جلسه بیست و یکم 28 شهریور 1358

جلسه ساعت 50/10 دقیقه روز 28 شهریور ماه 1358 هجری شمسی برابر با بیست و هفتم شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آقای دکتر سید محمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه
2ـ ادامه بحث و تصویب اصل 14 (اصل پنجاه و ششم)
3ـ طرح اصل 15
4ـ طرح و تصویب اصل 17 (اصل پنجاه و هشتم)
5ـ پایان جلسه

[---------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه

نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
جلسه رسمی است و کارمان را آغاز میکنیم.
دراینجا اسامی غائبین جلسه قبل و کسانی که تأخیر داشتند قرائت میشود.
آقایان: انواری ـ باهنر ـ بیت اوشانا ـ خادمی ـ خالاتیان ـ خامنهای ـ سحابی ـ کرمی ـ موسوی اردبیلی و خانم گرجی غایب بودند و آقایان: رحمانی چهل و یک دقیقه ـ بنی صدر چهل دقیقه ـ حائری شصت و دو دقیقه ـ طاهری خرمآبادی بیست و چهار دقیقه ـ ضیائی چهل دقیقه ـ مقدم مراغهای شصت و یک دقیقه ـ نبوی بیست و شش دقیقه تأخیر ورود داشتند.

2ـ ادامة بحث و تصویب اصل 14 (اصل پنجاه و ششم)

نایب رئیس (بهشتی) ـ به دنبال بحثهای مفصلی که دیروز دربارة اصل مربوط به حاکمیت ملی شد و مطالبی که از طرف موافق و مخالف در اینجا بیان شد، امروز صبح جلسة مشترک گروهها تشکیل شد و عدة قابل ملاحظهای از دوستان باز نظراتی دادند سرانجام این طرح تهیه شد و چون وقت نداشتیم نتوانستیم آنرا تکثیر کنیم تا دراختیار نمایندگان قرار گیرد.
بنابراین من این طرح را با یکی دو اصلاح که ناشی از تذکر دوستان بود، میخوانم: اصل 1
4ـ حاکمیت ملت: حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است.
انسان این حق خداداد را در شناخت و انتخاب شرع و قانون الهی و رهبر و ادارة امور کشور از راه قوائی که در اصول بعد میآید اعمال میکند و هیچکس نمیتواند این حق را از او بگیرد یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد.
(مکارم شیرازی ـ این یک متن جدید است و بکلی عوض شده است.)
ما خواستیم دو نکته مربوط را به آن اضافه کنیم البته آن متن قبلی هم هست که بعداً میخوانم.
(موسوی تبریزی ـ مسأله رهبر که انتخابی نیست، خدا یک قدرتی را به او داده است، مسأله پذیرش غیر از انتخاب است.)
میشود «پذیرش رهبر» نوشت.
حالا متن قبلی این اصل را میخوانم: اصل 1
4ـ حاکمیت ملت: حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است هیچ کس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد ملت این حق خداد را از راه قوائی که در اصل بعد میآید اعمال میکند.
این متنی که در جلسه تأیید شد حالا هر دو متن در اختیار نمایندگان هست اگر به دنبال بحثهائی که کردهایم احتیاجی به صحبت جدیدی نیست، متنها را میتوانیم به رأی بگذاریم و گرنه یک نفر مخالف و یک نفر موافق میتوانند صحبت کنند (نمایندگان ـ کافی است رأی بگیرید.)
(باهنر ـ یک اصلاحیه برای این متن فرستادهام.)
(بنی صدر ـ متن دوم را به رأی بگذارید.)
آقای سبحانی هم پیشنهاد دادهاند آن متن اول را به رأی بگذاریم، آقای طاهری خرمآبادی تذکر دادهاند که این مربوط به مطلق انسان است، نه ملت ایران پس نظرشان به متن دوم است.
تذکرات دیگری آمده است که عموماً مربوط به متن اولی است هر وقت آن متن مطرح شد میخوانم.
(پرورش ـ تذکر من کلی است و مربوط به دو متن است.)
تذکر شما را خواندم آقای یزدی هم همین تذکر را دادهاند.
پیشنهاد شده است بجای «ملت این حق خدا داد را...
الی آخر» بنویسیم: «مردم این حق خداد را» تا راه برای مسائل بعدی باز باشد.
(بنی صدر ـ اگر مردم را بجای ملت بنویسیم ایراد دارد.)
همانطور که عرض شد تذکراتی که داده شده است اکثراً همان تذکراتی است که در جلسه قبل داده شده بود و پیشنهادهای جدید بعد از اینکه تکلیف این متن معلوم شد مطرح میشود.
(صافی ـ تذکر من یک عبارت جدیدی است.)
بعنوان مخالف میتوانید صحبت کنید، بفرمائید.
صافی ـ عرض بنده این است که «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته» این حکومت دادن خدا حکومت تکوینی است یا تشریعی؟ اگر حکومت تکوینی است در مجرای قوا نباید اعمال بشود و از خودش سلب اختیار بکند و اگر حکومت تشریعی است که چنین حکومتی به این معنا اعطا نشده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یک نفر موافق میتواند در این مورد صحبت کند.
آقای مرادزهی بفرمائید.
میرمرادزهی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
من معمولا در اکثر اوقات رأی مخالف دادهام ولی الان بعنوان موافق دربارة این اصل صحبت میکنم وقتی که ما در اصل پنج مورد ولایت فقیه آمدیم گفتیم «که اکثریت مردم او رابه رهبری شناخته باشند» این اکثریت مردم بودند که برایشان حق حاکمیت قائل شدیم، در این اصل حق حاکمیت بنحو روشنتری بیان شده و فکر میکنم نظرات تمام مردم و ملت را بیان میکند و هیچ منافاتی با اصول قبلی ندارد و انسان واقعاً حاکم بر سرنوشت خودش هست ما حکومت ازلی نداریم که از قبل تعیین شده باشد و بوسیله وحی الهام شده باشد.
این مردم هستند که حاکمشان را، سرنوشتشان را، راه و زندگی آیندة خودشان را تعیین میکنند و بنظر من هیچ ایرادی بر این اصل نمیتواند وارد باش و نحوة حاکمیت و حق حاکمیت همانطور که در ذیل این اصل پیشبینی شده بوسیله قوای ناشی از ملت اعمال خواهد شد و السلام.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بر طبق روال کارمان یک موافق و یک مخالف صحبت کردند حالا یک مرتبه دیگر اصل چهارده را میخوانم و به رأی میگذاریم: اصل 14 (اصل پنجاه و ششم) ـ حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است.
هیچ کس نمیتواد این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قراردهد و ملت این حق خداد را از راه قوائی که در اصول بعد میآید اعمال میکند.
(کرمی ـ این متن خلاف شرع است سرنوشت ملت بطور مطلق به او واگذار نمیشود.)
روی این موضوع به اندازة کافی بحث شده است، بنابراین نسبت به این اصل با ورقه بصورت مخفی اخذ رأی میشود.
(اخذ رأی بعمل آمد و نتیجه بشرح زیر اعلام گردید.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ عده حاضر در جلسه شصت و شش نفر، موافق پنجاه و یک نفر، مخالف شش نفر و ممتنع نه نفر، بنابراین اصل 14 (اصل پنجاه و ششم) با پنجاه و یک رأی موافق به تصویب رسید تکبیر (حضار سه مرتبه تکبیر گفتند)
3ـ طرح اصل 15 نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل پانزده مطرح میشود.
دربارة اصل پانزده باز بحثهای زیادی شده امروز هم در جلسة گروهها باز قسمتی از وقت صرف این اصل شد سرانجام به این نتیجه رسیدیم که به همین کیفیتی که قبلا تهیه شده بود مطرح کنیم.
اصل را میخوانم: اصل 15 ـ قوای حاکم در کشور جمهوری اسلامی عبارتند از:
1ـ قوه ملت 2 ـ قوه مقننه
3ـ قوه مجریه
4ـ قوه قضائیه
5ـ قوه رهبری و ارتباط میان آنها بوسیله قوة اخیر برقرار میگردد.
هاشمینژاد ـ بعد از «جمهوری اسلامی» کلمة «ایران» را اضافه کنید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ قرار بود پیشنهادها را کتباً مرحمت کنید تا بحث جدیدی ایجاد نشود.
در این اصل یک موافق و یک مخالف صحبت میکنند.
صورتی که آقایان منشیها از موافقین و مخالفین تهیه کردهاند به این ترتیب است آقایان: بنیصدر ـ مخالف، موسوی تبریزی ـ موافق، مکارم شیرازی ـ موافق، فاتحی ـ موافق، پرورش ـ موافق، عضدی ـ مخالف، شیبانی ـ مخالف رحمانی ـ مخالف، مقدم مراغهای ـ مخالف به این ترتیب پنج نفر مخالف و چها نفر موافق ثبت نام کردهاند، بر حسب ترتیب دو نفر موافق و دو نفر مخالف هر کدام هفت دقیقه صحبت میکنند، آقای بنیصدر بفرمائید.
بنی صدر ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
ما همه قبل از آمدن به جلسه از یک خطر میترسیدیم و آن اینکه این قوا استقلالی به هم برسانند و دمار از روزگار ملت در آوردند، پس منشأ ترس یکی است الا اینکه چون استقلال رابرای این پنج قوه از همین حالا ساختهایم این چهار قوه دیگر منتظرند که یک جائی خودشان را به هم بچسبانند و دمار از روزگار ملت در آورند.
هیچ قوهای در جهان بالاستقلال نمیتواند عمل کند اگر معنی قوهای را که در اینجا فهمیدیم تشکیلات و سازمان دادن برای انجام یک برنامه و هدفی باشد، حتی قوة پیامبران هم مستقل نیست و متکی به خدا است، این نیست که هر کس آمد گفت من پیغمبرم بگوئیم بله سمعاً و طاعتاً اگر دقیق بشویم این همان است که امام بدفعات تصریح کردهاند که در اسلام قانون حکومت میکند، طریقه بیانش این است که خدا وحی میکند به پیامبر و پیامبر هم ابلاغ میکند به بشر، پس در اصل یک قوه بیشتر نیست و آن قوة الهی است.
این قوه را از طریق تشریع به صورت یک سازمانی به اجرا در میآورد.
در اصل قبل شما حق حاکمیت را به مردم دادید البته درحدود شرع و حالا این حق حاکمیت را میخواهد اعمال کنداین محتاج یک قوائی است تعداد این قوا راهر چه میخواهید شما بشمارید اما اینها مقابل ملت نیستند بلکه ابزار کار ملت هستند والا طبق همین اصلی که قبلا تصویب کردید قوة حاکمیت حقی است که شما همین الان به ملت دادید حالا دیگر این را از ملت نباید گرفت.
(نایب رئیس - عذر میخواهم ندادیم، شناختیم) بله شناختیم البته نمیخواهیم دیگر همان بحصثها را ادامه بدهم که وقتم گرفته بشود این حق مال خدا بود این را باز اگر بخواهیم تکرار کنیم دیگر اصلاً حزف نمیتوانیم بزنیم من قبلاً این را گفتم که شما دیگر این تذکر را نفرمائید، بنابراین این مقدار از وقت بنده را حساب نکنید.
خوب در این دنیا قوای دیگری را هم فرض کردهاند یک کسانی هم به همان گروه هفت که من هم عضو آن هستم نوشته بودند که باید قوة اقتصادی را هم شما در نظر بگیرید اقتصاد مملکت یک سازماندهی میخواهد، آن را هم باید در نظر بگیرید.
بله در دنیا فکر کردند که برای اجرای آن حاکمیت باید قوائی را در نظر گرفت، خوب حالا یک حرف پیش میآید که اگر این قوا درست عمل نکردند آیا برای قیام حقی برای ملت هست؟ بله میگوئید این حق سلب کردن، خودش یک قوهای است حالا بپرسیم اگر آمد و از طریق قانونی خواست رئیس جمهور را عزل بکند، و کلا را عوض بکند، فرقی است بین این ترتیب و ترتیبی که آن قوا تن به قانون نمیدهند، فرض کنیم که خودسری کردند و تن به قانون ندادند شما در این صورت از طریق قهر آنها را عوض میکنید، حرف دیگری که نیست؟ پس همین قانون اساسی که ما داریم مینویسیم در حقیقت قانون تشکیلات عمومی است.
دیگر که میگوئیم اگر رئیس جمهور را مردم خواستند عوض کنند به چه طریق باید باشد، اگر مجلس را خواستند عوض کنند به چه طریق، اگر دستگاه قضائی را خواستند عوض کنند به چه طریق.
تمام ترتیبات اینها را ما در قانون اساسی میخواهیم پیشبینی کنیم.
حالا یک قلدری آمد و زیر باراین ترتیبات قانونی نرفت گفتیم بیا انتخابات کنیم، زیر بار نرفت، چون اصلا حق حاکمیت مال ملت است و از یک مجاری معین به آنها داده شده این مجرا را عوض میکند و دست میزند به قیام، حالا هم که دست میزند به قیام رهبری لازم دارد.
در قیام قضاوت لازم دارد، اجرائیات لازم دارد، معنویات لازم دارد وقتی کسی مجرا را عوض میکند یعنی قوای اجرائی را تغییر میدهد، این معنایش این است که شما بیائید بگوئید بله اینها همه هم عرض ملت، یک قوهای هستند هر وقت که خدای نکرده دمشان را وصل کردند به آمریکا بیایند به ملت بگویند که آقا تو طبق قانون اساسی یک قوه هستی، من هم یک قوه هستم، اینها قوهای نیستند اینها هیچ چیزی نیستند.
اینها ابزار ملت هستند.
از این بگذریم حالا شما میگوئید که یک اموری هست که مردم خودشان مستقیماً میخواهند انجام بدهند یکی از آنها امر به معروف و نهی از منکر است.
خوب حالا اینهائی که دارند ترور میکنند پس طبق این اصل مجازند؟ هیچ ترتیبی ندارد؟ همینطوری هر کس طبق اصل «قوه ملت» در امر به معروف و نهی از منکر یک قبضه مسلسل بدست بگیرد و اجرای امر به معروف و نهی از منکر بکند؟ دیگر نظمی در جامعه میماند؟ شما فکر این خطرات را نباید بکنید؟ همین تشکیلات برای امر به معروف و نهی از منکر است والا با تشکیلات چه میخواهیم بکنیم؟ (بهشتی ـ یک دقیقه دیگر وقت دارید.)
آن قسمت از وقتی را که از من سلب کردید اضافه کردهاید؟ (بهشتی ـ بله حساب کردم.)
تشکیلات مملکت که درست میکنند دقیقا برای همین است که هر جامعهای این کار را میکند.
نه اینکه اختصاص به جامعه ما دارد.
هیچ جامعهای نمیگوید که من میخواهم در منکر زندگی کنم.
منکرات در هر جامعهای البته فرِ میکند، همه میخواهند کارها معروف باشد و برای این منظور تشکیلات درست میکنند.
این تشکیلات همینها است.
شما اگر بخواهید برای عموم حق نظارت، حق امر به معروف و نهی از منکر قائل شوید که کارش به اجرای اعمال قهر و قوه برسد این را باید سازمان بدهید اگر ندهید، خوب هر کس پا میشود بسم اللّه میگوید طبق تکلیف شرعی امر به معروف و نهی از منکر میکنیم برای اینکه هر کس علیحده این کار را نکند مجبور به سازمان دادن میشوند، پس اینها همه در عرض ملت هستند.
یادداشتی رسیده است و پرسیدهاند درباره دفاع جزئی و کلی چه میگوئید؟ اگر بخواهیم به این یادداشتها جواب بدهم وقتم گرفته میشود و اصل مطلب ناگفته میماند.
به هر حال همة اینها را باید سازمان داد، ما قبول میکنیم که این قوا یک قوه است و مال ملت است پس باید به آنها سازمان داد و چون هم عرض ملت هستند و ناشی از حق حاکمیت ملت هستند وقتی این را ناشی از حقوِ ملت دانستیم آنچه را خود ملت لازم است مستقیماً انجام دهد آنجا بیاورید و ترتیبی بدهید که این تالی فاسدها را ایجاد نکند.
آنچه را هم برای تشکیلات میخواهید بیاورید، بیاورید والا به این صورت آن خطری را که از آن میترسید در این اصل پذیرفتهاید و قبول کردهاید.
استقلالی دادهاید و اینها را در مقابل ملت قرار دادهاید و اگر روزی اوضاع سابق پیش بیاید طبق همین قانون پدر مردم را در میآورند.
(کرمی ـ اگر یک عده یاغی حمله کردند باید سازمان بدهیم یا دفاع کنیم؟) دفاع هم سازمان میخواهد.
نوربخش ـ سؤالی دارم که خواهش میکنم نمایندة محترم موافق که الان صحبت خواهند کرد راجع به آن مقداری توضیح بفرمایند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای موسوی تبریزی بعد از بیانات شما به عنوان موافق تشریف میآورند و توضیح میفرمایند.
نوربخش ـ این وسائل ارتباط جمعی مانند رادیو تلویزیون و روزنامهها قدرتشان بیشتر از توپ و تانک است، بنابراین این قوا باید در دست چه کسی باشد؟ من فکر میکنم باید در دست ملت باشد نه در اختیار دولت.
موسوی تبریزی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
با حذف همه تشریفات بشر یک خدائی دارد.
این خداوند بشر را آزاد خلق کرده است، حتی در اختیار مکتب و در اختیار مذهب هم آزاد خلق کرده است بعد که بشر به اختیار خودش یک مکتب الهی را اختیار کرد در چهارچوب آن مذهب آزاد است.
پس ملت مسلمان ایران بعد از اختیار مذهب پیغمبر اکرم(ص) در حدود مذهب خودشان آزاد هستند.
حق حاکمیت مال خالق است که به ملت داده، حق حاکمیت مال خالق است در عرض ملت که به رهبر داده است ثبوتاً اختیار حاکمیت برای رهبر هم جمع شده است.
ما دو مطلب داریم، خدائی است خلق کرده.
در اختیار مکتب، آزاد و در چهارچوب مکتب.
بالاخره بشر آزادی دارد و آن حاکمیت را خداوند به بشر داده است به من بشر، بعد از آنی که در حدود مذهب، قدرت و حاکمیت داده است این نیرو را داده است که به سرنوشت خودم مسلط باشم و یک مقصد این است که این نیرو را خودم اجرا میکنم، بدون احتیاج نیست که قدرتی درست کنند، چون در انقلاب گذشته دیدیم نه دولتی بود نه هیچ حکومتی، مردم فقط بسیج عمومی کردند و قدرت را متمرکز کردند بعد از اینکه نتیجتاً سازمان داده شد و به اینجا رسید.
ایجاد قدرت احتیاج به سازمان ندارد، من هستم و سرنوشت مردم، ملت است سرنوشت خودش، این حق حاکمیت را میتواند مستقیماً اجرا بکند و میتواند بواسطه وکالت که آنطور که آقای بنیصدر فرمودند ابزار نیست در واقع موکل قدرتش را تفویض میکند و به وکیل، من که رئیس جمهور یا وکیل برای مجلس شورای ملی انتخاب میکنم در واقع قدرتم را به آنها واگذار میکنم پس میشودگفت قدرتهای حاکمه در بین مردم پنج تا است منتها تشریع است من با اصلش موافقم.
طبق اصول بعدی که طرح میشود ملت حق دارند امر به معروف بکنند این را میتوانیم بگوئیم ملت پنج قوه دارد یکی قوه ملت است، یکی قوه مقننه و یکی قوه مجریه و یک قوه قضائیه که همه ناشی از قوه ملت است ولی به هر حال ملت قوایش را میتواند به وکیل خود تفویض کند، قوه رهبری که در عرض قوه ملت و حاکمیت ملت است این پنج قدرت را که علی الاجمال تفصیلش در اصول بعدی میآید درست است اشکالی ندارد و آن محظوری هم که آقای بنیصدر فرمودند که ممکن است یک قلدری بگوید من در برابر ملت قدرت دارم، این را نمیتواند بگوید که یک نیرو من و یک نیرو ملت، برای اینکه در اصول بعدی قانون اساسی که بیاید معلوم میشود منشأ این قوه قضائیه و قوه مجریه کجا است و از کجا سرچشمه گرفته است رویهمرفته اگر این دو سه اصل قانون اساسی را بخواهیم میبینیم که روشن است و آن اشکال وارد نیست.
(دکتر شیبانی ـ در این مورد پیشنهادی تقدیم کردهام عنایت بفرمائید.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای رحمانی به عنوان مخالف مطلب تازهای دارید که میخواهید عنوان کنید؟ (رحمانی ـ بله) بفرمائید.
رحمانی ـ بسم الله الرحم الرحیم.
بنظر میآید که این همه اطاله کلام در اصل موضوع تأثیری ندارد و مناقشهای لفظی بیش نیست.
بحث در این که قوای سه گانه ناشی میشود از قوه ملت یا اینکه بخواهیم تعبیرات دیگری بکنیم و اینهمه وقت را بگیریم، بنظر میرسد که هیچگونه عمل مثبتی انجام نگیرد از طرف دیگر مثل اینکه از آن جائی که قدرت ملت موضوعی نیست که احتیاج به بحث داشته باشد و آن طبعاً وجود دارد و منکر ندارد، بحثی که میشود راجع به اداره تشکیلات مملکت است.
مملکت را که ملت بدون تشکیلات نمیتواند اداره کند، قانون اساسی و سایر قوانین میخواهند اداره و تشکیلات مملکت را مورد بررسی قرار بدهند.
اگر چنانچه قدرت ملت را مسلم بگیرید، همچنان که در بعضی از اصول هم این مطلب که تا کنون سه قوه منظور شده است و چنین نیست که یک امر اتفاقی باشد و ما در این جا کشف کرده باشیم و دیگران تا کنون نتوانسته باشند کشف کنند، یک مطلبی بگوئیم که مطلب بسیار غریبی باشد و در هیچکدام از قوانین روی زمین اثری نداشته باشد و بعد یک کسی بیاید بگوید هذا اختلاف راجع به قسمت قوه رهبری، هیچ احتیاجی نیست به اینکه ما بیائیم قوه رهبری را مستقل قرار دهیم.
قوه رهبری تا قوة مقننه هست در جمیع شیئون مملکت ساری و جاری است به جهت اینکه شاید شورای نگهبان یکی از آثار قوه رهبری باشد یا رهبر مستقیماً در آنجا دخالت کند بنابراین جزو قوة مقننه است، جزو قوة مجریه هم هست چون ولایت فقیه است چون خواستهاند رعایت امور را در دست فقیه بگذارند.
آیا میخواهید این رهبری فقیه را که قوهای قرار میدهید از دست قوه مجریه جدا بکنید؟ این نقض غرض است فردا میگویند قوة مجریه نیست، قوة مقننه هم نیست، چیز دیگری است و آن چیز هم روشن نیست، بنظر میرسد که به همان طریق که ما نمیخواهیم چیزی بگوئیم که دیگران نگفته باشند، قل الحق، خواه در قانون اساسی باشد یا نباشد این موضوعی بود که باید مورد توجه واقع شود و هیچگونه انکار قدرت ملت نخواهد بود و بعد هم چنان مشکلاتی پیش نمیآید که قسم داخل در مقسم میشود یا اینکه مقسم به صورت قسیم در میآید این صحبتها هم منتفی میشود منتها چیزی که هست در همین جا که قوای مملکت را تقسیم میکنیم، قوة ملت را هم اشاره کنیم و شاید هم آنچه گفته میشود کافی باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مکارم به عنوان موافق صحبت میفرمایند.
مکارم شیرازی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
بنده یک توضیح کوتاهی روی اصل موضوع میدهم و سه تا هم اشکال هست که فشرده جواب عرض میکنم.
اساس این اصل این است که ما در آینده یک سلسله قوائی دراین قانون اساسی پیش بینی میکنیم و یک مقدارش هم تا حالا پیشبینی شده است، اینها را باید جمعبندی کرده و تحت برنامه قرار دهیم.
مسلماً قوة قضائیه، قوة مقننه و قوة مجریه جزو این قوا هستند، ولی این هم یک واقعیت است که «رهبری یا شورای نگهبان» این دو تا را به هم ضمیمه بکنیم و یک اسم بگذاریم اینهم منشاء حرکتی در جامعه است، چرا آقایان اصرار دارند که قوه را به معنی ابزار تعبیر کنند؟ قوه یعنی آن چیزی که منشاء حرکتی در نظام حکومت است.
آیا رهبر منشأ حرکتی در نظام حکومت هست یانه؟ آیا مردم هستند یانه؟ اینکه بعضی از دوستان وحشت میکنند که در هیچ جای دنیا بیش از سه قوه گفته نشده، اولا ما میدانیم جمهوری اسلامی ایران یک لوازمی پیدا کرده است که در نظامهای دیگر نیست و تازه منحصر به سه قوه بودن جای دیگر هم مسلم نیست و این هم نباید منشأ وحشتی برای ما بشود، منتها مسألهای که باید توجه داشت مرقوم داشتهاند که قوه اصطلاحی است حقوقی به معنی اقتدار قانونی و همین معنی اقتدار قانونی بحث ما را خیلی روشن میکند و به معنی تشکیلات مؤسسه نیست بلکه به معنی اقتدار قانونی است و ما خواهیم دید ملت اقتدار قانونی دارد، هم در زمینه اجرا و هم در زمینه قانونگذاری و همچنین رهبر هم قدرت دارد یعنی اقتدار قانونی دارد در هر دو زمینه به شرحی که در اصول آینده میآید، منتها مطلبی که هست اصول آینده را آقایان جلویشان نبوده و ما تازه پخش کردیم اگر اصول آینده را دقت بکنیم، جواب اشکالات در این زمینه داده خواهد شد.
مثلا اصل بعد چنین میگوید که قوه ملت از دو طریق مستقیم و غیرمستقیم اعمال میشود، در قسمت اول از طریق امر به معروف و نهی از منکر و همه پرسی و دفاع عمومی و در قسمت دوم از طریق شرکت در انتخاب ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس و شورای و نظایر آن، اصل بعدیش اعمال قوه مقننه است از طریق مجلس شورای ملی و اعمال قوه مجریه از طریق رئیس جمهور، اعمال قوه قضائیه از طریق دادگاهها، اعمال قوه رهبری از طریق همان مساله ولایت فقیه است که سابقاً پذیرفتهاید و باید حدودش را مشخص کنید.
پس این فهرستی است که برای بعد میآید و اینها سرچشمه میگیرد از قوه ملت منتها ملت مقداری را برای خود نگه میدارد و مقداری را بالواسطه اعمال میکند و وقتی ما این چنین تعبیر بکنیم، دیگر این سه اشکالی که آقایان داشتند بر طرف میشود.
اشکال داشتند از وحشت استقلال، ما صریحاً در اصول آینده مینویسیم دولت استقلال ندارد، از طرف ملت انتخاب شده و ملت هم از طریق همه پرسی میتواند ساقطش کند وقتی ما اصول آینده را داریم چه وحشتی داریم از استقلال دولت در مقابل ملت؟ اگر منحصراً همین یک اصل بود، جای وحشت بود اما وقتی خطوط این اصل در اصول آینده کاملا مشخص شده و اختیارات هر کدام حدودش روشن شده که دولت از طرف ملت است و هر وقت هم خواست با قیام یا همه پرسی از طریق مختلف ساقطش میکند، این دیگر جای وحشت از مسأله استقلال نیست، اشکال دوم هم حل میشود که مسأله هم عرض بودن که هم در آن جلسه صحبت شده و هم اینجا در صورتی هم عرض بودن اشکال دارد که ما بخواهیم بگوئیم که ملت همة قدرتش را به دولت داد، دیگر ملت در طول دولت قرار میگیرد نه در عرض.
(بهشتی ـ آقای مکارم وقت شما نزدیک به پایان است.)
بنده دو دقیقه دیگر مطابق ساعت وقت دارم، ملت در عرض دولت هست در آن مقدار قوائی که برای خودش حفظ کرده و قسمتی را داده و از این نظر مشکل هم عرضی حل میشود و اما اشکال سوم که بعضی از آقایان میگفتند من فکر میکنم قوه با محصول قوه شاید اشتباه شود، محصول تمام این قوای پنجگانه سه کار است، یا قانونگذاری است به آن معنی، یا اجرا است یا قضا است، محصول سه کار است اما مبدأ این محصول پنج قوه است و به این دلیل نباید منحصر بودن محصول دلیل بر منحصر بودن مبدأ و قوهای که این محصول را به آن منتهی میکند باشد.
در این یک دقیقة باقیمانده این جمله را هم لازم میدانم اضافه کنم، اینکه گفتید امر به معروف و نهی از منکر حتماً باید بوسیله دولت انجام بشود، این را مسلم نگیرید، مادر آینده ممکن است یک سازمان مستقل برای امر به معروف و نهی از منکر قائل شویم و عدهای از دوستان هم عقیده بر این دارند آنوقت آن سازمان مستقل چه جائی در مقابل قوای سه گانه دارد؟ شما یک سازمان مستقل برای اینکار قائل بشوید و همچنین روابط جمعی را آقای شیبانی گفتند در اختیار دولت بگذاریم.
ما مسلم نمیدانیم ممکن است در اختیار ملت بگذاریم.
(یکی از نمایندگان ـ در اختیار شورائی از ملت بگذارید.)
بسیار خوب در اختیار شورائی از ملت، آنوقت سازمانهای ارتباط جمعی...
(بهشتی ـ آقای مکارم خیلی از وقتتان گذشته) من فقط هفت دقیقه صحبت کردم والسلام علیکم.
بنی صدر ـ اینکه میفرمایئد «در اختیار» معنایش این است که مستقل میگیریم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای بنیصدر اجازه بفرمائید، عرض میشود که از مجموع صحبتهای جلسة گروه و اینجا که داشتیم چنین بدست میآید که ما یک دشواری اصلی و یک دشواری فرعی داریم، ما اگر در این دشواری اصلی بتوافق برسیم مسأله حل میشود، دشواری اصلی مقابلة قوة ملت با سایر قواست، این را باید با قبول یک اصطلاح جدید حل کنیم تا روی آن تفاهم داشته باشیم و آن این است که بنویسیم «قوه مستقیم ملت» یک «مستقیم» به این قوه اضافه کنیم که سوء تفاهم را از بین ببرد.
حالا اگر از لحاظ تعبیر و اصطلاح و ترمینولوژی ما اشکالی در این داریم این را میتوانیم در آینده حل کنیم.
محتوا اگر مشخص است و تأیید میفرمائید آقایانی که پیشنهاد فرمودهاند اگر تأیید میفرمائید به این اولی یک «مستقیم» اضافه بکنیم و به رأی بگذاریم.
(شیبانی ـ پیشنهاد مرا بخوانید این مطلب آنجا هست.)
آقای شیبانی پیشنهادهای متعددی رسیده و همه از این قبیل است اجازه بفرمائید پیشنهاد جنابعالی آمده این پنج تا را دو بخش کرده، آقای باهنر ودیگران هم پیشنهاد دادهاند، چیزی که بنده پیشنهاد کردم این است که، این طرح را عوض نکنیم و یک «مستقیم» اینجا اضافه بکنیم.
ربانی ـ آقای بهشتی اشکال این است که خود ملت یک قوهای است و آن پیشنهادی که من دادم، این قوه را در برابر قوای دیگر قرار نداده است.
(بهشتی ـ پیشنهاد بعدی را که ما میدانیم.)
آنوقت اشکالی برطرف نمیشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ میدانم، بنده فقط عرضم این بودکه اگر پیشنهاد دهندگان موافق هستند که پیشنهادشان را با این اضافه به رأی بگذاریم، اصلاح بکنند و بدهند.
بنی صدر ـ پیشنهاد شما چه مشکلی را حل میکند؟ قوای دیگر یا ناشی از این قوه است که باید نوشت قوای دیگر ناشی از این قوه است، یا نه مستقل است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای بنیصدر شما در صحبتتان هم در آن جلسه فرمودید هم اینجا، بنابراین طوری باشد که رعایت نظم جلسه را کرده باشیم.
خوب با اضافه کردن «مستقیم» موافقید؟ (مکارم ـ آقایان صریحاً میگویند موافقیم.)
بسیار خوب، اصل بعدی را اصلاح میکنم.
خامنهای ـ خیلی مطالب گفته شده ولی اینجا مطرح و منعکس نشده چون در جلسة غیر رسمی بوده خیلی حرفها هست که هنوز هم میشود زد نظر من این است که یا به همان روش برگزار کنید یا اینکه اگر مخالفی بود صحبت کند.
(مقدم مراغهای ـ بنده به عنوان مخالف طرحی داشتم و مطالبی هم دارم که گفته نشده.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ بله، موافق و مخالف اسم نوشتهاند ولی صبح تشریف داشتید و تأیید هم شد که فقط نیم ساعت صحبت بشود.
(دو موافق و دو مخالف) میماند اینکه اگر آقایان بتوانند طبق معمول پیشنهاد گروه را با جمعبندی از صحبتها اصلاح بکنند و بعد به رأی بگذاریم تا چیزی بر خلاف نباشد چون بنده نه چیزی را خواستم تشویق کنم و نه رد کنم، من جمعبندی کردم و از جمعبندی اینطور بدست میآید.
حالا پیشنهاد آقایان میتواند یا به همان طریق به رأی گذاشته شود و یا میتواند با افزایش آن کلمه مطرح شود.
(مکارم ـ تا به حال معمول بوده که یک کلمه اضافه میکردیم اصراری هم نیست.)
بنده این را قبول دارم آقایانی که در گروه دوم هستند موافقت کردند که اضافه بشود؟ (چند نفر از گروه دوم ـ بله) بسیار خوب بنابراین عنایت بفرمائید اصل پانزده به این صورت که میخوانم به رأی گذاشته میشود.
حجتی کرمانی ـ میخواهم عرض کنم که قوه چهارم قرار...
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای حجتی بفرمائید بنشینید یعنی نظم جلسه ایجاب میکند که سر کار هم به نظم کمک بکنید.
حجتی کرمانی ـ شما نظم را خودتان تنظیم میکنید یعنی یک وقت نظم خیلی بسته است، یک وقت خیلی باز، این را نمیدانم چطوری اداره میکنید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل پانزده را قرائت میکنم: اصل 1
5ـ قوای حاکمه در کشور جمهوری اسلامی ایران عبارتند از
1ـ قوه مستقیم ملت
2ـ قوه مقننه 3 ـ قوه مجریه
4ـ قوه قضائیه
5ـ قوه رهبری و ارتباط میان آنها بوسیلة قوه اخیر برقرار میگردد.
لطفاً گلدآنهارا برای اخذ رأی ببرید.
(ربانی شیرازی ـ آقا پیشنهاها را بخوانید شاید پیشنهادی بهتر از این باشد.)
آقای ربانی اگر ملاحظه فرمودید صبح توافق بر این شد که اگر پیشنهادهای جدیدی باشد همة آنها در جلسه گروهها خوانده شود بنابراین در ذهن دوستان هم هست.
(ربانی شیرازی ـ این پیشنهاد هم روی همین فکر است، اصلاحات است، شما چطور یک کلمة «مستقیم» اضافه کردید.)
یعنی یک لفظ را میفرمائید؟ (ربانی شیرازی ـ یک لفظ یا دو لفظ فرِ نمیکند.)
نه آن یک تغییر عبارتی است، تغییر عبارت هر چه بود دیدم.
(اخذ رأی بعمل آمد و نتیجه بشح زیر اعلام گردید).
نایب رئیس (بهشتی) ـ عده حاضر در جلسه شصت و شش نفر، تعداد کل آراء شصت و شش رأی، موافق سی وچهار نفر، مخالف بیست و دو نفر، ممتنع ده نفر، بنابراین تصویب نشد.
آقای موسوی پیشنهاد کردند که اگر هر دو متن رد شد از راه تجزیه استفاده شود یعنی راجع به هر کدام از قوا رأی گرفته شود، فکر نمیکنم این بتواند اصل را درست بکند، عنایت بفرمائید ما فرصتی داریم که چند متنی را که رسیده بخوانیم و بادست برای تأییدش رأی بگیریم، اگر متنی نزدیک به رأی با ورقه بود آن را باورقه رأی میگیریم.
موسوی اردبیلی ـ بنده پیشبینی میکنم که هیچ متنی بطور کامل رأی نخواهد آورد راهش جز این نیست که تکهتکه تجزیه کنید، بنده یکی را قبول دارم رأی میدهم یکی را قبول ندارم رأی نمیدهم، اینده را بنده عرض میکنم و میخواهید از آقایان هم بپرسید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ با همان پیشنهادی هم که دوستان دادهاند که قوة مستقیم ملت را بگذاریم باید اصل شانزده عوض بشودت چون در اصل شانزدهم نوشتیم مستقیم و غیر مستقیم، بنابراین اجازه بفرمائید این اصل واصل بعدی بار دیگر در جلسه فردا صبح گروهها با توجه به تمام مطالب اصلاح بشود و اصلاح شدهاش به جلسه علنی بیاید یعنی آماده باشد و ما میدانیم که علی کل حال نسبت به اینکه یک قوة مقننهای داریم، نسبت به اینکه یک قوة مجریهای داریم، نسبت به این که یک قوة قضائیهای داریم در این بحثی نداریم، اصول مربوط به اینها را که آماده شده مطرح میکنیم بعد مجلس را ادامه میدهیم.
اصل بعدی یعنی جای اصل پانزده و شانزده خالی میماند.

4ـ طرح و تصویب اصل 17 (اصل پنجاه و هشتم) نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل هفده قرائت میشود: اصل 17 ـ اعمال قوة مقننه که عهدهدار تشخیص نیازها و تصویب و تنظیم مقررات لازم برای نظم و رشد جامعه است از طریق مجلس شورای ملی میباشد که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل میگردد و مصوبات آن پس از امضای شورای نگهبان و رئیس جمهور برای اجرا به قوةمجریه و قضائیه ابلاغ میگردد.
لطفاً برای موافق و مخالف اسم بنویسید (اسامی مخالفین و موافقین نوشته شد) توجه بفرمائید آقایانی که برای صحبت وقت خواستهاند آقای مقدم مراغهای، مخالف ـ آقای شیبانی، مخالف مشروط ـ آقای فارسی، مخالف ـ آقای موسوی اردبیلی، مخالف ـ آقای موسوی جزایری، موافق مشروط ـ آقای سبحانی، موافق ـ آقای رشیدیان، مخالف مشروط ـ آقای بنیصدر، مخالف مشروط ـ آقای ربانی شیرازی، موافق مشروط ـ آقای کیاوش، مخالف ـ آقای اکرمی، موافق ـ پس بنابراین آقای مقدم مراغهای به عنوان مخالف صحبت کنند.
مقدم مراغهای ـ به نام خدا.
دیروز پیش آمدی شد و بعضی از دوستان از من گله کردند خواستم تذکر بدهم مخصوصا به آقای کیاوش گفتم که دیگر من صحبت نمیکنم ایشان گفتند چون سیمیلیون جمعیت این صحبتها را میشنوند و شما وقتی حرفی میزنید انعکاسش وسیع است اگر مطالب را اینجور عنوان نکنید بهتر است، البته خوشبختانه حالا که میبینم منتشر نمیشود و آن نگرانی شما هم از بین میرود و تا حالا من ندادم مطالبم را که منتشر بشود، بنده خواستم این اصل را که اینجا آمده با اصلی که در آن طرح پیشنهادی که به مجلس آمده بود مقایسه کنم.
در آنجا اصل هفده آمده بود که اعمال قوة مقننه از طریق مجلس شورای ملی است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل میشود، ما این اصل حاکمیت مردم را قبول کردیم چه بخواهیم، چه نخواهیم.
حتی در ولایت فقیه تصویب شدة خود آقایان هم، عملا همین طور بوده یعنی این انقلاب ما ذاتش همین است که اعمال ولایت فقیه به صورت عملی انجام شده یعنی روزی که امام خمینی این نهضت را رهبری کرد نه قانون بود نه چیزی، ولی این عمل با لذات و بطور طبیعی، خودش انجام شد.
پس هم در عمل داریم هم در اصلی که مربوط به ولایت فقیه است و ما از آن هم قدم بالاتر گذاشتهایم برای حاکمیت مردم، ما در اصل دوازده پیشبینی کردیم اگر اقلیتهای مذهبی بودند یا اسمشان را اقلیت نگذاریم (به اصطلح مذاهب دیگر) اگر در مناطقی اکثریت داشتند آنها با وجود اینکه از نظر مذهبی همانطور که آقای مرادزهی گفتند مثل تسنن این ولایت فقیه در آن منظور نشده معهذا ما آنها را مکلف کردیم و گفتیم که آنها خودشان مقررات فقه خودشان را انجام بدهند.
یعنی چه؟ یعنی ما قبول کردیم که آنها مذهب را آزادانه انتخاب کردند و اصول مذهبی خودشان که ناشی از حاکمیت خودشان است اعمال میکنند.
در این اصل معلوم است اصول اسلامی است، آزادی هست در چهارچوب همان آزادی که اسلام به مسلمین داده در آنجا باید قانون بگذارند.
دیروز عدهای پیش من آمده بودند و گفتند این کارگران سوسیالیست در اهواز در زندان هستند و از من راهنمائی میخواستند، گفتند آقا اعلامیة حقوِ بشر اینطور میگوید، قانون اساسی سابق اینطور میگوید، شما الان به من بگوئید که اگر مراجع اسلامی است ما به چه اصلی متوسل بشویم؟ گفتم آقا ما بر اصول اسلامی این قوانین را تصویب خواهیم کرد، مسلم است که در ادوار گذشته این مشکلاتی که امروز هست نبوده و دولتهای سابق این قدرت را نداشتند.
جامعه سابق با جامعة فعلی فرِ دارد ولی ذات و روح فرِ نکرده یعنی اسلام موافق با عدالت است.
در هر حال بنده فکر میکنم در اینجا این اصل حاکمیت اداری یک مشکلی است که واقعا باید به آن توجه بکنید.
ما اگر برای تنظیم قانون اساسی یکسال وقت داشتیم غمی نبود و میشد انجام بدهیم ولی اینطور که ما پیش میرویم اصول و مبانی را اگر عوض کردیم آنوقت تا آخر این یک صد و پنجاه و یک اصل باید عوض بشود اگر میخواهید اینکار سرعت عمل داشته باشد و ما بتوانیم به نتیجه برسیم و تعارض نداشته باشد یک فکری بکنید و چارهای بیاندیشید.
من نمیدانم امروز آقایان رادیو را گوش میکردند یا نه، خدا شاهد است که من ناراحت شدم توی ماشین که میآمدم رادیو را روشن کردم راجع به قانون اساسی و ایراد به آن اصولی که تصویب شده صحبت میکرد.
آقا مردم باهوش هستند، زیرک هستند، آگاه هستند و رشید هستند، قضاوت میکنند، ماعجله نکنیم برای اینکه از مسائل زود بگذریم، این مطلب را بنده تکرار میکنم و آخرین باری است که در این جلسه مداخله میکنم با توجه به این که نهایت احترام را برای روحانیت قائلم ولی آنچه که میبینم بعرض میرسانم و سعدی میگوید: «دو چیز طیره عقل است دم فروبستن بوقت گفتن و گفتن بوقت خاموشی»، بنده تا حالا فکر میکردم که وظیفهام هست بگویم اما از این ببعد شاید وظیفهام باشد که خاموشی انتخاب کنم.
رشیدیان ـ آقای رئیس ایشان مطالب بیارتباطی با موضوع بحث مطرح کردند راجع به پانزده نفر از کارگران سوسیالیست که گفتند، هیچ ارتباطی با بحث نداشت.
اینها خرابکاری کردهاند، لولههای نفت را منفجر کردهاند، آدم میخواستند بکشند، چرا مطالب را قاطی میکنند؟ نباید اجازه داد چنین مطالبی که اصلا هیچگونه ارتباطی به کار ما و دستور جلسه ندارد، مطرح شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یک نکتهای را عرض کنم.
ما با این که اینجا مکرر تأکید کردهایم و آن اینکه وقتی قرار است مسألهای مطرح شود، صحیح آنست که پیرامون موضوع بحث، صحبت شود و از موضوع خارج نشویم.
ما دوست میداشتیم آقای مراغهای به ما بگویند که چرا با این اصل هفده مخالفاند.
ایشان گفتند که من مقایسه میکنم با اصل هفده قبلی که این کار را هم نکردند.
الان وقت ایشان تمام شد ولی انتظارمان از همه دوستان اینست که وقتی برای صحبت به اینجا تشریف میآورند دربارة همان موضوع مورد بحث صحبت بفرمایند.
مقدم مراغهای ـ من عرض کردم که قوة مقننه برای وضع قانون است که غیر از این است پس اسمش را عوض کنید و مخالفت من هم، اگر مطالب دیگرم را کنار بگذارید، برای همین مطلب بود که بنده میگویم چرا در اینجا با این عبارات و کلماتی که مبهم است، این اصل را نوشتهاید؟ قانون اساسی باید صریح و روشن باشد.
قوة مقننه تنها وظیفهاش وضع قانون است.
معذرت میخواهم که وقتتان را گرفتم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای کیاوش فرمایشی دارید؟ کیاوش ـ طبق آئیننامه من میتوانم پنج دقیقه در مورد صحبت آقای مقدم مراغهای صحبت بکنم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بله، اگر مطالب ایشان راجع به شخص شما بوده، شما میتوانید طبق آئین نامه پنج دقیقه صحبت کنید اگر مطالبی دارید بفرمائید.
کیاوش ـ بسم الله الرحمن الرحیم.

/ 0 نظر / 10 بازدید