چه است والا این متن به تنهائی هیچ معنائی در بر ندارد.
بعد آمدید گفتهاید «اجتهاد انقلابی و پویا»، از مارکسیسم تا سرمایهداری در آن طرف دنیا، از انواع اسلامهائی که ما در قلمرو خودمان داریم، هر جا «انقلابی» یک معنا دارد.
چه را شما انقلابی میدانید؟ چون فردا اینها قانون میشود.
الان شما دارید قانون مینویسید ولی فردا برای یک به یک اینها یقه ما را میچسبند و هر حرفی بزنیم، میگویند این خلاف قانون اساسی است، و این اجتهاد شما انقلابی نیست، انقلابی را هم که شما تعریف نکردهاید که چیست، مثلا بنویسید طبق رویه مرسوم.
خوب، در نزد حوزههای علمیه، ما میفهمیم یا نه، طبق رویه مرسوم در دانشگاهها، بسیار خوب میفهمیم.
یا اینکه توضیح بدهید که مقصودتان چیست؟ و همینطور کلمه «پویا».
پویا ترجمه دینامیک است.
چون شما خیلی با غربزدگی موافق نیستید من خودم این کلمه را زیاد به کار بردهام بعد هم بتدریج به این نتیجه رسیدهام که نه، این متضمن واقعیت توحید نیست و آنرا رها کردم.
یعنی دراین چند ماهه اخیر کار علمی، مرا به این جا رسانید که نه، دینامیک بالاخره بر میگردد به تقابل قوا، یعنی برگردد به همان تضاد، تضاد در دیالکتیک.
حالا آیا شما به آن معنی میگوئید اجتهاد پویا، یا معنی دیگری برای این کلمه دارید؟ (ربانی شیرازی ـ پویا به معنی متحرک در مقابل ایستا است) خوب پس متحرک بنویسید.
و یک چیزی بگذارید که ما بفهمیم و روشنتر باشد و دقیقا بدانیم مراد شما از پویا چیست والا، همین را فردا میچسبند و میگویند که اجتهاد شما پویا نبودهاند.
اینهم اشکال این عبارت است و اما کمبود آن، ما یک شعاری در انقلاب داشتیم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، در آن متن پیش نویس اصلی این موضوع و معنی رعایت شده بود.
شما دراینجا نوشتهاید «ستمگری وستم کشی».
به اصطلاح اگر آن را به ایدئولوژیهای جدید ببریم میبینیم با عبارت مارکسیستی خواناتر است.
برای اینکه آنها اصل را بر تضاد داخلی میگذارند.
آنچه در آن پیش نویس قبلی آمده بود رساتر است.
یعنی «ستمگری و ستمکشی» را هم در درون مرزها نفی میکرد و هم در بیرون مرزها.
در این پیشنهاد، استقلال را نمیدانیم در کجاست؟ یک جائی لازم است که باشد، چون در داخل ممکن است شما بتوانید بین زیر سلطهها یک قسطی برقرار کنید.
این عبارت را چرا برداشتهاید؟ چه حاجت بوده که آن را حذف کردید؟ با اینکه ما دیروز هم بررسی کردیم این موضوع را و قید کردیم که مساله سلطه در جهان، یک مساله اساسی است.
گیرم به اینکه در قرآن ما هم یک فصل وسیعی اختصاص داده به روابط اقوام با هم و سلطهگر و زیر سلطهای که در بین اقوام بوده است داستان فرعون با قوم موسی، یکی از آن داستانها و بسیاری دیگر مانند همین داستان خود پیغمبر اسلام و مبارزهاش با اقوام دیگر و یا وضعیتی که خود ما از آن خارج شدهایم، علیه یک رژیم دست نشاندهای مبارزه کردیم، اگر ما در این اصل کمترین اشارهای به این مسأله نکنیم که مملکتی بودیم که از طریق رژیم پهلوی زیر سلطه امریکا و غرب بودهایم و حال از زیر این سلطه با این انقلاب بیرون آمدایم، درست نیست و ظلم بزرگی است به انقلاب ما و خوب نیست به عنوان یادگار ما برای نسلهای فردا.
بنابراین این مسأله باید جزء عبارات این اصل گنجانده شود، و یکی از هدفهای ما دسترسی به استقلال کشور باشد، البته استقلال همه جانبه، این هم باید اضافه بشود.
حالا این را هر جا دلتان میخواهد بگذارید، اختیاردر سرنوشت هم که میفرمائید ربطی به استقلال همه جانبه در زمینه اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ندارد.
درحقوِ بشر هم این اختیار سرنوشت را گذاشتهاند اما هیچ کس هم بر سرنوشت خود حکم ندارد، چون عملا از جهات دیگر وابسته است.
آن استقلال یک مفهوم گستردهای است که ما باید بفهمیم چیست و در همین جا تصریح کنیم تا شیرفهم بشویم.
حالا این ایرادتش بود و آن هم نقائصش بود که به نظر من رسید اگر اینها قبلا در آن کمیسیونی که عرض کردم رسیدگی میشد ای بسا وقتها اینجا صرف این امور نمیشد.
رئیس (منتظری) ـ متشکرم اینجا دو سه پیشنهاد رسیده یکی اینکه نوشتهاند در جواب آقای بنیصدر به جای «ارزش و کرامت» بنویسید «ارزش به خلیفة الهی انسان».
پیشنهاد دیگر مربوط به آقای رحمانی است راجع به «آزادی و اختیار انسان در ساختن سرنوشت خویش» در این مورد اگر تکوینی باشد که مانعی ندارد ولی اگر تشریعی باشد باید معلوم باشد که مراد از آن جواز اتخاذ هر سبیلی نیست بلکه در حدود «فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر انا اعتدنا للظالمین ناراً احاط بهم سرادقها و ان یستغیثوا یغاثوا» «انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اماکفوراً» یا آنکه اگر سبیل غیر صحیح را اختیار نماید و سرنوشت خود را بد سازد مورد عقاب واقع میشود.
آقای کرمی نوشتهاند پس از کلمه «حاکمیت» کلمه مطلق نوشته شود یعنی «حاکمیت مطلق» بعد از «وحی الهی» نوشتهاند «وحی الهی خود قانون است نه مبین قوانین» آنجا که دارد «التزام قلبی و عملی او بر احکام و قوانین» ایشان نوشتهاند بنویسید «احکام و قوانین الهی» یک الهی اضافه کردهاند.
آنجا که نوشته شده است «امامت» نوشته شود «امامت و رهبری مرجع دینی» آزادی و اختیار انسان در ساختن سرنوشت خویش با اینکه تکالیف خدا او را محدود ساخته است.
اجتهاد انقلابی یعنی چه؟ و ثانیاً تمام افراد، افراد مکلف به اجتهاد نیستند یک چنین چیزی.
حالا آقای بهشتی برای دفاع از اصل دوم اگر مطلبی دارید بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ با تشکر از تذکرات عرض کنم مطالبی را که آقای بنیصدر گفتند توضیح میدهم، آنچه در این اصل دوم راجع به پایه ذکر شده است همة اینها پایه است نه هدف، یکییکی آنهائی را که ایشان قبول کردند عبور میکنم و آنهائی را که قبول نکردند توضیح میدهم، ایمان به خدا پایه است، اعتقاد به تمدن پایه است، رد میشویم، اعتقاد به وحی پایه است رد میشویم، اعتقاد به معاد و اعتقاد به امامت را پذیرفتند رد میشویم، اعتقاد به «کرامت و ارزش والای انسان و پرورش گوهر الهی نهفته در او» عنایت بفرمائید وقتی میگوئیم پایه، یعنی جهان بینی، مساله کرامت و ارزش انسان جزو جهان بینی است یعنی ما به انسان با چه دیدی نگاه میکنیم؟ و در مکتبی که در پیکر مادی انسان نفخه روح الهی دمیده انسان رابا چه ابعادی میشناسیم؟ «و دید ما نسبت به انسان چگونه مطرح است؟ طبعاً این همیشه پایه است اگر عبارتی که اینجا هست وافی نیست، متشکر میشویم که هم جنابعالی و هم همه دوستان همکاری بفرمایند تا عبارتی رساتر بنویسیم.
ولی اینجا منظور گروه این است که دید نسبت به انسان و اینکه در وجود او گوهر الهی نهفته است و باید همه نظامها طوری باشد که به پرورش این گوهر الهی کمک کند، منظور این بوده است.
راجع به فراز بعدی «آزادی و اختیار انسان در ساختن سرنوشت خویش» مکتبها به انسانها دو گونه مینگرند، انسان مجبور در یک جبر و سرنوشت مادی اجتماعی، اقتصادی یا هر نوع جبر دیگر و انسان آزاد و حدود این آزادیها هم در مکتبها متفاوت است.
ما البته اینجا نخواستیم حدودش را روشن کنیم این در شرع مقدس ما مشخص است که آزا