جلسه دوازدهم 14 شهریور 1358

جلسه ساعت 30/16 دقیقه روز چهاردهم شهریور ماه 1358 هجری شمسی برابر با سیزدهم شوال المکرم 1399 هجری قمری به ریاست آقای دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشکیل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسمیت جلسه
2ـ بحث پیرامون اصل سوم قانون اساسی
3ـ پایان جلسه دبیرخانه مجلس بررسی نهائی قانون اساسی

[-------------------------------------------------------------]


1ـ اعلام رسمیت جلسه

نایب رئیس (بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
با حضور پنجاه و هفت نفر از هفتاد و دو نفر مجموع نمایندگان جلسه رسمی است.
دستور جلسه رسمی است.
دستور جلسه چند اصل از قانون اساسی است که یک یک مطرح خواهد شد و پس از بررسی رأی گرفته خواهد شد، امیدوارم با همکاری بیشتر برای استفادة کاملتر از وقت موفق بشویم اصولی که برای جلسة امروز در نظر گرفتهایم به تصویب برسد.
اصل سوم مطرح است آقای مقدم مراغهای فرمایشی داشتید؟ (مقدم مراغهای ـ من مخالف هستم) مخالف با چه چیز؟ (مقدم مراغهای ـ با اصل سوم) اینجا در این لیست قبلا آقای آیت و آقای فارسی و آقای مقدم مراغهای و بعداً آقای خامنهای نوبتشان یادداشت شده است.
اصل سوم، اول خوانده میشود و بر طبق آئیننامه یک مخالف و یک موافق و اگر ایجاب کرد بیشتر صحبت خواهند کرد.
سبحانی ـ چون این متن الان بدست ما رسیده و وقت مطالعة آنرا نداشته ایم، نمیتوانیم راجع به آن تصمیم نهائی بگیریم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این اصل قبلا به آقایان داده شده است و در اینجا فقط تغییرات است و تفاوت اصلی و اساسی در آن نیست.
بعلاوه این اصل چند روز است در اختیار نمایندگان است و این تغییرات جزئی مربوط به امروز صبح است، علتش هم این است که امروز صبح از اول وقت تا آخر وقت دوستانتان زحمت کشیدند تا توانستند این را تهیه کنند و زودتر از این میسر نبوده زیرا بدون اینکه هیچ فرصتی را از دست داده باشند آنرا تهیه کردند (یکی از نمایندگان ـ حتی قبل از ظهر یک نسخه برای هر گروه هم فرستاده شده مگر گروههائی که کارشان را زودتر تمام کرده باشند) ایشان میگویند که قبل از ظهر یک نسخه برای هر گروه فرستاده شده مگر گروههائی که کارشان را زودتر تمام کردهاند، به هر حال در این فرصت اینجا عرض کنم که یک وقت کل اصل عوض شده و یک اصل جدید است، آن وقت این نقد آقایان بجا بود.
کل اصل، جدید نیست این همان اصلی است که چند روز است در اختیار آقایان است.
اصل سوم قرائت میشود.
(یکی از نمایندگان ـ مثل اینکه تابلو عده حاضر را بطور صحیح نشان نمیدهد) این تذکر بجائی است لطفاً این تابلو عوض بشود چون طرز کارش غلط است، امیدوارم که تذکرات آقایان دستور جلسه را قطع نکند.

2ـ بحث پیرامون اصل سوم قانون اساسی

نایب رئیس (بهشتی) ـ اصل سوم «جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه امکانات خود را در راه رسیدن به آرمانهای زیر بکار برد.

1ـ ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیة مظاهر فساد و تباهی.

2ـ بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی در همة زمینهها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانههای گروهی و وسایل دیگر.

3ـ آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی.

4ـ تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینههای علمی و فنی فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.

5ـ طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب.

6ـ محو هرگونه استبداد و خودکامگی و هر نوع سلطهجوئی و انحصارطلبی.

7ـ تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.

8ـ مشارکت عامة مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.

9ـ رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات مساوی و عادلانه برای همه در تمام زمینههای مادی و معنوی.

10ـ ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیرضرور بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامی.
1
1ـ تقویت کامل بنیة دفاع ملی از طریق آموزش نظامی عمومی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور.
1
2ـ پیریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینههای تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه.
1
3ـ تامین خود کفائی در علوم و فنون و صنعت کشاورزی و امور نظامی و غیره.
1
4ـ تأمین حقوِ همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
1
5ـ توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم.
1
6ـ برقراری روابط عادلانه با همه ملل تعهد برادرانه در قبال ملل و مسلمان و حمایت همه جانبه از همه مستضعفان جهان.
همانطور که ملاحظه میفرمائید این اصل بیان کننده قسمت آخر اصل دوم یا تفصیل و فصل بندی مطالب است که در حقیقت میتواند فهرست گونه مختصری هم از مباحث اصول آینده قانون اساسی باشد و دیروز و پریروز هم دراین باره توضیح داده شد که درج این اصل در اینجا بدین منظور است که یکی بصورت فشرده وظیفه قانونگذاری و اجرای قانون را در آینده مشخص کند و جهت کلی قانون اساسی ما را در شاخههای مختلف نشان بدهد و هم برای خود ملت ما که امروز در انتظار آن هستند که قانون اساسی میخواهد چه مسائلی از مسائل آنان را اولویت بدهد و هم برای سایر مردم روشن گر کلی راه باشد.
بنابراین هدفی بوده است که آقایان از درج این اصل اعلام کردهاند و خواهش میکنم بحثهائی که میشود ناظر به این هدف و دلیل باشد واگر واقعاً دلائلی علیه آن است و باید اقامه بشود، فشرده بیان بشود بطوری که بتوانیم امروز با وقت محدود، کار لازم را انجام بدهیم، آقای آیت بفرمائید.
دکتر آیت ـ در مادة بیست و شش آئیننامه داریم که باید اصول مطرح بشود، یعنی اصولی که کمیسیونها میدهند.
ما البته یک توافق ضمنی نه به طوری که جنبه قانونی داشته باشد کردهایم که کمیسیون چهارده نفری یک متنی را تهیه بکند و آن مطرح بشود.
معهذا در این مورد گزارشی داریم که نظرات گروهها در مورد اصل سه الحاقی است و من معتقدم اول آن مطرح بشود.
بعضی از گروهها هم معتقد به حذف این اصل هستند بعد اگر تصویب شد که این مطرح بشود، آنوقت مطرح بشود.
نایب رئیس (بهشتی) ـ در مورد تذکر آقای آیت توضیح میدهم که البته بحث اول در مورد هر اصلی اینست که این اصل ضرورت دارد باشد یا نباشد.
بنابراین مخالف و موافق درست میتوانند پیرامون این بعد از گزارش صحبت کنند.
همانطوریکه ملاحظه میفرمائید بقیه گزارشها هم اصلاح لفظی است و متن جدیدی پیشنهاد نشده (منتظری ـ بعضیها هم متن جدیدی پیشنهاد کردهاند) اگر شده باشد آنها را هم به نوبت مطرح میکنیم خوب، آقای فارسی بفرمائید.
جلال فارسی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
ایرادهائی که برای این اصل مشروح وارد هست خیلی زیاد است.
عرض کنم که یک مقدار از این ایرادات در ارتباط این اصل با اصل قبلی است چون که در این اصل گفته میشود که: «جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به هدف مذکور در اصل دوم این کارها را انجام بدهد» اولا وظیفه متعلق به شخص یا مجموعهای از اشخاص میشود.
اینجا معلوم نیست که جمهوری اسلامی نظام است، چنانکه در اصول قبل آمده یا درست است بمعنای اخص آن اینجا باید مشخص بشود وظیفه برعهده انسانها یا هیأتی از انسانها گذاشته بشود نه بر عهده نظام.
ثانیاً میگوید برای نیل به هدف مذکور، وقتی به اصل دوم مراجعه میکنیم میبینیم سه هدف است یکی «قسط و عدل»، یکی «استقلال فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی» و یکی «همبستگی ملی» اینها سه چیز جدا از هم است حالا فرض کردیم که اینهم درست شد و هدفهای مذکور در اصل دوم شد که دولت جمهوری اسلامی موظف است تمام امکانات را برای نیل به این هدفها بکار ببندد، بعد میگوید برای نیل به این سه هدف» باید به آرمانهای زیر برسد یعنی این جا آرمانها فرع بر هدفها قرار گرفتهاند، در حالی که ما از آرمان، هدف بعید و دیررس را میفهمیم، مثلا وحدت مسلمین یک آرمان برای مسلمین است نه اینکه این هدف کوچکی باشد که وقتی این آرمانها به تحقق برسد تازه به قسط و عدل و به همبستگی ملی برسیم، علاوه بر این آنچه در ذیل اصل ذکر شده وسیله و راه است، نه آرمان و نه هدف.
ملاحظه میفرمایند «محو هرگونه استبداد» این وسیله است «طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب» وسیله است برای تأمین استقلال سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، یک آشتفتگی در روابط اینها وجود دارد که کاملا محرز است.
بنابراین راه اصلاحش اینست که کلمه «آرمانها» را تبدیل کنیم به «وسایل».
تازه یک سری اشکال به شانزده بند این اصل وارد میشود یا بر بیش از یک اصل که حالا توضیح میدهم.
البته نمیتوانم تمام ایرادات را ذکر کنم همین مقدار که وقت اجازه میدهد عرض میکنم.
دیگر تکرار هدفها است، اگر «آرمانها» را بنویسیم «راهها و وسایل» دو اشکال پیدا میشود، یکی در رابطه با بندهای همین اصل و یکی در رابطه با آنچه در اصل دوم خودمان بعنوان راه و وسیله اتخاذ کردیم.
ایراد آقای بنیصدر در مورد اصل دوم پیاده شده و پایهها را از هدفها و روشها جدا کردیم، آنجا ملاحظه میفرمائید که یکبار سه راه داریم برای رسیدن به سه هدفی که عبارت است از قسط و عدل، استقلا سیاسی و همبستگی ملی، که این سه راه و وسیله است برای رسیدن به این سه هدف، در اینجا شانزده راه و وسیله دیگر ردیف شده که رابطهاش نه با آن راهها معلوم است و نه با این هدفها.
علاوه بر اینکه یک راه و وسیله است بنام استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری در پیشبرد اینها، این یک وسیله و راه است برای اینکه ما مثلا به این سه هدف برسیم.
این باز در اصل پیشنهادی سوم یک وسیله هست که عبارت است از «تامین خود کفائی در علوم و فنون».
یک بار یعنی اینکه ما خود کفا باشیم از نظر علمی و فنی و از خارج وارد نکنیم و این شده وسیله برای رسیدن به قسط و عدل و همبستگی ملی و یک بار استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری شده یک وسیله.
علاوه بر اینکه اگر این آرمانها تبدیل به وسیله بشود و اینها وسایل باشند برای آن هدفها، خود کفائی باید هدف باشد نه استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته، چون آن راهی است که ما را به خودکفائی میرساند، بعد یک دسته هدفهای دیگر در شرح این وسایل شانزدهگانه ذکر میشود.
یکبار در مقدمة این اصل میگویند که ما داریم راهها و روشها و وسایل را شرح میدهیم یک بار در اصل ده میگوید «ایجاد نظام اداری صحیح» و این را گذاشته روش و وسیله، بعد یک هدف هم آنجا تعیین میکند.
شما در مقدمة همین اصل میخواهید وسایلی را برای رسیدن به هدفهای پایین اصل دوم شرح بدهید ولی یکبار ر بند ده میگوید «ایجاد نظام اداری صحیح به منظور تحقق اهداف انقلاب اسلامی»، یا در بند یازده میگوید «تقویت کامل بنیه دفاع ملی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی و نظام اسلامی کشور» این هدفی است که قبلا بصورت استقلال سیاسی در آنجا ذکر کردیم آنوقت چیزهای نا مربوطتری هم هست مثل بند شانزه که میگوید «برقراری روابط عادلانه با همة ملل و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان» اینها در سطح جهانی است، اینها وسیله نیست برای اینکه قسط و عدل را در داخل تامین کند بلکه هدفی است بزرگتر در صحنة جهانی که آن هدف قسط و عدل در جامعه اسلامی را انجام میدهد.
ما یک بار همبستگی ملی را در داخل انجام میدهیم ولی یک جزء از هدف بزرگتر، همبستگی به ملل مستضعف و مسلمان است نه اینکه همبستگی با ملل اسلامی یا ملل مستضعف وسیله بشود برای همبستگی ملی.
علاوه بر اینکه مطالب دیگر هم هست مثلا در بند دوازده میفرمایند «پیریزی اقتصاد صحیح جهت ایجاد رفاه و رفع فقر...
» که این بار یک هدف برای این کار شده در حالی که ما گفتیم تمام این وسایل ما را میرساند به آنجا، علاوه بر اینکه در همین اصل آورده شده «تعمیم بیمه» که با پیریزی اقتصاد صحیح نامتناسب است، بیمه در بخش خدمات هم باید انجام بشود، در بخش غیر دولتی هم باید انجام بشود، این یک چیز مستقلی میخواهد.
عرایض بنده به اختصار همین است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای مقدم مراغهای بفرمائید.
مقدم مراغهای ـ بنام خدا، اول میخواستم یک استدعائی از حضور حضرات آیات بکنم و این برای همیشه تا آخر مجلس باشد، چون در وضع مشکلی ما هستیم ما از کوچکی عادت کردهایم که به لباس روحانیت احترام بگذاریم و این احترام همیشه در خون ما هست و برای من مشکل است وقتی مطلبی از طرف آیات عظام عنوان میشود، در مقابل آن یک اظهارنظری بکنم.
اکنون اجازه بفرمایند ایرادات خود را عرض کنم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ با تشکر یادآوری میکنم که در عین سپاسگزاری از محبت و عاطفه فرهنگ پر ادب جنابعالی، همه ما به صراحت کامل و آزادی کافی در برخورد عقاید عادت کردهایم و همان احترام قلبی که جنابعالی نسبت بهمه آقایان احساس میکنید، ایجاب میکند که ما هم یکجا و برای همیشه بگوئیم که در این جلسه بیان آراء و عقاید نه تنها خلاف ادب و احترام نیست، بلکه لازمة محبت و ادب و احترام است.
مقدم مراغهای ـ متشکرم تعارف نبود، قلبی بود.
به هر حال مطالبی را که آقای فارسی فرمودند در اشاره بمواد و بندها بود، بنده از آن دیدگاه نگاه نمیکنم بلکه از دیدگاه کلیات اصول است.
مطابی که اینجا بطور منفرد در همه بندهای این اصل آمده خوبست ولی جایش اینجانیست اینها قسمتهائی هستند که باید در مقدمه جا داده بشود.
یک مسائلی هست که باید صریحتر و روشنتر درجای خودش گفته بشود و گفته شده که اگر توجه کنید مثلا در حقوِ ملت ما تمام این مطالب را خیلی صریح میخواهیم تصویب کنیم زیرا مردم میخواهند مفهوم آنها را خوب بدانند و این جملات کلی آنها را اقناع نمیکند و شاید در تعبیر و تفصیل بعداً یک اشکالاتی بوجود بیاید.
بنابراین در حقوِ ملت آن چیزی که حقوِ ملت است باید صریح و روشن گفته شود، این است که بنده معتقدم که بیشتر اینها زیادی بوده و توضیحاتی است که بعداً ممکن است ایجاد اشکال کند و از آن فایدهای متصور نیست.
قانون اساسی باید مختصر، صریح، روشن، موجز و برای همه قابل درک باشد.
این برای خواص نباید باشد.
همانطور که آقایان میدانند اسلام یک دنیای وسیعی است که همه افراد عادی نمیتوانند به آن آگاهی پیدا کنند.
در اینجا آن عصارهای که از مجلس خارج میشود باید صریح و روشن و قابل درک برای تمام مردم وتوده عوام باشد.
البته در اینجا استفاده میکنم که چرا این اشکال برای ما پیدا میشود چون اگر ما روز بروز کار انجام بدهیم یک روز در آخر کار میبینیم فرصتها از کف رفته و یک اشتباهاتی یا نواقصی در کار ما بوده است.
الان سه ماه است که قانون اساسی برای مردم مطرح است.
بنده خودم بعنوان اهل نظر سه بار در رادیو و دوبار در تلویزیون اظهارنظر کردم و مبنای مذاکرات ما آن اصولی بوده که در پیش نویس تنظیم شده و حاصل بررسی و مطالعه عدهای از کارشناسان بود که چهارچوب قانون را تعیین کرده بود، یعنی صغری و کبری مطالب پیوسته و روشن آمده بود و موزون هم بود.
البته ایراداتی داشت ولی قابل اصلاح بود و بایستی اصلاح میشد، زیرا از روش ترکیب، یک روش منطقی را دنبال کرده بودند.
مثلا فرض بفرمائید ما از اول گفتیم که جمهوری اسلامی، خیلی روشن هم اسلامیاش را معنی کرده بود، هم جمهوری را که مراد از این جمهوری اسلامی که اینهمه خون در راه آن ریخته شده چیست و چه بایستی باشد؟ ما الان فکر میکنیم یک اصلی را که بررسی میکنیم تمام مطاب را در همان اصل باید بگنجانیم و حال آنکه یکصد و پنجاه و یک اصل است و اگر ملاحظه بکنید میبینید که این اصول یک پیوستگی منطقی با هم داشته و من نمیدانم چطور شد، زیرا روز اول قرار بود از طرف کارشناسانی که این گزارش را تهیه کرده بودند، گزارشی بعرض مجلس خبرگان برسد چون حیف است که ما نتیجه مطالعاتی را که بوسیله صاحبنظران انجام شده نادیده بگیریم و دوباره خودمان از نو یک اصول دیگری را تنظیم کنیم زیرا در بعضی مواد مطالبی متضاد آنچه با مردم صحبت کردهایم دیده میشود.
خود بنده در تمام روستاهای آذربایجان رفتهام و واقعاً فعالیت کردم و مطالب را تشریح کردم، به مردم گفتم که هدف چیست و وظیفة دولت چه خواهد بود.
بنابراین وظیفة مردم هم باید در اینجا روشن شود و من در مقابل مردم متعهد هستم.
اگراین اصول، همان اصول باشد البته میتوان آن را در یک ماه تمام کرد ولی اگر قید یک ماه و شش هفته را بر دارید تا وسعت وقت داشته باشیم و بتوانیم بحث کنیم، البته یک قانون اساسی جدیدی بدون توجه به آن مطالعاتی که انجام شده میتوایم تنظیم کنیم.
ولی من میبینم هر روز صبح ما را در فشار میگذارند که آقا ساعت ده و نیم نزدیک شد زودتر نظرتان را بدهید این عجله و شتاب چرا؟ اگر ما اشتباهی مرتکب بشویم عواقب و نتایج آن در درازمدت خیلی گران تمام میشود.
به این جهت بود که با ایمان و عقیدهای که به جمهوری اسلامی دارم و با آنکه امیدوارم و آرزوئی جز این ندارم که این جمهوری به ثمر برسد، نظر خودم را عرض کردم و استدعا دارم در آن چیزی که بنده با اجمال گفتم توجه بیشتری بفرمائید.
یک گله هم دارم و آن را عرض میکنم و مرخص میشوم.
در کمیسیونها گفته شد به آن کمیسیون چهارده نفری فقط یک نظر را ارائه میشود کرد، آن هم نظر اکثریت را، چرا؟ اگر من در یک کمیسیون یک نظر صحیح داشتم چرا نباید ارائه بشود و مطرح بشود؟ الان تهیه پانزده نفر برای ارائه یک طرح در این مجلس برای کسی مثل بنده کار آسانی نیست چون آشناییهای ما کم است و بایستی این تضییق برای آن کسانی که نظریات نامتجانس دارند، از بین برود.
البته در اصول اسلامی بنده هیچگونه نه اجازه دارم اظهار نظر کنم و نه خواهم کرد ولی در آن چیزی که مربوط به حقوِ ملت ومسائل من هم باید بعنوان یک فرد اجازه داشته باشم که نظراتم را به مجلس تقدیم بکنم معذرت میخواهم از تصریح خاطر آقایان.
نایب رئیس (بهشتی) ـ تنها یک تذکر را لازم میدانم که در رابطه با وظیفه هیأت رئیسه برای روشن شدن آقای مقدم مراغهای و همه بدهم و آن این است که اظهارنظر در داخل کمیسیون آزاد است ولی اگر نظری در داخل یک کمیسیون نتوانسته باشد اکثریت آراء را بدست بیاورد و بعد بخواهد در مجلس مطرح بشود بدین منظور که آرائی جذب بکند، این خیلی بعید است و وقت را بمقدار زیادی میگیرد، به این جهت بود که فکر کردیم لااقل صاحب این نظر با مذاکرات خصوصی قانع کنندهتر بتواند یک عدهای را با خودش موافق کند.
گمان نمیکنم نظم دادن به اظهار نظر، معنایش تضییق باشد.
بجاست که یک نفر موافق صحبت کند ولی برای صرفهجوئی در وقت بهتر است که اول یک مخالف صحبت کند و بعد یک موافق.
آقای خامنهای بعنوان مخالف نام نوشتهاید (خامنهای ـ بلی) بفرمائید و ضمناً توجه بفرمائید که حاضران جلسه مدتی است هفتاد و یک نفر هستند چون در آغاز جلسه پنجاه و یک نفر بودند.
خامنهای ـ بسیاری از مطالبی را که در نظرم بود نمایندگان محترم قبل از من گفتند و بنابراین از آن مطالب میگذرم اما حرف من در دو قسمت خلاصه میشود که بیشتر آن را آقای فارسی گفتند و خلاصه روی کل قضیه است.
من شاید آنچه که وظیفة اعم خود میدانستم بگویم، آن قسمتی بود که مربوط به تدوین قانون بود.
چون من جسارت میدانم که در حضور بزرگانی که اینجا هستند و هر کدام در قسمتی متخصص، بخصوص آقایان علماء که متخصصین واقعی اسلام و فقه هستند بگویم که آقایان بنشینید و قانون را برابر احکام اسلام بنویسید، اصلا مقام نصیحت و ارشاد آقایان را به تقوا یک نوع تظاهر میدانم.
بنابراین، این قسمت مفروغ عنه است اما این قسمت دوم را تأکید داشتم و مسئول میدانستم که ما اینجا برای بیان حقایق اسلام نیامدهایم ما اینجا باید حقایق اسلام را در یک قالب ایران پسند و دنیا پسند که مخالفین ساکت بشوند و موافقین خوشحال بشوند، در یکصد و پنجاه یا تعداد اصول بیشتری بریزیم و اینها اصول قانون باشد، بعنوان اینکه نقش تعیین کننده داشته باشد و شعار باشد زیرا معنای قانون این است و الا ما در تعریف اخلاِ میشنویم که میگویند آنست که ضمانت اجرا ندارد و درج آن در قانون بسیار مشعشتر است اما اثر عملی ندارد.
ما در اینجا برای بیان اخلاِ اسلامی نیامدهایم، گو اینکه باید آنرا هم بگنجانیم ولی ما اینجا کلماتی میخواهیم و جملاتی و اصولی میخواهیم که در درجه اول بودن و نبودنش در سرنوشت ما و دیگران مؤثر باشد، نقش داشته باشد و تعیین کننده باشد.
تعریف جامع و مانع که میکنیم همین است.
بنابراین چیزی ننویسیم که از آن استفاده وسیعتر بشود یا چیزی ننویسیم که بیان کنندة مکنونات ذهن ما نباشد.
علیهذا چون این اصلا قدری نامناسب است، بیش از این خجالت میکشم چیزی بگویم و بر میگردم به آن الفاظی که اشاره شد آرمان و هدف.
آرمان را همانطوری که تعریف کردند به معنای هدف دور است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ میتوانم خواهش کنم آن مطالبی که گفته شده تکرار نفرمائید؟) خیر این مطالب مال خودم است، این چیز دیگری است آرمان چیزی نیست که دولت بتواند در روز اول تأمین کند.
ما اینجا جزو آرمانها داریم «بالا بردن سطح آگاهی»، یعنی یک عمل و یک فعل مکانیکی است که دولت از آغاز کار خود باید آن را انجام بدهد، آموزش و پرورش رایگان آیا یک آرمان است؟ آیا ارزان کردن اجناس یک آرمان است؟ ملی کردن انبار فلان، آرمان است؟ تهیه شیر و آذوقه و ارزاِ مردم یک آرمان است؟ «تقویت روح تحقیق» از وظایف است این را بنویسید.
من خودم هم در پیشنویسی که تهیه کردم که خودم هم قبول ندارم و بر آن خیلی افزودهام ما یک اصل گذاشتیم و بطور خلاصه نوشتیم «دولت موظف است انقلاب اسلام را در جلوههای مختلف پیاده کند».
یک انقلاب را در جلوههای مختلف که میخواهند پیاده کنند، اول انقلاب فرهنگی یعنی آموزش رایگان را باید بگذارند دیگر این را میشود از روز اول مهر عملی کنند.
صحبت بهداشت را سه ماه پیش کردند، آیا بهداشت و طب ملی آرمانی است؟ این را باید از فردا شروع کنند.
یا بیمه، بیمههای متعدد قبلا در این مملکت بوده ولی شمول آن کم بوده خوب، حالا بیشتر کنند.
وضع این کلمات و جملهها طوری نباشد که در خانه بنشینیم و جرأت نکنیم از خانه بیرون بیاورئیم و مرتباً به ما نشان بدهند که آقا این کلمات، این ایرادات را دارد.
اگر ما با هم دوستانه انتقاد بکنیم بهتر است که دشمنان بکنند.
مشارکت مردم در تعیین سرنوشت در اصل سه آرمان است و در اصل شش این تأمین شده.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای خامنهای، روی کلمه آرمان بیش از این صحبت نفرمائید، آقای فارسی این راگفتند) فقط آرمان نیست من راجع به قسمت دیگر صحبت میکنم.
ما بحث لفظی نداریم، ما در اصل ششم داریم که در جمهوری اسلامی شورا یکی از مبانی اساسی امور جامعه است، اینها منافات دارد.
بعلاوه مگر آنچه را که نیازمندیم (من دفع دخل مقدر را میکنم) که چیزهائی بوده که میبایستی باشد آنها را ما گنجاندهایم و آقای مقدم مراغهای هم فرمودند که اینها همهاش خوب است ولی تمام چیزها که اینها نیست.
بنده یک لیستی به اندازه تمام اینها دارم اجازه بدهید بیاورند اینجا پخش کنند، چیزهائی است که ضرورتش به اندازه اینها هست و کمتر نیست.
من گمان میکنم در ارتباط با همین اشکالاتی که دارم، من البته زیادتر نوشته بودم ولی به اختصار میگویم که فرصتی برای بقیه آقایان موافقین هم باشد، اشکال کار ما از کار غلط همان شورای هماهنگی بود که بجای هماهنگی، نظم را بر هم زدند.
ما برای این مجلس انتخاب شدیم و قبول دولت و اعتبار نامه، حق رأی به نمایندگان داده است.
این حق مکتسب را هیچ عاملی نمیتواند بگیرد جز مو کل، آن هم با عزل.
ما طبق این حق رأی، در گروهها حق بیان داریم و حق رأی نداریم، چون رأی تأثیر ندارد و بصورت اقلیت مندرج نمیشود و بعد در اینجا حق طرح نداریم و اینجا فقط میتوانیم با اجازه مخالفت کنیم.
آنهم بصورتی است که متأسفانه به مدیرت این مجلس اعتراض دارم، برای اینکه بارها وقت سخنرانی خواستهایم ولی توجهی نشده، دیروز یا پریروز بود که من گفتم آقای بهشتی نوبت من در اینجا است و نوبت من رعایت نشد، البته مصالح کلی را ایشان در نظر گرفته بودند ولی به هر حال این احتمال هست که آن رأی داده نشود و این فرصت صحبت ملحوظ نگردد.
پس بنده برای چه انتخاب شدم؟ من به شورای هماهنگی و همچنین انتخاب گروهها، یعنی فشرده کردن هفتاد و سه نفر در دو دسته هفت نفری که حداکثر میشود چهارده نفر، مخالف هستم و کندی کار را هم از آن میدانم و باز تذکر میدهم که از موضع یک نفر که با قانون بازی میکند، به چیز دیگر کاری ندارم، این طرز قانون نویسی نیست که اصل دوم را ما شانزده بند بکنیم و مثل آن اصل قبلی دو روز معطل بشویم و روش صحیح در کار نداشته باشیم و دراینجا بنیشینیم بجای تصویب بگوئیم چه کنیم و هر روز آهنگ جدیدی باشد برای اینکه چه باید کرد.
شما اگر این قانون را میآورید همین جا و کلمه کلمه مطرح میکردید، وقت کمتری صرف میشد، با آنکه آن هم روش صحیحی نیست بنده اعتراضی دارم و خواهش دارم برای اینکه حقوِ کلیه نمایندگان از بین نرود و حقوِ موکلین از بین نرود، در ابراز رأی تجدیدنظر بشود، شورای هماهنگی بخودش تکانی بدهد، به نظرات توجه بیشتری بشود و اینهمه پاکنویس و غلط نویس نکنند.
وقتی من میخواهم متنی را مطالعه کنم میبینم این متنهائی که بدستم دادهاند، هر کدام نسبت به دیگری مختصر تغییر دارد.
نحوه مدیریت هم در طریق اداره عمومی جلسه باشد نه شخصی، خیلی متشکرم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ در آئیننامه تذکر داده شده است که اگر در اثناء سخن نمایندهای مطلبی باشد که مربوط به نماینده دیگری باشد، آن نماینده میتواند جواب بدهد.
برادرمان آقای خامنهای در دو جای سخنشان به نحوه مدیریت جلسه اعتراض داشتند، یکی این بود که نوبتشان را دیروز رعایت نکردهام و یکی هم در آخر حرفهایشان گفتند نحوه مدیریت باید مطابق مصالح عمومی جلسه باشد و نه شخصی، از ایشان خواهش میکنم که بعداً مورد منظورشان را یادداشت کنند و بخود من بدهند تا اگر آنطور که ایشان از مطلب برداشت اشتباهی کردهاند، بعداً خودشان بیایند و اشتباهشان را تصحیح کنند.
ما الان میخواهیم یک موافق بیاید و صحبت کند.
آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
پس از سلام بر حضار محترم قبل از اینکه وارد بحث درباره اصل سوم، که هدف اصل دوم ـ که عدل بود ـ بشوم عدل هم تقسیم میشود به عدل در تشریع و عدل در تقسیم و عدل در تکوین و این مسائل که در اینجا بررسی شده برای این است که عدل در جامعه تحقق و عینیت پیدا بکند، یک مطلب را لازم بود عرض کنم و بعداً درباره این مطالبی که اینجا گفته شده، عرایضی را بسمع میرسانم.
با اینکه سعی میکنم کمتر وقت نمایندگان محترم مجلس بررسی نهائی قانون اساسی را بگیرم، اکنون احساس میکنم توجه و دقت نسبت به یک موضوع نهایت ضرورت و لزوم را دارد و آن این است که بطوریکه نمایندگان محترم توجه دارند، کلیه پیشنهادهای رسیده مربوط به قانون اساسی از چهار هزار متجاوز است و بین نمایندگان هفت کمیسیون که هر کدام مرکب از ده نفر میباشد، تقسیم شده است.
هر یک از کمیسیونها پیشنهادهای مربوط به آن مواد و اصولی را که بین کمیسیونها تقسیم شده، مورد بررسی و تحقیق قرار دادهاند و البته توجه داریم که دفتر مجلس هم...
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فاتحی فقط بعنوان موافق اصل صحبت بفرمائید، نه بعنوان پاسخ به همه مطالبی که گفته شده است.
از دوستانی که دعوت میکنم اینجا بعنوان موافق تشریف بیاورند، انتظار همه این است که فقط بعنوان موافق صحبت کنند.
بنابراین لازم بود که شما میفرمودید من تذکری دارم تا ببینم آیا باید تشریف بیاورید یا خیر.
فاتحی ـ دو سه دقیقه بیشتر طول نمیکشد.
خلاصهاش این است که آیا آقایان آن پیشنهادهائی را که مربوط به اصول خودشان در کمیسیونها بوده، مطالعه کردهاند و پیشنهادهائی را که مربوط به کمیسیونهای دیگر بوده است، بطور دقیق مطالعه نکردهاند.
فی المثل بنده جزو کمیسیون هفتم که در امور قضائی و مالی و روابط اجتماعی بررسی میکند، هستم، به این دلیل پیشنهادهای رسیده در کمیسیونهای دیگر را دقیقاً مطالعه نکردهام.
نایب رئیس (بهشتی) ـ این بحث از موضوع خارج است.
فاتحی ـ نظرم این است که طوری ترتیب داده بشود که همه آقایان تمام پیشنهادها را مطالعه کنند، عرضم در این قسمت تمام شد.
و اما راجع به این اصول عرض شود دیروز قسط و عدل و استقلال سیاسی یا اقتصادی و فرهنگی و همبستگی ملی را گفتیم باید تأمین کنیم، حالا بررسی میکنیم ببینیم این اصولی که پیشنهاد شده است، ما را به این هدف میرساند یا نه.
بند اول این بود که «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی» پیداست کسی که متصف به فضائل اخلاقی و ایمان و تقوا باشد، این خود یک نحوه از عدلی است که آرمان ما هم هست و میخواهیم به آن برسیم و عرض شود «بالا بردن سطح آگاهی عمومی در همه زمینهها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانههای گروهی»، این هم باز راهی است برای رسیدن به سعادت وعدل و استقلال سیاسی و اجتماعی که تفکر ما در اجتماع صحیح باشد و از تمام جریانات واقع در دنیا با اصلاع باشیم.
و از نظر «آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان در تمام سطوح» که در اصل پیشبینی شده است، مسلماً عدل هنگامی تحقق پیدا میکند که علم و دانش برای همه افراد باشد، همانطور که اسلام هم علم و دانش را برای تمام افراد فریضه دانسته است.
در بند بعد میگوید «طرد استبداد و خودکامگی و هر نوع سلطه جوئی و انحصارطلبی»، یعنی باید سرمایههای ملت بطور عادلانه تقسیم شود.
افرادی که خود کامه و سلطه جو هستند مانع تقسیم عادلانه میشوند، کما اینکه در زمان سابق هم تقسیم بطور عادلانه نبود و این خود بر خلاف عدل بود.
در بند دیگر «مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی خود» این هم حدی است که هر کس به حقوِ خودش برسد و اگر کسی به حق خودش نرسد بر خلاف عدل است.
نایب رئیس (بهشتی) ـ آقای فاتحی شما باید میفرمودید که این بندها بودنش ضرورت دارد یا خیر، نه اینکه دربارهاش توضیح بدهید.
فاتحی ـ پس برای رسیدن به عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، حتما باید این مطالب در جامعه ما تحقق پیدا کند.
دیگر عرضی ندارم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ برای روشن شدن یک نکته که در سخن آقای فاتحی بود، یادآوری میکنم که هر یک از نمایندگان در هر گروه که باشند این امکان را دارند که به اوراِ موجود در گروههای دیگر مراجعه کنند، ممنوعیت و یا محدودیتی برای اینکار وجود ندارد.
آقای ربانی بفرمائید.
یکی از نمایندگان ـ مگر قرار نبود یک موافق و یک مخالف صحبت کنند؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ سه مخالف آمدند و صحبت کردند، سه موافق هم میتوانند صحبت کنند، مگر شما در جلسه تشریف نداشتید؟ چون آقای ربانی قبلا نوبت گرفته بودند حالا صحبت میکنند و بعد هم آقای غفوری میتوانند بعنوان دفاع از این اصل توضیحاتی بدهند.
آقای ربانی بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.
آنچه موجب شد که این اصل در اینجا گنجانده بشود، نظریهای بود که آقای غفوری داشتند و آن این بود که یک قانونی بنویسیم که علاوه بر اینکه بیانگر اصول و قوانین اسلامی باشد، جهان پسند و هم چنین نمایشگر این باشد که حقوِ مردم به آنها برسد و رفع اغلال بنماید.
بنظر من منظور ایشان در اینجا تأمین نشده است، ما گفتیم این اصولی را که شما نوشتهاید، تمام اینها در ضمن فصول دیگر خواهد آمد (یکی از نمایندگان ـ مثل اینکه شما بعنوان مخالف صحبت میکنید)...
اجازه بفرمائید مخالف نیستم بلکه موافق مشروط هستم، بنظر من گروه چهاده نفری هدف ایشان را درست تنظیم نکردهاند.
قرار بود که اول بیان حکومت بشود، بعد تفسیر حکومت و سوم اهداف حکومت بیان شود.
اصلا نظر ایشان این بود که ما بیائیم در اول فصل کلیات اهداف حکومت جمهوری اسلامی را بیان بکنیم، نه اینکه به نحوه قانون بپردازیم، چون در ضمن سایر فصول تمام آنها میآید.
لذا اینکه نوشته شده «جمهوری اسلامی ایران موظف است» این جمله بیانگر خواسته ایشان نیست، برای اینکه این در فصول دیگر هست.
بنابراین باید همانطور که ایشان گفتهاند اهداف جمهوری اسلامی یکییکی گفته بشود.
مساله دوم تقدم و تأخر این اصول است، بنظر من بعضی از این اصول مقدم بر اصول دیگر است، مثلا استقلال مقدم بر سایر امور است.
بعلاوه خیلی از این اصول هست که وقتی کشور دارای استقلال باشد، قابل اجراست و بنظر من بعضی از این مقدمهها باید جلوتر ذکر بشود.
مسأله سوم تکرار است، ستمگری یکبار در اصل دوم آمده است و یک دفعه هم با لفظ «سلطه جوئی» در اصل سوم آمده است که این تکرار هم باید حذف بشود.
بنابراین بنده با این شرایط با اصل موافقم.
نایب رئیس (بهشتی) ـ نوبت آقای دکتر غفوری است که بعنوان موافق صحبت بفرمایند.
سبحانی ـ مگر قرار نبود یک موافق صحبت کند؟ نایب رئیس (بهشتی) ـ چون سه مخالف صحبت کردهاند، سه نفر هم بعنوان موافق میتوانند صحبت کنند.
جنابعالی اول حساب را رعایت بفرمائید بعداً انتقاد کنید، آقای غفوری بفرمائید.
دکتر غفوری ـ بسم الله الرحمن الرحیم.
اللهم اکفنا مایشغلنا الاهتمام به واستعملنا بما تسئلناغدا عنه.
آرزوی حقیقی ما این است که «من» را رها کنیم و به «ما» برسیم، این سرلوحه کارمان است.
من خیلی شرمنده هستم که به کسی نسبت داده بشود که این اصل را اودرست کرده است.
ممکن است که شخصی وسیله شده باشد، اما خدا خودش میداند که دلم نمیخواهد به من نسبت داده بشود، صحبت در این است که ما چه باید بکنیم.
روی این اصل همانطور که اشاره شد من خودم را مسئول دانستم موقعیکه این نوشتهها و پیشنهادها رسید، احساس مسئولیتی شد و در لابلای مطالبی که رسید خواستههائی وجود داشت.
در سابق قانون را قانون نویسان در اطاقهای دربسته مینوشتند، یعنی یک عده قانون مینوشتند و یک عده هم قانون دربارهشان اجرا میشد.
حالا بنظر میرسد که در نوشتن قانون باید به نیازهای موجود توجه داشته و همچنین آنکسی نیازها را میداند، در اینکار دخالت داشته باشد، و این مسئولیتی است که ما در اینجا داریم، یعنی نیازهای انسانها را در یابیم و به آن توجه داشته باشیم، از جهت اینکه خدای انسانها خواسته که امانتها را به کسانی بسپارند که اهلیت و صلاحیت دارند.
من عرایضم را خیلی خلاصه میکنم چون فکر میکنم آنها که اهل مطالعه بودهاند در این چند روز (در این چند روز عرض میکنم چون میدانم که همه اهل مطالعه هستید) توانستهاند مسائل را بررسی کنند.
بدون اینکه هیچگونه دفاعی باشد ضمن اظهار تشکر از همه چون واقعاً دفاعی وجود ندارد که بگوئیم «تو» نه، و «من» آری، اگر چنین باشد اول سقوط و انحطاط خواهد بود.
پس با اقرار بر اینکه همه در تلاش هستیم تا راه بهتر را پیدا کنیم، یک سؤال وجود دارد و آن این است که این مردمی که در انتظار هستند و این مطالب را میشنوند، ببینیم چگونه میشود این بار را از دوششان برداشت، ببینیم چه چیزی وجود دارد که میتواند بار دوششان را سبک کند.
بحثی که الان مورد توجه ما است، اصول کلی است.
البته هر قانونی یک مقدمه دارد، مقدمه تاریخی، که چگونه ما به این مرز تاریخی رسیدیم و انگیزههای اصلی چه بوده، در اصول کلی یعنی الهامهای اصیل، پایههای اصیل، برنامههای کسانیکه بعداً میخواهند عهدهدار مسئولیت این جامعه بشوند، آنهائی که این قانون اساسی را تصویب میکنند، میگویند ما اینها را میخواهیم.
در اصولیکه بعداً میآید همانطور که شأن یک قانون است، در یک ماده و یک اصل یک چیز باید الزام آور باشد، مثلا وقتی ما میگوئی که «بالا بردن سطح آگاهیهای عمومی» این را مردم میخواهند، «آموزش و پرورش رایگان» را مردم میخواهند اما میگوئیم تا کلاس هشت، که البته خیلی هم کم است، چون کشورهائی هستند که در آن جا تحصیل تا کلاس دوازده الزامی و اجباریست.
ما در اینجا نگفتهایم اجباری، این قانون یک حرکتی را ایجاد میکند که این حرکت از مقدمه شروع شده، یعنی از انگیزههای اولیه که چرا ما قانون اساسی را تدوین میکنیم، شروع میشود که اصول کلی و انگیزههای اولیه را بیان میکند، اصول مستند اسلامی را بیان میکند که اگر این قوانین هم عوض شد، معلوم باشد که در اسلام (الحق لایجری لاحد حتی جری علیه) یک اصل است، پس این مقدمه انگیزهها را بیان میکند، اصول کلی پایهها را بیان میکند، اصول تفصیلی بعدی الزامی و آنچه که در شأن قانون است، من نمیخواهم از دوستان گله کنم ولی این یک امر طبیعی است.
در قرآن هم، همه شما میدانید در فاتحه الکتاب تمام قرآن هست، بعد هم تفصیل آن است.
شما از تکرار نهراسید خصوصا چون دست روی دل مردم و درد مردم میگذارید.
عزیزان من، ما میخواهیم دراین مملکت کار انجام بگیرد.
قانون اساسی قبل هم نوشته شد، همین اعلامیه حقوِ بشر که در سال یک هزار و هفتصد و نود و دو در جای دیگر نوشته شده بود، عین ماده هشت تا ماده بیست و پنج آنرا آوردند در این اعلامیه حقوِ بشر فعلی.
در این مملکت سی و پنج میلیون هکتار زمین قابل کشت وجود دارد اما شش میلیون هکتار کشت میشود و بیست و نه میلیون هکتار بدون استفاده افتاده است.
خیلی عذر میخواهم از اینکه وارد جزئیات میشوم، من نمیخواستم این مطالب را بگویم ولی دردهائی را که ملت ایران دارند باید روشن بشود.
ماکه مجبوریم از سی

/ 0 نظر / 10 بازدید