جلسه هجدهم 25 شهریور 1358

جلسه در ساعت 30/16 دقیقه روز 25 شهریور ماه 1358 هجری شمسی برابر با بیست و چهارم شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آیت الله حسینعلی منتظری تشکیل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه
2ـ طرح و تصویب اصل 11 (اصل یازدهم)
3ـ طرح و تصویب اصل 12 (اصل دوازدهم)
4ـ طرح اصل 13
5ـ ادامه جلسه به ریاست آقای دکتر بهشتی نایب رئیس
6ـ پایان جلسه

[--------------------------------------------------------]

1ـ اعلام رسمیت جلسه

رئیس (منتظری) ـ اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
جلسه رسمی است.
اسامی غائبین جلسه گذشته را قرائت میکنم، آقای کرمی که عذر خواستند، من و دکتر شیبانی هم به نمایندگی از طرف آقایان نمایندگان بمناسبت هفت مرحوم آیت الله طالقانی به بهشت زهرا رفته بودیم و آقایان: خادمی ـ مهندس سحابی ـ حجتی کرمانی ـ صدوقی ـ طباطبائی ـ میرمرادزهی ـ نوربخش و هاشمی نژاد که در جلسه عصر دیروز شرکت نداشتندو نمایندگانی که تأخیر ورود داشتند آقایان: بنی صدر چهل و شش دقیقه، حائری هشتاد و هشت دقیقه، خالاتیان یکصد و شش دقیقه، ضیائی سی و پنج دقیقه، مشکینی سی و پنج دقیقه، موسوی اردبیلی شصت و دو دقیقه.
بمناسبت وفات مرحوم آیت الله طالقانی از طرف مجلس خبرگان به حضور آیت الله العظمی امام خمینی تلگرامی شده است که ایشان جواب مرقوم فرموده اند: «تلگرام تسلیت حضرات علماء و نمایندگان محترم مجلس خبرگان واصل و موجب تشکر گردید.
امید است ان شاء الله تعالی خداوند به همه توفیق برای خدمت به دیانت مقدسه عنایت فرماید.
والسلام علیکم روح الله الموسوی الخمینی فردا مصادف است با وفات امام جعفر صادِ صلوات الله و سلامه علیه و در عین حال مصادف با حادثه جانگداز مدرسه فیضیه قم (روز پانزدهم خرداد آن سال مصادف با رحلت امام جعفر صادِ (ع) بود) و دولت هم فردا را تعطیل رسمی اعلام کرده است و ما هم به احترام امام صادِ صلوات الله و سلامه علیه فردا جلسه علنی نخواهیم داشت ولی چون کارمان زیاد و سنگین است و امام صادِ(ع) هم راضی هستند که سعی و کوشش کنیم و کارمان بیشتر پیش برود، قرار شد که کمیسیون مشترک تشکیل شود و اصولی از قانون اساسی بررسی و رسیدگی شود که خوراکی برای پس فردا باشد که کار بیشتر پیش برود.
بنابراین فردا جلسه رسمی نداریم، ولی از آقایان تقاضا میکنم که اگر عذری ندارند به مجلس تشریف بیاورند تا کارمان پیش برود.
البته از پس فردا از ساعت ده و نیم صبح جلسه علنی داریم یعنی کمیسیونها از ساعت هشت و نیم تا ده و نیم تشکیل بشود و در عین حال افراد کمیسیونها با یکدیگر تماس بگیرند و افکار را به یکدیگر نزدیک کند تا متنهایی که تهیه فرمودهاند با یکدیگر نزدیک شود و بعد از ساعت ده و نیم تا ساعت سیزده جلسه علنی خواهیم داشت و عصرها هم طبق معمول جلسه علنی خواهیم داشت.

2ـ طرح و تصویب اصل 11 (اصل یازدهم)

رئیس (منتظری) ـ اینجا یکی از آقایان، موضوعی را تذکر دادند و بعد در هیأت رئیسه دیدند تذکر بجائی است و تصمیمی روی آن گرفته شد.
من صبح که راجع به اصل سیزده صحبت میشد، برای خودم هم وقت گرفته بودم و اتفاقا نوبت خودم شد ولی صحبت نکردم و اگر چند دقیقه صحبت میکنم به حساب صبح بگذارید و خیلی هم، مختصر عرض میکنم.
آقایان توجه دارند که انقلابی که در ایران بود، انقلاب جغرافیائی و ایرانی نبود بلکه یک انقلاب اسلامی بود هر چند ما در ایرانیم ولی آنچه در شعار همه بود، حکومت اسلامی بود و اسلام منحصر به ایران نیست و ما هدفمان این است که همه مسلمانان در همه کشورها از زیر بار استبداد و استعمار و ظلم نجات پیدا کنند و برنامههای اسلامی پیاده شود، همانطور که برادران اهل سنت تذکر دادند، ما بایستی در انقلاب توجه به اسلام و همه کشورهای اسلامی داشته باشیم و نبایستی فقط به کشور خودمان چشم بدوزیم.
البته از آقایان نمایندگان برادران اهل سنت تقاضا میکنیم که یک واقعیت را نادیده نگیرند زیرا در عین حال که ما شعارمان اسلام و حکومت اسلامی بود و امیدوارم همه کشورهای اسلامی متحد شوند ولی معذلک این واقعیت هست که در کشور ایران اکثریت قاطع مردم، جعفری مذهب و اثنی عشری مذهب هستند و در قانون اساسی سابق هم تصریح شده است که دین و مذهب رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و خواستة اقلا بیست و پنج میلیون مسلمان ایران اینست که این واقعیت تصریح و نوشته شود و نمیتوانیم واقعیات را نادیده بگیریم و در عین حال در قانون اساسی سابق اسمی از اهل سنت نبود ولی ما دیدیم که این کمبودی است و این واقعیت را نباید نادیده گرفت.
بنابراین هم اینکه مذهب رسمی و معمولی در ایران تشیع است، نمیشود نادیده گرفت و هم اینکه اهل سنت در ایران مسلمانند و برادران ما هستند و آنها بر طبق تکالیف و فقه خودشان عمل خواهند کرد و باید عمل کنند و در این جهت آزاد هم باشند.
حالا برای اینکه توهمی پیش نیاید و بطوریکه در سخنان بعضی از دوستان امروز صبح مشاهده میشد، خیال نکنند که ما فقط به ایران خودمان چشم دوختهایم ولی چیزی که هدف اسلام است و مورد توجه است، آن اصلی است که قبل از اصل سیزده نوشته شده بود و بعضی از آقایان نظر دادند که در اصل مربوط به سیاست خارجی برود ولی هیأت رئیسه تصمیم گرفت این اصل را مطرح کند زیرا جایش در همین جا است و آن اصل قبل از اصل سیزده میآید، برای اینکه معلوم شود که ما به اسلام و همه کشورهای اسلامی واقعاً توجه داریم و این وظیفهای است برای دولت که روابطش با همه کشورهای اسلامی یک رابطه حسنه باشد.
دکتر بهشتی ـ بر طبق ترتیب فعلی میشود اصل یازده.
رئیس (منتظری) ـ بلی اصل یازده که متن آنرا میخوانم تا این را قبل از اصل مربوط به مذهب رسمی ایران مطرح کنیم و بعد به مذهب رسمی میرسیم.
اصل 1
1ـ به حکم آیه کریمه «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» مسلمانان یک امتند.
(این عبارت تصحیح شده است یعنی کلمه مسلمانان که اول بود، اینجا ذکر شده است) پس دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر بعمل آورد تا وحدت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اسلامی را تحقق بخشد.
یکی از آقایان گروه یک که این اصل را تهیه کردهاند، بفرمایند و دفاع کنند.
آقای بهشتی بفرمائید.
بهشتی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
تهیه این اصل از طرف گروه یک در ردیف اصول فصل اول که درباره کلیات است به اعتبار این بود که یکی از ابعاد اساسی نظام و جامعه و جمهوری اسلامی است.
از نظر تعالیم مقدس اسلام، نظام اسلامی در هر گوشه از جهان تحقق پیدا کند حکومتی بوجود میآورد که مسئولیتش در داخل مرز محدودی قرار نمیگیرد و نسبت به همه انسانها و بخصوص همه مسلمانها دارای تعهد و مسئولیت میشود و بر طبق تعالیم اسلام این طبع و خصلت حکومت اسلامی است.
در عصر ما که بحمدالله شماره و عدد مسلمین جهان صدها میلیون است، بر حسب آمارهای نسبتاً مستند در حدود هشتصد میلیون مسلمان در روی کره زمین زندگی میکنند، وقتی در قسمتی از سرزمین اسلام حکومتی با هویت اسلامی بوجود میآید از همان آغاز تشکیل باید خود را نگران و مسئول وضع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی و معنوی و روحی همه این هشتصد میلیون بداند، ولی نه بدان معنا که این حکومت میخواهد قلمرو خودش را گسترش دهد و سرزمینهای دیگر را با زور متصرف شود و به خود ملحق کند، هرگز نه، بلکه بدان معنا که باید بکمک این مسلمانان بشتابد و با کمک یکدیگر وضعی برای خود بوجود بیاورند که آنها نیز خود را دارای نظام اسلامی بیابند و وقتی این نظامها همه اسلامی شد، آن وقت تشکیل یک واحد سیاسی بزرگ جهانی در لوای اسلام امری است طبیعی و درست به همین دلیل است که انقلاب اسلامی ما امروز این همه دشمن دارد، بخصوص دو قدرت بزرگ جهان و دو اردوگاه بزرگ سلطه جو در جهان برایشان تحمل این انقلاب مشکل است.
پس به همین دلیل باید از همین مرحله آغاز و مرحله نخستین ملت انقلاب مسلمان ایران پیوستگی و یگانگی خودش را با همة این هشتصد میلیون مد نظر قرار دهد.
به این دلیل بود که ما گفتیم این اصل جزو اصول کلی است.
در جلسه مشترک گروهها که گروه اول کارش را مطرح میکرد، یک نظر دیگر هم به میان آمد و آن اینکه این اصل از نظر اهمیت در ردیف اصول کلی است اما از نظر اینکه یک خصلت دیگر بر اصول کلی ذکر کرده بودیم و آن عبارت است از اصلی که از آن در آینده اصولی منشعب بشود، نتوانستیم آنرا از این نظر در این ردیف بدانیم و فکر کردیم میتواند در ردیف سیاست خارجی اسلام بیاید ولی امروز که قرار است اصول مربوط به دین و مذهب رسمی کشور را مطرح کنیم با مشورت در هیأت رئیسه به این نتیجه رسیدیم که این اصل حتماً باید در اینجا از این نظر هم قرار بگیرد.
پس دو موجب پیدا کرد که این اصل در ردیف اصول کلی بیاید تا ذکر اصول بعدی مسبوِ باشد به این اصل که بیانگر جامعیت نظام اسلامی و محدود بودن این نظام در درون مرزهای جغرافیائی و حتی محدود نبودن در منطقههای اکثریت مذهبی است.
برای تصریح به این قسمت این اصل میتوانست مفید واقع شود، به این دلیل ترجیح داده شد که این اصل بیاید اما محتوای اصل گمان میکنم احتیاج به توضیح زیادتری نداشته باشد که از بدیهیات و ضروریات تفکر و نظام عزیز اسلام و قرآن کریم است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم آقای هاشمینژاد بفرمائید.
هاشمینژاد ـ من یک پیشنهاد دارم، همان که در سیاست خارجی دولت تذکر داده شده بود اینجا ذکر شود «با رعایت اصل عدم مداخله در امور دیگران» چون مسأله ائتلاف و هماهنگی و یکپارچه کردن مطرح است، برای اینکه جلوی سوء استفاده دیگران گرفته شود، چنین موردی اگر ذکر شود بنظر من لازم است.
رئیس (منتظری) ـ اصل را دوباره قرائت میکنم: «به حکم آیه کریمه (ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون) مسلمانان یک امتند، پس دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه اتئلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر بعمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.
»از این عبارت استشمام اینکه دولت ایران در سیاست کشورهای دیگر دخالت کند، نمیشود ولی مشکلی که وجود داشت راجع به آیه شریفه بود زیرا مفسرین «امت» را بمعنی دین تفسیر کردهاند «ان هذا امتکم امة واحدتا و انا ربکم فاعبدون» یعنی دین اسلام دین واحد است و ما میخواهیم از این استفاده کنیم که مسلمانان یک امت هستد، یعنی یک ملتند.
یکی از نمایندگان ـ چون دین واحد است، پس متدینینش واحد است.
صافی ـ آیه کافیست.
رئیس (منتظری) ـ آقای قرشی بفرمائید.
قرشی ـ من فکر میکنم این اصل از یک جهت محتاج به تکمیل است و آن اینست که به مضمون آیه «و ما ارسلناک الارحمة للعالمین» بر ذیل اصل افزوده شود و پس از حکومت اسلامی برای عالمگیر بودن اسلام مثلا کوشش کند یا قدم بردارد.
رئیس (منتظری) ـ این متن که «دولت جمهوری ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد» خوب و کافی است.
قرشی ـ قرآن تنها برای ملل اسلامی نیست بلکه برای همه ملل جهان نازل شده است.
مشکینی ـ آیه کریمه «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا» هم خوب است باشد.
رئیس (منتظری) ـ زیاد میشود و بعلاوه این آیه مفهوم نمیرساند.
آقای خزعلی بفرمائید.
خزعلی ـ «ان هذه امتکم امة واحدة و اناربکم فاعبدون» آیه پنجاه و دو از سوره مؤمنون است که دنباله ذکر سلسله انبیا است و خطاب به انبیا است و در میان مفسرین به همان دین تصریح شده است و مربوط به این امت نیست و به سلسلة انبیا مربوط است و به یک جهت بر میگردد به «ان الدین عندالله الاسلام» که از صدر بشریت تا بحال مربوط به این امت نیست که بخواهیم استفاده کنیم و آیهای که آقای مشکینی فرمودند، انسب و اولی است.
رئیس (منتظری) ـ شما در ضمن جواب خودتان را هم دادید برای اینکه فرمودید مفاد همان «ان الدین عنداللّه الاسلام» است که همه پیغمبران هم دینشان اسلام بوده است.
خزعلی ـ شما میخواهید روی امت اسلامی بحث کنید.
اگر آنرا بخواهید استفاده کنید، واقعا خیلی گستردهتر میشود.
رئیس (منتظری) ـ آقای صافی بفرمائید.
صافی ـ «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» مال همین امت است و خطاب به همین امت است.
رئیس (منتظری) ـ اگر مفاد آیه همان «ان الدین عنداللّه الاسلام» است یعنی دین حضرت نوح و موسی هم اسلام بوده است.
دکتر بهشتی ـ آقای خزعلی لطفاً شماره آیهها را بفرمائید.
خزعلی ـ آیه نود و دو از سوره انبیاء «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» و آیه پنجاه و دو از سوره مؤمنون «و ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاتقون» رئیس (منتظری) ـ آقای کیاوش جنابعالی مطلبی داشتید؟ کیاوش ـ درباره سؤال آقای هاشمینژاد که فرمودند دخالت در سیاست دولتهای دیگر نباید بشود، میخواستم عرض کنم اگر ملل اسلامی در زیر یوغ دولتهای استعماری هستند پس در اینصورت دخالت در سیاست آنها مانعی ندارد و اگر بناست وحدت اسلامی پیگیری شود، دخالت در سیاست آنها اگر به این دلیل باشد که آنها را نجات بدهد و تحت امت واحدی قرار بدهند، اشکالی ندارد.
علی تهرانی ـ آیهای را که آقای مشکینی گفتند، قرار بدهید.
رئیس (منتظری) ـ آقای دکتر بهشتی بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ جناب آقای خزعلی توجه بفرمائید ما آیهای که در سوره انبیاء است آوردهایم نه آیه سورة مؤمنون را که در آنجا اینطور است «ان هذه امتکم امة واحدة وانا ربکم فاعبدون فتقطعوا امرهم بینهم کل الینا راجعون» فتقطعوا که نمیتواند به خود انبیا مربوط بشود، مربوط میشود به امم، بنابراین دعوت به وحدت امت یعنی وحدت انسانها بر اساس وحدت در عقیده و مبانی است و مستند است به توحید و روحی، این است که درست همان مبنای وحدت امت اسلامی است یعنی تناسب کاملش اینجا این است که ما هم که میگوئیم امت اسلامی، امت واحده است و بعد میخواهیم این امت اسلامی با همان اسلام وسیع یعنی اسلام منقطع اما سبق نیست، اسلامی است پیوسته به جمیع تجلیات در قرون قبل و وحیها و رسالتهای قبلی، اینست که بعنوان مبنا و پایه که نتیجهاش وحدت همین امت است، آیه مناسب خواهد بود و اشکالی هم بوجود نمیآورد.
خزعلی ـ همه امم را میخواهید بفرمائید؟ دکتر بهشتی ـ وقتی ما میگوئیم «ان هذه امتکم» اشاره به چه کسی است؟ خزعلی ـ اشاره به انبیاء است.
دکتر بهشتی ـ فتقطعوا دنبال اینست.
فاتحی ـ ما میخواهیم درباره اتحاد ملل اسلامی صحبت کنیم و این آیه مناسبتی ندارد.
دکتر بهشتی ـ آقای مولوی عبدالعزیز الان اصل سیزده مطرح نیست، اگر راجع به اصلی که قرائت شد فرمایشی دارید بفرمائید.
مولوی عبدالعزیز ـ با این اصل مخالفتی ندارم.
رئیس (منتظری) ـ آقای دکتر بهشتی بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ آقای خزعلی توجه بفرمائید که خطاب از نظر نظام آیات در هر دو سوره متناسب است به اینکه خطاب به امت اسلام باشد.
درهر دو سوره سیر نبوت را گرفته است تا نبوت حضرت عیسی(ع) و ملاحظه میکنید که این باید دنبال بشود با ذکری از نبوت نبیاکرم(ص) و این «فتقطعوا» باید اینطور باشد که این امت و امم قبلی باید در تاریخ پیوسته در این صراط مستقیم اسلام عام باشند که یک دعوت کلی است از آدم تا آخر.
بنابراین از نظر نظم آیات وقتی در هر دو سوره یاد میکند، با ترتیب زمانی که یاد میکند، از حضرت مریم سلام اللّه علیها و امت مسیح(ع)، باید یاد کند که از امت اسلام، این است که دنبالش میگوید «ان هذه» یعنی امت نزدیک «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» که یادی است که از امت اسلام و بعد به دنبالش میفرماید این وحدت با انسجام باید در بستر تایخ باشد و حالا یاد کنید از این مسأله «فتقطعوا امرهم بینهم» و در آیات قبلی هم تأیید این مطلب را ملاحظه کنید.
حائری ـ اصرار نکنید که این آیه باشد.
دکتر بهشتی ـ آقای خزعلی آیه چهل و چهار میگوید «ثم ارسلنا رسلنا تتراکلما جاء امة رسولها کذبوه» یعنی باز آنجا یاد میکند از امت رسول قبلی.
حائری ـ این آیه «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون فتقطعوا امر هم» آیه وسیعی است، آنوقت که اسلام آمد فتقطعوا نبود.
رئیس (منتظری) ـ بالاخره آیه بیتناسب نیست تا اینجا بالاخره اتحاد امت اسلامی را میرساند یا نمیرساند؟ حائری ـ فتقطعوا چه ربطی به اسلام دارد؟ مشکینی ـ یک آیهای که صراحت داشته باشد بنویسید مثل آیه «و اعتصموا به حبل اللّه جمیعاً» که انسب است به این آیه.
طاهری اصفهانی ـ آقای مشکینی منظور این است که بگوین مسلمانان یک امت هستند، و اعتصموا معنی یک امت را نمیرساند.
طاهری گرگانی ـ آیهای که در اصل ذکر شده معنی امت واحد بودن را میرساند و آیه بجائی است.
رئیس (منتظری) ـ کسانیکه موافقند این آیه باشد دست بلند کنند (اکثر دست بلند کردند) تصویب شد.
مکارم شیرازی ـ پیشنهاد میکنم کلمه «پس» برداشته شود و به جای آن «و» گذاشته شود.
رئیس (منتظری) ـ ممکن است دومی را هم نگذاریم و به جایش ویرگول بگذاریم و بنویسمی «دولت جمهوری اسلامی ایران».
بنابراین اصل یازده برای رأیگیری قرائت میشود.
اصل 11 (اصل یازدهم) ـ به حکم آیه کریمه «ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون» مسلمان یک امت هستند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر بعمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.
حجتی کرمانی ـ بنده پیشنهاد دارم.
رئیس (منتظری) ـ قبلا به کفایت مذاکرات رأی گرفتیم و دیگر پیشنهاد نمیشود داد.
آقای حجتی داریم رأی میگیریم، دیگر نمیشود پیشنهاد داد.
رأی میگیریم باورقه.
لطفا گلدآنهارا برای گرفتن رأی ببرید.
(اخذ رأی بعمل آمد و نتیجة آن بشرح زیر اعلام شد) رئیس (منتظری) ـ عده حاضر در جلسه شصت و چهار نفر، موافق شصت نفر، مخالف دو نفر و ممتنع دو نفر، بنابراین این اصل تصویب شد.
تکبیر (حضار سه مرتبه تکبیر گفتند) اصل دوازده مطرح است که قرائت میشود.

3ـ طرح و تصویب اصل دوازدهم اصل 12 ـ دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است و رئیس جمهور باید دارا و مروج این مذهب باشد.
مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی دارای احترام کامل میباشد و پیرامون این مذاهب در انجام مراسم مذهبی خود طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاِ، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به حاکم شرع رسمیت دارند و در هر منطقهای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی بر طبق این مذاهب خواهد بود با حفظ حقوِ پیروان سایر مذاهب.
حائری ـ بنده با بعضی از خصوصیات این اصل مخالفم.
رئیس (منتظری) ـ از گروه دوم آقای پرورش بفرمائید دفاع کنید.
پرورش ـ سلام علکیم بماصبرتم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
این اصل سیزده که مربوط به دین بود جزو کارهای گروه دوم بود که بایستی بررسی میشد، به صورتی که خواندند تنظیم شد و علت تنظیم شدنش به اینصورت، به دلایلی است که الان عرض میکنم.
دین رسمی ایران اسلام است و مذهبش هم در کنار آن اضافه شده و جدا نشده زیرا که دین و مذهب تقریبا ذکر عام و خاص است به اینصورت که دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنیعشری است که «حقه» هم به آن اضافه شده که البته در متنی که گروه دوم انتشار داد، «حقه» نبود و به جای اینکه اصلی باز شود برای مذهب رئیس جمهور که خود رئیس جمهور باید دارای این مذهب و مروج این مذهب باشد، در همین جا این نکته ذکر شد که رئیس جمهور باید دارای این مذهب و مروج این مذهب باشد، مسأله دیگر این است که برادران اهل سنت یعنی مذاهب اربعه اهل سنت مخصوصا برادر عزیزمان آقای مولوی که در خدمتشان بودیم ایشان مقید بودند که حتما بایستی رسمیت چهار مذهب ذکر شود که به این صورت که الان در خدمتتان هست، تدوین شد که در چهار مورد در زمینه مذهب و در یک مورد در زمینه مقررات محلی رسمیت داده شده که ذکر میشود «مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی دارای احترام کامل میباشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی خود طبق فقه خودشان و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (که عبارت است از ازدواج و طلاِ و ارث و وصیت) و در زمینه دعاوی مربوط به حاکم شرع رسمیت دارند» با توجه به اینکه برادرمان و سایر برادران میخواستند در همه ابعاد رسمیت داده بشود، فقط در این زمینهها رسمیت داده شد، علتش این بود که این مسأله در گروه بحث و بررسی شد که اگر به همه مذاهب بصورتی که به مذهب جعفری اثنی عشری رسمیت داده شده، به آن صورت همگانی رسمی داده شود و معنیش این است که باید بر اساس پنج مذهب کلیه قوانین مدنی و جزائی کشور تنظیم بشود و تازه به جای اینکه ذکر مذاهب پنجگانه بصورت رسمی اختلافی را برطرف بکند، آغازگر یک اختلاف جدید است.
از این نظر با موافقت خود آقای عبدالعزیز که ایشان اول میفرمودند در همین زمینهها باید رسمیت داده شود که البته بعد نظرشان را تعمیم دادند و گفتند در همه جا و یکی هم مقررات محلی است که طبق این مذاهب خواهد بود، یعنی مقرراتی که در خود منطقه وضع میشود باز تابع مذهب خودشان هست.
خامنهای ـ منظور از دعاوی مربوط به حاکم شرع چیست؟ پرورش ـ یعنی به این صورت که اگر در هر کدام از این مذاهب، حاکم شرع بر اساس مذهب خودش حکمی را میخواهد اجرا بکند، قاعدتاً باید با توجه به اختلافی که در مذاهب اربعه هست در زمینههای مختلف که مثالهائی زده شد، در آن زمینه خاص دعاوی حاکم شرع که مربوط به یکی از مذاهب است، نفوذ دارد.
خامنهای ـ در قضاوت و دعاوی مربوط به احوال شخصیه هم استقلال دارد.
پرورش ـ قاضی هر کدام از مذاهب چهارگانه در دعاوی مربوط به آن مذهب حرفش مستند است احوال شخصیه که عبارت از ارث و ازدواج و وصیت است، جدا است.
سبحانی ـ در دادگستری ایران یک محکمه شرعی هست که یک مسائلی را به آن ارجاع میکردند، مثلا مسائل مربوط به ازدواج و خانواده، مثل اینکه شوهر یک زن رفته بود و از او خبری نبود.
در اینجا مقصود ازحاکم شرع، محکمه شرع، محکمه شرع است نه همه مسائل مربوط به دادگستری.
پس محکمه شرع یک عنوان خاصی است در دادگستری.
پرورش ـ جناب آقای سبحانی بحثی که آنروز با آقای مولوی شد به این صورت بود که ایشان موافقت نکردند، زیرا ایشان میگفتند بایستی کلیه دعاوی که ارتباط دارد با حاکم شرع که در چهار مذهب گوناگون باید حکم کند، باید مربوط به خودش باشد یعنی مربوط به یکی از مذاهب.
رحمانی ـ اگر اینجور باشد، مبهم است.
پرورش ـ به هر جهت آنچه که در این مجموعه بنام اصل سیزده ذکر شده نظرات گروه دوم بود.
البته من خودم یک نظری را به دوستان پیشنهاد کردم ولی چون اکثریت پذیرفته بود، آن نظر را هم عرض میکنم بعنوان نظر شخصی (دکتر بهشتی ـ شما باید نظرات گروه دو را بفرمائید).
ربانی شیرازی ـ مقررات محلی را شرح دهید.
پرورش ـ آنچه که در هر محلی بر حسب شرایط جغرافیائی و شرایط زمانی و مکانی خودش افراد بخواهند در شورا مطرح کنند تا مقررات محلیشان باشد، باز مستند به فقه خودشان و نظرات شخصی خودشان میشود.
رئیس (منتظری) ـ آقای پرورش، در پیش نویس سابق اینجور بوده است «مقررات محلی در حدود اختیارات شوارها، بر طبق این مذاهب خواهند بود.
» شما چرا در حدود اختیارات شوراها را حذف کردهاید؟ پرورش ـ در حدود اختیارات شوراها، همانطور که عرض شد در محلی که برادران اهل سنت هستند، گاهی از اوقات مقررات محلی که برای کل شوراها در سراسر مملکت تصویب میشود، ممکن است یک قسمت از مقررات محلی را آنها نپذیرند.
از این جهت مقررات محلی بصورت ویژه ذکر شد که اگر در یکی از مناطقی که اکثریت با اهل سنت است، مقررات محلی که مستند است به مذهب و فقه خودشان اگر خواستند آن نظام شوراها را با توجه به افکار و اندیشههای خودشان عوض کنند، آزادی داشته باشند.
ربانی شیرازی ـ منظور معلوم نشد، مقررات محلی یک چیز کلی است میخواهم ببینم تطبیق به چه چیز میشود که بگوئیم این مقررات طبق شرایط محلی خواهد بود.
مصداِ این مقررات چه چیز است؟ رئیس (منتظری) ـ اگر در حدود اختیارات شوراها باشد، نظر را تأمین میکند.
پرورش ـ در محلی که برادران اهل سنت اکثریت دارند، تابع شوراها است زیرا عرض کردم که اصل شوراها اگر یک نظام کلی داشته باشد، مسأله به این صورت است که در آنجا قرار است پیاده شود، اگر باافکار و اندیشههای آنها منطبق نباشد، آنرا عوض کنند.
رئیس (منتظری) ـ اگر قید «در حدود اختیارات شوراها» ذکر بشود، رفع ابهام میشود یا نمیشود؟ چون در پیشنویس سابق به این صورت بوده است «مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق این مذاهب خواهد بود.
» اگر این قید باشد، ظاهراً رفع ابهام میشود.
سبحانی ـ مثال این روشن است، فرض کنید میخواهند راهسازی بکنند و این راه از جائی که حسینیه یا محل ذکر بوده است رد میشود.
اگر مذهب اینها اجازه میدهد، شورا هم باید تصویب بکند که آنجا را خراب کنند، والا اگر مذهب اینها اجازه نداد راه را کج میکنند.
پرورش ـ البته اگر مقررات عمومی برای شوراها سراسری باشد، باید بنده اضافه کنم که مقررات محلی اضافه است یعنی اگر شوراها حکم کلی در سرتاسر مملکت دارد، مقررات محلی در اینجا لازم نیست و این حرف منطقی است.
بنابراین، این مسأله را باید توجه داشت که ذکر مذهب اثنی عشری، نه اینکه موجودیت و موقعیت مذاب چهارگانه برادران اهل سنت را از بین نمیبرد، بلکه باید توجه به این نکته داشت که این ملت بر اساس آهنگ و ارادهای که رهبرش داشت و منبعث از مکتبش بود، مکتبی که در طول تاریخ همیشه با محرومیتها و حرمانها در مقابل سلاطین جور بوده، این بار بر اساس عشق به مکتب، یعنی مکتبی که یاد میداد که باید برای حق تبعید شد و باید برای حق زندان رفت و باید برای حق کشته شد، بر اساس همین مکتب این ملت در سایه رهبری یک انسانی که مشوِ تبعید و زندان و کشته شدن در مقابل سلطه جابرانه سلطان جابر بود، حرکت کرد و با توجه به اینکه اکثریت این ملت حرکتش یک حرکت منبعث از طرز تفکر شیعی بود، از این جهت ذکر مذهب حقه جعفری هیچگونه اشکال و ایرادی وارد نمیکند و هیچگونه برادران عزیز اهل سنت را از سندیت نمیاندازد.
مسأله دیگر اینکه در مجموعه آرائی که بررسی شد یعنی از حدود چهار هزار نامهای که از طرف مردم رسیده بود، فقط در سه یا چهار نامه اشاره شده بود که مذهب را منتفی کنید و فقط بنویسید دین، دین اسلام و بس و در دل اینهمه نامه و آراء رسیده سخنها بسیار بود که مبادا یک وقت ملتی که بر اساس همان انگیزه تشیع بپا خاسته است، شما بخواهید مذهبش را از رسمیت بیندازید.
همه نامههای رسیده از اطراف مملکت موجود است که همه دلسوزانه این مطلب را نوشته بودند و همه قید کرده بودند که در نظام طاغوت، مساله مذهب و سندیت مذهب و رسمیت مذهب جعفری در کل مملکت وجود داشت و نکند یک ملتی بعد از آنهمه خون دادن و بعد از اینهمه زجر و تبعید و شکنجه و زندان رفتن، الان رسمیت این مذهب در این قانون اساسی از بین برود.
این است که در کنار خواستههائی که بود که رسمیت مذاهب گوناگون همه ذکر بشود، ملت عزیز ما غالباً خواستار این نکته بودند که حتماً بایستی مسأله اثنی عشری و مذهب اثنی عشری قید بشود و السلام.
هاشمینژاد ـ توضیحات جناب آقای پرورش مسائلی را روشن کرد، ولی هنوز یک مطالبی مبهم است.
اجازه بفرمائید آقای مکارم هم توضیح بدهند.
رئیس (منتظریی) ـ آقای حائری بفرمائید.
حائری ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
خیلی متشکرم از آقایان که در این پیشنویس مذهب اثنیعشری را ذکر کردید و رسمیت آنرا کاملا اینجا تقیید کردید ولی چیزی که هست، من معتقدم که کلمه «حق» که مذهب رسمی ایران مذهب اثنی عشری است و «حق» مربوط به اثنی عشری است، این کلمه «حق» هم باید باشد، فقط اشکال این است که مثلا سایر فرِ مسلمین که ما با آنها خیلی اشتراکات داریم یک قبله، یک قرآن و یک پیغمبر و با مواریثی که داریم مثلا در ارث یک جوریم، در نکاح یک جوریم، اینها همه مسلمان هستند و حفظ خونشان لازم است و از همه جهات ما نسبت به آنها احترام میگذاریم و حتی مذهبشان، چه جائی که اقلیت داشته باشند و چه جائی که اکثریت داشته باشند، به همان مذهب خودشان عمل کنند زیرا بر حسب ادلهای که از ائمه علیهم السلام به ما رسیده است، آنها میتوانند به مذهب خودشان عمل بکنند که قاعدتاً الزام باشد و مربوط به این نیست که اقلیت یا اکثریت باشد.
وقتی که اینطور باشد با این احترامات آنوقت این حق را از اینجا برداریم به بهانه اینکه مثلا برادران مسلمان سنی راضی میشوند.
این اهانتی است به آنها، آنها که میدانند ما مذهب شیعه را قبول کردیم لابد حق است این فقط چیزی است که به لفظ گفت حق و نگفتن آن اثری ندارد.
اینها میدانند که اگر مذهب حق نبود، ما این مذهب را قبول نمیکردیم.
این در حقیقت یک تعارف بیجائی است که آنها را در این مطلب گول بزنیم.
نوشتن و ننوشتن این چه اثری برای آنها دارد؟ جز اینکه آنها را گول بزنیم، ولی ما نمیخواهیم آنها را گول بزنیم، حقوقشان را به آنها میدهیم.
بنابراین از این جهت اشکالی ندارد و از لحاظ اینکه کلمه حق ملازم این نیست که آن باطل باشد، مثل اینکه دو نفر مجتهد باشند و یک نفر از این مجتهد تقلید بکند و دیگری از آن مجتهد، هر دو حق است و مجزی است.
نمیخواهم بگویم مذهب شیعه حکم میکند که آن مذاهب حق است، میخواهم بگویم کلمه حق مستلزم این نیست که آن مذاهب دیگر حق نباشند که اینهمه از کلمه حق استیحاش داشته باشیم.
گفتن حق یا نگفتنش چه اثری دارد: اولا این در هر سه قانون اساسی گذشته، که یکی آن قانون اساسی است که در اول مشروطیت نوشته شده و درست است و دو قانون اساسی دیگر که قانون اساسی قلابی بود و بعداً در زمان دیکتاتورها، دیکتاتور بی دیکتاتور نوشته شد، آنها هم این کلمه «حق» را بر نداشتند.
آنوقت این عیب نیست که در جمهوری اسلامی ما این کلمه را برداریم؟ مثل این میماند که ما خجالت بکشیم بگوئیم مذهب ما مذهب حق است، با اینکه خداوند متعال در قرآن فرموده: «انی جاعل فی الارض خلیفة» و ظاهر جمله اسمیه این است که خداوند همیشه در زمین خلیفه الله دارد.
صاحب مثنوی هم با اینکه سنی است میگوید: «پس به هر اصلی ولی ابی قائم است ـ آزمایش تا قیامت لازم است» این حقیقت را خدای متعال به این مرد سنی الهام کرده واین اصل خلیفة اللهی حقیقت مذهب شیعه است که همیشه بوده و هست و این خلیفة الله را خداوند فقط برای صدر اول قرار نداده که خلیفة اللهی تمام بشود و بعد از آن خلیفهای نیاید.
آنوقتی که فساد در عالم تا این حد بود که برادر برادرش را بکشد، آنوقت محتاج به خلیفة الله بودیم که خداوند فرمود: «وعلم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه» و حالا محتاج نیستیم؟ پس چرا ما حالا این کلمه حق را برداریم؟ از لحاظ شیعه چون آنجا بوده و اینجا هم هست، حق با ما است در آیات شریفه روایات زیاد متواتر و حتی فوِ تواتر نسبت به اثنی عشری وجود دارد.
در حقیقت ما حدود سیصد روایت از طرِ سنی و شیعه پیدا کردیم که ائمه دوازده نفرند، بنابراین من عقیدهام این است که کلمه «حق» را بنویسیم، برای خاطر اینکه بسیار عیب است که در آن قانون اساسی دوم بوده و در قانون اساسی سوم هم بوده است و حالا نباشد و بعد بگویند اثر جمهوری اسلامی این شد که این کلمه حق را از اینجا بردارند که مایه اتحاد سنی و شیعه بشود، اتحاد شیعه و سنی این است که حق را همه جا بهشان بدهیم، چه اکثریت باشند و چه اقلیت، حقوِ شرعی را باید داشته باشند آنطوریکه خداوند فرموده است.
مثلی است معروف که میگویند «شتر سواری دولادولا نمیشود» همان چیزی که خدا فرموده بدون کم و زیاد اجرا کنید.
خدا فرموده: «و من یتعد حدود الله» ما میفهمیم اینها از طرف خدا است و این حرف یک امی نیست، همان حدودی که خدا فرموده همان حدود و مقررات را، نه مبالغه بر علیه او بکنید و نه اینکه تقصیر و قصور باشد که هر دو بر علیه مذهب شیعه تمام بشود کما اینکه در عصر ما یک مبالغاتی شد که نمیخواهم اسم ببرم و به چه حد رسید.
من با هر دو طرف مبالغه مخالفم.
بنابراین حق را از اینجا برداشتن مثل تغییر تاریخی است که در زمان طاغوت انجام شد، تغییر تاریخ هم که اشکال شرعی ندارد و ما یک دلیلی نداشتیم که «وان یکون التاریخ هجریاً اوقمریاً» فقط اهانتی به مقام رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود، که حتی دول مسیحی هم این اهانت را به حضرت عیسی(ع) روا نداشتند و تاریخشان همیشه همان تاریخ تولد حضرت مسیح بود، با هر ترقی و پیشرفتی که کرده بودند همان تاریخ بود.
آنوقت بیایند اینجا قانون را قانون اول شاهنشاهی درست بکنند که نوعاً از شاهنشاهان ظلم و ستمی بدیگران نمیرسد.
این یک اهانتی بود، این هم بنظر من شبیه آن است.
والسلام علکیم و رحمةالله و برکاته.
رئیس (منتظری) ـ آقای مولوی عبدالعزیز بفرمائید.
مولوی عبدالعزیز ـ الحمدالله والکفی و سلام علی عباده الذین اصطفی.
اما بعد، برادران اسلام و حضار بسیار گرامی و محترم همه آقایان برای این جمع شدهاند که قانون اساسی را پیاده کنند و مسیر ملت مسلمانان ایران و غیر اسلام ایران را تعیین بکنند.
من و شما باید سعی و کوشش بکنیم که جمهوری اسلامی در تمام عالم اسلام پیاده شود و تمام ملل دنیا از جمهوری اسلامی ما استقبال کنند.
نباید من و شما علمای اعلام و آیات عظام و حاملان دین نبی انحصارطلبی بکنیم و نباید برای عالم اسلام و دنیا ثابت کنیم که کشور ایران، کشور مخصوص شیعهها است و جمهوری اسلامی همه مال شیعه است و همه کشتارها و فداکاریها و مصیبتها که پیش آمده است، برای اینست که جمهوری شیعهگری درست بشود، باید ما بالاتر از این فکر بکنیم.
خیلی عذر میخواهم بعقیده بنده این خیلی فکر کوتاهی است، ما باید سعه صدر داشته باشیم، ما تمام عالم را باید در آغوش بگیریم.
تمام ملت اسلام و غیر اسلام باید همه به ما بپیوندند و تمام مستضعفین دنیا را به آغوش بگیریم، لهذا برادران عزیز، علمای اعلام منظور من اینست که چرا ما این چند روز راجع به اصل سیزده بحث و مبادله میکنیم و این مطلب حل نمیشود؟ اینطور استنباط میشود و اینطور استشمام میشود که ما روحانیون سعه صدر نداریم، اگر چه این آیهها را بنده و شما آقایان همه میخوانیم ولی به مفاد آیه دیگر توجه نداریم که: «کل حزب بمالدیهم فرحون» هر گروهی به آن معتقداتی که نزد آنها هست خوشحال هستند.
شیعه میگوید ما به حق هستیم که پیرو اهل بیت عترت هستیم و سنی میگوید ما به حق هستیم که پیرو خلفای اربعه و پیرو اهل بیت و عترت هستیم.
اما حالا باید آن اختلافات قدیم را که ما را بوسیله آن بیچاره کردند و بر ما مسلط بودند، کنار بگذاریم.
به این وسیله استعمارگرها و استثمارگرها بر ما سوار شدند و هزار و چهار صد سال است که ما را به جان یکدیگر انداختهاند و همدیگر را نفرین و لعنت میکنیم.
پس بیائید متحد و متفق باشیم و بیائید محبت خود را بیکدیگر نشان بدهیم و هیچ فرِ بین شیعه و سنی قائل نشویم.
چرا اینطور خود را ناراحت میکنیم و به کلمه سنی و مذاهب اربعه که میرسیم خیلی احتیاط و پیشبینی رابکار میبریم؟ ما فکر میکنیم که این انقلاب را، این پیروزی را ما بوجود آوردیم، ما و شما یک ملت توحیدی هستیم.
اعتقاد ما به خدا هست.
خدا قدرت دارد هزارها امام خمینی را بوجود بیاورد، خدا قدرت دارد که هر ملت مستضعفی را که ظلم هیأت حاکمهاش به درجه نهایت رسیده باشد، آن طاغوتیها را زیر ورو کند و مستضعفین را بجای آنها بیاورد.
لهذا ما نباید اینقدر محتاط باشیم که در هر ماده یک چیزی از فقه و از اصول دین را بگنجانیم.
چرا اینقدر میترسیم و وحشت داریم؟ خدا این پیروزی را به ما داده، خدا وقتیکه یک کاری را میخواهد بکند اسبابش را مهیا میکند، سبب ساز است، سبب سوز هم هست.
اگر تمام وسائل را من و شما مهیا کنیم، اگر خدا نخواهد آن کار عملی نمیشود.
پس ما باید به خدا ایمان داشته باشیم.
هر چیز به ما رسیده است و میرسد، از جانب خدا رسیده و هر چه بما نمیرسد خدا به ما نداده.
ما به زور بازو و قدرت خود بدون خواست خدا هیچ کاری را نمیتوانیم انجام بدهیم به حکم آیه «و ما تشأؤن الا ان یشاء الله رب العالمین» لهذا بنده از سروران و دوستان و علمای اعلام تقاضا دارم که زیاد تعصب به خرج ندهند.
شیعه و سنی برادر هستند شش ماه ما این شعار را میدادیم که شیعه و سنی دو برادر پیروزند، هر شب امام میفرماید که سنی و شیعه برادر هستند، بیائید برادری را ثابت کنید، هر حقوقی که برای پیروان مذهب شیعه قائل میشوید، برای برادران اهل سنت خود که ده میلیون یا هشت میلیون نفر در کشور ایران هستند باید قائل شوید.
اگر دنبال مذهب جعفری اثنی عشری، میگذارید رسمیت دارد، باید به دنبال مذاهب اهل تسنن هم بگذارید که آنها هم رسمیت دارند.
این چه هست که ما را مسخره میکنید که محترم هستد و معتبر هستند، ما نمیخواهیم به مااحترام بگذارید و مذهب ما را معتبر کنید، ما میخواهیم مذهب ما را مثل مذهب خود بدانید، مذهب اهل تسنن را مثل مذهب جعفری بدانید.
هم چنانکه ما مذهب جعفری را مثل مذاهب اربعه خود میدانیم.
شیخ شلتوت که خدا رحمتش کند اعلام کرد که مذهب جعفری یکی از مذاهب اربعه است و هیچ فرقی بین مذاهب خمسه نیست.
بیائید و سعة صدر نشان بدهید

/ 0 نظر / 9 بازدید