جلسه بیست و ششم 31 شهریور 1358

جلسه ساعت 15/16 دقیقه روز 31 شهریور ماه 1358 هجری شمسی برابر با سیام شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آقای دکتر سید محمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه
2ـ نطق قبل از دستور آقای صدوقی
3ـ قرائت نامة جمعی از علمای تهران به محضر آیت الله العظمی امام خمینی
4ـ طرح و تصویب اصل 30 (اصل بیست و ششم)
5ـ طرح اصل 31
6ـ پایان جلسه 

 [-------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه

 نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
جلسه رسمی است طبق قرارمان یک نطق قبل از دستور خواهیم داشت نوبت آقای صدوقی است خواهش میکنم آقای صدوقی بفرمائید.

2ـ نطق قبل از دستور آقای صدوقی

صدوقی ـ السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، بسم الله الرحمن الرحیم.
یکی از دوستان میگفت که من هر وقت تنها هستم و قرآن میخوانم هیچکس غلطی از من نمیگیرد ولی وقتی در یک جمعی قرآن میخوانم در هر سطر ده، بیست غلط میگیرند بنده هم وقتی در مسجد خودم صحبت میکنم خیال میکنم میتوانم صحبت کنم وقتی که میآیم اینجا و پشت تریبون و حضور آقایان وعلمای اعلام و بزرگان، یک خردهای زبانم کند میشود و آن طور که باید بتوانم صحبت کنم نمیتوانم.
خوب، نکرده کار را چه بایدش کرد از این کارها نکردیم، کار ما فقط توی مسجد بوده است و با مردم صحبت میکردهایم.
موضوعی که خواستم عرض کنم این بود که دو سه شب مرتب به من تلفن شد و یک شب هم در مجمعی بودم که جمعی از جوانان حضور داشتند جوانانی که در راه انقلاب جان دادند، تبعید شدند، شکنجه شدند، زجرها دیدند و صددرصد هم برای اسلام و برای دین بود نمونه کارشان را هم دیدیم در فوت مرحوم آیت الله طالقانی که یکی از روحانیون مسئول بود و مرد شایسته و وارستهای بود چه عکس العملی مردم مسلمان از خود نشان دادند.
جوانان تهران یک شبانه روز تمام گرسنه و تشنه با آن ازدحام جمعیت بر سر و سینه زدند و گریه و ناله کردند.
مردمی که برای یک نفر روحانی این طور عکس العمل از خود نشان میدهند برای دینشان، آئینشان، مذهبشان به مراتب محکمتر و قویتر و بیشتر اظهار احساسات خواهند کرد.
گر چه گذشته ولی من از گذشته صحبت میکنم یعنی راجع به کلمة «حق» که حقش این بود که بعد از «مذهب» گذاشته شود و آقایان با یک دست بلند کردن آن را برداشتند.
از این کار بقدری مردم ناراحت، جوانها ناراحت هستند که بیست و چهار ساعت حرفشان این است که چه شد یک کلمة حقی که صد درصد لازم بود که باشد و در دوران گذشته و در دوران ظلم و ستم، دورانی را که همه گذراندیم آن دورانها را، رنجها را، زحمتها را، شکنجهها را، بیدینیها را که صددرصد بیدین بودند، دشمن با دین و آئین بودند، دشمن با مقدسات بودند و عمل زشتی نبود که انجام ندهند اشخاصی را هم که میبردند در زندان چه شکنجههای جسمی و روحی میکردند که جسارت به مقدس حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها جسارت به ساحت مقدس ولی عصر اینها شکنجههای روحی آنها بود و شکنجههای روحی دیگری هم داشتند و شکنجههای جسمی هم که الاماشاء الله ولی یک جمله معترضه هم بگویم کسانیکه این شکنجهها را دیدهاند شکنجهگرهایشان را هم حالا دارند میبینند که همه مصدر امر هستند، همه دارند کار میکنند، اختیارات به دست آنهاست، این انقلاب اثری که داشته خیلیخیلی مختصر بوده است یک بسمه تعالی اضافه شده توی نامهها و افراد بعضی از ادارات را کم و زیاد کردهاند ولکن همان حساب است و همان کتاب و چقدر ملت ما ملت خوبی هست ملت مسلمانی هست که با این که خون داد، با این که تبعید شد، با این که زجر دید، با این که شکنجهها شد، معذالک شکنجهگرها را مصدر امر میبیند و نفسش در نمیآید.
صدی نود و پنج از ملت ایران کسانی بودند که در راه مبارزه قدم برداشتند، چه خدماتی را کردند که حساب نداشت همین طوری که گفته شد دیگر بالاتر از جان که چیزی نیست به قول امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه «فوِ کل برا بر حتی تقتل فی سبیلالله و اذا قتل فی سبیل الله لیس فوقه بر» جان خودشان را در این راه دادند ولکن بیائید و سری به ادارات دولتی بزنید و نگاهی بکنید ببینید چه عمل انقلابی در این ادارات انجام شده، هواپیمایی را بروید ببینید، آیا بوئی از اسلام در این شرکت هواپیمائی میبینید؟ در بعضی از ادارات دیگر که بهتر است اسم نبرم چون شاید صحیح نباشد، بوئی از اسلام میبینید؟ هیچ خبری نیست ولی بگذرم همه اینها را حذف کنید ولیکن مردم مسلمان از حذف این کلمه بسیار ناراحت هستند ولی چون برای شما درد و سه روز اخیر فرصت هست حتی الامکان سعی بفرمائید این کلمه گنجانده شود که مردمی که این همه مبارزه کردند یک ناراحتی بر ناراحتیهایشان نیفزائید.
مسأله دوم نمیدانم این تلگرافاتی که تنها از یزد به ما رسید شاید متجاوز از پنجاه تلگراف است که اصلش را برای هیأت رئیسه مجلس فرستاده بودند و رونوشتش برای امام بود و بعضی از تلگرافات هم رونوشتش برای بنده بود مبنی بر این که آقایان نمایندگان از چهارچوب دین و اسلام و مذهب خارج نشوند، ما نظرمان اسلام و دین حقه جعفری بوده و قوانین باید صددرصد طبق مقررات مذهب جعفری باشد و بعضی از تلگرافات این جمله را داشت که اگر تخطی بکنید شما نماینده ما نیستید حالا چه شد که از طرف آقایان هیأت رئیسه هیچ راجع به آن تلگرافات که شاید از شهرهای دیگرهم خیلی بوده ولی آن چه که از شهر خودم خبردارم شاید پنجاه تلگراف بوده که به هیأت رئیسه بوده و رونوشتش به امام بوده و رونوشتش هم به بنده بوده است، هیچ صحبت نشد.
امروز هم یک تلگراف خیلی مفصل بود که لابد به دست هیات رئیسه رسیده است یک قشر خیلی محترمی هم بودند که امروز تلگراف کرده بودند من در خدمت آقای دکتر بودم و چون چشمم نمیدید ایشان تلگراف را خواندند، دکترهائی تلگراف کرده بودند و اظهار نگرانی کرده بودند که راجع به ولایت فقیه در مجلس این قدر سست آمدند و یک اشخاصی اینجا ایستادند و با کمال جرأت با ولایت فقیه مخالفت کردند یعنی با حقی که خدا و پیغمبر داده و حقی را که امام زمان به آنها اعطا کرده و در دوره گذشته هم این حق را داشتند منتها یک خرده زور و قلدری بود و دادستانی در دادگستری بود که کاش درش هر چه زودتر بسته میشد نمیدانید چه افتضاحی بود در این دادگستری و دادسرا و در جاهای دیگر ماهانه چند میلیارد پول میدهند به اشخاصی که همین طور راه بروند و پول ملت را بخورند و خدمتی هم نداشته باشند و ان شاء اللّه شماکه قانون اساسی را مدون کردید و تصویب شد بتوانید از این اجحافات جلوگیری کنید.
خدا شاهد است که بعضی از ادارات هیچ کار ندارند یکی از آنها فرهنگ و هنر است مثلا در یزد سی و نه کارمند دارد که نصفش هم مورد نیاز نیست ماشینها در اختیارشان و با حقوقهای زیاد، نمیگویم اینها را از حق شرعیشان که خدمت بوده است منع کنید ولی آنها را سر کاری بگذارید که در برابر پولی که میگیرند عملی انجام بدهند.
طوری نباشد که راست راست راه بروند و ماهانه پنج هزار تومان یا ده هزار تومان حقوِ بگیرند و ماشینها هم در اختیارشان باشد که هر کجا بخواهند بروند، باغ بروند ویلا بروند گردش بروند و هیچ کاری هم نداشته باشند.
بدتر اینکه همهشان ضد انقلاب هستند.
چطور میشود اینها را دید و هیچ نگفت؟ چرا اقدامی نمیشود؟ چرا پاکسازی نمیشود؟ چرا اینها را کنار نمیگذارند؟ علی ای حال تلگراف امروز این بود که یعنی چه یک عده روحانیون، یک عده نماینده ملت مسلمان، ملتی که عشق دارد به روحانیت بخصوص روحانی بزرگش امام که نامش که برده میشود اگر چه بعضیها منع صلوات کردند ولی مردم بعد از این منع صلوات یکی هم به صلواتها اضافه کردند و به سه تا قناعت نکردند و سه تا شد چهارتا، یک دفعه دیگر منع بکنند میشود پنج تا و یک دفعه دیگر منع بکنند میشود شش تا زیرا مردم به روحانیت علاقه دارند، به دین و مذهب علاقه دارند، به این مذهب جعفری علاقه دارند آنوقت ملتی که علاقمند به مذهب و روحانیت است و مذهب هم از روحانیت منفک و جدا نیست چطور حاضر بشوند و بروند در مجامع عوضی برضد روحانیت و بر ضد این اصلی که گذشته است حرف بزنند و صحبت کنند و صحه از مردم بگیرند.
چطور راضی میشوند بروند چنین حرفهائی را بزنند و صحبت کنند و صحه از مردم بگیرند.
چطور راضی میشوند بروند چنین حرفهائی را بزنند و مردم هم گوشه و کنار دارند حرف میزنند صحبتهای خودشان را میکنند و تلگرافاتشان هم یکی بعد از دیگری خواهد آمد.
اعتراضات هم یکی و دو تا و سه تا نیست مگر اینکه دین را از مردم بگیرند اگر دین و مذهب را از مردم گرفتید، این جهت را هم که عبارت باشد از مرجعیت و ولایت فقیه و این صحبتهائی که داشتید از او بگیرید، نه، این ولایت را فقیه داشته و دارد و خیلی هم عجب است که بعضی از ما نمایندگان بیایم و بایستیم و با این حکم مسلم خدا و حکم مسلم امام زمان مخالفت کنیم، مگر شما به امام زمان اعتقادی ندارید؟ مگر به پیغمبر اسلام اعتقاد ندارید؟ مگر به خدا اعتقاد ندارید؟ مگر میشود کسی اعتقاد به خدا و پیغمبر و امام داشته باشد و دستور آنها را زیر پا بگذارد؟ پس از آقایان هیأت رئیسه خواهش میکنم به تلگرافات مردم جواب بدهند و مردم را بیپاسخ نگذارند.
مردم به دینشان و آئینشان و آنچه که مربوط به دین است عشق میورزند یکی هم همین قضیة مرجعیت و ولایت فقیه است آنها عاشق این هستند نمیشود از آنها گرفت.
به ایستادن یکی دو نفر در اینجا و هتک حرمت و توهین کردن و مجلس در خزانه درست کردن و جمعیت را بنام اینکه میخواهیم بیانات آیت الله امام را به شما برسانیم جمع کنند آنجا و بر خلاف آنچه که جمعشان کردند یک صحبتهائی بکنند.
باید از طرف مقامات مسئول نسبت به تعقیب آنها اقدام بشود ولی چه فایدهای دارد، شاید غالب آنهائی هم که دارای مقامات هستند و متصدی مقامات هستند صدی نود و پنجشان، بگذرید از چهار پنج نفرشان بقیهشان با ولایت فقیه و روحانیت مخالف هستند و بگویند هر چه زودتر ریشة روحانیت کنده شود که آقایان آزاد باشند و راحت شوند، گویا حرفشان هم این بوده است که ما روحانیت را تا آنجائی میخواستیم که انقلاب ما به ثمر برسد یعنی تا وقتی که شاه برود و دستگاه طاغوت برود و ظلم و تعدی از بین برود، گر چه یک ظلمهای دیگری هم اضافه شده که نمیتوانم حالا بیان آن ظلم و تعدی از بین برود، گر چه یک ظلمهای دیگری هم اضافه شده که نمیتوانم حالا بیان آن ظلمها را در اینجا بکنم، بلی ظلم بزرگ رفت ولی ظلمهای کوچکی دارد در گوشه و کنار پیدا میشود و علی ای حال دوستان، آقایان، برادران، حرف آنها اینست که ما روحانیت را تا آن وقتی میخواستیم که دستگاه سابق برچیده شود و نظرشان اینست که بعد از اینکه آن دستگاه ظلم رفت یک دستگاه ظلم دیگری به وسیله این چند قشر لامذهب بیدین دو مرتبه روی کار بیاید.
میگویند ما روحانیت را تا آنجا میخواستیم، حالا روحانیت برود کنار و همه چیز را بدهد به دست ما مرگ جدیدت مبارک.
این چه حسابی است چه کتابی است، نمیدانم.
روحانیت برود کنار و کار را بدهد به دست شما و همان تشکیلات سابق و همان ظلم و همان تعدی، همان بیدینی و همان لامذبی برگردد و بر کشور ما حکمفرما شود هیچ کس برای این حرفها حاضر نیست.
عرض آخر من البته خیلی عرض دارم ان شاء الله دو مرتبه نوبت من که شد حالا بیست روز دیگر یا یک ماه دیگر نمیدانم این مجلس سه ماه دیگر یا چهار ماه دیگر طول بکشد این زمینهای که دارد شاید تا چهار پنج ماه دیگر تمام نشود و خدا نکند، سعی بفرمائید هر چه زودتر این قانون اساسی را بگذرانید تا وقتی که مدت سر میآید کارتان ان شاء الله تمام شده باشد.
امروز از صبح تا ظهر معطل شدید چه عملی انجام گرفت؟ بعدش امروز تا غروب چه عملی انجام خواهید داد؟ بگذرید از این حرفهائی که حالا من دارم میزنم این نطق قبل از دستور است من گفته بودم به آقایان که حاضرم قبل از رسمیت جلسه صحبت کنم که از وقت جلسة تان نگیرم که نطقتان بشود سه تا، یکی قبل از دستور یکی بعد از دستور و یکی هم قبل از رسمیت جلسه ولی خوب، قبل از رسمیت به بنده اخطاری نکردند و نمیدانستم اظهار محبتی هم میشود و به من خواهند گفت که صحبت کنم خوب، حالا فرمودند و آمدم و ان شاء الله میبخشید و عذر میخواهم ولی خدا شاهد است این بطئی که در کار ما است نه مورد رضایت خدا است و نه مورد رضایت پیغمبر است و نه مورد رضایت حضرت ولی عصر(عج) است و نه مورد رضایت امام و نه مورد رضایت مردم، این اندازه کندی برای چیست؟ سر یک کلمه که این نباشد آن باشد چهار پنج ساعت وقت مجلس به این ترتیب بگذرد، خدا بیامرزدش یک نفر خواسته بود در کلمات تشکیک کند، همة تشکیکات ما از همین قبیل است گفته بود برگ درختان سبز را هم ممکن است ما تعبیر کنیم و بگوئیم یک چیز دیگر است برگ نباشد و برک باشد، درختان نباشد و درختان باشد، سبز نباشد و سه بز باشد اینجا هم نوع حرفها از همین قبیل است این کلمه را بردار و این کلمه را بگذار سه چهار ساعت خودمان را معطل کنیم سر یک کلمه و سر یک متن قانون، این کار صحیح نیست چون هر کدام از شما در محل خودتان کار دارید زندگی دارید کارهای شما همه معوِ مانده و افتاده است به دست کسانی که ممکن است در شهر و استان شما خرابی ایجاد کنند و یک پیشآمدهای ناگواری بشود.
پس علی هذا نمیدانم شما را قسم بدهم، آقای منتظری که به تیغ برهنة حضرت عباس شما را حواله دادند ما هم بهتر از تیغ برهنة حضرت عباس چیز دیگری نداریم پس بیائید و یک قدری عطف توجه بفرمائید و از این کندی که در پیش گرفتهاید دست بردارید.
تمام عرایضم را به این جمله ختم میکنم که همة مردم دنیا نظرشان به این مجلس است که ببینند ماحصل این مجلس چیست و از اینجا چه بیرون خواهد آمد، یک شعری است که یکی از ادبا راجع به یک موردی گفته است که با کمی تغییر و تبدیل میخوانم: چشم هفتاد و دو ملت زکران تا به کران (یا ز ازل تا به ابد) سوی هفتاد و دو رهبر که چه حاصل دارد والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
نایب رئیس (بهشتی) ـ خوب، اینکه جناب آقای صدوقی فرمودند که تلگرافات و نامههائی میرسد طبیعی است که فرصت نیست که همة این تلگرافات و نامهها در اینجا خوانده بشود و بیشک سعی میشود که به همه آنها ترتیب اثر داده شود و گاهی هم به آنها جواب خواهیم داد.
ضمن تلگرافات و نامههای رسیده یک برادری نامهای نوشته بود که من در اثنائی که به مذاکرات مجلس گوش میدادم بحث از تبعیض پیش آمد و یکی از نمایندگان تذکر دادند که قید ناروا زائد است چون تبعیض به هر حال نارواست ولی به این تذکر ایشان توجه نشد و قید ناروا افزوده شد و خواسته بودند که به شکلی هم رسیدن نامه را به ایشان اطلاع بدهیم، یادم نیست که نامه آدرس داشت یا نه که کتباً به ایشان اطلاع بدهیم و نمیدانم چرا توجه به توضیح بعدی نکردند که چون تبعیض، درست است که وقتی میگوئیم به معنای متعارف، ناروا است ولی گاهی «به تفاوت» هم تبعیض گفته میشود و تفاوت ممکن است روا باشد چون همة دستمزدها یکی نیست مثلا به یک کارگر ماهر نسبت به یک کارگر ابتدائی دستمزد بیشتری میدهند این تفاوت را نمیشود گفت تفاوت ناروا و چون ممکن است تبعیضات به معنای همه نوع تفاوت فهمیده شود قید ناروا را ولو به عنوان قید توضیحی اضافه میکنم، به هر حال این نامه و تلگرافات میرسد و گاه نامههائی با امضاهای متعدد میرسد و سعی میشود مطلب آنها در جلسات گروهها و در تهیه متن اصول مورد توجه قرار گیرد و هدف اصلی هم همین است و حالا یک نامهای عدهای از آقایان علمای اعلام تهران خدمت امام نوشتهاند و کپیهای از آنرا اینجا فرستادهاند و خواستهاند که خوانده شود و در رابطه با مطلبی که جناب آقای صدوقی فرمودند و حالا جناب آقای منتظری آنرا میخوانند.

3ـ قرائت نامة جمعی از علمای تهران به محضر آیت الله العظمی امام خمینی

 رئیس (منتظری) ـ بسم الله الرحمن الرحیم، این نامهای است که جناب آقای آشتیانی به شخص بنده نوشتهاند و مرقوم فرمودهاند که «بعرض میرساند، بدنبال تقاضای قاطبة مردم مسلمان تهران جمعی از آقایان علمای تهران در منزل حقیر تشریف فرما و نامهای به حضور حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی مرجع و زعیم عالیقدر دام ظله تقدیم نموده که رونوشت آن جهت اقدام ارسال و امیدوارم با ابلاغ سلام و تحیت حضور اعضای محترم مجلس خبرگان عنایت بیشتری را جلب بفرمائید و متن نامه در مجلس خبرگان قرائت شود و یا تصحیح مواد مصوبه ان شاء الله رفع نگرانی عمومی گردد و السلام علیکم و الرحمة، محمدباقر آشتیانی» حالا اصل نامه را قرائت میکنم: بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک حضرت مستطاب آیت الله العظمی آقای خمینی زعیم و مرجع عالیقدر شیعه دام ظله، بعرض مقدس عالی میرساند به طوریکه قطعاً خاطر عالی مستحضر است اعضای محترم مجلس خبرگان در پارهای از اصول موادی را تصویب نموده که موجب نگرانی عموم مخصوصاً علمای اعلام داشت برکاتهم گردیده است لذا استدعا میشود که توجه بیشتری مبذول فرمایند که آنچه که ممکن است مورد سوء استفاده دیگران قرار گیرد تصویب نگردد و دربارة اصل دهم و یازدهم که دربارة دین است وظیفه دولت میباشد به اینگونه تصحیح گردد «دین رسمی ایران اسلام بر طبق مذهب حق شیعه جعفری اثنی عشری میباشد و همه مقررات و قوانین باید بر طبق همین مذهب وضع گردد و این اصل تا زمان ظهور حضرت ولی عصر امام زمان عجل الله فرجه الشریف غیرقابل تغییر میباشد و رئیس جمهور باید مردو شیعه و فقیه و مروج مذهب باشد».
اصل یازده ـ «دولت جمهوری اسلامی موظف است که سیاست را بر پایه ائتلاف واتحاد ملل اسلامی با رعایت احترام متقابل قرار دهد تا وحدت سیاسی و اقتصادی در جهان اسلامی تحقق بخشد.
» خداوند ظل مبارک را بر رئوس مسلمین مستدام بدارد تا مسلمانان با عنایت عالی بتوانند در انجام وظایف شرعی و حفظ قوانین اسلام در این عصر توفیق پیدا کنند به انتظار امر مبارک ادامه الله ظلکم الوارث.
امضاهای زیادی از علمای تهران هست که از آقای حاج محمدباقر آشتیانی و آقای سید محمد علی صدِ شروع میشود.
(یکی از نمایندگان ـ امضاها را بخوانید.)
دکتر بهشتی ـ همه امضاها خوانا نیست چون اسامی بالای آنها نوشته نشده.
رئیس (منتظری) ـ سی چهل امضاء از علمای معروف تهران است که بعضیها را ممکن است خواند اگر میخواهید بخوانم.
دکتر بهشتی ـ خوب، این نامه خوانده شد و اجازه بدهید که توضیحی هم از طرف مجلس خبرگان در این باره داده شود اما آن اصل بعد که راجع به وحدت امت اسلامی است که در ردیف آن اصلی است که تصویب شده و اما اصل مربوط به دین رسمی به اینصورت که با رأی اکثریت تصویب شد انتقادی که شده است اینست که چرا وقتی نام مذهب جعفری اثنی عشری برده شده کلمه مذهب حق جعفری اثنی عشری نیامده است، مذاکرات آنروز مجلس منتشر شده و همة برادران و خواهران عزیز که به آن مذاکرات گوش دادهاند توجه دارند که اگر به جای تعبیر «مذهب حق جعفری اثنی عشری» نوشته شد «مذهب جعفری اثنی عشری» به این اعتبار بود که خواستیم در این تعبیرها توصیههای مؤکد قرآن و نبیاکرم صلوات الله و سلامه علیه وائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین را رعایت کرده باشیم درست به همان دلیل که بیشتر ما ان شاء الله میخواهیم، البته نمیگوئیم همه، چون در همه ممکن است خیلی مشکل باشد و نتوانیم عمل کنیم اما تا آنجا که میسر است بیشتر ما در گفتار در رفتارمان شیعه و دنبالهرو امامان پاک علیهم السلام باشیم.
در بیان این اصل هم ما خواستیم همان دستورها و رهنمودهای موکد آنها را رعایت کنیم، همه میدانند که هر تعبیری که بخواهد به رابطههای برادرانة اسلامی ما در هر دورهای از ادوار آسیب وارد کند بر طبق دستور قرآن و سنت پیغمبر و اهل بیت علیهم السلام باید از آن تعبیر خودداری شود بخصوص که در اینجا هیچ چیزی کم گذاشته نشده است آنچه از نظر بیان قانون و تقنین قانون و مشخص کردن راه آینده قانونگذاری در کشور ما است آنچه باید باشد، هست ولی این تعبیری که ممکن است ایهام جدائی آور برای برادران مسلمان عزیز دیگر ما، چه در داخل مرزهای ایران و چه در خارج از مرزهای ایران داشته باشد، این تعبیر را باید ببینیم خود ائمه ما اگر الان ما در عصر امام صادِ سلام الله علیه بودیم خود امام چند رهنمودی به ما میفرمود، مشابه این رهنمودها در روایات فراوان آمده و راه مشخص شده، خوشبختانه فقه غنی ما در این ابعادش هم غنی است و راهنمائیهای صریح و روشن و کافی دارد، اینست که چه آقایان علمای اعلامی که خدمت امام نامه مرقوم فرمودهاند و رونوشتش را اینجا فرستادهاند و چه برادران و خواهران عزیزی که جناب آقای صدوقی فرمودند که تذاکرات و اعلامهائی به ایشان داشتهاند چه آنهائی که نامهها و تلگرافاتی فرستادهاند، عنایت بفرمایند که ما درست به همان ترتیبی که جناب آقای صدوقی در اینجا یادآوری کردند که همه دنیا میخواهند ببینند ما چه میکنیم، در همة این نکتههای ظریف هم قبل از هر کس خدای متعال و ولی قائم اوسلام الله علیه ناظرند که ببینند که ما در اینجا با همه سونگری و توجه کامل به دستورها و راهنمائیهائی که در اختیار ما گذاشته شده عمل میکنیم و یا تحت تأثیر احساس قرار میگیریم بیآنکه به همه جوانبش توجه و عنایت داشته باشیم.
بنابراین آنچه که با رأی اکثریت تصویب شد بهیچ عنوان ذرهای بر خلاف آنچه حق و واقع و اصل هست نبود و قرار هم نبوده باشد و قرار هم نیست باشد و مساله بر سر تعبیر است و در تعبیر آنچه مورد نظر و زیر بنای رأی اکثریت بود این بود که عرض شد، اگر این بیان و این منطق و این توجیهی که اکثریت به آن مستند بوده برای همگان مورد قبول افتد و امیدواریم که در این جهت همه اتفاِ نظر داشته باشیم و اگر احیاناً هم مورد قبول نیست همانطور که آقای صدوقی فرمودند مجال این هست که ما بحث و گفتگو کنیم شاید دلایلی که آقایان دارند بیشتر از اینها باشد و در مجال بعد به این نکته بپردازیم به هر حال امید ما اینست که خدای متعال هادی و راهنمای ما به سوی حق و صواب و هدایت او و توفیق و عنایت او فرا راه و دستگیرمان باشد.
اما راجع به مسأله قیود مربوط به رئیس جمهور آنروز گفته شد که در جای خودش در شرایط رئیس جمهور مورد بحث قرار میگیرد و نخواستند که این در اینجا که مربوط به رئیس جمهور نیست مورد بحث قرار گرفته باشد، این هم نظری بود که آنروز دوستان بیان کردند.
جناب آقای مدنی فرمایشی دارید؟ مدنی ـ اینکه فرمودید آنروز این کلمات با اکثریت تصویب شد ظاهراً درست نیست یعنی کلمه حقه نباشد، عده زیادی اصرار داشتند که باشد و بعضیها ناراحت شدند و از جهت نبودن این کلمه از جلسه خارج شدند، ثانیاً نبودنش اکثریت نداشت بلکه برای بودنش هم به اندازه دو ثلث از عده نمایندگان رأی نداشت، آنهائی که موافق بودند با بودن کلمه حقه و دست بلند کردند از نصف خیلی بیشتر بودند، بنابراین اگر کلمه حقه را نخواهید بگذارید، نباید بگوئید که با اکثریت تصویب شد که این نباشد نه، آنروزی که رأی گرفته شد بیشتر از نصف عدة حاضر دست بلند کردند که باشد، البته این اشکال بر میگردد به لایحهای که قبل از ما تصویب شده بود و عرض کردم درست نیست چون یک وقت میبینید که چهل نفر اثبات کردند و قانونیت پیدا نمیکند و نتیجهاش این میشود که سی نفر ناهی به چهل نفر مثبت مقدم شدند، از جمله کلمه حقه بود در مذهب.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آنچه بنده عرض کردم این بود که این متن موجود با اکثریت تصویب شد خوب، آقای دکتر شیبانی فرمایشی دارید؟ دکتر شیبانی ـ من پیشنهادم اینست که اولا وارد دستور بشویم ثانیاً از این به بعد نامههاو تلگرافات دیگران را مطرح نفرمائید ما در اینجا آنقدر بحث داریم که دیگر احتیاج به بحث خارج نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم آقای حجتی فرمایشی دارید بفرمائید.
حجتی کرمانی ـ میخواهم «ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنه» را عنوان کنم، مجلس خبرگان باید واقعاً نمونة عمل اسلامی باشد ما اگر خواسته باشیم دایرة تفکر را محدود کنیم به گونهای که خودمان فکر میکنیم و خیال کنیم هر کس غیر از ما به گونه دیگری فکر میکند ولو نماینده باشد یا نباشد، این از اسلام خارج است و من هم اگر فردا چیزی به نظرم رسید که اکثریت آقایان مخالف بودند جرأت نمیکنم بیایم اظهار کنم، این اختناِ را از نظر اکثریت ما بوجود میآوریم زیرا فکر میکنم چون ما اکثریت داریم دیگران حق ندارند حرفشان را بزنند ممکن است کسانی اشتباه بکنند بنده هم ممکن است اشتباه بکنم بنابراین کسانیکه مطالبی در هر زمینه میگویند ما اینها را رمی به بی دینی و تحریک اجانب نکنیم اینها برادران مسلمان ما هستند من این آیه را یادم میآید «اذا عجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئاً» این کثرتی که آقایان پشتیبانشان هستند «فلم تغن عنکم شیئا» هست، شما مرتب دارید افراد را از دین و ولایت فقیه و مجلس خبرگان با این تضییقی که بوجود میآورید نا امید میکنید، این را عرض نمیکنم ماهیت مسائل را عرض نمیکنم، کیفیت بیان مطلب که کسان دیگری حق نداشته باشند مطلبشان را بگویند به نظر من یک رویة اسلامی نیست شما اجازه بدهید که ما چند نفر برویم خدمت امام و از آقا درخواست کنیم التماس کنیم که محیط را جوری بوجود نیاورند که یک عدهای از برادران مسلمان ما خیال کنند ما داریم آنها را از اسلام بیرون میکنیم و از جامعةمان طرد میکنیم.
این خلاصة مطالب بنده بود و اگر نوبت بنده به نطق قبل از دستور رسید مطالبم را عرض میکنم.
اگر ما سر کلمه حق و این کلمات بخواهیم بحث کنیم مساله به درازا میکشد، همه شما که اینجا نشستهاید اگر کردستان را میخواستند بگیرند هیچ کدام نبودید که بروید و کاری بکنید آن آقایان هم که آن نامه را نوشتهاند هیچکدام اهل این نبودید که بروید و کاری بکنید آن آقایان هم که آن نامه را نوشتهاند هیچکدام اهل این نبودند که بروند کردستان، آن امام بود که شما را با آن شهامتش و با آن قدرتش اینجا آورده است حالا ما آمدهایم در پرتو قدرت امام اینجا نشستهایم و سر کلمات بحث میکنیم، اینکار را نکنید من فکر میکنم باید یک مقدار موقعیت واقعی خودمان را احساس کنیم و زیر پرچم امام و یا زیر لوای امام سوء استفاده نکنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عرض میشود که بی شک تا آنجا که مربوط به وضع جلسه وجو میباشد، ملتزم خواهیم بود که هر یک از نمایندگان محترم آنچه که تشخیص و نظرشان هست اینجا آزادانه بگویند و امیدوارم تا حالا هم موفق شده باشیم که اینکار را بکنیم، در مواردی هم که به نمایندهای عرض شده است که حالا این مطلب را نفرمائید و یا این مطلب نباید گفته شود به اعتبار رعایت نظم ونظامنامه مجلس بوده و لا غیر، در آینده هم ان شاء الله اینطور خواهد بود.
غائبین این دو روز را میخوانم: غائبین و دیر آمدگان عصر پنجشنبه آقایان انواری ـ دستغیب ـ مهندس سحابی ـ مؤید شهزادی ـ طاهری گرگانی ـ عرب وفوزی و آقای کرمی که نامه نوشته بودند که کسالت داشتند و آقای منتظری که قبلا اطلاع داده بودند که برای کار لازمی به قم رفتند و آقای نوربخش و آقای غفوری، اما کسانیکه تأخیر داشتند آقایان: اکرمی بیست و هفت دقیقه ـ باهنر چهل و یک دقیقه ـ بنیصدر بیست و نه دقیقه ـ حسین هاشمی بیست و شش دقیقه ـ حیدری بیست و پنج دقیقه ـ خادمی هفتاد و شش دقیقه ـ خامنهای بیست و چهار دقیقه ـ رحمانی بیست و دو دقیقه ـ دکتر شیبانی بیست و پنج دقیقه ـ صافی بیست و چهار دقیقه ـ دکتر ضیائی سی دقیقه ـ مقدم مراغهای شصت و شش دقیقه ـ موسوی اردبیلی چهل دقیقه.
غائبین امروز صبح شنبه 31/6/58 آقای حائری که قبلا کسالتشان را اعلام کرده بودند و حالا هم در جلسه تشریف دارند و آقای فوزی، اما کسانیکه امروز صبح تأخیر داشتهاند آقایان: بنی صدر بیست و چهار دقیقه ـ خامنهای بیست و یک دقیقه ـ مهندس سحابی بیست و یک دقیقه ـ طاهری اصفهانی بیست و هفت دقیقه ـ فلسفی سی دقیقه ـ مراغهای بیست و چهار دقیقه ـ میر مرادزهی سی و شش دقیقه ـ نوربخش بیست و شش دقیقه ـ آیت هفتاد و شش دقیقه و نمایندگانی که در آخر جلسه، قبل از پایان، جلسه را ترک کردهاند، آقای خامنهای در ساعت یازده و پنجاه دقیقه و آقای دستغیب در ساعت دوازده و سی دقیقه.
طاهری اصفهانی ـ من آنقدر در آمدن به جلسه مقید هستم که یک روز به خاطر همین موضوع از بلیط هواپیمایم گذشتم من دیروز باید ساعت نوزده و پنجاه دقیقه با هواپیما میآمدم ولی هواپیما تأخیر داشت و علت دیر آمدن من تأخیر هواپیما بود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم، آقای موسوی تبریزی بفرمائید.
موسوی تبریزی ـ در صورت جلسه روز سه شنبه 27/7/58 نام اینجانب را در ردیف غائبین ذکر کردهاند در صورتی که اینجانب در جلسه حضور داشتهام.
نایب رئیس (بهشتی) ـ لطفاً اعتراض خود را به مسئولان مربوط بدهید تا اصلاح شود.

4ـ طرح و تصویب اصل 30 (اصل بیست و ششم)

نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل 30 را به این شکلی که در دستور جلسه آمده قرائت میکنم: اصل 30 ـ تشکیل احزاب، جمعیتها، کانونها، سازمانها، اتحادیهها، سندیکاها و انجمنهای گوناگون، ادیان رسمی، سیاسی، صنفی، فرهنگی، ادبی، هنری با اساسنامه و مرامنامه مصوب و اعلام شده آزاد است مشروط بر اینکه در محتوای مرامنامه و در عمل اصل استقلال، آزادی حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، وحدت ملی و تمامیت ارضی را نقص نکرده و علیه آن اقدام ننمایند و نیز مسلح و یا وابسته به بیگانه نباشند.
نمایندة گروه سه برای توضیح تشریف بیاورد.
آقای دکتر قائمی بفرمائید.
دکتر قائمی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
این اصل همانطور که ملاحظه میفرمائید مربوط است به حقوِ ملت و مسائلی که در این اصل مطرح شده است یک مقدار وسیعتر و گستردهتر از آنچه در پیش نویس قانون اساسی داشتیم میباشد و در این زمینه نظرات زیادی برای ما رسیده بود که در اینجا خلاصة نظراتی را که مردم فرستاده بودند یادداشت کردهام.
مطالب به نظر من خیلی روشن است ولی در عین حال بعضی ازمسائل است که به نظر مکرر میرسد حالا بعضی از کلمات آنها را توضیح میدهم.
بحث از تشکیل احزاب است مانند حزب کمونیست و بحث از آزادی جمعیتها است مثلا میگویند جمعیت طرفداران سازمان ملل متحد و از این قبیل و بحث است از آزادی کانونها مانند کانون نویسندگان و همچنین سازمانهائی از قبیل خیریه بهداشتی واتحادیهها مثل اتحادیه روزنامهنگاران و اتحادیههای دیگر و سندیکاها مانند سندیکاهای کارگری و امثال آن (عرب ـ باید عوض شود) الان وقت عوض شدن نیست (نایب رئیس ـ آقای عرب اجازه بفرمائید بعداً صحبت خواهید فرمود) من نظراتم را خواهم گفت بعداً شما میتوانید نظرتان را ابزار کنید.
بحث از انجمنهای گوناگون ادیان رسمی است مثل انجمنهای خیریهای که بعضی از مذاهب دارند مثل زرتشتی و مسیحی از این قبیل، حالا این انجمنها ممکن است انجمن سیاسی، صنفی، فرهنگی، ادبی باشند.
این انجمنها به شرطی آزادند که اساسنامه و مرامنامه داشته باشند و همچنین محتوای مرامنامة اینها اصل استقلال مملکت، آزادی و حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، وحدت ملی و تمامیت ارضی را نقض نکند.
وقتی که این اصل در گروه تصویب میشد ما یک مقدار نظراتی در مورد برادرانمان که در ارتش مشغول فعالیت هستند داشتیم و راجع به آن هم بحث زیاد شده.
(اشراقی ـ ذیلی ندارد؟) قرار شد که اول گوش کنید.
بحث از این شده است که آیا برادران ارتشی ما حق دارند در یک جمعیت سیاسی و یا در یک حزب شرکت کنند یا خیر؟ دوستان ما بحثهای متعددی کردند و شاید آقایان درحدود بیست بار در جلسه بحث کردند و نتیجه بحث این شد که ارتشیها حق ندارند در فعالیتهای سیاسی و احزاب سیاسی شرکت کنند و علتش این است که یکنفر ارتشی باید بیطرف باشد و او نمیتواند هم تابع یک حزب باشد از حزب دستور بگیرد و هم از فرمانده خودش و مثالی که برادران ما در جلسه آوردند این بود که اگر در همین برنامهای که در کردستان عملی شده است حزب دموکرات در ارتش نفوذ داشت در آن صورت معلوم نبود که میزان ضایعات ما چقدر بود و کلیه آقایان معتقد بودند که ارتش، دست جمهوری اسلامی و نیروی فعالهاش میباشد.
بنابراین شرکت در احزاب و دستجات روحیه یک ارتشی را عوض میکند و اصولا وابستگی به یک حزب همیشه گرایشی میآورد.
(نایب رئیس ـ این موضوع چه ارتباطی به توضیح اصل دارد؟) میخواستم اینرا عرض کنم چون بعداً اشکالاتی در همین زمینه مطمئناً مطرح خواهد شد.
(نایب رئیس ـ آقای قائمی اینطور نفرمائید شما باید درباره اصل متن توضیح بفرمائید.)
درباره احزاب به صورت مطلق ذکر کردهایم و حتی گفتهایم شامل حزب کمونیست هم میشود با اینکه کشور ما یک کشور اسلامی است فعالیت حزبی مانند حزب کمونیست هم آزاد است و نمونة اینرا در کشورهای دیگر هم مانند کشور فرانسه میبینیم ولی فعالیت این احزاب به این صورت نیست که علیه تمامیت ارضی و جمهوی اسلامی ایران باشد یا اصولی را که در قانون اساسی هست نقض کند و اگر یک حزبی فعال و آزاد هست، اساس فکر این است که آن حزب میتواند نظرات اقتصادی تربیتی و از این قبیل را که دارد، اعمال کند.
مسأله دیگری که در آخر اصل آوردهایم این است که تشکیل احزاب و جمعیتها و امثال آن بشرطی است که مسلح و وابسته به بیگانه نباشد.
مثلا اگر حزب کمونیست بخواهد در مملکت فعالیت کند آزاد است بشرطی که به هیچیک از کشورهای دیگر کمونیست وابسته نباشد و نمونههای دیگری که ممکن است در این زمینه در احزاب دیگر باشد.
حالا اگر سؤالی احیاناً هست بفرمائید.
(صافی ـ اگر علیه مبانی اسلام فعالیت نکنند فعالیتشان مانعی ندارد.)
نایب رئیس (بهشتی)ـ بسیار خوب، حالا اگر کسی مخالف و یا موافق هست به نوبت برای صحبت تشریف بیاورند ولی اول اگر سؤالی هست بفرمایند.
آقای منتظری سوالی دارید بفرمائید.
رئیس (منتظری) ـ بلی من چند سوال دارم.
یکی اینکه آقایان نوشتهاند «انجمنهای گوناگون ادیان رسمی» در حالیکه قبلا کلمه رسمی در مورد اقلیتهای مذهبی تأیید نشده است و فقط گفته شده «دین رسمی ایران اسلام است» و ادیان اقلیتها شناخته شده هستند و لفظ «رسمی» ندارد.
پس ما نگفتیم ادیان رسمی چهار تا و یا اینها است.
پس باید بنویسید» دین اسلام و اقلیتهای شناخته شده» همینطور که عرض کردم ادیان رسمی به آن صورتی که گفته شده درست نیست زیرا دین رسمی ایران فقط اسلام است.
(دکتر قائمی ـ البته مورد نظر ما هم همین بوده است.)
میدانم که نظر همین بوده است ولی عبارت باید تصحیح شود.
(دکتر قائمی ـ میتوان اصلاح کرد.)
سؤال دیگرم در مورد هنر است، چون هنرها مانند هنر نقاشی هنر مشروعی است ولی هنر غیر مشروع هم داریم مثل رقص و دانس و موسیقیهای حرام.
بنابراین کلمه «هنری» مطلق است تو شامل هنرهای غیر مشروع هم میشود.
انتقاد دیگری که به نظر میآید این است که کلمة «حاکمیت» زائد است یعنی نوشته شود «آزادی، نظام جمهوری اسلامی» و کلمه «حاکمیت» قبل از «نظام جمهوری اسلامی» را نمیخواهد (طاهری اصفهانی ـ این «حق حاکمیت» بوده و کلمه «حق» افتاده است.)
(دکتر قائمی ـ در اصل تنظیم شده کلمه «حق» ندارد.)
سوال دیگرم این است که منمکن است انجمنهائی باشند که در آن علیه اسلام تبلیغ کنند.
آیا این انجمنها مجاز هستند یا خیر؟ شما ذکر نکردهاید.
(دکتر قائمی ـ حاکمیت نظام جمهوری اسلامی و...)
حاکمیت نظام جمهوری اسلامی غیر از تبلیغ علیه اسلام یعنی تبلیغ علیه «جمهوری اسلامی» غیر از تبلیغ علیه «اسلام» است و به عبارت دیگر میتوانند تبلیغ کنند که در اسلام اشکالاتی هست.
(دکتر قائمی ـ اجازه بفرمائید همین سؤال را من توضیح بدهم.)
اجازه بفرمائید که من سؤالاتم را تا آخر بگویم.
(دکتر قائمی ـ من نمیتوانم تمام سؤالات را تا آخر در ذهن بسپارم.
لطفا سؤالات را یک به یک مطرح بفرمائید.)
بسیار خوب.
دکتر قائمی ـ فرمودید اگر علیه اسلام تبلیغ کنند، در متن تنظیمی گفته شده است که «اساسنامه و مرامنامه مصوب و اعلام شده» چه مرامنامهای درجمهوری اسلامی تصویب خواهد شد؟ آیا مرامنامهای که ضد اسلام باشد؟ رئیس (منتظری) ـ این قید «مصوب» نمیفهماند که باید مصوب جمهوری اسلامی باشد بلکه معنایش این است که خود آن انجمن یک مرامنامهای را تصویب کرده باشد که معلوم شود مرام و کارشان چیست.
بشارت ـ ممکن است مصوب دولت نباشد و مصوب خود آن حزب یا انجمن باشد.
رئیس (منتظری) ـ بسیار خوب مصوب خود آن انجمن ممکن است بر خلاف اسلام باشد.
دکتر قائمی ـ منظور از «حاکمیت نظام جمهوری اسلامی» و «جمهوری اسلامی» که قبلا صحبت کردهایم ترکیبی است از دو کلمه «جمهور» و «اسلام» قرار نشد در مملکت...
رئیس (منتظری) ـ من سؤالم تا آخر تمام نشده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای منتظری جنابعالی یک سؤال بفرمائید و ایشان هم جواب بدهند و بعد جنابعالی سؤال بعدی را مطرح بفرمائید.
رئیس (منتظری) ـ بسیار خوب در این اصل نوشته نشده است که اینها در آن انجمنها نباید علیه اسلام تبلیغ بکنند، همچنین حذف «مرامنامه مصوب» زیرا به این معنی است که خود آن گروه یک مرامنامه برای خودش تصویب کرده است.
دکتر قائمی ـ آیا این قسمت اول به نظر شما حل شده که حالا به قسمت دوم برویم؟ این مسأله را که فرمودید علیه اسلام نباید تبلیغ کنند به نظر من در کلمه «جمهوری اسلامی» هست.
(منتظری ـ خیر نیست.)
اگر نیست باید اصلاح شود ولی به نظر من هست.
رئیس (منتظری) ـ سؤال دیگر این است که نوشتهاید «و نیر مسلح و یا وابسته» من وقتی این عبارت را خواندم چنین فهمیدم که هر کسی در انجمنها شرکت میکند با اسلحه نباید باشد در صورتیکه جنابعالی معنایش کردید که اصلا کس

/ 0 نظر / 55 بازدید