جلسه هفدهم 24 شهریور 1358

جلسه ساعت 20/16 دقیقه روز 24 شهریور ماه 1358 هجری شمسی برابر با بیست و سوم شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آقای دکتر سید محمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.

فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه و بیانات آقای دکتر بهشتی به مناسبت شب هفتم درگذشت مرحوم آیت اللّه سید محمود طالقانی

2ـ قرائت اسامی غائبین جلسه قبل و نمایندگانی که تأخیر ورود داشتند.

3ـ طرح و تصویب اصول 9 و 10 قانون اساسی

4ـ پایان جلسه.

[----------------------------------------------------------]


1ـ اعلام رسمیت جلسه و بیانات آقای دکتر بهشتی (نایب رئیس) به مناسبت شب هفتم درگذشت مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی

 نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
امروز که مقارن با مراسم بزرگداشت شب هفت مرحوم آیت الله طالقانی است و در بهشت زهرا انبوه برادران و خواهران عزادار و علاقه مند به اسلام و انقلاب اسلامی و روحانیت متعهد و مسئول و مبارز و انقلابی، در این مراسم شرکت میکنند، همه ما علاقه مند بودیم که بتوانیم آنجا و در جمع آنان باشیم، ولی از آنجا که ملتمان و تاریخمان برای ما وظیفه ای خطیر معین کرده، باید به آن بپردازیم و ان شاء اللّه از عهده اش برآئیم و در اسرع وقت بررسی نهائی قانون اساسی را به پایان برسانیم، خودمان را موظف دانستیم که ترتیبی اتخاذ کنیم که هم به کارمان پرداخته باشیم و هم چند تن از دوستان به نمایندگی از طرف بقیه در آن مراسم شرکت کند.
آقای منتظری و آقای دکتر شیبانی طبق تصمیمی که امروز صبح گرفته شد به نمایندگی از طرف همه ما در آن مراسم شرکت خواهند کرد و برادرمان آقای حجتی کرمانی هم از قراری که گفته شد در آنجا از جانب همه ما سخن خواهند گفت.
تصمیم امروز صبح برنامه کارمان را روشن کرد که برای تسریع در کار بطور کلی این مجلس فقط روزهای جمعه تعطیل است و حتی روزهای تعطیل رسمی دیگر، کارما ادامه خواهد داشت.
بنابراین روز دوشنبه هم که مقارن با وفات حضرت امام صادِ علیهالسلام است ما بر طبق وظیفه صادقی، کارمان را ناچار انجام و ادامه خواهیم داد و همان کاری که اینجا میکنیم آن کار عرض ارادت به آستان مقدس امام علیهالسلام است.
حالا که امروز ما در آن جلسه نمیتوانیم حضور داشته باشیم، در آغاز همین جلسه برای مرحوم آیت اللّه طالقانی طلب رحمت و مغفرت میکنیم و به یاد ایشان سوره فاتحة الکتاب را تلاوت میکنیم (حضار سوره فاتحة الکتاب را خواندند).
غفر الله لنا ولهم یالیتنا کنا معهم فنفوز فوزاً عظیماً.

2ـ قرائت اسامی غائبین جلسه قبل و نمایندگانی که تأخیر ورود داشتند

نایب رئیس (بهشتی) ـ اسامی غائبین جلسه قبل قرائت میشود.
بسمه تعالی غائبین آقایان: بنیصدر، دستغیب، ربانی شیرازی، سحابی، طباطبائی سلطانی، فوزی، قرشی، غفوری، نوربخش.
نمایندگانی که تأخیر داشتند، آقایان: باهنر یازده دقیقه، حائری پنجاه و پنج دقیقه، خادمی هشتاد و یک دقیقه، مقدم مراغهای بیست دقیقه، موسوی اردبیلی بیست و دو دقیقه.
طاهری اصفهانی ـ چرا سایر نمایندگان تشریف نمیآورند؟ اگر مسئولیتی را قبول کردهاند نباید سهلانگاری بکنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ صحیح است، طبق آئیننامه از همین امروز ما صورت اساسی تأخیر کنندگان و غائبین را اعلام خواهیم کرد و البته تعهد هر یک از نمایندگان در برابر خداوند و خلق خداوند ایجاب میکند بدون تأخیر و غیبت در جلسات شرکت کنند و تا پایان کار در جلسات حضور داشته باشند.
از آقای صافی یادداشتی رسیده است مبنی بر این که بهتر است روز وفات حضرت صادِ(ع) جلسه علنی نداشته باشیم، ولی با این توضیحی که برای مردممان دادم امیدوارم بعکس باشد یعنی اگر از هر روز برای تسریع در این کار استفاده نکنیم ممکن است بما اعتراض کنند.
(چند نفر از نمایدگان ـ جلسه علنی نداشته باشیم) مکارم شیرازی ـ آنها که در کردستان میجنگند، روز وفات را تعطیل میکنند؟ ما مسئولیتمان سنگینتر از آنها است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ همینطور است مثال خوبی زدید.
روانیست هیچ صحنهای از صحنههای مبارزه به مناسبتی تعطیل شود.
براستی آیا کسانی که در میدانهای کارزار انقلاب اسلامی میجنگند روزهای وفات را تعطیل میکنند تا احترامی به صاحب آن روز باشد؟ اشراقی ـ این روز از طرف دولت مدتی است جزو تعطیلات رسمی اعلام شده است.
بنظر من بهتر است جلسه علنی نداشته باشیم ولی گروهها به کارشان ادامه بدهند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ همان طور که فرمودند شاید بهتر باشد که ما مقداری کار بیشتر برای روز بعد آماده کنیم و روز وفات جلسه علنی نداشته باشیم به هر حال فردا صبح در این مور بحث خواهیم کرد.
یادداشتی از آقای مقدم مراغهای رسیده است که نوشتهاند برای شادی روح مرحوم طالقانی یک نفر از حائزین اکثریت آراء مجلس خبرگان در تهران، در این مجلس شرکت کند، این مسأله قبلا هم مطرح شده بود مثل اینکه شما تشریف نداشتید، به هر حال کار دست ما نیست دست وزارت کشور است که آنها هم آئیننامهای دارند که بتصویب دولت و شورای انقلاب رسیده است و باید طبق آن عمل کنند، چون ما هم طبق همان آئیننامه اینجا آمدهایم، اگر آن آئیننامه، موضوع مورد نظر شما را اجازه داده است حتما عمل میکند و گرنه، ما نمیتوانیم چنین چیزی را تصویب کنیم.
تذکرات دیگری هم از آقایان رحمانی و دستغیب رسیده است که تشکر میکنم.

3ـ طرح و تصویب اصول 9 و 10 قانون اساسی

 نایب رئیس (بهشتی) ـ خوب، کارمان را آغاز میکنیم، قرار بود از امروز جلسه ساعت چهار شروع بشود ولی بعضی از دوستان شاید بعلت اینکه از قبل قرارهائی گذاشته بودند سر وقت نیامدند، بنابراین وقت بیانات قبل از دستور منقضی شد.
ان شاء اللّه اگر فردا ساعت چهار تشریف آوردند، میتوانیم نطق قبل از دستور داشته باشیم.
قبلا هشت اصل را تصویب کردهایم، در پیشنهادی که از طرف گروه اول آمده بود اصل هشتم بعنوان اصل نهم ذکر شده بود و درباره نوعی از امر به معروف و نهی از منکر بود که بدلیل اهمیت و ویژگیش گروه اول آن را در یک اصل جداگانه پیشنهاد کرده بود.
با اهمیتی که اکثریت برای این اصل قائل بود، در جلسه امروز صبح نتوانستیم به متن جامعی برای بیان آن اصل برسیم که از هر جهت جامع و مانع باشد.
اگر ما در ادامه کارمان توفیق پیدا کردیم که متن جامعی برای آن تهیه کنیم، آن را بعنوان اصل نهم در آینده پیشنهاد خواهیم کرد والا بعداً در بخش حقوِ ملت قسمتی از آنرا خواهیم آورد، به هر حال امروز این اصل بعنوان نهم مطرح میشود.
اول اجازه بدهید همانطور که این اصل چاپ شده است، مطرح شود، بعد تغییر عدد اصل کار سادهای است بنابراین اصل نهم را میخوانم: اصل 9 ـ در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آن وظیفه آحاد و عموم مردم ایران است.
هیچ فرد یا گروه و هیچ مقام و مرجعی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور نمیتواند آزادیهای مشروع را با وضع قوانین و مقررات سلب کند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اول به سؤالات راجع به این اصل پاسخ داده میشود، بعد اگر مخالفی بود مطالبش را بیان میکند.
سبحانی ـ در اینجا هم آزادی مطلق محفوظ و محترم است و هم استقلال و تمامیت ارضی به تمام معنی محترم است.
تعارضی که در این دو تا هست را چگونه به هم ربط میدهید؟ حتی آزادی مشروع و قانونی ممکنست روزی با استقلال تمامیت ارضی تزاحمی پیدا کند، آیا در دو حکم مطلق در صورت تزاحم چکار باید بکنند و کدام بر دیگری مقدم است؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم، عنایت بفرمائید آن چیزی که در همان پیش نویس بعنوان اصل ششم آمده بود همان اندیشه زیر بنای اصل فعلی بود، این است که حفظ واقعی استقلال کشور، از طریق حفظ عدالت و آزادی در کشور است.
وقتی در یک جامعه و کشوری عدل و آزادی درست پاسداری نشود، خودبخود راه برای نفوذ بیگانه هموار میشود و بالعکس آنچه میتواند به آزادی یک ملت معنی بدهد، استقلال آن ملت است، ملتی که از یکی از جهات مثلا از جهت فرهنگی، اقتصادی، سیاسی به دیگران وابسته باشد، آزادی خود را از دست داده است.
البته وابستگی خضوع آور، نه وابستگی ارتباط متقابل، ارتباط غیر از وابستگی است.
کشور و ملتی که به کشور و ملت دیگر حالت وابستگی و دنباله روی پیدا کند، آزادی در این کشور خودبخود بخطر میافتد.
حتی آن بیگانه نمیتواند منافع کشور خودش را در این کشور حفظ کند بدون اینکه آزادی مردم آن کشور را محدود نکند.
این اندیشه زیر بنای این اصل بود که استقلال و آزادی دو مطلبی هستند که به یکدیگر ربط طبیعی و عینی دارند و هیچیک بدون دیگری قابل تحصیل نیست...
سبحانی ـ جواب مرا ندادید، در یک منطقهای ترویج قومیت خاص و یا ترویج زبان قومیت خاص در شرایط خاص این آزادی مشروع است یا نه؟ بنظر میآید که ترویج از قومیت خاص کار را بخطر میاندازد...
مکارم شیرازی ـ مشروع نیست.
سبحانی ـ مشروع نیست؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ توجه نکردید، پس به طور عادی و بصورت ذاتی این دو با یکدیگر پیوستهاند اما اینکه در یک نوع شرایط فوِ العاده و استثنائی، آزادیها محدود میشود، این امر در جوامع و کشورها در حالت استثنائی، عمومی است.
این غیر از این است که ما بسوی این جهت کشانده بشوییم یا برویم دنبال این فکر که اصولا میشود در جامعه این قبیل آزادیها که فرمودید از بین برود، ما خواستیم با این اصل این حالت را نفی کنیم والا حالتهای استثنائی و فوِالعادهای در تاریخ هر ملت و در ایام حیات هر گروهی پیش میآید.
البته در آن ایام که وضع فوِالعاده است چیزهائی که در حالت عادی جایز بوده است ممنوع میشود.
این مثل بیماری است که تا بیمار است چیزهائی برایش حرام و ممنوع است، اما وقتی شفا یافت همانها برایش مجاز میشود و اگر فردی در زمان سلامت بطور مستمر از مواد غذایی و ویتامینهای لازم ممنوع گردید، حتما بیمار میشود.
اشراقی ـ اگر تزاحم پیدا شد، جوابش معلوم است بر اساس «الاهم و فی الاهم» عمل میشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ موارد استثنائی را که نباید داخل هم کرد.
یکی از نمایندگان ـ جواب ایشان در خود اصل موجود است.
وقتی میگوئیم از هم تفکیک ناپذیرند، احقاِ حق یکی حق دیگری را تأیید میکند مثل اینکه بگوئیم عالم و عابد از هم تفکیک ناپذیرند ممکنست عادلی داشته باشیم عالم نباشد یا برعکس.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من خیلی مایل بودم که شما طبق نوبت صحبت میفرمودید.
آقای تهرانی بفرمائید.
مراد خانی ارنگه (تهرانی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
انگیزه تنظیم این اصل در پیش نویس قانون اساسی و در اصل فعلی که مطرح است و ان شاء اللّه متن نهائی است، این است که زمان طاغوت متوجه بودید که هر نوع آزادی را سرکوب میکردند بعنوان اینکه استقلال کشور در خطر است.
برای سیاست مستقل کشور هر نوع آزادی را سرکوب میکردند حتی دیدید که رساله عملی مرجع بزرگ عالم تشیع در ایران ما که مهد تشیع است، ممنوع بود.
اگر رسالهای، اعلامیهای، پیدا میشد مردم را به چندین سال زندان محکوم میکردند و مدعی بودند که از استقلال و تمامیت ارضی کشور حمایت میکنند و انواع آزادیها را سرکوب میکردند.
این اصل برای تضمین این آزادیها بوده است و ان شاء الله از این ببعد معلوم شود که آزادی و استقلال تفکیکپذیر نیستند و ممکن نیست تزاحمی برای یکدیگر داشته باشند.
تا آزادی نباشد امکان ندارد استقلال کشور و عدم وابستگیش به اجانب تأمین شود.
حفظ منافع هر کشور بسته به این است که مردمش آزاد باشند و بتوانند از نظامشان، از دینشان، از هدفشان آزادانه حمایت کنند، پس بعنوان استقلال معنی ندارد که ما جلوی آزادی را بگیریم.
این اصل برای این منظور بود و بخاطر اینکه پیشگیری بشود از اینکه ممکن است عدهای هم از آن طرف، بعنوان آزادیهای نادرست از راه بیبند و باری، استقلال و تمامیت ارضی کشور را بکوبند لذا از طرفین جلوگیری میشود.
نه به اسم آزادی میشود استقلال مملکت را از بین برد و نه به اسم استقلال میشود آزادی را از بین برد و البته با قید مشروعیت آزادی، این کار ممنوع است و تلازم این قید این است که آزادی تاجائی که مزاحم آزادی دیگران نشود و باعث از بین رفتن هدف و تجزیه کشور نشود، محترم است.
بنابراین «آزادی مشروع» قید شده و اینکه بصورت دیگری نپذیرفتند، صحیح و خوب هم بود و بنظر من این اصل از اصول مترقی قانون اساسی ما، بلکه در تمام جهان است و شکل این اصل را گروهها ترتیب داده بودند و به این جهت لازم دیدم این توضیحات را عرض کنم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای تهرانی عملا بعنوان موافق صحبت کردند.
آقای فارسی بفرمائید.
جلال الدین فارسی ـ این اصل تعیین وظیفه میکند و این وظیفه را بر دوش آحاد مردم میگذارد ولی باید وظیفه بر دوش دولت هم باشد، مخصوصا که چنین مقامی حق ندارد بعنوان استقلال، آزادیها را سلب کند گر چه «مردم» به معنی کل افراد هست اما اینجا باید تصریح بشود که دولت هم موظف است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این پیشنهادی است که آقای کیاوش هم دادهاند و در خور ملاحظه است یادداشت میکنم.
فاتحی ـ تنافی این جملات برداشت نشده، مثلا نوشته شده «کسی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی و فرهنگی و اقتصادی خدشهای وارد کند» باز مجدداً بعنوان حفظ استقلال نوشت شده «هیچ مقامی نمیتواند آزادی مشروع را سلب کند» این یک تفاوتی ایجاد میکند و آن عاملی که تجویز کننده باشد برای عملی که جلوگیری از آزادی کند یا آنکه میخواهد آزادی بدهد، مشخص نشده چه عملی است.
«استقلال» و «تمامیت ارضی» تنافی دارد که باید از آن جلوگیری شود و چه عملی آزاد است و با استقلال و تمامیت ارضی تنافی ندارد.
باید عبارتی بجای این گنجانده شود که برای مردم روشن و مشخص شود که چه اعمالی با این اهداف تنافی ندارد، و هدفی که هر یک مؤید دیگری و پشتوانه دیگری است و در حالتی که جامعه دچار یک وضع حادی میشود مثل وقتی که انسان دچار بیماری میشود، یک مورد استثنائی است و آن را خود قوانین بر اساس «الاهم و فی الاهم» معین میکند.
مسأله در اینجا به صورت عادی ودر حالت عادی گفته شده است که اینها از همدیگر تفکیک ناپذیرند و نظام اجتماعی و قانونی بعد باید حامی این اندیشه باشد که هر یک از اینها پشتوانه دیگری است.
هیچیک هم با یکدیگر اصطکاک و تزاحم ندارند، البته اگر حالت غیر عادی پیش آید، ممکنست غیر از این بشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای موسوی تبریزی بفرمائید.
موسوی تبریزی ـ محتوای این اصل خوب است ولی به صورت خوبی نوشته نشده است، در اسلام آزادی و استقلال مطلب خوبی است و حفظ استقلال و آزادی وظیفه دست اندر کاران مملکت است.
آنچه وظیفه ملت و افراد ملت است عبارت است از عدم اخلال و استقلال و آزادی و گرنه یک دهقان یا کارگر چگونه میتواند استقلال را حفظ کند؟ البته او باید کاری کند که به استقلال لطمه نخورد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بجای آحاد ملت، دولت بگذاریم؟ موسوی تبریزی ـ حفظ استقلال مملکت با دست اندرکاران مملکت است.
آحاد ملت باید در آن فقط اخلال نکنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم، آقای رحمانی بفرمائید.
حسینعلی رحمانی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.

1ـ جمع «آحاد و عموم» در لفظ وجهی ندارد چون آحاد بمعنی فردفرد مردم است اگر لفظ «آحاد» و یا «عموم» ذکر شود، دولت نیز باید ضمیمه شود، یعنی نوشته شود «دولت و آحاد مردم» گر چه ممکن است گفته شود دولت هم جزء آحاد مردم است.

2ـ همچنانکه در مورد اول فرد و گروه و مقام ذکر شده لازم است در مورد ثانی هم هر سه مورد ذکر شود.

3ـ استقلال را یا باید به تنهائی ذکر نمایند واگر خواستند انواع آن را ذکر نمایند، لازم است تمام انواع آن را ذکر نمایند، پس حذف افراد آن بهتر و موجب تعمیم است.

4ـ «وضع قوانین و مقررات» را باید حذف کرد چون مفهوم آن این است که بدون وضع قوانین و مقررات میشود سلب آزادیها را نمود و حال آنکه سلب آزادی مطلق و بصورت کاملا مستبدانه هم ممنوع است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ «کل ماقرء سمعک ما وقع فی بقعه الانفاس» استقلال نظامی که گفته شد مهم است پس بدنبال آن «و غیره» را هم اضافه بفرمائید.
یکنفر از نمایندگان ـ در آنجا که نوشته شده است «...
هیچ فرد یا گروهی و هیچ مقام و مرجعی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند (به اینجا که رسیده است) و هیچ مقامی به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور نمیتواند آزادیهای مشروع را با وضع قوانین ومقررات سلب کند» اینهم اشکال است زیرا اگر جواب بدهند و بگویند وضع قوانین است، جواب میدهیم که نباید تعبیر شود به...
بلکه هیچ مقام و مرجعی حق ندارد به نام استقلال، تمامیت ارضی کشور و آزادیهای مشروع را سلب کند یعنی با وضع قوانین و مقررات نمیتواند ولی با زور و قلدری مستبدانه میتواند، چه احتیاجی دارد وضع قوانین را بیاوریم؟ بنابراین خوب است آن را حذف کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بهیچ عنوان نمیتوان آزادیهای دیگران را سلب کرد، گفتیم فقط مقامات مسئول در حدود قانون میتوانند آزادیها را محدود کنند ولی به بهانه استقلال هم نمیتوانند.
آن موقع که پیش نویس تهیه میشد اینجا یک «هر چند» اضافه کرده بودیم «هر چند در شکل وضع مقررات» که شکل مستبدانه را بگیرد آن موقع هم این بحث به میان آمد الان یادداشت میکنم که «هر چند» را اضافه کنیم.
رحمانی ـ اینکه فرمودید فرد نمیتواند سلب آزادی بکند، چرا، فرد هم میتواند از کسی یا گروهی سلب آزادی بکند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عملا میتواند یا حق ندارد؟ رحمانی ـ باید بنویسیم حق ندارد که سلب آزادی بکند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ مقامات گاهی حق دارند و گاهی حق ندارند، اینجا در این مورد دقت خواهیم کرد.
آقای عرب فرمایشی دارید؟ عرب ـ آیا لفظ دولت خارج از لفظ مردم ایران است و جزئی از کل ملت ایران نیست؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ تکلیفی که اعضاء دولت دارند بعنوان «دولت» غیر از تکلیفی است که آحاد مردم ایران به نام «ملت» دارند.
این در دو جهت است بنابراین عبارت باید طوری باشد که تکلیف خاص دولت را بعنوان مسئول تصریح کند.
پرورش ـ در قسمت اول اصل نهم نوشته شده «فرد، گروه، مقام مرجع» ولی در قسمت ذیل آن هست «مقامی» پس مراجع دیگر را شامل نمیشود و مرجع میتواند مثلا مقررات را سلب کند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ تذکر بجائی است اگر «هیچ مقامی» را برداریم، شامل هر چهار رکن میشود.
فوزی ـ قیدی که در ذیل آمده باید در صدر هم بیاید.
خامنهای ـ انشاءها یکطرفه است.
در اینجا نوشته شده «در جمهوری اسلامی آزادی و استقلال تفکیک ناپذیرند حفظ آن» این کلمه «آن» تفکیک ناپذیری را مشخص میکند یعنی حفظ وحدت وظیفه آحاد و عموم مردم ایران است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ «حفظ آن دو» گفته بودیم.
خامنهای ـ اول جنابعالی مفاد و روح قانون را توضیح بدهید که ما اگر آن را خواستیم بگوئیم، دوباره گوئی نشود، نه اینکه مثل این باشد که ما داریم قانون اساسی کشور دیگری را میخوانیم بنابراین، این اشکال پیش میآید.
عبارت «حفظ آن» یعنی حفظ این وحدت و تفکیک ناپذیری بعهده آحاد مردم ایران است.
این همان اشکالی بود که صبح در گروه مطرح شد و بجائی نرسید.
نکته دیگر اینست که در این اصل دو پاراگراف داریم یکی «هیچ فرد یا گروه و هیچ مقام و مرجعی حق ندارد بنام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی الی آخر» و دیگر «هیچ مقامی بنام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور نمیتواند آزادیهای مشروع را با وضع قوانین و مقررات سلب کند» از این دو جمله ظاهراً اینطور استنباط میشود که در جمله دوم میخواهید با وضع قوانین و مقررات جلوی تجاوز از راه تقنین را بگیرید ولی پاراگراف اول متضاد این است چون میگوید اگر مقامی در مقام اجرا بخواهد به این مسأله خدشهای وارد کند، این بیان نشان میدهد این دو تا از هم جدا هستند، پس خدشه کار اجرائی است.
علی هذا این روشن و معلوم نیست، فرد و گروه و مقام و مرجع چی؟ رسمی یا غیر رسمی؟ و خدشه در مقام اجرا و عمل به چه صورت؟ روشن نیست.
البته اگر مختصر تصرفی بشود، روشن میشود.
مقداری هم تذکر در خصوصیاتش بود که برادران گفتند که اگر قید سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و غیره نباشد قیودش بیشتر میشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم سؤال بجائی بود، بند اول به این صورت اصلاح میشود «و حفظ آن دو بصورت تفکیک ناپذیری است.
» کیاوش ـ احتیاج ندارد، اگر این را هم نگذاریم قابل تفکیک نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من مفاد را گفتم که حفظ آن دو بصورت تفکیکناپذیری است و اما مسأله بعدی یعنی عبارت «هیچ فرد یا گروه و هیچ مقام و مرجعی حق ندارد بنام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند» اگر عبارت رسا است که هیچ و اگر رسا نیست پیشنهاد کنید برای اینکه رساتر بشود.
راجع به «فرد یا گروه» اقدام، یک اقدامی است که میتواند ضد قانون باشد و اما راجع به «مقام» در اینجا دیگر اقدام، اقدام قانونی است.
منظور اینست که گاهی این مقامات در قالب اقدامات قانونی که آهنگ حفظ آزادی دارد، میآیند و به استقلال کشور لطمه میزنند.
مثال میزنم در یکی دو سه ماهه قبل از پیروزی بیست و دوم بهمن ماه یک جریانی بود و آن اینکه عدهای شعار ضد استبداد و مبارزه با استبداد را مطرح میکردند بدون آنکه شعار مبارزه با استعمار را همراه آن مطرح کنند.
اول چنین گمان میرفت که این موضوع بدلیل اینست که چون استبداد ظاهرتر و آشکارتر است آنرا مطرح میکنند برای اینکه استعمار خودش را پشت سر این استبداد پنهان کرده پس حمله را متوجه استبداد میکنند، بعد که با صاحبان این شعار و گروههائی که این شعارها را میدادند صحبت شد معلوم شد خیر اینها اصولا یک تزی دارند و آن اینکه میگویند ما اول میرویم و با کمک فلان ابرقدرت و یا با موافقت با او، استبداد را میکوبیم بعد که استبداد را کوبیدم، میرویم سراغ استعمار، در اینجا بود که ما فهمیدیم با این آقایان یک اختلاف نظر جدی داریم و آن این است که ما معتقد بودیم که چون استبداد اصولا آلت و ابزار استعمار است، به هر حال باید جنگ و مبارزه در درجه اول متوجه صاحب این آلت یعنی استعمار باشد.
لااقل در شرایط خاص ایران که استبدادش یک ریشه تاریخی هم داشت و قبل از اینکه استعمار به ایران بیاید، باز هم ریشه داشت، در شرایط آن موقع ایران، باید این دو را با هم مطرح میکردیم و فلسفه آن هم که اینها باید با هم مطرح بشود همین بود که امروز مورد بحث است.
اصولا در جامعهای که از استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و امثال اینها دفاع نشود وجامعه به آنها دسترسی پیدا نکند صحبت از تحصیل آزادیها، شعر و خیال است و بالعکس در جامعهای که استبداد بخواهد در زمان ما بماند و یا بوجود بیاید، این استبداد چون متکی به وجود مردم نیست تکیه گاهش را کجا باید پیدا کند؟ مسلما خارج از مردم.
ملاحظه میفرمائید آقای خامنهای این یک طرز تفکر سیاسی، اجتماعی بود که میخواهیم زیر بنای این اصل قرار بگیرد.
اگر عبارت این اصل را بعنوان زیر بنای این طرز تفکر بعنوان یک اصلی که میخواهیم در قانون اساسی بیاوریم کافی میدانید که هیچ، والاعبارتی را که وافی به این مقصود باشد پیشنهاد کنید.
سؤال دیگری نیست؟ (اظهاری نشد) آقای موسوی جزایری بعنوان مخالف با این اصل صحبت میفرمایند بفرمائید.
موسوی جزایری ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
موقعیکه این اصل در گروه ما مطرح شد بنده مخالف بودم و نظرم بعنوان اقلیت مورد توجه قرار نگرفت ولی حالا عرض میکنم و آن اینست که یک مطلب هست که آزادی محترم است و باید حفظ بشود.
یک مطلب دیگر هم هست و آن اینست که استقلال کشور هم محترم است و باید حفظ بشود.
حالا میآئیم سراغ مواقعی که این دو با هم تزاحم پیدا میکنند.
واقعیت این است که در موقع تزاحم «حفظ استقلال» قید «حفظ آزادی» است ولی «آزادی» قید «حفظ استقلال» نیست یعنی من حیث المجموع میگوئیم که آزادی محترم است و محفوظ است مگر در جائیکه به استقلال کشور لطمه بزند ولی آیا میشود بگوئیم که استقلال کشور محترم است مگر در جائی که به آزادی فرد لطمه بزند؟ ابداً چنین چیزی نیست فقط یک مطلب آقایان را بر این داشته است که این مطلب به این صورت در قانون اساسی بیاید.
این درست نیست که بگوئیم چون در گذشته یک دروغی به ما گفتهاند و چون به اعلامیهها و سخنرانیها و خطابههائی که امام یا دیگران برای ایجاد نظام اسلامی در کشور ایراد میکردند، تهمت میزدند و به بهانه این که اینها منافی استقلال کشور است جلوی آزادی ما را میگرفتند، در صورتیکه میدانیم دروغ میگفتند و یا حقوِ مردم منافات نداشت، بلکه منافات با نظام شاهنشاهی داشت و کار ما در مقام تحقق بخشیدن به نظام اسلامی بود آنها میگفتند شما میخواهید استقلال را از بین ببرد، ولی آیا حالا ما باید در قانون اساسی یک اصلی در مقام رد یک کسی که در گذشته سوء استفادهای کرده است و دروغی گفته بنویسیم که این دروغ را نگوید و این تهمت را نزند؟ البته خود مردم با تظاهرات میتوانند بگویند استقلال کشور محترم است مگر اینکه جلوی آزادی فرد گرفته شود؟ البته اگر یک وقتی استقلال کشور میخواهد به خطر بیفتد جلوی آزادی آن روزنامهنگار را باید گرفت پس این قید برای آن است یعنی «استقلال کشور» قیدی هست برای «آزادی» ولی حفظ «آزادیهای فردی» نمیتواند قیدی بشود برای «استقلال».
ایراد شما اینست که در گذشته سوء استفاده کردهاند یعنی بنام حفظ استقلال کشور جلوی آزادی ما را گرفتهاند و دروغ گفتهاند، پس حالا باید در قانون اساسی یک اصلی بنویسیم برای اینکه جلو این دروغ را بگیریم و این درست نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مکارم بعنوان موافق بفرمائید صحبت کنید.
مکارم شیرازی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
با اینکه درباره این اصل در کمیسیون مشترک به اندازه کافی صحبت شده، امیدواریم که ان شاء الله بیشتر از این کش پیدا نکند و اگر اصلاحاتی دارد بتوانیم زودتر اصلاح کنیم و بخواست خدا تصویب بشود و اما این اصل همانطوریکه گفتید یک اصل بسیار مترقی و حساب شدهای است، نه تنها برای زمان گذشته و امروز بلکه برای آینده هم این اصل خواهد بود.
برای اینکه از چیزهائی که غالباً در معرض تزلزل است همین سلب آزادی است که به اسم استقلال زیاد اتفاِ افتاده و همچنین سلب استقلال بنام حفظ آزادی و تجزیه کردن یک کشور بنام آزادی، بنابراین باید پایه این دو اصل حتماً محکم بشود و اما مخالفتی که جناب جزایری با این اصل کردند و بعضی از اشکالات دیگر که شد، همه از یک جا سرچشمه میگیرد.
اصولا اگر ما آزادی را بمعنای واقعیاش تفسیر کنیم به کلمه مشروع احتیاج ندارد.
آیا آزادی معنیاش این نیست که هر کس هر کاری خواست بکند؟ آیا شما چنین عقیدهای دارید؟ معنی واقعی آن، بسیج نیروها در مسیر رشد فرد و جامعه باشد، خوب این همیشه همدوش استقلال است مثل اینکه کسانیکه که به ایراد دارد، آزادی را به آن مفهومش میدانند که بعضی از افراد امروز در کوچه و بازار و در بعضی جراید تفسیر کردهاند که هر کس هر کاری خواست بکند.
پس ازادی در ذات و طبیعت صحیح و اخصش آمده و برای اینکه محکم کاری بشود و این سوء تفاهمی که ایشان گفتند پیش نیاید، یک کلمه مشروع هم پشت سر آن گذاشته شده و حتی فکر میکنم آنچه را هم که آقای بهشتی گفتند که ممکن است در بعضی از حالتهای اضطراری مملکت، تضاد بین اینها پیدا بشود و ما متوسل به قانون اهم و مهم بشویم، ان شاء اللّه به آنجا هم نمیرسد.
برای اینکه مفهوم آزادی آنهم با قید مشروع آنچنان بعدی به آن میبخشد که اصلا همه جا در خدمت استقلال است و از آن جدا نمیشود و تفکیک ناپذیرند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بر حسب پیشنهادهائی که داده شده است اصلاحاتی در این اصل بعمل آمده است که میخوانم «در جمهوری اسلامی ایران آزادی مشروع و استقلال...
» دکتر بیت اوشانا ـ منظور از «استقلال» چیست که آزادی مشروع در مقابلش میگذارید؟ اگر «استقلال» حفظ آزادی مرزها است بله ولی اگر حفظ استقلال مردم است، بهیچ وجه معنی نمیدهد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ منظور از «استقلال»، استقلال افراد نیست بلکه استقلال جامعه است در برابر قدرتهای خارج از جامعه.
این قدرتهای خارج از جامعه گاهی میآیند بخشی از سرزمین یک جامعه را میگیرند میشود نقض تمامیت ارضی، ولی گاهی اینطور نیست یک وجب از خاک کشوری رسماً در تصرف حکومت و یک کشور بیگانه نیست ولی اقتصاد کشوری وابسته به آن کشور دیگر است یعنی یک کشوری میآید و بگونهای قراردادهائی با کشورهای دیگر میبندند که عملا دست خودش را در شکوفائی آزاد استعدادها، در ابعاد فرهنگی و سیاسی و غیره میبندد یعنی نقض استقلال اجتماعی خود بخود منجر میشود به نقض آزادیها و بالعکس نقض آزادی انسانها در تعیین سرنوشت منجر میشود به اینکه به شکلی در کام بیگانه بیفتد، چون بالاخره نتیجهاش اینست که قدرت حاکم متکی به مردمش میباشد و خوبخود باید از طریقی به بیگانه متوسل بشود و ممکن است یک قسمتی از خاکش را هم بدهد، منظور این بوده است که اینها میتوانند مقابل هم قرار بگیرند.
مساله قید «مشروع» را عدهای از دوستان میگویند نه، آنجا که صحبت تنافی باشد آنرا در پایین اصل آوردهایم ولی اینجا که صحبت از همبستگی بین دو ذات است این دیگر قید نمیخواهد و ایجاد نگرانی هم نمیکند.
این قسمت را میخوانم «در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آن...
» مکارم شیرازی ـ «آن» در فارسی به متعدد بر میگردد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ «حفظ آن» به مبتدا بر میگردد یعنی باید برگردد به «آزادی و حفظ استقلال» اگر میدانید که «آن» برای ارجاع ضمیر اشاره به «آزادی و استقلال» تمام نیست بنویسیم «حفظ این دو عنصر تفکیکناپذیر.
» انواری ـ بنویسیم حفظ این دو.
طاهری اصفهانی ـ «حفظ آن» بهتر مطلب را میرساند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای بنی صدر بفرمائید.
بنی صدر ـ ما داریم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را مینویسیم.
در این جمهوری دولت و ملت که از هم جدا نیستند و دو گانگی ندارند.
سابق که نیست هنوز مثل اینکه آن دوگانگی گذشته در ذهن ما وجود دارد، دولت عبارت است از گروهی از ملت که مقدورات و وظایف مختصی دارد و بین ملت و دولت جدائی نیست ولی چون دولت مقدورات اختصاصی دارد، وظایف اختصاص هم دارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این را نمیتوانیم منفک کنیم که چون مقدورات اختصاصی دارد، آزادیهای اختصاصی هم دارد، پس بنویسیم وظیفه دولت و آحاد ملت ایران است یعنی اینطور بشود «هیچ فرد یا هیچ مقام و مرجعی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و نظائر اینها...
» بنی صدر ـ وقتی میگوئید سیاسی، دیگر نظامی لازم ندارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ منهم فکر میکنم این کلمات چون کلمات شرحی هستند، دیگر لازم نیست کلمات شرحی بیاید فکر میکنم اگر اینطور نوشته شود، خوب است «...
به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند» طاهری اصفهانی ـ هر چه شما میگوئید خوبست؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ یک مقدار تأکید روی مسائلی چون استقلال فرهنگی، سیاسی، اقتصادی مضر نیست اگر آقایان فکر میکنند این کلمات را برداریم مطلب کاملتر میشود، بر میداریم، فقط من یک توضیح میدهم و آن اینست که برای فرهنگ امروز جامعه ما یک مقدار تکیه روی این مسائل فکر نمیکنم مضر باشد.
طاهری اصفهانی ـ پس کلمه نظامی را هم اضافه کنید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ قسمت دوم این اصل را میخوانم توجه بفرمائید «...
هیچ فرد یا گروه و هیچ مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشهای وارد کند و هیچ مقامی اجازه ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادیهای مشروع را ولو با وضع قوانین و مقررات سلب کند.
» البته بجای «ولو»، «هر چند» میگذاریم.
خامنهای ـ وضع قوانین شامل مجلس هم میشود؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ بله قانون اساسی برای همین است که جلوی بعضی از قوانین را بگیرد قوانین مجلس همیشه محدود است در چهارچوب قانون اساسی.
خامنهای ـ اگر در جامعه یک وضع فوِالعادهای بود و قانون لازم بود چطور؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ با رفراندوم این کار را میکنند.
پرورش ـ «هیچ مقامی اجازه ندارد» را حذف کنید.
ربانی املشی ـ در مقام مقایسه «استقلال» و «آزادی»، استقلال باید مقدم بر آزادی باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اهم و مهم آنجا مشخص است و تزاحمها اینطور نیست.
باید دید مطلب چگونه است.
اگر یادتان باشد در اصول آینده نوشتهایم و در حقیقت جمع ما این بیان ایشان را به این صورت که فرمودند، صحیح نمیداند.
خزعلی ـ سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و تمامیت ارضی، اینها عطف به استقلال است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اگر در طرز نگارش یک «،» بگذاریم، درست میشود.
آقای جوادی بفرمائید.
جوادی ـ یک حقی است برای افراد به نام آزادی و یک حقی است برای جامعه به نام استقلال و یک حقی است برای قلمرو به نام تمامیت ارضی.
تمامیت ارضی در برابر تجزیه است، استقلال در مقابل آزادی است و آزادی در برابر مسئولیت.
در اواسط این اصل، این سه مطلب آزادی افراد، استقلال جامعه و تمامیت قلمرو را نام بردهاید، در حالیکه در صدر این اصل فقط آزادی افراد و استقلال جامعه را ذکر کردهاید و این بنظر من نارسا و مبهم است چون همیشه این سه اصل در کنار هم و وابسته بیکدیگر است و جدا شدنی نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ سؤال ایشان اینست که ما در ذیل این اصل، تمامیت ارضی را به استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی عطف کردهایم.
ولی خوب، میدانیم که تمامیت ارضی یک مسأله است و اصولا استقلال از نظر مفاهیم حقوقی یک مسأله دیگر.
ما هم میگوئیم چون عطف تفسیری نیست، بنابراین در صدر اصل که نوشتهاند آزادی و استقلال، دیگر از تمامیت ارضی یاد نکردهاند.
به هر حال منظورشان اینست که این عبارات طوری نباشد که ابهام داشته باشد چون در صدر اصل نهم اسمی از تمامیت ارضی به میان نیامده است.
توضیحی که میدهم اینست که آن چیزی که ما گفتیم از نظر فلسفه اجتماعی پیوند تام بیکدیگر دارد، «آزادی و استقلال» از نظر بینش سیاسی است.
اما آن چیزی که در ذیل این اصل آمده و گاهی بهانه محدود کردن آزادیها میشود غیر از مسأله استقلال و این چیزها، یک چیز دیگر هم هست و آن تمامیت ارضی است.
یکی از نمایندگان ـ از لحاظ بینش سیاسی و بین این سه اصل نمیتواند جدائی باشد و این سه اصل یعنی قلمرو، جامعه و افراد تفکیک ناپذیرند.
تمامیت در برابر تجزیه، استقلال در برابر وابستگی و آزادی در برابر مسئولیت قرار دارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ با توجه به صحبت آقایان من پیشنهاد میکنم بنویسیم «آزادی، استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور» یعنی وحدت را در حقیقت در مقابل تجزیه ذکر کنیم.
آقای بنیصدر نظری دارید؟ بنی صدر ـ عرض کنم که واقعیت اجتماعی چهار وجه دارد: سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی.
تمامیت ارضی و نظامی و اداری، اینها همه در قلمرو «سیاسی» قرار دارد.
البته اگر بخواهیم هر یک از وجوه را در اینجا بنویسیم، باید آنچه را که هر یک از آن وجوه شامل میشود، آنها را هم ذکر کنیم.
بنابراین وقتی کلمه استقلال را ذکر میکنیم معنیش این نیست که سرزمین ما را دیگری بگیرد و تصرف کند و ما در آنجا استقلال اجتماعی داشته باشیم.
چنین چیزی مطرح نیست.
وقتی استقلال از بین برود، تمامیت ارضی هم از بین رفته است.
اینکه میگوئید کلمه «نظامی» هم اضافه شده به لحاظ اینکه وجوه مشخص نشده است، باید در اینمورد بحث کنیم که از «سیاسی» ما چه چیز را میفهمیم و یک زیرنویس هم بنویسیم که مقصود از «سیاسی» چیست.
بناچار اینجا بدینگونه نوشته شده، یعنی تمامیت ارضی ناظر به قلمرو و در مقابل تجزیه است و این غیر از استقلال است که مربوط به جامعه است.
بنظر من «استقلال» کلمهای است که هر چهار وجه را در بر میگیرد.
حالا ما از لحاظ تأکید، تمامیت ارضی را هم آوردهایم.
اگر میخواهید این کلمه را در بالا هم ذکر کنید اشکالی ندارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکر از آقای بنی صدر، آقای رشیدیان شما فرمایشی دارید؟ رشیدیان ـ بنده عرض میکنم که این قید تمامیت ارضی، درست است که ما در اول گفتیم استقلال، ولی استقلال به دو معنی است، یک جنبه معنوی دارد مثل سیاسی، فرهنگی و نظامی و یکی هم جنبه عینی و بیرونی و واقعی دارد مثل مزرها.
وقتی میگوئیم استقلال، هر دو جنبه به ذهن میآید و برای اینکه مطلب

/ 0 نظر / 9 بازدید