جلسه یازدهم 13 شهریور 1358

جلسه ساعت 35/16 روز سیزدهم شهریورماه 1358 هجری شمسی برابر با دوازدهم شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آقای دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.)
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه و بیانات آقای دکتر بهشتی (نایب رئیس) پیرامون تشکیل شورای چهارده نفری هماهنگی
2ـ طرح و تصویب اصل دوم قانون اساسی
3ـ اعلام تنفس و تشکیل مجدد جلسه
4ـ پایان جلسه دبیرخانه مجلس بررسی نهائی قانون اساسی [--------------------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه و بیانات آقای دکتر بهشتی (نایب رئیس) پیرامون تشکیل شورای چهارده نفری هماهنگی نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
چون اکثریت برای شروع جلسه رسمی کافی است کارهایمان را آغاز میکنیم.
بر طبق آخرین مذاکرات جلسه دیروز، امروز صبح جلسه مشترک هیأت رئیسه و شورای هماهنگی تشکیل شد، پیشنهادهائی درباره بهتر شدن کیفیت کار پیش از آوردن طرح به جلسه عمومی رسیده بود، این را هم اضافه کنم که در اواخر جلسه سه نفر از اعضاء گروه چهار در جلسه شرکت کردند که حامل پیشنهادهائی بودند.
سرانجام پس از بررسی پیشنهادها با اکثریت آراء اعضاء جلسه مشترک هیأت رئیسه و گروه هماهنگی اینطور تصمیم گرفتند که برای اینکه متنی که به جلسه علنی آورده میشود مرحله تکاملی بیشتری را طی کرده باشد و اینجا وقت کمتری را بگیرد، یک جلسه هماهنگ کننده مرکب از چهارده نفر، از هر گروه دو نفر تشکیل شود و اینها طرحهای پیشنهادی را رسیدگی بیشتری بکنند و با اکثریت آراء خود متنی را برای آوردن به جلسه علنی آماده کنند، آن متن اینجا مطرح میشود و مورد بحث و رسیدگی قرار میگیرد و به رأی گذاشته میشود البته بلافاصله جلسات گروهها تشکیل شد، نمایندگان انتخاب شدند و این جلسة چهارده نفری امروز قبل از ظهر تشکیل شد و پیشنهادهای مربوط به اصل دو مورد بررسی قرار گرفت و اصل دو به این صورتی که ملاحظه فرمودهاید در اختیار همه نمایندگان قرار گرفت.
اول سؤال کنم، آیا این متن خدمت همه نمایندگان رسیده است؟ (نمایندگان ـ بله) قرار گرفت.
این را هم اضافه کنم که برای روزهای آینده کوشش میشود نتیجه کار این جلسة مشترک چهارده نفره گروهها، همان قبل از ظهر به جلسات گروههای هفتگانه برگردد تا نمایندگان با حضور ذهن و آمادگی بیشتری در جلسه علنی حضور پیدا کنند و آنرا مورد بررسی و تصویب قرار دهند.

2ـ طرح و تصویب اصل دوم قانون اساسی نایب رئیس (بهشتی) ـ حالا اصل دو را یکبار میخوانم و بعد از فراز به فراز آنرا به رأی میگذاریم.
اصل 2 ـ جمهوری اسلامی نظامی است توحیدی که بر پایه ایمان به:
1ـ خدای یکتا (لااله الا الله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و تسلیم در برابر امر او.

2ـ وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین.

3ـ معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان بسوی خدا.

4ـ عدل خدا در خلقت و تشریع.

5ـ امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام.

6ـ کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا، استوار است.
و از راه: ـ نفی هر گونه ستم گری و ستم کشی و سلطهگری و سلطهپذیری.
ـ اجتهاد مستمر فقیه جامع الشرایط در فهم کتاب وسنت.
ـ استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته و تلاش در پیشبرد آنها.
ـ قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تامین میکند.
این طرح جدید اصل دو است، با توجه به اینکه دیروز دربارة بسیاری از مطالب مربوط به این اصل بصورت موافق و مخالف صحبت شد، حالا هر فرازی را بطور جداگانه میخوانم و اگر در مورد هر فرازی مخالفی باشد یک مخالف صحبت میکند و طبعاً یک نفر هم دفاع میکند و بعد به رأی گذاشته میشود.
(ربانی ـ من راجع به اینکه این اصل پایه و هدف و روش داشته باشد، اشکال دارم.)
توجه بفرمائید ما در جلسه دیروز در مورد اینکه پایه باشد یا نباشد، بحث کردهایم، حالا موقع رأیگیری است با این وصف برای اینکه حداکثر آزادی رعایت شده باشد، ما میتوانیم اگر مطلبی علاوه بر مطالب دیروز داشته باشید یا تذکر خاصی داشته باشید به شما وقت بدهیم که با نهایت اختصار بیان بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ تذکر خاصی است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
این ترکیبی که در این اصل درست شده بدنبال اشکالی است که به اصل دوم قبلی وارد بود که در آنجا روش و پایه و هدف مخلوط شده بود و ظاهراً در اینجا خواستهاند که پایه از روش و هدف جدا باشد «نفی هرگونه ستمگری و ستمکشی» روش نیست، «اجتهاد» روش است، «استفاده از علوم» روش است ولی «نفی هر گونه ستمگری و ستمکشی» روش نیست، یا اینکه مبارزه با طاغوت در تثبیت حاکمیت الله است، «ولقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت» یعنی ایمان به خدای یکتا «الله» است و مبارزه با طاغوت «لااله» است این دو تا رویهم تشکیل میدهد «لا اله الا الله» را.
پس این را جزو روش آوردن درست نیست، باید دنبال اصل اول یعنی ایمان به خدای یکتا باشد.
مسألة دیگر (لااله الا الله) است که تفسیر خدای یکتا است و جمله، جمله درستی نیست.
دیگر اینکه اگر کلمه «استوار» را برداریم جمله بعدی درست در نمیآید چون دنبالش میآید «از راه نفی هرگونه ستمگری» نایب رئیس (بهشتی) ـ بسیار متشکرم آقای بنیصدر بفرمائید.
بنی صدر ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
عرض کنم که نفی کردن و مبارزه «روش» است.
در هیج جای دنیا کسی به این دلیل مبارزه نمیکند که چون خود مبارزه هدف است، بنابراین اجتهاد هم یک نوع مبارزه است منتها در تبلور ذهن وعلم از راه جهاد با جهل مبارزه میکند.
بنابراین ما درست آوردهایم روش است و نفی میکند سلطهگری و سلطهپذیری را برای اینکه برسد به قسط و عدل و این هدف که تأمین شد، این اصول ان شاء الله در جامعه ما تبلور پیدا میکند، چون ما خودمان امروز صبح توحید را اجرا کردیم وهفت نظر را به یک نظر در آوردیم.
ربانی شیرازی ـ کلمه «توحیدی» دراینجا چه معنی دارد؟ مراد «الهی» است؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ دربارة این مسأله دیروز به حد کافی صحبت شد.
یعنی دربارة کلمة «توحیدی» و بودن ونبودنش و همچنین دلایلش، مخالف و موافق صحبت کردهاند.
اگر امروز دوباره بخواهیم مطرح کنیم و هر یک از آقایان صحبت بفرمایند، قبول کنید که کار ما پیشرفتی نخواهد داشت.
رئیس (منتظری) ـ من باکلمه «توحیدی» مخالفم و میخواهم دلایل مخالفتم را بگویم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ ماجمله اول اصل دوم را به رأی میگذاریم و البته هر کس با آن مخالف است رأی کبود میدهد.
اگر پس از رأیگیری، این جمله به حد کافی رأی آورد که مساله تمام است وگرنه پیشنهادات جدید را مطرح میکنیم.
خواهش میکنم جز نمایندگان،کسی در جلسه نباشد تا در شمارش آراء اشکالی پیش نیاید.
برای حضور ذهن دوستان جمله اول را یکبار میخوانم: «جمهوری اسلامی نظامی است توحیدی که بر پایة ایمان به:» کسانیکه با این جمله به همین صورت که قرائت کردم، موافقند خواهش میکنم قیام فرمایند (اکثر برخاستند) با چهل و هشت رأی به تصویب رسید.
البته آقای صدوقی رأی موافق دادند و از جلسه خارج شدند.
عدهای از نمایندگان ـ باید ایشان در جلسه حضور داشته باشند.
منتظری ـ ما این طرز رأیگیری را قبول نداریم، هر کس رأی میدهد باید در جلسه هم حضور داشته باشد.
ما از اول مخالف بودیم و حال هم باید اجازه داده شود نظرمان را بگوئیم بعد رأیگیری شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اگر آقای منتظری که در حقیقت مسئول اداره جلسه هستند...
منتظری ـ من از چیز خلاف دفاع نمیکنم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ جناب منتظری، عرض کردم که دیروز راجع به این مساله خیلی صحبت شد.
منتظری ـ دیروز، دیروز بود و امروز هم امروز است.
مسالهای که امروز مطرح میشود باید دربارهاش صحبت کرد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ به هر حال راجع به این موضوع بحد کافی صحبت شده است و ادامة این صحبتها دربارة مسألهای که قبلا به تفصیل صحبت شده جز تضییع وقت، نتیجة دیگری ندارد و تکرار مسائل است.
اگر من مسئول ادارة جلسه باشم ناچارم همین روش را ادامه بدهم.
رئیس (منتظری) ـ کار شما فرصتطلبی است.
عدهای از نمایندگان ـ اجازه بدهید آقای منتظری نظرشان را بفرمایند.
بعلاوه آقای صدوقی هم در جلسه حاضر شوند تا معلوم شود که رأیشان چه بوده است.
طاهری گرگانی ـ برای اکثریت آراء باید چهل و نه رأی باشد نه چهل وهشت رأی.
نایب رئیس (بهشتی) ـ دیروز اعلام کردیم که چون تعداد کل نمایندگان در حقیقت هفتاد و دو نفر است، پس اکثریت چهل و هشت نفر میشود.
یعنی برای تصویب هر اصلی چهل و هشت رأی کافیست.
معذالک اگر میفرمائید که باید آقای صدوقی هم در جلسه حضور داشته باشند، تأمل میکنیم تا ایشان تشریف بیاورند.
بنابراین اجازه بدهید موکول کنیم به بازگشت ایشان و اگر رأی کافی نبود دوباره به رأی میگذاریم.
منتظری ـ اجازه بدهید حرفمان را بزنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اگر میخواهید بیاجازه صحبت بفرمائید، حرفی نیست.
حجتی کرمانی ـ گو اینکه کلمه «توحید» را که از بچگی مادر دهات و مدارس...
نایب رئیس (بهشتی) ـ خواهش میکنم بدون اجازه صحبت نفرمائید.
چون اگر شما مثلا بعنوان موافق صحبت کنید باید یک نفر هم دوباره بعنوان مخالف صحبت کند و اینکار تا آخر همینطور ادامه پیدا خواهد کرد.
حائری ـ توحید، مال عقاید و عمل است، آقا چه اصراری دارید که معنی این کلمه برای همه روشن نشود؟ من هم با اینطور رأی گرفتن مخالفم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ وقتی مسألهای در جلسه مطرح میشود نظرات مختلفی هم درباره آن وجود دارد و همیشه هم به همین صورت بوده که هر کس پیشنهادی داشته، داده است و رویش صحبت کرده و مخالف و موافق نظرات و دلایلشان را گفتهاند.
بنابراین وقتی بحث به حد کافی شده ما ناچار هستیم که در پایان آن را به رأی بگذاریم و راهی هم غیر از این نیست.
البته ما نباید انتظار داشته باشیم که دربارة هر موضوعی اتفاِ آراء باشد، ممکنست یکی دو نفر هم باآن مخالف باشند و در نتیجه رأی مخالف بدهند.
آقای طاهری اصفهانی بفرمائید.
طاهری اصفهانی ـ اجازه بدهید آقایان منتظری و حائری نظرشان را بفرمایند شاید عدهای رأیشان برگردد.
الان کلمه «توحیدی» برای همه اشکال پیدا کرده است.
در اصفهان زیر پوشش ارتش توحیدی، میگویند ارتش بیطبقه ودرجهها را کندهاند و این برای ما دردسر ایجاد کرده است.
منتظری ـ باید اجازه داده شود که هر کس هر نظری دارد بگوید، بعد رأی گرفته شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آئیننامه داخلی مجلس راه ما را روشن کرده، روشهای تجربه شده در سالهای متمادی هم طرز کار مجلس را روشن کرده است، خوب، اگر بخواهیم بعد از اینکه دیروز این همه صحبت شد، باز بحث را ادامه بدهیم و یک مخالف و یک موافق صحبت بکنند و مجدداً نفر سومی و چهارمی به دلیل مخالف و موافق بودن، نظراتشان را بگویند، من سؤال میکنم آیا میتوانیم بحثها را به همین ترتیب جلو ببریم؟ منتظری ـ پس لااقل به جای کلمه «توحیدی» بنویسید «الهی».
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای بنیصدر بفرمائید.
بنی صدر ـ ما دیروز بحثها را کردهایم و الان در مرحله رأیگیری هستیم.
امروز برای حل مشکل دیروز اینجا آمدهایم.
دیروز قرار شد که برای حل مشکل راه حلی پیدا کنیم، به همین جهت در گروه چهارده نفری شرکت کردیم و این راه حل را ارائه دادیم و اتفاقاً خود آقای منتظری هم در آن گروه تشریف داشتند.
منتظری ـ من در گروه هم با آن مخالف کردم.
بنی صدر ـ اگر بخواهیم راجع به همة اصلهابدینصورت عمل بکنیم، پس تصویب بفرمائید که دو سه سال اینجا بمانیم تا بتوانیم همة اصول را بررسی و تصویب کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من بعنوان رعایت آئیننامة داخلی شخصاً نمیتوانم دربارة ادامة بحث تصیم بگیریم، ولی باز ناچارم برای صرفهجویی در وقت در چنین حالتهائی اتخاذ تصمیم را بعهده مجلس بگذاریم.
اگر بیش از نصف نمایندگان حاضر در جلسه ـ که الا شصت و هفت نفر حاضر هستند ـ موافق باشند که باز یک مخالف و یک موافق در این مورد صحبت کنند، بحث را ادامه میدهیم.
بنابراین کسانیکه با این پیشنهاد موافقند قیام بفرمایند (عده کمی برخاستند) رد شد.
و اما برای اینکه هیچگونه ابهامی نباشد، الان که آقای صدوقی هم در جلسه حضور به هم رساندند بار دیگر جمله اول اصل دوم را که قبلا خوانده شد، قرائت میکنم و بعد به رأی میگذارم: «جمهوری اسلامی نظامی است توحیدی که بر پایه ایمان به:» موافقین قیام بفرمایند (عده کمی برخاستند) این بار رأی کافی نیست و رد شد.
پس اگر پیشنهاد جدیدی دارید کتباً مرقوم بفرمائید تا مطرح کنیم.
الان پیشنهادی رسیده است که: «جمهوری اسلامی نظامی است الهی بر پایه ایمان به:» موافقین با این پیشنهاد قیام فرمایند (عده کمی برخاستند) تعداد رأی کافی نیست و رد شد.
پیشنهاد دیگری است که بدون هیچگونه وصفی باشد یعنی کلمه «توحیدی» اصلا حذف گردد.
موافقین با این پیشنهاد قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.
با تصویب جمله اول اصل دوم بدینصورت: «جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان به:» فراز اول اصل دوم خوانده میشود.
«
1ـ خدای یکتا (لاالهالاالله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و تسلیم در برابر امر او».
نایب رئیس (بهشتی) ـ موافقین با فراز اول به همین صورت که خوانده شد، قیام فرمایند (اکثر برخاستند) با پنجاه و چهار رأی تصویب شد.
فراز دوم خوانده میشود.
«
2ـ وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین».
نایب رئیس (بهشتی) ـ موافقین با این جمله، خواهش میکنم قیام فرمایند (اکثر برخاستند) با شصت و دو رأی موافق به تصویب رسید.
فراز سوم خوانده میشود.
«
3ـ معاد و نقش سازندة آن در سیر تکاملی انسان بسوی خدا».
نایب رئیس (بهشتی) ـ این در حقیقت همان جملة دیروز است با مختصر تغییر و با این تفاوت که به جای «تکامل انسان» نوشته شده: «سیر تکاملی انسان».
خواهش میکم موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) با شصت و دو رأی موافق به تصویب رسید.
فراز چهارم خوانده میشود.
«
4ـ عدل خدا در خلقت و تشریع».
نایب رئیس (بهشتی) ـ جمله و دلایلش کاملا روشن است.
موافقین خواهش میکنم قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) با شصت و پنج رأی تصویب شد.
فراز پنجم خوانده میشود.
«
5ـ امامت رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام».
نایب رئیس (بهشتی) ـ تغییراتی که در این فراز داده شد، بدنبال تذکرات و سوالات و پیشنهاداتی بوده که در جلسه دیروز مطرح گردید و مجدداً نیز در جلسة مشترک امروز به حد کافی دربارهاش بحث و تبادل نظر شده است.
ربانی شیرازی ـ معنی انقلاب اسلام چیست؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ چون خود اسلام در حقیقت انقلاب بوده است، میخواهیم بگوئیم که انقلاب ما هم تداوم انقلاب اسلام است.
آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ اساس تشیع ما بر مبنای توجه به ائمه اثنی عشر است و ما در اینجا دو بار از امامت اسم بردهایم ولی از ائمه اطهار نامی به میان نیامده است.
به هر حال چون قوام کشور ما بر تشیع است اگر اسمی از ائمه برده نشود، جفائی است که به انقلاب اسلامی ما شده است.
ربانی شیرازی ـ باید نوشته شود «اسلام انقلابی» یا «انقلاب اسلامی».
نایب رئیس (بهشتی) ـ قبلا آقای فاتحی پیشنهاد خودشان را کتباً مرقوم فرموده بودند و حالا هم دربارهاش توضیح دادند.
به هر حال ما فراز پنجم را به رأی میگذاریم موافقین با آن به همین صورت که خوانده شد قیام فرمایند (اکثر برخاستند) با پنجاه و سه رأی از کل هفتاد رأی تصویب شد.
فراز ششم خوانده میشود.
«
6ـ کرامت وارزش والای انسان و آزادی توأم با مسؤولیت او در برابر خدا».
نایب رئیس (بهشتی) ـ این فراز در حقیقت با توجه به پیشنهادات و تذکراتی که فرمودید دو فراز از یک فراز است.
بنابراین موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) با شصت و نه رأی ادغام از هفتاد رأی به تصویب رسید.
فراز بعدی بدینصورت است: «از راه نفی هرگونه ستمگری و ستمکشی و سلطهگری و سلطهپذیری» توجه دارید که در این باره آقای ربانی شیرازی عقیده داشتند که اینهم پایه است و راه و روش نیست و آقای بنیصدر هم دفاع کردند که راه است و پایه نست پس با توجه به انتقاد آقای ربانی و پاسخ آقای بنیصدر این فراز را به همین صورت که خوانده شد به رأی میگذاریم موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) با پنجاه و هشت رأی از هفتاد رأی بتصویب رسید.
فراز بعدی خوانده میشود.
«اجتهاد مستمر فقیه جامعالشرایط در فهم کتاب و سنت».
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای صدوقی فرمایشی دارید، بفرمائید.
محمد صدوقی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
این جمله «اجتهاد مستمر فقیه جامعالشرایط در فهم کتاب و سنت» همیشه بوده در دوران گذشته هم بوده است و یک چیزی نیست که تازه آورده باشید.
شما باید در اینجا تثبیت کنید که مردم باید در هر دوره و هر زمان تابع مرجع عالیقدر عالم تشیع باشند و جمهوری هم باید تابع وتحت نظر مرجع باشد و اساس اسلام روی مرجعیت گذاشته شود.
من خیال میکنم آقایان روی مرجعیت یک خرده حساسیت دارند، از چه جهت حساسیت دارند؟ آیا از جهت حکم خدا، یا از جهت آنچه در خارج دیدهاند؟ در خارج هر چه هست و نیست روی این پایه بود که مرجعیت، این انقلاب را ایجاد کرد و بثمر رسانید.
پس بایستی مرجعیت تا دامنة قیامت و مادام که زمان ظهور حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه فرا نرسیده است، دوام و تداوم داشته باشد و هیچ کاری هیچ حکمی بدون نظر مرجع انجام نشود.
از آن طرفش هم خدا حق حاکمیت و حق همه گونه تصرف را به پیغمبر (ص) داده و پیغمبر هم به ائمه طاهرین(ع) و امام زمان و ایشان هم به مرجع جامعالشرایط دادهاند.
حالا بعضیها شبهه کردهاند و گفتهاند اگر قرار باشد همة اختیارات در دست مرجع باشد، فردا که رئیس جمهور معین شد با یک اشاره یک نفر مرجع، باید کنار برود و این چنین رئیس جمهوری هیچگونه اختیاری ندارد تا بتواند کاری انجام دهد این اشکال در دوره پیغمبر(ص) و علی (ع) و در دوره دیگر ائمه هم بوده است، یعنی همانطوری که اگر ولی موعود حاضر بودند و یک نفر را که بعنوان رئیس جمهور انتخاب شده بود، در صورتیکه خلافی میکرد، حق داشتند او را بر کنار کنند.
پس مرجع عالم تشیع هم همین حق را دارد و لابد وقتی مرجع عالم تشیع خلافی میبیند او رابر کنار میکند، و گرنه مادام که خلافی نکرده و مطابق موازین اسلام رفتار کرده است، ایشان هم تثبیتش میکنند و من معتقدم که باید در این مورد حق تام به مرجعیت داده شود و گرنه جمله شما یعنی «اجتهاد مستمر فقیه جامع الشرایط در فهم کتاب و سنت «در هر دوره بوده و چیزی نیست که شما در جمهوری اسلامی میخواهید به فقیه اعطا کنید.
والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکرم.
در اواسط بیانات جناب صدوقی متوجه شدیم آنچه ایشان میخواهند، در اصل پنج در متن پیشنهادی پیشبینی شده است و آنچه اینجا میگوئیم عبارتست از مبنا قرار دادن حق اجتهاد، وگرنه نفس فقیه بعنوان رهبر در اصل پنج بعداً مطرح خواهد شد.
بنابراین اگر سؤالی نیست این فراز را به همان صورتی که خوانده شد به رأی میگذارم.
موافقین قیام فرمایند (عده کمی برخاستند) رد شد.
آقای آیت فرمایشی دارید؟ دکتر آیت ـ من خواستم در این مورد تذکر بدهم که این جملهای را که الان به رأی گذاشتیم و رد شد، فکر نمیکنم کسی با اصل مطلب آن مخالف باشد، شاید علت عدم تصویب آن، این باشد که عدهای نظرات دیگری علاوه بر این دارند.
بنابراین اگر خود مطلب به رأی گذاشته شود، خود من هم به آن رأی مثبت میدهم که بعد بشود چیزی بر آن اضافه کرد.
ربانی ـ خواهش میکنم «فهم کتاب و سنت» را معنی کنید بفهمیم یعنی چه.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اجتهاد مستمر فقیه جامع الشرایط در فهم کتاب و سنت بعنوان یکی از راههائی که باید در برقراری جمهوری اسلام و نظام این جمهوری حتما مورد اهتمام قرار گیرد، این بدین اعتبار است که کلیه مسائل مربوط به قانونگذاریها، تهیه و تصویب آئیننامهها، روشها در یک نظام ایدئولوژیک یعنی در یک نظام مکتبی و در یک جامعه مکتبی نمیتواند دور از نظر مکتب و جهتگیری از آن صورت بگیرد، اینها همه باید در رابطه با تصمیم و نظر و جهتگیری خاص آن باشد تا آن قانون و آن آئیننامه و آن تصویبنامه بتواند متناسب با یک جامعه مکتبی باشد.
در یک جامعه اسلامی کلیه قوانین و مقررات و تصویب نامهها و آئیننامهها باید ناظر باشد به آنچه که اسلام بعنوان آئیننامه و جهت دهنده در همة زمینهها عرضه کرده است.
یعنی حوادث واقعه را با مراجعه به مأخذ اسلامی مشخص کردو بعد از نظر روشهای قانون اساسی آن را دنبال کردو تکمیل کرد البته منبع برای شناخت نظر اسلام کتاب و سنت است ولی برای اینکه حوادث واقعه در کتاب و سنت حکمش و نظرش استنباط بشود، همواره ما اجتهاد مستمر برای استنباط آراء و احکام اسلام را احتیاج داریم، این اجتهاد همواره باید ادامه داشته باشد و از کتاب و سنت فهمیده شود و چون مسأله اجماع جز در مستقلات عقل، به سنت بر میگردد، بنابراین بدیهی است بر میگردد به فهم کتاب و سنت، جز در مورد اصول دین و مستقلات عقلیه که پیروی از آنها تقریبا ضروری و بدیهی است.
بنابراین بنظر میرسد که این جمله کامل است و همینطور که دوستان توضیح دادند «سنت» جامع است و به این دلیل دوستان به این اکتفا کردند، البته تصریح به سنت پیغمبر(ص) و احادیث ائمه طاهرین (ع) پیشنهاد آقای سبحانی است که مخصوصاً آنرا احادیث گفتهاند.
حائری ـ اگر کلمه اثنی عشر نباشد من استعفا میدم (جلسه را ترک کردند.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ پیشنهادهای متعددی رسیده که من فعلا همه پیشنهادها را قرائت میکنم.
مکارم شیرازی ـ تذکر بدهید که در بحث مذهب همه این مسائل میآید و چنان نیست که در قانون اساسی نیاید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بله در اصول دیگر حتما میآید و تمام این مسائل در نظر گرفته خواهد شد.
فاتحی ـ این موضوع یکی از مسائل دیرینه کشور ماست که بر روی این اصل مهم استوار است و بسیار موجب تأسف است که اسمی از ائمه اطهار (ع) برده نشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بنابراین پیشنهادهای رسیده را قرائت میکنم: ـ سنت پیامبر اسلام(ص) احادیث ائمه اطهار علیهم السلام.
(سبحانی) ـ اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط بر اساس عقل و کتاب و سنت.
(منتظری) ـ اجتهاد مستمر فقهای متخصص در فهم کتاب و سنت.
(باهنر) ـ اجتهاد مستمر فقیه جامعالشرایط در فهم احکام از مدارک معلومه.
(سید جلال الدین طاهری) ـ در فهم کتاب و سنت و اخبار ائمه اطهار علیهم السلام.
(سید ابوالفضل موسوی) ـ و اخبار اهلبیت ذکر شود، مراجع جامع الشرایط.
(مکارم) ـ کتاب و سنت رسول خدا(ص) و ائمه اثنی عشر علیهم السلام.
(دستغیب) ـ اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرایط و نافذ الکلمه در فهم کتاب و سنت.
(غفوری) ـ رهبری و اجتهاد مستمر فقیه جامع الشرایط در فهم کتاب و سنت و اخبار ائمه اطهار.
(حسینعلی رحمانی) ـ اجتهاد مستمر فقیه جامعالشرایط در فهم کتاب و سنت پیامبر و امامان راستین.
(ربانی شیرازی) ـ اعتماد بر اجتهاد فقیه جامعالشرایط در فهم کتاب و سنت پیامبر و ائمه اطهار که قبل از جمله «از راه نفی هرگونه الخ» ذکر شود.
(ضیائی) ـ و خلفاء راشدین را هم اضافه فرمائید.
(مولوی عبدالعزیز) ـ در فهم کتاب و سنت معصومین(ع) (جوادی) ـ اجتهاد مستمر فقهای جامعالشرایط در فهم کتاب و سنت.
(علی تهرانی) ـ پس از کتاب و سنت یا: احادیث ائمه اطهار و یا به صورت ادله شرعیه تبدیل گردد.
(سبحانی) ـ از «راه نفی هرگونه الخ» بعد از اجتهاد مستمر ذکر شود.
(منتظری) ـ اجتهاد مستمر فقیه جامع الشرایط در استخراج احکام الهی از ادله شرعیه.
(سبحانی) ـ اجتهاد مستمر فقهای جامعالشرایط بر اساس کتاب و سنت و عقل و اجماع.
(مقدم مراغهای) ـ این جمله حذف شود چون استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته شامل اجتهاد هم میشود.
شیبانی ـ اجتهاد مستمر فقیه جامع الشرایط در استنباط احکام و قواعد از قرآن سنت معصومین سلام الله علیهم.
(جعفر کریمی) رفتار امامان شیعه خارج از کتاب و سنت نبی اکرم نبوده و لذا ذکر نام ائمه لزومی ندارد.
(عرب) ـ مسأله ذکر ائمه طاهرین را کوچک نشمارید.
(محمد صدوقی) ـ بدنبال عبارت فوِ این عبارت افزوده میشود: «برای حل کلیه مسائل نور ظهور و هموار ساختن راه تکاملی امت اسلامی.
» (رشیدیان) نایب رئیس (بهشتی) ـ چون در این زمینه پیشنهادها از جهات عبارتی بسیار متنوع است و ممکن است بعضی از آراء مربوط به عبارت باشد بنابراین، ما این یک فراز را مسکوت میگذاریم تا بقیه فرازها را دنبال کنیم و یک تنفس کوتاه میدهیم و پیشنهادها را جمع بندی میکنیم و نتیجه را در ادامه جلسه برای رأی آماده میکنیم، اکنون فراز بعدی را میخوانم: «استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته و تلاش در پیشبرد آنها».
ربانی املشی ـ به جای «پیشبرد»، «توسعه آن» نوشته شود.
دکتر غفوری ـ این چیزی نیست که توصیه کنیم، شرط عقل است دنباله روی کنید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ توصیه شد تلاش در پیشرفت و پیشبرد معارف بشری همانطور که مسلمین از اول پیشرو بودهاند نه دنباله رو پس گفته شود «معارف بشری».
مکارم ـ یک کلمه «بشری» در این فراز بوده که افتاده است آنرا اضافه کنیم و به رأی بگذاریم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ توشیح آقای غفوری را شنیدید که گفتند «فنون و معارف بشری»، فعلا بعد از شنیدن پیشنهادها، متن را یکبار دیگر میخوانم تا به رأی گذاشته شود: «و استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری و تلاش در پیشبرد آنها، موافقین قیام فرمایند (پنجاه و هفت نفر از شصت و نه نفر عدة حاضر برخاستند) تصویب شد.
فراز بعدی را قرائت میکنم.
«قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین میکند».
اگر پیشنهادی هست کتباً ارائه فرمائید تا قرائت شود.
مکارم ـ متن را قدری توضیح بفرمائید تا روشن شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ فکر میکنم روشن است این چهار مورد (فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی) هم مربوط به استقلال است و هم مربوط به قسط و عدل و هم اینکه همبستگی ملی را تأمین میکند.
آقای ضیائی خواستهاند که کلمه «کشاورزی» در اینجا اضافه شود، باید عرض کنم که روشن است که شامل بازرگانی و کشاورزی هم میشود.
اگر بخواهیم بازرگانی را هم اضافه کنیم خیلی طولانی میشود، بنابراین پیشنهادات رسیده قرائت میشود.
ـ کلمه «کشاورز» اضافه شود.
(ضیائی) ـ جناب آقای دکتر بهشتی پیشنهاد میشود در اصل دو که اهداف در آخر اصل ذکر شده و اصل سه کلا از اهداف جمهوری اسلامی است بهتر است موادآن در آخر اصل دو در ردیف اهداف تلفیق و جمعاً یک اصل بشود.
(محمد فوزی) ـ پیشنهاد میکنم: «و عمرانی» بعد از «اقتصادی» اضافه بشود.
(حیدری) ـ و همبستگی دینی و ملی را تأمین میکند.
(دستغیب) ـ همبستگی ملی صحیح نیست، همبستگی همگانی انسانی و اسلامی را پیشنهاد میکنم.
سید موسی موسوی قهدریجانی ـ بعد از «همبستگی ملی» اضافه شود: «و ایجاد ارتباط سالم و سازنده بین المللی».
(غفوری) ـ همبستگی ملی و ملل را تأمین میکند.
(کیاوش) ـ بعد از قسط و عدل در بقیه جملات «واو» حذف شود و «همبستگی ملی» پیش از کلمه «استقلال» ذکر شود.
(جعفر کریمی) ـ (قسط و عدل و استقلال همه جانبه و همبستگی ملی را تأمین میکند» صحیح است پیشنهاد قبلی اشتباه شده است.
(حسینعلی رحمانی) ـ اصل سه که تصویب میشود و فراز آخر به اصل سه منتقل میشود.
(حجتی کرمای) ـ و تجارب پیشرفته که بر خلاف موازین شرع نباشد.
(طاهری گرگانی) ـ این جمله در بیان هدف بسیار مختصر و نارسا است.
همانطور که آقای غفوری فرمودند مشکلات زیاد گلوی ما را میفشارد، من پیشنهاد میکنم دو خط از اصل پیشنهادی آقای غفوری برای هدف اضافه شود.
(سید علی اکبر قرشی) ـ پیشنهاد میکنم که از آقایان تقاضا شود که در تغییر و یااضافه کلماتی که تغییر ماهوی و اساسی نمیدهد و تنها بسط با معنی را بهتر میکند صرف نظر فرمایند و به آنچه که شورای نمایندگان تصویب نمودهاند، اکتفا شود.
(سید حسن طاهری) ـ فراز سه جدا ذکر نشود و از شمارة یک تا آخر جزء هدفهای جمهوری اسلامی آورده شود.
(فاتحی) ـ پیشنهاد میشود لفظ «و سایر ادله» اضافه گردد.
(سبحانی) (این جمله اضافه شود «...
و احترام به آراء عمومی» (احمد نور بخش) ـ پیشنهاد: حال که برای جلو و عقب کردن جملات وکلمات پیشنهاد میپذیرند در فراز شمارة یک، اول کلمه (لا اله الا الله) و بعد داخل پرانتز (خدای یکتا) باشد.
(کیاوش) ـ اضافه شود: «و هماهنگی مادی ومعنوی».
(سبحانی) ـ جناب آقای بهشتی، برای قرار داد اصل سه در متن قانون اساسی رأی بگیرید تا فردا آماده شود.
(موسوی تبریزی) نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای قرشی اگر مخالف با این اصل هستید بفرمائید صحبت کنید.
قرشی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
این اصل از لحاظ بیان پایه و بیان روش نارسا است و همانطوریکه اکثریت آقایان به آن رأی مثبت دادند، من هم که حق رأی داشتم به آن رأی مثبت دادم ولی در بیان هدف خیلی مختصر و کاملا نارسا است.
همانطور که جناب آقای غفوری فرمودند مشکلات زیادی در مملکت گلوی ما را میفشارد، ما بعد از گفتن اینهمه روش و اصول، مسأله هدف را فقط در یک سطر خلاصه کردهایم و نوشتهایم «قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین میکند.
» بنظر من باید دو سه خط از اصل پیشنهادی جناب آقای غفوری بر این اصل اضافه شود تا این هدف کاملا تکمیل شود.
والسلام علیکم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یک پیشنهادی هم بنده دارم که اگر آقای بنیصدر میخواهند صحبت بفرمایند و ممکن است ناظر بر پیشنهاد خودم باشد، وقتی قرار شد اصل به این صورت تنظیم شود، پیشنهادم این است که دراین سطر آخری که بعنوان هدف است، این قسمت در اول سطر اضافه شود: «رشد هماهنگ معنوی و مادی قسط و عدل اسلامی تا آخر» و هدف «رشد هماهنگ مادی و معنوی» باشد که بدنبالش «قسط و عدل» بیاید، آقای بنیصدر فرمایشی دارید بفرمائید.
بنی صدر ـ عرض کنم که خود آقای غفوری همه با همین متن موافقت کردند به لحاظ اینکه ما کل هدف را در اینجا میگوئیم و به همین ترتیب که قانون اساسی پیش میرود هدفها را توضیح میدهیم و هرکدام را درجای خودش قرار میدهیم، چنانچه بعد از این هم نوبت به اصل سه میرسد که هدفها را در اصول بعدی درجای خودش قرار خواهیم داد، پیشنهادات بعدی هم از همین نوع است و به این جهت است که ما به این مورد اکتفا کردیم و در مورد رشد مادی و معنوی عین همین عبارت را دربارة اصل اقتصاد پیشنهاد کردیم.
پس این «قسط و عدل» چون از آیة قرآن متخذ میشد به همین اصل اکتفا کردیم و در اصل نهم که مربوط به اصل اقتصاد است، این مطالب تشریح شده است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ خوب پیشنهادها داده شد، نظرم این بود که وقتی در یک سطر چیزی را به هر حال بعنوان هدف از آن یاد میکنیم باید فراگیر باشد اینکه اینجا هست چون صریح نیست و درجنبههای مادی و معنوی صراحتی ندارد روی این اصل و به این دلیل بود که پیشنهاد کردم این سطر جامعتر باشد.
خوب، این سطر را به همین صورتی که آمده بعد از خواندن همة پیشنهادات و توضیح به رأی میگذاریم، موافقین با این فراز قیام فرمایند (پنجاه نفر از شصت و نه نفر عدة حاضر در جلسه برخاستند) بنابراین به همین صورت این فراز تصویب شد.
حالا در تصویب این اصل ما دو تاکار داریم، یکی با توجه به پیشنهادهای رسیده در مورد فراز مربوط به اجتهاد مستمر فقیه جامع الشرایط در فهم کتاب و سنت، پیشنهادها را هنگام تنفس تنظیم میکنیم و یکی اینکه بعضیها پیشنهاد کردهاند که فرازهائی نیز به آن اضافه بشود.
ما در مورد این که آیا طرح هر دوی آنها لازم است یا نه، در زمان تنفس تصمیم میگیریم.
ربانی شیرازی ـ صحبت شد که بعد از رأیگیری، به این فراز مابتوانیم کلمهای اضافه کنیم.

3ـ اعلام تنفس و تشکیل مجدد جلسه نایب رئیس (بهشتی) ـ فعلا برای چند دقیقه اعلام تنفس میکنیم.
(جلسه ساعت هجده و پنج دقیقه بعنوان تنفس تعطیل و مجدداً در ساعت هجده و چهل دقیقه تشکیل گردید.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
عدة نمایندگان برای رسمیت جلسه کافی است و کارمان را ادامه میدهیم.
میزان تنفس بیشتر طول کشید تا موفق به جمعآوری کاملتر پیشنهادات بشویم.
فرازی که تصویب نشده بود و دربارة آن نظرهای مختلفی رسیده بود، با استفاده از پیشنهادهای رسیده و نظراتی که در گروه ارائه شد، بدین صورت درآمد که میخوانم و شما میتوانید حتی یادداشت بفرمائید که برای رأی دادن فرصت توجه کافی روی پیشنهاد جدید را داشته باشید «اجتهاد مستمر فقهای جامعالشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین سلام الله علیهم اجمعین» همة این فراز نوشته و روشن است و چون پیشنهاد جدید است اگر کسی نظر مخالف داشته باشد میتواند اینجا صحبت کند، آنوقت بعد هم یک موافق صحبت خواهد کرد.
آقای طاهری گرگانی میگوئید طاهری گرگانی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
با اینکه بنا ندارم پشت تریبون بیایم و بهتر میدانم از همانجا صحبت کنم ولی چون مسأله به نظر من مهم است آمدم.
حساسیت قانون اساسی ما را همة آقایان میدانند، مساله «مدرکات عقلیه» که از آن تعبیر به «احکام عقلیه» هم میشود بر دو دسته هست و اشاره به اصطلاح اصولیاش هم میکنم که البته بزرگان ما مستحضرند.
یک دستهاش آن مدرکات عقلیهای است که در سلسله معالیل احکام قرار میگیرد که باب وجوب اطاعت و سایر است و دسته دیگر آن مدرکاتی است که در سلسله علل احکام قرار میگیرد و اینکه میدانیم احکام شرعیه ما تابع مصالح و مفاسدند، حالا در تعلقات، در موارد قلیلهای هم مصلحت در جعل است.
آن اختلافی که در اصول است که منافات با این ندارد که در عین حال اگر در موردی در متعلق، مطرح دیدیم بتوانیم کشف حکم شرعی هم بکنیم، بله حکم عقلی ما گاهی در مرحلة بعد از جعل احکام قرار میگیرد.
حکمی جعل شده، بعد ما بر خودمان لازم میدانیم اطاعت کنیم.
در مواردی که احکام، احکام الزامی است آن یک سنخ حکم، و از این نمیتوانیم استکشاف حکم شرعی کنیم دوم لازم میآید آن قضایا که دیگر توضیح نباید داد ولی آنجا که مدرکات عقلیه ما بفرمودة مرحوم نائینی، در سلسله علل احکام قرار میگیرد، آن بیانی را که آقای دکتر بهشتی فرمودند که مستقلات عقلیه امور واضحهای است که احتیاج به ذکر ندارد،نه، اینطور نیست ما اصولا عقلی را که اسلام ما بر پایة عقل و آن همه احترامی را که برای عقل قائل هست و آن را حجت ثانیه میداند، ازکار بیندازیم و اسمی از او نبریم و همین باعث شده است که معذرت میخواهم فقهای ما در خیلی از موارد دست از حکم دادن بکشند، بخاطر اینکه دنبال مدرکات عقلیه نرفته باشند.
من حالا از باب مثال یک توضیح مختصری میدهم و یک مثال میزنم خواهش میکنم مناقشه در مثال نفرمائید.
مثلا اگر بنا بود واقعاً اهل فن تشخیص میدادند، همین دخانیات که به مال شخص و به اقتصاد مملکتش و به جانش و به سلامتیاش و نشاطش ضرر میزند، اگر بنا باشد که واقعاً دنبال این مطلب را بگیریم، جای استکشاف حکم شرعیه من نمیگویم، حالا حکم بر حرمت یا بر کراهت آن را باید فقیه متخصص بدهد، بلکه باید در جایش رویش حساب کند.
بنابر این باقبول کردن قاعده ملازمه «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» آن همه احترامی که شرع برای عقل قائل است من معتقدم که عقل را جزو ادله بگذاریم و این افتخاری است برای قانون اساسی ما که به مطلب کاملا توجه داشته باشد والسلام.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یک نفر میتواند بعنوان موافق صحبت بکند، آقای موسوی تبریزی و آقای مکارم توافق بفرمائید یک نفر از آقایان صحبت بفرمائید.
(موسوی تبریزی ـ آقای مکارم شما بفرمائید) بله آقای مکارم تشریف بیاورید.
مکارم شیرازی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
پیشنهادی که ایشان فرمودند اتفاقاً در گروه هم مطرح بود که سنت و کتاب و عقل و اجماع، چهار دلیل است و مسلماً اجماع بازگشت میکند به سنت، عقل را تایید کردهاند بدون اینکه ما ذکر بکنیم، هم در کتاب الله، «قرآن»، تایید عقل است و هم در سنت.
اما یک نکته مهم اینجا است که بعضی اوقات که این کلمة عقل جدا ذکر میشود، عدهای از آن سوء استفاده میکنند.
در زمان طاغوتی سابق ما فراموش نکردیم که خیلی از خلاف کاریهایشان را متکی به همین عقل میکردند و میگفتند چون عقل ما چنین حکم میکند.
بنابراین چون از این کلمه مسلماً در آینده سوء استفاده میشود و بعلاوه در کتاب و سنت هم آمده است و این چون تأییدش در هر دو قسمت هست، به این دلیل آقایان در گروه موافقت کردند که به «کتاب و سنت» قناعت بشنود و همان مثالی که ایشان زدند، خود دلیلی است بر آنچه عرض کردم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اجازه بفرمائید که در توضیح مطلب به این مقدار اکتفا کنیم.
موسوی تبریزی ـ جناب طاهری که میفرمائید «مستقلات عقلیه»، درست، ولی به اعتبار مستقلا

/ 0 نظر / 9 بازدید