جلسه بیست و چهارم 30 شهریور 1358

جلسه ساعت 25/16 دقیقه روز 30 شهریور ماه 1358 هجری شمسی برابر با بیست و هشتم شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آقای دکتر سید محمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.)
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه
2ـ نطق قبل از دستور آقای حائری
3ـ ادامة بحث پیرامون پرچم
4ـ طرح اصل 25
5ـ طرح و تصویب اصل 26 (اصل بیست و سوم)
6ـ طرح و تصویب اصل 27 (اصل بیست و دوم)
7ـ پایان جلسه 

 [-------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه

نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
رسمیت جلسه اعلام میشود، غائبین جلسه قبل عبارتند از آقایان: انواری ـ حائری ـ خامنهای ـ سحابی ـ عرب و آقای غفوری که عذر ایشان موجه است و نمایندگانی که تأخیر ورود داشتهاند عبارتند از آقایان: بیت اوشانا، ده دقیقه مولوی، یازده دقیقه موسوی اصفهانی، سی و چهار دقیقه.
حالا نطق قبل از دستور داریم و نوبت آقای خادمی است که تشریف نیاوردهاند...
در صورت اسامی نوبت آقای حجتی کرمانی است، ولی قرار شد آقای حجتی نوبتشان را به آقای حائری بدهند و بعداً در نوبت آقای حائری صحبت کنند بنابراین حالا آقای حائری تشریف میآورند و صحبت میفرمایند.

2ـ نطق قبل از دستور آقای حائری

حائری ـ بسم الله الرحمن الرحیم، ربنا علیک توکلنا والیک انبنا والیک المصیر، عرض میکنم که بنده سابقه کسالت زیاد دارم و حالا حالم خیلی بد است و اگر حس نمیکردم که واجب است مطالبی را عرض کنم وقت مجلس را نمیگرفتم.
این مطالب را که عرض میکنم درست فکر کنید و ببینید که اگر حقیقت دارد بر طبق آن عمل کنید.
حقایق غیر آن چیزی است که مد روز میپسندد، حقایق یک مطالبی است که از انبیا گرفته میشود، از وحی گرفته میشود، از اولیاء گرفته میشود، ما آنها را بنحو اجمال میگوئیم و دیگر شما را به خدای متعال میسپارم.
بعضی از اینها که میخواهم بگویم تصویب شده و گذشته است ولی چون صحبت تجدیدنظر بود، بین خود و خدا اگر چنانچه دیدید که باید تجدیدنظر بشود این عمل را بکنید.
یکی همه مسأله تشیع و سایر فرِ اسلامی است که خیلی به ما نامه نوشتهاند و خیلی هم مراجعه کردهاند در این باره میخواستم چند مورد را عرض کنم.
اولا این مطلب که «اتحاد بین دول اسلامی و تقریب بین مذاهب اسلامی بشود» در گذشته همه مطرح بود و بسیار خوبست و من هم این را آرزو دارم و قبول دارم که یک جهان سومی در مقابل جهان کمونیستی و سرمایهداری تشکیل بشود که بتواند خودبخود، زیر دست آنها نباشد بلکه کمکم بر آنها حکومت هم بکند ولی این عقل خیلی زیاد میخواهد، این معنی که عبارت از وحدت اسلامی و حکومت اسلامی باشد بسیار درست است اما به این معنی نیست که فرض کنید که ما شیعهها از حقوقی که داریم دست برداریم یا سنیها از حقوقی که دارند دست بردارند یا ما یکقدم بدون جهت عقب برویم والا همان چیزهائی که در قانون سابق بود و در قانون اساسی اسبق هم بود همان را میآوردند که تصویب کنیم و نه زیادتر که مثلا فرض بفرمائید تشیع حق داشته باشد یعنی کلمه «حق» در قانون اساسی باشد و تا ظهور حضرت ولی عصر سلام الله علیه باشد که این خودش یک تأدبی است نسبت به حضرت حجة یعنی دیگر کسی بعد از ایشان فضولی نمیکند و خودشان میدانند، تمام اینها را از قانون اساسی برداشتهاند و حقوِ حقة سنیها و برادران مسلمان دیگر همه محفوظ است، آنها در هر جهتی از جهات دینی خودشان آزادند و اگر تظاهر هم بکنند اشکال ندارد، در خیلی از احکام با ما مشترکند، در توارث ما از آنها و آنها از ما ارث میبرند همینطور نکاح، بنابر آنچه که در متون فقهیه ذکر شده است ما میتوانیم با آنها وصلت کنیم.
بنابراین اقتضاء نمیکند که در قانون اساسی ذکری از مذهب شیعه نشود.
زیرا پیش از اینکه اتفاقی بین شیعه و سنی ایجاد بشود بین خود شیعه باعث تفرقه و نفاِ خواهد شد و این مسأله که مذهب شیعه در قانون نوشته شده نباید بین شیعه و سنی شکاف ایجاد کند.
مسأله دیگر راجع به اقتصادیات است، بعضی از رفقا یک الفاظی را میگویند، ما که در بند الفاظ نیستیم مثلا میگویند «نظام توحیدی» توحید را ما قائلیم که خدا یگانه است، اما حقیقت اقتصاد اسلام این است که نه یک اقتصاد کمونیستی است و نه یک اقتصاد سرمایهداری، اقتصاد بسیار عالی است و خدا میداند که من این را بدون تعصب عرض میکنم برای اینکه اگر اقتصاد صحیح باشد همة افراد در رفاه زندگی میکنند.
حالا فرض بفرمائید کسی دو میلیون سرمایه دارد خوب این شخص مرفه است و اگر کسی ده میلیون سرمایه داشته باشد هشت میلیون آن زیادی است و باید آنها را خیرات کند که همه در زندگی مرفه باشند.
اسلام که میگوید همه در زندگی مرفه باشند، این به زکات و خمس و نظایر اینها بستگی دارد که اگر سرمایهداری خمس و زکاتش را پرداخت کند کمکم فقر از بین خواهد رفت.
فرض بفرمائید همین نفت را اگر طبق آیة شریفه که میفرماید: «واعلموا انماغنمتم من شیء فان لله خمسه» در همان مصارف خمس و بقیهاش را در مصارف مسلمین صرف کنند، آنطور که رضای امام علیهالسلام در آنست چقدر مشکلات مردم را حل میکند و شاید دو سه سال طول نکشد که دیگر اصلا فقیری در قلمرو ایران نباشد و همه در حال رفاه باشند.
این اقتصاد اسلامی است که رفاه همه را پیشبینی کرده کما اینکه در روایات این مطلب هست که اگر خدای متعال این زکات را مقرر فرموده، بخاطر اینست که دیگر فقیری وجود نداشته باشد.
حالا اگر کسی پنجاه میلیون ثروت داشت لازم نیست که همة مردم این مقدار داشته باشند.
اینکه عقلائی نیست که همه پنجاه میلیون ثروت داشت لازم نیست که همة مردم این مقدار داشته باشند.
اینکه عقلائی نیست که همه پنجاه میلیون ثروت داشته باشند.
ثروت زیاد قدرت داشته باشند.
اگر چنانچه یک کسی مهندس باشد، یکی هم فرض کنید طبیب باشد یکی هم افکار عالیه داشته باشد و مبتکر باشد اگر قرار باشد زندگیشان با یک خشت مال مساوی باشد قدرت تعمق فکری جلو نخواهد رفت.
این عرضه و تقاضای آزاد اسلام باید برقرار باشد و من یقین دارم که در عرض یکی دو سال فقیری در ایران وجود نخواهد داشت.
حالا اسمش را هر چه میخواهد بگذارید مثلا نظام توحیدی و هر اسم دیگری ما کاری به اسم نداریم این خیرات مسلمانهائی که تا به حال شده و این همه مدارس و اینهمه موقوفات که برای مشاهد مشرفه شده است برای کمک بوده است ولی در حکومت کمونیستی تمام این پولها جمع میشود پیش دولت دولت هم صرف کارهائی میکند که به درد مردم نمیخورد و یا گلوله میشود و توی شکم مردم میرود ولی در اسلام اگر این پولها جمع شد، خیرات میشود و در راه رفاه مردم مصرف میشود.
مطلب سوم بنده این است حالا کسی خوشش میآید یا نه و آن حقیقت اسلام یعنی ولایت فقیه است، که صحبت شد.
بنده مکرر گفتهام این اصل از ضروربات اسلام است و این هم که اطلاِ نداشته باشد، از ضروریات اسلام است مثلا اگر در آینده فقیهی پیدا شده و دید کسی دو تا خانه دارد و یکی را اجاره داده است زندگیش هم مرفه است و کس دیگری خانهای ندارد بطور اجارهای در جائی زندگی میکند اگر آن فقیه دستور داد که خانة دوم آن شخص را بگیرند و به این شخص بدهند و قیمتش را حالا به او بدهند یا ندهند بر خلاف آنچه که اسلام فرموده است میباشد.
به مصداِ آیة «...
الا ان تکون تجارة عن تراض...
» اگر چنین باشد.
این مطلب در مورد زن هم میآید اگر کسی چهار تا زن دارد و جوانی هم هست که زن ندارد و زن هم گیرش نمیآید اگر آنجا مصلحت اقتضاء کرد اینجا هم اقتضاء میکند و مثلا اگر یک پیرمردی است که در شرف مردن است ولی کلیهاش سالم است و جوانی هم هست که کلیهاش خراب است و اگر کلیه به او ندهند میمیرد بیائیم آن پیرمرد را بکشیم و کلیهاش را به آن جوان بدهیم، این در مقام ثبوت درست نیست و در مقام اثبات هم برداشتش برای مردم چنین است که دین اسلام دینی است که به یک عده غیر معصوم محول شده، در صورتیکه باید به معصوم محول بشود نه به غیر معصوم.
ما میگوئیم، بگوئید که فقیه در حدود متونی که در فقه اسلام مشهور نوشتهاند، ولایت دارد.
یعنی بنویسیم فقیه «در حدود متون مشهوره فقهیه» ولایت دارد و اگر هم خواستید آن را تفصیل بدهید مثلا در فتوا و در قضاء و امور حسبیه که من جمله همین حکومت است، کما اینکه امیرالمؤمنین در مقابل خوارج فرمود «لابد للناس من امیر بر او فاجر»...
عرض شود مردم یک حکومتی میخواهند و بیحکومت هم مملکت اداره نمیشود.
ولی به این صورت اختلال نظم میشود منتها چون اول تصرف در اموال عمومی است یا تصرف در اموال شخصی است، باید اول از آنها رضایت بگیرند که اسمش وکالت است.
مثلا فرض بفرمائید که فقیه ولایت بر شخص غایب دارد و اگر چنانچه بتواند تلفنی بپرسد یک چیزی را که لازم است تصرف بکند اول باید رضایت او را تأمین بکند و اگر نشد آنوقت ولایت دارد.
این است که وکالت میخواهد چون تصرف در اموال هم هست وقتی که مردم همه به یک شخص رأی دادند آن فقیه کارش را میکند.
این از لحاظ موضوعات و تصرف در اموال بود.
از لحاظ احکام هم آنچه که خدا فرموده است باید به آن عمل کند نه اینکه خود حکم بکند.
موضوع دیگر که خواستم عرض کنم طول دادن در موارد بیجا است که این همه وقت مجلس را گرفته است.
مثلا فرض بفرمائید «با رعایت ضوابط اسلامی» یا «بر اساس ضوابط اسلامی» در مورد این دو عبارت مدتی صحبت کردن چه فایدهای دارد؟ میخواهم عرض کنم دنبال این الفاظ رفتن غیر از به در رفتن وقت اثر دیگری ندارد و فرِ هم نمیکند.
موضوع دیگر چیزهائی است که جنبة تبلیغاتی دارد، وظیفه قانون اساسی این است که تکالیف را معین کند کما اینکه یکی از سخنرانها هم گفتند که مثلا «کرامت انسانی در مقابل آزادی در عبادت حق متعال» این چه ربطی به قانون اساسی دارد؟ موضوع دیگر مربوط به زنها است که از مطاوی احکام اسلامی چنین معلوم میشود که نماز جمعه و جهاد از زن برداشته شده و یا اینکه نماز خواندن در مسجد ثواب بسیار زیادی دارد، حتی خواندن هر نمازی در مسجدالحرام ثواب یک میلیون نماز دارد، طبق روایتی که در عروة الوثقی است که خود بنده آنرا دیدهام، اگر زن نماز را در منزل خودش بخواند افضل از مسجد است.
یکی از علمای قم یک نامهای برای بنده نوشته است و نامهای هم از مدرسین خارج رسیده است که شصت روایت جمع کرده که زنها حق تصدی امورات و ولایت و حکومت و این کارها را ندارند.
حالا کاری به این حرفها ندارم، عرض من این است که بیش از این به اختلاط زن و مرد کمک نکنید.
ما هر دو زمان را درک کردهایم در سابق که زنها در منزل بودند دیدیم که چه جور خانه را اداره میکردند، چه صفائی بود، بچهها خوب تربیت میشدند، ملاحظة رفاقت و دوستی بچهها میشد، ملاحظة نشست و برخاست بچهها میشد که دروغ نگویند و مرتکب کارهای بد نشوند، حالا خانم به اداره میرود ومرد هم سر کار خود میرود، در این میان بچه بدون سرپرست میماند.
بنده کسی را خدای نکرده متهم به بیعفتی نمیکنم ولی قهرا اتفاِ میافتد، چون زنها مختلف هستند و خوب و بد در همه هست.
شما وضع خانواده را نگفتید، اساس خانواده بر زن نهاده شده و او هم کار زیادی بعهدهاش میباشد، بیکار نیست نه اینکه اسلام به زنها ظلم کرده باشد، مثلا مردی که از صبح تا شب برای تهیة مایحتاج زندگی تلاش میکند این تلاش برای زن و بچهاش میباشد و دلش برای زن و بچهاش بیشتر از خودش میسوزد.
در موقع رأی دادن مگر ملاحظة مصالح زن و بچهاش را نمیکند؟ اسلام نخواسته که اختلاط بین زن و مرد باشد و اصولا اختلاط بین زن و مرد خوب نیست حالا میخواهید اینها را قبول بکنید و میخواهید نکنید و منتظر جواب هم نیستم چون در این چیزهائی که میگویم هیچ شبهه ندارم جوابی هم اگر دارید بعداً بدهید، ممکن است بپسندند و ممکن هم هست که نپسندند.
مطلب دیگری را هم میگویم توکل به خدا، در روزنامة انقلاب اسلامی خواندم که نوشته بود: سه نفر را به جرم حمل و قاچاِ هروئین کشتهاند، من اینها را نتوانستم با اسلام تطبیق بدهم.
عرض دیگر اینکه بنده کسالت قند داشتم اما حالا میزان آن سیصد و شصت و یک شده و هم عروِ قلبم متصلب شده و پزشک به من گفته است که خطر سکته برایم وجود دارد این را عرض میکنم برای اینکه اطلاع داشته باشید، هر وقت شد میآیم و هر وقت هم که نشد دیگر نمیتوانم بیایم «و ماجعل علیکم فی الدین من حرج ـ لیس علی المریض حرج» من احتمال دارد که سکته بکنم و وقتی که احتمال سکته باشد نمیتوانم شرعاً بیایم آقای صافی و همینطور آقای بهشتی اینجا تشریف دارند و سابقه دوستی زیادی ما با ایشان داریم که لازم بود که بیایم و رأی بدهم تلفنی بفرمایند من میآیم و رأی میدهم.
دیگر از خدمتتان مرخص میشوم و بعداً هر اشکالی هم که خواستید، از من بکنید خصوصاً آقای بنی صدر والسلام علیکم.

4ـ ادامة بحث پیرامون پرچم

نایب رئیس (بهشتی) ـ خوب، با اجازة دوستان وارد دستور جلسه میشویم، البته این نکته لازم به یادآوریست که اظهار نظرات در زمینة مسائل مختلف باید همینطور آزاد باشد.
نظرات مختلف در اینجا ابراز میشود و نمایندگان محترم و حضار محترم و ملت ایران در همین مدتی که از مجلس خبرگان گذشته است دیدهاند و شنیدهاند که چگونه نظرهای گوناگون در اینجا آزادانه عرضه میشود و سرانجام آنچیزی که به تصویب میرسد، معیار قانون اساسی در همة مسائل خواهد بود.
امیدواریم همانطور که همه ما از حال و روح استاد بزرگوار آیت الله حائری آگاه هستیم که چقدر با صمیمیت و خلوص و صفا آنچه راکه مییابند بیان میکنند، همیشه اظهار نظرها بر مبنای تشخیص صادقانة هر فردی باشد و همینطور اگر اختلاف نظرها بر اساس دریافت صادقانه باشد واقعاً به تکامل و پیشرفت جامعه کمک خواهد کرد.
اصل مربوط به پرچم به آن شکلی که تنظیم شده بود صبح رأی کافی نیاورد برای اینکه تکلیف گروه مشخص باشد باید مطلبی را اینجا مطرح کنیم و روی آن اظهار نظر بشود.
دو راه هست یکی اینکه اصل دیگری درباره پرچم تهیه و به اینجا آورده بشود، یکی هم اینکه تصمیم درباره پرچم از قانون اساسی به قوانین بعدی که مصوب مجلس قانونگذاری است موکول بشود، ما این دو راه را داریم.
بر طبق آن چیزی که در پیش نویس بوده و بعد هم طرح پیشنهادی گروه دوم بوده، ما باید یک اصلی برای پرچم داشته باشیم آنوقت گروه موظف است یک اصل جدیدی تهیه بکند، این است که من این را مطرح میکنم اگر اکثریت آراء بر این بود که حتما اصلی دربارة پرچم در قانون اساسی باشد، گروه موظف است اصل جدیدی را تهیه کند و اگر این اکثریت نبود خودبخود تصمیم درباره پرچم به مجلس شورای ملی موکول میشود.
آقای دکتر شیبانی بفرمائید.
دکتر شیبانی ـ از خیلی وقت پیش دولت یک اعلان کرده بود که آرمی برای جمهوری اسلامی ایران معین بشود، بهتر است صبر کنیم تا آخر این مجلس اگر آن آرم آماده شد آنرا ببینیم ممکن است نمایندگان آنرا بپسندند آنوقت یک طرحی برایش تهیه خواهند کرد.
بنده پیشنهاد میکنم که تا آخر کار مجلس خبرگان آنرا به تأخیر بیاندازیم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای ربانی شیرازی بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ نظر من این است که پرچم باید تغییر پیدا کند.
همچنانکه صبح هم عرض شد رنگ پرچم عوض بشود چونکه در قسمتی از تاریخ شیعه رنگ پرچم سبز بوده یعنی سبز در برابر سیاهی بنیعباس چون بنیعباس شعارشان حتی در لباس هم سیاهی بود، شیعه شعارش سبز بوده است، عقیده من اینست که پرچم به رنگ سبز باشد البته آرمی هم باید برایش تهیه بشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ اگر پیشنهاد مربوط به خود پرچم است آنرا به گروه بدهید الان پیشنهاد آقای دکتر شیبانی، پیشنهاد معقولی بنظر میرسد که ما تصمیم دربارة این اصل را به تأخیر بیاندازیم تا طرحهای مربوط به آرم و پرچم در روزنامهها و وسایل دیگر ارتباط جمعی هم اعلام بشود که طرحهای مختلف راجع به پرچم ارائه بشود.
طرحی هم امروز آورده بودند و قرار بود صبح مطرح کنند، صبح شنبه آنرا میآورند و در جلسه مشترک گروهها مطرح میکنند.
وقتی طرحهای مختلف تهیه شد تصمیم درباره پرچم را به اواخر کار موکول میکنیم.
آقای یزدی بفرمائید.
یزدی ـ آیا قرار است دولت در تهیه طرح از نظر مجلس استفاده کند و یا قرار است پس از تهیه طرح، مجلس آنرا ببیند اگر پسندید قبول کند و اگر نپسندید آنرا رد کند؟ معنی تأخیر این میشود که صبر کنیم تا دولت طرحش را بدهد بعد مجلس ببیند و اگر پسندید آنرا قبول کند و یا اینکه آنرا رد کند و این صحیح نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ هیچکدام نیست دولت و مجلس که درمقابل هم نیستند مکمل یکدیگرند.
(یزدی ـ نظر مجلس باید تأثیری در طرز تهیه طرح داشته باشد یا نه؟) ببینید باید برای تهیه طرح آزادی داد، باید گفت زمینه را آزاد انتخاب کنند، آرم را آزاد انتخاب کنند، فقط بیانی برای آرمانهای جمهوری اسلامی ایران باشد و سنخیت هم با سوابق تاریخی داشته باشد این که دیگر ربطی به مجلس و با دولت ندارد.
یزدی ـ ملاحظه فرمودید که اختلاف زیادی وجود دارد و نتوانستیم روی رنگ پرچم تصمیم بگیریم.
آرم همانطوریست که میفرمائید ولی در زمینه کلی و رنگ نمیشود چنین تصمیمی را اتخاذ کرد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ در همان مورد هم ما باید بگوئیم که رنگهای مختلف میتوانند تهیه کنند، ملاحظه کردهاید که پرچم میتواند دارای یک رنگ و یا دو رنگ و یا سه و یا چهار رنگ باشد.
بنابراین ما باید هنرمندان و صاحبان ذوِ و استعداد را آزاد بگذایم تا طرحهای گوناگون تهیه کنند و دولت راجع به اینکار اقدام خواهد کرد و مجلس خبرگان هم میتواند خودش این را اعلام کند و احزاب و جمعیتها هم میتوانند طرح خودشان را اعلام کنند تا اینکه وقتی طرحهای گوناگونی تهیه شد اول در یک گروهی اینها مورد بررسی قرار بگیرد و نمونههائی برای تصویب به مجلس داده بشود.
آقای طاهری اصفهانی بفرمائید.
طاهری اصفهانی ـ شما میگوئید احزاب یا گروهها میتوانند طرح بدهند، ممکن است بعداً طرح پیشنهادی گروهی مورد علاقه نمایندگان و مجلس قرار بگیرد و بعداً آن گروه بگویند این طرح ما است که تصویب شده است و بخواهند سوء استفاده بکنند.
ما نمیدانیم که آن گروه زیر چه پوششی واقع هستند، همینطور که آقای یزدی گفتند یک وقت بود که در پیش نویس ما پرچم ذکر نشده بود خوب، ما هم عنایتی به آن نداشتیم که باشد، ولی الان که ذکر شده و گروه دوم هم زحمت کشیده است و پیشنهادها را راجع به این قسمت خواندهاند و طرحی هم به مجلس دادهاند و اکثریت به سه رنگ بودن پرچم رأی نداد، حالا ما صبر کنیم که دولت چه بکند، این درست نیست.
بنده پیشنهاد میکنم که در کمیسیون مشترک روز شنبه با طرحی که الان ارائه شده و لابد آنرا دیدهاید با مطالعه آن و نظر خود آقایان بنشینند و چیزی تهیه بکنند، اگر بشود یک قدری هم در متون تاریخ دقت بکنند و ببینند که آیا در صدر اسلام و بعداً در عهد ائمه چیزی بعنوان پرچم و شعار داشتهایم یا نه.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فارسی بفرمائید.
جلال الدین فارسی ـ تغییر پرچم به تصویب مجلس نرسیده است.
بنابراین هرگونه عملی چه از طرف دولت و یا غیر دولت انجام بگیرد، تا اینجا تصمیم برای تغییر پرچم گرفته نشود، کارشان مفید فایده نخواهد بود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ مسأله خیلی روشن است.
مسأله اینست که همان طرحی را هم که آقای طاهری میگویند یکنفر اهل ذوِ و هنر تهیه کرده است بنابراین ممکن است کسانی اقدام کنند، طرحهای گوناگون بیاورند، مجلس خبرگان میتواند پس از دیدن طرحهای گوناگون یک طرح را انتخاب کند و با اکثریت که رأی داد آن وقت تکلیف آن مشخص میشود.
(علی تهرانی ـ اینکار را نکنید چون الان سی و نه نفر با سه رنگ بودن پرچم موافقند، همانطور که فرمودید اگر مجلس شورای ملی اینکار را بکند بهتر است، در این مجلس اینکار درست نمیشود.)
(مدنی ـ بنده معتقدم که خود گروه یک مقدار بیشتری زحمت بکشند تا بتوانند یک طرح بهتری که مورد قبول باشد، تهیه کنند.)
آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ بهتر است روز شنبه در کمیسیون مشترک یکبار این مسأله مطرح بشود و یک چیزهائی به این ماده اضافه بشود، شاید جلب توجه اکثریت را بکند.
اگر توانستیم اینکار را بکنیم به جلسه میآوریم اما اگر نشد، معلوم میشود که فعلا هر دو طرح فاقد رأی کافی است بنابراین باید یک مهلتی به گروه داده بشود که یک دگرگونی در طرح ایجاد کنند تا یک نتیجهای بگیریم این جمله را هم عرض کنم که ما نمیتوانیم رأی به عدم چیزی بدهیم.
(نایب رئیس ـ اصلا چنین رأیی تا به حال ندادهایم.)
در ضمن سخنان بعضی از آقایان این بود که مجلس رد کرده است، مجلس تصویب نکرده است و الا رد کردن در کار مجلس خبرگان نیست.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بله تصویب نشده است، خوب ملاحظه بفرمائید نتیجه روشن است ما به هر حال صبح شنبه ان شاء الله در جلسه مشترک گروهها بحث پیرامون این موضوع را ادامه میدهیم و فعلا جای این اصل باز میماند.
تا حالا بیست و یک اصل تصویب شده، اصل بعدی را که از نظر ردیف ممکن است اصل 25 باشد بنا به گزارش گروه سه میخوانم:
4ـ طرح اصل 25 اصل 25 ـ «همة افرد ملت اعم از زن و مرد بطور مساوی در حمایت قانون قرار گرفته و از حقوِ کامل سیاسی، اقتصادی، اداری، مدنی، اجتماعی و فرهنگی طبق مقررات شرع که متناسب با استعدادها و زمینههای طبیعی و عاطفی و روحی هر کدام است برخوردارند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ از نظر اصلاح عبارتی عرض کنم «قرار گرفته» باید تبدیل شود به «قرار دارند» تا عبارت کامل باشد.
از گروه سه یکنفر برای توضیح ودفاع از اصل تشریف بیاورد.
آقای موسوی تبریزی بفرمائید.
موسوی تبریزی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
در این اصل که از اصول تنظیم شده در گروه سه میباشد همه افراد ملت اعم از زن و مرد بطور مساوی در حمایت قانون قرار گرفتهاند.
تا اینجای این اصل، هم مطابق با موازین اسلامی است و هم مطابق با موازین انسانی که من فکر میکنم هیچ اشکالی نداشته باشد زیرا زن مرد در برابر قانون یکسان هستند.
منتها اینکه حق زن در قانون و یا حق مرد در قانون چیست، مطلب دیگری است، اما در حمایت قانون طبقه زن و مرد یکسانند و هیچ تفاوتی ندارند و از حقوِ کامل سیاسی، اقتصادی، اداری، مدنی، اجتماعی و فرهنگی برخوردارند.
بعضی از این حقوِ مانند حقوِ اداری، مدنی و فرهنگی که تصریح شده است مکرر است و ممکن است داخل حقوِ دیگر باشد که به صلاحدید خواهرمان خانم گرجی بوده است که اینها تصریح شود که زن در اینگونه امور حق دارد، یعنی زن دارای حق کامل سیاسی، اقتصادی، اداری، معدنی و اجتماعی و فرهنگی است اگر چه ممکن است این الفاظ از لحاظ معنی داخل یکدیگر باشند ولیکن به صلاحدید ایشان و بعلت اینکه در تبلیغات طاغوتی وانمود شده است که اسلام بر طایفه ظلم کرده و حقوقش را رعایت نکرده است و اسلام مرد را در جامعه حاکم کرده است و برای اینکه این سوء سابقه تبلیغاتی که از ناحیه طاغوت و طاغوتیان بوده است، برداشته شود ما به اصطلاح در مقابل رأی خواهرمان تنازل کردیم و گفتیم چنانچه تمام جهات تصریح شود عیبی ندارد.
چون مردم کشور ما بخصوص خواهران ما از نظر تبلیغاتی که آن زمان شده است در شبهه هستند بنابراین ما صراحت بیشتری بکار میبریم و میگوئیم زن و مرد از حقوِ سیاسی، اقتصادی، اداری، فرهنگی و مدنی و تمام شئونش با در نظر گرفتن زمینة طبیعی زمینة روحی برخوردارند و همانطور که خواهرمان خانم گرجی بر این مطلب اعتراف کردند، منصب قضاوت و زعامت در شرع اسلام به زن داده نشده است که ما فکر میکنیم روی زمینة عاطفی و روحی و استعداد خود زن است و با در نظر گرفتن این مسأله که منصب زعامت و قضاوت را در اسلام به زن ندادهاند، لهذا ما این عبارت را اینطور کردیم که هم مطابق موازین اسلامی باشد و هم مطابق موازین علمی و هم از حقوِ کامل سیاسی، اقتصادی، اداری، اجتماعی، مدنی و فرهنگی طبق مقررات شرع که تناسب با استعدادها و زمینههای طبیعی و عاطفی و روحی هر کدام است، برخوردار باشند.
ما این نکته را در گروه سه با حضور برادران و خواهرمان در نظر گرفتیم و این اصل را به این صورت در آوردیم.
حالا اگر اشکالی داشته باشد آقایان بیان خواهند کرد.
(صافی ـ حقوِ کامل سیاسی را توضیح بدهید.)
زن میتواند انتخاب کند میتواند منتخب باشد یعنی میتواند وکیل شود و همچنین به مجلس خبرگان بیاید.
اینها حقوِ سیاسی است که برای زن و مرد مساوی است.
(صافی ـ خبرگان یعنی مجلس خبرگان که هم زن و هم مرد میتواند خبره باشد.)
همین حالا کاری که شما انجام میدهید یک کار سیاسی است که خواهرمان هم انجام میدهد.
پس حق سیاسی، هم شما دارید و هم ایشان و هم من دارم و هم خواهران مملکتمان دارند یعنی هم من میتوانم برای مجلس شورای ملی وکیل انتخاب کنم و هم خواهرمان، که اینها حقوِ سیاسی است.
پس از نظر حقوِ سیاسی زن و مرد یکسانند و از نظر اقتصادی هم همینطور «للرجال نصیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن».
هر کاری که شما از نظر اقتصادی میخواهید بکنید تا آنجا که مشروع و انسانی است همان کار را هم زن میتواند در مملکت انجام دهد.
مثلا زن میتواند مالک سرمایههای شرعی در صنایع خصوصی که مالکیت آنرا در اصول قانون اساسی محترم شمردهایم، باشد و از خود امام هم مستقیماً سوال کردم گفتند آنرا در اصول قانون اساسی محترم شمردهایم، باشد و از خود امام هم مستقیماً سؤال کردم گفتند مالکیت محترم است.
مثلا فرض بفرمائید مرد میتواند یک کارخانه صنعتی خصوصی داشته باشد زن هم همینطور میتواند مالک آن باشد، مرد مالک اجرت کارش است و زن هم همینطور.
در مسائل اداری هم همینطور مثلا فرض بفرمائید شما کارمند اداره میشوید، زن هم میتواند کارمند اداره بشود.
منتها چه تکلیفی نسبت به حجاب خودش دارد، آن مسالة دیگری است ولی از نظر ذات کار بلامانع است و زن و مرد تفاوتی ندارند.
(خامنهای ـ میخواهم «حمایت قانون» را در سطر اول عرض کنم چون در پیش نویس «در برابر قانون» بود و «در برابر قانون» مفادش اعم است از اینکه در برابر قانون گاهی مأخوذ و گاهی آخذ.
است.)
خواهش میکنم بلندتر بفرمائید.
(خامنهای ـ در اصل پیش نویس «در برابر قانون» بود که طبعاً زمینة مطالعه شما بوده و توجه داشتهاید.)
بلی آنجا «در برابر قانون» بوده است.
خامنهای ـ ولی شما در «حمایت قانون» گذاشتهاید.
من میخواهم ببینم مزیت این بر آن چیست، چون «در برابر» وقتی میگوئید یعنی هرگاه کسی مظلوم است قانون از او حمایت میکند و وقتی ظلم است عیناً مجازات در حق او انجام میشود، شاکی هست و مشتکی عنه هم هست و به هر حال فرِ نمیکند که حمایت بشود بلکه گاهی اوقات هم اعمال قوه درباره او میشود.
بنابراین «در برابر» بنظر اعم میآید و دو جنبه را در بر دارد، در صورتیکه «در حمایت قانون» یعنی قانون از او دفاع میکند و صورت دیگرش را شامل نمیشود.
موسوی تبریزی ـ طبق حق خودش.
خامنهای ـ شما چرا «در برابر» را برداشتهاید واین حمایت چه مزایائی دارد؟ موسوی تبریزی ـ یکی از قوانین الهی مساله قاتل است.
«ولکم فی القصاص حیوة یا اولی الالباب لعلکم تتقون» قاتل عمدی را ولی مقتول میکشد آیا میدانید قتل زن یا مرد و قصاص بر زن یا مرد از نظر شرع تفاوت دارد؟ این دو برابر قانون جزاء قتل، مساوی نیستند.
(تهرانی ـ در قتل چرا ولی در دیه هست.)
اگر هم بکشد مازاد را باید بدهد.
(مکارم شیرازی ـ بحث از موضوع خارج شد.)
نایب رئیس (بهشتی) ـ خوبست پاسخ ناظر به سوالات و متن اصل باشد.
اصول منظور آقای خامنهای این بود که انسان یک وقت در حمایت قانون اساسی و اینطور از او فهمیده میشود که بر او ستمی رفته و قانون از او حمایت میکند و یک وقت است که انسان مشمول اعمال قدرت قانون است برای حمایت دیگری، یعنی قانون میخواهد از دیگری حمایت کند و به عبارت دیگر، حمایت یکی و هدایت دیگری است.
بنابراین سؤال ایشان این بود که اگر «در برابر قانون» باشد، شامل هر دو جهت میشود.
مثلا در یک دعوتی کسی که حقی از او تضییع شده و کسی که حق دیگری را ضایع کرده است و ممکن است کسی که حق را ضایع کرده زن باشد در اینصورت وقتی شما میگوئید زن و مرد در حمایت قانون هستند شامل این حالت نمیشود.
(موسوی تبریزی ـ یعنی هر دو زیر چتر قانون هستند.)
بنابراین، این تعبیر باید عوض شود و همان «در برابر قانون» باشد.
(موسوی تبریزی ـ اگر حمایت را به معنای طرفداری بگیرید صحیح است ولی زیر چتر قانون نمیشود.)
ظاهر «حمایت» این است، بنابراین آنچه که شما میخواهید بگوئید با کلمه «در برابر قانون» اوفق است (بنی صدر ـ «در برابر» روشن است.)
موسوی تبریزی ـ این بسته به نظر آقایان است ولی آنچه که در گروه به نظر ما رسیده اینست که چون مجازات اینها متفاوت است و در برابر بعضی قوانین مساوی نیستند، لهذا گفتیم منظور ما از حمایت، زیر چتر قانون است و قانون طوری نیست که به مرد تفضلی بدهد و از زن کم بگذارد.
نایب رئیس (بهشتی) ـ بسیار خوب، توضیح آقای موسوی تمام شد.
(یکی از نمایندگان ـ من یک سؤال دارم.)
اجازه بفرمائید بعضی از سؤالات را دیگران جواب بدهند زیرا باز هم دوستانی خواهند آمد که دفاع کنند.
آقای مکارم جنابعالی موافق هستید یا مخالف؟ (مکارم شیرازی ـ موافق مشروط.)
آقای موسوی جزایری موافق هستید یا مخالف؟ (موسوی جزایری ـ موافق مشروط.)
آقای فاتحی جنابعالی موافق هستید یا مخالف؟ (فاتحی ـ مخالف.)
آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
در این اصل که به این صورت تنظیم شد، همة افراد ملت اعم از زن و مرد بطور مساوی در حمایت قانون قرار گرفتهاند.
در قرآن کریم خداوند متعال میفرماید «ولا تتمنوا ما فضل الله به بعضکم علی بعض للرجال نصیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن» شأن نزول آیه درباره اینست که یک عدهای از زنها آمدند پیش ام سلمه که ما از بعضی مزایا در اسلام محروم هستیم، از جمله درجهاد شرکت نمیکنیم و در ارث سهم ما نصف مرد است و همچنین بعضی مسائل که بعضی دوستان و برادران هم تذکر دادند مانند موضوع قضاوت و ولایت و حکومت که تقریباً در اسلام مسلم است که به زن داده نشده است.
(ربانی شیرازی ـ مربوط به این اصل نیست.)
غرض این کلمه مساوی است که تفاوت دارد با جملات بعد و میگوید زن و مرد بطور مساوی البته اینها ممکن نیست.
(ربانی املشی ـ در برابر قانون است چرا شما توجه نمیکنید؟) نایب رئیس (بهشتی) ـ اجازه بدهید که ایشان در این هفت دقیقهای که دارند حرفشان را بزنند.
(ربانی املشی ـ ایشان مطلبی را میگویند و بعد کسی نیست جواب بدهد و از رادیو تلویوزیون هم حرفها ایشان پخش میشود.)
میتوانید جواب بدهید.
آقای فاتحی ادامه بدهید.
فاتحی ـ گفته شده «همة افراد اعم از زن و مرد بطور مساوی در حمایت قانون قرار گرفتهاند» این عبارت «بطور مساوی درحمایت...
» در اسلام بین زن و مرد یک امتیازهائی است و بطور طبیعی ممکن است مساوی باشند و اگر بطور عادلانه یا متعادل ذکر شده بود...
(ربانی املشی ـ آقا «در برابر قانون» ذکر شده است.)
البته طبق مقررات شرع که متناسب با استعدادها باشد که اینهم یک نحوة اجمالی است.
کیست که از زمینههای عاطفی یا روحی یا طبیعی افراد اطلاع داشته باشد؟ اگر مراد از طبیعت خلقت است یا محلی که در آنجا سکونت داشته باشد اینها یک مسائلی نیست که ما بخواهیم قانون از آنها حمایت کند علاوه بر این میگوید «همه افراد ملت» به کدام «دین» مقید نکرده است مثلا فرض کنید یک نفر بی دین یا ضد دین مثل یکنفر بهائی، آیا این شخص در حمایت قانون و از حقوِ کامل سیاسی برخوردار است؟ (مکارم شیرازی ـ آقای فاتحی بقیهاش را نمیخوانند.)
عرض کردم آخر این تفاوت دارد، یعنی وقتی کلمه مساوی را گفتیم.
(همهمه نمایندگان).
نایب رئیس (بهشتی) ـ اگر آقایان بجای اینکه در اثنای صحبت ایشان صحبت کنند، بگذارند ایشان صحبتشان را تمام کنند، میتوانند تشریف بیاورند و توضیح بدهند آقای فاتحی ادامه بدهید.
فاتحی ـ وقتی کلمه «مساوی» را گفتیم با «طبق مقررات شرع» نمیخواند و با هم تطبیق نمیشود یعنی بین اوائل و اواخر کلام یکنوع تعاوض وجود دارد زیرا مقررات شرع میگوید متساوی نیست.
شما اول گفتید «متساوی در حمایت قانون» که علاوه بر متساوی دوباره حمایت هم کردهاید اگر میگفتید «در برابر قانون» بهتر بود.
اما میگویند قانون هم از تساوی او حمایت میکند ولی هرگز قانون اسلام از تساوی زن و مرد به این طریقی که بعرض رساندم و در این مسائلی که تذکر داده شد حمایت نمیکند و از آنطرف هم میگویند «متناسب با استعدادها و زمینههای طبیعی عاطفی و روحی اشخاص باخبر شود که طبق آن بخواهد از او حمایت کند؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ بسیار خوب آقای فاتحی دیگر آنچه میفرمائید تکرار است.
(موسوی تبریزی ـ ایشان معنای جملات را نمیدانند چیست؟) آقای فاتحی شما مطلبتان را فرمودید اگر مطلب دیگری هست بفرمائید والا که تمام است.
فاتحی ـ عرض کنم راجع به اینکه «از حمایت مدنی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی برخوردارند» اینجا هیچکدام دربارة زن و مرد و افرادی که در دین مقدس اسلام نیستند، با ضد دین هستند و کلمة زن و مرد بر آنها اطلاِ میشود و مقید هم نکرده به اینکه متدین به یک دینی باشد ولو یکنفر ضد انقلابی باشد، آن حمایت شامل این افراد هم میشود؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فاتحی این مطلب که تکرار است، آقای مکارم به عنوان موافق اسم نوشتهاند که نوبتشان است، بفرمائید.
(یکی از نمایندگان ـ یکنفر از خود گروه بیاید.)
از گروه آقای باهنر اسم نوشتهاند ولی به نوبت سخن خواهند گفت.
(ربانی املشی ـ زمانیکه اصول بررسی شده در گروه دوم مطرح بود کسی حق حرف زدن نداشت و حالا که نوبت گروه سوم است باز هم گروه دوم سخنگو است.)
خانم گرجی بفرمائید.
خانم گرجی ـ من اعتراض دارم چون یکنفر آمد شرح داد و یکنفر آمد مخالفت کرد، بنابراین از گروه سه باید بیایند از آنچیزی که نوشتهاند دفاع کنند به چه دلیل آقای مکارم صحبت بفرمایند؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ توجه بفرمائید گفتیم یکنفر حداقل از گروه بیاید که آن یک نفر هم آمد و نفرهای بعدی بر طبق ترتیب نام نویسی صحبت خواهند فرمود و این رویه تا کنون همیشه معمول بوده است.
(یکی از نمایندگان ـ آقای مکارم همیشه برای هر اصلی اسم مینویسند.)
خوب آقایان میتوانند زودتر اسم بنویسند، خانم گرجی بفرمائید.
خانم گرجی ـ همیشه گروهی از روی یک موضوع کارکرده بهتر میتوانند دفاع کنند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر قائمی بفرمائید.
دکتر قائمی ـ روی این اصل در گروه خیلی خوب بحث شده است که چرا اینطور «بطور مساوی در حمایت قانون» گذاشتهاند «حقوِ کامل».
این موضوع خیلی خوب بررسی شده است و من چون منشی گروه هستم تمام یادداشتها را در چندین صفحه دارم و مشخص است که چرا اینکار را کردهایم.
الان اگر آقای کریمی و یا آقای باهنر یا آقای صدوقی و یا دیگران تشریف بیاورند خیلی خوب میتوانند بحث کنند که چرا اینجا عبارت «بطور مساوی در حمایت قانون» را نوشتهاند.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای دکتر قائمی یک وقت میگوئید اولی اینست که بطور کلی موافقین بعدی هم از گروه باشند و به آنها اولویت داده شود که اینرا باید آئیننامهای یا نظری مشخص کند.
ولی آنچه یک مسئول جلسه میتواند عمل کند، بر طبق آنچه نظر دادید نفر اول موافق اولویت دارد که از طرف گروه بیاید و منهم اینکار را در این مورد و موارد قبلی کردهام ولی نفر بعدی طبق ثبت نام میآید و صحبت میکند.
اینکار هم طبق رویة قبلی بوده است.
بعضی از دوستان سریعاً ثبت نام میکنند و بعضیها دیرتر که از عهده ما خارج است.
این است که جلسه باید یک رویهای داشته باشد.
حالا آقای مکارم اگر بنظرشان میرسد که اولی این است که توضیحات را به نفر بعدی که آقای باهنر که از موافقین هستند و از گروه هم میباشند واگذار بکنند، هم من رویهام را درست عمل کردهام هم نظر بعضی نمایندگان تأمین شده است و اگر هم واگذار نکنند خودشان صحبت میکنند.
ربانی شیرازی ـ طبیعی این است که اگر چنانچه اعتراضی باشد خود گروه که میداند به چه علت الفاظ را آورده بیاید و دفاع کند نه کسی که خارج از گروه است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ من این موضوع را به رأی میگذارم، در موارد دیگر اگر همین طور عمل شد، آقایان نفرمایند که چرا نوبت رعایت نشده است.
(مکارم شیرازی ـ اجازه بفرمائید رفع سوء تفاهم بشود بعد شما رأی بگیرید.)
اجازه بفرمائید من رأی را میگیرم و منافاتی هم با سخن شما ندارد.
(حجتی ـ وقتی این اصل تنظیم میشد من در گروه سه بودم، طبیعی است که عضو گروه سه بهتر میتواند از نظریهاش دفاع کند.)
بسیار خوب جنابعالی هم به این رویه رأی بدهید چون من میخواهم آن را به رأی بگذارم.
موافقین با این که نه تنها نفر اول موافق از گروه باشد بلکه اگر نفر بعدی هم از گروه، داوطلب باشد، نوبتش بر دیگران مقدم است دست بلند کنند.
(سی و یک نفر دست بلند کردند.)
بلی باسی و یک رأی موافق در برابر بیست و سه رأی غیر موافق تصویب شد، چون مواد آئین نامه را ما با اکثریت نصف بعلاوه یک تصویب کردیم بنابراین، این موضوع در آئیننامه یادداشت خواهد شد.
(تهرانی ـ از مجموع نمایندگان یا از حاضرین.)
خیر در تصویب آئیننامه نصف بعلاوه یک حاضرین بود.
(تهرانی ـ خیر در آئیننامه از مجموع نمایندگان بود و باید نصف بعلاوه یک هفتاد نفر را به حساب آورد یعنی سه و شش

/ 0 نظر / 18 بازدید