جلسه بیست و هشتم 1 مهر 1358

جلسه ساعت شانزده روز اول مهر ماه 1358 هجری شمسی برابر با اول ذیقعده 1399 هجری قمری به ریاست آقای دکتر سید محمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه ـ نطق قبل از دستور آقای دکتر گلزاده غفوری.

2ـ طرح اصل 31
3ـ ادامة بحث پیرامون اصل 29
4ـ طرح و تصویب اصل 32 (اصل بیست و هشتم)
5ـ پایان جلسه

[-------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه ـ نطق قبل از دستور آقای دکتر گلزاده غفوری.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
رسمیت جلسه را اعلام میکنم.
آقای دکتر گلزادة غفوری برای نطق قبل از دستور تشریف بیاورید.
دکتر گلزاده غفوری ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
بعد از سلام و تشکر از دوستانی که به من محبت دارند، در این مسافرت اخیر که پیش آمد و همه در جریانش هستیم و امیدواریم همة این کارها به حول و قوة الهی در اطراف تشخیص صحیح تکلیف و انجام تکلیف، انسانی و اسلامی بوده باشد، این فرصت پیشآمد که به طور مختصر چند کلمهای عرض کنم و یک تذکر و تنبیه بیشتری برای ما باشند که بتوانند موقعیت خودشان را درک بکنند و اثر حرفها و کارها و عملهائی را که دارند، ارزیابی کنند.
بنابراین ضمن اینکه یک گزارشی است از این سفر چند روزه، یک تکلیفی هم برای تنبهی است در مورد عکس العمل جریانات ایران در خارج و مخصوصاً عکس العمل جریانات این مجلس، اینست که بطور خلاصه سه نکته را یادآوری میکنم، قبل از همه باید از ارواح بزرگ و انسانهای انسان ساز که «احب الناس الی الله انفعهم للناس» الهام بگیریم، سعی بکنیم هر دقیقةمان در بهبود حال مردم مؤثر باشد به هر ثانیه ای که از ما میگذرد و کلمه ای که اینجا میگوئیم توجه داشته باشیم و باز همانطور که توجه دارید و نیازی به یادآوری مجدد نیست که علی علیهالسلام در بیان اینکه چطور خودشان را در معرض اجتماع قرار دادند که مصدر امور قرار بگیرند، دو چیز را تذکر میفرمایند که این دو چیز باید نصب العین برای انسانهای بیدار باشد و هست و آن مسأله کظة ظالم سغب مظلوم (سیری و شکمبارگی ستمگر و بینوائی و محرومیت مظلوم) است، یادمان باشد هر کلمهای که اینجا میگوئیم و هر اصلی که میگذرد در این جهت مؤثر باشد، در بهبود وضع زندگی مردم علاقمندتر ساختنشان به معنویت مؤثر باشد و همچنین هر اصلی که میگذرد در واقع یک نوع معرفی از اسلام باشد و بدون اینکه ما مرتب اسم اسلام را ببریم، نشان بدهیم که اگر اسلام در کار باشد زندگی چه صورتی پیدا خواهد کرد.
راجع به گزارش کار عرض کنم که یک برنامة دو هفتهای تنظیم شده بود منتها چون نمایندگان ایران که دو نفر بودند، بیش از یک هفته فرصت پیدا نکردند و این یکی دو روز جلو و عقب شدنش هم به خاطر مشکلات و وسائل رفت و آمد بود.
هدف از تشکیل جلسه و مناسبتش مسألة آغاز پانزدهمین قرن هجرت نبوی بود و به این مناسبت باز شدن دروازة آنجا که البته از چند سال قبل بطور خیلی خفیف یک گوشهای از دروازه برای دید و بازدیدها باز شده بود ولی این دفعه یک کمی بازتر بود و امید میرفت که در آینده به خاطر جو اجتماعی که در تمام سطوح محیطهای انسانی پیدا شده است عالم اسلام یک وضع خاصی پیدا بکند و اینکه من گفتم به خاطر اینست که ممکن است، کمتر توجه داشه باشیم و از این موقعیتی که پیش آمده و واقعاً اتمام حجت است به مصداِ «لینظر کیف تعملون» برای اینکه این مسأله در سطح دنیا یک وضع خاصی دارد، وقتی انسان میرود و از نزدیک میبیند آنوقت متوجه میشود.
(خزعلی ـ محل مسافرتتان را بیان کنید که به کجا تشریف بردید) بسیار خوب، غرض این بود که اسلام تبیین بشود بنابراین مناسبت این کنفرانس آغاز پانزدهمین قرن هجری بود و موضوع بحث هم دربارة فرآوردههای اسلامی برای بشر بود و محلش همانطور که قبل از مسافرت گفته شد جمهوری تاجیکستان بود که یک جمهوری است که زبانش به زبان فارسی خیلی نزدیک است.
در مرکز تاجیکستان یک شهری هست بنام «دوشنبه» و نامگذاری این شهر به دو شنبه حکایت از این میکنند که اکثریت مردم آنجا حتی به زبان فارسی صحبت میکنند.
ما میتوانستیم در آن کنفرانس به چند زبان صحبت بکنیم ولی آنها خواهش کردند که به زبان فارسی سخنرانی کنیم برای اینکه یک تجدید خاطرهای بشود و مسائل را با زبان اصیلتر از ما بشنوند.
حتی از چهار سخنرانی که در آنجا انجام شد دو تا از آنها به زبان فارسی صورت گرفت.
این کنفرانس در شهر دوشنبه یکی از شهرهای جمهوری تاجیکستان که یکی از جمهوریهای مسلماننشین روسیه است تشکیل شد و بعد هم برنامهای بود برای مسافرت به جمهوریهای مسلمان نشین روسیه است تشکیل شد و بعد هم برنامهای بود برای مسافرت به جمهوریهای دیگر که چند جایش انجام شد و بقیهاش یعنی مسافرت ما به سیبری و قفقاز و آذربایجان شوروی و لنینگراد به خاطر کمی وقت ما صورت نگرفت.
حالا بنده یک گزارش مختصری از مسافرت به جمهوریهای تاجیکستان و ازبکستان و شهرهای مختلف سمرقند و بخارا و تاشکند دارم که عرض میکنم.
در هر کدام از این شهرها تماسهائی برقرار شد و سخنرانیهائی هم صورت گرفت.
این نشست یک برنامة رسمی و یک برنامههای غیر رسمی داشت، برنامة رسمیاش این بود که تقریبا سی و چند نفر نماینده از کشورهای مختلف اسلامی شرکت کردهبودند و از جمهوریهای مختلف روسیه هم بر طبق تقسیمات دینی که کردهاند، از چهار ادارة بزرگ دینی آنجا هم آمده بودند که در فرصت دیگری در مجال بیشتر، باید تفصیل بهتری داد چون این آگاهی بسیار لازم است و واقعاً زبان حال آنها این بود که مردم دنیا از حال مسلمین آنجا با خبر بشوند.
در آنجا در حدود پنجاه میلیون مسلمان وجود دارد و ارتباط این پنجاه میلیون نفر با دنیای خارج و ارتباط دنیای خارج با اینها به طوریکه من سؤال کردم خیلی کم است و البته کمتر هم به اینگونه سؤالها جواب داده میشد ولی ما سعی کردیم این اطلاعات را به دست بیاوریم.
میگفتند سال گذشته فقط بیست و پنج نفر آنهم از غیر کشور روسیه، از طریق کشورهای دیگر توانسته بودند به سفر حج بروند و با دنیای اسلام تماس بگیرند.
اینها را من فقط برای یک نکته میگویم و آن اینکه انتظار مردم دنیا و مسلمانان دنیا به خصوص در آنجا، شاید اگر مجال شد بگویم که در آن برنامههای غیر رسمی و تماسهای غیر مستقیم که با مردم گرفته میشد و آن التماسهائی که داشتند چه بود، این اثر کار ما و مخصوصاً اثر کار ایران چون جنبة عملی داشت و مخصوصاً مسألة تدوین قانون اساسی که کم و بیش در جریانش بودند و یک مقدار هم از طرف ما در جریان گذاشته شدند میخواستند اهمیت این موضوع بیشتر برای آنها محرز بشود و اثرش در دنیا معلوم بشود.
در این نشست و برنامه رسمی سی و دو مقاله عرضه شد که از هر کدام یک نمونه اینجا هست و در دسترس دوستان قرار میگیرد که اگر وقت و فرصت داشته باشند مطالعه بفرمایند و البته هر مقالهای که خوانده میشد به پنج زبان هم ترجمه میشد و بیشتر از ترجمههای فارسی و عربیاش که اینجا بیشتر مورد حاجت بود من همراه خودم آوردم و اگر دوستان مایل باشند خدمتشان میدهم که طرز تفکر در عالم اسلام را متوجه بشویم و اهمیت این مسأله این است که همه با اشتیاِ کامل میل داشتند آنجائی که عمل شده است، آنجائی که اسلام کارساز بوده، آنجائی که اثر اجتماعی گذاشته است از آنها مطلع بشوند و در انتظار آثار زندة بعدی آن هم هستند و این آن مسئولیتی است که ما الان داریم، در این سی و دو مقالهایکه عرضه شد البته فرصت سخنرانی برای همه نبود حدود ده، یازده ساعت برای سخنرانی فرصت بود کسانی هم که فرصت پیدا نکردند فقط مقالة خودشان را آنجا عرضه کردند با وجود این به خاطر آن جو اجتماعی که وجود داشت و علاقهای که تودة مردم ابراز میکردند شاید بیشتر از یک نهم این وقت یعنی یک ساعت و خردهای از این وقت به نماینده ایران اختصاص پیدا کرد که صحبت بکند و نمونهاش هم هست چنانچه دوستانی علاقمند بودند که ببینند خدمتشان تقدیم میکنم.
در این جلسهای که این سی و دو مقاله عرضه شد و سخنرانی نمایندة ایران هم ایراد شد، خوب قطعاً سؤالاتی ایجاد میکرد، تماسهائی برقرار میشد، مصاحبههائی ترتیب داده میشد که خود این یک فرصت بسیار خوبی بود و خداوند همانطور که فرصتهائی را پیش میآورد به مصداِ «لینظر کیف تعلمون» شاید این هم یک آزمایشی بود.
به هر حال برنامة رسمیاش آن سخنرانیها و عرضة این سی و دو مقاله و تماسهای مستقیم و غیر مستقیم بود که با آنها گرفته میشد چون مرتب برنامه اقامه صلوة در مساجد بود، این یک فرصت خیلی خوبی بود که مردم میشنیدند که یک افرادی آمدهاند آنجا و میخواستهاند آنها را ببینند، همانطور که گفتم چون آن ایالت فارسی زبان بودند در مساجد جمع کثیری اجتماع میکردند و سخنرانی دومی که با زبان فارسی انجام شد در یکی از همین مساجد بزرگ بود و در حدود چندین هزار نفر جمعیتی که مشتاقانه آمده بودند خواهش میکردند که شما دربارة وضع گذشته و حال ایران و بخصوص دربارة وضع آیندة ایران برای ما مطالبی بگوئید مثل اینکه از ما انتظار داشتند و این کلمات از نمایندگان کشورهای دیگر هم شنیده میشد و میگفتند که ما مردم مسلمان کشورهای دیگر منتظریم ببینیموضع ایران چه میشود و میگفتند که ما مردم مسلمان کشورهای دیگر منتظریم ببینیم که وضع ایران چه میشود تا مردم آنجا مسأله کارسازی اسلام را بفهمند و راهی را که شما به تجربه دارید به جلو میروید آنها هم بتوانند در آن راه استقلال اسلامی خودشان را پیدا بکنند.
بعد ازگذشتن این برنامهها و البته همانطور که گفتم تماسهای با مردم و سؤال و جوابهائی که میشد و علاقههائی که ابراز میکردند، مسافرتهائی به شهرهای سمرقند و بخارا و تا شکند انجام گرفت که یک سخنرانی در نشستی که با طلاب علوم دینی داشتیم انجام شد و همانطور که میدانید آنجا دیپلمشان تا کلاس ده است و یکنفر که بخواهد طلبه و عالم دینی بشود باید حتماً این ده کلاس را خوانده باشد یعنی دیپلم داشته باشد بعد از این دهسال یک دورة هفت ساله دارند که پس از گذراندن این دورة هفت ساله، یک نفر میتواند خطیب و یا امام جماعت بشود و بالاخره در این مدارج قرار بگیرد.
سخنرانی بعدی که انجام شد در حضور اینها بود چون در آنجا حدود هزار نفر خطیب و امام جماعت و قاضی دارند و در سال حدود دویست نفر هم فارغ التحصیل علوم دینی میشوند.
در حضور اینها مسائلی مطرح شد، در میان آنها چند نفر شیعه بودند که از آذربایجان شوروی و باکو و قفقاز آمده بودند و برای عرضه کردن بسیاری از مطالب مجال بسیار بسیار خوبی بود که تفصیلش احتیاج به وقت بیشتری دارد، میخواستم ضمن این گزارش مختصر که نوشته شده و اگر دوستان خواستند در اختیارشان قرار میگیرد، فقط این نکته اشاره بکنم که نمایندگانی که از کشورهای دیگر آمده بودند برای من خیلی جالب بود، چون چند نفرشان گفتند آقا با اینکه گرفتن امواج رادیو ایران خیلی مشکل است به عنوان یک مسلمان، علاقمندیم که از مسألة اسلام و مسألة این نظام اسلامی ایران به عنوان حکومت، به عنوان آزمایش که در دنیای امروز برقرار شده به هر کیفیتی که هست امواج را بگیریم و به هر زحمتی هست گوش بدهیم، حتی نامه هم مینویسیم من میخواستم بپرسم که آیا این نامهها آمده یا نه؟ میگفتند ماده به ماده که در مجلس خبرگان تصویب میشود و یکی از آنها نمایندة اطریش بود گفت با کمال دقت گوش دادهایم زیرا خودمان را مسئول و شریک مسأله ایران میدانیم.
یکی دیگر که از بنگلادش آمده بود گفت: در آنجا من روزنامهها را مخصوصاً آنجاهائی که مسألة کردستان را بزرگ کرده بودند پریدهام که در آنها نشان داده بودند که هفده نفر را چه جور وبه چه ترتیبی از بین بردهاند، میگفت من اینها را نگهداشتهام که برای ایران پست کنم تا مسلمانان ایران در جریان تبلیغات و بزرگ کردن مسائل کوچکی که در اینجا اتفاِ میافتد باشند و بدانند در دنیای خارج چه میگذرد.
همچنین از لندن و جاهای دیگر و این جلساتی که در هاید پارک تشکل میشده خودشان را شریک مساله ایران میدانند.
من فقط خواستم این نکته را یادآوری کنم برادران گرامی فرصت خیلی مغتنم است، مسأله خیلی بزرگتر از آن است که ما اینجا هر چه به ذهنمان میرسد همینطور بدون اینکه لااقل خودمان دربارهاش تأمل زیادی بکنیم مطرح کنیم.
همه اینها به حساب اسلام گذاشته میشود، حتی رفتار ما، حتی نشست ما این لیاقت ما را برای اداره کردن یک مجتمع و طرز رفتارمان با همدیگر نشان میدهد به هر حال من زیاد طول نمیدهم البته وقت گرفته بودم و در شش مورد در این مدتی که نبودم که صحبت کنم اما این به حساب آن نوبت نیست و به اصطلاح نطق قبل از دستور است.
خواستم آن سوز درونی خودم و سوز درونی بسیاری از مسلمین دنیا را که در انتظار هستند بگویم.
من یادم نمیرود زیر گوش من صدا میکند که یکییکی میآمدند و میگفتند شما در ایران الان حجت هستید، مواظبت بکنید و توصیههائی هم بود که البته تمایلتان به این باشد که مردم احساس کنند که این زنجیرهائی که از دست و پایشان باز شده یک جوری فکر نکنند که یک زنجیر طلائی دیگری به دست و پایشان بسته میشود.
اصلا زنجیر از دستشان باز بشود، احساس سلامت اسلامی و انسانی بکنند.
البته آنچیزیکه خیلیخیلی جالب بود و در آخر باید به آن اشاره بکنم، ابلاغ سه پیام بود، مشتاقانه درصدد شنیدن این پیامها بودند که به ترتیب آنها را در آنجا عرضه کردم و یک پیام هم مربوط به همین مجلس بود و به قول خودشان دستورالاساسی و یا یک قانون اساسی جامع که میخواهد نوشته بشود همه در انتظار این بودند و از این پیام بسیاربسیار اظهار تشکر و خوشحالی کردند، چون حالا وقت میگیرد متن پیام را نمیخوانم، پیام دوم مربوط به برادر از دست رفتهمان مرحوم آیت الله طالقانی بود یادتان هست همان شبی که صبحش میخواستیم برویم و همان شب هم بعد از اینکه روی همین صندلی نشسته بودند و بعد رفتیم بیرون چند دقیقهای به عنوان پیام صحبت کردند باز در منزلشان یکی دو ساعت که بودیم پیامهائی که دادند برای آنها بسیار جالب بود.
پیام ایشان این بود که مسأله اسلام را مطرح کنید، مساله تمایلتان به مردم یادتان نرود، جوری نباشد که فکر کنند عامل اجرای دستگاه حاکمه هستید «شر الناس من باع دینه بدنیاه و شرمنه من باع دینه بدنیا غیره» نباشید و بعدهم مذاکرات منتشر بشود و به آن چهار دیواری آنجا منحصر نباشد و در آخر هم پیام رهبر که از اینجا صحبت کرده بودند و دو مطلب را اشاره کرده بودند، در آنجا عرضه شد که بسیاربسیار اثر خوبی گذاشت و ما امیدواریم که این توصیهها در همین جا هم که ما هستیم انجام شد چون یک توصیهاش توصیه به وحدت اسلام، خدا را در نظر داشتن، مصالح اجتماعی امروز را در نظر داشتن و مسأله الا هم فی الاهم را مورد توجه قرار دادن بود.
آخرین تقاضای من اینست که بین خود و خدا ببینیم اولا چه کردهایم و همین الان چه میکنیم و تصمیمات ما در بهبود زندگی مردم، زندگی محسوس و ملموسشان و علاقمندیشان به اسلام چیست، در این باره یک ارزیابی مختصر در وجدان خودمان بکنیم که این طرز رفتار و وضع ما، این بودن ما، این رفتن ما که امیدواریم مایه روسفیدی نزد خدا باشد، «احب الناس الی الله انفعهم للناس» و همچنین «لاتخونواللّه و الرسول و تخونوا اماناتکم» امیدوارم که باز هم فرصتی پیدا بشود و مطالبی عرض کنم، اگر دوستان سؤال خاصی داشتند بفرمایند و این سی و دو مقاله هم اینجا هست و همینطور مجلههائی که آنجا منتشر میکنند، نمونههایش را باید دید، مخصوصاً مردم قفقاز، آذربایجان جنوبی و مردم باکو که اینها برای کتابهائی مربوط به تشیع التماس میکردند، چند دوره کتاب که برده شد خیلی مورد توجه واقع شد باور کنید حتی خطبای مساجد آنجا میگفتند مردم اینجا جمع میشوند ولی ما برای آنها مطلب نداریم بگوئیم.
حتی در آن نواحی غیر شیعه به قول معروف این چند تا کتابی که ما برده بودیم مثل نقل و نبات برای آنها بسیار ارزنده بود، بنابراین مسئولیت ما هم مسئولیت شخصی و به اصطلاح محیط درون خودمان است و هم مسئولیت جهانی است من فقط خواستم این نکته را اشاره کنم که یک جوری باشد که نسل آینده ما را دعا کنند که وقتی اینجا بودهایم قدمی به سوی دنیا و آخرت آنها برداشتهایم.
خلاصه تکیه ما به زور و به قدرتی است که به هر کیفیت حاصل شده است و «فاماالزبد فیذهب جفا و اما ماینفع الناس فیمکث فی الارض» و السلام علیکم و رحمة اللّه (اشراقی ـ اگر مقالات تکثیر شده بفرمائید آنها را توزیع کنند.
(چشم، چون در جلسة مربوط به مجلس قرار نیست که چیزی توزیع بشود، بعد از ختم جلسه در اختیارتان قرار خواهم داد و اگر سؤالی هم بود یک نشست خصوصی میتوانیم با هم داشته باشیم و من توجه شما را به این موضوع جلب میکنم، زیرا الان فرصت نشد تمام تماسهای مستقیم غیر مستقیم را بگویم که سوز دل اسلامیشان چیست و از آنطرف آن مته به خشخاش گذاشتنها و حکایتهائی که میکردند که فلان کلمه، فلان حرف، فلان مطلبی که یک کسی به دیگری در اینجا گفته است مثلا کلمه «حیثیت» که در قانون اساسی ما هست که اگر چنانچه مورد تعرض قرار بگیرد بنا به فرمایش پیغمبر اسلام دربارة آن شخص که با اهانت میبردندش فرمودند «الیست نفسا» یعنی آیا این انسان نیست؟ خیلی توصیه میکردند که هر اصلی را که شما تصویب میکنید مثل یک آیه قرآن مردم را دعوت و ارشاد بکند و من با همین جمله کلام خود را ختم میکنم که دربارة کسانیکه میخواهند تازه اسلام را بشناسند، کجا بشناسند و بعد هم احیاناً ممکن است اهل نفاِ باشند خداوند به پیغمبر دستور میدهد «قل لهم فی انفسهم قولا بلیغا» من شما را مستغنی میدانم از اینکه این را ترجمه کنم ولی توجهتان را به مفهوم عمیق این آیه جلب میکنم برای آن مسئولیت شدیدی که ما داریم تا مخالف هم وقتی حرف ما را میشنود خودش را محکوم ببیند، یعنی ببیند حرف درست است باز روی ان کلمه «فی انفسهم» آیة پنجاه و هشت سوره نساء تأکید میکنم.
همه شما را به خدا میسپارم من وقت را نمیگیرم چون واقعاً هر ثانیهاش بیشتر برای من محسوس و ملموس شد که چقدر مسئولیت داریم حالا چطور بتوانیم جوابش را پیش خدا بدهیم، بحثی است جداگانه.
جملهای که دیروز استاد عزیزمان گفتند که خدا راضی نباشد، پیغمبر راضی نباشد، امام راضی نباشد، پیشوا راضی نباشد، مردم هم راضی نباشند من امیدوارم که این مسأله حقیقت نداشته باشد بلکه رضایت همه باشد و رضایت خدا هم در رضایت خلق است و ما متوجه باشیم که ان شاء الله آنطور که باید و شاید وظیفهمان را انجام بدهیم.

2ـ طرح اصل 31

نایب رئیس (بهشتی) ـ با تشکر از گزارشی که با فشردگی آقای دکتر غفوری برایمان دادند و با امید اینکه قانونمان و قانون تهیه کردنمان و قانون پیاده کردنمان بتواند عمل به مقتضی و مفاد آیه کریمه «و کذلک جعلنا کم امة وسطاً لتکونواشهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیداً» باشددستور جلسه اصول اصلاح شده سی و یک و بیست و نه است که قبلا مطرح شده بود و اصلاحاتی در آن بعمل آمده است.
اصل 31 ـ تشکیل اجتماعات و راهپیمائی آزاد است، مقررات مربوط به نظم راهپیمائی و اجتماع در خیابانها و میدانهای عمومی به موجب قانون معین میشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ به نظر میرسد اگر آن «ویرگول» «به واو» تبدیل بشود بهتر است به این ترتیب «تشکیل اجتماعات و راهپیمائی آزاد است و مقررات مربوط به نظم راهپیمائی و اجتماع در خیابانها و میدانهای عمومی به موجب قانون معین میشود» در این زمینه سؤالی هست؟ آقای موسوی تبریزی.
موسوی تبریزی ـ «تشکیل اجتماعات و راهپیمائی با اجازه قبلی آزاد است» اگر «با اجاز قبلی» را بگذاریم بهتر است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ عنایت بفرمائید، این درست بر خلاف آن چیزی است که مورد نظر بود یعنی ما میخواهیم بگوئیم توی مسجد که میخواهند اجتماعی تشکیل بدهند دیگر نیازی به اعلام قبلی نداشته باشد.
موسوی تبریزی ـ منظور از اجتماعات و راهپیمائیهایی است که جنبة سیاسی داشته باشد، آنها باید با اجازه قبلی باشد و الا موضوعات مذهبی از این بحث خارج است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ نه آقا مثلا میخواهند در مسجد یک بحث سیاسی بکنند خود شما مثلا میخواهید بعد از نماز منبر بروید و بحث سیاسی بکنید این اجازه و اعلام قبلی هم نمیخواهد.
راهپیمائی هم فقط در حدی است که بخواهد در معابر عمومی و میدانها باشد، به هر حال اجتماعات راهپیمائی اگر در خیابانها و معابر عمومی و میدانها باشد، به هر حال اجتماعات و راهپیمائی اگر در خیابانها و معابر عمومی و میدانها باشد، به هر حال اجتماعات و راهپیمائی اگر در خیابانها و معابر عمومی و میدانها باشد باید مقرراتی داشته باشد، منهای این میخواهیم بگوئیم آزاد باشد.
کرمی ـ «که بر خلاف جمهوری اسلامی نباشد آزاد است» این قید باید باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این هم نظر آقای کرمی است آقای خامنهای نظری دارید بفرمائید.
خامنهای ـ عرض کنم که «اجتماعات و راهپیمائی» راهپیمائی یک نوع اجتماع است، اجتماعات نشسته، اجتماعات ایستاده و اجتماعات متحرک.
نایب رئیس (بهشتی) ـ ذکر خاصی بعد از عام است به دلیل وضع خاصی که دارد.
خامنهای ـ یعنی باید وضع خاصش را در نظر گرفت.
دیگر اینکه مقررات فقط ناظر به اجتماع در خیابانها و میدانهای عمومی میشود و میدانهای عمومی اعم است از معابر عمومی، معابر و کوچهها اگر معابر یا لفظی باشد که جامعتر باشد بهتر است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ متشکر، آقای یزدی سؤالی هست؟ یزدی ـ بر حسب این اصل محافل بهائیت به صورت آزاد در همه جا میتواند تشکیل بشود و طبعاً افراد هم میتوانند رفت و آمد کنند اصولا با آن مسأله گمراهی قبلی تکلیفش چه میشود؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای طاهری خرم آبادی بفرمائید.
طاهری خرم آبادی ـ عرض کنم در یک مواردی ممکن است پیش بیاید که دولت مجبور بشود از یک نوع راهپیمائی و یا اجتماع جلوگیری کند بنابراین باید اینجا یک کلمهای باشد که دست دولت را نبندد و بتواند در مواردی جلویش را بگیرد مثلا همین الان قانونی را که وزارت کشور داده که باید اول اجازه بگیرند و هدف را معین کنند این خودش یک پیش بینی برای جلوگیری از آن موارد است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اینکار شده که اگر در خیابانها و میدانها باشد باید این را بگویند و قبلا اعلام کنند و این را هم که دولت گفته است در همین مورد است.
طاهری خرمآبادی ـ نه منظور اینست که ممکن است شرایطی پیش بیاید که اصلا از آن راهپیمائی جلوگیری کند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ لابد شرایط باید شرایط معابر و خیابانها باشد خوب این توی همین هست.
طاهری خرم آبادی ـ نوشته شده «و مقررات مربوط به نظم راهپیمائی» اما باید مقررات به طور اعم نوشته بشود که اگر بخواهند جلوگیری کنند بتوانند اینکار را بکنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ خوب این نظر آقای طاهری بود آقای پرورش بفرمائید.
پرورش ـ این «در خیابانها و میدانهای عمومی» قاعدتاً از نظر جمله ظرف برای تشکیل اجتماعات است در حالیکه میشود از این جمله سوء استفاده هم کرد، اگر این را برای مقررات ظرف بگیریم و بگوئیم مقررات آن را در خیابانها و میدانهای عمومی باید قانون معین بکند بنابراین میتوانیم بگوئیم که مقررات مربوط به نظم راهپیمائی و اجتماع در خیابانها و میدانهای عمومی معین میشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ کسی که اینطور نمیفهمد، این را میفهمند که ظرف اجتماع و راهپیمائی است نه ظرف تعیین.
آقای بشارت بفرمائید.
بشارت ـ در پیشنهادهائی که فرستاده بودند مسأله غیر مسلح بودن را خیلی تأکید داشتند که راهپیمائیها به صورتی باشد که غیر مسلحانه باشد و در مورد اینکه آقای طاهری فرمودند یک قدری دست دولت را باز بگذاریم دولت باید بیشتر کوشش کند، وسایلی فراهم کند که مراکز اقتصادی، راهها، خیابانها را خراب نکنند ولی با این مسائل جلوی راهپیمائی و اجتماعات گرفته نشود چون اینها خاصیتش برای کشور این است که دردها و ناراحتیهایشان را میگویند شاید بسیاری از مشکلات را در این راهپیمائیها درک کنیم مسأله غیر مسلح بودن هم باید به یک صورتی در بیاید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای طاهری اصفهانی بفرمائید.
طاهری اصفهانی ـ من معتقدم که یک شرطی برایش بگذارید به شرط آنکه لطمهای وارد نسازد، دیگر اینکه مبانی اسلام را مراعات کنید من به اقلیتها نظر ندارم ولی آنها هم نباید بر خلاف مبانی اسلام برای کوبیدن اسلام جلسهای تشکیل بدهند.
شما میگوئید «آزاد» در این شش مادة قانون هم سه مرتبه گفتید قانون، قانون، قانون.
چه میدانید در آینده این قانون دارای چند تبصره وماده خواهد بود و گل و گشاد نخواهد بود، به قول ایشان بهائیها، چپیها بروند توی مسجد و تشکیل اجتماع بدهند و مستقیماً آنجا بنشینند ولی نیتشان ضربهزدن به اسلام و ضربه زدن به امنیت نظام ما باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای قرشی بفرمائید.
قرشی ـ اگر احتیاج باشد که موافق و مخالف صحبت بکنند بنده به عنوان موافق صحبت خواهم کرد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای ربانی شیرازی بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ سؤال من این بود که این تشکیل اجتماعات و راهپیمائیها که آزاد است یعنی «آزادی مطلق» و هیچگونه قیدی ندارد؟ چونکه گفتیم مقررات برای نظم در بین راه است، آیا برای تشکیل خود این اجتماعات در آن قیدی هست یا خیر؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ این مطلب را آقایان گفتند که در اینجا مطلق است یعنی آقایان پیشنهاد قید میکنند ولی وقتی مطرح شده به خصوص با توجه به زمینههائی که مقداری از آن هم در نطق قبل از دستور بود نظر ما، نظر گروه و نظر خیلی از دوستان این است که اسلام عزیز ما زمینة آزاد امکان رشد و تجلیش بسیار فراوان است بنابراین دو نظر وجود دارد این را هم چون ضمن آراء بحث کردهایم مشخص میکنیم، یک نظر همین که عرض شد و یک نظر به خاطر تحقق و مراقبت بیشتر در حفظ عقاید و پایههای فکری و اعتقادی و امنیت که باید محدودیتهائی وجود داشته باشد و ما نباید اینجا ترتیب قید بگذاریم بلکه به طور کلی آنجاهائی که امنیت به خطر میافتد مسائل باید مجوزی داشته باشد و این را باید در آینده از وظایف دولت و حقوِ دولت مشخص کنیم آقای جوادی بفرمائید.
جوادی ـ در اصلی که با پنجاه رأی تصویب شده که احزاب، جمعیتها، انجمنهای سیاسی و صنفی وقتی آزادند که اصول استقلال، آزادی و حاکمیت و وحدت ملی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند و به اسلام آسیب نرسانند، دیگر آن قیود کافی است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ البته آن قیود کافی است و ما هم ذکر کردیم.
آقای ربانی املشی بفرمائید.
ربانی املشی ـ همانطور که فرمودید مجالس و محافل باید آزاد باشد، یعنی باید راهنمائی در خیابانها اجتماعات در میادین آزاد باشد ولی دولت اسلامی هم باید اطلاع داشته باشد.
اجتماع و راهپیمائی در خیابان یا مکانی که مربوط به عامة مردم است نمیشود بدون اطلاع قبلی باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این را ما گفتیم که اجتماعات در میدانها و خیابانها مقررات دارد.
ربانی املشی ـ آنچه مربوط به «نظم و مقررات است، زیرا ممکن است اصلا این نکته قید نشده باشد که راهپیمائی باید با اطلاع قبلی باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ چرا فرِ میکند، اگر واقعاً لازم باشد باید با اطلاع قبلی باشد.
آقای فاتحی سؤالی دارید؟ فاتحی ـ به نظر من اگر این جمله اضافه شود سادهتر و بهتر میشود «به شرط آنکه مخل امنیت ونظم عمومی و علیه مبانی اسلام نباشد».
نایب رئیس (بهشتی) ـ این پیشنهادی است که در جلسه هم شده و اینجا تکرار میشود و گفتنش عیبی ندارد این پیشنهاد شما است، مثل اینکه مطالب بیش از این نیست.
طاهری گرگانی ـ اگر کلمه «نظم» را برداریم مشکل خیلی از آقایان حل میشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ پیشنهادی است که میفرمائید ولی قبلا در کمیسیون بحث شد که این مقررات مربوط به نظم را بگذاریم و تهیه این متن با توجه به این نکته بوده که دست دولتها را در جلوگیری از این راه اظهارنظر مردم باز بگذاریم.
ما یادمان نرفته که چطور گرفتار بودیم، همین مطلب مکرر گفته شد که بالاخره ما داریم قانون مینویسیم به منظور اینکه چهارچوبی برای آینده باشد، همانطور که پارسال به آن احتیاج داشتیم، بنابراین نباید طوری بنویسیم که آنها بتوانند در اصلش مداخله کنند بلکه باید در نظمش دخالت داشته باشند، این نقطه نظر ما بود، بنابراین شروع میکنیم به رأی گرفتن.
سبحانی ـ آقا چرا کلمة «مسالمتآمیز» حذف شد؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ چون دیدیم احتیاجی به آن نیست زیرا این «مسالمتآمیز» بقدری کشدار است که قابل کنترل نیست، خانم گرجی بفرمائید.
خانم گرجی ـ دولت باید امنیت اجتماع کنندگان را حفظ کند و تا اندازهای آن را تضمین نماید و از درگیریهای احتمالی جلوگیری بعمل آورد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آن را که دولت موظف است تضمین کند، جنابعالی در منزلتان هم که نشسته باشید بایستی تأمین داشته باشید و دولت وظیفه دارد.
امنیت شما را تضمین کند.
اینجا مساله راهپیمائی و امکانش است.
وظیفه دولت حفظ امنیت در تمام موارد است و نباید آنرا اینجا با این موضوع قاطی کرد.
طاهری ـ اینها باید محفوظ هم باشند که بتوانند حرفهای خودشان را بزنند، آمدیم یک عدهای به اینها حمله کردند اینها باید تأمین جانی داشته باشند.
خانم گرجی ـ حفظ حقوِ همه باید قید شود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بله، صحیح است آقای بنی صدر بفرمائید.
بنی صدر ـ این مطالب را ما هم صبح و هم حالا بیان کردیم دیدیم صلاحش بر فسادش میچربد زیرا ممکن است دولت به عنوان اینکه امنیت کم شده یا زیاد شده بکلی جلویش را بگیرد، یعنی ما گفتیم که امنیت عمومی از وظایف دولت است و فکر کردیم قانون این نظم را پیشبینی میکند این نظم را بعهده دولت میگذارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای طاهری اصفهانی بفرمائید.
طاهری اصفهانی ـ ما در گرو همان خلاف این را گفتیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ به سؤالات پاسخ داده شد لطفاً اجازه بدهید گلدآنهارا برای اخذ رأی ببرند.
(تهرانی ـ قبل از اینکه گلدآنهارا ببرند و رأی گرفته شود نوشته شود «به شرط آنکه مخل امنیت و خلاف مبانی اسلامی نباشد») (موسوی تبریزی ـ اول با دست بلند کردن به رأی بگذارید.)
بسیار خوب، آقای یزدی ما در مورد تشکیل احزاب، جمعیتها در اصل قبل همة قیود لازم را گذاشتیم بنابراین تا آنجا که مربوط به تشکیل جمعیتها میشود بحث شده است فعلا بحث بر سر آزادی و آزادی اجتماع است و هر قیدی اینجا نوشته بشود، بطوریکه هم صبح و هم حالا عرض شد از نظر مبانی نمیتواند قابل توجیه باشد.
(فارسی ـ بنده میخواستم عرض کنم که یکنفر از گروه بیاید و دفاع کند.
شما خودتان تشریف بیاورید.
(کرمی ـ دیگر دفاع و توضیح نمیخواهد.)
اول این متن را نظرخواهی میکنیم «تشکیل اجتماعات و راهپیمائی آزاد است و مقررات مربوط به نظم راهپیمائی در خیابانها و میدانهای عمومی به موجب قانون معین میشود.
» آقایانی که به این صورت موافقند دست بلند کنند (سی و چهار نفر دست بلند کردند) رد شد.
(دکتر شیبانی ـ ما داریم اینجا قیدی را میگذاریم که بوسیله آن خودمان داریم پدر خودمان را در میآوریم.)
آقای دکتر شیبانی اجازه بفرمائید، جمعاً دو قید در ضمن گفتگوی دوستان پیشنهاد شد یکی قید مربوط به اینکه اجتماع و راهنمائی توطئهآمیز علیه امنیت و نظام جمهوری اسلامی نباشد، «توطئهآمیز» نباشد.
(بشارت ـ اول که به عنوان توطئه نمیآیند) اول پرچم میزنند و میگویند ما حرف داریم خواسته داریم بعد توطئهآمیز میشود.)
بفرمائید تشخیص آن به چه نحو است؟ آن بحثی است علیحده، این پیشنهادی بود که دادند.
این راهنمائی را چه کسی باید تشخیص بدهد و چگونه تشخیص داده میشود؟ این را باید در جای خودش با قوانین مفصل بیان کرد.
ما بحثهائی هم از توطئه داشتیم، تنها منحصر به اینجا نیست، قیدی که پیشنهاد میشود این است که راهپیمائی توطئهآمیز علیه امنیت و نظام اسلامی نباشد.
(تهرانی ـ باید ضد مبانی اسلام نباشد.)
بلی توطئهآمیز علیه اسلام و امنیت نباشد.
آقای بنی صدر بفرمائید.
بنی صدر ـ هر مادهای که دارای یک مبانی و یک موازین در هر اصلی که خواهد آمد در تمام این یکصد و پنجاه اصل وجود دارد کاری که ما میکنیم قانون را لغو میکنیم چون معنایش اینست که قوانینی که وضع شده یک چیز دیگری است و آنچه که ما اینجا تصویب میکنیم یک چیز دیگر است و ما گفتیم که قوانین هم باید بر اساس اسلام باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای بنی صدر این غیر از آن است زیرا ما گفتیم طبق مقررات.
بنی صدر ـ در آن مقررات هم میتوانید بگذارید که اگر چنین وچنان شد خلاف اسلام نباشد.
موسوی ـ ما باید در قانون و مقررات، حدود اسلام را حفظ کنیم یعنی اگر عدهای خواستند علیه اسلام راهپیمائی کنند نگذاریم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای موسوی اجازه بدهید بنده توضیح بدهم.
آقای بنیصدر، اتفاقاً این قسمت با آن موارد فرِ میکند وقتی که میگوئیم این قانون محدود به قوانین اسلام است صدِ میکند که اینجا این طور نیست، میگویند اجتماع و راهپیمائی توطئهآمیز علیهاسلام و امنیت کشور نباشد.
بنی صدر ـ شما صبح گفتید آن کلمه «مسالمتآمیز» را برداریم که مورد سوء استفاده قرار نگیرد، در پیامی که همین امروز امام برای مدارس و دانشگاهها فرستادند فرمودند بیایند افکارشان را صراحتاً مطرح کنند و جواب بشنوند مثلا اگر اینها فردا در دانشگاه جمع شدند و گفتند این مالکیتی که در اسلام است به نظر ما صحیح نیست...
(یزدی ـ توطئه غیر از اجتماع است هر مکتبی آزاد است که اجتماع کند.)
پس بگذارید توطئه، نیائید یک در میان صحبت بکنید، بگوئیم اجتماع آزاد است به شرط نفس نکشیدن.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقایان به نوبت صحبت کنند، اجازه بفرمائید.
(یزدی ـ اجتماع آزاد است به شرط توطئه نکردن.)
آقای صدوقی بفرمائید.
صدوقی ـ راهپیمائی فرِ میکند چون یا عقیدهای یا انگیزهای دارند یا برای یک پشتیبانیای میخواهند راهپیمائی کنند، باید که هم انگیزه و هم آن جهتی را که میخواهند پشتیبانی کنند معلوم باشد یعنی باید یک جهتی باشد که بر خلاف دین و اسلام و امنیت کشور نباشد و همچنین اگر خواسته وانگیزهای دارند، خواسته و انگیزهشان مشروع باشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مرادزهی فرمایشی دارید بفرمائید.
مراد زهی ـ ما دو نوع راهپیمائی داریم یا برای گردش و تفریح است و یا برای اعتراض است، اگر برای اعتراض باشد که محدودیت نمیخواهد.
مسلماً راهپیمائی یا بر علیه دولت است که به یک وضعی اعتراض میکنند و راهپیمائی میکنند که در این صورت جلو اعتراضشان گرفته میشود و نتیجة این راهپیمائی به جائی نمیرسد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر آیت بفرمائید.
دکتر آیت ـ من معتقدم که آقایان به شکل قانون نویسی توجه نمیکنند همه چیز را میخواهند داخل اصل بیاورند منظور از راهپیمائی بالطبع همانطور که اشاره شد یا اعتراض است که باید آزاد باشد ما همیشه نباید فکر بکنیم که...
(تهرانی ـ اجتماعات را هم بفرمائید) نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای تهرانی به شما نوبت میدهیم که در موقع خودش حرفتان را بزنید، آقای دکتر آیت شما فرمایشتان را بفرمائید.
دکتر آیت ـ این یک اصل بدیهی است که در هر حال توطئه ممنوع است و بعد میشود یک اصل جداگانهای گذاشت که تکلیف آن را تعیین کند.
قوانین عادی همیشه توطئه را ممنوع میکند اگر خواستند یک جائی جمع بشوند و تظاهرات راه بیندازند ما از اول از کجا اطلاع داریم که اینها چه کار میخواهند بکنند؟ وسط کار اگر توطئه و خلاف قانون عمل کردند قانون تکلیف آنها را معلوم کرده است.
قوانین ما تمام مسائل را روشن کرده است ممکن است کسی مخفیانه برود در خانهاش بنشیند و توطئه بکند اینجا ما نمیتوانیم جلویش را بگیریم وقتی که اعمالش ظاهر شد و کاری بر خلاف قانون کرد جلویش را میگیرند.
اگر بخواهید در تمام موارد، این مسائل را بیاورید ناچار باید یک اصل بنویسید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای ربانی شیرازی بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ چنانچه اطلاع پیدا کردیم توطئه گران در اطراف کردستان دارند مردم دهات را جمع میکنند برای اینکه مملکت را تجزیه کنند، آیا دولت باید آنها را آزاد بگذارد؟ آیا این درست است که بگوئیم اجتماع آزاد است و با استفاده از این مطالب تجمع بکنند، بیایند بگویند مملکت باید تجزیه بشود؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای خامنهای بفرمائید.
خامنهای ـ در راهپیمائیها منظور نظیر همة دولتها این است که باید منظم بوده و با عفت عمومی مخالفت نداشته باشد و از این قبیل مقررات در همه جای دنیا وجود دارد و نظر ما این است که مخالف با اسلام و نیز مخالف با نظام جمهوری نباشد که در جای دیگر هم البته قید شده اگر این جمله در اینجا قید بشود مقررات مربوط به نظم باید رعایت شود، اگر این مقررات ناظر بر همة اینها است که نیازی به هیچکدام از اینها نیست، اگر بنا است یکی از اینها ذکر بشود بقیه هم باید ذکر شود چون این مقررات لغو میشود و دیگر نیازی به آنها نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یعنی نظر شما این است که چون مقررات وجود دارد دیگر احتیاجی به این قیود نیست؟ بسیار خوب آقای مشکینی بفرمائید.
مشکینی ـ صحبت توطئه نیست بلکه ما میخواهیم بگوئیم علیه مبانی اسلام و ضد اسلامی نباشد بیشتر آقایان هم همین را میخواهند اول این قسمت را اضافه کنید بعد رأی بگیرید.
نایب رئیس (بهشتی) ـ یعنی میخواهید بگوئید در راهپیمائیها و اجتماعات بر ضد اسلام حرف نزنند یا میخواهید بگوئید بر ضد اسلام و مبانی اسلامی قیام نکنند؟ مشکینی ـ اجتماع و راهپیمائی بر ضد مبانی اسلام نباشد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بسیار خوب، یعنی اگر در جائی کسی علیه اسلام سخنرانی میکند و مردمی هم که آنجا هستند گوش میکنند و بعد هم متفرِ میشوند این را نظرتان اینست که منع کنند یا آزاد باشد؟ مشکینی ـ بلی ما میخواهیم این را منع کنیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ معلوم میشود اینجا دو نظر وجو

/ 0 نظر / 44 بازدید