جلسه سی و یکم 4 مهر 1358

جلسه سی و یکم جلسه ساعت پانزده و ده دقیقه روز چهارم مهر ماه 1358 هجری شمسی برابر با چهارم ذیقعده 1399 هجری قمری به ریاست آیت الله حسینعلی منتظری تشکیل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه و بیانات قبل از دستور آقای طاهری گرگانی
2ـ بیانات آقای رئیس و قرائت اسامی غایبین و دیر آمدگان جلسات قبل
3ـ طرح و تصویب اصل 48 (اصل شصت و سوم)
4ـ طرح و تصویب اصل 49 (اصل شصت و هشتم)
5ـ طرح اصل 51
6ـ طرح و تصویب اصل 52 (اصل شصت و ششم)
7ـ طرح و تصویب اصل 53 (اصل شصت و هفتم)
8ـ طرح اصل 54
9ـ طرح و تصویب اصل 55 (اصل هفتادم)
10ـ پایان جلسه

 [-----------------------------------------------]
1ـ اعلام رسمیت جلسه و بیانات قبل از دستور آقای طاهری گرگانی

رئیس (منتظری) ـ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.
مجلس رسمی است نطق قبل از دستور را شروع میکنیم.
آقای طاهری گرگانی بفرمائید.
موسوی اردبیلی ـ جناب آقای رئیس من خواهش میکنم لااقل برای جلسات بعد نسبت به حذف نطقهای قبل از دستور رأی بگیرید شاید حذف بشود و وقت مجلس بیشتر گرفته نشود.
رئیس (منتظری) ـ سعی میکنیم در نظر بگیریم.
طاهری گرگانی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم.

1ـ احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون.

2ـ ولنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین
3ـ و من جاهد فانما یجاهد لنفسه.

4ـ والذین جاهدوا فینالنهدینهم سبلنا.

5ـ ام حسبتم ان تدخلوا الجن و لما یعلم الله الذین جاهدوا منکم و یعلم الصابرین.
آیة اول ـ آیا مردم ادعای ایمان کنند و آزمایش نشوند؟ آیة دوم ـ در میان اقسام امتحان آزمایش به جهاد و صبر.
آیة سوم ـ جهاد اگر برای خداست سرمایه تکامل است.
آیة چهارم ـ کسانیکه در راه ما جهاد میکنند ما راه را به آنها نشان میدهیم.
آیة پنجم ـ جهاد و صبر زمینه برای سعادت همیشگی است.
ـ چه کردیم و چه باید کرد.

1ـ انقلاب میدان جهادی را پشت سر گذاشته، این جهاد برای نجات از چنگ دژخیمان بود.

2ـ جهادهای بعدی برای تحقق بخشیدن آرمانهای انقلاب، آرمانهای انقلاب در شعارهای شهدای به خون خفته ما، انقلاب برای آزادی و استقلال و حکومت عدل اسلامی نه برای لقمة نان نه برای خانه و مسکن نه فقط برای زندگی و لذات زودگذر این لجنزار پوشیده به زرِ و برِ.
انقلاب در راه مکتب جهاد اما نه فقط برای سازندگی راه و جاده و پل، جهاد در راه خدا و به سوی خدا، این است همان جهاد اکبر، این جهاد اکبر را از کجا شروع کنیم؟ بنده معتقدم تمام تلاشها و کوششها در مسیر تکمیل انقلاب یکطرف انقلاب فرهنگی است و این انقلاب فقط با یکپارچگی فرهنگ، دین و علوم طبیعی راه دیگری ندارد که همان برنامه امام که در حقیقت استوارتر نمودن وحدت روحانی و دانشگاهی است.
ما نمیگوئیم به سود دانشگاه، به سود طرفین.
در اینجا لازم میدانم اشارهای به بعضی از جهات آزادی کیفیت آموزش حوزههای علمیه کرده باشم.

1ـ طلبه آزد است یکدرس یا بیشتر را به مقدار امکان انتخاب کند.

2ـ آزاد است در درس عمومی یا خصوصی شرکت کند
3ـ مباحثه کردن با اقران
4ـ ارتباط بین استاد و شاگرد بسیار عادی و طبیعی است.

5ـ با استاد بحث کردن در درس با نهایت آزادی.
و آزادیهای دیگریکه نام نمیبرم.
اکنون بپردازیم به اینکه چگونه روحانیت باقی ماند و چگونه پیروز شد و سپس به این جهت اشاره کنم که آیا ولایت فقیه استبداد است یابعکس پشتوانه استقلال و آزادی است.

1ـ روحانیت چه میکرد؟ با فقر و تنگدستی ساخت و در طول متجاوز از هزار سال دست به دست دیگران نداد.

2ـ همانند روحانیون دیگر کارمند دولتهای زمان نشد.

3ـ این مردم غیور و مسلمان و شیعه بودند که با روحانیت در ارتباط و واجبات مالی خود را با صمیمیت به نواب امام خود تقدیم میکردند و استقلال روحانیتش را در برابر دولتها حفظ کردند.

4ـ فرزندانی در مهد تشیع تربیت کرد که همانند پیشوایان معصومش نقطههای روشی را در تاریخ سیاه بشر گذاشت تا یکی از درخشندهترین ستارگانش را به عنوان امامت و رهبری در آسمان ایران جلوهگر ساخت.

5ـ اشارهای به مساجد سرد و زیلورهای یخ کرده قم و گرمای نجف.

6ـ حمله به روحانیت حمله به امام زمان است وقتی نمیتوانند به دین حمله کنند به روحانیت حمله میکند بقول یکی از دوستان حمله بنیامیه به دین از طریق حمله به اهل بیت شروع شد.

7ـ کدام مرجع تقلید فرزندش را به عنوان مرجعیت بعد از خودش نصب کرد؟ آیا میتوانند منافقین روحانیت ما را با این تاریخ روشن به انحصارطلبی متهم کنند با اینکه زمینه در مواردی فراهم بود؟ ما نمیگوئیم معصومند اما اگر فقها که مؤید به تأییدات الهیند اشتباه دارند، دیگران بیشتر دارند.
برادران عزیز و جوانان محترمیکه احیاناً راه اشتباه التقاطی را پیش گرفتهاید توجه کنید اگر اسلام را دین وحی و آئین ابدیت میدانید، آن کسانیکه منکر ولایت فقیه هستند جهان بینی اسلام را منکرند.
اینها میخواهند بگویند در زمان غیبت امام بساط حکومت اسلامی برچیده شده است.
آیا از خدای جهان روشن تریم؟ آیا از قرآن و مکتب عالی اسلام پا فراتر گذاشتهایم؟ مگر قرآن را وحی آسمانی ندانیم یا در فهم قرآن احتیاجی به فقها نداشته باشیم، این مثل این است بگوئیم همه اساتید دانشگاههای دنیا را کنار بگذاریم چون ما که طب نخواندهایم از همه آنها بهتر کتابهای طب را میفهمیم.
یک طبیب در سن بیست و شش حداکثر سیسالگی یک مجتهد در طب شناخته میشود اما فقیه، کدام مرجع تقلید کمتر از هفتاد سالگی به مقام مرجعیت علیا رسید؟ (رئیس ـ آقای طاهری وقت شما تمام است.)
البته من حرفهای دیگری هم داشتم ولی چون وقتم تمام شده است از بقیه مطالب صرفنظر میکنم.

2ـ بیانات آقای رئیس و قرائت اسامی غایبین و دیرآمدگان جلسات قبل

 رئیس (منتظری) ـ آقای مکارم تذکر کردهاند که از گروه هماهنگی هستند مثل اینکه سوء تفاهم بوده از اینکه تذکراتی که به کمیسیون مشترک داده میشود رعایت نمیشود باید عرض کنم چرا، تا ساعت یازده هر چه تذاکرات میرسد یادداشت میشود ولی تذکراتی که بعد از ساعت یازه میرسد نوشته نمیشود، دیگر متنی است که گروه هفت نفری تهیه کردهاند و مطرح میشود چون بعد از ساعت یازده نمیشود تکثیر کنیم، تا ساعت یازده هر چه میرسد در کمیسیون مشترک مورد توجه قرار میگیرد.
حالا اسامی غایبین و دیرآمدگان عصر سه شنبه سوم مهرماه و عصر چهارشنبه چهارم مهر ماه قرائت میشود.
عصر سه شنبه سوم مهرماه: غایبین آقایان: بیت اوشانا (مریض بودهاند) ـ حائری ـ سحابی ـ هاشمی نژاد ـ خانم گرجی ـ شصت دقیقه ـ بهشتی، چهل و دو دقیقه ـ حجتی، سیزده دقیقه ـ حیدری، ده دقیقه ـ خادمی، چهل دقیقه ـ شیبانی، سیزده دقیقه ـ صافی، دوازده دقیقه ـ ضیائی، بیست و چهار دقیقه ـ عرب، هفتاد و پنج دقیقه (که البته ایشان با اجازه قبلی غایب بودهاند) ـ فارسی، دوازده دقیقه ـ مراغهای، سی و پنج دقیقه ـ موسوی اردبیلی، شصت و شش دقیقه ـ جزایری، پانزده دقیقه ـ میر مراد زهی، بیست دقیقه ـ نوربخش، یکصد و پنج دقیقه.
عصر چهارشنبه چهارم مهرماه: غایبین آقایان: حائری ـ خالاتیان ـ هاشمی نژاد.
نمایندگانی که تأخیر داشتند آقایان: انواری، پنج دقیقه ـ بیست اوشانا، پنجاه دقیقه ـ جوادی، ده دقیقه ـ حجتی، سی و دو دقیقه ـ خادمی، سی و شش دقیقه ـ خامنهای، بیست و چهار دقیقه ـ عضدی، دازده دقیقه ـ بشارت، هفت دقیقه ـ حسینی هاشمی، پنج دقیقه ـ عرب، بیست و دو دقیقه ـ کریمی، بیست و سه دقیقه ـ میر مراد زهی، بیست و هفت دقیقه ـ نور بخش، هفده دقیقه ـ طباطبائی، شصت و چهار دقیقه ـ شهزادی، پنجاه و نه دقیقه ـ مراغهای، یکساعت و پنجاه و نه دقیقه ـ دستغیب، بیست و شش دقیقه رحمانی، چهل و هشت دقیقه - رشیدیان، چهارده دقیقه ـ سبحانی، یک ساعت و سی و پنج دقیقه - صافی، ده دقیقه ـ طاهری خرمآبادی، سه دقیقه ـ سبحانی، یازده دقیقه ـ یزدی، پنج دقیقه ـ صدوقی، سیزده دقیقه ـ فلسفی، سی دقیقه ـ ملازاده، نه دقیقه.

3ـ طرح و تصویب اصل 48 (اصل شصت و سوم)

رئیس (منتظری) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
اصل 48 مطرح است که قرائت میکنم: اصل 48 (اصل شصت و سوم) ـ دورة نمایندگی مجلس شورای ملی چهار سال است، انتخابات هر دوره بایت بیش از پایان دورة قبل برگزار شود بطوریکه جمهوری اسلامی ایران در هیچ زمان بدون مجلس نباشد.
خوب، این اصل فکر میکنم صحبتی نداشته باشد، در کمیسیون مشترک هم رویش بحثها شده و نظر دادهاند پس آقایان گلدانها را برای اخذ رأی با ورقه نسبت به این اصل ببرند.
(خامنهای ـ آقا این یک متمم میخواهد) خواهش میکنم در موقع رأی گرفتن سؤال نفرمائید.
(اخذ رأی با ورقه بعمل آمد و پس از شمارش آراء توسط آقایان منشیها نتیجه بشرح زیر اعلام گردید.)
رئیس (منتظری) ـ نتیجه را اعلام میکنم، عدة حاضر در جلسه در هنگام اخذ رأی شصت و یک نفر تعداد کل آراء شصت و یک رأی، موافق شصت نفر، مخالف ندارد، ممتنع یک نفر، تصویب شد، تکبیر.
(نمایندگان سه مرتبه تکبیر گفتند)


4ـ طرح و تصوب اصل 49 (اصل شصت و هشتم)

رئیس (منتظری) ـ اصل 49 مطرح است که قرائت میکنم: اصل 49ـ در زمان جنگ و اشغال نظامی کشور بوسیلة بیگانه به پیشنهاد رئیس جمهور و تصویب سه چهارم مجموع نمایندگان و تأیید شورای نگهبان انتخابات نقاط اشغال شده و یا تمامی مملکت برای مدت معینی متوقف و در صورت عدم تشکیل مجلس جدید، مجلس سابق همچنان به کار خود ادامه خواهد داد.
مکارم شیرازی ـ بنده تذکری دارم و در گروه هفت نفری هم صحبت شد، باید عرض کنم که مسائل تماماً درست است ولی بعضیها میگویند این اشغال نظامی به این لفظ ناخوشایند است اگر تبدیل بشود به اینکه «در زمان جنگ وضرورتهای ناشی از آن» بهتر است چون اشغال نظامی حقیقتاً زننده است.
رئیس (منتظری) ـ آقای آیت بفرمائید.
دکتر آیت ـ تذکری که داشتم «تأیید شورای رهبری و شورای نگهبان» است که باید اضافه شود.
رحمانی ـ راجع به این قسمت باید عرض کنم که این اصل مربوط به صورتی است که تصویب نمایند که متوقف شود اما اگر تصویب ننمایند که متوقف شود تکلیف چیست؟ صریحاً این مطلب ذکر شود.
عرب ـ بنده میخواستم عرض کنم که جنگ فقط از طرف بیگانگان پیدا نمیشود بلکه گاهی در اطراف مملکت بوسیله افراد منافق جنگ میشود و تشنجات بوجود میآورند.
رئیس (منتظری) ـ پس آقای عرب میفرمایند ننویسیم بیگانه، بنویسیم اشغال نظامی کشور، آقای آیت هم نظرشان این است که غیر از شورای نگهبان، شورای رهبری را هم اضافه بکنیم.
(طاهری اصفهانی ـ من هم نظرم همین است ک باید شورای رهبری اضافه بشود.)
توجه داشته باشی که شورای نگهبان همان نماینده مقام رهبری است.
(طاهری ـ فرِ میکند شورای رهبری غیر از نگهبان آن است که قانون اساسی را نظارت و وتو میکند ولی شورای رهبری چیز دیگر است.)
آقای ربانی املشی فرمایشی دارید؟ ربانی املشی ـ سؤال بنده این است که اگر در قسمتی با تمام کشور انتخابات ممکن نبود حالا اگر در قسمتی ممکن بود و در قسمتی ممکن نبود صراحت ندارد که اگر از آن قسمتی که ممکن هست و انتخابات میشود در چه صورت مجلس جدید تشکیل میشود و در چه صورت مجلس جدید نباید تشکیل بشود و به همان مجلس قدیمی اکتفا بشود، این موضوع صراحت ندارد.
رئیس (منتظری) ـ البته در مجلس باید نصف بعلاوه یک باشند، این که نمیشود در قسمتی بشود و در قسمتی نشود.
(املشی ـ به هر حال صراحت ندارد، نسبت به این مطلب اگر در قسمتی امکان انتخابات نباشد این قسمت تا چه حد است؟) (مکارم ـ دو سوم، مقیاس رسمیت مجلس است.)
طاهری اصفهانی ـ دو سوم فکر میکنم جواب آقای ربانی باشد.)
(فاتحی ـ شورای رهبری باید به جای شورای نگهبان نوشته شود، مثل اینکه آن اصلی را که قبلا تصویب نمودهاید فراموش کردید.)
ربانی شیرازی ـ این که در اینجا نوشته شده، درجائی که اشغال شده انتخابات باید بشود برای این است که ممکن است انتخابات آنجا آزادانه صورت نگیرد و ممکن است نمایندة بیگانه انتخاب بشود، پس این کلمه اشغال لازم هست در صورتیکه جنگ داریم و اشغال نشده است این اشکال ندارد و میتوانیم انتخابات را انجام بدهیم.
مساله دوم اینکه آن «تمامی مملکت» دیگر احتیاج به نوشتن ندارد چون نقاط اشغال شده آنرا نیز شامل میشود حالا اعم از اینکه همه جا یا بعضی جاها هست، بنابراین «تمامی مملکت» احتیاج نیست، وقتی مملکت اشغال شد دیگر انتخابی نیست.
رئیس (منتظری) ـ بله آنوقت تمامی مملکت متوقف میشود مثل زمان متفقین، یادتان هست ایران یک قسمتش آمریکائیها بودند، یک قسمتش روسها بودند و یک قسمتش انگلیسها در عین حال حکومت محلی هم بود ولی نفوذ نداشت.
ربانی شیرازی ـ اشغال شده اعم است از اینکه همه جا هست یا بعضی جاها؟ دکتر بهشتی ـ آقای ربانی توجه بفرمائید منظور از این اصل این است که اگر خدای نکرده ایران دو سه بخشش اشغال بشود ممکن است اصولا انتخابات کل ایران را معوِ بگذارند و ممکن است بگویند در آنجائی که اشغال نشده انتخابات باشد و آنجائی که اشغال بکنند، همان مجلس سابق سر جای خودش باشد و به کارها رسیدگی بکند.
رئیس (منتظری) ـ اینجا نظر شما «اشغال نظامی کشور بوسیله بیگانه» میخواهد یا نه؟ دکتر بهشتی ـ توجه بفرمائید در اینجا یک توضیح عرض میکنم، یک وقتی شرایط انتخابات در بعضی از مناطق از نظر امنیت فراهم نیست یعنی نا امنی است، آن یک مطلب است و این مطلبی که در این اصل وجود دارد مطلب دیگری میتواند باشد، اگر شرایط مساعد نباشد که برای مدت موقتی در یک نقطه معینی، انتخابات بکنند یا نکنند این مسأله را اگر لازم باشد در یک اصل میآوریم اگر هم لازم نباشد نمیآوریم، اینجا بیشتر ناظر به این است که در مناطقی که تحت اشغال بیگانه است اصولا اگر هم انتخابات میسر باشد از نفوذ بیگانه دور نیست، مهم جلوگیری از اعمال نفوذ بیگانه است، نه امکان انتخاب کردن و نکردن.
(موسوی اردبیلی ـ اگر صلاح میدانید رأی بگیرید.)
رئیس (منتظری) ـ پس یک دفعه دیگر برای رأی گرفتن میخوانم: «در زمان جنگ و اشغال نظامی کشور بوسیله بیگانه» آقایان اگر موافق هستند کلمة بیگانه را حذف کنیم اصلا از خود بیگانه که خوشمان نمیآید از لفظ بیگانه هم خوشمان نمیآید.)
(دکتر بهشتی - البته نه بیگانه، از بیگانة اشغالگر خوشمان نمیآید) (مشکینی ـ ما موافق نیستیم با حذف این کلمه) (کرمی ـ اشغال معنیاش بیگانه است.)
واضح است «اشغال نظامی» یعنی بیگانه، ضمناً اجازه بفرمائید یک بار دیگر قرائت میکنم تا رأی گرفته شود: اصل 49 (اصل شصت و هشتم): در زمان جنگ و اشغال نظامی کشور به پیشنهاد رئیس جمهور و تصویب سه چهارم مجموع نمایندگان و تأیید شورای نگهبان، انتخابات نقاط اشغال شده و یا تمامی مملکت برای مدت معینی متوقف و در صورت عدم تشکیل مجلس جدید، مجلس سابق همچنان به کار خود ادامه خواهد داد.
دکتر آیت ـ آقای رئیس، شورای رهبری را نگذاشتید.
رئیس (منتظری) ـ اول به همین صورت رأی میگیریم اگر رأی نیاورد پیشنهاد شما را مطرح میکنیم.
پس کسانیکه با این متن موافق هستند با ورقه رأی بدهند، آقایان گلدآنهارا ببرید.
(رشیدیان ـ شورای نگهبان جزء مجلس است.)
آقای رشیدیان دیگر رأی گرفتیم تذکر شما وارد نیست.
(اخذ رأی با ورقه انجام گرفت و پس از شمارش آراء توسط آقایان منشیها نتیجه بقرار ذیل اعلام گردید.)
رئیس (منتظری) ـ نتیجه را اعلام میکنم: عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأی شصت و پنج نفر، تعداد کل آراء شصت و پنج رأی، موافق پنجاه و نه نفر، مخالف ندارد، ممتنع شش نفر، تصویب شد، تکبیر.
(حضار سه مرتبه تکبیر گفتند) اصل بعدی اصل 50 است و من به عنوان اداره کنندة جلسه به نظرم میآید که این اصل احتیاج به مشورتهائی با اهل فن دارد این را اجازه بفرمائید بگذاریم برای بعد تا با اهل فن مشورتهائی نیز داشته باشیم، چون در حقیقت مسألة تخصصی است.
ربانی شیرازی ـ آقای رئیس صبح بحث شد و دو نظر بود که این دو نظر را به رأی گذاشتند و رویش هم خیلی صحبت شده است.

5ـ طرح اصل 51

رئیس (منتظری) ـ اصل 51 مطرح است که قرائت میکنم: «تا وقتی که آئین نامه داخلی مجلس تهیه و تصویب نشده جلسات مجلس شورای ملی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند».
اجازه بفرمائید این «شورای ملی» را اول بگذاریم و دومی را «مجلس» بنویسیم یعنی عکسش کنیم: «تا وقتی که آئین نامه داخلی مجلس شورای ملی تهیه و تصویب نشده جلسات مجلس با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند».
«حد نصاب لازم برای رسمیت جلسه و رأیگیری و تصویب لوایح جز در مواردیکه در قانون حد نصاب خاصی معین شده در آئین نامه داخلی مجلس معین میشود که با اکثریت آراء به تصویب مجلس برسد».
دکتر آیت ـ من مخالفم.
رئیس (منتظری) ـ شما با تغییر این لفظ مخالفید یا با اصل؟ دکتر آیت ـ جملهای که اول کار آوردید اصل قضیه را به هم میزند، من مخالفم چون کمیسیون مشترک این را تصویب نکرد یعنی «تا وقتی که آئین نامة داخلی مجلس تهیه و تصویب نشود» را کمیسیون تصویب نکرد.
رئیس (منتظری) ـ به طور کلی نظر شما چیست؟ دکتر آیت ـ نظر من این است که مجلس باید با دو سوم رسمیت داشته باشد، چون آئیننامه داخلی قابل تغییر است که با یک سوم میتوان مجلس را تشیکل داد.
این باید در قانون اساسی باشد که با دو سوم مجلس رسمیت پیدا میکند و بقیه مسأله دیگری است.
در قانون اساسی سابق هم چنین کلاهی را به سر مردم گذاشتند.
(مکارم شیرازی ـ به گروه هم که رفت همینطور بود.)
دکتر بهشتی ـ اجازه بفرمائید بنده توضیحی بدهم، ما در اینجا خواستهایم آن حداقل تعیین تکلیفی را که قبل از تشکیل نخستین شورای ملی میشود در قانون اساسی بیاوریم و آن اینکه بگوئیم وقتی نمایندهها انتخاب شدند اولین جلسه یا جلسات مجلس شورای ملی که وظیفهاش انتخاب هیأت رئیسه و بعد هم تهیه و تصویب آئین نامه داخلی است چگونه رسمیت پیدا میکند و با چه مقدار آراء باید آئین نامه را تصویب کند، گفتیم در آن موقع رسمیت این جلسه با حضور دو سوم و میزان رأی برای آئین نامه نصف بعلاوه یک، از این دو سوم است، بنابراین، این مقدار لازم بود اینجا بیاید، اینکه بعداً در ادامه کار با حضور چه تعداد نمایندگان مجلس رسمیت پیدا میکند و برای تصویب هر مطلبی حد نصاب رأی چقدر است این را گذاشتیم به عهدة آئیننامه داخلی و آقایان هم صبح با این موافق بودند، بنابراین ملاحظه میکنید که این مطابق آن چیزی تهیه شده که عبارتش صبح مورد قبول آقایان بود حالا اگر آقای آیت یا بعضی از دوستان نظر دیگری دارند و میخواهند بگویند که در قانون اساسی بنویسیم که به طور کلی در آینده مجلس بدون حضور دو سوم رسمیت نخواهد داشت، خوب این یک مسأله دیگری است.
طاهری اصفهانی ـ بنده سوالی از آقای آیت دارم، آیا شما مدارکی دارید؟ شما اینجا آئیننامهای که بود نپذیرفتید حالا ممکن است بگوئید اینجا مجلس مادر است، کما اینکه صبح هم گفتیم اینجا مجلس مادر است برای اینکه مجلس شورای ملی را به رسمیت بیندازید تا آئین نامهشان تصویب شود ولی وقتی آئیننامهشان تصویب شد آیا شما چه مزیت و چه اولویتی بر آنها دارید؟ رئیس (منتظری) ـ البته من خودم با نظر آقای آیت موافق هستم، این قسمت اول را در کمیسیون هفت نفری بعداً اضافه کردهاند که قبلا نبوده، نظر بنده هم همین است برای اینکه وقتی که ملت سیصد نفر نماینده انتخاب کردند آنوقت ما میگوئیم که رسمیت مجلس به این است که حداقل دویست نفرشان باشند.
نصف بعلاوه یک این دویست نفر میشود یکصد و یک نفر حال از سیصد نفر نماینده که ملت انتخاب کرده اگر بنا باشد یکصد و یک نفر رأی بدهند آیا این را میشود رأی ملت حساب کرد؟ این را نمیشود به حساب ملت گذاشت، بنابراین اقلا باید دو سوم از آنها بیایند در مجلس که نصف بعلاوه یک آن یکصد و یک نفر است حاضر بشوند.
اگر شما بگوئید از سیصد نفر نصف بعلاوه یک کافی است یعنی یکصد و پنجاه و یک نفر حاضر بشوند کافی است، آنوقت نصف بعلاوه یک یکصد و پنجاه و یک نفر، هفتاد و شش میشود، یعنی از سیصد نفر نماینده اگر هفتاد و شش نفر رأی بدهند کافی است و این در واقع مثل کاپیتولاسیون میشود که دویست و سی یا دویست و چهل نفر نماینده داشت در تهران و شصت و یک نفر تصویب کردند و به ریش ملت بستند، پس اقلا دو ثلث نمایندگان باشند که نصف بعلاوه یک اعتباری داشته باشد.
عقیده من این است که باید این را معین بکنیم چون بعداً ممکن است در مجلس شورای ملی اعمال نفوذ بشود و رسمیت جلسه را کمتر معین کنند و از آن مجلس سوء استفاده کنند.
(مکارم ـ با حذف صدرش موافقیم) من هم نظرم همین است آقای رحمانی فرمایشی دارید؟ رحمانی ـ دو موضوع هست یکی اینکه اینجا میفرمائید در مواردی که در قانون اساسی حد نصاب خاصی معین شده امکان دارد تفاهم بشود که در این مورد به احکام قانون اساسی سابق تکیه کردهاند.
رئیس (منتظری) ـ این در قانون اساسی در خیلی جاها هست مثل اصل قبلی که خواندیم داشت سه چهارم مجموع نمایندگان.
رحمانی ـ به هر حال این نظر بنده است و قضاوتش با شماست.
نظر دوم این است که آئین نامه داخلی مجلس را وقتی که خود نمایندگان تصویب میکنند ما چه تعمدی داریم که آنها را مقید بکنیم که با اکثریت آراء آئیننامه را به تصویب برساند؟ «با اکثریت آراء» را حذف بکنید آنها خودشان میدانند یا با اکثریت آراء یا با دو سوم یا با سه چهارم تصویب بکنند و ما دخالت در این موضوع نکنیم تا بعداً برای آنها تولید اشکال نکند و اینطور نوشته شود که: «در آئین نامه داخلی مجلس معین میشود که به تصویب مجلس برسد» حالا با اکثریت آراء یا نصف بعلاوه یک یا اینکه دو سوم یا سه چهارم باشد، خلاصه ما در اینجا مقید نکنیم با اکثریت آراء، شاید در آنجا آئین نامههای داخلی را برای آن ملاک دیگری قرار دادند که بهتر از این باشد.
رئیس (منتظری) ـ یعنی بگویند از صد نفر نماینده اگر دو نفر هم تصویب کردند کافی است؟ رحمانی ـ آن که تصویب نیست، منظورم این بود که این اکثریت آراء را طوری قرار بدهید که به نصف بعلاوه یک مقید نباشد.
رئیس (منتظری) ـ بگذاریم با حداقل نصف بعلاوه یک، یعنی به این معنی که ممکن است بگویند دو سوم و از نصف بعلاوه یک دیگر کمتر نباشد و در واقع «اکثریت» اعم از نصف بعلاوه یک است.
(رحمانی ـ اعم نیست، ظاهرش این است.)
اجازه بفرمائید آقای رحمانی اگر آنها امدند و گفتند به آئین نامه بایستی دو سوم نمایندگان رأی بدهند این باز همان اکثریت است.
آقای بهشتی فرمایشی دارید بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ من در جلسه صبح پاسخ آقای رحمانی را دادهام و باز توجه نکردند و حالا تکرار کردند، آقای رحمانی اگر ما اینجا ننویسیم با یک معیاری، آن مجلس که میفرمائید خودشان شاید بخواهند تصمیم دیگری بگیرند، این «خودشان» چه کسانی هستند؟ آیا منظورتان اتفاِ آراء آنهاست؟ آیا سه چهارم آراء آنهاست؟ آیا دو سوم آراء آنهاست، با نصف بعلاوه یک یا اکثریت نسبی؟ این «خودشان» را باید اینجا مشخص بکنید، بگویند خودشان شاید بخواهند یک تصمیم دیگری بگیرند، ولی نمیدانیم این «خودشان» چه کسانی هستند، آیا اتفاِ آراء است یا چیز دیگری هست؟ این روشن هست ولی شما دقت نمیفرمائید.
رحمانی ـ وقتی که موکول به آئین نامه میشود صحیح نیست که میزان را اکثریت آراء قرار بدهیم چون مقصود از اکثریت آراء نصف به اضافه یک است و ما با این قید دست نمایندگان مجلس را بستهایم که نتوانند از این اصل عدول نمایند و تصمیم مقتضی بگیرند، در صورتیکه ممکن است صلاح باشد در آئین نامه داخلی اعتبار مثلا به دو سوم باشد.
رئیس (منتظری) ـ آقای فاتحی اگر چه نوبت شما نیست ولی اگر سؤالی دارید بفرمائید.
فاتحی ـ میخواهیم ببینیم اولین جلسة مجلس آینده، به چه کیفیت رسمیت پیدا میکند پس از رسمیت یافتن آن7 ما دیگر در تصویب آئین نامه داخلی مجلس شورای ملی حق مداخله نداریم.
ما میگوئیم مجلس با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند، بعداً حد نصاب لازم برای رسمیت جلسه و رأیگیری و تصویب لوایح بوسیله آئین نامه داخلی معین میگردد، بقیه مطالب زائد به نظر میرسد.
ما برای اینکه آنها را از سرگردانی بیرون بیاوریم میگوئیم اولین جلسه باید با حضور مجموع دو سوم نمایندگان تشکیل شود.
رئیس (منتظری) ـ در رأیگیری، اکثریت آنها ملاک است؟ اتفاِ آنها ملاک است؟ کدامیک ملاک است؟ آقای موسوی تبریزی شما صحبتی دارید؟ موسوی تبریزی ـ جناب رئیس من پیشنهاد میکنم که مذاکرات کافی است بیشتر از این وقت مجلس را با مطالب تکراری نگردید.
مشکینی ـ اگر اینجا تعیین نکنید بالاخره آنجا یک مورد احتیاطی پیدا میکند یا نه؟ رئیس (منتظری) ـ آقای بنی صدر شما صحبتی دارید؟ بنی صدر ـ حرف من این است که این اصل جملاتش مشوش شده، اگر میخواهید این اصل را به رأی بگذارید اول اصلاحاتی را عرض میکنم در آن قید کنید و بعد رأی بگیرید.
مثلا در صدر این اصل که نوشته شده «تا وقتی که آئین نامه داخلی مجلس تهیه و تصویب نشده» یعنی چه؟ این اضافه است و باید حذف شود و یا در جمله بعد که آمد «حد نصاب لازم برای رسمیت جلسه و رأیگیری و تصویب لوایح» این هم به نظر من زائد است و باید حذف شود.
و اما اینکه مجلس باید با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا کند، این باید باشد زیرا عبارت خوبی است برای اینکه ما یک مملکت هماهنگ نداریم، ممکن است یک دولتی سر کار بیاید و در جاهائی که امکان برد انتخاباتی با اوست، انتخابات را برگزار کند و اشخاص مورد نظر را به مجلس بفرستد، این صحیح نیست و به همین جهت باید قید «دو سوم» باشد تا راه آن فسادی که عرض کردم بسته شود.
رئیس (منتظری) ـ با این توضیحاتی که میدهید مثل اینکه اکثر آقایان موافقی عبارت «تا وقتیکه آئین نامه داخلی مجلس شورای ملی تهیه و تصویب نشده» حذف شود.
با حذف آن موافق هستید؟ (مدنی ـ من پیشنهادی خدمتتان فرستادم و قرائت بفرمائید.)
بسیار خوب من این پیشنهاد را میخوانم: «بنابراینکه با حضور دو سوم نمایندگان مجلس رسمیت پیدا کرده و حداقل نصف بعلاوه یک حاضرین رأیشان معتبر شود اولا عبارت وافی به مطالب نیست و ثانیاً رأی نصف بعلاوه یک رأی ملت نیست.
» آقای مدنی در موردی پیشنهادتان میخواهید توضیح بدهید؟ مدنی ـ شما میفرمائید مثلا از سیصد نفر نمایندة مجلس با دویست نفر نماینده، جلسات رسمیت پیدا میکند و اگر صد و یک نفر رأی مثبت دادند، ما چگونه میتوانیم بگوئیم که این رأی، رأی همه ملت است؟ رئیس (منتظری) ـ در آئین نامة داخلی مجلس بعداً روشن میشود که در چه مواردی رأی نصف بعلاوه یک کافی است و در چه مواردی باید دو سوم آراء برای تصویب یک امری کافی باشد.
مثل مجلس خودمان که الان بر طبق آئین نامه در بعضی موارد آراء نصف بعلاوه یک را کافی میدانیم ولی وقتی که میخواهیم یک اصلی به تصویب برسد دو سوم مجموع نمایندگان باید رأی مثبت بدهند و حتی در این مورد غایبین را هم به حساب میآوریم، یعنی میگوئیم باید از مجموع نمایندگان دو سوم آنها رأی بدهند تا تصویب شود.
کسانیکه موافقند عبارت «تا وقتیکه آئین نامه داخلی مجلس شورای ملی تهیه و تصویب نشده» به جای خود باقی بماند و حذف نشود دستشان را بلند کنند.
(عده کمی دست بلند کردند) بنابراین کسی موافق ابقای این جمله نیست و حذف میشود.
(عده کمی دست بلند کردند) بنابراین کسی موافق ابقای این جمله نیست و حذف میشود.
(خزعلی ـ کلمه «جلسات» در اول عبارت زیادی است.)
این کلمه باید باشد چون ما میگوئیم جلسة مجلس باید با حضور دو سوم رسمیت پیدا کند.
خوب، عبارت بعد را میخوانم: «حد نصاب لازم برای رسمیت جلسه و رأیگیری و به تصویب لوایح...
» دکتر آیت ـ من مخالفم، ممکن است رأی را باز پایین بیاورد.
فرض بفرمائید دویست نفر نماینده هستند میگویند اگر صد و پنجاه نفر باشند میتوانیم رأی بگیریم و نصف به اضافه یک هم رأی میدهند.
دکتر بهشتی ـ من پیشنهاد میکنم بنویسیم: «حد نصاب لازم برای تصویب لوایح» آن وقت اشکال آقای آیت هم رفع میشود.
خامنهای ـ بین طرح و لایحه تفاوت وجود دارد، طرح را نمایندگان میدهند ولی لایحه بوسیله دولت تقدیم مجلس میشود، پس باید بنویسیم «تصویب قوانین».
رئیس (منتظری) ـ آقای غفوری شما توضیحی دارید؟ دکتر غفوری ـ آیا از این اصل این استفاده نمیشود که هنوز انتخابات در همه جای مملکت تمام نشده و فقط دو سوم نمایندگان انتخاب شدهاند؟ در این صورت آیا شما اجازه میدهید جلسات مجلس تشکیل شود؟ پس بهتر است نوشته شود: «بعد از پایان انتخابات جلسات مجلس...
» بنی صدر ـ آمدیم در یک استان نگذاشتند انتخابات برگزار شود، آنوقت همه باید معطل شوند؟ رئیس (منتظری) ـ بنظر من اشکال آقای غفوری وارد است.
دکتر بهشتی ـ خیر، وارد نیست اگر بخواهید توضیح میدهم.
موسوی تبریزی ـ وقتی میگوئیم دو سوم مجموع نمایندگان، یعنی انتخابات تمام شده است و همه نمایندگان انتخاب شدهاند.
رئیس (منتظری) ـ فرض بفرمائید در یک قسمتهای مملکت انتخاب انجام گرفته و دو سوم مجموع نمایندگان انتخاب شدهاند پس اینها نماینده هستند والا در جاهائی که هنوز نمایندگانشان انتخاب نشدهاند به آنها نماینده نمیگویند بلکه کاندیدا هستند.
پس منهم معتقدم باید بنویسیم: «بعد از پایان انتخابات...
» بنی صدر ـ اگر در چند نقطه مملکت اصلا نگذاشتند انتخابات برگزار شود پس ما مجلس نداشته باشیم؟ این حرفی که آقای غفوری میزنند میخواهند از خطری عبور کنند ولی نمیدانند که مملکت را به خطر بزرگتری دچار میکنند این مسائل قبلا در مملکت ما پیش آمده است.
دکتر بهشتی ـ یک مسأله دیگر هم هست آقای بنی صدر و آن اینکه گاهی انتخابات یک شهر ابطال میشود و برای آنکه آن شهر مجدداً انتخاباتش برگزار شود ممکن است پانزده روز و گاهی یکماه طول بکشد، آنوقت شما میگوئید در این یکماه اصلا مجلس تشکیل نشود؟ رئیس (منتظری) ـ اگر فرض کردیم دولتی اعمال نفوذ کرد و در دو سوم مملکت که مورد اعتمادش بود و در آنجا نفوذ داشت انتخاباتش را برگزار نمود ولی در یک ثلث مملکت اصلا انتخابات را برگزار نکرد خوب، در آن مناطق نماینده ندارد، برای اینکه اصلا انتخاباتی برگزار نشده است.
بنی صدر ـ اشکال شما وارد نیست برای اینکه اگر دولتی دوسوم مملکت را زیر نفوذ داشت از یک سوم باقی مانده چه باکی دارد؟ انواری ـ همانطوریکه یکی از دوستان.
اشاره کردند در اینجا که نوشته شده با حضور دو سوم مجموع نمایندگان، یعنی در حقیقت تمام نمایندگان انتخاب شدهاند.
رئیس (منتظری) ـ نه برای اینکه معنی نمایندگان یعنی کسانی که انتخاب شدهاند.
رشیدیان ـ متنی که صبح مطرح شده فرمایش آقای غفوری را تأیید میکند و اما مسألهای که آقای دکتر بهشتی فرمودند، یک مورد استثنائی است و ما قانون را برای موارد استثنائی نمینویسیم.
یزدی ـ توجه دارید که وقتی چیزی در جلسه کمیسیونهای مشترک تصویب شده و به جلسه کمیسیون هفت نفری برگشت و در این کمیسیون در عبارت آن دخل و تصرفی کرده شد و دیگر نمایندگان را در جریان این کار نگذاشتند، این مسائل که الان پیش آمده است، پیش میآید.
ملاحظه میفرمائید که برداشتن یک جمله در این اصل و اضافه کردن جمله دیگری به جای آن تا چه اندازه وقت مجلس را بیهوده تلف میکند.
آنچه صبح تصویب شده است بدین صورت بوده: «پس از پایان انتخابات جلسات مجلس شورای ملی...
» و ثانیاً همانطور که آقای دکتر غفوری فرمودند، بودن این جمله حتماً لازم است و اینکه احیاناً ممکن است انتخابات یک شهر ابطال شود یا به خاطر مسائلی در بعضی شهرها انتخابات انجام نشود، این مساله خارج از موضوع بحث ما است.
رئیس (منتظری) ـ آقای فارسی فرمایشی دارید؟ فارسی ـ وقتی میگوئیم حدنصاب لازم برای رسمیت جلسه دو سوم نمایندگان باشد، این خطر وجود دارد که دولتی که میداند اگر انتخابات را در سراسر مملکت برگزار کند اکثریت پیدا نمیکند انتخابات را در دو سوم مناطق انجام میدهد، اگر یک سوم یا کمی بیش از یک سوم آراء مجلس را در صورتیکه انتخابات در سراسر مملکت انجام شود بتواند به دست آورد پس میتواند اکثریت پیدا کند و میتواند روی کار بیاید و یا روی کار بماند، بنابراین اشکال آقای بنی صدر وارد نیست.
رئیس (منتظری) ـ آقای مکارم بفرمائید.
مکارم شیرازی ـ دو مطلب در اینجا با هم مخلوط شده است.
مطلب اول این که دولت وظیفهاش این است که انتخابات را در سراسر مملکت برگزار کند و به انجام برساند مساله دیگر اینکه مجلس با چه تعداد نمایندگان رسمیت پیدا میکند.
شما اینجا نوشتهاید با دو سوم رسمیت پیدا میکند، حالا اگر بقیه نمایندگان انتخاب شده باشند یا انتخاب نشده باشند.
میتوان مجلس را تشکیل داد.
ربانی شیرازی ـ اگر کلمه «منتخب» را اضافه بکنیم مشکل حل میشود یعنی بنویسیم: «دو سوم مجموع نمایندگان منتخب».
رئیس (منتظری) ـ اینکه مسأله را بدتر میکند و مشکلی حل نمیشود.
آقای بهشتی بفرمائید.
دکتر بهشتی ـ یک مسأله این است که وقتی انتخابات انجام میگیرد تعیین قطعی نمایندگان و دادن اعتبارنامه به آنها در یک زمان صورت نمیگیرد.
به تدریج که اعتبارنامه برای نمایندگان صادر میشود و آنها اعتبارنامه خود را به دبیرخانه مجلس میفرستند، فرض بفرمائید اگر تعداد نمایندگان برای مجلس شورای ملی دویست و هفتاد نفر باشد، از این عده صد و هشتاد نفر اعتبارنامهشان برای مجلس شورای ملی دویست و هفتاد نفر باشد، از این عده صد و هشتاد نفر اعتبارنامهشان را گرفتهاند و در تهران حاضر میشوند، میخواهیم ببینیم آیا اینها تشکیل مجلس بدهند یا صبر کنند تا همه نمایندگان اعتبارنامهشان را بگیرند؟ این یک سؤال است.
اینکه میفرمائید دولتی از انتخابات یک سوم جلوگیری کند، اصلا این جرم است.
شما در اصل دیگری گفتهاید، انتخابات کلا و جزاً تعطیل بردار نیست پس دولت موظف است انتخابات را انجام بدهد.
اما اینکه ما میگوئیم در اینجا این قید را بردارید به این خاطر است که گاهی میشود اعتبارنامة یک نماینده در یک محلی مخدوش بشود و شاید لازم باشد که برای آن محل تجدید انتخابات به عمل آید، آیا ما باید تا تکلیف نمایندة آن محل روشن نشده، مجلس را معطل بگذاریم؟ آقایان میگویند یک مورد استثنائی است خوب، قانون اساسی باید برای مملکت بنبست بوجود نیاورد گر چه من معتقدم آن موردی هم که اشاره کردند استثنائی است، خیلی هم استثنائی نیست.
به هر حال آنچه مهم است این است که قانون اساسی باید شامل تمام احوال باشد.
بنابراین باید حد نصابی برای رسمیت مجلس باشد حالا این حد نصاب چه تعداد نمایندگان را در بر میگیرد هر چه صلاح میدانید معین کنید.
رئیس (منتظری) ـ آقای صافی پیشنهادی فرستادهاند که من آنرا میخوانم: «با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت پیدا میکند، اگر چه انتخابات یک سوم دیگر به علل قانونی معوِ مانده باشد».
آقای دکتر غفوری بفرمائید.
دکتر غفوری ـ از یک طرف ما در قانون اساسی اصلی را آوردهایم که یک نماینده راجع به تمام امور کشور میتواند اظهارنظر بکند و حتی مسئول است که اظهار نظر بکند و حرف بزند، از طرف دیگر هم باید احتمالات مختلف را در نظر بگیریم.
مثلا اگر یک حزب حاکمی دو سوم انتخابات را انجام داد و مجلس تشکیل شد و حال آنکه در یک یا چند جا اصلا انتخابات شروع نشده، بنابراین باید گفت که وزارت کشور پایان انتخابات را اعلام میکند، یعنی به نظر میرسد پایان انتخابات لااقل از نظر قانونی باید اعلام شود و بعد وقتی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان مجلس رسمیت پیدا کرد در آنصورت میتوانند نسبت به لوایح اظهارنظر کنند و احیاناً تصویب نمایند.
در غیر اینصورت مردم به مصوبات مجلس بیاعتنا خواهند بود.
موسوی اردبیلی ـ اگر اجازه بدهید من در دو جمله جواب آقای غفوری را بدهم.
رئیس (منتظری) ـ آقای موسوی در دو سه جمله و خیلی فشرده و کوتاه مطلبی دارید بفرمائید.
موسوی اردبیلی ـ پایان انتخابات مشخص شده است شما گفتهاید قبل از اینکه دورة اول تمام شود باید انتخابات دورة دوم برگزار شود.
حتی ما نوشته بودیم یک ماه قبل از آن باید پایان پذیرد.
بنابراین یک ماه قبل از آنکه دورة اول تمام شود انتخابات برگزار شده است، و این بخاطر این است که فترتی بین ادوار قانونگذاری مجلس پیش نیاید حالا اگر در یک شهری انتخاباتش بعللی برگزار نشده و یا بطور صحیح انتخابات انجام نگرفته است باید مجلس را بحالت تعطیل گذاشت تا تکلیف آن شهر روشن شود؟ بنظر من عبارت «پس از پایان انتخابات» که آقای غفوری پیشنهاد کردند لزومی ندارد.
رئیس (منتظری) ـ با توجه به صحبتهای آقایان، اگر موافق باشید بنویسم: «پس از اعلام پایان انتخابات» (همهمه نمایندگان) چرا جر و بحث میکنید؟ اگر اشکالی هست نوبت بگیرید و سؤال کنید.
آقای آیت توضیحی دارید بفرمائید.
دکتر آیت ـ اینجا اشاره شد که ممکن است در دو سه نقطه انتخابات انجام نشود.
پس وقتی انتخابات در یک یا دو شهر برگزار نشد حتماً یک حالت فورس ماژور بوده است که نتوانستهاند انتخابات را برگزار کنند و همین قوه قاهره که نگذاشته است انت

/ 0 نظر / 50 بازدید